بلاگ

  • معنی کلمه Every به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Every به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Every به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “every” (به معنای “هر”) شبیه به “each” است. وقتی می‌خواهید در مورد تک‌تک اعضای یک گروه، بخش‌های جداگانه یک چیز، یا دوره‌های زمانی صحبت کنید، از این کلمه استفاده می‌کنید:

    او هر روز به کلاس می‌آید.
    از همه دانش‌آموزان این کلاس انتظار می‌رود در گفت‌وگوهای کلاسی شرکت کنند.
    برای هر کارگری که به دستکش نیاز داشته باشد، دستکش فراهم شده است.
    من باید هر شنبه کار کنم. (یعنی همه شنبه‌های سال.)
    میچل باید یک شنبه در میان کار کند. (یعنی یک شنبه کار می‌کند، شنبه بعد کار نمی‌کند، دوباره شنبه بعدی کار می‌کند، و همین‌طور ادامه دارد.)
    ادنا تقریباً هر چند هفته یک‌بار بیمار می‌شود. (به نظر می‌رسد این شرایط بارها برایش پیش می‌آید.)
    همه اعضای خانواده ما هر سال در کریسمس دور هم جمع می‌شوند.
    تمام جعبه‌های روی این قفسه‌ها باید داخل کامیون بارگیری شوند.

     
    یک کاربرد دیگر و کمی پیچیده‌تر “every” برای بیان “همه امکان‌ها” یا “همه دلایل” است:

    به دان هر فرصت ممکنی برای موفقیت داده شد، اما او از این شانس‌ها استفاده نکرد.
    آنها هر دلیلی داشتند تا باور کنند پدر و مادرشان از سانحه سقوط هواپیما نجات یافته‌اند.
    ماریسا از هر فرصتی برای پیشرفت در شرکتی که کار می‌کند، استفاده کرده است.

    توجه به طرز تلفظ این کلمه مهم است! “every” تنها دو بخش دارد، نه سه بخش:
    اِو-ری

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Evidence به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Evidence به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Evidence به فارسی با مثالهای کاربردی

    شواهد و مدارک، چیزهایی هستند که ثابت می‌کنند یک رویداد رخ داده است. اگر کسی ادعا کند چیزی درست است، باید مدارکی برای اثبات آن ارائه دهد.

    وقتی وکیل‌ها می‌خواهند ثابت کنند فردی مرتکب جرم شده، از این شواهد استفاده می‌کنند.
    مثلاً یک پنجره شکسته، خودش یک مدرک است که نشان می‌دهد کسی آن را شکسته (چون پنجره خودبه‌خود نمی‌شکند).
    دانشمندان آب و هوا نیز شواهد زیادی جمع‌آوری کرده‌اند که نشان می‌دهد کره زمین در حال گرم‌تر شدن است.
    اما هنوز مدارک کافی در دست نیست که ثابت کند خودروهای بدون راننده در هر شرایطی کاملاً ایمن هستند.

     
    کلمه **evident** به صورت صفت به کار می‌رود.

    واضح است که تام در مدرسه عملکرد خوبی ندارد.
    برای همه افراد درگیر باید روشن باشد که این برنامه نتیجه‌بخش نیست.
    تفاوت بین مسکن و سطح زندگی افراد ثروتمند و فقیر به‌راحتی دیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Evil به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Evil به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Evil به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شر” را می‌توان برای توصیف یک شخص یا چیز به کار برد که ترس و وحشت ایجاد می‌کند یا نسبت به دیگران هیچ دلسوزی ندارد.
    این واژه معمولاً برای اشاره به افراد یا گروه‌هایی استفاده می‌شود که با ایجاد ترس و وحشت به قدرت می‌رسند:

    آدولف هیتلر نقشه‌ای شوم برای نابودی گروه‌های بزرگی از مردم در طول جنگ جهانی دوم طراحی و اجرا کرد.
    در دوران حکومت پل پوت، کامبوج بیش از دو میلیون نفر از جمعیت خود را در اواخر دهه ۱۹۷۰ از دست داد.
    مردم عراق و سوریه با رد کردن پلیدی‌های داعش، امروزه در حال بازپس‌گیری کشورشان هستند.
    چارلز منسون به عنوان رهبر یک فرقه شیطانی که در قتل افراد بی‌گناه دست داشت، به حبس ابد محکوم شد.

    گاهی نیز ممکن است کلمه “شر” را در گفتگوهای روزمره و برای بزرگ نشان دادن صفات منفی یک فرد یا چیز بشنوید:

    یولاندا فکر می‌کند رئیسش آدم بدی است چون از ضعف انگلیسی او سوءاستفاده می‌کند.
    بعضی افراد در فضای مجازی حرف‌های زشت و آزاردهنده می‌زنند، به ویژه وقتی فکر می‌کنند ناشناس باقی می‌مانند.
    حرف تو واقعاً زشت و ناپسند بود.
    گاهی ماشین داشتن یک مشکل اجتناب‌ناپذیر است.
    تصمیمی که گرفتند در واقع انتخاب بین دو گزینه بد، اما گزینه بهتر بود.
    پول را منشأ همه بدی‌ها می‌دانند. (این یک ضرب‌المثل معروف است.)

    افراد سرشناس زیادی در طول تاریخ درباره مفهوم شر سخن گفته‌اند. در ادامه چند نمونه از این جملات را می‌خوانید:

    تنها شرط پیروزی شر، بی‌عملی انسان‌های خوب است. — ادموند برک
    هر چیزی می‌تواند باعث فساد شود، اگر ذهن‌ها به سوی شر گرایش یابد. — اوید
    شر انسان‌ها را گرد هم می‌آورد. — ارسطو
    زشتی کارهای شر تنها در قضاوت گذشته آشکار می‌شود. — گلوریا استاینم

    به فردی که کارهای بد انجام می‌دهد “بدکار” می‌گویند.

    زندان‌ها جایی هستند که بدکاران در آن به اعمال خود فکر می‌کنند.
    کارهای یک انسان بدکار معمولاً با کارهای نیک یک انسان خوب جبران می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Exact به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exact به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exact به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “دقیق” باشد، یعنی مقدار یا چیزی کاملاً درست و صحیح است. کلمه “دقیق” یک صفت است.

    آن تابستان یک کپی کاملاً مشابه نسخه اصلی است.
    تعداد روزهای ماه دسامبر دقیقاً ۳۱ روز است.
    آن مردی که به شما توهین کرد، عیناً چه کلماتی به کار برد؟
    برای استفاده از دستگاه فروش خودکار لازم نیست پول خرد داشته باشید. دستگاه مبلغ اضافه را به شما برمی‌گرداند.
    این همان جایی است که فیلم در آن فیلمبرداری شده است.
    این همان پاسخی است که منتظرش بودم.
    معنی واقعی کلمه “قابل اعتماد” چیست؟

    کلمه “دقیقاً” یک قید پرکاربرد است که برای بیان مقدار استفاده می‌شود، اما گاهی هم برای تأکید، شبیه کلماتی مثل “حتماً” یا “واقعاً” به کار می‌رود.

    این دقیقاً همان چیزی است که می‌خواستم.
    آن دو تکه چوب کاملاً هم‌سطح هستند.
    دو تیم فوتبال کاملاً در یک سطح قرار دارند.
    ما هر دو داریم به یک چیز فکر می‌کنیم.
    قد باب دقیقاً شش فوت است.
    دما در حال حاضر دقیقاً ۲۲ درجه فارنهایت است.
    دقیقاً. موافقم.

    استفاده از کلمه “دقیقاً” با “نه” رایج است.

    حرفش کاملاً درست نیست.
    مطمئن نیستم کلیدهایم را کجا گذاشتم.
    این کاری نیست که واقعاً دلم می‌خواست امروز انجام دهم.
    ونسا گفت مطمئن نیست بعد از فارغ‌التحصیلی چه کاری می‌خواهد انجام دهد.
    بارت خیلی از شغلش راضی نیست. (این جمله می‌تواند نوعی کتمان حقیقت باشد. وقتی می‌گوییم “دقیقاً هیجان‌زده نیست”، ممکن است منظور این باشد که او از کارش بدش می‌آید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Except به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Except به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Except به فارسی با مثالهای کاربردی

    او از انجام تمام ورزش‌ها لذت می‌برد، اما فوتبال را دوست ندارد.

    مگر وقتی که برف می‌آید، آن‌ها بیشتر وقت خود را در فضای باز سپری می‌کنند.

    *توجه: این مثال از «به جز» به عنوان یک حرف ربط استفاده کرده است.

    معمولاً من غذای سالم می‌خورم، به استثنای دونات.

    اگر از مهارت تایپ کردنش صرف نظر کنیم، او در کار با کامپیوتر بسیار ماهر است.

    امروز یادم بود که همه چیز را به همراه بیاورم، جز کلیدهایم. آن‌ها را در خانه جا گذاشتم.

    این صندوق پست، همه‌ی روزهای هفته به غیر از یکشنبه، تخلیه می‌شود.

    او با همه به خوبی رابطه دارد، به جز همسرش. (او با همسرش رابطه خوبی ندارد.)

    او با همه کنار می‌آید، به جز شوهرش. (او با شوهرش کنار نمی‌آید.)

    این سوپ طعم خوبی دارد، فقط این که به نمک نیاز دارد. (در این سوپ نمک وجود ندارد.)

    *این مثال از «به جز» به عنوان یک حرف ربط استفاده می‌کند. یک جمله کامل به نام «به نمک نیاز دارد» بعد از «به جز» آورده شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Excess به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excess به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excess به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “excess” به این مفهوم اشاره دارد که چیزی بیش از اندازه لازم وجود دارد یا مقدار آن از حد معمول بیشتر است.

    خوردن بیش از حد، برای سلامتی مضر است.
    کسانی که بیش از توان مالی خود زندگی می‌کنند، خیلی زود می‌فهمند که خرج کردن بیشتر از درآمد، روشی پایدار نیست.
    تاد به دلیل وجود گاز زیاد در دستگاه گوارش خود، احساس ناراحتی می‌کند.
    تعداد افرادی که برای موقعیت‌های شغلی درخواست داده بودند، بیشتر از حد انتظار شرکت بود. برای ده شغل آزاد، ۲۰۰ نفر متقاضی وجود داشت.
    پس از بازنشستگی، جین باید تصمیم می‌گرفت که چگونه وقت اضافه‌ای را که پیدا کرده بود، سپری کند.
    واکنش نشان داده شده به وضعیت اضطراری، بیشتر از میزانی بود که لازم بود.

     

    با اضافه کردن پسوند “ive” به کلمه “excess”، صفت “excessive” ساخته می‌شود.

    برداشت نادرست از جدیت شرایط، منجر به پاسخی بیش از حد لازم شد.
    بسیاری از کسانی که جریان دادگاه را به دقت دنبال کردند، معتقد بودند مجازات آن مرد بیش از اندازه سخت بود.
    به نظرت خشم تو درباره این مسئله، کمی زیاد نیست؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Excite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excite به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “excite” وقتی به کار می‌رود که کسی نسبت به اتفاقی که قرار است در آینده بیفتد، احساس شوق و خوشحالی داشته باشد.

    بچه‌ها با دیدن یک دلقک در جشن تولد، بسیار هیجان‌زده شدند.
    دلقک آنقدر بچه‌ها را به وجد آورد که آنها شروع به جیغ کشیدن کردند. حتی یکی از آنها گریه را هم شروع کرد.
    فرصت‌های یک شغل جدید، نادیا را به هیجان می‌آورد.
    موسیقی‌ای که گروه اجرا کرد، تماشاگران را هیجان‌زده کرد.

     
    کلمات “exciting” و “excited” از صفت‌های پرکاربرد هستند. یادتان باشد که معمولاً یک فرد “excited” (هیجان‌زده) است و یک چیز یا موقعیت “exciting” (هیجان‌انگیز) است.

    تماشای مسابقه فوتبال به صورت زنده، واقعاً هیجان‌انگیز است.
    مگر این اتفاق هیجان‌انگیز نیست؟
    ما برای سفرمان به اروپا خیلی هیجان‌زده هستیم.
    آیا درباره کار جدیدت احساس هیجان می‌کنی؟
    آنها برای دیدار با عمویشان برای اولین بار، بسیار هیجان‌زده هستند.
    ملاقات با پرزیدنت اوباما، یک تجربه هیجان‌انگیز بود.

     
    کلمه “excitement” (هیجان) یک اسم است.

    نوجوانان حاضر در سالن، با فریاد و تشویق، هیجانشان را نشان دادند.
    آن زن وقتی فهمید باردار است، نتوانست شوق و هیجان خود را کنترل کند.
    درباره این پروژه ساختمانی جدید، در بین جامعه تجاری شور و هیجان زیادی به وجود آمده است.
    آیا تو هم این هیجان را در خودت احساس می‌کنی؟
    هیجان در همه جا حس می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Exclude به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Exclude به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Exclude به فارسی با مثالهای کاربردی

    جلوگیری از ورود یک شخص یا چیز به یک گروه یا فعالیت را exclude می‌گویند. این کلمه نقطهٔ مقابل include است که به معنای پذیرش و وارد کردن است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    exclude

    حذف کردن

    excluded

    مستثنی شده است

    excluded

    مستثنی شده

    او را از باشگاه اخراج کردند.
    باشگاه او را اخراج کرد.
    شرکت تاکید می‌کند که افراد را بر اساس رنگ پوست یا دینشان کنار نمی‌گذارد.
    معمولاً به دختران اجازه نمی‌دهند ورزش‌های پربرخورد را همراه پسران انجام دهند.
    قیمت درج‌شده روی خودرو، مالیات و سایر هزینه‌ها را شامل نمی‌شود.
    بعضی از اطلاعات آن گزارش عمداً حذف شد تا نتیجه بهتر به نظر برسد.
    اگر شکر را از آن دستور پخت حذف کنیم، غذای سالم‌تری خواهیم داشت؛ اما ممکن است مزه آن مثل قبل خوب نباشد.

    کلمه exclusive به معنای “انحصاری” یک صفت است:
    این یک باشگاه بسیار خاص و انحصاری است. آنها به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهند.
    آنها بچه‌های خود را به یک مدرسه خصوصی بسیار ویژه می‌فرستند.
    این شرکت دارای حقوق قانونی انحصاری برای پخش این آهنگ است. این حق باعث می‌شود شرکت‌های دیگر نتوانند از آن استفاده کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Excuse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Excuse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Excuse به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه excuse به عنوان اسم استفاده می‌شود، منظور توضیح یا دلیلی است که برای یک رفتار یا یک کار انجام‌نشده می‌آوریم. توجه کنید که حرف «s» در این کلمه بی‌صدا تلفظ می‌شود.

    او برای رفتارش بهانه آورد.
    اگر در کلاس حاضر نباشی، باید دلیل موجهی به معلم ارائه دهی.
    آیا دلیل قابل قبولی داری؟
    هیچ توجیهی برای چنین رفتاری با دیگران وجود ندارد.
    سرپرست مارتا از او خواست تا دربارهٔ طرز صحبت بی‌ادبانه‌اش با یک مشتری توضیح دهد، اما او هیچ توضیحی نداشت.
    این یک توجیه بسیار ضعیف است.
    او نمونهٔ بدی از یک انسان محسوب می‌شود.
    همش بهونه بهونه! (این جمله معمولاً در پاسخ به کسی گفته می‌شود که همیشه برای کارهایش عذر و بهانه می‌آورد.)

     

    اما وقتی excuse به صورت فعل به کار می‌رود، به معنای عذرخواهی کردن یا درخواست بخشش برای یک رفتار یا اتفاق است. در این حالت، «s» در کلمه excuse مانند «ز» تلفظ می‌شود.

    ببخشید، معذرت می‌خواهم.
    لطفاً مرا ببخشید.
    مرد از همسرش خواست که رفتارش را ببخشد.
    این نوع رفتار هیچ توجیهی ندارد.
    ببخشید، باید از اینجا عبور کنیم. (معمولاً وقتی گفته می‌شود که می‌خواهید از میان جمعیت رد شوید.)
    بینظمی ما را ببخشید، اخیراً فرصت نکرده‌ایم تمیز کنیم.
    ممکن است اجازه دهید بروم؟ (کودکان مؤدب معمولاً بعد از غذا از والدینشان می‌پرسند که آیا می‌توانند از سر میز بلند شوند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Example به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Example به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Example به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «مثال» نمونه یا مدرکی است که برای نشان دادن وجود چیزی یا کمک به درک بهتر یک موضوع به کار می‌رود. همچنین، مثال می‌تواند روش انجام یک کار را هم نشان دهد.

    معلم از دانش‌آموزان خواست تا نمونه‌هایی از موقعیت‌های ناعادلانه‌ای که به ذهنشان می‌رسد، بیان کنند.
    رادنی هنگام نوشتن انشای خود، چندین نمونه گوناگون برای اثبات نظر خود در متن آورد.
    من از معنی این واژه مطمئن نیستم. می‌شوی مثالی از نحوهٔ استفاده از آن بگویی؟
    در این محله، ساختمان‌های زیادی از معماری دههٔ ۱۹۲۰ به جای مانده که نمونه‌های خوبی هستند.
    یک هنرمند نمونه‌هایی از آثارش را به ما نشان داد.
    در شعرهای امیلی دیکنسون، نمونه‌های فراوانی از «انسان‌نمایی» دیده می‌شود.
    یک رهبر خوب، با رفتارش الگویی برای دیگران می‌شود.
    تام می‌کوشد تا برای فرزندانش الگوی خوبی باشد.
    وقتی از کسی خواسته شد مثالی از دروغ‌های آن مرد بزند، به آسانی صدها مورد پیدا شد.
    این چه رفتاری است که می‌خواهی الگوی جوانان باشی؟ (این پرسش معمولاً هنگامی پرسیده می‌شود که رفتار ناشایست یک فرد مورد نقد قرار می‌گیرد.)

     

    واژهٔ «exemplify» به صورت فعل به کار می‌رود:

    رفتار این زن، نمونهٔ کاملِ وظایف یک مادر خوب در قبال فرزندان است.
    شیوهٔ نویسندگی این نویسنده، به شکلی عالی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان شخصیت اصلی یک رمان را پرورش داد.
    آن سرباز در شرایط سخت و زیر آتش دشمن، شجاعتِ کم‌مانندی از خود نشان داد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.