بلاگ

  • معنی کلمه Gag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gag به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gag به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gag” بسته به نوع استفاده، معانی مختلفی دارد.

    وقتی این کلمه به عنوان یک فعل به کار می‌رود، به معنای احساس خفگی یا حالت تهوع است. این یک واکنش طبیعی بدن است که وقتی چیزی به انتهای گلو برخورد می‌کند، برای جلوگیری از ورود آن به حلق رخ می‌دهد:

    وقتی دکتر پشت گلوی میشل را معاینه کرد، او کمی احساس خفگی کرد.
    برایان موقع خوردن کلم بروکسل که مادرش به او داده بود، حس کرد دارد خفه می‌شود.
    فکر خوردن یک کرم خاکی باعث می‌شود حالت تهوع بگیرم.
    این صحنه خیلی چندش‌آور است، دلم می‌خواهد بالا بیاورم.

    اما وقتی “gag” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود، معمولاً به یک شوخی یا یک صحنه خنده‌دار اشاره دارد.

    برنامه تلویزیونی “Saturday Night Live” به خاطر شوخی‌های بی‌پرده و جک‌های سیاسی معروف است.
    شوخی‌هایی که برای این نمایش نوشته شده بود، چندان بامزه نبود.
    سامانتا در طی چند سال گذشته، چندین بار هدف شوخی‌های همکارانش در محل کار قرار گرفته است.

    علاوه بر این، “gag” می‌تواند به وسیله‌ای گفته شود که برای بستن دهان فرد و جلوگیری از صحبت کردن به کار می‌رود:

    دزدان قربانیان خود را بستند و دهان آن‌ها را با پارچه بستند.
    قاضی به تمام اعضای هیئت منصفه دستور داد تا درباره پرونده با کسی صحبت نکنند. (دستور سکوت یک دستور قانونی است که توسط قاضی صادر می‌شود)
    با گذاشتن پارچه در دهان آن مرد، از حرف زدن او جلوگیری شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gain به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی بهتر می‌شود یا بیشتر می‌شود، می‌گوییم یک “gain” یا “افزایش” رخ داده است. این کلمه را هم می‌توان به صورت اسم به کار برد و هم به صورت فعل.

    در ادامه نمونه‌هایی از کاربرد “gain” به عنوان فعل آورده شده است:

    با رفتن به مدرسه می‌توانی دانش زیادی به دست آوری.
    وقتی جرمی به تیم فوتبال پیوست، چند دوست جدید پیدا کرد.
    هیلدا بعد از یک بیماری سخت احساس می‌کند کم‌کم قوایش را دوباره به دست می‌آورد.
    رقابت دارد به ما می‌رسد. باید امسال بیشتر تلاش کنیم.
    معلم شما در یکی دو سال گذشته خیلی وزن اضافه کرده است. (این خوب نیست!)
    از این همه تلاش چه چیزی عایدت شده است؟

     
    به این شکل هم می‌توانید از “gain” به عنوان اسم استفاده کنید:

    در زمینه خواندن، بین دانش‌آموزان پیشرفت‌های زیادی دیده می‌شود. (gains = نمرات بهتر در آزمون‌ها)
    در طول سال‌ها، زنان در محیط کار به موفقیت‌های زیادی دست یافته‌اند.
    سودی که از سرمایه‌گذاری‌شان به دست آوردند، قابل توجه بود. (در اینجا “gain” می‌تواند به معنی افزایش ارزش یا بهتر شدن شرایط باشد.)
    سود ما در سال گذشته بیش از ضررمان بود، برای همین توانستیم سود کنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gamble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gamble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gamble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که قمار می‌کند، برای رسیدن به سود بیشتر یا موقعیت بهتر، دست به کارهای پرخطر می‌زند.

    مردم برای قمار کردن به کازینو می‌روند.
    بعضی‌ها هم برای شرط‌بندی روی مسابقه اسب‌دوانی به میدان مسابقه می‌روند.
    قمار در بعضی مناطق ممنوع و غیرقانونی است.
    یکی از دوستانم تمام پس‌انداز زندگی‌اش را در قمار از دست داد و الان هیچ چیزی ندارد.
    آیا تو تا به حال روی چیزی شرط بسته یا قمار کرده‌ای؟

     
    واژه «قمار» اغلب در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ربطی به قمارخانه ندارد، اما خطر کردن در آن وجود دارد.

    ماریو وقتی بدون کلاه‌ایمنی موتورسواری می‌کند، در واقع جان خود را به خطر می‌اندازد.
    بی‌توجهی به تحصیل، یعنی ریسک کردن و قماربازی با آینده‌ات.
    ورزش‌های پرخطر مثل کوهنوردی و پرش با چتر، به نظر ارزش این همه خطر کردن را ندارند. (ممکن است فرد در حین انجام این فعالیت‌ها جان خود را از دست بدهد.)

     
    واژه «قمار» به صورت اسم مصدر هم به کار می‌رود:

    در ایالتی که من زندگی می‌کنم، قمار به صورت محدود اجازه داده شده‌است.
    کسب درآمد از راه قمار کار آسانی نیست.
    قمار می‌تواند به شدت اعتیادآور باشد.
    کسی که به قمار معتاد است، ممکن است تمام دارایی خود را از دست بدهد. (در این جمله کلمه «قمار» به صورت صفت به کار رفته است.)

     
    این واژه را می‌توان به شکل اسم نیز استفاده کرد:

    نادیده گرفتن توصیه‌های پزشک، یک قمار است.
    سیگار کشیدن هم نوعی قمار است. هر کسی از آن بیمار نمی‌شود، اما بسیاری از مردم بیمار می‌شوند.
    من خودم حاضر نیستم چنین خطری را بپذیرم.
    مهاجرت به آمریکا ممکن است خوب باشد یا نه؛ این کار یک قمار است.
    خرید خانه به عنوان سرمایه‌گذاری، با توجه به موقعیتش، می‌تواند یک شرط خوب باشد.

     
    به کسی که قمار می‌کند «قمارباز» می‌گویند.

    پوکر بین قماربازان یک بازی کارتی بسیار محبوب است.
    یک قمارباز موفق باید بداند چه زمانی دست از بازی بکشد. (یعنی بازی را متوقف کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Game به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Game به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Game به فارسی با مثالهای کاربردی

    بازی، یک فعالیت لذت‌بخش و سرگرم‌کننده است. بعضی از بازی‌ها قوانین مشخص و فضای خاصی برای انجام دارند، اما خیلی از بازی‌ها هم هستند که ساختار و قانون پیچیده‌ای ندارند. بازی‌ها انواع بسیار مختلفی دارند.

    آیا دوست دارید بازی کنید؟
    مونوپولی یک بازی رومیزی جذاب است.
    شطرنج یک بازی مبتنی بر تفکر و برنامه‌ریزی است.
    رولت یک بازی شانسی محسوب می‌شود.
    بیسبال یک رشته ورزشی است، اما در عین حال یک بازی هم هست.
    تیم‌های حرفه‌ای بیسبال در هر فصل حدود ۱۶۰ بازی انجام می‌دهند.
    فوتبال بازی‌ای است که در یک زمین بزرگ انجام می‌شود.
    بسکتبال نیز بازی‌ای است که در زمین مخصوص خودش برگزار می‌شود.
    کودکان بازی‌های مختلفی انجام می‌دهند، مثل قایم‌باشک، لی‌لی و بالا بلندی. (این‌ها در دسته ورزش قرار نمی‌گیرند.)
    بعضی بازی‌ها قوانین بسیار پیچیده‌ای دارند و برخی دیگر قوانین ساده.
    بازی‌های المپیک تابستانی هر چهار سال یکبار برگزار می‌شوند و ورزشکاران زیادی از سراسر دنیا در آن شرکت می‌کنند.

    علاوه بر این، کلمه «بازی» در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود.

    اگر کسی سعی کند «سیستم را بازی دهد»، یعنی می‌خواهد با روشی غیرصادقانه به هدفش برسد.
    بعضی افراد که از دولت کمک می‌گیرند، سعی می‌کنند قوانین را به نفع خود دور بزنند.
    اگر کسی در محل کار «بازی» کند، ممکن است بخواهد برای همکارانش مشکل ایجاد کند.
    رئیس ما آدمی است که «بازی» را دوست ندارد. او با کارمندانش کاملاً صادق است.
    کسی که «بازی ذهنی» می‌کند، سعی دارد دیگری را فریب دهد یا از نظر فکری مغلوب کند. این نوع بازی‌ها معمولاً بی‌ادبانه و نامناسب تلقی می‌شوند.
    «بازی‌های جنگی» در واقع تمرین‌های نظامی هستند که در آن سربازان به صورت نمایشی با دشمن فرضی می‌جنگند.
    به کسی که زیاد بازی ویدیویی انجام می‌دهد (روی کامپیوتر یا کنسول بازی)، «گیمر» می‌گویند.
    وقتی کسی «چهره بازی» به خود می‌گیرد، یعنی برای رقابت کاملاً آماده است.
    اگر از شما بپرسند: «بازی هستی؟» یعنی آیا حاضرید کاری را انجام دهید یا نه؟
    «بازی شروع شد!» یعنی: من آماده‌ام.

    گاهی کلمه «گِیم» در مورد حیوانات وحشی هم به کار می‌رود.

    «پارک شکار» منطقه‌ای حفاظت‌شده است که شکارچیان در آن به حیوانات وحشی شلیک می‌کنند.
    «گوشت شکار» به گوشت حیواناتی مانند ببر، خرس یا گوزن گفته می‌شود.
    اگر طعم چیزی «گِیمی» باشد، یعنی شبیه گوشت شکار است. این نوع گوشت طعمی بسیار تند و قوی دارد. (بعضی افراد از بو و مزه گوشت شکار خوششان نمی‌آید.)
    من خودم گوشت کوسه را دوست ندارم. چون طعمش خیلی گِیمی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gang به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gang به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gang به فارسی با مثالهای کاربردی

    باند به گروهی از افراد گفته می‌شود. این واژه معمولاً برای اشاره به گروه‌های خلافکار یا جوانانی که با هم یک گروه تشکیل می‌دهند به کار می‌رود. در آمریکا، بعضی از نوجوانان در شهرها به عضویت در یک باند افتخار می‌کنند. آن‌ها در دوره نوجوانی به این گروه‌ها می‌پیوندند و گاهی تا بزرگسالی در آن می‌مانند. وجود باندها در یک جامعه معمولاً یک مشکل محسوب می‌شود.

    جمال در سن پانزده سالگی عضو یک باند شد.
    یاسمین هم وقتی چهارده سال داشت، به یک باند پیوست.
    The Bloods یک باند شناخته‌شده در لس‌آنجلس است.
    باند خیابان هجدهم، یک گروه لاتین‌تبار است.
    تریاد نیز یک باند آسیایی-آمریکایی محسوب می‌شود.
    انواع مختلفی از باندهای موتورسوار و باشگاه‌های موتورسیکلت وجود دارد.
    بعضی از این باندها به جامعه خود خدمت می‌کنند و کارهای غیرقانونی انجام نمی‌دهند.
    باندهایی که در دهه ۱۹۲۰ و در دوره ممنوعیت فروش الکل شکل گرفتند، در فروش مشروبات الکلی، مواد مخدر و فحشا دست داشتند.
    آل کاپون یک گانگستر معروف بود. (کلمه «گانگستر» برای اشاره به یک فرد به کار می‌رود.)
    بسیاری از اعضای باندها در نهایت به زندان می‌افتند.

    گاهی اوقات کلمه «gang» در گفتگوهای روزمره و برای اشاره به یک گروه بزرگ از مردم استفاده می‌شود. در این حالت، معنی آن با تعریف قبلی کاملاً فرق دارد:

    هی، گروه! چه خبر؟
    خب، گروه! بریم!
    گروه من کجاست؟ (یعنی گروهی که من عضو آن هستم کجاست؟)

    توجه: برخی از باندها با کشیدن نقاشی‌های دیواری یا «تگ‌زدن» خود را در یک محله معرفی می‌کنند. اگر در جایی که زندگی می‌کنید چنین نشانه‌هایی دیدید، ممکن است به این معنا باشد که آنجا فعالیت باندی وجود دارد. بعضی از این باندها بی‌آزارند، اما برخی دیگر می‌توانند برای جامعه و خانواده‌هایی که فرزندانشان به باند می‌پیوندند، مشکل‌ساز شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Garage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Garage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Garage به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاراژ جایی است که ماشین‌ها در آن پارک یا نگهداری می‌شوند.

    در ایالات متحده، خیلی از خانه‌ها گاراژی دارند که جای دو ماشین را دارد.
    گاراژها دو نوع هستند: بعضی‌ها به خانه چسبیده‌اند و بخشی از آن محسوب می‌شوند، و بعضی دیگر جدا از خانه ساخته شده‌اند.
    بیشتر درهای گاراژ با یک دستگاه برقی باز و بسته می‌شوند.
    وقتی بیرون باران می‌بارد، گاراژ محل خوبی برای بازی بچه‌ها است.
    معمولاً می‌توان از طریق گاراژ وارد خانه شد.
    در مرکز شهرها، معمولاً پارکینگ‌های عمومی بزرگ وجود دارد.
    به مغازه‌ای که ماشین‌ها را تعمیر می‌کند هم گاراژ می‌گویند.
    من باید ماشینم را برای تعمیر به گاراژ ببرم.

     
    گاراژ کاربردهای دیگری هم دارد:

    می‌توانید چیزهای اضافی و بی‌استفاده‌تان را در گاراژ انبار کنید.
    اگر در گاراژتان چیزهای زیادی جمع شده، می‌توانید یک “فروش گاراژی” برگزار کنید.
    می‌توانید یک گروه موسیقی در گاراژ تشکیل دهید.
    گروه‌های موسیقی گاراژی معمولاً موسیقی راک با صدای بلند می‌زنند.
    معمولاً همسایه‌ها از سروصدای گروه موسیقی گاراژی اطرافشان ناراضی می‌شوند.
    می‌توانید برای کم کردن هزینه‌ها، یک کسب‌وکار در گاراژ راه بیندازید.
    شرکت گوگل کارش را از یک گاراژ شروع کرد. مایکروسافت هم در یک گاراژ متولد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gap به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gap به فارسی با مثالهای کاربردی

    شکاف به یک فضای خالی گفته می‌شود که می‌تواند کوچک یا بزرگ باشد.

    فاصله‌ی بین آن دو ماشین آنقدر نبود که یک خودروی دیگر هم در آنجا جای بگیرد.
    پسرک می‌تواند آب را از میان فاصله‌ی بین دندان‌های جلویش بیرون بریزد.
    وقتی دندانپزشک دندان باب را کشید، یک جای خالی بزرگ باقی ماند.
    آتش‌سوزی مغازه را نابود کرد و یک فضای خالی بین دو ساختمان به وجود آورد.
    ما ماشینمان را از یک شکاف در میان کوهستان رد کردیم.
    شکاف و فاصله‌ای که بین مردم ثروتمند و فقیر در آمریکا وجود دارد، روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
    فردا بین برنامه‌هایم یک وقت خالی دارم. می‌توانم در آن زمان شما را ببینم.
    برای اینکه یک شمع بتواند در موتور به درستی کار کند، باید فاصله‌ی الکترود آن به شکل مناسبی تنظیم شده باشد. (این جمله از کلمه‌ی «شکاف» به صورت فعل استفاده می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای مراجعه کنید که در آن کلمات پرکاربرد انگلیسی به تفکیک حروف الفبا، همراه با معنی و مثال ارائه شده است.

  • معنی کلمه Garden به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Garden به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Garden به فارسی با مثالهای کاربردی

    باغ، محلی است که می‌توان در آن گل، میوه یا انواع سبزیجات کاشت.

    من در حیاط پشتی خانه‌ام یک باغچه سبزیجات دارم. در حیاط جلویی هم یک باغ گل وجود دارد.
    آیا شما هم باغ یا باغچه دارید؟
    در فصل بهار، ما در باغچه‌مان بذر می‌کاریم.
    دوست من سارا، در باغچه‌اش گوجه‌فرنگی پرورش می‌دهد.
    بعضی از باغ‌ها، منظم و بسیار مرتب نگهداری می‌شوند.
    اما یک باغ گل‌های وحشی، به مراقبت زیادی نیاز ندارد.
    به کسی که به صورت حرفه‌ای یا به عنوان یک کار تفریحی باغبانی می‌کند، «باغبان» می‌گویند.
    در محلۀ ما باغبان‌های پرحرارت و علاقه‌مندی زندگی می‌کنند.
    آن‌ها وقت زیادی از روز را به باغبانی اختصاص می‌دهند. (کلمۀ “باغبانی” در انگلیسی یک مصدر با ing است.)
    باغبانی، کاری بسیار آرامش‌بخش است.
    شما می‌توانید از طریق باغبانی، چیزهای زیادی درباره طبیعت یاد بگیرید.
    کلید داشتن یک باغ خوب، شروع با خاک سالم و غنی است.
    در تابستان و پاییز، محصولاتی را که در باغچه کاشته‌ایم، برداشت می‌کنیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gas به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gas به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gas به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاز ماده‌ای است که می‌تواند به شکل مایع (مثل بنزین) یا به شکل چیزی سبک‌تر و فرار مثل هوا وجود داشته باشد.

    در این جمله‌ها، منظور از گاز یک مایع است و ما معمولاً از کلمه “گاز” به جای “بنزین” استفاده می‌کنیم:

    بنزین ماشینم تمام شد.
    قیمت بنزین روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
    بهش گاز بده. (یعنی با پایتان پدال گاز را فشار دهید.)
    باید بروم بنزین بزنم. (gotta یعنی باید)
    این ماشین مصرف بنزین کمی دارد. یعنی با یک باک بنزین مسافت زیادی را می‌رود.


    در این جمله‌ها و سوالات، کلمه گاز به ماده‌ای مایع اشاره ندارد، بلکه به ماده‌ای بسیار سبک‌تر از مایع اشاره دارد. یک گاز ممکن است بی‌رنگ یا بی‌بو باشد که بستگی به نوع آن دارد.

    بوی گاز می‌دهی؟
    در سیاره زمین، متان یک نوع گاز است، اما در تیتان، که یکی از ماه‌های سیاره زحل است، متان به شکل مایع وجود دارد.
    سیاره مشتری کاملاً از گاز تشکیل شده است.
    مشتری یک سیاره گازی است. (کلمه “Gaseous” یک صفت است.)
    نشت گاز باعث شد مردم آن منطقه مجبور به ترک خانه‌هایشان شوند.
    دولت سوریه متهم شده که از گاز علیه مردم خود استفاده کرده است.
    در دهه ۱۹۹۰، یک حمله با گاز در عراق باعث کشته و زخمی شدن هزاران نفر شد.
    دندانپزشک قبل از پر کردن دندانم به من گاز داد. (منظور گاز خنده یا اکسید نیتروژن است.)


    انسان‌ها هم می‌توانند گاز تولید کنند:

    خوردن آن بوریتو باعث ایجاد گاز در بدنم شد.
    هیچ‌کس نمی‌دانست که این دیوید بود که گاز معده آزاد می‌کرد.
    یکی اینجا گاز معده بدی دارد!
    خوردن کلم بروکلی باعث می‌شود احساس کنم گاز دارم. (کلمه “gassy” یک صفت است.)


    گاهی اوقات در زبان عامیانه آمریکایی، کلمه “گاز” به معنی یک فعالیت بسیار سرگرم‌کننده و لذتبخش است:

    کنسرت واقعاً حال داد.
    در مهمانی کلی خوش گذشت.
    چه حالی داد!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gasp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gasp به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Gasp به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gasp” برای بیان حالتی به کار می‌رود که فردی به سختی نفس می‌کشد.

    در خط پایان مسابقه ۵۰۰۰ متر، دوندگان به شدت نفس‌نفس می‌زدند.
    آتش‌سوزی جنگلی در کانادا باعث شد مردم در حالی که نفس‌شان می‌گیرد، برای هوای تازه تقلا کنند.
    اعضای گروه رزمی تا آخرین لحظهٔ زندگی به نبرد خود ادامه دادند.
    وقتی دختر خبر ناگوار فوت دوستش را شنید، با صدای بلند نفسی بریده برآورد.
    مرد وقتی از عمق استخر به سطح آب آمد، به شدت هوا را به درون می‌کشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.