بلاگ

  • معنی کلمه Gust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gust به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gust به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک باد تند و ناگهانی را «تندباد» یا «وزش شدید باد» می‌گویند. این بادها گاهی بدون هشدار می‌وزند و می‌توانند خسارت‌بار باشند.

    **تندبادها در طوفان‌ها** بسیار قدرتمند هستند.
    **یک تندباد** می‌تواند تعداد زیادی از برگ‌های درختان را با خود ببرد.
    **یک وزش باد شدید** حتی می‌تواند سقف یک مغازه را کنده و با خود ببرد.
    رانندگان کامیون به خوبی می‌دانند که یک باد تند و شدید می‌تواند کامیون آن‌ها را از مسیر اصلی خارج کند و باعث از دست دادن کنترل وسیله نقلیه شود.

     
    واژه «Gust» به عنوان یک فعل نیز به کار می‌رود:

    **باد** با سرعت‌های بسیار بالا، حتی تا ۶۰ و ۷۰ مایل در ساعت می‌وزد.
    **وزش باد** گاهی آنقدر نیرومند است که می‌تواند یک درخت کامل را از ریشه بیرون بیندازد یا بشکند.

     
    واژه «Gusty» نیز یک صفت است و برای توصیف بادهای تند به کار می‌رود.

    امروز **باد تند** می‌وزد.
    هنگام رانندگی روی یک پل، توجه کردن به **بادهای تند** بسیار مهم است.
    **بادهای تند** یک درخت را بر زمین زد.
    **بادهای تند** که بر فراز دریاچه می‌وزند، موج‌های بزرگی ایجاد می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gut به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Gut به فارسی با مثالهای کاربردی

    روده بخشی از دستگاه گوارش شماست. این کلمه از نظر ظاهری شبیه به “معده” است، اما در واقع این دو با هم تفاوت دارند. روده شامل معده، روده‌ها و دیگر اندام‌های گوارشی می‌شود.

    خوردن ماست، باکتری‌های مفیدی برای روده شما فراهم می‌کند.
    فرد می‌گوید که در حال تلاش برای بهبود وضعیت روده‌اش است. (منظور او این است که می‌خواهد وزن کم کند.)
    او روده بزرگی دارد. (یعنی شکمش برآمده و بزرگ است.)

    این کلمه در صحبت‌های روزمره نیز به کار می‌رود و معانی مختلفی دارد:

    او واقعاً جسارت دارد. (یعنی آدم شجاعی است.)
    تو جرات انجام این کار را نداری. (یعنی از انجام آن می‌ترسی.)
    وقتی پلیس آن مرد را دستگیر کرد، بلافاصله everything را اعتراف کرد. (یعنی همه اطلاعات را به پلیس داد.)
    یک حس درونی به من می‌گوید که این کار اشتباه است. (حس درونی یعنی همان شهود و الهام باطنی.)
    من این را در وجودم حس می‌کنم.
    جری به خاطر خوردن آبجو، شکم بزرگی پیدا کرده است. (شکمش به دلیل مصرف آبجو بزرگ شده.)
    یک ماشین به یک سنجاب زد و احشایش همه‌جا پخش شد.
    مجبوری تا آخرش تحمل کنی. (یعنی باید سختی بکشی یا درد را تحمل کنی.)

    وقتی “روده” به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به معنای درآوردن داخل چیزی یا تخریب کردن آن است:

    بعد از صید، ماهی‌ها را پاک کردیم و شکمشان را خالی نمودیم.
    آتش، داخل ساختمان را کاملاً نابود کرد. (یعنی بخش داخلی ساختمان سوخت.)
    تعمیرکاران، فضای داخلی خانه را کاملاً تخریب کردند و سپس آن را مدرن کردند.
    شهر، طرح ساخت یک پارک جدید را به طور کلی کنسل کرد. (یعنی آن برنامه را حذف یا تغییر داد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gutter به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gutter به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gutter به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناودان یک وسیله است که معمولاً نزدیک سقف ساختمان یا در کنار خیابان نصب می‌شود. کار آن این است که آب را از ساختمان یا از سطح خیابان دور کند.
    در خانه‌ها، ناودان آب را به یک مسیر شیب‌دار هدایت می‌کند تا از پای ساختمان دور شود.

    من هر سال در فصل بهار و پاییز باید ناودان‌های خانه‌ام را تمیز کنم.
    همسایه‌های من هم باید ناودان‌های خود را پاکسازی کنند، وگرنه پر از برگ و آشغال می‌شوند.
    بعضی از خیابان‌های قدیمی شهرها صدها سال است که از ناودان استفاده می‌کنند.
    وقتی به شهر فرایبورگ رفتیم، در بسیاری از خیابان‌ها ناودان‌هایی (Bächle) دیدیم که آب در آن‌ها جریان داشت.

     

    در ورزش بولینگ، به دو طرف مسیر توپ‌اندازی نیز «گاتر» یا ناودان می‌گویند.

    توماس سعی کرد توپ را درست بیندازد، اما توپش به ناودان افتاد.
    او یک توپ ناودانی انداخت.
    برای اینکه توپ به ناودان نیفتد، سعی کنید آن را دقیقاً از وسط مسیر بیندازید.

     

    گاهی کلمه «گاتر» برای اشاره به حرف‌های زشت یا رفتار ناشایست هم به کار می‌رود.

    ویکتور حاضر نشد مانند بقیه بچه‌هایی که زمین بازی پارک را خراب کرده بودند، رفتار زشت انجام دهد.
    ایزابل با آن نوع حرف‌های زشتی که در محله‌ی محروم دوران کودکی‌اش شنیده بود، کاملاً آشناست.
    ذهن آن بچه همیشه جای بدی است.
    «ذهنت را از آن چیزها پاک کن» (این یک اصطلاح است و منظور این است که فرد به چیزهای ناپاک فکر می‌کند).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Guy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Guy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «گای» یک اصطلاح عامیانه و پرکاربرد برای اشاره به مردان است. گاهی اوقات حتی برای خطاب قرار دادن گروه‌هایی که شامل زنان هم هستند نیز استفاده می‌شود.

    **نمونه‌هایی از کاربرد این کلمه:**

    * ما به چند نفر (چند گای) نیاز داریم تا به ما کمک کنند این میز را داخل کامیون بگذاریم.
    * من یک نفر (یک گای) را می‌شناسم که می‌تواند در مشکل کامپیوتری به تو کمک کند.
    * دوستم، مارک، به ماشین علاقه زیادی دارد و درباره آن اطلاعات فراوانی دارد.
    * امیدوارم آن آقا بداند چه کاری انجام می‌دهد.
    * برنامه شما برای این آخر هفته چیست؟
    * آیا به آن مهمانی می‌روید؟
    * آن افراد چه کسانی هستند؟ آیا آن‌ها را می‌شناسی؟
    * او واقعاً آدم خوب و خوش‌قلبی است.
    * امیدوارم با یک آدم خوب و مناسب آشنا شوی و ازدواج کنی.
    * شخصیت‌های خوب این فیلم چه کسانی هستند؟
    * آیا او آدم خوبی است یا بد؟
    * تاد آدم خوبی نیست. او کمی بدجنس و بی‌ادب است.
    * آن مرد فکر می‌کند چه کسی است؟
    * رفتار آن شخص واقعاً زننده است.
    * بسیار خب، آقای همه‌چیزدان، فکر می‌کنی خیلی باهوشی.
    * آدم‌های خوب همیشه آخر سر می‌مانند. (این یک اصطلاح است و معنایش این است که افراد خوش‌قلب و درستکار گاهی به دلیل رقابت با دیگران یا مورد سوءاستفاده قرار گرفتن توسط افراد بی‌اصلاح، موفقیت‌های کمتری به دست می‌آورند.)

    **کاربرد در سلام و خداحافظی:**
    شما اغلب این کلمه را زمانی می‌شنوید که آمریکایی‌ها به یکدیگر سلام یا خداحافظی می‌گویند. در این حالت، مخاطبان می‌توانند مرد یا زن باشند.

    * سلام به همگی. چه خبر؟
    * درود بچه‌ها. حالتان چطور است؟
    * همگی را بعداً می‌بینم.
    * خداحافظ دوستان.

    **نکته مهم:**
    کلمه‌ای مشابه «گای» که برای اشاره به یک دختر یا زن به کار می‌رود، «گَل» است. اما توجه داشته باشید که همه زنان از به کار بردن این کلمه برای خودشان راضی و خوشحال نیستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Guzzle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guzzle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Guzzle به فارسی با مثالهای کاربردی

    نوشیدن حجم زیادی از مایعات در مدت زمان کوتاه را “guzzle” می‌گویند. در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از این کلمه را می‌بینید:

    فرانک بعد از هشت ساعت کار زیر آفتاب سوزان، نیم گالن آب را یک نفس نوشید.
    کسانی که مسابقات فوتبال را از تلویزیون تماشا می‌کنند، معمولاً تنقلات می‌خورند و آبجو سر می‌کشند.
    دانشجویان دانشگاه در مهمانی‌ها به خاطر سریع نوشیدن آبجو معروف هستند.
    وقتی هوا گرم است، چای سرد به مقدار زیاد نوشیده می‌شود.
    نوشیدن بیش از حد هر چیزی در زمان کوتاه می‌تواند حالتان را بد کند.
    خوزه امروز صبح قبل از رفتن به سر کار، سه فنجان قهوه را تند تند نوشید.

     
    این کلمه برای خودروهایی که بنزین زیادی مصرف می‌کنند هم به کار می‌رود:

    شاسی‌بلندهای بزرگ بنزین زیادی می‌خورند.
    امی یک ماشین پرمصرف را می‌راند.
    ماشین‌هایی که قبل از سال‌های ۱۹۸۰ ساخته شده بودند، بنزین خوریشان خیلی بالا بود.
    تاد با افتخار به همه می‌گوید که کامیونش در یک هفته چقدر بنزین می‌سوزاند.
    مصرف بالای بنزین، باعث افزایش آلاینده دی‌اکسید کربن می‌شود.
    آیا شما هم یک وسیله نقلیه پرمصرف رانندگی می‌کنید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Habit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Habit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Habit به فارسی با مثالهای کاربردی

    عادت، یعنی کاری که آدم بارها و بارها انجام می‌دهد و برایش تکرار می‌شود. بعضی از این عادت‌ها خوب و مفیدند و بعضی دیگر، بد و زیان‌بار.

    سیگار کشیدن یک عادت بد است.
    ورزش کردن یک عادت خوب است.
    شب‌ها دیر غذا خوردن عادت بدی است.
    صبح زود از خواب بیدار شدن یک عادت خوب است.
    ناخن جویدن یک عادت بد است.
    مسواک زدن مرتب دندان‌ها عادت خوبی است.
    کنار گذاشتن بعضی از عادت‌ها، چه خوب باشند چه بد، خیلی سخت است.
    برای یک دانش‌آموز، شکل‌گیری عادت‌های خوب درس خواندن بسیار مهم است.
    شما چه عادت‌هایی دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hack به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hack به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هک” معانی مختلفی دارد. یکی از رایج ترین معانی آن، مربوط به کسانی است که بدون اجازه به رایانه یا تلفن دیگران نفوذ می‌کنند:

    مثلاً فردی راهی برای ورود به شبکه رایانه‌های یک شرکت پیدا کرد.
    هکرها شماره کارت‌های اعتباری و اطلاعات شخصی مردم را دزدیدند. (هکر به کسی می‌گویند که عمل هک را انجام می‌دهد.)
    برای اینکه قربانی هک نشوید، بهتر است رمزهای عبور خود را به طور منظم عوض کنید.
    رایانه برندا هک شد و حالا او نمی‌تواند از آن استفاده کند.

    این کلمه به عنوان فعل، معانی دیگری هم دارد:

    شغل تیم خیلی سخت بود. او نتوانست از عهده‌ی آن بربیاید، بنابراین استعفا داد. (نتوانستن از عهده کاری برآمدن یا تحمل کردن شرایط)
    میلدرد سرفه‌های خونی می‌کرد، برای همین به بیمارستان رفت. (هک کردن در اینجا یعنی سرفه شدید)
    بریدن آن درخت با تبر، دو ساعت طول کشید. (هک کردن به معنای بریدنِ بی‌دقت است.)
    آرایشگر، دم‌اسبی آن مرد را با حرکت سریع و تندی برید تا برای درست کردن کلاه‌گیس اهدا شود.

    گاهی هم از کلمه هک برای توصیف یک آدم معمولی یا غیرحرفه‌ای در کارش استفاده می‌شود:

    حسابدار علی آدم متوسطی است و بهتر است از حسابدار من استفاده کند.
    آن آدم کم‌مایه‌ای که ماشین من را تعمیر کرد، حتی ترمزها را هم درست درست نکرد.

    کلمه “اره برشی” (hacksaw) هم به یک نوع اره دستی با تیغه‌ای قابل تعویض اشاره دارد:

    هر وقت لازم باشد لوله‌ای را ببرم، از یک اره برشی با تیغه مخصوص برش فلز استفاده می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Haggle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Haggle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Haggle به فارسی با مثالهای کاربردی

    چانه زدن (Haggle) به معنای بحث و گفت‌وگو برای رسیدن به قیمت یا شرایط بهتر در یک خرید است. این کلمه معنایی نزدیک به “معامله کردن” و “مذاکره کردن” دارد.

    تونی بعد از بیست دقیقه چانه زدن روی قیمت ماشین، توانست آن را هزار دلار ارزان‌تر بخرد.
    خیلی از افراد وقتی قصد خرید یک کالای گران‌قیمت را دارند، دوست دارند چانه بزنند. (در این جمله، کلمه “چانه زدن” به شکل مصدر به کار رفته است.)
    آن‌ها از چانه زدن لذت می‌برند. (در این جمله، “چانه زدن” به صورت اسم‌فعل یا مصدر استفاده شده است.)
    آیا شما در چانه زدن مهارت دارید؟
    شما نمی‌توانید روی قیمت مواد غذایی در یک فروشگاه معمولی چانه بزنید.
    همه افراد هنگام خرید خانه روی قیمت آن چانه می‌زنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hair به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hair به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hair به فارسی با مثالهای کاربردی

    مو، رشته‌هایی است که روی سر و قسمت‌های مختلف بدن رشد می‌کند.

    اگر موهایتان خیلی بلند شود، لازم است آن را کوتاه کنید.
    خانم‌ها معمولاً برای آرایش یا رنگ کردن موهایشان به آرایشگاه می‌روند.
    کسانی که در آشپزخانه یا محیط پخت غذا کار می‌کنند، معمولاً باید از تور مو استفاده کنند. تور مو، تمام موها را می‌پوشاند.
    به کسی که موهای زیادی روی بدنش دارد، پرمو گفته می‌شود. کلمه “hairy” در انگلیسی یک صفت است.
    اگر مردی زیر بینی‌اش مو بروید، به آن سبیل می‌گویند.
    اگر موی روی چانه بروید، آن ریش است.
    موهای بالای چشمتان را ابرو می‌نامند.
    نوزادان معمولاً موی کمی دارند.
    با بالا رفتن سن، بیشتر افراد بخشی از موهایشان می‌ریزد.
    موی بیشتر سالمندان به رنگ خاکستری یا سفید درمی‌آید.
    کسی که مویی روی سر ندارد، طاس یا کچل نامیده می‌شود.
    اگر از رنگ موی خود راضی نیستید، می‌توانید آن را تغییر دهید.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “مو” استفاده شده است:

    باب به اندازه یک مو با گرفتن آن شغل فاصله داشت. (یعنی خیلی نزدیک شد که آن کار را بگیرد.)
    مهمان‌های جشن، با شروع موسیقی، ریلکس شدند و خوش گذراندند. (یعنی احساس راحتی کردند و احتمالاً شروع به رقصیدن کردند.)
    موی سرم نشو! (یعنی: دیگر مزاحمم نشو!)
    او فقط دارد مو را از ماست می‌کشد! (یعنی به دنبال ایرادگیری برای چیزهای بی‌اهمیت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Half به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Half به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Half به فارسی با مثالهای کاربردی

    نصف یعنی یک چیز به دو قسمت مساوی تقسیم شود (که همان ۵۰ درصد است). این مفهوم را می‌توان به صورت کسری «یک دوم» (1/2) یا به شکل عددی «پنج دهم» (0.5) نشان داد.

    بیایید این هندوانه را دو نیم کنیم. تو یک نیمه را بردار و من نیمه دیگر را.
    رفتن تا محل کار با ماشین، نیم ساعت طول کشید. (نیم ساعت یعنی ۳۰ دقیقه)
    رنه نیمه اول روزش را در جلسات گذراند. نیمه دوم روز را هم در اتاق کار خودش بود.
    بعد از پایان نیمه اول بازی سوپربول، یک برنامه در زمان استراحت میان دو نیمه اجرا می‌شود.
    ادگار نیمی از عمرش را در هندوراس و نیم دیگر را در آمریکا زندگی کرده. اگر او ۵۰ سال سن دارد، چند سال در هندوراس بوده است؟

     

    جمع کلمه «نصف» می‌شود «نصف‌ها» (halves).

    دو نیمه با هم، یک واحد کامل را می‌سازند.
    جهان به دو نیمکره تقسیم می‌شود: نیمکره شمالی و نیمکره جنوبی.

     

    عبارت‌های مختلفی هم هستند که در آن‌ها از کلمه «نصف» استفاده شده:

    باید این موضوع را با نیمهٔ بهترم در میان بگذارم. (نیمه بهتر یعنی همسر)
    نصف یک نان بهتر از هیچی است. (یعنی داشتن کمی از یک چیز، بهتر از نداشتنِ کامل آن است.)
    این تیم نسبت به سال گذشته، نصفی بهتر شده. (یعنی پیشرفت واضح و قابل توجهی داشته)
    شش تا یک طرف، نیم دوجین یک طرف — فرقی نمی‌کنه چه اسمی روش بذاری. (یعنی هر طور که به آن نگاه کنی، فرقی در اصل موضوع ایجاد نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.