بلاگ

  • معنی کلمه Dog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dog به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dog به فارسی با مثالهای کاربردی

    سگ‌ها برای مدت زمان بسیار طولانی در کنار انسان‌ها زندگی کرده‌اند. آن‌ها از هر حیوان دیگری مدت بیشتری است که اهلی شده‌اند. ما انسان‌ها برای کمک‌های فردی، محافظت، همدمی و تفریح به سگ‌ها وابسته هستیم.

    یک سگ راهنما به افراد نابینا کمک می‌کند تا در خیابان‌ها و مکان‌های عمومی به راحتی حرکت کنند.
    سگ‌های بمب‌یاب قادر به تشخیص مواد منفجره هستند.
    سگ‌های مواد‌یاب به پلیس در پیدا کردن مواد مخدر غیرقانونی کمک می‌کنند.
    سگ نگهبان از خانه‌ها و ساختمان‌ها مراقبت می‌کند.
    خیلی از سگ‌ها در هنگام شکار مفید واقع می‌شوند.
    سگ‌های هم‌دم نیز هستند که در آغوش شما می‌نشینند و با شما همراهی می‌کنند.
    می‌گویند سگ بهترین دوست انسان است.

    عبارات و اصطلاحات زیادی در زبان وجود دارد که از کلمه “سگ” در آن‌ها استفاده شده است:

    **روزهای سگی تابستان** به روزهای گرم و طولانی ماه‌های تیر و مرداد گفته می‌شود.
    بچه‌هایی که تکالیفشان را انجام نداده‌اند، معمولاً می‌گویند: “سگ دفترم را خورد”، چه واقعاً سگ داشته باشند چه نه. (این معمولاً به شوخی گفته می‌شود.)
    اگر خیلی بیمار شوید، ممکن است بگویید: “مثل سگ مریضم.”
    اگر پیاده‌روی طولانی کنید، ممکن است پاهایتان خسته شود و بگویید: “پاهام داره پارس می‌کنه.”
    در یک شب طوفانی یا برفی ممکن است کسی بگوید: “حتی سگ رو هم تو این هوا بیرون نمی‌فرستم.”
    گاهی می‌گویند: “این دنیا، دنیای سگ‌خواریه.” یعنی آدم‌ها به ویژه در کار و تجربه بسیار رقابتی و بعضاً بی‌رحم هستند.
    یک ضرب‌المثل می‌گوید: “سگ پیر را ول کن دراز بکشد.” یعنی بهتر است مشکلات گذشته را دوباره زنده نکنید و بگذارید همان‌طور بمانند.
    اگر کسی بسیار بداخلاق یا خطرناک باشد، می‌گویند: “از سگِ زباله‌دونی هم درنده‌تره.”
    می‌گویند: “به سگ پیر نمی‌شود یاد داد چطور بشیند.” یعنی وقتی کسی پیر شود، یادگیری کارهای جدید برایش سخت می‌شود.
    ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: “هر سگی یک روزی را می‌بیند.” یعنی هر کسی در زندگی یک بار فرصت موفقیت پیدا می‌کند.
    “عجب سگ داغی!” یعنی “چه عالی! چه حالی می‌دهد!”
    آیا هات‌داگ دوست دارید؟ هات‌داگ یک نوع سوسیس است که معمولاً از گوشت گاو، خوک یا بوقلمون درست می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dollar به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dollar به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dollar به فارسی با مثالهای کاربردی

    دلار، پول رسمی کشور آمریکا است. هر دلار برابر با ۱۰۰ سنت است.

    با یک دلار چه چیزهایی می‌توان خرید؟
    یک عدد کاهو کمی بیشتر از یک دلار قیمت دارد.
    با یک دلار می‌توان دو عدد خیار خرید.
    یک انبه تقریباً یک دلار است.
    پارک خودرو در خیابان به مدت یک ساعت، یک دلار هزینه دارد.
    تقریباً همه چیزهایی که در فروشگاه «دلار» می‌بینید، یک دلار قیمت دارند.
    با یک دلار می‌توان یک شکلات بزرگ خرید.
    وقتی من کودک بودم، قیمت یک شکلات تنها ده سنت بود. با یک دلار می‌توانستم ده شکلات بخرم.

    این موضوع مهم است که وقتی در آمریکا زندگی یا از آن بازدید می‌کنید، بتوانید قیمت چیزها را به درستی بیان کنید. وقتی از کلمه «دلار» برای توصیف چیزی استفاده می‌کنید، بعد از عدد نباید «s» اضافه کنید.

    مثال‌ها:
    او یک تی‌شرت ده‌دلاری از فروشگاه خرید.
    من یک اسکناس بیست‌دلاری در جیبم دارم.
    یک نفر به بیل یک کارت هدیه ۲۵ دلاری داد.
    برنده یک جایزه میلیون‌دلاری در لاتاری، جایزه‌اش را دریافت کرد.

    وقتی از علامت دلار ($) قبل از عدد استفاده می‌کنید، بعد از عدد دیگر کلمه «دلار» را تکرار نکنید.

    مثال‌ها:
    قیمت آن ۳۵ دلار است.
    این خودرو با قیمت ۱۲٬۰۰۰ دلار فروخته می‌شود.
    خانه آن‌ها ۲۸۹٬۰۰۰ دلار هزینه داشت.

    به جز «دلار»، کلمات دیگری هم برای اشاره به پول استفاده می‌شوند، مثل:
    buck (به جای دلار)، single (اسکناس یک دلاری) و one (سکه یا اسکناس یک دلاری).

    مثال‌ها:
    من ده تا (ده دلار) در جیبم دارم.
    برندا به اسکناس‌های یک دلاری بیشتری برای صندوقش نیاز دارد.
    آیا اسکناس یک دلاری داری؟ من پنج تا نیاز دارم.

    کلمه «دلار» در عبارت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    – چطور پولتان را مدیریت می‌کنید تا بتوانید بیشتر پس‌انداز کنید؟
    – اگر قیمت و ارزش را در نظر بگیریم، این معامله خوبی است.
    – بیایید در مورد هزینه‌ها صحبت کنیم.
    – او فکر می‌کند از این سرمایه‌گذاری سود زیادی به دست خواهد آورد.
    – او می‌داند چطور پول دربیاورد و آن را حفظ کند.
    – آن‌ها مجبور شدند بهای زیادی برای خانه‌شان بپردازند.
    – تو بسیار خوش‌تیپ و جذاب به نظر می‌رسی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Done به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Done به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Done به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی done به معنی “انجام شده” است و در دستور زبان انگلیسی، به عنوان اسم مفعول فعل do که به معنای “انجام دادن” است، شناخته می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    انجام دادن انجام داد انجام شده

    اما می‌توانید از این کلمه به عنوان یک صفت استفاده کنید تا نشان دهید چیزی یا کسی به پایان رسیده است. در کل، “done” یعنی یک کار تمام شده است:

    بوقلمون پخته شده. می‌توانید آن را از فر بیرون بیاورید.
    این همبرگرها به نظر می‌رسد تقریباً آماده هستند.
    کارتان تمام شد؟ می‌توانم بشقابتان را بردارم؟
    کار بالاخره تمام شد.
    پروژه ساختمانی کاملاً به اتمام رسیده.
    انجام شد! (کارم را به پایان رساندم.)

    همچنین می‌توانید بعد از “done” از فعلی که به ing ختم می‌شود استفاده کنید:
    شنا کردن آن‌ها برای امروز تمام شده.
    حرف زدن او به پایان رسیده.
    غذا خوردن من تمام شد.
    پخت کلوچه‌ها حدود نیم ساعت دیگر تمام می‌شود.

    بعضی افراد ممکن است با نحوه بیان این جملات راحت نباشند، اما این شیوه صحبت کردن معمول در بین آمریکایی‌هاست. کلمه “done” گاهی معانی دقیق‌تری پیدا می‌کند که با توجه به موقعیت، بهتر می‌توان آن را درک کرد:
    رابطه آن‌ها به پایان رسیده. (دیگر با هم نیستند.)
    او دیگر ارتباطش را با او قطع کرده. (او را دیگر دوست ندارد.)
    ماموریت من در اینجا به پایان رسیده. (مشکل را حل کرده‌ام.)
    حرف‌هایت تمام شد؟ (وقتی کسی مدام حرف می‌زند و شخص دیگری را عصبانی می‌کند، پس از توقف صحبت، این سوال پرسیده می‌شود.)
    این کار در اینجا پذیرفته نیست. (این رفتار مناسب نیست. همچنین می‌توان آن را به صورت جمله مجهول در نظر گرفت.)

    گاهی اوقات، “done” در گفتار غیررسمی (مثل انگلیسی محاوره‌ای یا خیابانی) به کار می‌رود. ممکن است فرد متوجه اشتباه دستوری در چنین جملاتی بشود یا نشود:
    او کارش را رها کرده.
    او کار خوبی انجام داد. (کاری نیک کرد یا کاری را به خوبی به پایان رساند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Door به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Door به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Door به فارسی با مثالهای کاربردی

    درب، قسمتی از ورودی یک اتاق، ساختمان یا فضای دیگر است.

    برای باز و بسته کردن در، از دستگیره استفاده می‌شود. بعضی از این دستگیره‌ها قفل هم دارند.
    لولا هم وسیله‌ای است که باعث می‌شود در به راحتی به این طرف و آن طرف بچرخد و باز و بسته شود.
    گاهی افراد برای اینکه بگویند رسیده‌اند، به در می‌کوبند یا قبل از وارد شدن به اتاق، در می‌زنند.
    مثلاً می‌گوییم: او دارد در را می‌زند.
    گاهی هم به جای کوبیدن، از زنگ در استفاده می‌کنند تا از رسیدنشان خبر دهند.

     
    درها شکل‌ها و کاربردهای مختلفی دارند:

    معمولاً خانه‌ها یک در اصلی و یک در پشت‌خونه دارند.
    وقتی در آشپزخانه کار می‌کنیم، درهای کابینت را مدام باز و بسته می‌کنیم.
    درب گاراژ وقتی ماشین می‌خواهد وارد شود یا خارج شود، به سمت بالا و پایین حرکت می‌کند.
    هر ماشین هم درهایی دارد که با باز کردنشان می‌شود داخل آن رفت.
    روی در یخچال معمولاً جاهایی هست که می‌توان مواد غذایی را در آن نگهداری کرد.
    در ساختمان‌های بزرگ هم معمولاً از درهای گردان استفاده می‌شود.

     
    عبارت‌های رایج زیادی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “در” استفاده شده:

    **در را نگه دار.** (یعنی اجازه نده در بسته شود.)
    **بگذار در را بهت نشان بدهم.** (معمولاً وقتی می‌گویند که می‌خواهند مهمان را تا دم در بدرقه کنند.)
    **می‌توانم تو را تا در همراهی کنم.** (همان معنی بالا را می‌دهد.)
    **مهم است که “پایت را لای در بگذاری”.** (یعنی یک شغل یا موقعیت ساده را بپذیری تا بعداً فرصت‌های بهتری برایت پیش بیاید.)
    **”نگذار در موقع رفتن بهت بخورد!”** (این را با طعنه به کسی می‌گویند که از جمع یا جایگاهی خارج می‌شود و دیگران از رفتنش خوشحال هستند.)
    **یک مدرک دانشگاهی می‌تواند “درها را به روی تو باز کند”.** (یعنی فرصت‌های جدیدی برایت ایجاد کند.)
    **ما یک “سیاست در باز” داریم.** (یعنی همیشه آمادهٔ شنیدن حرف‌ها و پیشنهادهای تازه هستیم.)
    **”در همیشه باز است”.** (یعنی من همیشه برای صحبت کردن یا دیدار در دسترس هستم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Dot به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک نقطه، شکلی ساده و معمولاً گرد است که گاهی برای تزئین هم از آن استفاده می‌شود.
    وقتی از نقطه‌ها برای طراحی روی پارچه و لباس استفاده می‌کنند، به آن‌ها “خال‌خالی” می‌گویند. طرح خال‌خالی یکی از طرح‌های محبوب و پرطرفدار است.

    این لباس، طرح خال‌خالی دارد.
    این کراوات هم نقش خال‌خالی دارد.

     
    از نقطه به عنوان یک علامت در نوشتن و ریاضیات هم استفاده می‌شود.

    وقتی حروف i و j را به صورت کوچک می‌نویسیم، باید نقطه بالای آن‌ها را بگذاریم.
    در زبان آلمانی، علامت “اوماتلوت” شبیه دو نقطه است که روی برخی حروف صدادار قرار می‌گیرد.
    علامت اعشار نیز به شکل یک نقطه است.
    روی تاس‌ها هم نقطه وجود دارد. این نقطه‌ها نشان‌دهنده عدد هستند.

    همچنین، کلمه “dot” وقتی به کار می‌رود که آدرس یک وب‌سایت را می‌دهیم.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Double به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Double به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Double به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو برابر کردن یعنی چیزی را دو برابر بیشتر کنیم:

    جیم سرمایه‌اش را دو برابر کرد. او با ۳۰۰۰ دلار شروع کرد و در نهایت به ۶۰۰۰ دلار رسید.
    کارهای ساختمانی روی بزرگراه، زمان رفت‌وآمد ناتالیا را از ۲۰ دقیقه به ۴۰ دقیقه افزایش داد.
    به لطف یک سیستم کامپیوتری جدید، شرکت میزان کارایی کارکنانش را دو برابر کرده است.
    وقتی گونتر برای پذیرش یک شغل جدید به مینیاپولیس نقل مکان کرد، حقوقش دو برابر شد.

    عبارت‌ها و استفاده‌های رایج زیادی برای کلمه “double” وجود دارد.

    من باید این کار را خیلی سریع انجام دهم.
    پلیس تلاش خود برای دستگیری آدم‌رباها را بسیار افزایش داده است.
    دیوید اورتیز یک ضربه دوگانه به سمت چپ زمین زد. (در بیسبال، این نوع ضربه به بازیکن اجازه می‌دهد به پایه دوم برسد.)
    زنجیر کلید سارا کار چراغ قوه را هم انجام می‌دهد.
    اتاق هتل یک تخت دونفره دارد.
    یک بازیکن بلک‌جک شرط خود را دو برابر کرد و همه پولش را از دست داد.
    مرد از شدت درد به حالت خمیده درآمد.
    دوقلوهای همسان در نگاه اول باعث شدند فکر کنم دارم دو تا می‌بینم.
    نمی‌توانم زیاد بمانم چون ماشینم دوبل پارک کرده‌ام.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Doubt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Doubt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Doubt به فارسی با مثالهای کاربردی

    خیلی از زبان‌آموزان که آنلاین انگلیسی یاد می‌گیرند، درباره گرامر یا تلفظ کلمه “doubt” (یعنی تردید داشتن) سوال دارند. وقتی شما “have a doubt” می‌گویید، یعنی درباره چیزی مطمئن نیستید یا فکر نمی‌کنید که آن چیز درست باشد:

    Jennifer has her doubts about her daughter’s decision to get married.
    The teacher has some doubts about the new textbook she’s using.
    This is, without a doubt, the best pie you have ever made.
    There’s no doubt about it–this company is going to have a large profit this year.

    جنیفر در مورد تصمیم دخترش برای ازدواج تردید دارد.
    معلم در مورد کتاب درسی جدیدی که استفاده می کند تردید دارد.
    این بدون شک بهترین پایی است که تا به حال درست کرده اید.
    هیچ شکی در آن وجود ندارد – این شرکت در سال جاری سود زیادی خواهد داشت.

     
    کلمه “doubt” معمولاً به صورت یک فعل هم به کار می‌رود:

    Tom doubts his ability to fix his own car; that’s why he takes it to a mechanic.
    The tellers at the bank doubted the identity of a customer, so they asked him for some I.D.
    I’ll never doubt you again!
    I’m sorry I doubted you.

    تام به توانایی خودش برای تعمیر ماشینش اطمینان ندارد. به همین خاطر است که ماشین را به مکانیک می‌برد.
    کارمندان بانک به هویت یک مشتری شک کردند، برای همین از او کارت شناسایی خواستند.
    دیگر هیچ وقت به تو شک نمی‌کنم!
    متأسفم که به تو شک کردم.

     
    یک نکته مهم: حرف “b” در کلمه “doubt” خوانده نمی‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dough به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dough به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنها درآمد زیادی کسب می‌کنند.
    آنها خمیر درست می‌کنند.

    یکی از این جملات به کسی اشاره دارد که پول زیادی به دست می‌آورد. جمله دیگر در مورد کسی است که مشغول پختن نان است. کدام جمله کدام معنی را می‌دهد؟ کلمه “dough” به معنای “خمیر” است. خمیر، مخلوطی از آرد، آب، نمک و خمیرمایه است که برای پخت نان از آن استفاده می‌شود. اما در زبان محاوره، “dough” به معنای پول نیز به کار می‌رود.

    او سال گذشته در شغلش درآمد زیادی کسب کرد. یکی به من گفت که درآمدش بیش از ۳۰۰,۰۰۰ دلار بوده است. (dough = پول)
    برای درست کردن پیتزا از چه نوع خمیری باید استفاده کنیم؟ (dough = مادۀ اولیۀ نان)
    سارق بانک با مقدار زیادی پول فرار کرد.
    درست کردن خمیر نان کار آسانی است.
    همۀ پس‌اندازشان را در یک حساب بانکی گذاشتند.
    برای نازک کردن خمیر از وردنه استفاده کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Down به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Down به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Down به فارسی با مثالهای کاربردی

    او در حال پایین آمدن از پله‌هاست.
    آنها با قایق در رودخانه در حال حرکت هستند.
    قطار در امتداد ریل به پیش می‌آید.
    آب از دیوارهٔ صخره به پایین سرازیر می‌شود.
    او با اسکیت‌بردش از روی نرده پایین می‌لغزد.
    اجازه نده پولت هدر برود. (هدر رفتن پول مثل این است که آن را دور بریزی؛ یعنی یا داریم آن را بی‌جهت خرج می‌کنیم یا درست از آن استفاده نمی‌کنیم.)
    گاومیش روی زمین دراز کشیده است.
    این بچه‌ها روی برف دراز کشیده‌اند.
    او وارونه است.
    این یکی هم همینطور. این میمون وارونه آویزان شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Downright به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Downright به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Downright به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “downright” یک عبارت ترکیبی است که از دو بخش تشکیل شده و معنی آن شبیه به “خیلی”، “واقعاً” یا “کاملاً” است. استفاده از این کلمه در انگلیسی نسبتاً معمول است.

    او کاملاً عصبانی است. (یعنی خیلی عصبانی است.)
    این مرا واقعاً خشمگین می‌کند.
    دیدن این همه آدم بیمار واقعاً ناراحت‌کننده بود.
    کاملاً ناعادلانه است که بعضی از افراد نسبت به بقیه برتری داشته باشند.
    مردم آن شهر با رای دادن برخلاف منافع خود، واقعاً رفتار بی‌خردانه‌ای دارند.
    آن حرف‌ها کاملاً توهین‌آمیز بود.
    این یک دروغ محض است.
    این کار واقعاً بی‌ادبانه است.
    ملاقات با این همه آدم که به کسب‌وکار ما علاقه دارند، واقعاً هیجان‌انگیز بود.
    بعد از سال‌ها سختی، مری می‌گوید که الآن کاملاً از زندگی‌اش راضی است.
    عملکرد آن بازیکن در زمین واقعاً فوق‌العاده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.