بلاگ

  • معنی کلمه Farm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Farm به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Farm به فارسی با مثالهای کاربردی

    باب و آلیس در یک مزرعه زندگی می‌کنند. شغل آن‌ها کشاورزی است.
    باب بیشتر از سی سال است که به کار کشاورزی مشغول است.
    در مناطق روستایی آمریکا می‌توان مزرعه‌های زیادی پیدا کرد.
    مزرعه‌داران در غرب میانه محصولاتی مانند ذرت، سویا و گندم پرورش می‌دهند.
    کشاورزی شغل خوبی برای تأمین زندگی است، اما گاهی پیش می‌آید که شرایط جوی نامساعد باعث بروز سختی‌هایی می‌شود.
    اگر شغل من معلمی نبود، به احتمال زیاد کشاورز بودم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fashion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fashion به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fashion به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فَشن” یا “مد” به سبک‌هایی گفته می‌شود که در یک دوره خاص بین مردم محبوب و رایج هستند.

    این روزها پوشیدن شلوار جین آبی پاره، مد است.
    نوجوانان دبیرستانی اغلب لباس‌هایی می‌پوشند که مد روز باشد.
    بعضی از سبک‌های لباس پوشیدن در دهه‌های ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دوباره در حال بازگشت هستند.
    موسیقی هیپ‌هاپ و رپ هم پس از ۳۰ سال، هنوز طرفدار دارد و مد است.
    اگرچه رانندگی با خودروهای شاسی‌بلند و بزرگ هنوز بین بعضی افراد محبوب است، اما بسیاری از مردم به خاطر حفظ محیط زیست، خودروهای کوچک‌تر را انتخاب می‌کنند.
    در گذشته پوشیدن لباس‌های چرمی زیاد مرسوم بود، اما امروزه دیگر آن سبک، رایج نیست.
    به کسانی که همیشه سعی می‌کنند هر لباس غیرعادی که مد می‌شود را بپوشند، می‌گویند برده مد.
    مدل‌های لباس جدید معمولاً در نمایش‌های مد به مردم معرفی می‌شوند.

     

    کلمه “fashionable” به معنی “مدروز” یا “مُدِ روز” است.

    کیم دوست دارد لباس‌های مدروز بپوشد.
    حتی اگر کسی واقعاً نیاز نداشته باشد، همراه داشتن تلفن همراه، یک کار رایج و مرسوم شده است.
    کلاه بیسبال بین خیلی از افراد محبوب است.
    در بعضی جمع‌ها، اگر کسی نیم‌ساعت دیر به مهمانی برسد، به آن می‌گویند “تأخیر شیک”! یعنی چون خیلی از افراد این کار را می‌کنند، دیر آمدن عادی و قابل قبول است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fast به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fast به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان سرعت یا تندی حرکت زمان از واژه “fast” استفاده می‌کنیم. این کلمه معنایی نزدیک به “quick” دارد.

    او دونده‌ای سریع است.
    او کارگری تندکار است.
    این رایانه جدید واقعاً پرسرعت است.
    کلاس خیلی زود تمام شد.
    وقتی در حال لذت بردن هستی، زمان به سرعت می‌گذرد.
    خیلی تند صحبت کردی. می‌شودی کمی آهسته‌تر بگویی؟

    می‌توانید از “fast” هم به صورت صفت و هم به صورت قید استفاده کنید. برای حالت مقایسه‌ای از “faster” و برای حالت عالی از “fastest” بهره می‌بریم.

    او سریع است. او دونده‌ای تندپاست. او تند می‌دود.
    این کار از آنچه فکر می‌کردیم سریع‌تر پیش می‌رود.
    او از بین همه کارمندان، سریع‌ترین کار را انجام می‌دهد.

    علاوه بر این، کاربردهای دیگری نیز برای “fast” وجود دارد:

    او زندگی پرهیاهو و پرخرجی دارد. (همیشه در حال خرج کردن پول و مهمانی‌رفتن است)
    زندگی را تند بگذران، جوان بمیر. (اگر در جوانی فقط به فکر خوشگذرانی، مصرف الکل و مواد مخدر باشی، ممکن است زود از دنیا بروی)
    او واقعیت‌ها را دستکاری کرد. (دروغ گفت)
    این زمین‌های چمن تند هستند. (در بازی گلف، به منطقه اطراف سوراخ که اگر توپ روی آن به سرعت حرکت کند، می‌گویند زمین چمن تند است)

    همچنین “fast” به عنوان فعل یا اسم برای اشاره به خودداری از خوردن غذا به کار می‌رود:

    مسلمانان در ماه رمضان روزه می‌گیرند.
    روزه گرفتن در بسیاری از ادیان مرسوم است.
    سادیو به دلیل روزه‌بودن به ناهار نمی‌رود.
    بعضی افراد برای کاهش وزن روزه می‌گیرند.
    او در حال روزه‌گیری است.
    او روزه دارد.

    نکته فرهنگی: آیا فست‌فود دوست داری؟ این نوع غذا خیلی سریع آماده شده و خورده می‌شود. رستوران‌هایی مانند مک‌دونالدز، برگر کینگ، KFC، پیتزا هات، ساب‌وی و بسیاری دیگر از فست‌فودهای محبوب در آمریکا هستند. این غذاها خیلی سالم نیستند، اما طعم خوبی دارند و در مقایسه با رستوران‌های معمولی، قیمت کمتری دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fasten به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fasten به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fasten به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز را به هم وصل می‌کنید و با گیره، پیچ، سگک، دکمه، ریسمان یا چیزهای مشابه ثابت و محکم می‌کنید، از کلمهٔ fasten (بستن) استفاده می‌شود.
    در نمونه‌های زیر fasten به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    – کمربند ایمنی خود را ببندید. (کمربند را ببندید و مطمئن شوید که محکم شده است.)
    – سفال‌های سقف خانه با میخ ثابت شده‌اند.
    – آن‌ها پایه‌های میز را با پیچ‌های بزرگ محکم کردند.
    – مردی روی قایق، بادبان را با طناب بست.
    – گزارش با یک گیره کاغذ به هم متصل شد.

    کلمهٔ fastener (بست) یک اسم است:

    – چند تا از بست‌ها شکست و میز از هم جدا شد.
    – باید بست در را عوض کنیم.
    – بست‌های فولادی، قطعات ماشین را در کنار هم نگه می‌دارند.

    نکته: کلمهٔ fasten تنها یکی از کلماتی است که در وسط آن حرف «t» خوانده نمی‌شود.
    کلمات دیگری مانند whistle (سوت زدن)، listen (گوش دادن)، nestle (لانه کردن)، thistle (گیاه خار) و castle (قلعه) نیز همین ویژگی را دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Fat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Fat به فارسی با مثالهای کاربردی

    وزن زیاد بدن را معمولاً «چربی» مینامند. این چربیها بیشتر در اطراف شکم دیده میشوند، اما ممکن است در بخشهای دیگر بدن هم وجود داشته باشند. در استفاده از این کلمه دقت کنید، چون بعضی افراد اگر به آنها بگویید «چاق»، ناراحت میشوند.

    هارولد یک مرد چاق است.
    او عاشق خوردن است و اضافه وزن برایش مهم نیست.
    ساندرا میگوید که دارد چاق میشود.
    او دوست ندارد چاق باشد.
    اگر تمام روز پشت میز بنشینید و با کامپیوتر کار کنید، ممکن است وزنتان زیاد شود.
    من باید چربیهای دور کمرم را کم کن.

    چربی معمولاً در غذاها هم وجود دارد. بسیاری از خوراکیهای حیوانی، مقدار زیادی چربی دارند. بعضی از انواع چربیها خوب هستند و بعضی دیگر مضر. همه ما به مقدار مشخصی چربی در غذایمان نیاز داریم، اما خوردن بیش از حد مواد چرب، برای سلامتی خوب نیست.

    ساندرا رژیم غذایی کمچربی دارد.
    هارولد غذاهای چرب را دوست دارد و میگوید خوشمزهتر هستند.
    شیر کامل چربی زیادی دارد. بهتر است از شیرهایی استفاده کنید که دو درصد یا یک درصد چربی دارند.

    کلمه «fatten» به معنی چاق کردن است و یک فعل محسوب میشود.

    گاوها را قبل از کشتن، با ذرت پروار میکنند تا چاق شوند.
    جورج سعی دارد با خوردن بستنی زیاد، خودش را چاق کند. او دوست دارد وزنش بیشتر شود.
    کودکان آمریکایی که با فستفود چاق میشوند، ممکن است در آینده مشکلات سلامتی پیدا کنند.

    **یادداشتها:**

    به افرادی که خیلی اضافه وزن دارند، «چاق» گفته میشود. چاقی میتواند به یک مشکل سلامتی تبدیل شود.
    بهتر است در گفتگوها، بهجای کلمه «چاق»، از عبارتهایی مثل «اضافه وزن دارد» یا «سنگینوزن است» استفاده کنید تا مؤدبانهتر باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fate به فارسی با مثالهای کاربردی

    سرنوشت یا فِیت (Fate) به آینده‌ای گفته می‌شود که در پایان برای یک فرد یا یک چیز رخ می‌دهد. اگرچه نمی‌توان آینده را از قبل دانست، اما بعضی افراد فکر می‌کنند که سرنوشت از پیش تعیین شده است و هر کاری که انسان بکند، نمی‌تواند آن را عوض کند.

    وینگ باور دارد که ازدواج با همسرش سرنوشت او بوده است.
    رودریگو فکر می‌کند که بدشانسی‌های اخیرش به خاطر سرنوشت است.
    یک تغییر ناگهانی در سرنوشت باعث شد که بنیانگذاران شرکت با هم آشنا شوند.
    هنوز مشخص نیست که چه بر سر مسافران هواپیمای گمشده آمده است.
    برای کسانی که خشونت و کشتار جنگ را دیده‌اند، زنده ماندن گاهی از مردن هم سخت‌تر است.
    سربازان وقتی فهمیدند دشمن آن‌ها را احاطه کرده، فهمیدند که چه بلایی قرار است سرشان بیاید.
    آیا انسان می‌تواند سرنوشت خودش را تعیین کند؟
    ادیپ سعی کرد از سرنوشتی که برایش پیش‌بینی شده بود فرار کند، اما در نهایت دقیقاً همان اتفاق برایش افتاد.
    آینده انسان‌ها به کجا می‌رود؟
    هنری دیوید لانگفلو جمله معروفی دارد: «سرنوشت تو، سرنوشت همه است؛ در زندگی هر کس باید بارانی ببارد.» (همه غم و مرگ را تجربه می‌کنند. نمی‌توان از این اتفاقات فرار کرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Father به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Father به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Father به فارسی با مثالهای کاربردی

    «پدر» به مردی گفته می‌شود که صاحب فرزند است یا مسئولیت بزرگ کردن بچه‌ها را بر عهده دارد.

    ساموئل پدر سه بچه است.
    او بیش از ده سال است که پدر شده.
    از نقش پدری خود لذت می‌برد. (پدری یعنی وقتی یک مرد در پرورش فرزندان مشارکت دارد.)
    در مراسم عروسی، پدر عروس، دخترش را به داماد می‌سپارد.
    اگر مردی با زنی که از قبل فرزند دارد ازدواج کند، برای آن بچه‌ها «ناپدری» محسوب می‌شود.
    شغل پدرت چیست؟ (این سوالی است که کودکان معمولاً از هم می‌پرسند.)

     
    در مذهب کاتولیک، به کشیش‌ها «پدر» خطاب می‌شود. همچنین این عنوان برای خداوند نیز به کار می‌رود.

    پدر مایک، کشیش ماست.
    او پدر روحانی کلیسای ماست.
    «پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد…» (بخشی از یک دعای مسیحی)

     
    کلمات «بابا» یا «دَدّی» هم معمولاً به جای «پدر» استفاده می‌شوند.

    بابای جسیکا امروز صبح او را با ماشین به مدرسه برد.
    شغل بابایت چیست؟
    تیمی با شوق منتظر است تا بابایش پس از یک سفر کاری سه‌هفته‌ای به خانه برگردد.

     
    کلمه «پدر» گاهی به عنوان فعل هم به کار می‌رود. در این حالت، به معنی نقش مرد در به دنیا آوردن فرزند است.

    داریل صاحب یک فرزند شده است.
    وسلی قبل از ترک همسرش، دو بچه داشت.
    مردانی که بچه دار می‌شوند، باید مسئولیت بزرگ کردن آن‌ها را هم بپذیرند.

     
    پدرِ پدر شما، «پدربزرگ» نامیده می‌شود.

    پدربزرگ من آتش‌نشان بود.
    لستر دوست دارد با پدربزرگش به ماهیگیری برود.
    پدرِ پدربزرگ پدرو، در سال ۱۹۲۶ به آمریکا مهاجرت کرد. (پدرِ پدربزرگ = کسی که پدربزرگ شما فرزند اوست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، به صفحه‌ای با عنوان «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fatigue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fatigue به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Fatigue به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که احساس خستگی مفرط می‌کند، در واقع بسیار بسیار خسته است. این حالت ممکن است به دلیل کار زیاد پیش بیاید یا شاید نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی باشد.

    باب می‌گوید که دچار خستگی مفرط شده است.
    ترزا می‌گوید اخیراً احساس خستگی شدید داشته است. (کلمه «خسته» در اینجا یک صفت است.)
    بعد از خوردن یک ناهار سنگین، کم‌کم خستگی ظاهر شد.
    بعضی از خانم‌ها در دوران بارداری از خستگی شکایت می‌کنند.
    خستگی مفرط می‌تواند نشانه برخی بیماری‌ها باشد. اگر همیشه احساس خستگی می‌کنید، بهتر است به پزشک مراجعه کنید.
    نگاه کردن به صفحه کامپیوتر برای ساعت‌های طولانی می‌تواند باعث خستگی شود.
    بسیاری از افراد به خاطر شغل‌های یکنواخت و کسل‌کننده، خستگی را تجربه می‌کنند.
    رانندگی در مسافت‌های طولانی نیز خسته‌کننده است. اگر هنگام رانندگی احساس خستگی کردید، بهتر است ماشین را کنار بکشید و کمی استراحت کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fault به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fault به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Fault به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای نشان دادن مسئولیت یک اشتباه، می‌توانید از کلمه «تقصیر» استفاده کنید. این کلمه معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود:

    این تقصیر من نیست.
    تقصیر کیست؟
    اینجا مقصر کیست؟
    آیا کسی می‌داند این اتفاق تقصیر چه کسی است؟
    متأسفم، این تقصیر من بود.
    حادثه تقصیر باب بود و او مسئولیت آن را می‌پذیرد.
    مریض شدنت تقصیر خودت است، چون از خودت مراقبت نکردی.
    این وضعیت، تنها تقصیر خودم است.
    این تقصیر خود اوست که به دستورالعمل‌ها توجه نکرد.

    کلمهٔ «معیوب» یک صفت است:
    ترمزهای معیوب، دلیل اصلی آن حادثه بودند.
    سوفیا در بحث خود از منطق معیوب استفاده کرد.
    استدلال نادرست، باعث شد به نتیجهٔ اشتباهی برسد.

    کلمهٔ «Fault» همچنین می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fault

    ایراد گرفتن

    faulted

    ایراد گرفت

    faulted

    ایراد گرفته است

    شرکت خودروسازی به خاطر مشکل ترمزها مقصر شناخته شد.
    نمی‌توان او را به خاطر تلاشش سرزنش کرد.
    دانش‌آموزان به دلیل اینکه به اندازه کافی برای امتحان درس نخوانده بودند، مقصر شناخته شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Feast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Feast به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Feast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جشن” معمولاً برای موقعیت‌هایی به کار می‌رود که در آن مقدار زیادی غذا برای یک گردهمایی ویژه، مانند مناسبت‌های تعطیل، آماده شده باشد. البته این کلمه برای هر مراسم و مناسبتی قابل استفاده است.

    ما در چند هفته آینده یک جشن شکرگزاری برای مهمانان‌مان تدارک خواهیم دید.
    پس از مراسم حج، مسلمانان در سراسر جهان، عید را با یک ضیافت جشن می‌گیرند.
    افراد معمولاً به رستوران‌های بوفه علاقه دارند چون می‌توانند هر چقدر که دوست دارند غذا نوش جان کنند. (در این جمله از feast به عنوان فعل استفاده شده و معنای آن “غذا خوردن با اشتیاق” است.)
    این یک ضیافت شایسته یک پادشاه است.

     
    علاوه بر این، گاهی کلمه “feast” به شکل نمادین و غیر مستقیم نیز کاربرد دارد:

    اشعار این کتاب، یک میهمانی برای قوه تخیل هستند.
    کنفرانس فناوری، یک جشن مجازی از ابزارهای نوین و اسباب‌بازی‌های الکترونیکی ارائه کرد.

     
    وقتی چیزی بسیار دیدنی و جذاب باشد، از عبارت “چشمانت را مهمان کن” استفاده می‌شود:

    چشمانت را مهمان کن! این تسلا مدل S کاملاً الکتریکی و جدید است.
    ما نمی‌توانستیم از تماشای ساختمان‌ها و خانه‌های قدیمی و زیبای شهر هایدلبرگ چشم بپوشیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.