امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Fuss به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “fuss” معمولاً وقتی به کار میرود که کسی بیش از حد درباره چیزی نگران باشد یا به خاطر سلیقه شخصیِ دقیقش، برای دیگران مشکل ایجاد کند.
در مثالهای زیر، “fuss” به عنوان فعل استفاده شده است:
– جرمی همیشه مشغول کلنجار رفتن با پازلهاست.
– ونسا مدام با لباسش ور میرود تا آن را به حالت مناسب دربیاورد.
– اگر زیادی دستور غذا را دستکاری کنی، آن را خراب خواهی کرد.
– دیگر با آن ور نرو.
– یک مشتری که در برگر کینگ مدام منو را زیر سؤال میبرد، باعث معطل شدن افراد پشت سرش شد تا اینکه بالاخره تصمیمش را گرفت. (این نمونهای از یک جمله مرکب-پیچیده است.)
کلمه “fuss” به عنوان اسم نیز به کار میرود:
– لازم نیست از این موقعیت یک غوغای بزرگ به پا کنی. (فعل “make” و صفت “big” اغلب با “fuss” همراه میشوند.)
– همسایهها وقتی رونالد قایقش را در خیابان پارک کرد، جنجال بزرگی به پا کردند.
– اگر درباره چیزی به اندازه کافی سروصدا کنی، توجه بقیه را جلب خواهی کرد.
– غوغا نکن. فقط ساکت باش.
واژه “fussy” نیز یک صفت است:
– راشل در خوردن غذا سختگیر است.
– والتر در مورد محلی که زندگی میکند، حساس است.
– بعضی از دانشآموزان نسبت به جای نشستنشان در کلاس بسیار حساس هستند.
– دیگر اینقدر سخت نگیر.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید