بلاگ

  • معنی کلمه Debt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Debt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Debt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “debt” به معنای بدهی است و به پولی گفته می‌شود که فردی از دیگری قرض می‌گیرد و باید در آینده آن را پس بدهد. نکته جالب در مورد این کلمه این است که حرف “b” در آن نوشته می‌شود اما هنگام تلفظ، خوانده نمی‌شود. در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از این کلمه را می‌بینید:

    راجر مقدار زیادی بدهی دارد.
    در حال حاضر چاندرا و تیم بدهی بسیار کمی دارند. (آنها معمولاً از کارت‌های اعتباری استفاده نمی‌کنند و بیشتر خریدهایشان را با پول نقد انجام می‌دهند.)
    بعضی از افراد نگران هستند که بدهی زیادی روی دوششان بیفتد.
    در آمریکا، وام مسکن یکی از رایج‌ترین انواع بدهی به شمار می‌رود.
    کنترل کردن اعتبار و بدهی‌ها، بخش مهمی از مدیریت یک کسب‌وکار کوچک است.
    بدهی ملی آمریکا به چندین تریلیون دلار می‌رسد.
    ما به آتش‌نشانانی که خانه ما را از سوختن نجات دادند، بدهی سپاس‌گزاری داریم. (عبارت “بدهی سپاس‌گزاری” زمانی به کار می‌رود که کسی کاری برایتان کرده باشد و شما بخواهید قدردانی خود را نشان دهید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decade به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decade به فارسی با مثالهای کاربردی

    دهه به یک دوره ده‌ساله گفته می‌شود. این کلمه وقتی درباره زندگی افراد یا رویدادهای تاریخی صحبت می‌کنیم، بسیار کاربردی است.

    من در دهه ۱۹۶۰ به دنیا آمدم. یعنی پنج دهه قبل.
    پاتریشیا در دهه ۱۹۷۰ به دبستان و دبیرستان رفت. این مربوط به چهار دهه گذشته است.
    دهه ۱۹۸۰، دهه‌ای شاد و مفرح بود.
    از سال ۲۰۰۱، یک دهه جنگ و ناآرامی در نقاط مختلف جهان شروع شد.
    بیش از دو دهه است که تیگیست به کشورش، اتیوپی، سفر نکرده است.
    حداقل یک دهه دیگر یا حتی بیشتر زمان لازم است تا انسان بتواند به مریخ سفر کند.
    دهه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم، دهه ۲۰۱۰ است.
    دهه بعدی، دهه ۲۰۲۰ خواهد بود.
    هر ده دهه برابر با یک قرن است. (یک قرن معادل ۱۰۰ سال است.)

     
    عدد رومی برای ۱۰، حرف X است. گاهی اوقات سال‌ها را با اعداد رومی می‌نویسند که شبیه حروف الفبا هستند. مثلاً سال ۲۰۱۶ به صورت MMXVI نوشته می‌شود.
    حرف M نشان‌دهنده ۱۰۰۰ سال است. X برابر با ده سال است. V نشان‌دهنده پنج سال است. I هم نماد یک سال است. اگر همه این‌ها را کنار هم بگذارید، عدد ۲۰۱۶ به دست می‌آید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decay به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی دچار «پوسیدگی» میشود، یعنی از حالت خوب به وضعیت بد میرود. برای جلوگیری از این اتفاق یا نجات آن چیز، باید اقدام کنیم، وگرنه مجبوریم آن را دور بیندازیم. این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار میرود.

    ساختمان‌های قدیمی اگر مرمت نشوند، به تدریج خراب و فرسوده میشوند. (فعل)
    پیشگیری از فرسودگی ساختمان‌های قدیمی، از نظر اقتصادی به صرفه است. (اسم)
    بعضی از محله‌های شهرهای آمریکا به خاطر بی‌توجهی، رو به نابودی رفته‌اند. (این فعل در زمان حال کامل است.)
    محله‌هایی که در حال فرسوده شدن هستند و کسی به فکرشان نیست، برای ساکنانشان دردسرساز میشوند. (در اینجا «در حال فرسوده شدن» نقش صفت دارد.)
    فرسودگی شهری باعث افزایش آمار جرم و جنایت میشود.
    پوسیدگی دندان به ایجاد سوراخ و حفره در آن منجر میشود.
    دندان‌هایی که خیلی پوسیده باشند، شاید لازم باشد کشیده شوند.
    برای اینکه دندان‌هایتان پوسیده نشوند، باید هر روز مسواک بزنید و از نخ دندان استفاده کنید.
    اگر چوب همیشه در معرض آب باشد، ممکن است کمکم پوسیده و فاسد شود.
    برای محافظت از چوب در برابر پوسیدگی، باید آن را خشک نگه داشت و با مواد مخصوصی پوشش داد.
    بعضی قسمت‌های خانه من شروع به خراب شدن کرده و باید تعویض شوند.
    بعضی افراد معتقدند دموکراسی در آمریکا رو به زوال است.
    دموکراسی‌ها وقتی رو به نابودی میروند که مردم به رهبرانشان اجازه میدهند آشکارا دروغ بگویند، تقلب کنند و دزدی کنند.
    آموزش و آگاهی عمومی میتواند مانع از زوال دموکراسی شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “decent” معنایی نزدیک به “خوب” یا “قابل قبول” دارد. از این کلمه برای توصیف رفتار افراد، کیفیت وسایل و همچنین چیزهایی که ارزش یا قیمت مناسبی دارند استفاده می‌شود.

    **مثال‌ها:**
    – به نظر می‌رسد او جوان خوب و قابل احترامی است.
    – آن خانه قدیمی هنوز هم وضعیت قابل قبولی دارد.
    – ما به چند تا وسیله و مبلمان خوب نیاز داریم.
    – او از یک خانواده محترم می‌آید.
    – ایستادن و کمک کردن به آن زن که لاستیک ماشینش پنچر شده، کار درست و پسندیده‌ای بود.
    – مردم ایالت آیووا به این معروف هستند که راستگو، مهربان، خوش‌رفتار و پرکار هستند.
    – بسیاری از مهاجران برای پیدا کردن شغلی با درآمد خوب به آمریکا می‌روند.
    – کار کردن به عنوان یک برقکار می‌تواند زندگی خوبی برایتان فراهم کند.
    – سوفیا از شغلش درآمد مناسبی به دست می‌آورد.
    – به جای خرید یک ماشین نو، برای خودت یک ماشین دست‌دومِ خوب و مناسب بخر.

     
    گاهی اوقات از این کلمه برای اشاره به این که فرد لباس پوشیده است یا نه استفاده می‌شود.

    – می‌تونم بیام داخل؟ حالت مناسب است؟ (یعنی: لباس پوشیده‌ای؟)
    – وارد نشو! من آماده نیستم. (یعنی: لباس کامل به تن ندارم.)

     
    کلمه مقابل آن، “indecent” است که برای اشاره به رفتار زشت یا ناپسند به کار می‌رود.

    – یک گزارشگر تلویزیون بعد از پخش یک حرف زشت و ناپسند از کار اخراج شد.
    – آن مرد عجیبی که در ساختمان ما زندگی می‌کرد، به خاطر “برهنگی در ملاء عام” دستگیر شد. (یعنی در جمع و بدون لباس ظاهر شده بود. این کار در تمام ایالات متحده غیرقانونی است.)

     
    مراقب باشید که کلمه “decent” را با کلمه “descent” که به معنای “پایین آمدن” یا “نزول” است اشتباه نگیرید. کلمه “descent” یک اسم است و برای اشاره به جهت رو به پایین استفاده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Decide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decide به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decide به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در ذهن خود برای کاری برنامه‌ریزی می‌کنید، از کلمه «تصمیم گرفتن» استفاده می‌کنید. یعنی می‌خواهید کاری را انجام دهید یا انجام ندهید. این کلمه بیشتر مواقع به شکل گذشته به کار می‌رود:

    الف: در مورد آن شغل چه تصمیمی گرفتی؟
    ب: تصمیم گرفتم آن را بپذیرم.

    توجه کنید که بعد از «تصمیم گرفتن» معمولاً یک مصدر (مانند انجام دادن، پذیرفتن) می‌آید.

    لانا تصمیم گرفت یک گوشی تلفن جدید بخرد.
    ما تصمیم گرفتیم به تگزاس نقل مکان کنیم.
    تو تصمیم گرفتی انگلیسی یاد بگیری.
    جرمی تصمیم گرفته با آن پسرهای دیگر بازی نکند.

    وقتی کسی هنوز تصمیمی نگرفته است، معمولاً از کلمه «هنوز» استفاده می‌شود:

    هلن هنوز در مورد رنگ تصمیم نگرفته.
    شرکت هنوز تصمیم نگرفته کدام ساختمان را بخرد.
    معلم هنوز تصمیم نگرفته چه تنبیهی برای دانش‌آموزان بی‌انضباط در نظر بگیرد.

    همچنین توجه کنید که حرف اضافه «روی» (on) معمولاً با «تصمیم گرفتن» همراه می‌آید.

    نمی‌توانم تصمیم بگیرم کدام پیراهن را بخرم.
    آیا در مورد دانشگاه تصمیم گرفتی؟
    آنها چه زمانی در مورد محل عروسی‌شان تصمیم می‌گیرند؟
    آیا او بالاخره تصمیم می‌گیرد کدام ماشین را بخرد؟

    اسم «decide» در انگلیسی به صورت «decision» به معنای «تصمیم» است.

    تصمیم‌گیری برای او سخت است.
    این یک تصمیم آسان است.
    تصمیم تو چیست؟ می‌مانی یا می‌روی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deck به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Deck به فارسی با مثالهای کاربردی

    عرشه یا همان «دک» یک سکو یا سطح بلند است که افراد می‌توانند روی آن در فضای بیرون خانه بنشینند و استراحت کنند یا روی قایق از آن استفاده کنند.
    معمولاً صاحبان خانه برای عرشه‌ی بیرون، مبلمان مخصوص می‌خرند؛ مثل صندلی و یک چتر بزرگ.
    در کشتی‌ها هم عرشه وجود دارد که مسافران روی آن می‌ایستند و به دریا نگاه می‌کنند.
    بعضی از مسافران که صبح‌ها زود بیدار می‌شوند، روی عرشه کشتی ورزش می‌کنند.
    علاوه بر این، مجموعه کارت‌های بازی هم یک «دک» نامیده می‌شود. هر دسته کارت معمولاً ۵۲ عدد کارت دارد.

    در ادامه چند عبارت رایج که در آن‌ها از کلمه «deck» استفاده شده، آورده شده است:

    چه کسی روی عرشه است؟ (یعنی: نوبت به کی رسیده؟)
    همه دست‌ها روی عرشه. (یعنی: همه باید کمک کنند و آماده باشند.)
    او با یک دسته کارت کامل بازی نمی‌کند. (یعنی: او از نظر ذهنی مشکل دارد.)
    عرشه به نفع او چیده شده. (یعنی: شرایط به نفع اوست.)
    عرشه را بزن! (یعنی: خودت را به زمین بینداز! خطر نزدیک است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decorate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decorate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decorate به فارسی با مثالهای کاربردی

    تزئین کردن، یعنی تغییر ظاهر یک وسیله یا یک فضا تا زیباتر به نظر برسد. این کار بیشتر برای اتاق‌ها، خانه‌ها و ساختمان‌ها انجام می‌شود.

    رنه دوست دارد خانه‌اش را برای کریسمس تزئین کند.
    لیندا برای زیبا کردن اتاق نشیمنش، تعداد زیادی وسیله‌ی عتیقه خرید.*
    معمولاً زنان کار تزئین خانه را انجام می‌دهند، ولی بعضی از آقایان هم این کار را دوست دارند. (در این جمله از “تزئین کردن” به شکل مصدر با “ing” استفاده شده.)
    آیا شما هم دوست دارید خانه‌تان را تزئین کنید؟
    آن‌ها درختشان را با چراغ و تزئینات آویزان کردند.

    * عتیقه: یک شیء قدیمی که معمولاً باارزش است.

    کلمه‌ی “دکوراسیون” یک اسم است:

    لطفاً از آن استفاده نکن. این فقط یک وسیله‌ی تزئینی است.
    جنیفر در انتخاب دکوراسیون برای خانه‌اش بسیار مهارت دارد.

    به کسی که شغلش تزئین کردن خانه و فضاهای داخلی است، “دکوراتور داخلی” می‌گویند.

    برایان به عنوان یک دکوراتور داخلی کار می‌کند.
    دکوراتور داخلی رنگ‌های طلایی و سبز را برای تزئین اتاق کنفرانس انتخاب کرد.
    آن‌ها یک دکوراتور داخلی استخدام کردند تا در انتخاب مبلمان، پرده، رنگ دیوار و کاغذدیواری خانه به آن‌ها کمک کند.

    کلمه‌ی “تزئینی” یک صفت است:

    یک بشقاب بزرگ تزئینی پر از میوه در لابی هتل قرار دارد.
    چراغ‌های تزئینی، خیابان‌های شهر را روشن و درخشان می‌کنند.
    شاترهای این خانه باز و بسته نمی‌شوند. آن‌ها فقط جنبه‌ی تزئینی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decrease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decrease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decrease به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی کم می‌شود یا پایین می‌آید، می‌گوییم «کاهش» پیدا کرده است.
    در جمله‌های زیر، می‌توانید ببینید که چطور از کلمهٔ «decrease» به عنوان یک فعل استفاده می‌شود:

    – دمای هوا در یک ساعت گذشته چند درجه کمتر شده است.
    – میزان فروش آن فروشگاه در حال کم شدن است.
    – نرخ سود بانکی در حال پایین آمدن است.
    – تعداد دانش‌آموزان آن مدرعه کم شده است.
    – شرکت باید فشار کاری که به کارکنان وارد می‌کند، کم کند.

    در جمله‌های زیر «decrease» به معنای «کاهش» به عنوان اسم به کار رفته است:

    – کاهش دما رخ داده است.
    – ما متوجه کاهش حضور او شدیم.
    – اگر از حجم ترافیک کاسته شود، دولت لازم نیست در این منطقه یک جادهٔ جدید بسازد.
    – پلیس می‌گوید کاهش جرم و جنایت نتیجهٔ تلاش آن‌ها برای جمع‌آوری اسلحه از خیابان‌ها است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dedicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dedicate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dedicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    تعهد کردن به این معنی است که خودتان را با تمام وجود وقف یک هدف، یک فرد یا یک گروه کنید. وقتی کسی برای موفقیت در کاری، از وقت و انرژی خود می‌گذرد، در واقع دارد فداکاری می‌کند.

    شارون وقت زیادی را برای درس خواندن می‌گذارد.
    او دانش‌آموزی متعهد است.
    او تمام تلاشش را می‌کند تا دکتر شود.
    اندرو خودش را وقف شغل نظامی کرد.
    او زندگی‌اش را به کشورش تقدیم کرد.
    او یک سرباز فداکار بود.
    بسیاری از آمریکایی‌ها زندگی خود را صرف خدمت به کشورشان می‌کنند.
    یک پدر یا مادر باید خود را وقف فرزندانش کند.
    یک معلم باید به شاگردانش متعهد باشد.
    یک سیاستمدار باید به مردمی که به او رأی داده‌اند، وفادار باشد.

     
    کلمه‌ی «تعهد» یک اسم است و به حالت فداکاری و وقف کردن اشاره دارد:

    تعهد شارون به درس‌خواندنش در آینده نتیجه خواهد داد.
    برای اینکه یک ورزشکار خوب باشید، نیاز به گذشت و تلاش زیاد برای بهتر شدن دارید.
    فداکاری آن مرد جوان واقعاً قابل تحسین بود.
    میزان تعهد شما به کارتان چقدر است؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Deep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deep به فارسی با مثالهای کاربردی

    منطقه‌ای که بسیار پایین‌تر از سطح یا بالای چیزی قرار دارد، «عمیق» نامیده می‌شود. کلمه «عمیق» معمولاً در مقابل «کم‌عمق» به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – بعضی از ماهی‌ها در اعماق آب و بسیار پایین‌تر از سطح دریا زندگی می‌کنند.
    – روی سطح کره ماه، دهانه‌های عمیق زیادی دیده می‌شود.
    – وقتی رنا بچه‌هایش را به ساحل برد، آن‌ها چاله‌های عمیقی در شن‌ها کندند.
    – عمق آب در آن ساحل، فقط به اندازه چند قدم بود.
    – پس از یک طوفان برف سنگین، در بعضی نقاط، برف تا عمق سه پایی انباشته شد.
    – یک پسر کوچک بریدگی عمیقی روی دستش برداشته بود، برای همین او را به درمانگاه بردند و پزشک زخمش را بخیه زد.

    گاهی هم از کلمه «عمیق» برای نشان‌دادن شدت یا قدرت چیزی استفاده می‌کنیم. در این حالت، معنایی نزدیک به «واقعاً» یا «بسیار» دارد.

    مثلاً:
    – آن‌ها عمیقاً درگیر بدهی هستند. (یعنی واقعاً بدهی دارند.)
    – مردم شهر اسپرینگفیلد، باوری عمیق و راسخ به آینده شهرشان دارند. (یعنی آن‌ها بسیار به شهرشان ایمان دارند.)
    – جو پس از اینکه مشخص شد از شرکتش دزدی کرده، در وضعیت بسیار بدی قرار گرفت. (عبارت «در آب عمیق بودن» به معنای «در مشکل جدی بودن» است.)
    – کریستینا چشمانی آبی و پررنگ دارد.
    – دن صدایی بم و عمیق دارد. (صدای عمیق یعنی صدای کمسنگ و بم.)
    – آن مرد پس از یک روز کاری سخت، به خوابی سنگین و عمیق فرو رفت.
    – او رازهای بسیار پنهان و شخصی‌ای دارد که با کسی در میان نمی‌گذارد.
    – ما از بحران مالی که مدرسه ما را تحت تأثیر قرار داده، بسیار نگرانیم.
    – آن دو جوان، به طرز عمیقی عاشق یکدیگر هستند. (در دو مثال آخر، از کلمه «عمیقاً» به صورت قیدی استفاده شده است.)

    علاوه بر اینها، از کلمه «عمیق» برای توصیف چیزهای پیچیده یا پرمعنی نیز استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    – استاد فلسفه‌مان، فردی است که افکار بسیار ژرف و عمیقی دارد.
    – او اکنون در افکار خود غرق شده است.
    – دانش‌آموزان از کشف معانی پنهان و عمیقِ موجود در آن شعر، بسیار هیجان‌زده شدند.
    – حرفش خیلی عمیق بود. (یعنی حرفش پیچیده و پرمعنا بود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.