بلاگ

  • معنی کلمه Dim به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dim به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dim به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dim” برای توصیف نوری به کار می‌رود که کم و ضعیف است.

    وقتی خورشید غروب می‌کند، نور کم می‌شود.
    وقتی ابرهای طوفانی از آسمان گذشتند، ناگهان هوا تاریک شد.
    نور برای کارلا به اندازه‌ای کم بود که نمی‌توانست کتاب بخواند، برای همین چراغ را روشن کرد.
    نور کم در تقاطع، باعث یک تصادف شد.
    نور صفحه کامپیوترم خیلی زیاد بود، برای همین روشنایی آن را کم کردم.

     
    گاهی هم از کلمه “dim” برای صحبت درباره یک موقعیت استفاده می‌شود:

    آنها نظر چندان مثبتی به پیشنهاد او نداشتند. (یعنی ایده او را نپسندیدند.)
    به نظر می‌رسد شانس رسیدن به توافق برای جلوگیری از تعطیلی دولت، بسیار کم است.
    شانس مت برای گرفتن شغلی که می‌خواهد، روز به روز کمتر می‌شود.

     
    در بعضی مواقع، “dim” برای توصیف فردی به کار می‌رود که خیلی باهوش نیست:

    تاد آدم تیزهوشی نیست.
    او آدم جالبی نیست. در واقع، کمی کندذهن است.
    خیلی از مردم می‌گویند صاحب شرکت آدم کم‌هوشی است.

     
    دستگاهی که برای کم و زیاد کردن نور به کار می‌رود، “dimmer” نام دارد.

    با استفاده از دیمر، نور را کم کن.
    آیا اینجا کلید دیمر وجود دارد؟
    دیمر را روشن کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dine به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dine” به معنای غذا خوردن است و شبیه به کلمه “eat” می‌باشد، اما معمولاً به وعده‌های غذایی بسیار خوب و نسبتاً گران‌قیمت اشاره دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dine

    شام خورن

    dined

    شام خورد

    dined

    شام خورده

    هلن و سائول، دیشب به دلیل جلساتی که در غروب داشتند، شام را دیروقت صرف کردند.
    امکان صرف غذا به طور مرتب در رستوران‌های لوکس برای همه فراهم نیست.
    امشب دوست داری کجا غذا بخوری؟
    همه در چه ساعتی غذا می‌خورند؟

    کلمه “dining” (غذا خوردن) را می‌توان هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار برد:
    شهر نیویورک به ارائه طیف گسترده‌ای از تجربه‌های غذایی باکیفیت شناخته شده است.
    زمانی که تام سال گذشته با قطار از شرق به غرب کشور سفر کرد، هر شب در واگن مخصوص غذا خوری غذا می‌خورد.
    ما شام دیشب را در سالن غذاخوری خوردیم.
    صرف غذاهای دریایی و استیک در یک رستوران خوب، یک تجربه لوکس است که امروزه بسیاری از مردم توانایی مالی آن را دارند. (در این جمله، کلمه “dining” به صورت مصدر به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Dip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «dip» برای فرو بردن چیزی در یک ماده نرم یا مایع به کار می‌رود. معمولاً این کار به این صورت است که چیزی را پایین می‌بریم و دوباره بالا می‌آوریم:

    – مارتا قبل از خوردن چیپس تورتیلا، آن را در سالسا زد.
    – روی بستنی قیفی را با شکلات پوشاندند.
    – برای درست کردن پنیر سرخ شده، تکه‌های پنیر را در خمیر می‌زنند و بعد سرخ می‌کنند.
    – وقتی قلم مو را داخل رنگ می‌کنم، مواظب هستم که رنگ نچکد.
    – نوک پایت را داخل آب ببر تا ببینی آب چقدر گرم است.

    همچنین، از «dip» در موقعیت‌هایی که مربوط به مایع نیست هم استفاده می‌شود:

    – شب گذشته دما به زیر صفر افتاد و بوته‌های گوجه از بین رفتند.
    – ادوارد سعی می‌کند به پس‌اندازش دست نزند. (می‌خواهد پولش در بانک باقی بماند.)
    – استاد در بحث کلاس، با احتیاط به موضوع حساس سقط جنین پرداخت.
    – خورشید به آرامی در افق پایین رفت و پیش از تاریکی هوا کاملاً ناپدید شد.

    گاهی اوقات «dip» به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

    – بریم توی دریاچه آب تنی کنیم. (برویم شنا کنیم.)
    – این سس پنیر خیلی خوشمزه‌است.
    – جلوتر یک فرورفتگی در جاده وجود دارد. (یعنی قسمتی از جاده که پایین‌تر از سطح بقیه جاده است.)
    – بی‌عقل نباش. (dip در اینجا یعنی آدم کم‌عقل یا احمق)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Direction به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Direction به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Direction به فارسی با مثالهای کاربردی

    «جهت» یا «مسیر» به اطلاعاتی گفته می‌شود که یک نفر برای کمک به دیگری ارائه می‌دهد تا بتواند یک مکان را پیدا کند یا راه درست را ادامه دهد. این کلمه معمولاً به صورت جمع به کار می‌رود.

    – در پمپ بنزین توقف کردم تا راهنمایی بگیرم.
    – راهنمایی‌های خوبی گرفتیم و به مقصد رسیدیم.
    – می‌توانید با تلفن همراه‌تان، مسیر یک محل را پیدا کنید.
    – اگر نمی‌دانید چطور به جایی بروید، می‌توانید از کسی راهنمایی بخواهید.
    – ببخشید، راه موزه را بلدید؟
    – ممکن است راهنماییم کنید؟
    – آیا داریم درست می‌رویم؟
    – باید توقف کنیم و از کسی آدرس بپرسیم.

     

    کلمهٔ «direction» همچنین برای اشاره به حرکت یا موقعیت به سمت جنوب، شمال، شرق یا غرب یا ترکیبی از این چهار جهت اصلی به کار می‌رود.

    – ما به سمت شمال در حرکتیم.
    – باید به کدام سمت برویم؟
    – آنها مسیر اشتباهی رفتند؛ به جای شمال، به سمت جنوب حرکت کردند.

     

    «Direction» در معنای دیگر به دستورالعمل‌ها یا روش‌های انجام یک کار گفته می‌شود:

    – باید دستورالعمل‌ها را دنبال کنید.
    – او در اجرای دستورات خیلی خوب نیست.
    – ما طبق راهنمای نصب، دوچرخه را سر هم کردیم.
    – فروشگاه ایکیا به مشتریانش راهنمای مونتاژ مبلمان را ارائه می‌دهد.
    – سرپرست به کارمندانش دستور داد.
    – اگر دستورات رئیستان را اجرا نکنید، ممکن است کارتان را از دست بدهید.

     

    همچنین از این واژه برای اشاره به مسیر زندگی یک فرد نیز استفاده می‌شود:

    – زندگی‌اش بی‌هدف و بی‌مسیر است.
    – او نیازمند هدف‌مندی بیشتری در زندگی است.
    – جوانان به دنبال یافتن مسیر زندگی خود هستند.
    – زندگی‌اش به مسیر اشتباهی کشیده شد و اکنون بسیار ناراحت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dirt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dirt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dirt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dirt” می‌تواند معناهای مختلفی داشته باشد. این کلمه ممکن است به خاکی اشاره کند که روی زمین می‌بینید. ممکن است به گرد و غبار و لکه‌هایی گفته شود که روی وسایل می‌نشینند. حتی می‌تواند به اطلاعات بد درباره یک فرد هم اشاره کند. در هر صورت، خوب است که با کاربردهای مختلف این کلمه آشنا باشید.

    وقتی پسربچه بودم، دوست داشتم در خاک بازی کنم.
    کودکان معمولاً از بازی کردن در خاک لذت می‌برند.
    وقتی دانه‌ها در خاک کاشته می‌شوند، کم کم به گیاه تبدیل می‌شوند.
    خاک سیاه بسیار ارزشمند است چون مواد غذایی زیادی دارد.
    دوده و خاکستری که از کارخانه‌ها بیرون می‌آید، نوعی کثیفی محسوب می‌شود.
    این دوده‌ها هوا را تیره و کثیف می‌کنند. (کلمه “کثیف” در اینجا یک صفت است.)
    وقتی خاک با آب مخلوط شود، گل به وجود می‌آید.
    این کفش‌ها روی خودشان خاک و گل دارند.
    کثیفی را می‌توان با آب و صابون پاک کرد.
    لباس‌های کثیف باید شسته شوند.
    این شلوار خیلی کثیف است.

     
    علاوه بر این، از کلمات “dirt” یا “dirty” می‌توان برای اشاره به حرف‌های زشت یا صحبت‌های غیراخلاقی هم استفاده کرد.

    ویلیام دهان کثیفی دارد.
    او دوست دارد جوک های کثیف بگوید.
    تاد مجموعه ای از مجلات کثیف دارد.
    او دوست دارد فیلم های کثیف ببیند.

     
    کلمه “dirt” گاهی به اطلاعاتی گفته می‌شود که باعث خراب شدن reputation یک فرد می‌شود، چه این اطلاعات درست باشند چه نادرست.

    سیاستمداران گاهی تلاش می‌کنند اطلاعات بدی درباره رقیبان خود پیدا کنند.
    مخالفان سیاسی جو بایدن تلاش کردند او را لو دهند اما موفق نشدند.
    کسانی که از روش‌های نادرست در سیاست استفاده می‌کنند، معمولاً رسوا می‌شوند و مردم از آن‌ها انتقاد می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Disappoint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disappoint به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disappoint به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “disappoint” وقتی به کار می‌رود که کسی از یک اتفاق یا رفتار، ناراضی و ناخشنود باشد. در چنین مواقعی، فرد انتظار یک نتیجه خوب را داشته یا باور داشته که اتفاق مثبتی خواهد افتاد، اما در نهایت نتیجه برعکس شده است.

    You really disappoint me.
    I’m very disappointed in you.
    Many Americans are very disappointed by the results of the election.
    Democrats are disappointed that so many Republicans supported a nominee with a pessimistic view of America.
    It’s very disappointing that a well-qualified candidate was beaten by someone who has no experience as an elected official and has very little knowledge of government or the U.S. Constitution.

    واقعا ناامیدم کردی
    من از شما بسیار ناامید هستم
    بسیاری از آمریکایی ها از نتایج انتخابات بسیار ناامید شده اند.
    دموکرات‌ها از اینکه بسیاری از جمهوری‌خواهان از نامزدی با دیدگاه بدبینانه نسبت به آمریکا حمایت کردند، ناامید هستند.
    بسیار ناامیدکننده است که یک نامزد واجد شرایط توسط فردی که تجربه ای به عنوان یک مقام منتخب ندارد و دانش بسیار کمی از دولت یا قانون اساسی ایالات متحده دارد مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

     

    واژه “disappointment” که به فارسی “ناامیدی” معنی می‌شود، یک اسم است:

    It’s a huge disappointment to learn that a large number of Americans supported a candidate who has a history of making unwelcome advances upon women.
    Disappointment with the election results will show in the faces of those who believe a great opportunity has been lost, and a huge mistake has been made.

    مایه ناامیدی بزرگ است که بدانیم تعداد زیادی از آمریکایی ها از نامزدی حمایت کردند که سابقه پیشرفت های ناخواسته در مورد زنان را دارد.
    ناامیدی از نتایج انتخابات در چهره کسانی نمایان خواهد شد که معتقدند فرصت بزرگی از دست رفته و اشتباه بزرگی مرتکب شده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Disaster به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disaster به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disaster به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فاجعه” به یک وضعیت بسیار بد و وحشتناک اشاره دارد. می‌توانید از این کلمه برای توصیف اتفاقات ناگوار مثل تصادف‌ها، خسارت‌های طوفان، مشکلات ناشی از اشتباهات، رابطه‌های شکست‌خورده یا کارهای ضعیف استفاده کنید. گاهی هم از این کلمه برای نشان دادن بزرگی یک مشکل استفاده می‌شود.

    * حیاط پشتی آلفردو یک فاجعه است. (یعنی بسیار به هم ریخته و کثیف است.)
    * سخنرانی کاندیدا یک فاجعه بود. (یعنی سخنرانی بسیار بدی انجام داد.)
    * بعد از اینکه بچه‌ها یک بعدازظهر مشغول پختن کلوچه بودند، آشپزخانه غرق در فاجعه شد.
    * نگهداری از یک حیوان وحشی به عنوان حیوان خانگی، مانند یک فاجعه است که فقط منتظر است تا اتفاق بیفتد.
    * پلیس و آتش‌نشانی شهر ما برای رویارویی با حوادث و بلایا آماده هستند.
    * پس از زمین‌لرزه، سازمان‌های امدادی برای کمک به مردم هایتی رفتند.
    * ایالت اکلاهما پس از چندین گردباد بسیار شدید که سه شهر کوچک را کاملاً نابود کردند، درخواست کمک برای مدیریت بحران کرد.
    * ما در ده سال گذشته افزایش بسیار زیادی در تعداد بلایای طبیعی دیده‌ایم.
    * تمیزکاری و بازسازی پس از یک فاجعه بزرگ ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول بکشد.

     

    کلمه “فاجعه‌بار” نیز که یک صفت است، برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که نتیجه‌ای بسیار بد و مصیبت‌بار دارند:

    * یک همه‌گیری فاجعه‌بار به سرعت روستای کوچکی را فراگرفت و صدها نفر را کشت.
    * چندین تصمیم فاجعه‌بار باعث ورشکستگی و تعطیلی شرکت کاغذسازی شد.
    * سارا در چند سال گذشته دو رابطه عاطفی فاجعه‌بار را تجربه کرده است.
    * اگر میزان انتشار کربن به افزایش خود ادامه دهد، پیامدهای آن فاجعه‌بار خواهد بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Discover به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Discover به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Discover به فارسی با مثالهای کاربردی

    کشف کردن یعنی پیدا کردن چیزی جدید. این چیز می‌تواند یک شیء، یک فرد، یک مکان، یک فکر، یک علاقه، یک راه‌حل یا یک روش تازه باشد. کلمه «کشف» اسم است.

    من یک راه تازه برای آموزش زبان انگلیسی به دانش‌آموزانم پیدا کردم. این یک کشف بود.
    جرمی فهمید که به نجوم علاقه‌مند است. او این را همین پارسال فهمید.
    جولی متوجه شده که در بسکتبال بازی کردن مهارت دارد. این یک کشف غیرمنتظره برایش بود.
    آیا شما هم اخیراً چیز جدیدی درباره خودتان کشف کرده‌اید؟
    در سفر اخیرمان به سنت پل، یک جای عالی برای خوردن پیتزای خوب پیدا کردیم.
    همسایه‌ام در حیاط پشتی خانه‌اش یک لانه پر از توله خرگوش پیدا کرد.
    مکس کپلر، بازیکن بیسبال تیم مینه‌سوتا توینز، وقتی در آلمان بزرگ می‌شد فهمید که به بازی بیسبال علاقه دارد. استعدادیاب‌ها او را دیدند و به او پیشنهاد دادند که در آمریکا بیسبال بازی کند.
    دانشمندان فهمیده‌اند که مقدار بسیار زیادی آب به شکل یخ در مریخ وجود دارد.
    آلبرت اینشتین قوانین مهمی درباره انرژی پیدا کرد که منجر به ساخت نیروی اتمی شد. کشف‌های او کمک بزرگی به دانش فیزیک کرد.
    ادوین هابل کشف کرد که جهان بسیار بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری است.
    کشف‌های تازه در علم و فناوری، هر روز روش زندگی ما را تغییر می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Discuss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Discuss به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Discuss به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیایید در مورد معنای کلمه “بحث کردن” صحبت کنیم. وقتی می‌گوییم “discuss” یعنی می‌خواهیم با کسی در مورد یک موضوع حرف بزنیم و نظرهایمان را با هم در میان بگذاریم.

    **مثال‌هایی از کاربرد “بحث کردن”:**

    ما یک موضوع مهم برای گفتگو داریم.
    بیا درباره این موضوع با هم صحبت کنیم.
    معلم از دانش‌آموزان خواست تا درباره پرسش‌هایی که به آن‌ها داده بود، گفتگو کنند.
    دانش‌آموزان داستان را بین خودشان بررسی کردند.
    بهتر است این مسئله را با پزشک خود مطرح کنید.
    لازم است پیش از تصمیم‌گیری، درباره این موضوع گفتگو کنیم.
    آیا این مسئله‌ای است که باید با وکیل در میان بگذارم؟
    اعضای کنگره آمریکا امروز پشت درهای بسته درباره مسائل مهم ملی گفتگو می‌کنند. (یعنی در خلوت صحبت می‌کنند.)
    لیندا و تام در حال گفتگو درباره گزارشی هستند که نتایج سه‌ماهه شرکتشان را نشان می‌دهد.

     

    کلمه “discussion” به معنای “گفتگو” یا “بحث” است:

    بیایید با هم گفتگو کنیم.
    گفتگوی خوبی داشتیم.
    گفتگوی بسیار جالبی بود.
    معلم چند پرسش برای گفتگو درباره داستانی که در کلاس خوانده بودند، به دانش‌آموزان داد.
    دو نفر وارد یک گفتگوی داغ درباره یک موضوع سیاسی شدند.
    گفتگو درباره مسائل شخصی گاهی می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.
    پزشک گفتگوی ناخوشایندی با بیمارش داشت.
    این روزها گفتگوی عمومی درباره موضوع کنترل سلاح در جریان است.
    اینکه آیا رئیس‌جمهور باید استیضاح شود یا نه، در هفته‌های اخیر تبدیل به یک موضوع گفتگو شده است.
    امروز گفتگوهای خصوصی زیادی بین جمهوری‌خواهانی که نمی‌دانند در مورد رئیس‌جمهور چه کنند، در جریان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Disease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disease به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیماری به مشکلات مختلف سلامتی گفته می‌شود. اگر یک بیماری واگیردار باشد، می‌توانید آن را از فرد دیگری بگیرید. اما همه بیماری‌ها واگیردار نیستند. بعضی از بیماری‌ها شایع هستند و خطرناک نیستند، در حالی که برخی دیگر بسیار جدی بوده و حتی ممکن است باعث مرگ شوند.

    سرطان بیماری است که میلیون‌ها نفر به آن مبتلا می‌شوند.
    افراد مسن ممکن است بیماری آلزایمر بگیرند. این بیماری واگیردار نیست.
    ویروسی که باعث بیماری می‌شود، عفونی است. (می‌توانید از دیگران بگیرید.)
    ایدز بیماری است که از ویروس اچ‌آی‌وی به وجود می‌آید.
    سرخک یک بیماری واگیردار است.
    ابولا بیماری بسیار خطرناکی است. می‌توانید آن را از دیگران دریافت کنید.
    سل یک بیماری معمول در برخی کشورهای در حال توسعه است.
    مالاریا بیماری است که توسط پشه‌ها پخش می‌شود.
    بیماری قلبی-عروقی عفونی نیست. (این بیماری بر قلب شما اثر می‌گذارد.)
    توجه کردن به اخبار مربوط به بیماری‌های جدید بسیار مهم است.
    برای جلوگیری از پخش شدن یک بیماری، همیشه باید دست‌هایتان را بشویید.
    مسواک زدن و استفاده از نخ دندان به پیشگیری از بیماری لثه کمک می‌کند.

     
    واژه diseased به معنای “بیمار” یک صفت است:

    یک درخت بیمار در حیاط جلوی خانه‌ام دارم. باید این درخت را قطع کنم.
    اگر کلیه‌هایتان بیمار باشد، ممکن است نیاز به درمان دیالیز داشته باشید.
    ریچارد به دلیل بیماری کبدش، در خطر مرگ قرار دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.