بلاگ

  • معنی کلمه Frigid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frigid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Frigid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی هوا بیرون خیلی خیلی سرد می‌شود، معمولاً می‌شنوید که مردم از کلمه “سرد” برای توصیف هوا استفاده می‌کنند:

    هوای بیرون بسیار سرد است.
    هوای سرد از منطقه قطب شمال به اینجا رسید.
    به خاطر سرمای شدید، امروز مدارس تعطیل شدند.
    یک توده هوای بسیار سرد، دما را به زیر صفر رساند.

    این واژه همچنین ممکن است برای توصیف روابط بین آدم‌ها هم به کار رود.

    روابط آن‌ها سرد شد و در نهایت به جدایی انجامید.
    باب از این شکایت دارد که همسرش با او سرد برخورد می‌کند و به او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.
    بسیاری از بیماران در بیمارستان، برخورد دکتر بنسون را سرد توصیف می‌کنند. به نظر می‌رسد او به کسانی که درمان می‌کند، بی‌اعتناست.

    *بی‌اعتنا: کسی که توجه و علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frost به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Frost به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **frost** به معنای “یخ‌زدگی” است و برای توصیف آن لایه نازک و بلورهای ریز یخ که روی سطوح سرد تشکیل می‌شود، به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – وقتی جان صبح به سمت ماشینش می‌رود، باید یخ‌های روی شیشه را بتراشد.
    – فصل برداشت محصول با آمدن نخستین یخ‌بندان تمام می‌شود. بعد از آن، گیاهان پژمرده شده و از بین می‌روند.
    – اگر داخل فریزرتان یخ بیش از حد جمع شد، باید آن را یخ‌زدایی کنید. (این مشکل معمولاً در فریزرهای قدیمی پیش می‌آید.)
    – برای یخ‌زدایی فریزر، در آن را باز می‌گذارید تا یخ‌ها آب شوند. (در این جمله کلمه **defrost** یک فعل است.)
    – در زمستان برای پاک کردن یخ شیشه‌های ماشین، می‌توانید از سیستم یخ‌زدای ماشین استفاده کنید.

    همچنین کلمه **frost** به عنوان فعل هم به کار می‌رود، اما معمولاً وقتی صحبت از پوشاندن روی کیک با لایه‌ای شیرین (فراستینگ) است:

    – او با مهارت زیادی روی کیک را پوشاند.
    – کیک را already پوشاندی؟
    – من امروز صبح روی کیک را پوشاندم.

    کلمه **frosting** نیز یک اسم است و به همان لایه شیرین روی کیک اشاره دارد:

    – من فراستینگ شکلاتی را دوست دارم.
    – آیا شما فراستینگ روی کیک را دوست دارید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frostbite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frostbite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Frostbite به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی برای مدت طولانی در هوای بسیار سرد (نزدیک یا زیر صفر درجه) بیرون بماند، ممکن است دچار سرمازدگی در دست‌ها، پاها یا قسمت‌هایی از صورتش – مخصوصاً گوش‌ها – شود.

    در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از کلمه «سرمازدگی» را می‌بینید:

    – دان پس از یک شب اسکی با دوستانش به دلیل سرمازدگی تحت درمان قرار گرفت.
    – به کودکان گفته شد برای جلوگیری از سرمازدگی، سه لایه جوراب بپوشند.
    – مدارس ایالت مینه‌سوتا امروز تعطیل هستند، چون مسئولان نگرانند کودکانی که لباس مناسب نپوشیده‌اند، دچار سرمازدگی شوند.
    – اگر آسیب ناشی از سرما به انگشتان دست یا پا خیلی جدی باشد، ممکن است پزشک مجبور به قطع آن عضو شود. (کلمه «سرمازده» یک صفت است.)
    – انگشتان سرمازده باید بلافاصله در آب گرم قرار داده شوند.
    – اگر احتمال می‌دهید قسمتی از بدنتان دچار سرمازدگی شده، حتماً به پزشک مراجعه کنید.
    – باید هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا از سرمازدگی جلوگیری کنید.
    – آیا شما تا به حال سرمازدگی را تجربه کرده‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fresh به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fresh به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Fresh به فارسی با مثالهای کاربردی

    هوای فصل بهار بوی تازگی می‌دهد.
    توت‌فرنگی‌های کاملاً رسیده عطر تازه‌ای دارند.
    در قسمت میوه و سبزیجات فروشگاه، می‌توانید محصولات تازه پیدا کنید.
    نانوایی‌ها نانِ تازه به فروش می‌رسانند.
    قصاب‌ها نیز گوشت تازه ارائه می‌دهند.
    اگر خوراکی‌ها تازه نباشند، می‌گوییم کهنه، فاسد یا خراب شده‌اند.
    فارغ‌التحصیلان دانشگاه معمولاً پر از ایده‌های نو و تازه هستند.
    تینا می‌گوید پس از دوش گرفتن، احساس سرزندگی و تازگی دارد.
    من ترجیح می‌دهم صبح‌های زود کار کنم، چون در آن زمان ذهنم شاداب و آماده است.
    دانش‌آموزان آغاز سال تحصیلی را دوست دارند، چون برای آنان یک شروع دوباره و تازه به ارمغان می‌آورد.

     
    اگر پیشوند “re” را به “fresh” اضافه کنیم، کلمه “refresh” ساخته می‌شود. این کلمه می‌تواند به صورت صفت، فعل یا اسم به کار رود:

    او پس از دوش گرفتن احساس شادابی می‌کند. (صفت)
    بسیاری از افراد بعد از مسافرت یا تعطیلات، احساس سرزندگی و تازگی دارند.

     
    این دو مثال بعدی به محیط اینترنت و صفحات وب اشاره دارند:

    من صفحه‌ای که روی آن کار می‌کردم، رفرش کردم. (فعل)
    روی دکمه refresh کلیک کنید. (اسم)

    refresh = بارگذاری مجدد
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fret به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fret به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fret به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگران شدن و دلواپس بودن برای چیزی، یک حالت آزاردهنده است.

    تینا در مورد همه چیز نگران می‌شود.
    هنری درباره نمراتش دلواپس است.
    تو نباید درباره آن موضوع ناراحت باشی. کاری از دستت برنمی‌آید.
    نگران نباش، ما راه حل این مشکل را پیدا خواهیم کرد.

     
    این واژه می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار برود:

    مادر آنقدر درگیر تشویش و نگرانی بود که دچار یک حمله عصبی شد.
    نگرانی از مرگ و میر بیشتر به خاطر مشکل احتراق، خودروساز را وادار کرد تا دستور فراخوان محصولات را صادر کند.
    نگرانی مرد به سرعت از بین رفت وقتی فهمید آن زن یک سبد لباس‌شویی را در کالسکه گذاشته، نه یک نوزاد.

     
    علاوه بر این، فرت (fret) بخشی از ساز گیتار است که برای تولید نت‌ها و آکوردها از آن استفاده می‌شود.

    انگشتانم روی چهار فرت پهن شده‌اند.
    برای تولید صدا با گیتار، باید انگشتانتان را روی فرت‌های صحیح قرار دهید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Front به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Front به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Front به فارسی با مثالهای کاربردی

    جلوی هر چیزی، همان سمتی است که رو به رویمان قرار دارد و به راحتی دیده می‌شود.

    بهترین جای کلاس، همان ردیف اول است.
    اگر در ردیف جلو بنشینید، دید بهتری دارید.
    اگر جلوی اتوبوس بنشینید، می‌توانید با راننده صحبت کنید.
    درِ ورودی خانه‌ها معمولاً در قسمت جلویی قرار دارد.
    در آمریکا، بیشتر خانه‌ها یک حیاط کوچک در جلوی خود دارند.
    خیلی از خانه‌های قدیمی در آمریکا یک ایوان جلویی دارند.
    ورودی ساختمان‌ها معمولاً در بخش جلوست.
    جیب‌ها و دکمه‌های یک پیراهن، روی بخش جلویی آن دوخته می‌شوند.
    کسی که اول صف ایستاده، معمولاً نوبت بعدی است.

     
    گاهی کلمه «فرانت» یا «جلو» به چیزی اشاره دارد که واقعی نیست و فقط ظاهرسازی است.

    کارواش والتر وایت فقط پوششی برای یک کار غیرقانونی بود.
    حرفشان را باور نکنید؛ آنها فقط دارند تظاهر می‌کنند.

     
    «جبهه» در هواشناسی به الگوی آب‌وهوایی گفته می‌شود که در یک منطقه جابه‌جا می‌شود.

    یک جبهه هوای سرد از سمت داکوتا به مینه‌سوتا در حرکت است.
    وقتی یک جبهه هوای سرد و یک جبهه هوای گرم به هم برسند، گاهی طوفان‌های گردابی به وجود می‌آورند.

     
    گاهی در اسم یک گروه یا جنبش سیاسی از کلمه «جبهه» استفاده می‌شود.

    جبهه آزادی‌بخش ملی در زمان جنگ الجزایر در دهه ۱۹۵۰ فعال بود.
    جبهه ملی یک جنبش مردمی راست‌گرا در فرانسه است که مارین لوپن رهبری آن را بر عهده دارد.

     
    وقتی «فرانت» به عنوان فعل به کار می‌رود، یعنی به کسی پول قرض بدهی یا پیش‌پرداخت کنی.

    تونی می‌خواهد یک کسب‌وکار راه بیندازد، اما نیاز دارد کسی پولی در اختیارش بگذارد.
    اگر امروز به من پول نقد قرض بدهی، فردا بهت پس می‌دهم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Frown به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frown به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Frown به فارسی با مثالهای کاربردی

    اخم کردن وقتی اتفاق می‌افتد که دو طرف دهان به سمت پایین کشیده می‌شود.
    این حالت برعکس لبخند زدن است.
    کلمه “frown” هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود.

    پسر کوچولو به دلیل ناراحتی اخم کرده است.
    چرا در حال اخم کردن هستی؟
    مسئولان شهری با تصمیم ما برای ساختن یک قفس مرغ در حیاط پشتی مخالف بودند.
    وقتی دانش‌آموزان فهمیدند معلمشان مریض است و نمی‌تواند به کلاس بیاید، چهره‌های بسیاری در کلاس اخمو شد.
    چرا صورتت اخم کرده است؟
    او چهره‌ای درهم و اخم‌آلود دارد.
    این اخم را به لبخند تبدیل کن!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frustrate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frustrate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Frustrate به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناامید کردن یعنی جلوگیری از رسیدن یک فرد به خواسته‌اش. این احساس می‌تواند باعث فشار عصبی و یأس شود. منبع این ناامیدی می‌تواند یک شخص یا یک چیز باشد.
    از این واژه همچنین می‌توان به صورت فعل استفاده کرد:

    – شغلش او را ناامید می‌کند.
    – آن‌ها از لغو پروازشان بسیار ناامید شدند. (این جمله به صورت مفعولی ساخته شده است.)
    – ناتوانی مری در کم کردن وزن، او را ناامید می‌کند.
    – روش‌های تدریس معلم، دانش‌آموزان را ناامید کرد. آن‌ها احساس می‌کردند چیزی یاد نمی‌گیرند.

     

    واژه‌های **ناامید کننده** (frustrating) و **ناامید** (frustrated) به صورت صفت به کار می‌روند:

    – کارش ناامید کننده است. او ناامید است.
    – لغو پرواز، اتفاقی ناامید کننده بود.
    – تلاش‌های مری برای کاهش وزن، ناامید کننده بوده است.
    – دانش‌آموزان در کلاس احساس ناامیدی می‌کنند، چون روش تدریس معلم بسیار گیج‌کننده است.

     

    واژه **ناامیدی** (frustration) یک اسم است:

    – شغل او، دلیل ناامیدی‌اش است.
    – ناامیدی آن‌ها به خاطر لغو پروازشان بود.
    – مری به دلیل کاهش وزن ناموفق، احساس ناامیدی زیادی می‌کند.
    – ناامیدی دانش‌آموزان از معلمشان باعث شد بعضی از آن‌ها کلاس را ترک کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Full به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Full به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Full به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی آنقدر پر است که دیگر جایی برای چیز دیگری ندارد، یا نیازی به افزودن چیزی نیست، از کلمه “پر” استفاده می‌کنیم:

    شکمم پر شده. دیگر نمی‌توانم چیزی بخورم.
    باک بنزین ماشین ریانا پر است. لازم نیست باز هم بنزین بزند.
    این کلاس پر است. هیچ جای خالی برای دانشجویان بیشتر وجود ندارد.
    کامیون هنوز پر نشده. می‌توانیم چیزهای بیشتری داخلش بگذاریم.

     
    اما وقتی می‌خواهید بگویید چیزی مقدار زیادی از یک چیز را در خود دارد (حتی اگر شاید کاملاً پر نباشد)، باز هم می‌توانید از “پر” استفاده کنید:

    سینک ظرفشویی پر از ظرف است.
    اتاق پر از آدم است.
    بانک پر از پول است.
    او پر از اعتماد به نفس است و حس خیلی خوبی نسبت به خودش دارد.

     
    کلمه “پر” را با فعل “پر کردن” اشتباه نگیرید. این دو با هم فرق دارند.

    من باک بنزینم را پر کردم. حالا دیگر پر است.
    کامیون را پر کنید تا کاملاً پر شود.
    کلاس خیلی سریع با آمدن دانش‌آموزان پر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fun به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fun به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fun به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fun” (سرگرم‌کننده) را می‌توان هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار برد. از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که یک فعالیت برایمان لذت‌بخش باشد و اوقات خوشی را سپری کنیم. این واژه بسیار پرکاربرد است، اما گاهی قواعد ساده‌ای ندارد؛ به همین دلیل، درک نحوه صحیح استفاده از آن اهمیت زیادی دارد.

    در مثال‌های زیر، “fun” نقش صفت دارد:

    That was fun.
    The party we went to last night was fun.
    This is fun.
    This is the most fun I’ve had in a long time.
    The rides at that amusement park are so much fun.
    We had more fun going on the roller coaster than on the tilt-o-whirl.

    این سرگرم کننده بود.
    مهمونی که دیشب رفتیم خیلی جالب بود.
    این سرگرم کننده است.
    این سرگرم کننده ترین لذتی است که در مدت طولانی داشته ام.
    سواری در آن شهربازی بسیار سرگرم کننده است.
    ما بیشتر از رفتن در ترن هوایی لذت بردیم تا در چرخش شیب دار.

    توجه کنید که برای ساخت حالت‌های مقایسه‌ای و عالی این صفت، از “er” یا “est” استفاده نمی‌شود. در عوض، باید از “more” و “most” کمک بگیرید. استفاده از “funner” یا “funnest” از نظر دستوری نادرست است (البته این موضوع بعضی افراد را از به کار بردن این شکل‌های نادرست بازنداشته است!).

    در جمله‌ها و پرسش‌های زیر، “fun” به عنوان اسم به کار رفته است:

    Do you want to have some fun?
    We had so much fun last night.
    What do you like to do for fun?
    I like to grow things in my garden. I do it for fun.
    You’re going to have fun if you go to Florida on vacation.

    آیا می خواهید کمی تفریح ​​کنید؟
    دیشب خیلی خوش گذشت
    دوست دارید برای تفریح ​​چه کاری انجام دهید؟
    من دوست دارم در باغم چیزهایی بکارم. من این کار را برای سرگرمی انجام می دهم.
    اگر در تعطیلات به فلوریدا بروید، از آن لذت خواهید برد.

    همانطور که در نمونه‌های بالا مشاهده می‌کنید، فعل “have” اغلب همراه با اسم “fun” استفاده می‌شود.

    کلمه “fun” در انگلیسی روزمره بسیار شنیده می‌شود. در ادامه چند نمونه از کاربردهای مثبت و منفی آن را می‌بینید:

    مثبت:

    How fun! (An activity sounds or looks fun.)
    What fun!
    That looks fun.
    Bye. Have fun. (Bye.)

    چقدر سرگرم کننده است! (یک فعالیت به نظر می رسد سرگرم کننده است.)
    چه جالب!
    به نظر سرگرم کننده است.
    خداحافظ خوش بگذره (خداحافظ.)

    منفی:

    This is not fun. (This is difficult.)
    Not fun.
    This is so fun. (Listen carefully. This is an example of sarcasm. When said this way, something is not fun.)
    She’s making fun of you. (make fun = laugh at or criticize)

    این سرگرم کننده نیست. (این مشکل است.)
    سرگرم کننده نیست.
    این خیلی سرگرم کننده است. (با دقت گوش کنید. این نمونه ای از طعنه است. وقتی اینطور گفته می شود، چیزی است نه سرگرم کننده.)
    او شما را مسخره می کند (make fun= خندیدن یا انتقاد کردن)

    نکته پایانی: کلمه “funny” (خنده‌دار) با “fun” (سرگرم‌کننده) تفاوت دارد. اگر چیزی “funny” باشد، احتمالاً باعث خنده شما می‌شود. اما اگر چیزی “fun” باشد، ممکن است شما را بخنداند یا نه، ولی در هر حال برایتان لذت‌بخش است.

    I have fun while I work on my website, but I’m not laughing while I do it–not usually.
    وقتی روی وب‌سایت خود کار می‌کنم لذت می‌برم، اما وقتی این کار را انجام می‌دهم نمی‌خندم – نه معمولاً.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.