بلاگ

  • معنی کلمه Fog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fog به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fog به فارسی با مثالهای کاربردی

    مه زمانی به وجود می‌آید که مقدار زیادی بخار آب نزدیک سطح زمین جمع شود. این پدیده معمولاً در دره‌ها و نزدیکی منابع آبی بزرگ دیده می‌شود.

    کلمه «مه» یک اسم است:

    – روی دریاچه مقداری مه وجود دارد.
    – وجود مه می‌تواند رانندگی را پرخطر کند.
    – مه معمولاً از سمت دریاچه‌های بزرگ یا اقیانوس‌ها به آرامی پیش می‌آید.

    کلمه «مه‌آلود» یک صفت است. از این کلمه هم برای توصیف هوای بیرون استفاده می‌شود و هم برای بیان حالت بخار گرفته‌ی سطوحی مثل آینه و شیشه:

    – بعضی وقت‌ها وقتی در روز سرد وارد خانه می‌شوم، عینکم کاملاً مه‌آلود می‌شود.
    – اگر دوش آب گرم و طولانی بگیرید، آینهٔ حمام مه‌آلود خواهد شد.
    – لندن به خاطر هوای مه‌آلودش معروف است.
    – امروز هوا بسیار مه‌آلود است.

    گاهی از «مه» به عنوان فعل نیز استفاده می‌شود:

    – در زمستان، اگر ماشینم را بیرون پارک کنم، شیشهٔ جلوی آن زیاد بخار می‌گیرد.
    – شیشهٔ جلوی آن مغازه کاملاً بخار گرفته، چون سیستم تهویه* آن خوب کار نمی‌کند.

    * تهویه: جابه‌جایی هوا و خارج کردن رطوبت از فضای داخلی به بیرون

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Folk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Folk به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Folk به فارسی با مثالهای کاربردی

    آیا تا به حال سوار ماشین فولکس‌واگن شده‌اید؟ در زبان آلمانی، کلمه «فولک» به معنای «مردم» است. این کلمه در انگلیسی هم برای اشاره به افراد به کار می‌رود. حرف «L» در کلمه «فولک» خوانده نمی‌شود و معمولاً این کلمه به شکل جمع استفاده می‌شود.

    درود بر همه!
    حال و احوال همه چطوره؟
    امشب می‌رم شام با خانوادم. (گاهی از کلمه «فولکس» برای اشاره به پدر و مادر استفاده می‌شه.)
    والدینتون چطورن؟ (یعنی پدر و مادرت چطورن؟)
    همسایه‌هامون آدم‌های خیلی خوبی هستن. (فولکس یعنی مردم.)
    همه بابی و لیندا رو دوست دارن چون آدم‌های ساده و معمولی‌ای هستن.
    دلورس می‌گه بیشتر فامیل‌هاش در ناحیه شرقی ساحل زندگی می‌کنن. (کین‌فولک یعنی اعضای یک خانواده بزرگ.)

    علاوه بر این، فولک به سبکی از موسیقی، هنر و ادبیات گفته می‌شود که توسط مردم عادی خلق شده یا نشان‌دهنده آرزوها و خواسته‌های آنان است:
    آهنگ‌های محلی رو دوست دارید؟

    باب دیلن یک موزیسین فولک است. او به خاطر ترانه‌های محلی‌ای که در دهه ۱۹۶۰ نوشت و اجرا کرد، معروف شده است.
    رقص محلی، نوعی رقص سنتی است که مردم به عنوان بخشی از فرهنگشان یاد می‌گیرند و انجام می‌دهند.
    هنرهای محلی ساده و پررنگ و لعاب هستند. این آثار را معمولاً هنرمندان غیرحرفه‌ای خلق می‌کنند.
    حتی وسایل کاربردی مثل لیوان‌های حکاکی‌شده با دست هم جزو هنرهای عامیانه به حساب می‌آیند.
    افسانه‌های محلی، داستان‌هایی هستند که بین مردم یک منطقه یا یک فرهنگ رایج و شناخته‌شده هستند.
    یک قهرمان محلی، کسی است که علیه حکومت‌ها یا پادشاهان ستمگر می‌جنگد و از مردم دفاع می‌کند.
    رابین هود یک قهرمان محلی است.

    (این یک اصطلاح است که نشان می‌دهد چیزی به نتیجه رسیده یا تمام شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Foot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Foot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Foot به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو کاربرد اصلی برای واژه «فوت» وجود دارد.

    اولین کاربرد، مربوط به بخشی از بدن است. افراد معمولاً کفش به پاهای خود می‌کنند. اگر کفش نپوشند، پابرهنه راه می‌روند. مثلاً من خودم دوست دارم با پاهای برهنه در خانه راه بروم.

    دومین کاربرد این کلمه، به عنوان یک واحد اندازه‌گیری است. بسیاری از مردم در آمریکا با سیستم متریک آشنایی کاملی ندارند و به جای آن از واحدهایی مانند اینچ، فوت و یارد استفاده می‌کنند. هر فوت برابر با ۱۲ اینچ (حدود ۰.۳ متر) است و هر یارد نیز شامل سه فوت می‌شود. برای مثال، قد من تقریباً شش فوت است (یعنی نزدیک به ۱.۸ متر).

    نکته مهم در استفاده از این واحدهای اندازه‌گیری این است که وقتی آن‌ها را با عدد به کار می‌بریم تا طول، ارتفاع یا فاصله را بیان کنیم، اگر قبل از اسم بیایند، معمولاً به صورت جمع به کار نمی‌روند.

    مثلاً:
    – طول میز، هشت فوت است.
    – می‌گوییم: یک میز هشت‌فوت (در اینجا بین عدد و واحد خط فاصله می‌آوریم).
    – ارتفاع سقف، هشت فوت است.
    – می‌گوییم: یک سقف هشت‌فوت.
    – آب دریاچه ناگهان تا عمق ۲۰ فوت پایین می‌رود.
    – می‌گوییم: یک افت ۲۰‌فوت در این دریاچه وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fool به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fool به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fool” به کسی گفته می‌شود که به سادگی فریب می‌خورد و چیزهایی را باور می‌کند که واقعی نیستند. چنین فردی معمولاً در تشخیص درست از نادرست مشکل دارد و به اصطلاح، “ساده‌لوح” یا “زودباور” است. در زبان فارسی معمولاً به این شخص “احمق” می‌گوییم.

    اسم فعل صفت قید
    fool

    احمق

    fool

    احمق

    foolish

    احمقانه

    foolishly

    احمقانه

    تاد ساده‌لوح است که فکر می‌کند مری قبول می‌کند با او قرار بگذارد. (در این جمله “Fool” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    دوستانش او را گول زدند تا باور کند که مری به او علاقه دارد. (در این جمله “Fool” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    بعد از اینکه از مری درخواست قرار کرد و جواب رد شنید، احساس کرد رفتارش احمقانه بوده است. (کلمه “Foolish” یک صفت است.)
    تاد به طور احمقانه‌ای باور کرده بود که دوستانش راست می‌گویند. او باید بیشتر فکر می‌کرد. (کلمه “foolishly” یک قید است.)

    این کلمه خوبی برای یادگیری است چون معمولاً در حرف زدن روزمره استفاده می‌شود:

    با آن ور نرو. (دست نزن به آن.)
    کوین گرفتار شد که داشت با زن دیگری رابطه داشت. (او خارج از ازدواجش با کس دیگری ارتباط برقرار کرده بود.)
    احمق نباش! (این کار را نکن. این فکر را نکن. برای چنین چیزی برنامه‌ریزی نکن.)
    من شوخی نمی‌کنم. / من بازی نمی‌کنم. (دارم حقیقت را می‌گویم. جدی می‌گویم.)
    یک بار مرا فریب بده، تقصیر توست. دو بار مرا فریب بده، تقصیر خودم است. (اگر کسی دو بار فریب بخورد، تقصیر خودش است.)

    توجه: امروز اول آوریل است. در این روز مردم سعی می‌کنند همدیگر را گول بزنند و کاری کنند دیگران چیزهای غیرواقعی را باور کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه For به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه For به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه For به فارسی با مثالهای کاربردی

    او در حال ژست گرفتن برای یک عکس است.
    کاشت گل در جعبه‌های پنجره بسیار مناسب است.
    خوردن بروکلی برای سلامتی مفید است.
    او برای دوستانش مشغول درست کردن غذاست.
    او در یک بانک کار می‌کند و برای شغلش باید کت و شلوار بپوشد.
    این مورچه‌خوار در جستجوی غذاست.
    او به دنبال دستشویی می‌گردد.
    لازم است برای ماشینت روغن بخری.
    او برای پسرش آب‌نبات پنبه‌ای می‌خرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Force به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Force به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Force به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را “مجبور” می‌کنید، یعنی از قدرت یا نفوذ خود استفاده می‌کنید تا چیزی تغییر کند یا کسی کاری را انجام دهد.

    الیوت بچه‌هایش را وادار می‌کرد تکالیفشان را انجام دهند.
    ترزا باید دخترش را مجبور کند که عینکش را بزند.
    در قفل شده بود، برای همین با شانه‌ام آن را به زور باز کردم.
    باد تندی باعث شد درخت بیفتد.
    معلم، سوفیا را به خاطر رفتار بدش مجبور می‌کند بعد از مدرسه بماند و کلاس را تمیز کند.
    نباید کسی را وادار به کاری کنید که تمایلی به انجام آن ندارد.
    سعی کن آن پیچ را خیلی سفت نکنی. امکان دارد بشکند.
    بر اساس قانون جدید بهداشت و درمان، اگر آمریکایی‌ها بیمه درمانی نداشته باشند، باید آن را بخرند.

     
    این گروه از جمله‌ها نشان می‌دهند چطور می‌توان از “نیرو” به عنوان یک اسم استفاده کرد:

    پلیس از زور شدیدی علیه جمعیت معترضان استفاده کرد.
    برای باز کردن در این بطری، باید نیروی زیادی به کار ببری.
    روبرتو برای اینکه شورای شهر کسب‌وکار جدیدش را تأیید کند، کمی بیش از حد فشار آورد.
    برای خلع سلاح کردن ارورش مقابل، نیازی به زور نبود. آن‌ها خودشان با میل این کار را کردند.
    برای کمک به حل درگیری، از نیروهای نظامی درخواست کمک شد.

     
    می‌توان با اضافه کردن “ful” به انتهای آن، “force” را به یک صفت تبدیل کرد:

    او با قاطعیت تمام، از دوستش که به کمک نیاز داشت، دفاع کرد.
    فرماندار شخصیت بسیار تأثیرگذاری دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Forecast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Forecast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Forecast به فارسی با مثالهای کاربردی

    پیش‌بینی یعنی یک حدس آگاهانه درباره اتفاقاتی که ممکن است در آینده رخ دهد. این کلمه بیشتر برای صحبت کردن درباره آب‌وهوا به کار می‌رود، اما در دنیای کسب‌وکار هم کاربرد دارد.

    پیش‌بینی فردا چیست؟ (در این جمله از «پیش‌بینی» به عنوان اسم استفاده شده است.)
    برای فردا چه چیزی را پیش‌بینی می‌کنند؟ (در این جمله از «پیش‌بینی» به عنوان فعل استفاده شده است.)
    یک هواشناس، وضعیت جوی را پیش‌بینی می‌کند.
    گوینده هواشناسی شبکه ۴، آخر هفته‌ای سرد را پیش‌بینی کرده است.
    پیش‌بینی شده که برف بیشتری خواهد آمد.
    برای فردا بارش برف پیش‌بینی شده است. (جمله به شکل مجهول)
    وقتی «پیش‌بینی» به عنوان فعل به کار می‌رود، برخی افراد برای زمان گذشته از خود کلمه «پیش‌بینی» و برخی دیگر از «پیش‌بینی کرد» استفاده می‌کنند. استفاده از «پیش‌بینی» رایج‌تر و بهتر است.

    دانشمندان علوم جوی، افزایش دمای زمین را به خاطر بیشتر شدن گازهای گلخانه‌ای در جو، پیش‌بینی می‌کنند.
    کشاورزان و صاحبان مشاغل، برای برنامه‌ریزی به پیش‌بینی‌های دقیق آب‌وهوایی، چه برای کوتاه‌مدت و چه برای بلندمدت، وابسته هستند.
    پیش‌بینی روند بازار سهام کار سختی است؛ اما تحلیلگران با بررسی شرایط موجود می‌توانند پیش‌بینی‌هایی انجام دهند تا سرمایه‌گذاران بتوانند برای پول خود تصمیم‌های درستی بگیرند.
    متخصصان اقتصاد، افزایش نرخ بهره را پیش‌بینی می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Foreign به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Foreign به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Foreign به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاهی برای توصیف یک شخص یا چیز که از جای دیگری آمده است، از کلمه “خارجی” استفاده می‌کنیم.

    کلمه “خارجی” یک صفت است:

    * من با بسیاری از دانش‌آموزانی کار می‌کنم که در کشورهای دیگر به دنیا آمده‌اند.
    * جان کری در نقش وزیر امور خارجه آمریکا، بر روابط و سیاست‌های مربوط به کشورهای دیگر تمرکز دارد.
    * آیا تا به حال در یک کشور دیگر زندگی کرده‌اید؟ (منظور کشوری غیر از جایی است که در آن متولد شده‌اید و بزرگ شده‌اید.)
    * جان تماشای فیلم‌های کشورهای دیگر را دوست دارد. از دیدن فیلم‌های ساخت آمریکا خسته می‌شود.
    * گیاهان و حیواناتی که از جای دیگری می‌آیند، گاهی برای جانوران و گیاهان بومی یک منطقه مشکل‌ساز می‌شوند.
    * پسر بچه یک چیز خارجی قورت داد که دکترها مجبور شدند آن را از معده‌اش درآورند.
    * پول کشورهای دیگر را نمی‌توان در آمریکا خرج کرد.必须先 آن را به دلار آمریکا تبدیل کرد.

    کلمه “خارجی” همچنین به عنوان یک اسم به کار می‌رود و به شخصی گفته می‌شود که از یک کشور دیگر آمده است. وقتی شما به یک کشور دیگر سفر می‌کنید، در آنجا یک “خارجی” محسوب می‌شوید.

    * افرادی که از کشورهای دیگر می‌آیند و در آمریکا زندگی می‌کنند، حتی اگر شهروند نباشند، تحت حمایت قانون اساسی این کشور قرار دارند.
    * بسیاری از گردشگران خارجی هنگام سفر به آمریکا، از نیویورک دیدن می‌کنند.
    * باب گفت وقتی به یک محله اسپانیایی‌زبان رفت، احساس کرد یک غریبه است.

    نکته مهم: گاهی اوقات استفاده از کلمه “خارجی” ممکن است بار منفی یا توهین‌آمیزی داشته باشد. این موضوع کاملاً به شرایط و کسی که این کلمه را به کار می‌برد بستگی دارد.
    مثلاً: مردی در یک برنامه رادیویی گفت: «این خارجی‌های لعنتی دارند کشور را خراب می‌کنند.»

    به جای استفاده از کلمه “خارجی” به عنوان اسم، گاهی بهتر است از شکل توصیفی آن استفاده کنیم؛ مثلاً بگوییم «بازدیدکنندگان خارجی»، «کارگران خارجی» یا «مسافران خارجی».

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Forest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Forest به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Forest به فارسی با مثالهای کاربردی

    منطقه بزرگی که از درختان انبوه پوشیده شده باشد را “جنگل” می‌نامند.

    مردم قدم زدن در جنگل را دوست دارند.
    بعضی از جنگل‌ها به خاطر بلند بودن درختان و جلوگیری از نفوذ نور خورشید، تاریک هستند.
    قسمت بالای درختان در جنگل، یک سقف سبز طبیعی می‌سازد. به سطح زمین جنگل نیز “کف جنگل” گفته می‌شود.
    اگر جنگل بیش از حد خشک شود، خطر آتش‌سوزی به وجود می‌آید.
    جنگل خانهٔ بسیاری از جانوران است.
    کشورهای آمریکای جنوبی، محل قرارگیری جنگل‌های بارانی استوایی هستند.
    کسی که علم جنگلداری می‌خواند، علاقه‌مند به محافظت از جنگل‌هاست.
    به فردی که کارش حفظ و نگهداری از جنگل است، “جنگلبان” گفته می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Forget به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Forget به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Forget به فارسی با مثالهای کاربردی

    فراموش کردن به این معنی است که نتوانیم چیزی را به یاد بیاوریم. در این حالت، مغز نمی‌تواند اطلاعات مورد نظر را پیدا و بازیابی کند. گاهی هم فرد به اندازه کافی به یک موضوع یا وظیفه توجه نکرده است. این کلمه، یک فعل پرکاربرد و بسیار رایج در زبان است که از قاعده معمول پیروی نمی‌کند. یکی از دلایلی که زبان‌آموزان ممکن است در استفاده از آن اشتباه کنند، این است که شکل‌های مختلف آن در زمان‌های گوناگون را فراموش می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    forget

    فراموش کردن

    forgot

    فراموش کرد

    forgotten

    فراموش شده

    امروز تلفن همراهم را در خانه جا گذاشتم.
    آیا تو امروز چیزی را جا گذاشتی؟
    دونا همیشه رمز عبورش را فراموش می‌کند.
    اگر رمز عبورت را فراموش کنی، یک رمز جدید می‌تواند برایت ایمیل شود.
    یادت نره امروز چترت را با خودت ببری. ممکن است باران ببارد.
    خوزه فکر می‌کند معلم اسمش را فراموش کرده است.
    قبل از اینکه به سمت فرودگاه حرکت کنند، تینا از شوهرش پرسید که آیا چیزی را جا گذاشته است.
    هنریتا مدام فراموش می‌کند که داروهایش را مصرف کند.
    معلم به دانش‌آموزان گفت که یادشان نرود در پایان هفته یک آزمون برگزار می‌شود.

    کلمه forgetful یک صفت است و به فردی گفته می‌شود که به راحتی چیزها را فراموش می‌کند.
    رابرت آدم بسیار فراموشکاری است. او حتی روز تولد خودش را هم فراموش می‌کند.
    اگر شما هم آدم فراموشکاری هستید، خوب است که از قابلیت یادآوری در تلفن همراهتان استفاده کنید. (یک یادآور به فرد کمک می‌کند چیزی را به خاطر بسپارد.)
    جورج در نهایت به خاطر فراموشی‌اش کارش را از دست داد. (کلمه “forgetfulness” یک اسم است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.