بلاگ

  • معنی کلمه Exit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Exit به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “خروج” هنگامی به کار می‌رود که فردی از یک ساختمان یا موقعیتی بیرون می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    exit

    خارج شدن

    exited

    خارج شد

    exited

    خارج شده

    لطفا از اتاق بیرون بروید.
    وقتی از پارکینگ خارج می‌شوید، مراقب افراد پیاده روی باشید.
    مردم بلافاصله بعد از دستور پلیس برای ترک محل، ساختمان را خالی کردند.
    ورود و خروج به این ساختمان از درب چرخان امکان پذیر است.

    در این جمله‌ها، کلمه «خروج» به عنوان اسم به کار رفته است:
    خروج کجاست؟
    به نزدیک‌ترین خروجی بروید.
    یک تابلوی قرمز بزرگ بالای در قرار دارد که روی آن نوشته شده: «خروج».
    همیشه وقتی در یک ساختمان ناآشنا هستید، خوب است که جای در خروج را پیدا کنید.

    گاهی اوقات این کلمه به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:
    دانشجویان باید قبل از دریافت مدرک پایان دوره، در آزمون‌های پایانی شرکت کنند.
    آن کشور پس از اعلام پیروزی نظامی، هیچ برنامه‌ای برای خروج نداشت.
    نظرسنجی‌های پایان انتخابات در روز رای‌گیری انجام می‌شوند تا پیش‌بینی شود چه کسی احتمالاً برنده خواهد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Extra به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Extra به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Extra به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “extra” به معنی “بیشتر” یا “اضافی” است.

    ما مجبور شدیم برای بلیط‌هایمان مبلغ بیشتری بپردازیم.
    یک هزینه اضافی وجود داشت.
    آیا قیمت نوشیدنی جداگانه است یا همراه غذا محاسبه می‌شود؟
    آیا در ماشین جای کافی برای یک نفر دیگر هست؟
    جیم نمی‌خواهد کار اضافه‌ای روی خانه‌اش انجام دهد.
    به خاطر تأخیر پرواز، مجبور شدند یک روز بیشتر در دالاس بمانند.
    وجود لایه روی کیک، هم طعم آن را بهتر کرد و هم باعث چاق‌کنندگی بیشتر آن شد.
    مسابقه بیسبال به وقت اضافه کشید. (در بیسبال امکان تساوی نیست و بازی تا مشخص شدن برنده ادامه می‌یابد.)

     
    همچنین می‌توان از “extra” به عنوان پیشوند برای ساختن کلمه‌های جدید استفاده کرد. در این حالت، نشان‌دهنده وضعیتی بسیار خاص یا میزان زیادی از چیزی است.

    طعم شراب بسیار استثنایی بود. (یعنی خیلی خوب بود.)
    برای توسعه آن محصول، زمان و انرژی بسیار زیادی صرف شد. (برای تلفظ کلمه “extraordinary” دو روش وجود دارد. روش اول معمول‌تر است.)
    او استعداد خارق‌العاده‌ای دارد. (یعنی بسیار بااستعداد است.)
    او سلیقه عجیب و غریبی در انتخاب لباس دارد. (لباس‌هایش گران‌قیمت و بسیار شیک هستند.)
    تماشاگران انتظار داشتند که نمایشی پر از موسیقی، آواز و رقص ببینند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Extreme به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Extreme به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Extreme به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “افراطی” برای توصیف چیزی استفاده می‌کنیم که ویژگی‌های بسیار قوی و شدیدی دارد و با چیزهای عادی و معمولی کاملاً فرق دارد.

    هوای افراطی به شکل‌هایی مثل گردباد، توفان و بوران (برف سنگین همراه با بادهای شدید) دیده می‌شود.
    گرمای بسیار زیاد می‌تواند باعث نابودی محصولات کشاورزی شود.
    رفتار افراطی شامل کارهایی مانند داد زدن، مشت زدن، لگد زدن یا فریاد کشیدن سر یک نفر دیگر است.
    اگر کسی عقاید سیاسی‌اش خیلی دور از باورهای معمول جامعه باشد، ممکن است به او افراطی گفته شود. (کلمه “افراطی” یک اسم است.)
    کوهنوردی، پرش با چتر و موج‌سواری، ورزش‌های پرمخاطره محسوب می‌شوند. (این‌ها ورزش‌های خطرناکی هستند.)

     
    عبارت “go to extremes” یعنی یک شخص یا یک سازمان، کاری را انجام می‌دهد که رادیکال و بسیار غیرعادی است. در ادامه چند مثال می‌آوریم:

    جو برای خوش‌اندام ماندن، کارهای افراطی می‌کند. او روزی سه ساعت در باشگاه ورزش می‌کند.
    شرکت برای زنده ماندن در بازار کار، دست به کارهای افراطی زد.
    ماریا برای جلوگیری از اضافه وزن، آنقدر به خودش سخت می‌گیرد که این موضوع کمی ناسالم شده است.
    دولت برای جلوگیری از ورود برخی افراد به ایالات متحده، اقدامات شدیدی انجام می‌دهد.

     
    کلمه “extremely” یک قید است و معنایی نزدیک به “خیلی” یا “بسیار” دارد.

    برج آزادی در نیویورک بسیار بلند است.
    عقرب یک حشره به‌شدت خطرناک است.
    تیم فوتبال ما امسال خیلی خوب عمل کرده است.
    من عاشق غذای تایلندیِ بسیار تند هستم!
    تو یک دانش‌آموز به‌غایت خوبی هستی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fabric به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fabric به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fabric به فارسی با مثالهای کاربردی

    پارچه ماده‌ای است که برای دوخت لباس و ساخت مبلمان از آن استفاده می‌شود. این ماده می‌تواند منشأ طبیعی داشته باشد یا به صورت مصنوعی تولید شود. برای مثال، پنبه نوعی پارچه طبیعی است که از گیاه پنبه به دست می‌آید. پلی‌استر نیز یک پارچه است که به روش مصنوعی در کارخانه تولید می‌شود. پشم هم یکی دیگر از انواع پارچه‌هاست که از پشم حیوانات مانند گوسفند تهیه می‌شود.

    جینا به فروشگاه رفت تا برای دوخت لباسی که در نظر داشت، پارچه بخرد.
    او به یک مغازه پارچه‌فروشی مراجعه کرد.
    در آنجا انواع مختلفی از پارچه‌ها برای انتخاب وجود داشت.
    چه مقدار پارچه لازم داری؟
    پارچه‌ای که در این کت به کار رفته، ترکیبی از پلی‌استر و پشم است.
    بعضی از پارچه‌ها بسیار نازک و حساس هستند.
    نرم‌کننده پارچه به نرم ماندن لباس‌ها و جلوگیری از ایجاد الکتریسیته در هنگام خشک شدن در خشک‌کن کمک می‌کند.

    نکته: کلمه “fabric” معمولاً به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار می‌رود، اما گاهی با اضافه کردن حرف “s” به صورت جمع (fabrics) برای اشاره به انواع مختلف پارچه استفاده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fabulous به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fabulous به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fabulous به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی فوق‌العاده باشد، یعنی واقعاً عالی و درجه یک است:

    بازیگری در فیلم «۱۲ سال بردگی» واقعاً خارق‌العاده بود.
    غذای پاتریشیا فوق‌العاده است.
    کارمندان در این سه ماه، کار درخشانی انجام دادند.
    در مهمانی وقت بسیار فوق‌العاده‌ای داشتیم.
    این واقعاً شگفت‌انگیز است!

     
    این کلمه به صورت قیدی هم به شکل «فوق‌العاده» یا «به‌طور شگفت‌انگیزی» به کار می‌رود و معمولاً برای تأکید روی صفت‌ها، شبیه کلماتی مثل «خیلی» یا «واقعاً» استفاده می‌شود؛ با این تفاوت که قدرت بیان بیشتری دارد.

    بیل گیتس مایکروسافت را تأسیس کرد و به‌طور شگفت‌انگیزی ثروتمند شد.
    مایکل جردن برای مهارتش در بسکتبال، فوق‌العاده مشهور است.
    مارتا یک رژیم غذایی به‌غایت سالم دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Face به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Face به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Face به فارسی با مثالهای کاربردی

    “صورت” شامل چشم‌ها، بینی، لب‌ها، گونه‌ها، چانه و پیشانی فرد می‌شود:

    وقتی چارلز صبح از خواب بلند می‌شود، صورتش را می‌شوید.
    روی صورتش لبخند دیده می‌شود.
    شاید نام تو را فراموش کنم، اما هیچ‌وقت چهره‌ات از یادم نمی‌رود.

     

    کلمه “face” همچنین به عنوان یک فعل به کار می‌رود و نشان می‌دهد که فرد یا چیزی به کدام سمت نگاه کرده یا قرار گرفته است:

    دانش‌آموزان رو به روی معلم نشسته‌اند. (یعنی در مقابل او قرار دارند و همدیگر را می‌بینند.)
    این سمت خانه به سمت شمال است.
    سمت دیگر خانه رو به جنوب است.
    دو نفر پشت یک میز نشسته‌اند و رو در روی هم قرار دارند.

     

    گاهی از کلمه “face” برای بیان موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که فرد در حال تجربه کردن آن‌هاست، چه در گذشته، چه حال یا آینده:

    کوین در یک زمان با چند مشکل مختلف دست و پنجه نرم می‌کند.
    خانواده آن‌ها با خطر از دست دادن خانه مواجه شدند، اما در نهایت پول لازم را پیدا کردند.
    ساندرا به دلیل جرم‌هایی که مرتکب شده، ممکن است به پنج تا ده سال زندان محکوم شود.
    شهر به خاطر تغییرات آب و هوایی، با هزینه‌های روزافزونی روبرو است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fact به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fact به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fact به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزی که درست و درست است را یک «واقعیت» می‌نامیم. واقعیت‌ها از نظرات ما پشتیبانی می‌کنند و برای شکل‌دهی به دیدگاه‌مان ضروری هستند. کلمه «واقعیت» یک اسم است:

    آیا با تمام واقعیت‌های این موضوع آشنا هستید؟
    آیا همه واقعیت‌های لازم برای ساختن یک نظر را در اختیار دارید؟
    رجی از هر واقعیتی که توانست پیدا کند، برای اثبات حرفش استفاده کرد.
    دنیز نمی‌توانست باور کند که مادرش فوت کرده است.
    شما می‌توانید نظر خودتان را داشته باشید، اما نمی‌توانید واقعیت‌های خودتان را بسازید.
    برعکس واقعیت، دروغ قرار دارد.
    آنها نمی‌توانستند واقعیت‌ها را انکار کنند.

     

    شکل صفتی این کلمه «واقعی» است.

    شواهد واقعی که در تحقیقات پیدا شد، به دستگیری آن مرد منجر شد.
    این مستند چندان مبتنی بر واقعیت نبود، به همین خاطر بیشتر بینندگان، interest خود را نسبت به پیام آن از دست دادند.
    آیا این گزارش، واقعی است یا ساختگی و نادرست؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Fad به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fad به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fad به فارسی با مثالهای کاربردی

    مد به چیزی گفته می‌شود که برای مدت کوتاهی بین مردم محبوب می‌شود. معمولاً نوجوانان هستند که یک مد را شروع می‌کنند، اما بزرگسالان هم در رواج آن نقش دارند. در زمینه‌های مختلف مثل لباس پوشیدن، رژیم‌های غذایی، انتخاب مقصد سفر و حتی سرگرمی‌ها، مدهای مختلفی می‌آیند و با گذشت زمان جای خود را به مدهای تازه‌تری می‌دهند.

    تانیا موقع خرید لباس، سعی می‌کند از پوشیدن چیزهایی که فقط مد روز هستند دوری کند. او در انتخاب لباسش سلیقه‌ای محافظه‌کار دارد.
    دوست من مت، وقتی با تلفن صحبت می‌کند، همیشه یک هندزفری داخل گوشش می‌گذارد؛ اما خیلی از افراد فکر می‌کنند این کار فقط یک مد زودگذر و بی‌معنی است.
    چند سال پیش، رژیم‌های غذایی کم‌کربوهیدرات بین همه محبوب شده بود. این روزها اما رژیم‌های بدون گلوتن طرفداران بیشتری پیدا کرده‌اند.
    پسران نوجوانی که شلوارهایشان را پایین‌تر از کمر می‌پوشند، در واقع از یک مد پیروی می‌کنند؛ مدی که امیدواریم خیلی زود از بین برود.
    عروسک‌های Beanie Babies حدود ده سال پیش یک مد فراگیر بودند.
    در دهه ۱۹۷۰ میلادی، حلقه‌های حساس به حالات روحی (مود رینگ) و سنگ‌های حیوان خانگی (پت راک) از جمله مدهایی بودند که سازندگانشان را به ثروت زیادی رساندند.
    بیشتر مدها پس از مدتی از بین می‌روند و جای خود را به چیزهای جدید می‌دهند؛ اما گاهی بعضی از آن‌ها آنقدر ماندگار می‌شوند که به بخشی همیشگی از فرهنگ جامعه تبدیل می‌گردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Fade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fade به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fade به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **fade** به معنای “محو شدن” است و معمولاً وقتی به کار میرود که چیزی کمکم کمرنگ شود، کم‌رنگ شود یا از شدت آن کاسته شود. این اتفاق ممکن است برای چیزهای فیزیکی مثل رنگ پارچه، یا حتی برای خاطرات و ایده‌ها در گذر زمان رخ دهد. شما می‌توانید از این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت صفت استفاده کنید.

    در جمله‌های زیر، **faded** به عنوان صفت به کار رفته است:

    – یک کت جین دارم که قدیمی است و رنگ‌و‌رو رفته.
    – شلوارهای جین شیلا رنگ‌باخته است.
    – روکش مبل‌ها کمرنگ و کهنه به نظر می‌رسد.
    – نوشته‌های این سند آنقدر محو شده که خواندنشان ممکن نیست.
    – یک پرچم فرسوده و رنگ‌رفته در باد در حال تکان خوردن بود.

    در مثال‌های زیر از **fade** به عنوان فعل استفاده شده است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    fade

    محو شدن

    faded

    محو شده است

    faded

    محو شده

    مبل کنار پنجره به خاطر تابش مداوم آفتاب، رنگ باخته و کمرنگ شده است.
    خاطرات تام از روزهای مدرسه بعد از سی و پنج سال کمکم از یاد رفته است.
    بعضی از عکس‌هایی که از دههٔ هفتاد میلادی داریم، در حال کم‌رنگ شدن هستند.
    اعتماد به آیندهٔ شرکت روزبه‌روز کمتر می‌شود و به همین دلیل خیلی از کارکنان، شرکت را ترک کرده‌اند.
    تشعشعات رادیواکتیو در زمین‌های اطراف چرنوبیل تا هزاران سال ناپدید نخواهد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fail به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fail به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که شکست می‌خورد، به چیزی که برایش تلاش کرده دست پیدا نمی‌کند. یک فرصت از دست می‌رود یا نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. کلمه “شکست” نقطه مقابل “موفقیت” است.

    جمله‌های زیر نمونه‌هایی از نحوه استفاده از “شکست” به عنوان یک فعل هستند:

    تام در امتحان ریاضی مردود شد. (زمان گذشته)
    تینا در گرفتن شغلی که می‌خواست موفق نشد.
    تری اگر درس بخواند در مدرسه شکست نمی‌خورد. (زمان آینده، منفی)
    تاد در رسیدن به موقع به کارش ناکام می‌ماند. (زمان حال)
    دو گروه نتوانستند به یک توافق برسند.
    فیلمی که دیدیم نتوانست انتظارات ما را برآورده کند.
    آن رستوران نتوانسته است شهرتش در زمینه ارائه غذای خوب را حفظ کند.
    در طول طوفان برق قطع شد. (یک قطعی برق رخ داد.)
    کسب‌وکارشان بعد از شش ماه ورشکست شد.
    ماوس کامپیوترم در حال از کار افتادن است. باید یک جدید بخرم. (ماوس به درستی کار نمی‌کند.)

    کلمه “شکست” همچنین یک اسم است و می‌تواند به یک شخص یا یک چیز اشاره کند:

    شکست خوردن کسب‌وکارهای کوچک در آمریکا بسیار معمول است.
    ازدواج باب و مارتا به شکست انجامید.
    برتا هرگز نتوانست از شکستش در کالج بهبود پیدا کند.
    آن پروژه با شکست به پایان رسید.
    دیشب قطعی برق داشتیم.
    شکست گاهی می‌تواند درس‌های مهمی برای موفقیت‌های آینده به همراه داشته باشد.

    توجه داشته باشید: این روزها، کلمه “شکست” به صورت عامیانه و به عنوان یک نظر کوتاه در مورد هر چیزی که اشتباه پیش می‌رود یا انتظارات را برآورده نمی‌کند، استفاده می‌شود. این کلمه را در توییت‌ها، فروم‌ها، فیسبوک و دیگر رسانه‌های آنلاین زیاد می‌بینید. این نوع استفاده غیررسمی است و به احتمال زیاد یک مد زودگذر است.

    شکست! LOL. (یعنی “بلند بلند بخند”)
    شکست عظیم! (عظیم = بزرگ)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.