بلاگ

  • معنی کلمه Function به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Function به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Function به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کامپیوتر به خوبی کار نمی‌کند.
    این چطور عمل می‌کند؟
    آیا آن تلویزیون قدیمی هنوز روشن می‌شود؟
    ایوا در شرایط سخت و پراسترس خوب عمل نمی‌کند.
    سرگئی هم نقش تهیه‌کننده و هم کارگردان فیلم را بر عهده دارد.

    وظیفهٔ معلم در کلاس این است که به دانش‌آموزان در یادگیری کمک کند.
    کار قلب در بدن چیست؟
    اسوالدو نقش خود را در شرکت نمی‌فهمد.
    مهمانی که در آن شرکت می‌کنیم، یک گردهمایی اجتماعی بزرگ است که پول زیادی جمع‌آوری می‌کند.
    کار کلمهٔ «او» در این جمله چیست؟ ما به او تا خانه سواری دادیم. (پاسخ: مفعول غیرمستقیم فعل است.)
    آن کلمه در جمله چه کاربردی دارد؟

    این کامپیوتر دیگر قابل استفاده نیست.
    پزشکی کاربردی سعی می‌کند دلیل اصلی مشکلات سلامتی را پیدا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fund به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fund به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fund به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «فاند» برای تأمین پول و هزینه‌های یک هدف مشخص به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – آنها می‌خواهند برای ساخت یک بیمارستان جدید پول جمع‌آوری کنند. (در این جمله «فاند» به عنوان اسم به کار رفته)
    – تأمین مالی برای آن پروژه کار آسانی بود. (کلمه «فاندینگ» هم در اینجا نقش اسم دارد)
    – افراد خیّر، پروژه‌هایی را حمایت مالی می‌کنند که به نظرشان برای جامعه مفید است. (در این جمله «فاند» به عنوان فعل استفاده شده)

    🔹 مثال‌هایی از کاربرد «فاند» به عنوان فعل:
    – پول موجود در حساب بانکی‌اش، هزینه تحصیل دانشگاهش را تأمین می‌کند.
    – پول حاصل از فروش خانه‌شان، هزینه‌های دوران بازنشستگی آنان را پوشش می‌دهد.
    – چطور می‌خواهی هزینه‌های بازنشستگی خودت را تأمین کنی؟

    🔹 مثال‌هایی از کاربرد «فاند» به عنوان اسم:
    – این زوج در حال حاضر پول کافی برای خرید خانه ندارند.
    – بخشی از بودجه پروژه قطار را دولت مرکزی پرداخت می‌کند.
    – بودجه این سازمان از کجا تأمین می‌شود؟
    – او هر ماه ده درصد از حقوقش را در یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک قرار می‌دهد. (صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، مجموعه‌ای از سهام و اوراق بهادار است. این نوع سرمایه‌گذاری در بین آمریکایی‌ها بسیار رایج است.)

    💡 نکته: جمع‌آوری کمک مالی در مدارس آمریکا فعالیتی معمول است و دانش‌آموزان در آن مشارکت می‌کنند. برای مثال، فروش شیرینی بسیار مرسوم است. بچه‌ها یا والدینشان کیک، کلوچه و شیرینی می‌پزند و برای فروش به مدرسه می‌آورند. تمام درآمد این فروش‌ها به مدرسه یا انجمن مدرسه تعلق می‌گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Funny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Funny به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Funny به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “خنده‌دار” است، باعث می‌شود انسان بخندد یا سرگرم شود.

    فیلمی که دیشب دیدیم، واقعاً خنده‌دار بود.
    عمویم جیم، آدم بامزه‌ای است.
    سرپرست ما هم خیلی بامزه است؛ او همه را می‌خنداند.

     
    گاهی اوقات از کلمه “خنده‌دار” برای اشاره به یک مشکل یا چیز غیرعادی استفاده می‌کنیم:

    صدات یک جورایی عجیب است. حالت خوبه؟
    این آناناس مزه‌ی عجیبی داره. فکر کنم خراب شده.
    یک بوی غیرعادی میاد. این بوی چیه؟
    در مورد این معامله ملکی، حس خوبی ندارم. شاید بهتره انجامش ندهیم.
    من نسبت به این قضیه حس عجیبی دارم.

     
    عبارت “این عجیبه” معمولاً در موقعیت‌های غیرمنتظره یا تعجب‌برانگیز به کار می‌رود:

    عجیبه، چند دقیقه پیش دفترم رو اینجا گذاشتم و حالا گم شده.
    عجیبه، هیچ‌کدوم از این کامپیوترها کار نمی‌کنن.

     
    عبارت “حتی خنده‌دار هم نیست” برای توصیف موقعیت‌های جدی یا ناخوشایند استفاده می‌شود:

    آنقدر کار دارم که حتی خنده‌دار هم نیست.
    این فیلم آنقدر بد است که حتی خنده‌دار نیست.
    این کار حتی بامزه هم نیست. دیگه انجامش نده.
    این قضیه هیچ جنبه خنده‌داری ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fur به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fur به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fur به فارسی با مثالهای کاربردی

    خز، موی بدن حیوانات است.

    گربه‌ها خز نرمی دارند.
    اما خز الاغ زبر و خشن است.
    بعضی از کت‌هایی که انسان‌ها می‌پوشند از خز حیوانات درست شده‌اند.
    خرس قطبی یک پوشش بسیار ضخیم از خز دارد که او را گرم نگه می‌دارد.
    حیواناتی که خز زیبا و باکیفیتی دارند، برای استفاده از پوست و خزشان شکار می‌شوند.
    البته بعضی از حیوانات هم اصلاً خز ندارند.
    بدن انسان‌ها هم خز ندارد؛ بلکه آنچه دارند «مو» نامیده می‌شود.
    پرندگان نیز به جای خز، بدنشان از پر پوشیده شده است.

     
    واژه «پشمالو» یک صفت است.

    همستر یک حیوان کوچک، بامزه و پشمالو است.
    خرگوش هم حیوانی نرم و پشمالو است.
    بعضی از حیوانات پشمالو، پوشش خیلی ضخیمی دارند که مانند یک عایق، آن‌ها را در برابر سرمای هوا محافظت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Furious به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Furious به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Furious به فارسی با مثالهای کاربردی

    عصبانی بودن یعنی این که خیلی خشمگین یا خیلی تندخو باشی.

    مرد وقتی یک فرورفتگی بزرگ در بدنه ماشینش دید، خیلی عصبانی شد.
    بی‌مسئولیتی و بی‌توجهی مادر نسبت به رفتار پسرش، مدیر فروشگاه را خشمگین کرد.
    مردم شهر از افزایش تازه مالیات، بسیار عصبانی هستند.
    این موضوع مرا عصبانی می‌کند!
    من واقعاً خشمگینم!
    همین الان بادهای بسیار شدید و باران به سمت فلوریدا در حرکت است.

     
    واژه «Furiously» به صورت قید به کار می‌رود:

    مردی به طور خشمگینانه از سوی گروهی نوجوان مورد حمله و کتک کاری قرار گرفت.
    ونسا با خشم بر پلیس فریاد کشید تا از آسیب زدن به دوست پسرش جلوگیری کند.
    کارکنان شرکت تمام شب را با عجله و تلاش بسیار کار کردند تا کارشان را تمام کنند.
    یک گردباد با خشمی ویرانگر، چندین خانه را در هم کوبید و آن‌ها را کاملاً نابود کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Furniture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Furniture به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Furniture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مبلمان” یک اسم است که به مجموعه‌ای از وسایل مانند میز، صندلی، کمد، تخت و چیزهای مشابه اشاره می‌کند. این کلمه به صورت جمع به کار نمی‌رود و همیشه به شکل مفرد استفاده می‌شود.

    در خانه تام مبلمان زیادی وجود دارد.
    چه مقدار مبلمان در خانه شما هست؟
    سارا باید چند تا از وسایل خانه را داخل آپارتمانش جابه‌جا کند.
    وقتی لازم است مبلمان جدید بخریم، به فروشگاه مبلمان می‌رویم.
    ایکیا یک فروشگاه معروف برای خرید مبلمان جدید است.
    خیلی از آمریکایی‌ها مبلمان قدیمی و عتیقه را دوست دارند.
    ما یک قلم مبلمان زیبا از یک فروشنده عتیقه خریدیم. او یک میز تحریر ۲۰۰ ساله به ما فروخت.

     

    کلمه “furnish” به معنای تجهیز کردن یا فراهم آوردن است. این فعل برای دادن یا آماده کردن وسایل و ملزومات به کار می‌رود.

    چارلز و کامیل آپارتمانشان را با وسایلی که از یک فروشگاه دست‌دوم فروشی خریده بودند، مجهز کردند.
    خانه‌ای که هفته پیش رفتیم، خیلی قشنگ و کامل مبله بود. (این جمله به شکل مجهول ساخته شده است.)
    هتل همه چیزهایی که مهمانان برای یک اقامت آرام نیاز دارند، برایشان فراهم می‌کند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Further به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Further به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Further به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “further” (بیشتر) معمولاً با کلمه “farther” (دورتر) اشتباه گرفته می‌شود. گاهی اوقات این دو کلمه تفاوت خیلی کمی با هم دارند و به جای هم استفاده می‌شوند. اما در بعضی مواقع تفاوت‌هایی بین آن‌ها وجود دارد.

    وقتی در مورد مسافت و فاصله صحبت می‌کنید، می‌توانید از هر دو کلمه “further” یا “farther” استفاده کنید:

    – We need to go a little further to find a place to eat.
    – The weather is warmer further south.
    – Further north of here there are some great places to go camping.
    – Please move that chair a little further to the right.
    – The bike trail is further up the hill.

    در این حالت‌ها، هر دو کلمه به یک معنی هستند و می‌توانید از هر کدام استفاده کنید.

    اما کلمه “further” گاهی شبیه به کلمه “more” (بیشتر) به کار می‌رود:

    – There will be no further discussion regarding this matter.
    – Further progress has been made on the construction of the bridge.
    – Further economic growth is dependent on low interest rates.
    – Look no further. You have found what you were looking for.

    در این جملات، “further” به معنای “بیشتر” یا “اضافی” است.

    یک تفاوت مهم دیگر این است که “further” می‌تواند به عنوان فعل هم استفاده شود، اما “farther” این کاربرد را ندارد:

    – Joe would like to further his education by taking classes online.
    – Sarah is furthering her company’s interests by moving to Mexico.

    در اینجا “further” به معنای “پیش بردن” یا “گسترش دادن” است.

    کلمه “furthest” نیز شکل عالی کلمه “further” است و برای بیان بیشترین فاصله یا حد نهایی به کار می‌رود:

    – Furthest from my mind is going back to work when I’m on vacation.
    – Pluto was regarded as the planet in our solar system furthest from the sun until astronomers decided it was not really a planet but a dwarf planet.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fuss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fuss به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fuss به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fuss” معمولاً وقتی به کار می‌رود که کسی بیش از حد درباره چیزی نگران باشد یا به خاطر سلیقه شخصیِ دقیقش، برای دیگران مشکل ایجاد کند.

    در مثال‌های زیر، “fuss” به عنوان فعل استفاده شده است:

    – جرمی همیشه مشغول کلنجار رفتن با پازل‌هاست.
    – ونسا مدام با لباسش ور می‌رود تا آن را به حالت مناسب دربیاورد.
    – اگر زیادی دستور غذا را دستکاری کنی، آن را خراب خواهی کرد.
    – دیگر با آن ور نرو.
    – یک مشتری که در برگر کینگ مدام منو را زیر سؤال می‌برد، باعث معطل شدن افراد پشت سرش شد تا این‌که بالاخره تصمیمش را گرفت. (این نمونه‌ای از یک جمله مرکب-پیچیده است.)

    کلمه “fuss” به عنوان اسم نیز به کار می‌رود:

    – لازم نیست از این موقعیت یک غوغای بزرگ به پا کنی. (فعل “make” و صفت “big” اغلب با “fuss” همراه می‌شوند.)
    – همسایه‌ها وقتی رونالد قایقش را در خیابان پارک کرد، جنجال بزرگی به پا کردند.
    – اگر درباره چیزی به اندازه کافی سروصدا کنی، توجه بقیه را جلب خواهی کرد.
    – غوغا نکن. فقط ساکت باش.

    واژه “fussy” نیز یک صفت است:

    – راشل در خوردن غذا سخت‌گیر است.
    – والتر در مورد محلی که زندگی می‌کند، حساس است.
    – بعضی از دانش‌آموزان نسبت به جای نشستنشان در کلاس بسیار حساس هستند.
    – دیگر این‌قدر سخت نگیر.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gab به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Gab به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «گَب» به معنی حرف زدن طولانی، چه از طریق تلفن و چه رو در رو، است. این واژه، یک اصطلاح محاوره‌ای محسوب می‌شود و همه از آن استفاده نمی‌کنند، اما در بین انگلیسی‌زبانان آمریکایی، شنیدن این کلمه رایج است.

    ترزا و زهرا می‌توانند ساعت‌ها با تلفن صحبت کنند.
    آنها در مورد چه چیزی حرف می‌زنند؟
    سرپرست به کارکنان گفت که صحبت کردن را متوقف کنند و به کارشان برگردند.
    نِد مدام در مورد نوه‌هایش صحبت می‌کند و این موضوع خیلی سریع حوصله‌سربر می‌شود.
    ما در یک مهمانی در همان خیابان، چند ساعتی با همسایه‌ها گپ زدیم.
    هنری استعداد کلامی بالایی دارد. او می‌تواند در هر زمان و در مورد هر موضوعی به راحتی صحبت کند. (استعداد کلامی = توانایی صحبت کردن آسان.)
    کسی که این استعداد را داشته باشد، می‌تواند مجری خوبی برای رادیو یا برنامه‌های گفتگو باشد.

    **نکته:** کلمه «گَب» بسیار شبیه به کلمه «چَت» (گپ زدن) است. با این تفاوت که چَت کردن معمولاً زمان کمتری می‌برد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gadget به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gadget به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gadget به فارسی با مثالهای کاربردی

    گَجِت به یک وسیله یا ابزار گفته می‌شود. معمولاً این وسایل کاربردهای مفیدی دارند، اما گاهی هم ممکن است بی‌فایده باشند.

    من یک وسیله مخصوص برای باز کردن فیلتر روغن ماشینم دارم.
    دوست من باب، یک ابزار جالب در چاقوی چندکاره سوئیسی خود دارد، اما نمی‌داند کاربرد آن چیست.
    فروشگاه‌های ابزارفروشی، وسایل مختلفی برای تعمیرات خانه می‌فروشند.
    در آشپزخانه هم انواع گجت‌ها وجود دارند که برای آماده کردن غذا به کار می‌روند.
    فشاردهنده سیر یک وسیله است که برای خرد کردن و له کردن سیر استفاده می‌شود.
    پوست‌کن سیب‌زمینی هم یک ابزار است که پوست سیب‌زمینی را می‌گیرد.
    بستنی‌کش هم وسیله‌ای است که با آن بستنی را برمی‌داریم.
    بعضی از این ابزارها خیلی به دردبخور و کاربردی هستند، اما بعضی دیگر ممکن است چندان مفید یا عملی نباشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.