بلاگ

  • معنی کلمه Dash به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dash به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dash به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dash” معانی و کاربردهای مختلفی دارد.

    گاهی منظور از dash یک دویدن کوتاه و سریع است:

    * رنه امروز در کلاس ورزش، مسابقه دو ۱۰۰ متر را دوید. (منظور از dash گاهی یک مسابقه دو کوتاه است.)
    * راجر برای برنده شدن بازی، به سرعت به سمت خط دروازه دوید.
    * به محض اینکه در باز شد، گربه به سرعت به سمت حیاط خلوت دوید.
    * هلن به بچه‌هایش گفت وقتی به پارک رسیدند، خیلی سریع فرار نکنند. قرار بود همه اول با هم غذا بخورند. (در این جمله dash به عنوان فعل به کار رفته و به معنای حرکت ناگهانی و سریع است.)
    * سورتمه با سرعت از میان برف می‌گذرد.
    * به این سوپ کمی نمک نیاز است. (در اینجا dash به معنای مقدار بسیار کم است و معمولاً در دستورهای آشپزی از آن استفاده می‌شود.)
    * اضافه کردن کمی فلفل کاین، طعم گوشت را بهتر می‌کند.

     
    علاوه بر این، dash یک علامت نگارشی است که برای وصل کردن کلمات و اعداد به کار می‌رود. این علامت شبیه یک خط کوتاه است.

    * خانه تحت نظارت ۲۴ ساعته قرار دارد.
    * او یک کت و شلوار سفارشی به تن کرده.
    * این راه‌حل، یک اندازه نیست که برای همه مناسب باشد.

     
    کلمه “dash” شکل کوتاه‌شده “dashboard” (داشبورد) نیز هست. داشبورد قسمتی در خودرو است که صفحه‌های نمایش، ابزارها و فرمان در آنجا قرار گرفته‌اند. امروزه از کلمه “dash” برای اشاره به صفحه اصلی یک وب‌سایت یا برنامه نیز استفاده می‌شود که در آن می‌توان تنظیمات را تغییر داد یا اطلاعات شخصی را دید.

    * اولین صفحه‌ای که در آن وب‌سایت بازدید می‌کنم، داشبورد است چون جدیدترین به‌روزرسانی‌ها و پیشنهادها را نشان می‌دهد.
    * برای نشان دادن اینکه هزینه پارکینگ را پرداخت کرده‌اید، رسید را روی داشبورد خودرو بگذارید.
    * روی داشبورد گرد و خاک زیادی نشسته است و باید تمیز شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Date به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Date به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Date به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای مشخص کردن روز و ماه از کلمه “تاریخ” استفاده می‌کنیم:
    امروز تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۲۴ است.
    این کلمه در صحبت درباره برنامه‌ها و زمان‌بندی بسیار کاربرد دارد:

    ما باید تاریخ جلسه بعدی را مشخص کنیم.
    تاریخ مراسم عروسی برای ماه ژوئن تنظیم شده است.
    آنها هنوز برای برنامه خود تاریخی انتخاب نکرده‌اند.
    تاریخ تولد شما چه روزی است؟

     
    همچنین می‌توان از این کلمه برای اشاره به چیزهای قدیمی استفاده کرد:

    لباس‌های او بسیار از مد افتاده به نظر می‌رسد.
    این لباس دیگر مد روز نیست.
    این موسیقی متعلق به دهه ۱۹۵۰ میلادی است.
    مجموعه صفحه‌های بیل کمی قدیمی شده است.
    شاید با گفتن این جمله سنم مشخص شود، اما یادم می‌آید این آهنگ را در دوران کودکی شنیدم.

     
    برای اشاره به چیزهای جدید یا اصلاح شده، از عبارت “به روز” استفاده می‌کنیم:

    همه پرونده‌های تجاری ما به روز هستند.
    پلیس گزارش کاملاً جدیدی از اتفاقات صحنه جرم ارائه داد.
    این وب‌سایت هر روز به روزرسانی می‌شود.

     
    کاربرد دیگر کلمه “تاریخ” برای اشاره به ملاقات با دیگران است:

    سیندی و داگ با هم در ارتباط هستند. (این یک رابطه عاشقانه است)
    سیندی و داگ امشب با هم قرار بیرون دارند.
    فیل روز چهارشنبه برای بازی گلف برنامه ریزی کرده است.
    هفته آینده به دندانپزشک مراجعه دارم.

     
    آخرین نکته درباره کلمه “تاریخ” این است که این کلمه به یک میوه خوراکی اشاره دارد که در برخی مناطق اروپا و خاورمیانه پرورش می‌یابد:

    آیا خرما دوست دارید؟
    خرما طعم بسیار شیرینی دارد.
    خرما منبع غنی از فیبر است.
    بسیاری از افراد از خوردن خرما به صورت خشک شده لذت می‌برند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dawn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dawn به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dawn به فارسی با مثالهای کاربردی

    سپیده‌دم، به زمانی از روز گفته می‌شود که دقیقاً قبل از طلوع آفتاب قرار دارد. در این زمان، با نزدیک شدن خورشید به افق، نوری ملایم در آسمان پخش می‌شود.

    من دوست دارم قبل از سپیده‌دم از خواب بیدار شوم. (توجه کنید که استفاده از “the” قبل از “سپیده‌دم” لازم نیست.)
    آیا شما هم هنگام سپیده‌دم بیدار می‌شوید؟
    برای بعضی از افراد، بهترین بخش روز با سپیده‌دم آغاز می‌شود.
    مردم مسلمان، اولین نماز خود را در زمان سپیده‌دم می‌خوانند.
    در مناطق روستایی و مزرعه‌ها، می‌توانید صدای خروس‌ها را دقیقاً قبل از سپیده‌دم یا در حین آن بشنوید.
    آسمان از غروب تا سپیده‌دم تاریک است. (غروب، زمانی است پس از فرورفتن خورشید در افق، اما هنوز کمی روشنایی در آسمان وجود دارد.)
    آسمان از سپیده‌دم تا غروب روشن است.
    در مناطق شمالی، سپیده‌دم در زمستان دیرتر و در تابستان زودتر فرا می‌رسد.
    تاریک‌ترین لحظات، دقیقاً قبل از سپیده‌دم است. (این یک بیان رایج است و معنایش این است که گاهی اوقات، دقیقاً قبل از یک رویداد خوب یا یک احساس مثبت، فرد ممکن است ناامیدی یا نگرشی منفی را تجربه کند.)

     
    وقتی کلمه “سپیده‌دم” به عنوان فعل استفاده می‌شود، به این معنی است که فردی ناگهان چیزی را درک می‌کند یا به فهم جدیدی می‌رسد. این کاربرد، یکی از موارد رایج در زبان انگلیسی است.

    تازه دارد برایم روشن می‌شود که… (چیزی که فرد متوجه می‌شود، در این قسمت بیان می‌شود.)
    تازه متوجه شدم که بعضی از درختان حیاط پشتی خانه‌مان، بیش از حد بزرگ شده‌اند و ممکن است به خانه آسیب بزنند.
    فکر ازدواج، ناگهان به ذهن آن مرد جوان خطور کرد که از تنها بودن خسته شده بود.
    وقتی سیندی فهمید که شغلش به جایی نمی‌رسد، شروع به جستجوی کار جدیدی کرد.
    همه مردم منطقه تازه متوجه شدند که باید یک مرکز جدید برای سالمندان ساکن در آنجا بسازند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Day به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Day به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Day به فارسی با مثالهای کاربردی

    روز به مدت زمانی ۲۴ ساعته گفته می‌شود که برای سنجش گذر زمان به کار می‌رود. همچنین این واژه به فاصله‌ی بین طلوع تا غروب آفتاب نیز اشاره دارد.

    امروز چه روزی است؟ امروز یکشنبه است.
    به نظر می‌رسد روز خوبی در پیش باشد.
    در طول روز معمولاً چه کار می‌کنید؟
    امیدوارم روز خوبی داشته باشید.
    چند روز در هفته به سر کار یا مدرسه می‌روید؟
    یک روز ۲۴ ساعت است.
    یک هفته هفت روز دارد.
    یک سال ۳۶۵ روز است.
    روز بعد از امروز، فردا نام دارد.
    با طلوع خورشید، شب به روز تبدیل می‌شود.
    در وقت غروب، روز به شب تغییر می‌کند.

    عبارات زیادی هستند که در آن‌ها از کلمهٔ «روز» استفاده شده است.

    فردا روز دیگری است. (می‌توانیم بعداً دوباره ادامه دهیم.)
    بهتر است کار امروز را تمام کنیم. (یعنی دیگر کار نکنیم.)
    بیایید کار امروز را تمام کنیم. (یعنی دست از کار بکشیم.)
    گاهی وقتِ یک روز هم کم است. (یعنی وقت کافی برای انجام همه کارها نیست.)
    هر کسی یک روزی روزش می‌شود. (همه در زندگی روزهای خوب را تجربه می‌کنند.)
    مثل روز روشن است. (یعنی کاملاً واضح است.)
    ماشینم سال‌های بهتری را دیده. (یعنی قبلاً وضعیت بهتری داشت.)
    باید قدم‌ها را آهسته برداریم. (یعنی پیشرفت باید تدریجی باشد.)
    روم هم یک روزه ساخته نشد. (یعنی کارهای بزرگ به زمان نیاز دارند.)
    این فکر هرگز عملی نمی‌شود. (یعنی هرگز اجرایی نخواهد شد.)
    آن‌ها، روزهای خوب گذشته بودند. (یعنی خاطرات خوبی از گذشته دارم.)
    ما از همان روز اول آماده خواهیم بود. (روز اول یعنی آغاز یک دوره زمانی.)
    خوردن یک سیب در روز، آدم را از دکتر بی‌نیاز می‌کند. (اگر غذاهای سالم بخورید، کمتر بیمار می‌شوید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه dazzle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه dazzle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه dazzle به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای خیره کردن کسی، باید درخشش، زیبایی یا جذابیت خاصی را به نمایش بگذاری. کلمه‌ی dazzle به عنوان یک فعل به کار می‌رود و dazzling به معنای “خیره‌کننده” یک صفت است.

    رنا لبخندی بسیار درخشان و گیرا دارد.
    او با لبخندش همه را مسحور خود می‌کند.
    بازیکن بسکتبال با سرعت فوق‌العاده‌اش در زمین، تماشاگران را شگفت‌زده کرد.
    او در زمین با حرکات نمایشی و ماهرانه خود همه را حیرت‌زده کرد. (razzle-dazzle به معنای مهارت همراه با نمایش است)
    در کنسرت، نمایشی چشمگیر از استعدادهای موسیقایی به اجرا درآمد.
    تماشاگران از نوازندگی گیتاریست روی صحنه متحیر شدند.
    جواهراتی که روی لباس آن خانم است، واقعاً چشم‌نواز و درخشان هستند.
    آدم نمی‌تواند در برابر جواهرات زیبایی که او پوشیده، مقاومت کند و محو تماشایشان می‌شود.
    ریودوژانیرو شهر بسیار جذاب و دیدنی‌ای است با مکان‌های تفریحی فراوان.
    گردشگران از دیدن سواحل زیبا و مردم خونگرم آن جا شگفت‌زده می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dead به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dead به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dead به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر موجود زنده‌ای که زندگی را متوقف کند، “مرده” نامیده می‌شود. در مقابل “مرده”، کلمه “زنده” قرار دارد.

    آن مرد دیگر زنده نیست. او مرده است.
    یک کلاغ مرده در حیاط جلوی خانه‌ام است.
    قبرستان پر از افرادی است که مرده‌اند.
    باید به مردگان احترام گذاشت. (در این جمله، “مرده” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    پلیس یک جسد در داخل آپارتمان پیدا کرد. آن شخص چند روز بود که مرده بود.

     
    این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. مثلاً وقتی کسی بسیار خسته است، یا وقتی وسیله‌ای کار نمی‌کند، می‌توان از این واژه استفاده کرد.

    ماشینم مرده است. (دیگر کار نمی‌کند.)
    باتری تلفنم تمام شده.
    ترافیک کاملاً از حرکت ایستاد.
    من خستهِ مرده‌ام.
    اگر این کار را به موقع تمام نکنیم، به دردسر بزرگی افتاده‌ایم.
    اوه اوه، کارت تمام است. (یعنی در وضعیت بدی قرار داری.)

     
    واژه “کشنده” معمولاً به عنوان قید استفاده می‌شود، اما گاهی نقش صفت نیز دارد. وقتی چیزی کشنده باشد، می‌تواند باعث مرگ شود.

    آن زن جوان یک سم کشنده نوشید.
    او درباره کارش بسیار جدی است.
    دو دختر نوجوان در آخر هفته در یک سانحه رانندگی مرگبار گرفتار شدند.

     
    علاوه بر این‌ها، کلمه “dead” در ترکیب‌های دیگری نیز استفاده می‌شود:

    “ضرب‌الاجل” به زمان مشخصی گفته می‌شود که یک کار باید حتماً تا آن موقع تمام شود. نمی‌توان از ضرب‌الاجل عبور کرد.
    “بن‌بست” به انتهای یک مسیر گفته می‌شود. در این حالت، یا به خاطر یک مانع نمی‌توان ادامه داد، یا راه دیگری وجود ندارد.
    “بن‌بست” همچنین به موقعیتی گفته می‌شود که فرد نمی‌تواند پیشرفت کند یا وضعیت را بهبود بخشد. وقتی به بن‌بست می‌رسی، باید راه جدیدی را در پیش بگیری.
    مأموران قانون گاهی می‌گویند که می‌خواهند یک فرد خطرناک را به هر شکل ممکن، چه زنده و چه مرده، دستگیر کنند.
    حیوانات شب‌زی در دل شب و هنگامی که هوا کاملاً تاریک و ساکت است، بیرون می‌آیند. (دل شب یعنی نیمه‌شب، وقتی که همه چیز تاریک و آرام است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deaf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deaf به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deaf به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی ناشنوا باشد، به این معنی است که توانایی شنیدن ندارد و این یک ویژگی جسمی است.

    من شخصی را می‌شناسم که از زمان تولد ناشنواست.
    بعضی از افراد با افزایش سن، شنوایی خود را از دست می‌دهند.
    گاهی اوقات، استفاده از سمعک می‌تواند به کسانی که کم‌شنوا یا ناشنوا هستند کمک کند.
    همچنین ممکن است فردی به دلیل شغلی که برای سال‌ها در معرض صداهای بسیار بلند قرار داشته، ناشنوا شود.
    افراد ناشنوا می‌توانند برای صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن از زبان اشاره استفاده کنند.

    گاهی از کلمه “ناشنوا” به صورت اغراق‌آمیز استفاده می‌شود، مثلاً وقتی صدا خیلی بلند است.

    صدای کنسرت آنقدر بلند بود که گوش‌ها را کر کرد.
    حاضران از شدت صدای موسیقی، شنوایی خود را از دست دادند. (در این جمله، “کر شده” یک فعل است.)
    صدای موسیقی را کم کن! گوشت کر می‌شود!
    لازم نیست بلند حرف بزنی، من ناشنوا نیستم.

    عبارت “در گوش ناشنوا افتادن” به این معناست که حرف‌ها یا توصیه‌ها توسط کسی جدی گرفته نمی‌شود و نادیده می‌ماند.

    وقتی در مورد خطرات تغییرات آب‌وهوایی صحبت می‌شود، اطلاعات علمی و آماری برای کسانی که باور ندارند انسان می‌تواند بر آب‌وهوا تأثیر بگذارد، نادیده گرفته می‌شود.
    پزشک به الروی هشدار داد که مراقب وزنش باشد، اما او به این توصیه‌ها توجهی نکرد.
    معلم به دانش‌آموزانش درباره اهمیت درس خواندن توضیح داد، اما حرف‌هایش مورد توجه قرار نگرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deal به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Deal به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه «دیل» (deal) به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به معنای یک توافق یا قرارداد است:

    جو با همسایه‌اش توافق کرد که یک نرده در مرز بین ملکشان بسازند و از آن با هم استفاده کنند.
    دولت آمریکا یک توافقنامه برای پایان دادن به جنگ عراق تنظیم کرد.
    ما روی یک خانه به توافق رسیدیم. (یعنی قرارداد خرید آن را امضا کردیم.)
    مدیران تیم برای خرید چند بازیکن جدید با هم توافق کرده بودند، اما در نهایت قراردادشان لغو شد. (یعنی معامله انجام نشد.)

    همچنین می‌توانید از «دیل» به عنوان اسم استفاده کنید، وقتی چیزی با قیمت مناسب یا تخفیف خوبی فروخته می‌شود:

    یک ماشین با قیمت خیلی خوبی خریدیم.
    الان می‌توانید تلویزیون‌های بزرگ‌ابعاد را با قیمت‌های بسیار مناسب پیدا کنید.
    این رستوران پیشنهاد دو پرس غذا به قیمت یک پرس را دارد. این واقعاً معامله خوبی است.

    اما اگر کلمه «دیل» به عنوان فعل استفاده شود، معانی مختلفی پیدا می‌کند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    deal

    معامله کردن

    dealt

    معامله شد

    dealt

    معامله شده

    در بازی پوکر، به هر بازیکن پنج ورق داده می‌شود. (deal یعنی تقسیم کردن کارت‌ها)

    فکر می‌کنند عقلش کامل نیست. (اگرچه کلمات “deal” و “deck” به بازی ورق مربوط می‌شوند، اما معنای این اصطلاح اشاره به کسی دارد که تا حدی دیوانه است.)

    او نتوانسته است با مرگ همسرش به خوبی کنار بیاید. (deal with یعنی سازگار شدن و مدیریت احساسات)

    یاسمین هر روز باید با مشتریان زیادی سر و کار داشته باشد. (deal with یعنی همکاری کردن و کمک رساندن)

    خوب، مرا هم شریک کن. (این اصطلاح وقتی به کار می‌رود که کسی بخواهد در کاری مشارکت داشته باشد.)

    هوای گرم، ضربه‌ی سختی به برنامه‌های کشاورز وارد کرد. (deal یعنی ایجاد کردن یک موقعیت)

    تاد در حال فروش مواد مخدر دستگیر شد. (deal یعنی فروش مواد مخدر غیرقانونی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dear به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dear به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد کسی صحبت می‌کنید که به شما نزدیک است، می‌توانید از کلمه “عزیز” استفاده کنید.

    همسر عزیزم در آشپپزخانه مشغول درست کردن شام است.
    او دوست بسیار عزیز من است.
    او از گرامی‌ترین دوستانم بود.
    هیچ چیز در دنیا برای من از این عزیزتر نیست.
    این سازمان برای من بسیار ارزشمند و دوست‌داشتنی است.

     
    در موقعیت‌های رسمی و غیررسمی، وقتی مستقیماً خطاب به کسی صحبت می‌کنیم، از “عزیز” استفاده می‌شود.

    آقای اسمیت عزیز: این نامه را در پاسخ به نگرانی‌های شما می‌نویسم. (این یک شروع معمول برای یک نامه رسمی است.)
    مادربزرگ عزیز، چطوری؟ امیدوارم حالت خوب باشد. (این شروع یک نامه به یکی از اعضای خانواده است.)
    حتماً عزیزم، این آخر هفته در کارهای خانه کمکت می‌کنم.
    ممنون که اینقدر دوست‌داشتنی و عزیز هستی! (استفاده از کلمه “عزیز” به عنوان اسم، در گفتار بانوان رایج‌تر است و اگر مردی اینطور صحبت کند، ممکن است حالتی زنانه به نظر برسد.)

     
    کلمه “dearly” که به صورت “عزیزان” یا “عزیز از دست رفته” ترجمه می‌شود، معمولاً در موقعیت‌های رسمی و احساسی مانند مراسم عروسی یا خاکسپاری به کار می‌رود:

    عزیزان عزیز، ما امروز در اینجا گرد هم آمده‌ایم تا در پیوند ازدواج دو نفر که…
    مادر عزیز از دست رفته‌مان، کسی بود که خانواده ما را یکپارچه نگه می‌داشت.

     
    نکته نهایی: کلمه “عزیز” یک عبارت محبت‌آمیز است که برای بیان علاقه و توجه به دیگران استفاده می‌شود. در بسیاری از موقعیت‌ها، معنایی مشابه کلماتی مانند “عزیزم”، “جانم” یا “گلم” دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Death به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Death به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Death به فارسی با مثالهای کاربردی

    پایان زندگی، با مرگ فرا می‌رسد. وقتی موجودی از حرکت و زندگی بازمی‌ایستد، می‌میرد.

    همه انسان‌ها مرگ را تجربه خواهند کرد.
    بسیاری از افراد از مرگ می‌ترسند.
    آیا زندگی پس از مرگ حقیقت دارد؟
    یولاندا در حال کنار آمدن با فقدان مادرش است.
    برای هیچ پدر یا مادری، تحمل مرگ فرزند آسان نیست.
    افراد در سوگ از دست دادن عزیزانشان، اندوه عمیقی را احساس می‌کنند.
    درگذشت خواهرم کاملاً غیرمنتظره بود.
    نبودن پسر سه‌ساله‌اش، سوفیا را به شدت ترساند. (این یک اصطلاح رایج است و به معنی ترس بسیار زیاد است.)
    او وحشت‌زده شده بود.
    مرگ، از موضوعات پرطرفدار در فیلم‌ها، کتاب‌ها و اشعار است.
    مرگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است.
    هیچ چیزی نمی‌تواند از چنگال مرگ بگریزد.

     
    واژه‌ای که برای توصیف حالت مردن به کار می‌رود، “مرده” است.
    کلمه “death” با صدای “ث” بی‌صدا پایان می‌یابد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.