بلاگ

  • معنی کلمه Dabble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dabble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dabble به فارسی با مثالهای کاربردی

    جری به تازگی شروع کرده به کشف هنرهای انتزاعی.
    در زمان دانشگاه، به صورت تفننی و غیرحرفه‌ای تئاتر کار می‌کرد.
    ساندرا کمی در زمینه خرید و فروش ملک فعالیت کرده، اما درآمد چندانی از این راه به دست نیاورده.
    من گاهی غذاهای هندی درست می‌کنم. کار سختی است، اما دیدن ویدیوهای آموزشی در یوتیوب کمک زیادی به من می‌کند.
    بینا به صورت سرگرمی باغبانی می‌کند و سعی دارد سبزیجات مورد نیازش را خودش پرورش دهد.
    معلممان می‌گوید هر از گاهی برای یادگیری زبان اسپانیایی وقت می‌گذارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Daily به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Daily به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Daily به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “daily” به معنی “روزانه” است و برای کارهایی به کار می‌رود که هر روز انجام می‌شوند.

    **مثال‌هایی از نحوه استفاده:**

    * همسایه من هر روز عصر پیاده‌روی می‌کند. (در این جمله، “روزانه” یک صفت است.)
    * او هر روز پیاده‌روی می‌کند. (در این جمله، “روزانه” یک قید است.)
    * باربارا در یک کلاس یوگا شرکت می‌کند که هر روز برگزار می‌شود.
    * او هر روز ورزش می‌کند.
    * دانش‌آموزان هر روز درس‌های خود را مرور می‌کنند.
    * برنامه روزمره آن‌ها به ندرت عوض می‌شود.
    * پلیس هر روز در این محله گشت‌زنی می‌کند.
    * رویدادهای روزانه روی تابلو اعلانات نصب می‌شوند.
    * معلم شما هر روز روی این وب‌سایت کار می‌کند.
    * این وب‌سایت هر روز به‌روزرسانی می‌شود.

     

    کلمه “daily” برای توصیف روزنامه هم به کار می‌رود.

    * آیا شما روزنامه روزانه دریافت می‌کنید؟
    * آیا اخبار روز را پیگیری می‌کنید؟
    * قیمت روزنامه بستگی به روز هفته دارد. روزنامه آخر هفته دو دلار است، اما روزنامه روزهای عادی (یک روزنامه روزانه) یک دلار قیمت دارد. (در این جمله، کلمه “daily” به عنوان یک اسم به جای “newspaper” استفاده شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dairy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dairy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dairy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لبنیات” به محصولاتی گفته می‌شود که از شیر به دست می‌آیند.

    شیر را می‌توانید در قسمت مخصوص لبنیات هر سوپرمارکتی پیدا کنید.
    صنعت تولید لبنیات در ایالت‌های ویسکانسین و مینه‌سوتا بسیار گسترده است، چون تعداد زیادی گاو در این دو منطقه وجود دارد.
    شیر، پنیر، کره، خامه، بستنی و ماست همگی جزو محصولات لبنی هستند.
    اگرچه بیشتر فرآورده‌های لبنی از شیر گاو تولید می‌شوند، اما بزها نیز شیردهی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Damage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Damage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Damage به فارسی با مثالهای کاربردی

    آسیب زدن به معنای کم کردن ارزش یک چیز است. یعنی شرایط اولیه آن به شکلی منفی تغییر کرده است. کلماتی مانند خراب کردن، نابود کردن و از بین بردن معنایی نزدیک به آن دارند.
    واژه damage را می‌توان هم به عنوان اسم، هم فعل و هم صفت به کار برد تا مشکلات بزرگ و کوچک را توصیف کنیم.

    مثال‌ها:
    – ماشین من مقداری آسیب دیده. (اسم)
    – یک نفر به ماشین من آسیب زد. (فعل)
    – چراغ جلوی ماشین من خراب است. (صفت)
    – به همه خسارت‌هایی که طوفان به بار آورده نگاه کن. (اسم)
    – طوفان به چند ساختمان آسیب رساند. (فعل)
    – بعضی ساختمان‌ها آنقدر آسیب دیده‌اند که باید تخریب شوند. (صفت)
    – این مرد به شهرت خودش لطمه زیادی زده. (اسم)
    – او با بی‌دقتی و خودخواهی به آبروی خود آسیب زد. (فعل)
    – جبران یک شهرت آسیب‌دیده سخت است. (صفت)
    – این نیمکت کمی آسیب روی دسته‌اش دارد. (اسم)
    – موقع جابه‌جا کردن، نیمکت آسیب دید. (فعل)
    – بیشتر مردم یاد می‌گیرند با مبلمان آسیب‌دیده کنار بیایند. (صفت)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Damp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Damp به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Damp به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “damp” به معنی “نمدار” یا “مرطوب” است و وجود مقدار کمی رطوبت را نشان می‌دهد. این کلمه معمولاً برای چیزهایی مثل پارچه، زمین و هوا به کار می‌رود و معنایش نزدیک به کلمه “moist” است.

    مثال‌ها:
    – یک حوله نمدار روی جالباسی آویزان است.
    – زمین به خاطر باران دیشب، نمدار است.
    – هوای بیرون پس از باران، مرطوب احساس می‌شد.
    – خانه‌مان به دلیل رطوبت زیاد، نمدار است.
    – در زمستان بیرون رفتن با موهای خیس کار خوبی نیست.
    – موهایش به خاطر باران، نمدار شده است.

    همچنین کلمه “dampen” یک فعل است. “dampen” چیزی معمولاً به معنای خیس کردن آن نیست، بلکه به معنای کم کردن یا کاهش دادن است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dampen

    خیس کردن

    dampened

    مرطوب شد

    dampened

    مرطوب شده

    زن حوله را با آب خنک مرطوب کرد و آن را روی پیشانی خود قرار داد.

    با اکراه باید بگویم که تحقق اهداف سه‌ماهه ما بعید به نظر می‌رسد و این خبر ناامیدکننده‌ای است.

    امیدواری ما برای برگزاری یک مراسم موفق، تحت تأثیر شرایط جوی نامساعد کاهش یافت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dance به فارسی با مثالهای کاربردی

    رقصیدن یعنی حرکت دادن بدن در هماهنگی با موسیقی، یا انجام حرکاتی هدفمند که مفهومی را بیان می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dance

    رقصیدن

    danced

    رقصید

    danced

    رقصیده

    مردم در مراسم عروسی معمولاً می‌رقصند.
    در اتاق بغلی کسی مشغول رقص است.
    سوفیا وقتی تنها در اتاقش است، با موسیقی می‌رقصد.
    گلوریا و جولیو تمام شب را با هم رقصیدند.
    به چه سبک موسیقی ای علاقه داری برقصی؟
    می‌خواهی برقصی؟ (این یک پیشنهاد است.)
    دوست داری با هم برقصیم؟ (این هم یک درخواست برای رقص است.)

    کلمه “رقص” می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود. در این حالت، منظور یک برنامه یا مراسم رقص است. چیزی است که افراد در آن شرکت می‌کنند یا حتی می‌توانند آن را به عنوان یک رشته مطالعه کنند.

    متیو از جنیفر خواست تا با هم به یک مراسم رقص بروند.
    بیشتر دبیرستان‌ها در آمریکا مراسم رقص برگزار می‌کنند.
    مراسم رقص تا ساعت ۱۱ شب ادامه پیدا کرد.
    ادوارد در دانشگاه، رقص مدرن می‌خواند.
    رقص پولکا یک نوع رقص محلی و سنتی است.
    بهاراتا ناتیام یک سبک از رقص کلاسیک هندی به شمار می‌رود.

    کلمه “رقصیدن” می‌تواند به صورت مصدر به کار رود:
    گلوریا و جولیو برای رقص رفتند بیرون.
    آنها دوست دارند آخر هفته‌ها بروند و برقصند.
    رقصیدن یک ورزش مفید و خوب است.

    از کلمه “رقص” معمولاً به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:
    آدری به عنوان یک مدرس رقص کار می‌کند.
    او در یک آموزشگاه رقص کار می‌کند.
    او کلاس‌های رقص می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه نمایید.

  • معنی کلمه Danger به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Danger به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Danger به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی در “خطر” قرار دارد، یعنی در معرض یک اتفاق ناخوشایند یا آسیب‌زا است. ممکن است این آسیب به او برسد یا خیر.

    یولاندا ممکن است شغلش را از دست بدهد.
    روی به دلیل سرطان، در خطر از دست دادن زندگی خود است.
    ماموران پلیس اغلب ممکن است کشته شوند.
    نوجوانانی که با بی‌احتیاطی رانندگی می‌کنند، جان خود را به خطر می‌اندازند.
    همه مردم تقریباً از ضررهای سیگار کشیدن آگاه هستند.
    بعضی افراد از قرار گرفتن در موقعیت‌های خطرناک، احساس هیجان می‌کنند.
    هر روز با خطرات کوچکی روبه‌رو می‌شویم.
    خطرها شکل‌های گوناگونی دارند.

     
    کلمه “خطرناک” یک صفت است:

    اسلحه یک وسیله خطرناک است.
    در زندان‌ها افراد خطرناک نگهداری می‌شوند.
    سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است.
    درگیری‌های نظامی، سربازان را در شرایط خطرناک قرار می‌دهد.
    هم‌اکنون بعضی مناطق عراق و سوریه بسیار ناامن و خطرناک هستند.

     
    کلمه “به طور خطرناک” یک قید است:

    یولاندا به طور نگران‌کننده‌ای نزدیک به از دست دادن شغلش است.
    بنزین خودروی من تقریباً تمام شده و این وضعیت خطرناک است.
    کیک پنیر به طور وسوسه‌انگیزی خوشمزه است. (البته بهتر است در خوردن آن زیاده‌روی نکنید!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dare به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dare به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dare به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dare” به معنی جرأت دادن یا به چالش کشیدن کسی است. این کلمه معمولاً زمانی به کار می‌رود که از کسی می‌خواهیم کاری را انجام دهد که ممکن است خطرناک باشد یا برایش سخت باشد. گاهی اوقات هم این کلمه به صورت یک اصطلاح به کار می‌رود و معنای واقعی کلمات در آن مهم نیست.

    مثال‌ها:
    – تانیا شوهرش را به خوردن تمام پیتزا تشویق کرد.
    – بچه‌ها گاهی در زمین بازی همدیگر را به انجام کارهای خطرناک دعوت می‌کنند.
    – شرکت قصد دارد کارمندانش را به رفتن به اعتصاب ترغیب کند.
    – من تو را به این چالش می‌کشم که بروی پیش آن زن و از او برای قرار ملاقات درخواست کنی.
    – دوستانش او را تشویق کردند که با اسکیت‌برد از رمپ بالا و پایین برود.

    همچنین “dare” می‌تواند به عنوان یک اسم هم استفاده شود:

    – او با یک شرط بندی، با اسکیت‌برد از رمپ بالا و پایین می‌رفت.
    – آن مرد با یک شرط سعی کرد از رودخانه عبور کند، اما جریان آب خیلی قوی بود و غرق شد.
    – کودکان علاقه زیادی به بازی “راستش را بگو یا شجاعت نشان بده” دارند.

    گاهی از این کلمه برای نشان دادن شگفتی یا هشدار استفاده می‌شود:

    – چطور جرأت کردی این کار را بکنی!
    – چطور توانست بچه‌هایش را تنها بگذارد!
    – مبادا این کار را بکنی!

    وقتی این کلمه به صورت صفت درمی‌آید، می‌شود “daring” که به معنی جسورانه است.

    – وقتی هواپیما در اقیانوس فرود آمد، یک عملیات نجات جسورانه با موفقیت انجام شد.
    – این یک اقدام جسورانه بود. (یعنی پرخطر بود)
    – بتمن و رابین به عنوان “دو قهرمان جسور” شناخته می‌شوند.
    – او یک لباس بسیار جسورانه پوشیده است. (در مورد لباس یعنی لباسی که بیش از حد بدن‌نما است یا خیلی غیرمعمول است)

    نکته: به کسی که برای سرگرمی دیگران کارهای خطرناک می‌کند “daredevil” یا ماجراجو می‌گویند. این افراد از کوه‌ها می‌پرند، با موتورسیکلت از حلقه‌های آتش عبور می‌کنند و از ساختمان‌های بلند بالا می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dark به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dark به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dark به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dark” یا “تاریک” نقطه مقابل “light” یا “نور” است. وقتی می‌گوییم جایی تاریک است، یعنی نور کافی در آن وجود ندارد یا اصلاً نوری نیست:

    شما در شهرتان چه ساعتی هوا تاریک می‌شود؟ (یعنی خورشید کی غروب می‌کند؟)
    در ایالت مینه‌سوتا، تابستان‌ها دیروقت و زمستان‌ها زود هوا تاریک می‌شود.
    شب‌ها وقتی چراغ‌ها خاموش است، همه‌جا تاریک می‌شود.
    بعضی از افراد از تاریکی می‌ترسند. (در این جمله “dark” به عنوان یک اسم به کار رفته است: تاریکی.)
    گربه‌ها می‌توانند در تاریکی ببینند.
    آیا تاریکی باعث ناراحتی شما می‌شود؟ (در اینجا هم “darkness” یک اسم است.)

    علاوه بر این، از کلمه “dark” برای توصیف رنگ‌هایی که روشن نیستند نیز استفاده می‌کنیم:

    رنگ قهوه‌ای، یک رنگ تیره محسوب می‌شود.
    قهوه‌ای تیره از قهوه‌ای معمولی تیره‌تر است.
    دوست من گیل، زیاد لباس تیره می‌پوشد. او رنگ‌هایی مثل مشکی، قهوه‌ای، آبی تیره و سبز تیره را بیشتر دوست دارد.
    پوست بیل در تابستان تیره می‌شود، چون وقت زیادی را بیرون از خانه می‌گذراند.

    کلمه “dark” گاهی برای بیان حال و هوای یک موقعیت خاص هم به کار می‌رود. اگر چیزی را “dark” بنامیم، ممکن است خطرناک، ناراحت‌کننده یا ترسناک باشد:

    ایالات متحده پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، روزهای سختی را پشت سر گذاشت.
    فیلمی که دیشب دیدیم بااین‌که خنده‌دار بود، اما حال و هوای تلخی هم داشت. (کمدی تاریک معمولاً دارای مفاهیم پیچیده روانی، طنز تلخ یا صحنه‌های صریح است.)
    مارلون براندو در فیلم “آپوکالیپس نو” نقش یک شخصیت شرور و مرموز را بازی می‌کند.
    دوره “قرون تاریک” در اروپا، زمانی همراه با بیماری‌های واگیر و ناآرامی‌های سیاسی بود.

    “تاریک کردن” به معنای کم‌نور یا تاریک کردن چیزی است. کلمه “Darken” یک فعل است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    darken

    تیره شدن

    darkened

    تاریک شد

    darkened

    تاریک شده

    آسمان پیش از آمدن توفان، تیره و تاریک شد.
    سوزان موهایش را به رنگ قهوه‌ای تیره درمی‌آورد تا موهای سفیدش را پنهان کند.
    حال و هوای رئیس ما، وقتی دید شرکت در سه ماه گذشته چقدر ضرر کرده، گرفته و تیره شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Darling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Darling به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Darling به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “darling” یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که زیبا، بامزه یا دوست‌داشتنی است به کار می‌رود.

    مثال‌ها:
    او یک دختر کوچک بسیار دوست‌داشتنی است.
    آن‌ها یک خانه قشنگ کنار دریاچه خریدند.
    آن فیلم بسیار دلنشین بود.
    این واقعاً زیباست.
    همسر عزیزم برایم یک پای سیب پخت.

    همچنین، کلمه “darling” به عنوان یک کلمه محبت‌آمیز بین افرادی که رابطه عاشقانه دارند نیز استفاده می‌شود. معنای آن شبیه به “عزیزم” یا “حبیبی” است.

    مثال‌ها:
    عزیزم، دوست داری برای شام به کجا برویم؟
    عزیزم، لطفاً در را باز کن.
    او همیشه همسرش را “عزیزم” صدا می‌زند.

    نکته: این کلمه معمولاً بیشتر توسط زنان استفاده می‌شود (البته برخی از مردان نیز ممکن است از آن استفاده کنند).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.