بلاگ

  • معنی کلمه Fit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fit به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fit به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی از نظر شکل یا اندازه با چیز دیگری جور است، از فعل “fit” استفاده می‌کنیم:

    اون بلوز اندازه‌اش به تنش نیست.
    اون شلوار بهت می‌اد.
    کفش‌هات چطورن؟ اندازه‌پاتن؟
    به نظرت این ژاکت اندازه‌مه؟
    فکر نمی‌کنم این به اندازه‌ی من باشه.
    این دو لوله به هم وصل نمی‌شن.
    جور کردن این دو قطعه باهم سخت است.
    این محل برای کسب‌وکار ما خیلی مناسب است.

     
    همچنین می‌توانید از “fit” به عنوان اسم هم استفاده کنید. در این حالت، این کلمه فقط برای لباس نیست و برای چیزهای دیگر هم به کار می‌رود:

    این شغل برایم مناسب است.
    آنها نتیجه گرفتند که آن مکان برای کسب‌وکارشان مناسب نیست.

     
    اگر “fit” را به صورت صفت به کار ببرید، به این معنی است که فرد از نظر بدنی در شرایط خوبی قرار دارد:

    او از نظر جسمی سالم و آماده است.
    او احساس سلامت و توانایی می‌کند.
    سربازان سالم و خوش‌اندام به نظر می‌رسند.

     
    عبارت “fit in” برای توصیف سازگاری افراد با یک گروه به کار می‌رود:

    او به خوبی با بقیه‌ی همکارانش کنار می‌آید.
    به نظر می‌رسد که با دیگر دانش‌آموزان آن کلاس خوب ارتباط برقرار نمی‌کنی.
    وقتی برای اولین بار به آمریکا نقل مکان می‌کنی، سازگار شدن با جامعه‌ی آنجا سخت است، اما به مرور زمان آسان‌تر می‌شود.

     
    نکته: متضاد این کلمه “unfit” است. فردی که “unfit” است، شایستگی یا ثبات لازم را ندارد. بسیاری از اعضای کنگره آمریکا و رهبران سایر کشورها معتقدند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، برای این نقش مناسب نبود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات رایج انگلیسی به همراه معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fix به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fix به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fix به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی وسیله‌ای خراب می‌شود و شما آن را درست می‌کنید، به این کار تعمیر کردن می‌گویند.
    مثلاً:
    He’s fixing a pipe.
    او در حال تعمیر یک لوله است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fix

    تعمیر کردن

    fixed

    تعمیر کرد

    fixed

    تعمیر کرده

    یکی باید اون چاله توی خیابون رو رفع کنه.
    یک لوله‌کش توالت خونه من رو درست کرد.
    می‌دونی چطوری ماشینت رو تعمیر کنی؟
    تعمیر کامپیوتر کار آسونی نیست.
    دارن خونه‌شون رو بازسازی می‌کنن. کلی کار روش لازمه.

    معمولاً فعل “fix” به شکل مجهول به کار می‌ره:
    برق امروز صبح درست شد.
    این وضعیت باید حل بشه.
    چرا این مشکل زودتر برطرف نشد؟
    سقف خونه همساده من نیاز به تعمیر داره.
    چه زمانی ماشینم آماده می‌شه؟

    بعضی از آمریکایی‌ها از کلمه “fix” برای درست کردن غذا استفاده می‌کنن:
    برای شام چی می‌پزی؟
    براشون یک شام مفصل برای مهمون‌هاشون درست کردن.
    ساندرا برای بچه‌هاش صبحونه و ناهار آماده می‌کنه.

    بعضی از آمریکایی‌ها از کلمه fix برای توصیف هر نوع آماده‌سازی استفاده می‌کنن. این یک شکل از زبان محاوره‌ایه که توصیه نمی‌کنم ازش استفاده کنین، اما ممکنه بشنوین که به این شکل به کار می‌ره:
    دارن آماده می‌شن که به زودی برن.
    دارم برنامه‌ریزی می‌کنم که یه زمین بخرم.
    داره خودش رو آماده می‌کنه برای ازدواج. (توجه کنین که من صدای “g” رو در آخر “fixing” حذف کردم. کسایی که از “fix” به این شکل استفاده می‌کنن، معمولاً این حرف رو حذف می‌کنن.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flab به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flab به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flab به فارسی با مثالهای کاربردی

    چربی اضافی به وزن بیشتری گفته می‌شود که فرد با خود حمل می‌کند. مردم معمولاً وقتی نگران وزنشان هستند، سعی می‌کنند این چربی‌های اضافی را کم کنند.

    او سعی می‌کند با ورزش کردن کمی از این چربی‌ها را از بین ببرد.
    دویدن به کم کردن چربی‌های اضافی کمک می‌کند.
    دکتر به جنیفر گفت که باید مقداری از چربی‌های دور شکمش را کاهش دهد.
    ما باید بخشی از هزینه‌های غیرضروری بودجه را حذف کنیم. (می‌توانید از کلمه «چربی» برای اشاره به هزینه‌های زائد نیز استفاده کنید.)

     
    صفتی که از این کلمه ساخته می‌شود، «شل» است.

    او کمی شل و افتاده به نظر می‌رسد.
    مامور پلیسی که بدنش شل و بی‌عضله بود، نتوانست به دزد فراری برسد.
    دارم شل و چاق می‌شوم. باید مقداری از وزنم را کم کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flag به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرچم نوعی نماد است که یک مکان یا یک سازمان را نشان می‌دهد. یکی از شناخته‌شده‌ترین کاربردهای پرچم، نشان دادن یک کشور است.

    این پرچم قرمز، سفید و آبی متعلق به کشور هلند است.
    پرچم ژاپن به این شکل است. روی آن یک دایره قرمز وجود دارد که نماد خورشید در حال طلوع است.
    پرچم برزیل به رنگ‌های سبز، آبی و زرد است و تصویری از یک کره زمین روی آن دیده می‌شود.
    ستاره‌های روی پرچم آمریکا، هر کدام نشان‌دهنده یکی از ۵۰ ایالتی هستند که این کشور را تشکیل می‌دهند.
    مردم معمولاً به پرچم کشور خود افتخار می‌کنند، چون آن را نماد میهن خود می‌دانند.

     
    پرچم‌ها کاربردهای دیگری هم دارند.

    از پرچم سیاه و سفید شطرنجی برای شروع مسابقه استفاده می‌شود.
    در زمین گلف، پرچم‌ها محل سوراخ را در هر بخش سبز نشان می‌دهند.
    هواداران ورزشی برای حمایت از تیم محبوبشان پرچم و بنر تکان می‌دهند.
    هنگامی که کسی پرچم سفید بلند می‌کند، این کار نشان‌دهنده تسلیم شدن است.
    بعضی افراد نیز پرچم‌هایی حمل می‌کنند که باورها و عقایدشان را نمایش می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flake به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flake به فارسی با مثالهای کاربردی

    پوسته (Flake): به یک تکه سبک و نازک گفته می‌شود که ممکن است به طور طبیعی به وجود بیاید یا توسط انسان ساخته شود. پوسته‌ها شکل‌های گوناگونی دارند.

    کورن فلیک از ذرت درست می‌شود و بیشتر مردم آن را به عنوان صبحانه می‌خورند.
    امروز صبح یک کاسه کورن فلیک صبحانه‌ام بود.
    وقتی در زمستان برف می‌بارد، هر تکه برف به شکل یک دانه برف یا “اسنوفلیک” دیده می‌شود.
    اگر رنگ دیوار یک ساختمان قدیمی کنده شود، به صورت پوسته‌هایی جدا می‌شود. مثلاً می‌گوییم: رنگ این ساختمان در حال پوسته شدن است.
    وقتی کلمه “flaky” به عنوان صفت به کار می‌رود، می‌تواند هم معنای خوب و هم معنای بد داشته باشد.
    مثلاً یک کیک ممکن است پوسته‌پوسته باشد. کیکی که پوسته‌پوسته است، سنگین یا سفت نیست، بلکه نرم و سبک است و این یک ویژگی مثبت محسوب می‌شود.

    اما اگر به یک فرد “flaky” گفته شود، این تعریف خوبی نیست. چنین شخصی معمولاً رفتار غیرعادی دارد، ممکن است به قول‌ها و تعهدات خود پایبند نباشد یا کارها و قرارهایش را فراموش کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Flap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flap به فارسی با مثالهای کاربردی

    یکی از کاربردهای کلمه “flap” به عنوان یک فعل است. پرندگان و دیگر جانداران پرنده، با حرکت دادن بال‌هایشان در هوا پرواز می‌کنند.

    A bird flies when it flaps its wings.
    In the evening, you can see bats quickly flapping their wings.

    پرنده وقتی بال می‌زند پرواز می‌کند.
    در شب، می‌توانید خفاش‌ها را ببینید که به سرعت بال‌های خود را تکان می‌دهند.

     

    وقتی “flap” به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به قسمتی از یک بسته یا پاکت اشاره دارد که آن را می‌پوشاند و می‌بندد.

    The flaps on a box look a little like wings.
    He’s licking the seal on the flap of the envelope.

    فلپ‌های روی جعبه کمی شبیه بال هستند.
    او مهر روی لبه پاکت را می‌لیسد.

     

    این کلمه معانی و کاربردهای دیگری هم دارد.

    A flag flaps in the wind. This flag is flapping in the wind.
    Pancakes are sometimes referred to as flapjacks. He’s sitting behind a stack of flapjacks.

    یک پرچم در باد تکان می‌خورد. این پرچم در باد در حال تکان خوردن است.
    گاهی به پنکیک‌ها “فلپ‌جک” هم گفته می‌شود. او پشت یک ست پنکیک نشسته است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Flat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “تخت” است، یعنی ارتفاع کمی دارد یا اصلاً بلندی در آن دیده نمی‌شود:

    منطقه‌ای از کشور که در آن زندگی می‌کنیم، زمینش کاملاً تخت است.
    من دوست دارم نان تخت را همراه با هوموس بخورم. (به این نان، پیتا هم گفته می‌شود.)
    این یک تلویزیون با صفحه تخت است.
    غلتک تراکتور، سطوحی مانند آسفالت، خاک، یا سنگ و شن را صاف و هموار می‌کند. فعل کلمه “تخت” در انگلیسی “flatten” است که به صورت flatten / flattened / flattened صرف می‌شود.
    از وردنه برای صاف کردن خمیر استفاده می‌شود. (این وسیله مخصوصاً وقتی پای یا کلوچه درست می‌کنید، بسیار کاربردی است.)

     
    از کلمه “flat” برای بیان شرایط مختلفی استفاده می‌شود:

    اگر موهای کسی کاملاً صاف و بی‌حالت به نظر برسد، می‌گوییم موهایش تخت شده.
    اگر نوشیدنی گازدار گاز خود را از دست بدهد، می‌گوییم تخت شده.
    در بعضی از شهرهای آمریکا (البته نه همه‌ی آن‌ها) به آپارتمان، flat می‌گویند.
    صدای تخت، صدایی است که هیچ بالا و پایینی ندارد و یکنواخت است.
    نت تخت در موسیقی به نتی گفته می‌شود که زیرایی (حالت صوتی) کمتری دارد. (گاهی این کار عمدی است و گاهی غیرعمدی.)
    اگر جمعی به یک لطیفه نخندند، می‌گوییم که لطیفه “تخت” افتاد.
    “فلت ارثر” به کسی گفته می‌شود که به یافته‌های علمی احترام نمی‌گذارد و باور دارد زمین تخت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fling به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fling به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرتاب کردن چیزی را می‌گویند «To fling».

    آن را به سمت من پرت نکن!
    هوراشیو بلد است چطور فریزبی را پرت کند.
    یک دانش‌آموز کتابش را از پنجره به بیرون پرت کرد. (کلمه «fling» در زمان گذشته می‌شود «flung».)
    او به خاطر پرت کردن چیزها از پنجره، به دردسر افتاد.
    یک نفر در ماشینی که جلوی ما بود، کمی آشغال روی بزرگراه ریخت.
    پرت کردن زباله از ماشین، کاری خلاف قانون است.
    اگر یک بومرنگ را درست پرت کنید، به سمت خودتان برمی‌گردد.
    پرتش کن!
    آن را با حرکت مچ دستت پرت کن.

     
    وقتی کلمه «fling» به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک رابطه عاشقانه کوتاه یا یک علاقه زودگذر اشاره دارد:

    دارل با دختری که آن پایین‌ترین خیابان زندگی می‌کند، یک رابطه کوتاه داشت.
    علاقه هانا به نجوم فقط یک شوق موقتی بود. او بعد از چند ماه، بی‌علاقه شد.
    تاد داشتن رابطه با همکارش را تکذیب کرد، اما همسرش حرفش را باور نکرد.
    رابطه آن‌ها ارزش و معنای عمیقی نداشت. فقط یک تجربه گذرا بود.
    علاقه ناگهانی سارا به بیت‌کوین، باعث شد هزاران دلار از دست بدهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Flip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه flip یعنی پشت و رو کردن یا برگرداندن. وقتی در حال پختن غذا هستید، معمولاً لازم است مواد غذایی را برگردانید تا هر دو طرف آن به یک اندازه و یکدست بپزد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    flip

    برگردان

    flipped

    برگردانده شد

    flipped

    برگردانده شده

    تونی همبرگرها را روی گریل برگرداند.
    آنجلا با کمک یک کفگیر، پنکیک‌ها را پشت و رو کرد.
    برگرداندن قاچ‌های ماهی بدون این که تکه‌تکه شوند، کار سختی است.
    لاک‌پشت به پشتش روی زمین افتاد و نمی‌توانست تکان بخورد.
    برای اینکه بفهمید نوبت چه کسی است، یک سکه بیندازید.
    این خانه چندین بار به سرعت خرید و فروش شد تا اینکه بالاخره یک نفر آن را خرید و برای سکونت انتخاب کرد. (در بازار مسکن، به این کار که خانه‌ای را سریع بفروشند تا سود کمی اما مطمئنی به دست آورند، «فلیپ کردن» می‌گویند.)
    وقتی حرفم را بشنوی، شگفت‌زده خواهی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Float به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Float به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Float به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک جسم شناور، روی سطحی قرار می‌گیرد یا به نظر می‌رسد که چیزی از زیر آن را نگه نداشته است. اشیاء مختلفی هستند که در شرایط خاصی می‌توانند در هوا، روی آب یا در فضا شناور بمانند.

    یک بادکنک در هوا شناور می‌شود.
    یک قایق روی سطح آب شناور است.
    تکه چوب پنبه ماهیگیری نیز روی آب می‌ماند. وقتی یک ماهی طعمه را می‌قاپد، این شناور به زیر آب می‌رود.
    افراد می‌توانند روی یک کلک شناور بمانند.
    در فضا، افراد در حالت شناور قرار می‌گیرند. این فضانورد در حال شناور شدن است.
    در برخی رژه‌ها، وسایل تزیین شده و بزرگی به نام “شناور” حرکت می‌دهند. (در این جمله، کلمه “شناور” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    نوعی نوشیدنی خوشمزه به نام “شناور” هم وجود دارد. اگر در یک لیوان، بستنی و نوشابه ریشه بریزید، یک “شناور” دارید. (در این جمله نیز کلمه “شناور” یک اسم است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.