بلاگ

  • معنی کلمه Defeat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Defeat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Defeat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “defeat” به معنای “شکست” است و شباهت زیادی به کلمه “beat” دارد.

    تیم ما به دلیل تلاش بیشتر و همکاری بهتر، حریفش را مغلوب کرد.
    تیم ما برنده رقابت شد.
    جان در دور دوم مسابقه بوکس، رقیبش را از پا درآورد.
    رقیب او در دور دوم مغلوب شد. (این جمله به شکل مجهول و در زمان گذشته نوشته شده است.)
    ارتش قصد داشت به سرعت شورش را خاموش کند، اما موفق نشد.
    شرکت مایکروسافت معمولاً بر رقبایش چیره می‌شود، اما اخیراً در حال از دست دادن جایگاه خود است.

     
    علاوه بر این، می‌توانید از “defeat” به عنوان یک اسم نیز استفاده کنید:

    تیم با یک شکست سنگین روبرو شد.
    این شکستی است که هرگز فراموش نخواهند کرد.
    مردم سراسر کشور، اثرات این شکست را حس کردند.
    جالوت در مقابل داوود که کوچک‌جثه اما بسیار باهوش بود، مغلوب شد.

     
    کلمه “defeated” به معنای “شکست‌خورده” نیز به عنوان صفت به کار می‌رود.

    پس از بازگشت تیم شکست‌خورده به شهرشان، استقبال گرمی از آنان نشد.
    کشور مغلوب‌شده، پس از پایان جنگ مجبور شد مرزهای خود را تغییر دهد.
    ماریا این ترم در مدرسه عملکرد خوبی نداشت. او احساس ناکامی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Delete به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delete به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delete به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “delete” به معنای پاک کردن یا حذف کردن چیزی است. این کلمه معمولاً وقتی به کار میرود که بخواهیم چیزی را از بین ببریم، مثلاً وقتی روی رایانه متنی یا فایلی را حذف میکنیم.

    کریس به اشتباه چیزی را در سند پاک کرد.
    اسامی دانشآموزانی که روز اول در کلاس حاضر نبودند، از لیست حضور و غیاب حذف شدند.
    محمد لازم است برخی از اطلاعات رایانهاش را پاک کند.
    برای پاک کردن متن، میتوانید آن را انتخاب کنید و سپس دکمه بازگشت (return) را فشار دهید.
    اگر چیزی را اشتباهی پاک کردید، به منو بروید، روی گزینه «Edit» کلیک کنید و سپس «Undo» را انتخاب کنید.

     
    گاهی هم کلمه “delete” به صورت اسم به کار میرود:

    من اشتباهی دکمه delete را زدم.
    دکمه delete روی این صفحهکلید کجاست؟

     
    همچنین میتوان از “delete” به صورت صفت نیز استفاده کرد:

    برای پاک کردن متن، دکمه delete را فشار دهید.
    میدانید دکمه delete روی گوشی شما کجا قرار دارد؟

    نکته: کلمه “delete” از آن دست کلمههایی است که پس از رواج رایانههای شخصی، بیشتر مورد استفاده قرار گرفت.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Deliberate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deliberate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deliberate به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اقدام «عمدی» به کاری گفته می‌شود که از قبل به آن فکر شده و برنامه‌ریزی شده باشد. یعنی فرد دقیقاً می‌داند چه می‌کند و قصد انجام آن را دارد.

    شهر برای حل مشکل بی‌خانمانی در مرکز شهر، اقداماتی از پیش برنامه‌ریزی شده انجام داد.
    حمله به آن مرد کاملاً عمدی بود.
    پلیس برای کاهش سرعت غیرمجاز در مناطق مسکونی، گام‌های حساب شده‌ای برداشت.

     
    کلمه «deliberate» گاهی به صورت قید نیز به کار می‌رود: deliberately (عمداً).

    شیلا عمداً پای مرد را لگد زد تا توجهش را جلب کند.
    آیا این کار را عمدی انجام دادی یا تصادفی بود؟
    آتشی که در روستا روشن شد، عمدی بود و باعث شد همه مردم برای نجات جان خود فرار کنند.

     
    اگر تلفظ این کلمه را به «deliberate» (با کشیدن صدا) تغییر دهید، از حالت صفت به فعل تبدیل می‌شود. To deliberate به معنای گفت‌وگو و فکر کردن با دیگران درباره یک موضوع است.

    هیئت منصفه چند روز درباره حکم نهایی بحث و تبادل نظر کرد.
    کمی زمان بگذار و با دقت فکر کن، وقتی تصمیم گرفتی به من خبر بده.
    دولت در حال بحث و بررسی است که پول مازاد مالیات چگونه باید خرج شود.

     
    کلمه deliberation (تدبیر / مشورت) یک اسم است:

    یک دوره طولانی و خسته‌کننده از بحث و مشورت، نتیجه خوبی در بر نداشت.
    او عادت دارد قبل از گرفتن هر تصمیمی، زمان زیادی را به فکر کردن و مشورت اختصاص دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Delicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delicate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر یک وسیله به آسانی بشکند یا از موادی ساخته شده باشد که استحکام کمی دارند، می‌توانیم از واژه “ظریف” برای توصیف آن استفاده کنیم. اشیایی مانند شیشه، سرامیک و سفال معمولاً در این دسته قرار می‌گیرند. علاوه بر این، این واژه برای توصیف غذا، افراد، موسیقی و موقعیت‌های مختلف نیز به کار می‌رود.

    باید در برخورد با آن گلدان احتیاط کنید چون بسیار ظریف است.
    گلبرگ‌های آن گل به حدی نازک و حساس بودند که با کوچکترین تماسی ریختند.
    ازدواج تد و نصرا یک موقعیت حساس برای خانواده‌های آن‌ها به وجود آورده است؛ چرا که او کاتولیک و او مسلمان است.
    این دسر مزه‌ای ملایم و لطیف دارد.
    در برخورد با نوزادان باید دقت زیادی به خرج داد زیرا آن‌ها بسیار آسیب‌پذیر هستند و نیاز به مراقبت دقیق دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Delight به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Delight به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Delight به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “delight” به معنای “لذت” است و زمانی به کار می‌رود که چیزی یا کسی باعث شادی و خوشحالی فرد شود. در جمله‌های زیر، این کلمه به صورت فعل استفاده شده است:

    تماشاگران از اجرا بسیار خوشحال شدند. (این جمله به زمان گذشته و به شکل مفعولی ساخته شده است.)
    پدر و مادر دختر، وقتی فهمیدند نمرات عالی او باعث شده در لیست دانش‌آموزان ممتاز مدرسه قرار بگیرد، بسیار خوشحال شدند.
    این موسیقی همه کسانی که آن را می‌شنوند، خوشحال می‌کند.
    این محصول، مصرف‌کنندگان را خوشحال خواهد کرد.

     
    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان اسم استفاده کنید:

    چه لذتی!
    سفر دریایی واقعاً لذت‌بخش بود.
    کار کردن با دانش‌آموزان پرانگیزه چقدر لذتبخش است.
    تماشای آثار پابلو پیکاسو از نزدیک در موزه، تجربه‌ای لذتبخش است.

     
    وقتی بخواهیم از این کلمه به صورت صفت استفاده کنیم، به شکل “delightful” به معنای “لذتبخش” درمی‌آید.

    این پای واقعاً لذیذ و لذتبخش است.
    عصر بسیار دلانگیزی بود.
    مجری به تماشاگران گفت که حضور آنها واقعاً لذتبخش بود.
    صدای خنده کودکان، صدایی شادی‌بخش و دلنشین است.
    تارت توت‌فرنگی و زغال‌اخته واقعاً لذیذ بود.

     
    نکته: کلمه “delight” کمی رسمی‌تر از زبان روزمره است و میزان استفاده از آن به فرد و موقعیت بستگی دارد. شما معمولاً این کلمه یا شکل صفتی آن (“delightful”) را در تبلیغات تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی می‌شنوید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deliver به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deliver به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deliver به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که چیزی را تحویل می‌دهد، آن را به دست فرد دیگری یا به جای دیگری می‌رساند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    deliver

    تحویل دادن

    delivered

    تحویل داده شد

    delivered

    تحویل داده شده

    خوزه با یک کامیون، بسته‌ها را به دست مشتریان می‌رساند.
    کندرا شغلش رساندن نامه‌هاست. او پست‌چی است.
    الکس در یک پیتزافروشی کار می‌کند و پیتزا را به خانه مردم می‌برد. شب گذشته تا ساعت یک بامداد مشغول پیتزارسانی بود.
    مبلمان و وسایل بزرگ خانه باید به آدرس صاحب خانه فرستاده شوند.

    کلمه **”تحویل”** (delivery) یک اسم است.
    یک مرسوله بیرون درِ خانه‌مان است.
    راننده کامیون شرکت، امروز صبح چندین محموله را جابه‌جا کرد.
    یولاندا امروز بعدازظهر منتظر یک محموله است.
    من باید یک مرسوله را دریافت کنم.

    از کلمه **”delivery”** برای زایمان نیز استفاده می‌شود. **”To deliver a baby”** به معنای به دنیا آوردن نوزاد است:
    زایمان این نوزاد کمی سخت بود.
    پس از ده ساعت درد زایمان، مادر دوقلو به دنیا آورد.
    برای اطمینان از یک زایمان موفق، بیش از یک پزشک حاضر بودند.
    دکتر تامپسون بیش از سی سال است که نوزادان را به دنیا می‌آورد.

    چند کاربرد دیگر از کلمه **”deliver”**:
    یک افسر پلیس آمد تا خبر بد را به ما برساند. (یعنی اطلاع‌رسانی کند)
    یک فروشنده از شرکت قول داد که این نرم‌افزار نتایج خوبی خواهد داشت. (یعنی فراهم می‌کند)
    اگر نتیجه‌ی خوبی ارائه ندهی، کارت را از دست می‌دهی. (یعنی کارت را خوب انجام بده)
    مرد به زانو افتاد و از خدا خواست که او را از شر نجات دهد. (یعنی رهایی بخشد)
    دانش‌آموزان در کلاس سخنرانی، روی نحوهی صحبت کردنشان تمرین می‌کنند. (یعنی روی لحن، بلندی صدا، سرعت و حالت بیان کار می‌کنند)
    پیچر (در بیسبال) باید روی نحوهی پرتابش کار کند. (یعنی روشی که توپ را به سمت بتَر پرتاب می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dent به فارسی با مثالهای کاربردی

    فرورفتگی یعنی یک گودی یا فرورونده‌ای کوچک روی یک سطح. در واقع وقتی چیزی به یک سطح صاف فشار وارد کند، ممکن است آن را کمی فرو ببرد و آسیب کوچکی ایجاد کند.

    مثلاً:
    ماشین من یک فرورفتگی دارد.
    روی در، یک فرورفتگی است.
    اون ماشین قدیمی، کلی فرورفتگی روی بدنه‌اش دارد.
    می‌توانید ماشینتان را به یک تعمیرگاه بدنه ببرید تا فرورفتگی‌ها را صاف کنند.
    هزینهٔ درست کردن فرورفتگی گلگیر، هزار دلار شد.
    وقتی این یخچال را خریدیم، به‌خاطر فرورفتگی کوچکی که روی درِ آن بود، تخفیف گرفتیم.
    در پرداخت بدهی‌هایمان، تقریباً هیچ پیشرفتی نداریم. (کلمهٔ “دنت” معمولاً برای نشان دادن پیشرفت در بازپرداخت وام‌ها هم استفاده می‌شود.)

     
    کلمهٔ “dent” به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    یک نفر ماشین من را فرورفته کرد.
    اگر حواس‌تان نباشد کجا ماشین را پارک می‌کنید، ممکن است بدنه‌اش فرورفته شود.
    یک نفر وسیلهٔ سنگینی را روی میز انداخت و سطح آن را فرورفته کرد.
    نمای آلومینیومی خانه به راحتی فرورفته می‌شود.
    سطل‌های زبالهٔ فلزی معمولاً به خاطر ضربه‌های پیاپی، فرورفتگی پیدا می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dental به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dental به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dental به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dental” معمولاً برای توصیف چیزهای مربوط به دندان به کار می‌رود.

    جو لازم بود چند کار روی دندان‌هایش انجام دهد.
    آیا اخیراً کاری روی دندان‌هایت انجام داده‌ای؟
    سلامت دندان‌ها برای تندرستی کلی بدن شما اهمیت زیادی دارد.
    دستیار دندانپزشک به دندانپزشک کمک می‌کند تا درمان بیمار را انجام دهد.
    کسی که می‌خواهد دندانپزشک شود، باید در رشته دندانپزشکی درس بخواند و با تازه‌ترین روش‌های درمان دندان آشنا شود.
    متخصص بهداشت دهان و دندان کسی است که دندان‌های شما را تمیز و براق می‌کند و به سالم ماندن آن‌ها کمک می‌نماید.

     
    گاهی کلمه “dental” به عنوان یک اسم به کار می‌رود؛ مثلاً وقتی صحبت از پوشش بیمه دندانپزشکی است.

    شرکتی که قصد دارد جورج را استخدام کند، به او بیمه درمانی و دندانپزشکی پیشنهاد داده است.
    بیمه من، هزینه‌های پزشکی را پرداخت می‌کند، اما هزینه‌های دندانپزشکی را شامل نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Deny به فارسی با مثالهای کاربردی

    «انکار کردن» به این معنی است که شما وجود چیزی را قبول نداشته باشید یا چیزی را نپذیرید.

    جیم می‌گوید که پول از صندوق برنداشته است. (با این که رئیسش گفته او این کار را کرده، اما جیم منکر این موضوع است.)
    کاترین یک پیشنهاد کاری را قبول نکرد، چون میزان حقوقش کافی نبود.
    بانک، درخواست وام مسکن ما را نپذیرفت.
    در آمریکا، غیرقانونی است که به خاطر جنسیت یا قومیت کسی، به او شغل ندهید.
    ریچارد باور ندارد که گرمایش جهانی وجود دارد. او حتی حاضر نیست احتمال آن را در نظر بگیرد.

     
    معمولاً از فعل «انکار کردن» یا «رد کردن» در حالت مجهول هم استفاده می‌شود:

    درخواست وام سارا از سوی بانک رد شد.
    به آن مرد جوان به خاطر رفتار بدش، آزادی مشروط داده نشد.
    وقتی عبدی کوچک بود، به خاطر شروع جنگ داخلی در کشورش، امکان تحصیل خوب از او گرفته شد.
    اتهام قتل توسط فرد مظنون، رد شد.

     
    اسم این کلمه «انکار» است.

    مارتا پس از تشخیص سرطان، در حالت انکار به سر می‌برد. (او نمی‌پذیرد که تشخیص پزشک درست است.)
    انکار کردنِ وجود تغییرات آب‌وهوایی جهانی، پدیده‌ای خطرناک در میان مردم کشورهای صنعتی — به‌ویژه در ایالات متحده — است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Describe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Describe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Describe به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی جزئیات چیزی را برای کسی توضیح می‌دهید، در واقع دارید آن را توصیف می‌کنید. این کار خیلی شبیه به “گفتن” است.

    سامانتا درباره سفرش به پاریس صحبت کرد. (او از تجربه سفرش به پاریس برای ما گفت.)
    می‌توانی بگویی خانه‌ات چه شکلی است؟
    سخت است که طعم قهوه را برای کسی که تا به حال آن را نچشیده توضیح داد.
    یک صفت، چگونگی یک اسم را نشان می‌دهد.
    یک قید، چگونگی انجام یک فعل، یا ویژگی یک صفت یا قید دیگر را بیان می‌کند.
    زیبایی دریاچه امروز آنقدر زیاد است که با کلمات نمی‌توان آن را بیان کرد.
    او چهره مهاجمش را برای پلیسی توصیف کرد که سپس صورت آن مرد را کشید.

     
    وقتی بخواهیم از describe به صورت اسم استفاده کنیم، به description تبدیل می‌شود:

    او توضیحاتی درباره فرد مهاجم به پلیس ارائه داد.
    این کتاب، تصویر خوبی از ظاهر استان کبک در تابستان را به تصویر می‌کشد.
    به فروشنده بگو چه چیزی می‌خواهی تا بتواند کمکت کند تا آن را پیدا کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.