بلاگ

  • معنی کلمه Faint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Faint به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Faint به فارسی با مثالهای کاربردی

    غش کردن به معنای از دست دادن موقت هوشیاری است و گاهی ممکن است با زمین خوردن همراه باشد. اگرچه این اتفاق به طور روزمره رخ نمی‌دهد، اما از این کلمه اغلب برای توصیف موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که فرد در اثر شوک، تعجب ناگهانی، درد شدید یا ضربه جسمی، دچار ضعف و بی‌حالی می‌شود.

    نلی بعد از آن که در سانحه خون زیادی از دست داد، کم‌کم احساس ضعف کرد.
    تام وقتی متوجه شد هزینه‌های درمانی در بیمارستان چقدر بالا رفته، ناگهان حالش دگرگون شد.
    میلدرد وقتی خبر فوت برادرش را شنید، از هوش رفت.
    احساس می‌کنم دارم غش می‌کنم.
    کم‌کم دارم ضعف می‌کنم.
    به نظر می‌رسد حالتان بد است و ممکن است غش کنید.
    جسیکا در مراسم تدفین پسرش بیهوش شد؛ چون فشار روحی برایش بیش از حد بود.
    وقتی بفهمید چه اتفاقی افتاده، شاید شوکه شوید و از هوش بروید. (این جمله نمونه‌ای از گفتار اغراق‌آمیز است.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fair به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fair به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fair به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fair” (عادلانه) معنایی نزدیک به “equal” (برابر) و “just” (عادلانه) دارد. یک موقعیت منصفانه معمولاً همه افراد درگیر را راضی نگه می‌دارد. البته گاهی ممکن است درباره عادلانه بودن یا نبودن یک موضوع، اختلاف نظر پیش بیاید.

    مثلاً:
    – دو کشور بر سر تقسیم عادلانه یک منطقه زمین به توافق رسیدند.
    – همه گفتند که این توافق منصفانه است.
    – یک وکیل، قراردادها را بررسی می‌کند تا مطمئن شود طبق قانون عادلانه هستند.
    – قوانین باید منصفانه باشند و با همه یکسان رفتار کنند.
    – شرکتی که تونی در آن کار می‌کند، دستمزد منصفانه‌ای به کارمندانش می‌دهد.
    – مردم به خاطر یک قانون ناعادلانه، در خیابان‌ها تظاهرات کردند. (ناعادلانه یعنی غیرمنصفانه)

     
    گاهی “fair” به صورت قید به کار می‌رود و مقدار چیزی را نشان می‌دهد:

    – دیشب مقدار قابل‌توجهی باران بارید. (یعنی باران خوبی آمد.)
    – تعداد زیادی از مردم از آن نامزد انتخاباتی حمایت می‌کنند.

    در بعضی مواقع هم “fair” به معنای “قابل قبول” یا “متوسط” است:

    – کیفیت کارش در حد قابل قبولی است.
    – استقبال از این رویداد متوسط بود.
    – کارش بد نبود، ولی عالی هم نبود.
    – کسب‌وکار هفته گذشته رضایت‌بخش بود.

     
    کلمه “fairly” یک قید است و به معنای منصفانه استفاده می‌شود:

    – این شرکت با کارکنانش به انصاف رفتار می‌کند.
    – با آنان منصفانه برخورد می‌شود. (یعنی با آنان خوب رفتار می‌شود.)
    – کارگران در برابر تلاششان دستمزد منصفانه‌ای دریافت می‌کنند.
    – پلیس با مظنون رفتاری ناعادلانه داشت. (یعنی با او بدرفتاری نشد، اما رفتار منصفانه‌ای هم در کار نبود.)

     
    “fairly” گاهی هم به معنای “نسبتاً”، “تا حدی” یا “تا اندازه‌ای” به کار می‌رود:

    – این کار نسبتاً آسان است. (یعنی کمی آسان است.)
    – شغل او تا حدی دشوار است.
    – او به عنوان بازیگر به موفقیت نسبتاً خوبی رسید.

     
    کلمه “fairness” (انصاف) یک اسم است:

    – همه دوست دارند با آنان با انصاف و احترام رفتار شود.
    – وکیل ما در عادلانه بودن قرارداد شک کرد.
    – در تعیین مجازات یک مجرم، باید حد مشخصی از انصاف رعایت شود.

     
    در نهایت، “fair” به عنوان اسم به یک گردهمایی بزرگ گفته می‌شود که در آن مسابقات، سرگرمی و جشن برگزار می‌شود:

    – نمایشگاه ایالتی مینه‌سوتا یکی از بزرگ‌ترین نمایشگاه‌ها در آمریکاست.
    – ماتیلدا گاوش را در نمایشگاه شهرستان شرکت داد و جایزه دوم را برد.
    – نمایشگاه مدرسه، یک رویداد سالانه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Faith به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Faith به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Faith به فارسی با مثالهای کاربردی

    ایمان، یعنی باور داشتن به کسی یا چیزی. این کلمه را تقریباً شبیه به کلمه “امید” به کار می‌بریم. همچنین معمولاً برای اشاره به یک دین و کسانی که به آن دین پایبند هستند استفاده می‌شود.

    یوسف به خدا ایمان قوی دارد.
    ایمان او به خدا قوی است.
    ایمان صابین در دوران جنگ محک خورد.
    ایالات متحده خانه افرادی با باورهای دینی گوناگون است.
    مردیت و کریس زندگی مشترک محکمی دارند و به هم اعتماد کامل دارند.
    من مطمئنم که تو موفق می‌شوی.
    باور من به تو محکم است.
    تام بیش از حد به گره‌ای که برای قایقش زده بود اطمینان داشت، اما گره باز شد.
    جنیفر هیچ امیدی به روشن شدن ماشینش ندارد.
    بیل به پیش‌بینی آب و هوای امروز خیلی اعتماد ندارد.

     
    اگر به آخر کلمه “faith” (ایمان) “ful” اضافه کنیم، صفت “faithful” به معنای “وفادار” ساخته می‌شود.

    آنها همیشه به یکدیگر وفادار بوده‌اند.
    بنیتو همسری وفادار و فداکار است.
    سوزان به همسرش خیانت کرد، به همین دلیل او از سوزان طلاق گرفت. (برای ساخت معنای مخالف “faithful”، پیشوند “un” را به آن اضافه می‌کنیم.)

     
    توجه: گاهی اوقات از کلمه “faithful” به عنوان اسم استفاده می‌شود:
    هر یکشنبه مؤمنان در این کلیسا جمع می‌شوند تا خدا را عبادت کنند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fake به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Fake به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی مقابل «واقعی»، «جعلی» است. از این واژه برای توصیف چیزی یا کسی استفاده می‌شود که حقیقی نیست یا ظاهری فریبنده دارد.

    آیا آن الماس‌ها اصل هستند یا جعلی؟*
    آن زن با یک لهجه‌ی فرانسوی ساختگی صحبت می‌کند.
    مت با استفاده از یک کارت شناسایی تقلبی مقداری آبجو خرید.
    شارون روی پشتش یک خالکوبی مصنوعی دارد که واقعی به نظر می‌رسد.
    یک نفر در حال پخش کردن اسکناس‌های صد دلاری تقلبی است.

     
    همچنین می‌توانید از این واژه به عنوان اسم نیز استفاده کنید:

    در روزنامه داستانی درباره مردی چاپ شده بود که فکر می‌کرد تابلویی از پابلو پیکاسو دارد، اما در نهایت مشخص شد که آن اثر جعلی بوده.
    او ادعا می‌کرد پزشک است، اما مشخص شد که کلاهبرداری بیش نبوده.
    این سیب تقلبی است یا واقعی؟

     
    گاهی اوقات از کلمه‌ی «جعلی» به عنوان فعل هم استفاده می‌شود:

    آیا او واقعاً خواب است یا فقط خودش را به خواب زده؟
    کارولین در روز عروسی تظاهر به خوشحالی می‌کرد.
    او با تقلب از مدرسه گذشت و مدرک گرفت.

    * واژه‌ی دیگری که معنایی نزدیک به «جعلی» دارد، «دروغین» است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fall به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fall به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک فرد یا چیزی به سمت پایین حرکت می‌کند، می‌گوییم آن چیز “fall” یا “سقوط می‌کند”. همچنین اگر شرایطی به شکلی تغییر کند، ممکن است از این کلمه استفاده کنیم.
    در نمونه‌های اولیه، روش به کارگیری “fall” به عنوان یک فعل نشان داده شده است. این فعل، یک فعل بی‌قاعده محسوب می‌شود. دقت کنید که شکل اصلی فعل در زمان‌های گوناگون، تغییر می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fall

    افتادان

    fell

    افتاد

    fallen

    افتاده

    سیب‌ها هنگام طوفان از درخت می‌افتند.
    جیم از روی نردبان افتاد و دستش شکست.
    قیمت سوخت در حال پایین آمدن است.
    چند کتاب از قفسه جدا شده‌اند.
    اگر چادر درست نصب نشود، حتماً خواهد افتاد.

    واژه “fall” برای توصیف شروع یک رابطه عاشقانه هم بسیار استفاده می‌شود:

    کیم می‌گوید که در حال عاشق شدن به دوستپسر جدیدش است.
    راجر و سو خیلی زود بعد از عاشق شدنشان، که سی سال پیش بود، ازدواج کردند.
    استیوی و پم به هم دل باخته‌اند.
    احساس می‌کنم دارم عاشق می‌شوم. (این یک بیان رایج است.)
    ما در اولین بازدیدمان از نیواورلئان، مجذوب آن شهر شدیم. (می‌توانید به یک چیز هم علاقه‌مند شوید.)
    ادگار همان لحظه اول که چشمش به ماشینش افتاد، دلباخته آن شد.

    “Fall” به عنوان اسم نیز به کار می‌رود:

    دانش‌آموزان در انتهای تابستان یا آغاز پاییز به مدرسه برمی‌گردند.
    پاییز فصل زیبایی در مناطق شمالی است.
    کنار رفتن آن رهبر از قدرت بسیار ناگهانی رخ داد.
    وقتی در نیویورک بودیم، از آبشارهای نیاگارا دیدن کردیم.
    خیلی بد زمین خوردی، حالَت خوب است؟
    هنری با رئیسش دچار سوءتفاهم شد.

    عبارات زیادی هستند که از “fall” در آن‌ها استفاده شده:

    آن قرارداد تجاری لغو شد. (به نتیجه نرسید.)
    معلم فریب آن شوخی را خورد. (حرف دیگران را باور کرد و بعد احساس کرد که گول خورده.)
    روز کارگر همیشه در یک دوشنبه قرار دارد. (رخ می‌دهد.)
    استادِ گروهان به سربازانش دستور داد تا صف بکشند. (در صف قرار بگیرند.)
    میزان فروش در شرکت ما کم شده است. (وضعیت خوبی ندارد.)
    برنامه‌های ساخت پارک جدید کاملاً کنار گذاشته شد. (فراموش یا نادیده گرفته شد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Familiar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Familiar به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Familiar به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی برای شما «آشنا» باشد، یعنی درباره‌ی آن اطلاعات دارید، قبلاً آن را دیده‌اید یا حس می‌کنید که قبلاً آن را تجربه کرده‌اید.

    این به نظر آشنا می‌آید.
    چهره‌ات آشناست.
    چهره‌ات به نظر آشنا می‌آید. آیا قبلاً همدیگر را دیده‌ایم؟
    من با این منطقه کاملاً آشنا هستم. بارها به اینجا آمده‌ام.
    من با افرادی که در این محله زندگی می‌کنند آشنایی دارم.
    از دیدار کسی که با این سبک موسیقی آشناست، خوشحالم.
    آیا با آثار پابلو پیکاسو آشنایی دارید؟

     
    کلمهٔ «آشنایی» یک اسم است. وقتی کسی تجربه یا ارتباط زیادی با یک شخص یا چیز دارد، از واژهٔ «آشنایی» استفاده می‌کنیم.

    دان به دلیل آشنایی با مردم و فرهنگ مکزیک، برای کار در آنجا استخدام شد.
    آشنایی وندا با کامپیوترها، ارزش او را به عنوان یک کارمند بالاتر می‌برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Family به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Family به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Family به فارسی با مثالهای کاربردی

    خانواده شما چند عضو دارد؟ اعضای آن چه کسانی هستند و در کجا زندگی می‌کنند؟
    مسئولیت مالی خانواده بر عهده چه کسی است؟ شغل اصلی نان‌آور خانواده چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟
    خانواده شما چه آداب و رسومی دارد؟ آیا در مناسبت‌های خاص همه دور هم جمع می‌شوند و جشن می‌گیرند؟
    خانواده شما چگونه هزینه‌های زندگی را مدیریت می‌کند؟ (یعنی چگونه درآمد کسب می‌کند، پس‌انداز می‌کند و پول خود را برای نیازهای ضروری خرج می‌کند)
    در فرهنگ شما، مسئولیت بزرگ کردن کودکان بر عهده چه کسی است؟ پدر چه وظایفی دارد و مادر چه نقش‌هایی ایفا می‌کند؟
    خانواده‌ها در کشور شما چه تفاوت‌هایی با خانواده‌های ساکن آمریکا دارند؟ این تفاوت‌ها می‌تواند شامل تعداد فرزندان، افرادی که در یک خانه زندگی می‌کنند، فرد سرپرست خانواده، وظایف و مسئولیت‌های هر یک از اعضا و مواردی از این دست باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Famous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Famous به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Famous به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک چیز یا فردی که “معروف” است، به این معنی است که تعداد زیادی از مردم آن را می‌شناسند.

    نیویورک مکان‌های شناخته‌شده زیادی برای بازدید دارد.
    همچنین ممکن است هنگام قدم زدن در خیابان‌های شهر با افراد مشهور روبرو شوید.
    جنیفر لوپز یک بازیگر سرشناس است.
    برد پیت یک هنرپیشه نام‌آشنا است.
    باراک اوباما به دلیل ریاست جمهوری آمریکا، فرد بسیار مشهوری است.
    برج ایفل یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای جهان است.

     
    واژه “شهرت” یک اسم است:

    مرد جوان نتوانست با شهرت ناگهانی خود کنار بیاید.
    بعضی از افراد شهرت را به ثروت ترجیح می‌دهند.
    جورج کلونی از محبوبیت خود برای کمک‌رسانی مالی به بیماران و نیازمندان استفاده می‌کند.

     
    واژه “بدنام” برای توصیف افرادی به کار می‌رود که کارهای بسیار زشتی انجام داده‌اند.

    آل کاپون یک تبهکار بدنام بود.
    بدنامی او در تمام دنیا پیچید. (کلمه “infamy” یک اسم است.)
    جنایتکاران جنگی بدنام معمولاً در نهایت پیدا شده، به دادگاه کشیده شده و مجازات می‌شوند.

     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fancy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fancy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fancy به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی زیبا، قشنگ، ظریف، پیچیده یا گران‌قیمت باشد، ممکن است به آن “فانتزی” بگوییم.

    او یک ماشین بزرگ و شیک می‌راند.
    خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، بسیار شیک و قشنگ است.
    برای اتاق نشیمن چیز خاص و تجملی نمی‌خواهم. بیایید مبلمان و تزئینات را ساده نگه داریم.
    لیندزی دوست دارد گوشواره‌های بزرگ و تزئینی بپوشد.
    رقاصان به خاطر حرکات سریع و ماهرانه پاهایشان معروف هستند.
    او علاقه دارد لباس‌های زیبا و جواهرات ظریف بپوشد.

     
    معنای کلمه “fancy” بسته به شرایط و کسی که آن را به کار می‌برد، می‌تواند هم معنای مثبت و هم معنای منفی داشته باشد:

    او برای رفتن به سر کار، شلوار خاص و چشمگیری پوشیده است. (“Fancy pants” به شلوار یا شورتی گفته می‌شود که به طور عجیب یا غیرمعمولی خودنمایی می‌کند.)
    بیایید زیاد به سراغ چیزهای تجملی نرویم.
    فکر می‌کنی با این ظاهر شیک و خاص، چه کسی هستی؟
    توماس مدارک دانشگاهی معتبر و زیادی دارد، اما این دلیل نمی‌شود که برای این شغل مناسب باشد.
    او یک پسر شیک‌پوش است. (این جمله ممکن است به این معنی باشد که آن مرد همجنس‌گراست.)

     
    گاهی از “fancy” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، اما این کار امروزه کمتر رایج است و کمی قدیمی به نظر می‌رسد.

    او از او خوشش می‌آید. (یعنی او را دوست دارد.)
    هیچ‌یک از این دو نفر، علاقه‌ای به آوردن یک سگ به خانه ندارند. (یعنی آن‌ها نمی‌خواهند سگ بگیرند.)

     
    در جمله‌های زیر، “fancy” نقش یک اسم را دارد، اما این نوع استفاده از آن نیز دیگر رایج نیست و قدیمی محسوب می‌شود:

    او دل به او بست. (یعنی او را دوست داشت.)
    او علاقه و اشتیاق زیادی به جواهرات دارد. (یعنی جواهرات را بسیار دوست دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Far به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Far به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Far به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «far» یا «دور» برای بیان فاصله‌ی مکانی یا زمانی به کار می‌رود:

    ایستگاه قطار چقدر از اینجا فاصله دارد؟
    بینته هر روز مسافت زیادی را برای رسیدن به محل کار طی می‌کند.
    جایی که دنبالش می‌گردید، خیلی دور نیست.
    چین از آمریکا خیلی فاصله دارد.
    چارلز به مناطق مختلف و دوری سفر کرده است. (یعنی به مکان‌های متعدد و دور از هم رفته است.)
    شما از میکروفون زیادی فاصله دارید؛ لطفاً نزدیک‌تر بیایید.
    امروز تا حالا چقدر پول درآورده‌اید؟ (تا الان = تا این لحظه)
    تا اینجا که خوب بوده. (یعنی تا الان همه چیز روبه‌راه است.)

     

    همچنین می‌توان از «far» برای توصیف پیشرفت فرد در یک سازمان، شرکت یا محیط آموزشی استفاده کرد:

    یوسف تحصیلاتش را به اندازه‌ی کافی ادامه نداد و حالا دوباره به مدرسه برگشته است.
    وس احتمالاً در شرکت پیشرفت زیادی خواهد کرد چون بسیار بااستعداد است.
    ونسا از این که در شغلش تا این حد پیش رفته، احساس رضایت دارد.
    در بعضی کشورها، به دختران اجازه داده نمی‌شود تحصیلات بالایی داشته باشند. ممکن است بعد از پایه هشتم، تحصیل آن‌ها تمام شود.

     

    «Far» برای بیان حد و مرز خواسته‌ها، درخواست‌ها یا رفتار نیز استفاده می‌شود:

    دانش‌آموزان خواسته‌هایشان را از معلم زیاد کردند و او همه را در کلاس جریمه کرد.
    همین قدر کافی است؛ باید دست از کار بکشی.
    اعضای جامعه فکر می‌کنند مجازات آن مرد به اندازه کافی سخت نبوده است.
    گروگان‌گیرها با درخواست پول و ماشین برای فرار، از حد خود گذشتند.
    به کارمندان تا چه حد اجازه داده می‌شود در مذاکرات کارگری پیش بروند؟

     

    شکل مقایسه‌ای این کلمه «farther» به معنای «دورتر» و شکل عالی آن «farthest» به معنای «دورترین» است.

    چقدر دیگر باید رانندگی کنیم؟
    کدام دانش‌آموز در این کلاس از کشوری می‌آید که دورترین فاصله را از آمریکا دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.