بلاگ

  • معنی کلمه Exhibit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exhibit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exhibit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “exhibit” به معنای نشان دادن، ارائه کردن یا به نمایش گذاشتن چیزی است. این کلمه هم می‌تواند به عنوان یک فعل (کار) و هم به عنوان یک اسم (نام) به کار رود.

    موزه‌ها آثار هنری را نمایش می‌دهند.
    ما از یک نمایشگاه هنری در یک موزه بازدید کردیم.
    این نمایشگاه، نمونه‌های جالب زیادی از هنر مدرن را در خود داشت.
    بعضی از هنرمندانی که کارهایشان را نمایش می‌دادند، حاضر بودند تا درباره نقاشی‌هایشان با بازدیدکنندگان صحبت کنند.
    یک فرد مسن که ناگهان بسیار فراموشکار می‌شود، ممکن است در حال نشان دادن علائم بیماری فراموشی باشد.
    کسی که نشانه‌های یک بیماری را در خود می‌بیند، باید به پزشک مراجعه کند.
    بارداری یک زن با بزرگ شدن شکمش مشخص می‌شود.
    کودکانی که بسیار باهوش هستند، نشانه‌های این هوش را از سنین کم بروز می‌دهند.
    اگر فرزندتان علاقه‌ای به موسیقی نشان می‌دهد، باید او را به یادگیری نواختن یک ساز تشویق کنید.
    شرکت‌ها دوست دارند محصولات خود را در نمایشگاه‌های تجاری معرفی و نمایش دهند.

     
    کلمه “exhibition” به معنای “نمایشگاه” یک اسم است.

    مردم عادی می‌توانند در یک نمایشگاه بزرگ خودرو، از ماشین‌های جدید دیدن کنند.
    در نمایشگاه‌های فناوری‌های جدید، ممکن است ابزارهای خانه مانند سیستم‌های امنیتی و لوازم خانگی هوشمند به معرض دید گذاشته شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expand به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Expand به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “expand” به معنای بزرگ کردن یا گسترش دادن چیزی است.

    شرکت ما در حال رشد است. (در حال بزرگ‌تر شدن است.)
    وقتی خمیر نان می‌آید، پف می‌کند و بزرگ می‌شود.
    اگر به مشکلات رسیدگی نشود، ممکن است بزرگ‌تر شوند.
    تعداد افرادی که به مناطق جنوبی نقل مکان می‌کنند، همچنان بیشتر می‌شود.
    لیگ اصلی بیسبال طی سال‌ها به ۳۰ تیم افزایش یافته است.
    هر چه افراد پیرتر می‌شوند، اندازه دور کمرشان بیشتر می‌شود.
    ساعات کاری یک فروشگاه نزدیک، برای راحتی خریدارانی که بعد از ساعت ۹ شب نیاز به خرید داشتند، افزایش یافت.
    اقتصاد آمریکا همچنان در حال رشد است.
    کلمه مخالف “expand” (گسترش)، “contract” (انقباض) است.

     
    کلمه “expansion” یک اسم است:

    رشد سریع جمعیت شهر، برنامه‌ریزان شهری را مجبور کرد تا خانه‌های بیشتری بسازند.
    نقطه مقابل expansion (گسترش)، contraction (انقباض) است.
    گسترش جهان، میلیاردها سال پیش با انفجار بزرگ شروع شد.
    منطقه دشت‌های بزرگ در آمریکا، فضای بسیار وسیعی را شامل می‌شود. (کلمه “expanse” هم یک اسم است.)
    اقیانوس آرام، فضای آبی بسیار بزرگی است که با یک قایق کوچک نمی‌توان از آن عبور کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expect به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Expect به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتظار داشتن یعنی باور کنیم چیزی در آینده رخ خواهد داد یا به توانایی‌های یک فرد اعتماد داشته باشیم.

    من از دانش‌آموزانم توقع دارم که در کلاس با دقت گوش کنند.
    شما از معلم خود انتظار دارید درس‌های خوب و مفیدی ارائه دهد.
    ما فکر می‌کنیم بسته‌ای که سفارش داده‌ایم تا چند روز دیگر برسد.
    من در انتظار یک تماس تلفنی مهم درباره یک فرصت شغلی هستم.
    به نظر شما چه اتفاقی برای کسی می‌افتد که بیش از حد غذاهای ناسالم می‌خورد؟
    فکر می‌کنی در سال ۲۰۱۸ چه رویدادهایی رخ خواهد داد؟

     
    کلمه «expected» معمولاً در جملات به شکل مفعولی به کار می‌رود:

    از کارمندان توقع می‌رود کارهای روزانه خود را پیش از ترک محل کار تمام کنند.
    پیش‌بینی می‌شود تیم خانگی در این مسابقه برنده شود.
    تام و پرینا احتمالاً سال آینده ازدواج خواهند کرد.
    انتظار می‌رفت مهمانان سر وقت به جشن بیایند، اما بیشترشان دیر آمدند.
    برای فردا بارش برف پیش‌بینی شده است.
    از کسانی که در خانواده‌های ثروتمند و پرامتیاز به دنیا می‌آیند، توقع‌های زیادی وجود دارد.

     
    کلمه «expectation» به صورت اسم استفاده می‌شود:

    امسال توقع‌ها از تیم وایکینگ‌های مینه‌سوتا بسیار بالا است.
    امیدها برای موفقیت بسیار زیاد است.
    گاهی سخت است که بتوانی انتظارات دیگران را از خودت برآورده کنی.
    داوید نتوانست انتظارات بالای پدر و مادرش را برآورده کند.

     
    کلمه «expecting» معمولاً برای اشاره به زنی که باردار است به کار می‌رود:

    عیشه و علی در انتظار تولد یک دختر هستند.
    به نظر می‌رسد سارا باردار است.
    لوک و ساندرا می‌گویند احتمالاً فرزندشان در ماه مه به دنیا خواهد آمد. (لوک و ساندرا را در سطح قرمز بخوانید.)
    آنها پدر و مادر آینده‌نگر هستند. (کلمه «expectant» یک صفت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Expense به فارسی با مثالهای کاربردی

    هزینه (Expense) به چیزی گفته می‌شود که برای آن پول پرداخت می‌کنیم. قبض‌ها، اجاره خانه، وام مسکن و خریدهای روزانه نمونه‌هایی از هزینه‌ها هستند.
    کلمه «Expense» با کلمه «Expensive» (یعنی گران) تفاوت دارد و معمولاً به عنوان یک اسم به کار می‌رود.

    مثال‌ها:
    – هزینه‌های ماهیانه ونسا بسیار بالاست. او باید کمتر خرج کند.
    – در کنار داشتن ماشین، هزینه‌های اضافی زیادی وجود دارد.
    – پس از کسر کردن هزینه‌ها، صاحبان شرکت فهمیدند که سود کرده‌اند.
    – خرید خانه یک هزینه بسیار بزرگ است.
    – مخارج روزانه من بسیار کم است.
    – هزینه‌های زندگی شما چطور است؟
    – ماشین هزینه‌ای است که می‌توانم از آن صرف‌نظر کنم.
    (صرف‌نظر کردن = نیاز ندارم یا تمایلی ندارم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Experience به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Experience به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Experience به فارسی با مثالهای کاربردی

    «تجربه» به رویدادهایی گفته می‌شود که برایمان پیش می‌آید. این کلمه هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار می‌رود و شناخت تفاوت این دو کاربرد مهم است.
    در نمونه‌های اول، «تجربه» به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار رفته و به دانش و مهارتی اشاره دارد که در طول زمان از انجام کاری به دست می‌آید:

    چقدر تجربه دارید؟
    آیا زندگی در اروپا تجربه خوبی بود؟
    آبل به عنوان یک موزیسین تجربه زیادی دارد.
    سینتیا سابقه فعالیت در زمینه نظامی دارد.

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، کلمه «تجربه» به شکل یک اسم قابل شمارش استفاده شده و معنایی نزدیک به «موقعیت» یا «اتفاق» دارد:

    باب و لورن در سفر به آفریقا تجربه جالبی داشتند.
    مت در کودکی تجربه‌های ناخوشایندی در مطب دندانپزشک داشت.
    چند تجربه خوب در دوران دانش‌آموزی، جنیفر را به شغل معلمی سوق داد.
    این یک تجربه طولانی و خسته‌کننده بود.

    واژه «تجربه» همچنین به صورت یک فعل معمولی نیز به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    experience

    تجربه کردن

    experienced

    تجربه کرد

    experienced

    تجربه کرده

    مسافران در طول سفر هوایی، کمی تکان خوردند و تلاطم را حس کردند.
    بیمار گفت که در شکمش احساس درد می‌کند.
    ما در سامانه ماهواره‌ای خود با مشکل مواجه شده‌ایم.
    به رانندگان در بزرگراه هشدار داده شد که به علت کارهای راه‌سازی، احتمال دارد مسیر با کندی و تأخیر همراه باشد.

    همچنین می‌توانید از کلمه «experienced» به صورت صفتی استفاده کنید:

    او یک دندانپزشک بسیار باتجربه است.
    او در زمینه بازیگری تجربه زیادی دارد.
    گفته شد که فرد اجراکننده کار، بسیار ماهر و با سابقه است.
    یک مذاکره‌کننده کارکشته، مسئول مدیریت این وضعیت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Experiment به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Experiment به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Experiment به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک آزمایش، یک کار یادگیری است که فرد برای رسیدن به پاسخ یک پرسش انجام می‌دهد. آزمایش‌ها در اصل از حس کنجکاوی انسان سرچشمه می‌گیرند.

    در جمله‌های زیر، «آزمایش» به عنوان اسم به کار رفته است:

    او مشغول کار روی یک آزمایش است.
    او آزمایشی انجام داد که در آن از موش‌ها استفاده شد.
    دانشمندان این آزمایش را اجرا کردند تا فرضیه‌های خود درباره تغییرات آب و هوایی را اثبات کنند.
    چندین آزمایش، وجود آب در مریخ را ثابت کرد.
    آزمایش‌ها معمولاً با آزمون و خطا همراه هستند. ممکن است اشتباهاتی پیش بیاید، اما همین اشتباهات باعث کسب دانش و تجربه‌های ارزشمند می‌شوند.
    روندا می‌خواهد در یک دستور پخت جدید، مارچوبه و مرغ را با هم امتحان کند.

     

    در جمله‌های بعدی، «آزمایش» به عنوان فعل استفاده شده است:

    این شرکت در حال آزمودن فناوری زیستی است.
    آن‌ها قصد دارند روی حیوانات آزمایش انجام دهند تا مطمئن شوند محصولات برای انسان بی‌خطر است.
    من برای این وب‌سایت، چندین چت‌روم مختلف را آزموده‌ام.
    بیایید روش‌های مختلف زمان‌بندی را آزمایش کنیم تا بهترین گزینه را پیدا کنیم.
    او سال‌ها داروهای مختلف را امتحان کرد تا اینکه سرانجام بر اثر مصرف بیش از حد، درگذشت. (منظور از «آزمایش با دارو» این است که فرد بدون تجویز پزشک، داروهای غیرمجاز یا تجویزی مصرف کند.)

     

    وقتی این کلمه به صورت اسم باشد، می‌توان به جای آن از «آزمایش‌گری» نیز استفاده کرد.

    سال‌ها آزمایش‌گری به پزشک کمک کرد تا فواید دارو را بهتر درک کند.

     

    به صورت صفت، «آزمایش» به «تجربی» تبدیل می‌شود.

    روش‌های درمانی تجربیِ جدید، پس از سال‌ها پژوهش و بررسی، به تدریج به روش‌های معمول و متداول تبدیل می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Expert به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expert به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Expert به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک متخصص کسی است که در یک کار، مهارت بسیار بالایی دارد یا اطلاعات عمیقی درباره یک زمینه خاص دارد.

    دن در زمینه شراب، فرد بسیار باتجربه‌ای است.
    رزا در شناسایی و کار با جواهرات قدیمی، تبحر دارد.
    ما برای گرفتن راهنمایی، با چندین فرد ماهر صحبت کردیم.
    او دوره‌های آموزشی دید تا بتواند در امور روابط بین‌الملل، خبره شود.
    آنها برای حل آن مشکل، یک فرد حرفه‌ای را به کار گرفتند.

     
    اگر به انتهای کلمه “expert” عبارت “ise” را اضافه کنید، کلمه “expertise” ساخته می‌شود که به معنای “تخصص و مهارت” است.

    او به خاطر مهارت فوق‌العاده‌اش در پخت غذای چینی، استخدام شد.
    مهارت او در ساختن مبلمان، باعث شده تا بسیاری او را تحسین کنند.
    او به عنوان یک معلم، چه میزان تجربه و کاردانی دارد؟
    شرکت هنگام استخدام، ترجیح داد به جای مدرک تحصیلی، به مهارت و تجربه عملی افراد توجه کند.

     
    در این جمله‌ها، کلمه “expert” به صورت صفت به کار رفته است:

    ما به یک نظر فنی و کارشناسی نیاز داریم.
    او یک سرآشپز بسیار حرفه‌ای است.
    او در زمینه لوله‌کشی، دارای دانش تخصصی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Expire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Expire به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Expire به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “منقضی” می‌شود، یعنی تاریخ مصرف آن گذشته یا دیگر قابل استفاده نیست.

    اگر گواهینامه رانندگی‌تان در حال اتمام است، باید آن را تمدید کنید. رانندگی با گواهینامه‌ای که تاریخش گذشته، مجاز نیست.
    اگر روی بسته‌بندی یک خوراکی تاریخ انقضا نوشته شده، حتماً آن را چک کنید. اگر تاریخ مصرف آن گذشته، بهتر است آن را دور بریزید.
    یک کوپن تخفیف هم ممکن است بعد از مدتی بی‌استفاده شود اگر تا پیش از تاریخ مشخص شده از آن استفاده نکنید.
    من یک بار نتوانستم از کوپن تعمیر ماشین استفاده کنم، چون تاریخ اعتبارش به پایان رسیده بود.
    گاهی من مواد غذایی را بلافاصله پس از گذشتن تاریخ انقضا دور نمی‌ریزم، چون می‌بینم که هنوز سالم و قابل خوردن هستند.

     
    این هم چند سوال رایج که مردم معمولاً درباره زمان انقضا می‌پرسند:

    When does this expire?
    What is the expiration date?
    How much time do I have before this expires?
    Does this offer ever expire?

    این چه زمانی منقضی می‌شود؟
    تاریخ انقضای آن چیست؟
    چقدر وقت دارم قبل از اینکه تاریخش تمام شود؟
    آیا این پیشنهاد همیشه معتبر است یا تاریخ انقضا دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Explain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Explain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Explain به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “توضیح دادن” به معنای ارائه اطلاعات، دستورالعمل، توصیف یا بیان دلیل برای یک موضوع است.

    معلم روش ساخت زمان حال کامل را برای دانش‌آموزان بیان کرد.
    مربی در ساعت ورزش، قوانین بازی والیبال را به بچه‌ها گفت.
    یک متخصص در زمینه سیاست آمریکا، طرز کار کالج انتخاباتی را تشریح کرد.
    این گزارش دلایل نیاز شهر به گسترش سیستم حمل‌ونقل عمومی را نشان می‌دهد.
    ایزابل از دخترش خواست دلیل دیرآمدنش در شب گذشته را بگوید.
    مریضی ناگهانی پسر، دلیل غیبت او در مدرسه را توجیه می‌کند.

     
    کلمه “توضیح” یک اسم است:

    تاد دلیلی برای کار ضعیفش در محل کار آورد، اما رئیسش هنوز قانع نشده است.
    استاد ما توضیحاتی درباره فلسفه اگزیستانسیالیسم ارائه داد.
    مادر به فرزندانش یک توضیح ساده درباره چگونگی به دنیا آمدن بچه‌ها داد.

     
    در موقعیت‌های مختلف می‌توانید از این جمله‌ها برای درخواست توضیح استفاده کنید:

    لطفاً می‌توانید بگویید این چطور کار می‌کند؟
    ممکن است توضیح دهید؟
    من نیاز به یک توضیح دارم.
    این موضوع نیاز به توضیح دارد.
    باید در این مورد توضیح بدهی.
    من تقاضای توضیح دارم. (این جمله وقتی استفاده می‌شود که از موضوعی ناراحت یا عصبانی باشید؛ در غیر این صورت ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Exist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exist به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exist به فارسی با مثالهای کاربردی

    وجود داشتن یعنی زندگی کردن یا به شکل فیزیکی درآمده بودن. هر چیزی که در دنیا هست، از آدم‌ها و حیوانات گرفته تا گیاهان، ساختمان‌ها و حتی فکرها و ایده‌ها (که دیده یا لمس نمی‌شوند) همگی وجود دارند. این کلمه برای توصیف چیزهایی که در دنیای واقعی حضور دارند، مناسب است.

    کلمه «exist» یک فعل است:

    – گیاهان و جانوران تقریباً در هر جایی از زمین می‌توانند وجود داشته باشند.
    – این فکر که مردم جهان می‌توانند در صلح زندگی کنند، هنوز پابرجاست.
    – آدم‌هایی با عقاید مذهبی متفاوت باید یاد بگیرند چطور در کنار هم زندگی کنند. (co + exist = با هم زیستن)
    – آن ساختمان دیگر وجود ندارد. آن را خراب کردند.
    – خیلی از گونه‌های گیاهی و جانوری دیگر نیستند. آن‌ها منقرض شده‌اند.
    – آیا خدا وجود دارد؟
    – آیا یوفوها واقعی هستند؟ (U.F.O. = شیء پرنده ناشناس؛ ممکن است سفینه‌ای از فضا باشد که موجودات فضایی در آن هستند)
    – جرمی فقط با خوردن نودل رامن روزگار می‌گذراند. او پول کافی برای خرید غذای سالم ندارد.

    کلمه «existence» یک اسم است:

    – آن شرکت بیش از ۸۰ سال سابقه داشت.
    – وجود بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری به خاطر تغییرات آب‌وهوایی در خطر است.
    – روندا می‌گوید که وجود ارواح را باور ندارد.
    – آیا شما به وجود خدا اعتقاد دارید؟

    کلمه «existential» (یعنی وجودی) یک صفت است:

    – برخورد یک سیارک بزرگ به زمین، خطری برای ادامهٔ زندگی همهٔ موجودات زنده در این سیاره خواهد بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.