بلاگ

  • معنی کلمه Floor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Floor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Floor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کف یا طبقه، سطحی است که در داخل ساختمان‌ها روی آن راه می‌روید و می‌ایستید. کف‌ها انواع مختلفی دارند.

    کف‌های چوبی از جنس چوب ساخته می‌شوند و معمولاً در اتاق‌های نشیمن و غذاخوری دیده می‌شوند.
    برای آشپزخانه و سرویس بهداشتی، اغلب از کف‌پوش‌های لینولیوم (مشمع) یا سرامیک استفاده می‌شود.
    در اتاق‌های نشیمن و خواب نیز معمولاً از فرش یا موکت برای پوشش کف استفاده می‌کنند. مثلاً ممکن است تمام سطح کف یک اتاق، از دیوار تا دیوار، فرش شده باشد.
    کف بیشتر گاراژها و زیرزمین‌ها نیز از جنس بتن است.

     
    علاوه بر این، کلمه «floor» برای اشاره به سطح یا همان طبقه‌های یک ساختمان نیز به کار می‌رود:

    من قبلاً در طبقه سوم این ساختمان آپارتمانی زندگی می‌کردم.
    این بنا هشت طبقه دارد. طبقه همکف، همان طبقه اول محسوب می‌شود و طبقه هشتم، آخرین طبقه است.
    برای جابه‌جایی بین طبقات معمولاً از آسانسور استفاده می‌کنیم.
    می‌خواهید به کدام طبقه بروید؟
    برای بالا و پایین رفتن بین طبقات، از پله‌ها هم می‌توان استفاده کرد.

     
    همچنین، این کلمه برای توصیف سطح زیرین محیط‌های طبیعی نیز کاربرد دارد:

    در نزدیکی بستر اقیانوس، موجودات دریایی جالب و متنوعی زندگی می‌کنند.
    کف جنگل معمولاً نور خورشید زیادی دریافت نمی‌کند. مثلاً ممکن است سطح زمین در یک جنگل، کاملاً با خزه پوشیده شده باشد.

     
    عبارات و اصطلاحات مختلفی نیز وجود دارند که از کلمه «floor» در آن‌ها استفاده شده است.

    بسیاری از افراد جوان وقتی در شرکتی شروع به کار می‌کنند، از پایین‌ترین سطح شغلی (طبقه همکف) وارد می‌شوند و سپس با تلاش، پله‌های ترقی را یکی‌یکی طی می‌کنند. (طی کردن پله‌های ترقی یعنی ارتقا یافتن به موقعیت‌های بهتر و بالاتر.)
    منظور از «سالن فروش»، محلی در فروشگاه یا نمایشگاه است که فروشنده در آنجا کالاها را به مشتریان عرضه می‌کند.
    در جلسات رسمی، به فردی که اجازه صحبت دارد و در حال سخنرانی است، گفته می‌شود «کف صحبت در اختیار اوست».

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flop به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Flop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “flop” به معنای “شکست” است. این کلمه برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که مطابق انتظار پیش نرفته و ناموفق بوده است.

    نمایشنامه یک شکست بود.
    آن فیلم را نبین. واقعاً ناموفق است.
    ایده او برای کسب‌وکار، یک شکست کامل بود.
    والتر روی آب با شکم فرود آمد. این اتفاق هم برای خودش بسیار دردناک بود و هم تماشای آن برای ما سخت بود. (belly flop = فرود آمدن روی سطح آب با شکم)
    استفان تخصص دارد به کسب‌وکارهایی که در حال شکست هستند کمک کند تا دوباره موفق شوند. (در این جمله، کلمه “flopping” به صورت صفت به کار رفته است.)

    کلمه “flop” را می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد:

    ساده گذشته فعل ماضی
    flop

    شکست خوردن

    flopped

    شکست خورد

    flopped

    شکست خوردله

    نمایش با شکست مواجه شد.
    گیتاریست در اجرای تکنوازی خود ناموفق بود.
    همه با شنیدن صدای تیراندازی خود را به زمین انداختند.
    محصول جدید به طور فاجعه‌باری در بازار پذیرفته نشد و خیلی سریع از قفسه فروشگاه‌ها جمع‌آوری شد.
    این کمدین آنقدر در اجراهای زنده شکست خورده که دیگر کاملاً به آن عادت کرده است.

    کلمه “فلاپی” به عنوان صفت به کار می‌رود و معمولاً چیزی را توصیف می‌کند که شل و آویزان است.
    سگ گلوریا گوش‌های بزرگ و آویزانی دارد.
    زین علاقه دارد کلاه‌های لبه‌پهن و شل بپوشد.
    برگ‌های آن گیاه کمی شل و پژمرده به نظر می‌رسند.
    دیسک‌های نرم (فلاپی دیسک) در گذشته به عنوان وسیله‌ای برای ذخیره‌سازی اطلاعات در رایانه‌ها رواج داشتند، اما امروزه منسوخ شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Flow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی آب به آسانی از جایی به جای دیگر حرکت می‌کند، می‌گوییم «جریان» دارد. این واژه را می‌توان برای حرکت خودروها، انتقال اطلاعات و جابه‌جایی مردم هم به کار برد.

    آب این رودخانه به سمت جنوب جریان دارد.
    آب توالت خیلی آرام جریان داشت تا اینکه یک لوله‌کش آن را تعمیر کرد.
    در زمان سیل، آب به بسیاری از خانه‌ها راه یافت.
    رودخانه می‌سی‌سی‌پی به خلیج مکزیک می‌ریزد.
    برق از درون سیم‌ها عبور می‌کند.
    حرکت ترافیک به خاطر یک تصادف متوقف شد. (در این جمله از کلمه «جریان» به شکل اسم استفاده شده.)
    شدت آبی که از شیر خارج می‌شود را می‌توان با چرخاندن دسته شیر تنظیم کرد.
    اطلاعات در اینترنت با سرعت بسیار بالایی منتقل می‌شوند.
    ورود مهاجران به ایالات متحده در سال‌های اخیر کمتر شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fluent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fluent به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fluent به فارسی با مثالهای کاربردی

    تسلط داشتن در یک مهارت به این معنی است که بتوانید آن را به راحتی و بدون مشکل انجام دهید. این واژه بیشتر برای توصیف توانایی‌های زبانی به کار می‌رود.

    بسیاری از زبان‌آموزان من آرزو دارند که در انگلیسی مهارت کامل داشته باشند.
    آیا شما در انگلیسی کاملاً مسلط هستید؟
    چطور می‌توان در یک زبان به تسلط رسید؟
    رسیدن به سطح پیشرفته در انگلیسی معمولاً سال‌ها زمان می‌برد.
    ای کاش می‌توانستم آلمانی را به روانی صحبت کنم.
    برای مسلط شدن در زبان چینی، مدت زمان بسیار زیادی لازم است. اگر فردی در سنین بالاتر شروع به یادگیری چینی کند، احتمال اینکه روزی به طور کامل بر آن مسلط شود، بسیار کم است.

     
    واژهٔ «fluently» که به صورت قید به کار می‌رود، معنی «روان و سلیس» می‌دهد:

    آیا دوست دارید انگلیسی را روان و بی‌وقفه صحبت کنید؟
    برای اینکه بتوانید هر زبانی را به صورت روان صحبت کنید، معمولاً باید در کشوری زندگی کنید که مردم به آن زبان گفت‌وگو می‌کنند.
    شرکت کردن در کلاس‌های اسپانیایی دبیرستان به تنهایی برای رسیدن به سطح روان صحبت کردن کافی نیست.

     
    واژهٔ «fluency» نیز به صورت اسم به معنی «تسلط» یا «روانی» است:

    ممکن است سال‌ها مطالعه و تمرین لازم باشد تا کسی بتواند در یک زبان به تسلط کامل برسد.
    تسلط به زبان فرانسه برای کسانی که قصد دارند در زمینهٔ هنر یا پزشکی فعالیت کنند، بسیار سودمند است.
    رسیدن به تسلط در زبان لاتین کار بسیار دشواری است، چون به جز زبان‌شناسان و کشیشان، افراد بسیار کمی به این زبان صحبت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fluid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fluid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fluid به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مایع” به چیزهایی گفته می‌شود که می‌نوشید یا موادی که به آسانی جاری می‌شوند؛ مثل روغن یا برخی مواد شیمیایی.

    وقتی بیمار هستید، نوشیدن مقدار کافی مایعات بسیار مهم است تا بدنتان کم‌آور نشود.
    مایعات داخل خودرویتان باید به‌طور منظم چک شوند.
    مایعی که داخل رادیاتور ریخته می‌شود، به خنک‌ماندن موتور کمک می‌کند.
    برای روشن کردن آتش در منقل کباب‌پزی، از مایع مخصوص روشن‌کردن ذغال استفاده کنید.
    مایعات بدن می‌توانند به سادگی باعث انتقال بیماری شوند، بنابراین مراقب باشید!
    ترشحات بینی نمونه‌ای از مایعات بدن هستند.
    بیمار در بیمارستان به خاطر جمع شدن مایع زیاد در ریه‌هایش درگذشت.

     

    کلمه “مایع” گاهی به صورت صفت هم به کار می‌رود و وضعیتی را توصیف می‌کند که به سرعت در حال تغییر است.

    پلیس در حال مدیریت وضعیتی بسیار متغیر و سیال است که شامل گروگان‌گیری نیز می‌شود.
    اطلاعات موجود آنقدر متغیر و ناپایدار است که نمی‌توان آن را به درستی تأیید کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Flunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    لغت “flunk” به معنای شکست خوردن یا انجام ندادن کاری به شکلی که از شما انتظار می‌رود، است. این کلمه معمولاً برای صحبت دربارهٔ درس و مدرسه بین دانش‌آموزان به کار می‌رود، اما می‌توان از آن در موقعیت‌های دیگر زندگی هم استفاده کرد.

    * من در امتحانم شکست خوردم.
    * گابریل می‌ترسد در امتحان پایان‌ترمش مردود شود.
    * دایان به خاطر قبول نشدن از دانشکده پزشکی اخراج شد.
    * اگر نمی‌خواهی از مدرسه اخراج شوی، باید درس بخوانی.
    * یوسف در حال شکست خوردن در کلاس ریاضی‌اش است.
    * خانم رابرتز به این معروف است که شاگردانش را مردود می‌کند. (دانش‌آموز در امتحان شکست می‌خورد؛ معلم دانش‌آموز را مردود می‌کند.)
    * اگر در امتحان رانندگیت قبول نشوی، چه کار می‌کنی؟
    * رئیس شرکت در حال کوتاهی در انجام مسئولیت‌هایش است.

     

    همچنین، شکل صفتی این کلمه، “flunkey” است که برای توصیف کسی به کار می‌رود که کارهای پست و دون‌شأن را برای رئیس یا مافوق خود انجام می‌دهد.

    * به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور بالاتر از قانون می‌ماند، در حالی که نوکرانش به زندان می‌روند.
    * دستورات حمل کالاهای دزدیده شده توسط نوکران رئیس اجرا شد.
    * استیون از این که نوکر رئیسش باشد خسته شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flush به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flush به فارسی با مثالهای کاربردی

    سیفون کردن به معنای استفاده از آب برای پاک کردن و دور ریختن مواد برای رعایت بهداشت یا نگهداری است.

    وقتی در حمام صدای سیفون توالت را می‌شنوید، یعنی فرد استفاده از سرویس بهداشتی را تمام کرده است.
    اگر سیفون توالت درست کار نکند، شاید لازم باشد یک لوله‌کش بیاورید تا آن را تعمیر کند.
    توالت، آب را از داخل ساختمان به سیستم فاضلاب هدایت می‌کند.
    اگر کسی گوشش زیاد جرم بگیرد، ممکن است لازم باشد نزد پزشک برود تا جرم‌ها از مجرای گوشش شسته و پاک شود.
    اگر مواد شیمیایی خطرناک به چشمتان رفت، باید فوراً چشمانتان را با آب بشویید.
    شیرهای آتشنشانی را هم باید هر از گاهی سیفون کرد تا مواد زائد و رسوبات داخل لوله‌ها خارج شوند.
    قبل از انجام کولونوسکوپی، فرد باید با نوشیدن مایعات مخصوص، دستگاه گوارش خود را کاملاً پاک کند.

     
    گاهی هم از کلمه «فلاش» برای زمانی استفاده می‌کنیم که چیزی کاملاً در کنار چیز دیگری و در امتداد آن قرار گرفته باشد.

    مبل کاملاً چسبیده به دیوار است.
    صندلی کاملاً در کنار میز قرار دارد.
    در گوگل داکس می‌توانید از نوار ابزار استفاده کنید تا متن را کاملاً به چپ یا کاملاً به راست همراستا کنید.
    (کاملاً چپ = تمام متن به سمت چپ؛ کاملاً راست = تمام متن به سمت راست)
    یک پنکه سقفی که کاملاً به سقف چسبیده، یعنی هیچ فاصله‌ای با سطح سقف ندارد.

     
    کلمه «فلاش» در برخی از بازی‌های کارتی هم یک اصطلاح خاص است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fly به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پرواز» به معنای حرکت کردن در هوا است. خیلی چیزها هستند که در آسمان پرواز می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fly

    پرواز کن

    flew

    پرواز کرد

    flown

    پرواز کرده

    پرنده‌ها در آسمان پرواز می‌کنند.
    خیلی از حشرات هم می‌توانند پرواز کنند.
    هواپیماها بین شهرها و کشورها جابه‌جا می‌شوند.
    آیا تو هم دوست داری پرواز کنی؟
    تا حالا سوار هواپیما شده‌ای؟
    آیا تا به حال بادبادک هوا کرده‌ای؟ بادبادک بازی یعنی اینکه بادبادک را به پرواز دربیاوری.
    یک بادکنک پر از گاز هلیوم می‌تواند خیلی بالا در آسمان برود.
    همین الآن یک هلیکوپتر از بالای خانۀ من به طرف بیمارستان پرواز کرد.

    گاهی از کلمۀ “پرواز” در موقعیت‌های دیگر هم استفاده می‌شود:
    زمان به سرعت می‌گذرد.
    سال‌ها خیلی تند می‌گذرند.
    وقتی پنجره باز شد، تندباد باعث شد کاغذهای روی میز من همه‌جا پراکنده شوند.
    وقتی ماشین خیلی تند حرکت می‌کند، انگار در حال پرواز است.
    یک ماشین پلیس با سرعت زیاد رد شد تا کسی را تعقیب کند.
    اجازه نده یک فرصت خوب از دست برود.
    الان باید بروم (یعنی باید سریع حرکت کنم).

    کلمۀ “flight” به عنوان اسم به کار می‌رود:
    پرنده وقتی می‌خواهد از جایی دور شود، پرواز می‌کند.
    قبل از اینکه پرواز به واقعیت تبدیل شود، انسان فقط آن را در رویاهایش می‌دید.
    آیرودینامیک، دانش مطالعه‌ی پرواز است.
    پرواز از آمریکا به اروپا تقریباً شش تا هفت ساعت طول می‌کشد، بستگی دارد از کجا بروی و به کجا برسی.

    وقتی “fly” به عنوان اسم استفاده می‌شود، معمولاً به معنای مگس یا زیپ شلوار است:
    هر جا غذا باشد، مگس‌ها هم پیدا می‌شوند.
    بعضی مگس‌ها بیماری‌ها را منتقل می‌کنند.
    یک مگس توی اتاق است و صدای وزوز می‌دهد.
    زیپ شلوارت را چک کن که بسته باشد.
    فکر کنم زیپ شلوارت باز است.
    زیپت را ببند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Foam به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Foam به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Foam به فارسی با مثالهای کاربردی

    فوم یا کف، ماده‌ای است که وقتی یک مایع خاص حباب درست می‌کند، به وجود می‌آید. این ماده معمولاً در جاهای طبیعی که آب فراوان است دیده می‌شود. علاوه بر این، در بعضی از شوینده‌ها و نوشیدنی‌هایی مثل آبجو هم کف پیدا می‌کنیم:

    – وقتی آبجو را داخل لیوان می‌ریزیم، روی آن کف تشکیل می‌شود. (در این جمله «کف کردن» به عنوان فعل به کار رفته است.)
    – بعد از ریختن آبجو در لیوان، یک لایه کف روی آن ظاهر می‌شود. (در اینجا «کف» نقش اسم دارد.)
    – اگر آبجو را درست نریزیم، ممکن است کف آن بیش از حد شود. (این جمله از صفت «کفی» یا پرکف استفاده کرده است.)
    – وقتی کوکاکولا را روی یخ بریزیم، کف می‌کند.
    – دیروز که برای شنا رفتیم، دیدیم کنار ساحل کف زیادی جمع شده بود.
    – وقتی موج‌های دریا یا دریاچه‌های بزرگ به ساحل برخورد می‌کنند،看上去 مثل این است که آب کف می‌کند.
    – اگر آب را داخل ظرفی پر از صابون اسپری کنید، روی آب کف تشکیل می‌شود.
    – اگر دهان سگ کف کند، ممکن است نشانه بیماری جدی باشد.
    – اگر انسانی از دهانش کف بیاید، ممکن است بسیار عصبانی یا دیوانه باشد. (عبارت «کف کردن از دهان» در مورد افراد، یک اصطلاح است و منظور این نیست که واقعاً کف از دهانشان خارج می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Follow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Follow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Follow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دنبال کردن” یک فعل است و زمانی به کار می‌رود که چیزی یا کسی، پشت سر چیز یا شخص دیگری حرکت کند یا بیاید.

    ماشین آبی در پیست، ماشین قرمز را دنبال می‌کند.
    بچه‌ها به دنبال معلمشان وارد مدرسه شدند.
    بعد از بهار، تابستان می‌آید و بعد از پاییز، زمستان.
    یک مظنون به جرم، برای چندین هفته تحت نظر پلیس بود.
    بلافاصله بعد از طوفان مخرب، فریادها برای کمک بلند شد.
    دختر به پسر گفت که دست از دنبال کردنش بردارد.

     
    گاهی اوقات، “follow” به معنای فهمیدن حرف‌های یک نفر یا عمل کردن به دستورات است:

    متوجه می‌شوی؟ (حرف‌های مرا می‌فهمی؟)
    او به دستورالعمل‌های معلم عمل نمی‌کند.
    اگر راهنما را قدم به قدم انجام ندهی، اشتباه خواهی کرد.
    با انجام دقیق مراحل یک دستور پخت، تقریباً می‌توان هر غذایی را درست کرد.

     
    گاهی حرف اضافه “up” به آن اضافه می‌شود و “follow up” می‌سازد. “Follow up on something” یعنی مطمئن شوی که یک کار به خوبی انجام شده یا مشکلی ندارد.

    بعد از جلسه، سرپرست ما برای یادآوری حرف‌هایمان به همه، یک ایمیل فرستاد.
    چند روز بعد از اینکه هریت از بیمارستان مرخص شد، دکتر به او سر زد تا از خوب بودن حالش مطمئن شود.
    ممنون که این موضوع را پیگیری کردی!

     
    کلمه “following” گاهی به صورت صفت به کار می‌رود:

    وقتی یخچال باب خراب شد، او هفته بعد یک یخچال جدید خرید. (یعنی هفته بعد از آن)
    بعد از اینکه از فوت مادرش باخبر شد، روز بعد رفت تا پیش اعضای خانواده باشد. (یعنی روز بعد از آن روز)

     
    بعضی وقت‌ها هم کلمه “follow” نشان‌دهنده علاقه و توجه زیاد به چیزی است:

    چه ورزش‌هایی را دنبال می‌کنی؟
    اخبار را پیگیری می‌کنی؟
    آیا اخیراً اتفاقات خاورمیانه را دنبال کرده‌ای؟
    هیلاری کلینتون طرفداران زیادی دارد که به او به عنوان یک رهبر ایمان دارند. (فردی که شخص دیگری را دوست دارد یا می‌ستاید.)
    او هواداران بسیار زیادی دارد. (جمعیت بزرگی از مردم که از کسی حمایت می‌کنند.)
    او یک علاقه‌مند واقعی به مد است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.