بلاگ

  • معنی کلمه Gruesome به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gruesome به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gruesome به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “وحشتناک” برای اتفاق‌هایی استفاده می‌شود که واقعاً هولناک هستند و معمولاً با مرگ یا رنج بسیار شدید انسانی همراهند.

    جزئیات قتل بسیار وحشتناکی در روزنامه‌ها چاپ شد.
    سخت است بفهمی چطور یک نفر می‌تواند کاری به آن اندازه هولناک انجام دهد.
    کارآگاهانی که به محل حادثه رفتند، از صحنهٔ خشونت‌بار و دلخراش آن شوکه شدند.
    جنگ، یک پدیدهٔ بسیار دهشت‌بار است.
    سربازانی که در میدان نبرد حاضر می‌شوند، با برخی از خشونت‌بارترین صحنه‌ها روبرو می‌شوند.
    همین وحشتناک بودن جنگ است که آن را غیرقابل تحمل می‌کند. (واژه “وحشتناک” در اینجا به صورت اسم به کار رفته است.)
    در جشن هالووین، بعضی افراد آرایشی می‌کنند که ظاهری ترسناک و چندش‌آور پیدا کنند.
    هیولاهای ترسناک، از لباس‌های پرطرفدار در مراسم هالووین هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grumble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grumble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Grumble به فارسی با مثالهای کاربردی

    «غُر زدن» یعنی نشان دادن نارضایتی یا شکایت از یک وضعیت.

    کارمندان شرکت آکمی معمولاً از محیط کارشان شکایت می‌کنند.
    وقتی تانیا از نمرهٔ پایینش در امتحان ناراحت بود و گله کرد، معلمش خیلی عصبانی شد.
    معلم به او گفت: «دیگر غُر نزن».
    در زمان پرداخت مالیات، مردم از دادن مالیات شکایت می‌کنند.
    در فصل زمستان، خیلی‌ها از سرمای هوا، یخ و برف گله می‌کنند.
    در فصل انتخابات سال ۲۰۱۶، رأی‌دهندان از گزینه‌های پیش‌رو برای ریاست‌جمهوری ناراضی بودند.
    اگر از چیزی ناراحتی، به جای شکایت کردن، سعی کن کاری برای تغییرش انجام دهی.
    از چی ناراحتی و غُر می‌زنی؟
    دیگه غُر نزن!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Grungy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grungy به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Grungy به فارسی با مثالهای کاربردی

    شلوار جینی که او پوشیده، کاملاً کهنه و کثیف به نظر می‌رسد.
    من باید دوش بگیرم، چون پس از کار کردن تمامِ صبح در باغ، حس میکنم کمی چرکین و نامرتب شده‌ام.
    آن مرد مسن واقعاً ژولیده و بی‌قواره دیده می‌شود.
    او در یک آپارتمان کثیف و به‌هم‌ریخته زندگی می‌کند.
    محله‌ای که در آن ساکن هستند، تا حدی قدیمی و نامرتب است.
    دوست من، استیو، علاقه دارد از شهرهای قدیمی و کم‌رونق در غرب میانه دیدن کند.
    آدم‌هایی که در آن بار می‌چرخند، ظاهری ژولیده و نامرتب دارند.
    باشگاهی که در آن برنامه اجرا می‌کنند، هم قدیمی است و هم کثیف.

    نکته: کلمه “گرانج” صفتی برای موسیقی در سبک نیروانا، ساندگاردن و سایر گروه‌های پست‌پانک است که در دهه ۱۹۹۰ میلادی، موسیقی هوی‌متال و پانک را با هم ترکیب کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Grunt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Grunt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Grunt به فارسی با مثالهای کاربردی

    غرغر کردن به صدای کوتاه و گرفته‌ای گفته می‌شود که معمولاً از گلو بیرون می‌آید. این صدا اغلب وقتی از کسی درمی‌آید که در حال انجام کار سنگین است، احساس ناراحتی می‌کند یا با چیزی مخالف است.

    مثلاً می‌شد صدای رالف پیر را شنید که در حالی که یک صندلی را از پله‌ها بالا می‌برد و به آپارتمانش می‌برد، غرغر می‌کرد.
    بینا وقتی فهمید چقدر از سرمایه‌اش را از دست داده، کمی نالهٔ غرغرمانندی کرد.
    هنگام تماشای بازی فوتبال از تلویزیون، تماشاگران می‌توانند صدای غرغر بازیکنان را بشنوند در حالی که به سمت جلو حمله می‌کنند و با هم برخورد می‌کنند.
    بازیکن خط حمله وقتی زیر بار حریف گرفتار شد، با صدای بلندی غرغر کرد.
    صدای غرغرهای بلندی که از دستشویی بیمارستان می‌آمد، باعث نگرانی پرستاران شد.
    خوک‌ها هم غرغر می‌کنند. اگر یک روز به طویلهٔ خوک‌ها سر بزنید، حتماً این صدا را از آن‌ها خواهید شنید.

     
    اما کلمهٔ “Grunt” وقتی به عنوان اسم به کار می‌رود، چند معنی دیگر هم دارد. این کلمه علاوه بر اشاره به صدا، می‌تواند به فردی گفته شود که شغلی ساده و معمولاً سخت و فیزیکی دارد.

    مثلاً ویکتور از این که در کارخانه فقط یک کارگر ساده بود، خسته شد و بنابراین تصمیم گرفت به دانشگاه برود و در رشتهٔ فناوری اطلاعات مدرک بگیرد.
    در بیشتر نبردهای سخت، بار اصلی جنگ بر دوش سربازان ساده‌ای بود که در خط مقدم برای به دست آوردن کنترل نظامی شهر می‌جنگیدند. (در اینجا Grunt به معنای سرباز معمولی است)
    مرد وقتی به زمین افتاد، یک غرغر بلند از خودش درآورد.
    وقتی دکتر روی ناحیه لگن اِلویرا فشار آورد، از گلویش صدای نالهٔ آرام و دردآلودی برخاست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Guard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guard به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Guard فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **Guard** به معنای مراقبت کردن و در امان نگهداشتن است.

    در نمونه‌های زیر، این کلمه به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    * یک سگ بزرگ از خانهٔ آن طرف خیابان مراقبت می‌کند.
    * چند نفر از مرز میان چین و هند محافظت می‌کنند؟
    * همسایه‌ی من برای محافظت از خانه‌اش از دوربین، حسگر حرکت، آژیر خطر و چندین اسلحه استفاده می‌کند.
    * متخصصان امنیت کامپیوتر پیشنهاد می‌کنند که با نصب نرم‌افزار ضدویروس، از رایانه‌ی خود محافظت کنید.
    * او از ورودی قلعه محافظت می‌کند.

     

    شکل صفتی این کلمه **Guarded** به معنای «حفاظت‌شده» یا «تحت مراقبت» است.

    * پس از یک شکاف امنیتی، آن منطقه همچنان تحت مراقبت قرار دارد.
    * یک کاروان تحت‌الحفظ از خودروها و شاسی‌بلندها از میان مرکز شهر عبور کرد.

     

    همچنین **Guard** به عنوان اسم به شخصی گفته می‌شود که کارش تأمین امنیت است.

    * چندین نگهبان داخل بانک حضور دارند.
    * یک مأمور حراست به سمت بازدیدکنندگان ساختمان آمد.
    * یک نجات‌غریق در ساحل یا استخر شنا، به نجات افرادی کمک می‌کند که در حال شنا کردن هستند و ممکن است به خود آسیب برسانند.
    * از محافظ شخصی برای مراقبت از افراد ثروتمند و مشهور در برابر آدم‌ربایی یا هواداران پرشور استفاده می‌شود.
    * یک سگ بزرگ می‌تواند محافظ خوبی برای خانه‌ی شما باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Guess به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guess به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Guess به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی پاسخ یک سوال را نمی‌دانید یا اطلاعات کافی ندارید، می‌توانید حدس بزنید.
    در مثال‌های زیر، کلمه «حدس» به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    تیلور جواب سوالات امتحان را بلد نبود، پس حدس زد.
    دکتر فکر می‌کند درد معده بیمارش به خاطر استرس است.
    معلم به ما گفت که اگر جواب را نمی‌دانیم، اشکالی ندارد حدس بزنیم.
    می‌توانی سن من را حدس بزنی؟

     

    حالا ببینیم «حدس» وقتی به شکل اسم استفاده می‌شود، چه شکلی است:

    این چقدر وزن دارد؟ حدس تو چقدر است؟
    این فقط یک حدس است، ولی فکر می‌کنم گلوریا باردار باشد.
    همه در مورد کوین حدس می‌زنند. آیا کارش را از دست خواهد داد؟ (کلمه «حدس زدن» در این جمله به صورت مصدر به کار رفته است.)
    تام فکر کرد صداهای عجیب خانه از شیروانی می‌آید. این حدس خوبی بود، چون او یک خانواده سنجاب آنجا پیدا کرد.

     

    در گفتگوهای روزمره، خیلی از افراد می‌گویند: «حدس می‌زنم». گاهی این عبارت نشان می‌دهد که فرد مطمئن نیست، گاهی یعنی برایش مهم نیست، و بعضی وقت‌ها هم فقط یک عبارت معمولی و بی‌معنی خاص است:

    خب، حدس می‌زنم می‌توانی این آخر هفته اینجا بمانی.
    فکر کنم امروز باران بیاید.
    سرپرست ما نظر ما را پرسید، ولی به نظرم مهم نیست، چون او در نهایت همان کاری را می‌کند که خودش می‌خواهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Guest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guest به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Guest به فارسی با مثالهای کاربردی

    به کسی که برای یک مراسم خاص یا به خانهٔ کسی دعوت می‌شود، “مهمان” می‌گویند.

    در خانهٔ آنها بیش از پنجاه مهمان حضور داشتند.
    کسانی که مهمانی را ترتیب داده بودند، بین مهمانانشان رفت و آمد می‌کردند.
    مهمانی که حالت ناخوشی پیدا کرد، مجبور شد زودتر محل را ترک کند.
    همهٔ مهمان‌ها اوقات خوبی داشتند.

    واژهٔ “مهمان” برای کسانی که در هتل‌ها ساکن می‌شوند، مشتریان یک کسب و کار، و افرادی که در برنامه‌های تلویزیونی حاضر می‌شوند نیز به کار می‌رود.

    مهمانان هتل یک صبحانهٔ رایگان دریافت کردند. (هزینهٔ صبحانه در قیمت اتاق محاسبه شده بود.)
    یک مهمان هتل، انعامی بیست دلاری برای پرسنل نظافت‌چی گذاشت.
    جی لنو در برنامهٔ تلویزیونیِ دیشب خود، یک مهمان جالب داشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Guide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guide به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Guide به فارسی با مثالهای کاربردی

    راهنمایی کردن یعنی نشان دادن مسیر درست در یک مکان یا یک موقعیت به دیگران.

    ساده گذشته فعل ماضی
    guide

    راهنمای کردن

    guided

    هدایت کرد

    guided

    هدایت کرده

    یک معلم، شاگردانش را در طول یک درس همراهی و راهنمایی می‌کند.
    نور یک چراغ راهنما، ما را به سوی مقصدمان هدایت کرد.
    دختر آن مرد نابینا، دست پدرش را گرفت و از میان شلوغی عبور داد.
    برنامه مسیریابی روی تلفن همراهتان می‌تواند شما را در خیابان‌های هر شهری راهنمایی کند.
    یک مشاور، هنگام تحصیل در مدرسه، به دانش‌آموزان کمک و راهنمایی می‌کند.

    دو واژه مرتبط با این مفهوم، «راهنما» (Guide) و «راهنمایی» (Guidance) هستند. یک راهنما، فرد یا منبعی است که شما را هدایت می‌کند. راهنمایی، به معنای پیشنهاد و کمک است.

    یک راهنما، ما را در شهر قدیمی گرداند.
    پزشک، راهنمایی‌های لازم درباره اهمیت تغذیه و ورزش را در اختیار بیمارش گذاشت.
    برای ارتقای حافظه رایانه‌ام به کمی راهنمایی نیاز دارم.
    این کتاب، یک راهنمای بسیار خوب برای سفر در کانادا است.

    واژه «هدایت‌شده» (Guided) نیز یک صفت است:

    اگر به عنوان گردشگر به شهر شیکاگو سفر کنید، تورهای همراه با راهنما وجود دارد که می‌توانید در آنها شرکت کنید.
    تمرین خواندن با راهنمایی، می‌تواند به شما کمک کند تا روان‌تر و بهتر انگلیسی صحبت کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Guilt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Guilt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Guilt به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر به خاطر کاری که انجام داده‌اید پشیمان هستید، یا فکر می‌کنید خطایی از شما سر زده که جبران نشده، ممکن است احساس گناه کنید.

    یوناس به خاطر ترک کردن خانواده‌اش در اتیوپی، حس گناه بسیار شدیدی داشت.
    عایشه پس از جدایی از همسرش، کمی احساس گناه می‌کرد.
    چهره آن مرد جوان کاملاً نشان می‌داد که احساس گناه می‌کند.
    احساس گناهی که دارید، از هر مجازاتی سخت‌تر است.
    تعیین مجرم یا بی‌گناه بودن متهم به هیئت منصفه سپرده شد.

     
    صفت این کلمه، «گناهکار» است:

    پسری که آبنبات را از مغازه دزدیده بود، چهره‌ای گناهکار داشت.
    هیئت منصفه تصمیم گرفت که متهم گناهکار است. (در ایالات متحده، این هیئت منصفه‌ی متشکل از شهروندان است – نه یک قاضی – که در مورد گناهکاری یا بی‌گناهی فرد تصمیم می‌گیرد.)
    متهم به ارتکاب جرم اعتراف کرد.*
    سگ من گناهکار به نظر می‌رسد. نمی‌دانم چه کار کرده.
    براندون نسبت به کاری که انجام داده بود احساس گناه می‌کرد، بنابراین نزد کشیش رفت و خطایش را اعتراف کرد و بعد از آن سبک‌تر شد.
    به خاطر اینکه به مردی که کمک مالی خواست کمک نکردم، احساس گناه دارم.
    هر انسانی به خیر و خوبی‌هایی که انجام نداده گناهکار است. (نقل‌قولی از ولتر.)

    *توجه: در ایالات متحده، معمولاً وکلا به موکلان خود پیشنهاد می‌کنند در صورت اتهام به جرم، به گناه خود اعتراف کنند، چون در این صورت مجازات سبک‌تری در انتظارشان خواهد بود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gum به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gum به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gum به فارسی با مثالهای کاربردی

    آدامس یک خوراکی شیرین، نرم و کشدار است که مردم عاشق جویدن آن هستند.

    می‌توانید آدامس را از دستگاه‌های مخصوص آن خریداری کنید.
    بعضی از آدامس‌ها به شکل قطعه‌های کوچک مستطیلی هستند. مایلید یک عدد بخورید؟
    کسانی که آدامس بادکنکی می‌جوند، می‌توانند با آن حباب درست کنند.
    ریختن آدامس مصرف شده روی زمین، کاری ناپسند است.
    موقع راه رفتن حواستان باشد؛ ممکن است روی یک تکه آدامس ریخته پا بگذارید و به کفشتان بچسبد.
    یک تکه آدامس به کفش من چسبیده است.

     
    واژه “gum” به بخشی از دهان شما که دندان‌ها در آن قرار گرفته‌اند نیز اشاره دارد. برای اشاره به این ناحیه از کلمه جمع gums استفاده می‌شود.

    مراجعه منظم به دندانپزشک، به سالم ماندن دندان‌ها و لثه‌های شما کمک می‌کند.
    اگر دندان‌هایتان را از دست بدهید، مجبور خواهید بود غذا را با لثه‌هایتان بجوید.
    یک چیزی بین دندان و لثه‌ام گیر کرده است.

     
    واژه “gummy” برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که نرم و جویدنی هستند.

    آب‌نبات‌های پاستیلی خرسی، یک شیرینی محبوب هستند که خاستگاه آن‌ها آلمان است.
    کودکان علاقه زیادی به خوردن مارمولک‌های پاستیلی رنگارنگ دارند.
    این روزها ویتامین‌های جویدنی جدید، میان کسانی که بلعیدن قرص برایشان سخت است، طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.