بلاگ

  • معنی کلمه Dish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dish به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dish به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dish” (ظرف) یک واژه مهم و پرکاربرد هنگام غذا خوردن است. غذا را درون ظرف می‌گذاریم و سرو می‌کنیم. یک “dish” می‌تواند یک بشقاب، یک کاسه یا تقریباً هر وسیله دیگری باشد که برای خوردن غذا از آن استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    * این یک ظرف زیباست.
    * سلما یک ست کامل از ظروف با این طرح خرید.
    * ما به چند ظرف جدید نیاز داریم.

     
    اما وقتی در مورد غذایی که پخته شده صحبت می‌کنید، می‌توانید از “dish” به عنوان اسم استفاده کنید:

    * کیمچی یک غذای سنتی کره‌ای است که از سبزیجات تخمیرشده درست می‌شود.
    * تاجین یک غذای محبوب مراکشی است که با کوسکوس سرو می‌شود.
    * گواکاموله یک غذای جانبی خوشمزه مکزیکی است که می‌توانید با چیپس تورتیلا نوش‌جان کنید.

     
    بعد از تمام شدن غذا، معمولاً تعداد زیادی ظرف کثیف دارید که باید شسته شوند. شما می‌توانید ظرف‌ها را با دست بشویید یا آن‌ها را داخل ماشین ظرفشویی بگذارید.

    * این ماشین ظرفشویی پر از ظرف است.
    * وقتی ظرف‌ها تمیز شدند، می‌توان آن‌ها را از ماشین خارج کرد و در جای خود چید.
    * چه کسی در خانه شما مسئول شستن ظرف‌ها است؟ (عبارت “do the dishes” به معنای شستن ظرف‌ها است.)

     
    علاوه بر این، از کلمه “dish” برای اشاره به دیش ماهواره‌ای که روی پشت‌بام ساختمان‌ها می‌بینید نیز استفاده می‌شود:

    * من یک دیش روی پشت‌بام خانه‌ام دارم. این دیش برنامه‌های تلویزیونی را دریافت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dismal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dismal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dismal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دلگیر” یک صفت است که برای توصیف یک وضعیت ناخوشایند یا یک حس منفی به کار می‌رود. این کلمه معنایی نزدیک به “افسرده‌کننده” دارد.

    نتایج آزمایش ناامیدکننده بود.
    آلبرتو و اما در سفرشان به دالاس، تجربه‌ای بسیار ناخوشایند داشتند.
    تاد دیدگاه تاریکی نسبت به زندگی دارد. او آدم بسیار بدبین‌ای است.
    وضعیت واقعاً غم‌انگیز است.
    هوا امروز، گرفته و افسرده به نظر می‌رسد.
    در گذشته، مردم فکر می‌کردند ساختمان‌های قدیمی، غمگین و تاریک هستند، اما این روزها مردم بیشتر به ارزش معماری قدیمی پی برده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Display به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Display به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Display به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «display» به معنای نشان دادن یا به نمایش گذاشتن است.

    در این جمله‌ها، «display» به عنوان یک فعل (کارواژه) به کار رفته است:

    * فروشگاه، لباس‌های تازه مخصوص تابستان را نشان می‌دهد.
    * این موزه، آثار هنرمندان بومی را نمایش می‌دهد.
    * آمریکا با استقرار نیروهای نظامی خود در نقاط مختلف جهان، قدرت نظامی‌اش را به رخ می‌کشد.
    * ادیت دوست دارد دارایی‌هایش را به نمایش بگذارد تا دیگران را حسرتی کند.
    * رابرت دوست ندارد احساساتش را در میان مردم نشان دهد.
    * مسئولان المپیک در روسیه، مدال‌های تازه‌طراحی‌شده المپیک زمستانی ۲۰۱۴ را به نمایش گذاشتند.

     

    در این مثال‌ها، «display» به عنوان یک اسم (نامواژه) استفاده شده است:

    * لباس‌های جدید زیادی در فروشگاه برای دیدن گذاشته شده‌اند.
    * نمایشی که در فضای آزاد برپا شده بود، آنقدر مورد توجه قرار گرفت که باعث گرفتاری ترافیک شد.
    * یک نشان دادن قدرت نظامی، کره شمالی را راضی کرد که از موضع خود کوتاه بیاید. (back down = کنار کشیدن؛ عقب‌نشینی)
    * دیدن دخترانی با پوشش کم در ساحل، در تابستان منظرهٔ معمولی است. (scantily clad = پوشش کم)
    * قیمت گردنبندی که در ویترین است چقدر است؟
    * یک چیدمان زیبا از پارچه، خریداران را به خود جذب کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Distance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Distance به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Distance به فارسی با مثالهای کاربردی

    فاصله به مقدار جدایی در زمان یا مکان گفته می‌شود. معمولاً وقتی از فاصله حرف می‌زنیم، منظورمان فاصله فیزیکی بین دو نقطه است:

    نیویورک تا میامی چقدر فاصله دارد؟
    مسافت این مسابقه ۲۲ مایل است.
    او دونده‌ای است که در مسافت‌های طولانی می‌دود.
    از اینجا تا آنجا فاصله زیادی نیست.
    فاصله بین ستاره‌ها و کهکشان‌ها با واحد سال نوری سنجیده می‌شود.
    تلفن‌های همراه به مردم اجازه می‌دهند با هزینه کمی از راه دور با هم صحبت کنند.
    او نیاز دارد برای مدتی از همسر سابقش فاصله بگیرد.
    گذشت زمان و فاصله زیاد، دو دوست قدیمی را از هم بیگانه کرد.
    فاصله، دل را مهربان‌تر می‌کند. (این یک ضرب‌المثل است.)

     

    کلمه “دور” یک صفت است و برای توصیف چیزها یا کسانی به کار می‌رود که در زمان یا مکان از ما فاصله زیادی دارند.

    ستاره یک شیء بسیار دور است. (خیلی از ما فاصله دارد.)
    گلوریا رویای سفر به سرزمین‌های دور را در سر می‌پروراند.
    به نظر می‌رسد موضوعی او را نگران کرده. امروز خیلی در خودش فرو رفته و سرد برخورد می‌کند.
    یکی از بستگان دور چند روز پیش به باب زنگ زد تا در مورد شجره‌نامه خانواده صحبت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Disturb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disturb به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Disturb به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای ایجاد مزاحمت یا مشکل برای کسی یا چیزی.

    گزارش‌های خبری مربوط به انفجار، همه را ناراحت کرد.
    صدای بلند مهمانی، خواب همه را به هم زد.
    مزاحمشان نشو. آن‌ها در حال کار هستند.
    ساخت‌وساز در منطقه طبیعی، محیط اطراف را به هم ریخت.
    رفتارت مرا آزار می‌دهد.

     
    کلمات disturbed به معنای «ناراحت» و disturbing به معنای «نگران‌کننده» صفت هستند:

    این شرایط بسیار نگران‌کننده است.
    این مشکل آزاردهنده در نهایت توسط پلیس و جامعه مورد رسیدگی قرار گرفت.
    یک فرد ناراحت وارد سالن سینمای شلوغ شد و شروع به تیراندازی به سمت مردم کرد.

     
    اسم این کلمه disturbance به معنای «آشفتگی» یا «اختلال» است.

    پلیس به یک مورد درگیری در آن خانه رسیدگی کرد.
    آن مرد به دلیل ایجاد آشوب دستگیر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ditch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ditch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ditch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک گودال یا خندق، حفره‌ای است که در زمین ایجاد می‌شود. معمولاً از گودال‌های آب در کنار جاده‌ها و بزرگراه‌ها استفاده می‌کنند تا هنگام باران‌های شدید، آب در سطح جاده جمع نشود و ماشین‌ها در آن گیر نکنند.
    اگر این گودال‌ها نباشند، آب روی جاده می‌ماند و رانندگی را خطرناک می‌کند.

    برای ساختن یک خندق در زمان احداث جاده، معمولاً از ماشین‌آلاتی مانند بولدوزر استفاده می‌شود. البته، حفر خندق با دست هم امکان‌پذیر است.

    کلمه “خندق” می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود. در این حالت، معنای آن “رها کردن”، “دور انداختن” یا “خلاص شدن از چیزی” است:

    هنری ناراحت بود چون دوستانش او را در مرکز خرید تنها گذاشتند.
    مری دوست پسرش را رها کرد و با شخص جدیدی آشنا شد.
    شارلین می‌خواهد از شر ماشین قدیمی‌اش خلاص شود، اما کسی آن را نمی‌خرد.
    یک نفر یک کیسه پر از توله سگ را کنار جاده رها کرده بود. خوشبختانه کیسه پیدا شد و توله‌ها نجات یافتند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dive به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dive به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dive به فارسی با مثالهای کاربردی

    شیرجه زدن یعنی رفتن به زیر آب یا داخل چیزی. مثلاً وقتی کسی شنا می‌کند، ممکن است خودش را به داخل آب پرت کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dive

    شیرجه رفتن

    dived

    شیرجه رفت

    dive

    شیرجه رفته

    شناگران از لبه استخر به داخل آب می‌پرند.
    دوست من، جورج، در شیرجه زدن بسیار ماهر است.
    گاهی اوقات جورج از تخته شیرجه برای پریدن در آب استفاده می‌کند.
    آیا تا به حال از روی تخته شیرجه به آب پریده‌اید؟
    کودکان در آب فرورفتند.
    یک زیردریایی می‌تواند تا عمق بسیار زیادی در زیر سطح آب پایین برود.
    غواصی با تجهیزات، یک فعالیت پرطرفدار در مناطقی است که آب گرم و زلال است.

    وقتی آژیر خطر به صدا درآمد، همه به سرعت به دنبال پناهگاه گشتند.
    مهمانان یک هتل با شنیدن صدای تیراندازی در لابی، به زیر میزها و صندلی‌ها خزیدند.

    شما همچنین می‌توانید با شوق و انرژی زیاد سراغ کاری بروید که از آن لذت می‌برید یا باید انجامش دهید:
    شری بی‌صبرانه منتظر است که غرق در خواندن رمانی شود که از کتابخانه گرفته است.
    من نمی‌توانم صبر کنم تا با ولع این ظرف بزرگ بستنی را بخورم.
    حسابدار ما باید با دقت زیادی سراغ اعداد و ارقامی برود که به او داده‌ایم تا میزان سود سال گذشته را محاسبه کند.
    بی‌جهت در کارهای خصوصی دیگران کنجکاوی و دخالت نکن.

    وقتی کلمه “dive” به عنوان اسم به کار می‌رود، چندین معنای متفاوت دارد.
    این جا یک مکان کثیف و نامرتب است.
    به آنجا نرو. جای خرابی است.
    جرمی دوست دارد آخر هفته‌ها به بارهای ارزان‌قیمت و ساده برود.
    باری که ما به آن می‌رویم به ساده و پیش‌پاافتاده بودن معروف است، ولی دقیقاً به همین دلیل آن را دوست داریم.
    تیم بسکتبال بازی را عمداً باخت.
    هواداران متوجه شدند که تیم فوتبال عمداً در حال باختن است و شروع به هو کردن کردند.
    به بوکسور بیش از ۵۰,۰۰۰ دلار پرداخت شد تا عمداً در مسابقه ببازد. (در ورزش‌هایی که روی آن شرط‌بندی می‌شود، گاهی شرکت‌کنندگان عمداً شکست می‌خورند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Divine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Divine به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Divine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کیکی که در جشن خوردیم واقعاً فوق‌العاده و لذیذ بود.
    آثار هنری تئودور بسیار استثنایی و زیباست و همه از آن تعریف می‌کنند.
    شب گذشته در یک مهمانی شام بسیار جذاب و دلنشین شرکت کردیم.
    بازی درخشان این بازیگر در آن فیلم، جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.

    کلمه “الهی” همچنین در مفاهیم مذهبی و در اشاره به خداوند نیز استفاده می‌شود:

    نجات جان بسیاری از افراد، به لطف نوعی مداخله الهی ممکن شد.
    یونیس هر روز محبت بی‌پایان خدا را در زندگی خود حس می‌کند، به‌ویژه زمانی که در مراسم کلیسا حاضر می‌شود.
    بندگی رحمت الهی، درخواستی برای بخشش خداوند است که در آن انسان گناه خود را می‌شناسد و طلب آمرزش می‌کند.
    در گذشته، پادشاهان و ملکه‌ها ادعا می‌کردند که قدرت و مقامشان بر اساس حق الهی به آنان اعطا شده است. (یعنی خداوند این قدرت را به آنان داده است.)
    پاتریک در مدرسه الهیات تحصیل می‌کند تا برای فعالیت در حوزه روحانیت آماده شود. (او قصد دارد به عنوان کشیش خدمت کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dock به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dock به فارسی با مثالهای کاربردی

    اسکله یک سکو یا سازه است که برای ورود و خروج افراد یا وسایل استفاده می‌شود. اسکله‌ها برای قایق‌ها، کامیون‌ها، هواپیماها و حتی فضاپیماها ساخته می‌شوند.

    قایق‌ها معمولاً به اسکله بسته می‌شوند تا افراد به راحتی بتوانند سوار شوند یا از آن خارج شوند.
    می‌توان در قسمت انتهایی اسکله به ماهیگیری پرداخت.
    در دریاچه‌ها، شناگران می‌توانند برای ورود به آب از روی اسکله بپرند.
    اسکله‌های بارگیری، تحویل کالا از کامیون‌های بزرگ به فروشگاه‌ها و انبارها را آسان‌تر می‌کنند.
    به فردی که در اسکله بارگیری کار می‌کند، کارگر اسکله می‌گویند.
    اسکله‌ها در شهرهای بزرگ معمولاً بسیار شلوغ هستند، زیرا کالاهای محلی و بین‌المللی در آن‌ها جابه‌جا می‌شوند.
    مسافران ایستگاه فضایی بین‌المللی نیز از طریق اسکله‌هایی که فضاپیما به آن‌ها متصل می‌شود، وارد ایستگاه می‌شوند یا از آن خارج می‌گردند.

     
    واژه «dock» می‌تواند به عنوان فعل یا صفت نیز به کار رود:

    قایق در انتهای اسکله پهلو گرفت. (فعل)
    قایق پهلو گرفته است. (صفت)
    فضانوردان با موفقیت در ایستگاه فضایی پهلو گرفتند. (فعل)
    فضاپیما در حالت پهلو گرفته باقی مانده است. (صفت)
    هواپیما در کنار پل مسافرتی یا راهرویی که به دروازه فرودگاه منتهی می‌شود، پهلو می‌گیرد.

     
    علاوه بر این، واژه dock امروزه برای وسایل الکترونیکی که به شارژر متصل می‌شوند یا برای اتصال دستگاه‌ها به یکدیگر استفاده می‌شوند، نیز کاربرد دارد.

    لپ‌تاپ من به یک داک متصل است که به یک مانیتور بزرگ و چاپگر نیز وصل شده است.
    تلفن من از طریق ایستگاه اتصال در حال شارژ شدن است.
    این ایستگاه اتصال دارای سه درگاه USB و یک جایگاه برای کارت حافظه SD است.

     
    معنای دیگر واژه «dock» مربوط به کسر از دستمزد افراد است. در این حالت، «to dock someone’s pay» به معنای کسر مبلغی از حقوق فرد به دلایلی مشخص است.

    از دستمزد رودی به دلیل تأخیر در کار کسر شد. (حقوق او به خاطر دیر کردن کم شد.)
    اولیویا به دلیل غیبت‌های زیاد در محل کار، با کسر دستمزد مواجه شد.
    شرکت Acme از دستمزد کارکنانی که ملزم به خرید لباس و کفش فرم هستند، مبلغی کم می‌کند.
    کارفرما باید پیش از کسر از دستمزد، شما را از این موضوع آگاه کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dodge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dodge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dodge به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای دور زدن یا فرار از چیزی از کلمه «طفره رفتن» استفاده می‌کنیم.

    ری هنگام دویدن از خیابان، با چابکی از جلوی چندین خودرو گذشت.
    مت تلاش کرد از دست پلیس فرار کند، اما در پایان آنها او را گرفتند.
    مبارز با مهارت زیاد از مشت‌های حریفش کنار رفت.
    ما تقریباً از یک توفان تگرگ که از نزدیک‌مان می‌گذشت، جان سالم به در بردیم.
    ماهی‌هایی که نتوانستند از تورها فرار کنند، به داخل قایق کشیده شدند و آماده شدند.
    هدف بازی دوجبال این است که از توپی که به سمتتان پرتاب می‌شود، کنار بروید. این بازی در میان دانش‌آموزان آمریکایی بسیار پرطرفدار است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.