بلاگ

  • معنی کلمه Bright به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bright به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bright به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان موقعیت‌هایی که نور زیادی وجود دارد، می‌توانید از واژه **bright** استفاده کنید:

    امروز هوا خیلی آفتابی است. او به عینک آفتابی‌اش نیاز دارد.
    دفتر من در طول روز پر از نور است.
    ما آشپزخانه‌مان را زردِ روشن رنگ کردیم.
    اگر نور چراغ‌ها زیاد است، می‌توانید آن را کم کنید.

    همچنین، از **bright** برای توصیف افراد باهوش نیز استفاده می‌شود:

    ژاک مرد جوان باهوشی است. همیشه در حال خلق ایده‌های جدید است.
    دانش‌آموزان کلاس ما ایده‌های هوشمندانه‌ای برای مقابله با گرمایش جهانی ارائه کردند.
    کارکنان آن شرکت بسیار بااستعداد هستند. آن‌ها محصولات جدید زیادی اختراع کرده‌اند.
    شما آینده‌ی درخشانی در پیش دارید. (منظور از “آینده روشن”، آینده‌ای خوب و موفق است. این عبارت معمولاً برای جوانان بااستعداد به کار می‌رود.)

    گاهی **bright** به صورت طعنه‌آمیز و برای بیان برعکس معنای واقعی آن استفاده می‌شود:

    چه عالی بود! (در واقع کار عاقلانه‌ای نبود.)
    چه فکر نابی! (یعنی ایده‌ی بدی بود.)
    باز هم از این فکرهای نورانی داری؟ (یعنی ایده‌ی قبلی‌ات جواب نداد.)

    کلمه‌ی **brighten** نیز یک فعل است و به معنای روشن‌تر کردن رنگ چیزی یا افزایش نور یک محیط است:

    نور خورشید که از پنجره می‌تابد، تمام اتاق را روشن می‌کند.
    می‌توانید با نوارهای سفیدکننده، دندان‌هایتان را روشن‌تر کنید.
    کمی وایتکس کمک می‌کند تا رنگ لباس‌های سفیدتان شفاف‌تر شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brilliant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brilliant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Brilliant به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از کلمه “brilliant” استفاده می‌کنیم تا چیزها یا افرادی را توصیف کنیم که فوق‌العاده باهوش و استثنایی هستند.

    گوستاو یک استاد تاریخ بسیار باهوش و برجسته است.
    این نظریه جدید در مورد فیزیک کوانتومی واقعاً استثنایی و هوشمندانه است.
    اگر مغزهای متفکر و درخشان در شرکت ما نبودند، هیچ‌وقت به این موفقیت بزرگ دست پیدا نمی‌کردیم.
    مارلون براندو یک بازیگر فوق‌العاده بود. بعضی از نقش‌آفرینی‌های او واقعاً خارق‌العاده بودند.
    این واقعاً عالی و هوشمندانه است.
    این یک فکر عالی و ناب است!

     
    کلمه “brilliant” همچنین برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که نور بسیار زیادی دارند یا بسیار روشن و براق هستند:

    خورشید امروز بسیار درخشان و تابان است.
    این رنگ‌ها واقعاً روشن و زنده هستند.
    سوفیا یک گردنبند الماس بسیار براق و درخشان را به نمایش گذاشته است.
    باغ در ورودی ساختمان، نمایشی زیبا و رنگارنگ از گل‌ها را ارائه می‌دهد.

     
    کلمه “brilliance” به معنای “درخشش” یک اسم است:

    آلفرد انیشتین به خاطر هوش و نبوغ فوق‌العاده‌اش معروف بود.
    همه در مدرسه از استعداد درخشان استر در ریاضیات باخبرند.
    چه نبوغ و استعداد درخشانی!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bring به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bring به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Bring به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل bring به معنای «آوردن» است و از نظر معنا به کلماتی مانند carry به معنی «حمل کردن» و have به معنی «داشتن» نزدیک است. وقتی چیزی نزد شماست و آن را از مکانی به مکان دیگر جابه‌جا می‌کنید، در واقع آن را bring می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bring

    آوردن

    brought

    آورده است

    brought

    آورده است

    دانش‌آموزان کتاب‌ها و دفترهای خود را سر کلاس با خود آوردند.
    آیا امروز ناهارت را به مدرسه آوردی؟
    لوک می‌خواهد دوست‌دخترش را به خانه بیاورد تا با پدر و مادرش آشنا کند.
    جریان جت، هوای گرم را از طرف اقیانوس آرام می‌آورد.
    پیش از آنکه سفر هوایی ممکن شود، کشتی‌های بزرگ، مهاجران را به ایالات متحده می‌آوردند تا در آنجا زندگی کنند.

    همچنین از فعل «bring» زمانی استفاده می‌شود که کسی چیزی غیرملموس مانند یک ایده یا یک توانایی را به موقعیت یا زمان جدیدی وارد کند.
    مارک سال‌ها تجربه خود را به شغل تازه‌اش در شرکت می‌آورد.
    دان، یک دیدگاه جالب به بحث اضافه کرد.
    برای کسانی که عید شکرگزاری را جشن می‌گیرند، بوی بوقلمون بریان شده می‌تواند خاطرات زیبای با خانواده و دوستان را دوباره زنده کند.
    امیدوارم سال جدید برایتان شانس و موفقیت به همراه بیاورد.

    واژهٔ «bring» در بسیاری از اصطلاحات به کار می‌رود:
    گراسیلا از سوی پدر و مادرش طوری تربیت شد که به سالمندان احترام زیادی بگذارد. (bring up = بزرگ کردن و پرورش دادن فرزند)
    ناظر جدید قول داد تغییرات لازم زیادی در شرکت ایجاد کند. (bring about = به وجود آوردن؛ محقق کردن)
    فروشندگان قیمت درخواستی خانه را پایین آوردند تا این‌که بالاخره یک نفر پیشنهاد خرید داد. (bring down = کاهش دادن)

    عبارت‌های «bring it» و «bring it on» بسیار رایج هستند. این‌ها زمانی به کار می‌روند که کسی با چالش یا تهدید روبرو شود:
    بعد از یک جر‌و‌بحث شدید، مایک به جو گفت «بیا ببینیم چی داری» و ناگهان آن دو مرد شروع به کتک‌کاری کردند.
    رئیس‌جمهور جورج بوش پس از حمله به عراق، به شورشیان عراقی گفت «حریصانه منتظرید؟» — و آن‌ها هم حمله کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Broad به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Broad به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Broad به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «broad» باشد، یعنی پهن یا گسترده است. کلمه broad یک صفت است.

    جاده‌های این شهر بسیار پهن هستند.
    یک پیاده‌رو باید به اندازه‌ای عریض باشد که دو نفر بتوانند کنار هم راه بروند.
    معلم ما آگاهی گسترده‌ای در مورد ادبیات آمریکا دارد.
    پزشکان درک عمیقی از چگونگی کارکرد بدن انسان دارند.
    شانه‌های پهن، چه در مردان و چه در زنان، باعث می‌شود قوی‌تر به نظر برسند.
    وقتی آن زن فهمید برنده مسابقه شده است، یک لبخند بزرگ روی صورتش نقش بست.
    مردی در روز روشن ماشینش را دزدیده شد. (روز روشن یعنی در روشنایی روز، برخلاف شب)

    کلمه “broaden” یک فعل است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    broaden

    گسترش دادن

    broadened

    گسترش یافته است

    broadened

    گسترش یافته است

    سفر کردن روش فوق‌العاده‌ای برای افزایش اطلاعاتتان درباره دنیاست.
    با تحصیل در دانشگاه می‌توانید دیدگاه‌های خود را وسعت بخشید. (گسترش افق = قرار گرفتن در معرض شیوه های جدید تفکر)
    کار کردن با سالمندان می‌تواند دید شما را بازتر کند.
    بزرگراه را پهن‌تر کردند تا اتومبیل‌های بیشتری از آن عبور کنند. (بزرگراه عریض تر شد.)

    کلمه broad در بعضی از ترکیب‌های اسمی نیز دیده می‌شود:
    یک برنامه پخش زنده رادیو یا تلویزیون می‌تواند توجه میلیون‌ها نفر را جلب کند.
    برادوی محلی در نیویورک است که علاقه‌مندان به تئاتر می‌توانند در آن نمایش‌های زنده تماشا کنند.
    خیابانی به نام برادوی در بسیاری از شهرهای آمریکا وجود دارد.
    اینترنت پهن‌باند، سرعت بالایی در دریافت و ارسال اطلاعات ارائه می‌دهد.
    پرش طول یک رشته ورزشی است که در آن فرد برای رسیدن به بیشترین فاصله می‌پرد.
    قاصدک نوعی علف هرز با برگ‌های پهن است.

    نكته: كلمه broad نیز برای زن، موهن است. استفاده از آن از مد افتاده است، اما اگر فیلم‌های قدیمی آمریکایی را تماشا کنید، ممکن است از آن استفاده کنید:
    She’s a very smart broad
    او بسیار باهوش است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Broccoli به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Broccoli به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Broccoli به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلم بروکلی یک سبزی سبز رنگ است که قسمت خوراکی آن، سرگل‌های فشرده آن می‌باشد. این سبزی را قبل از آن که گل‌هایش کاملاً باز شوند، برداشت و مصرف می‌کنند. کلم بروکلی از نظر ظاهری شباهت زیادی به گل کلم دارد.

    آیا شما کلم بروکلی دوست دارید؟
    خیلی از افراد ترجیح می‌دهند بروکلی را به صورت تفت‌داده (استیر-فرای) میل کنند.
    روش‌های دیگر پخت آن، بخارپز کردن و یا جوشاندن سریع آن است.
    معمولاً میان کودکان این سبزی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست.
    می‌توان بروکلی را به سالاد افزود یا در غذاهای ترکیبی فرپزی مانند کاسرول از آن استفاده کرد. (کاسرول نوعی غذای ترکیبی است که در ظرفی بزرگ با مواد مختلف تهیه شده و در فر پخته می‌شود.)
    همچنین می‌توان کلم بروکلی را به صورت خام و بدون پختن مصرف کرد.
    حتماً بروکلی بخورید! چون برای سلامتی شما بسیار مفید است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brother به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brother به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Brother به فارسی با مثالهای کاربردی

    برادر به مردی گفته می‌شود که در کنار خواهر یا برادرهای دیگرش در یک خانواده متولد شده است. او هم مثل بقیه فرزندان خانواده است.

    آیا تو برادر داری؟
    چند برادر داری؟
    مادرم شش برادر دارد، بنابراین من شش دایی دارم.
    ویلیام همیشه می‌تواند وقتی به کمک نیاز دارد، روی برادرش حساب کند.

    وقتی پدر یا مادر یک نفر دوباره ازدواج می‌کند و فرزند پسر دارد، راه‌های مختلفی برای اشاره به آن پسرها وجود دارد. برادر ناتنی به مردی گفته می‌شود که هیچ رابطه خونی با فرد ندارد. برادر نیم‌ه (half-brother) نیز از طریق یکی از والدین (پدر یا مادر) به فرد مرتبط می‌شود.

    جرمی دو برادر ناتنی دارد که از خودش خیلی بزرگ‌تر هستند. پدرش با مادر آن‌ها ازدواج کرده است.
    ورونیکا یک برادر نیم‌ه دارد. مادرش با مرد دیگری ازدواج کرد و با هم صاحب یک فرزند شدند.

    کلمه «برادر» گاهی به صورت غیررسمی و برای اشاره به مردانی به کار می‌رود که احساس نزدیکی و صمیمیت زیادی با هم دارند:

    ماریو و پابلو آنقدر همدیگر را می‌شناسند که حس می‌کنند مثل برادر هستند.
    برت احساس می‌کند باید به برادران عراقی‌اش که در جنگ کنار هم جنگیده‌اند کمک کند.
    هی برادر، می‌شودی کمی پول خرد به من بدی؟

    کلمه «برادری» معمولاً وقتی استفاده می‌شود که گروهی از مردان تجربیات یا هدف مشترکی دارند:

    بین پلیس‌هایی که سال‌ها با هم کار کرده‌اند، حس برادری به وجود می‌آید.
    مالکوم ایکس به برادری انسان‌ها (شامل زنان و مردان) باور داشت.
    این مردان با اینکه پنج سال را در زندان گذرانده‌بودند، حتی ده‌ها سال بعد از آزادی هم هنوز حس برادری قوی بینشان وجود داشت.

    گاهی هم کلمه «برادر» را زمانی می‌شنویم که کسی از یک موقعیت ناراحت یا ناامید است:

    ای بابا! این چقدر طول می‌کشد؟
    دیگر کنسرتی در کار نیست چون همه میکروفون‌ها را دزدیده‌اند! واقعاً باورکردنی نیست!

    شکل کوتاه‌شده این کلمه در انگلیسی «برو» (bro) است. این عبارت ابتدا میان آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار رواج داشت، اما امروزه در بین بسیاری از جوانان آمریکایی، بدون در نظر گرفتن نژاد یا قومیت، استفاده می‌شود.

    هی برو! چه خبر؟
    آخر هفته را با دوستان صمیمی‌ام گذراندم.
    چطوری رفیق؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brunch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brunch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Brunch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “برانچ” از ترکیب دو کلمه “صبحانه” و “ناهار” به وجود آمده است. وقتی آمریکایی‌ها برای خوردن صبحانه از خانه بیرون می‌روند، اغلب غذایی می‌خورند که ترکیبی از غذاهای مخصوص صبحانه و ناهار است. زمان معمول برای خوردن برانچ، بین ساعات ۱۰:۳۰ تا ۱۱ صبح است. این زمان دقیقاً در میانهٔ زمانی است که مردم معمولاً صبحانه می‌خورند (حدود ۸ صبح) و زمانی که ناهار می‌خورند (حدود ۱۲ ظهر).

    بسیاری از آمریکایی‌ها در روز مادر برای صرف برانچ از خانه بیرون می‌روند.
    ما هم بعد از پایان مراسم کلیسا به یک مهمانی برانچ می‌رویم.
    از غذاهای محبوب و رایج برای برانچ می‌توان به کیش، املت، پنکیک، سوسیس، بیکن، شیرینی‌ها، میوه و ساندویچ اشاره کرد.
    رستوران‌های بوفه مکان‌های مناسبی برای برانچ هستند چون آن‌ها انواع بسیار زیادی از غذاهای مختلف را آماده و سرو می‌کنند.
    وعده برانچ معمولاً از نظر غذایی بیشتر شبیه به ناهار است تا صبحانه. معمول است که افراد صبحانه معمولی خود را نخورند و در عوض، یک برانچ مفصل و بزرگ میل کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bubble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bubble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bubble به فارسی با مثالهای کاربردی

    حباب وقتی به وجود می‌آید که حباب‌های هوا درون یک مایع یا یک ماده نرم گیر بیفتند.

    بچه‌ها با استفاده از مایع مخصوص و یک حلقه، حباب درست می‌کنند.
    آیا شما هم تا به حال حباب درست کرده‌اید؟
    می‌دانید چطور با آدامس یک حباب بزرگ بسازید؟
    او دارد یک حباب خیلی بزرگ درست می‌کند.
    بچه‌ها خیلی دوست دارند در وان پر از کف و حباب حمام کنند.
    شما چطور، آیا تجربهٔ یک حمام کفی و حبابی را داشته‌اید؟
    در آب در حال جوشیدن هم معمولاً حباب تشکیل می‌شود.
    وقتی مایع ظرفشویی را به آب جاری اضافه می‌کنید، در سینک ظرفشویی حباب‌های صابونی زیادی پدیدار می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Buck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Buck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Buck به فارسی با مثالهای کاربردی

    در آمریکا وقتی صحبت از پول می‌شود، مردم معمولاً از کلمه «بَک» (buck) استفاده می‌کنند. هر «بَک» معادل یک دلار است و برای جمع آن هم از «بَکس» (bucks) استفاده می‌شود.

    برایانا در بازار مزرعهداران، ده دلار برای یک جعبه گوجهفرنگی پرداخت کرد.
    یادم می‌آید زمانی که قیمت بنزین کمتر از یک دلار برای هر گالن بود.
    میشه یک دلار بهم قرض بدی؟
    او به چند دلار نیاز دارد.
    هزینه اتوبوس یک دلار و پنجاه سنت است. (۱.۵۰ دلار)
    کفش‌های هرمان بیش از صد دلار برایش تمام شد.
    او درآمد خیلی زیادی دارد. (یعنی پول زیادی درمیآورد)
    آپارتمان پنت‌هاوسی که اجاره کرده، هزینه بسیار بالایی دارد.

    اما معمولاً وقتی می‌خواهیم درباره قیمت چیزی بپرسیم، از کلمه «بَک» استفاده نمی‌کنیم. مثلاً نمی‌گوییم: «این چند بَک قیمت دارد؟» یا «چند بَک پول داری؟» چون اینطور بیان، کمی غیرطبیعی و نامأنوس به نظر می‌رسد. در عوض بهتر است بپرسید: «قیمتش چقدره؟» یا «چقدر پول داری؟»

    علاوه بر این، کلمه «بَک» به معنای گوزن نر هم به کار میرود.

    برایان آخر هفته گذشته یک گوزن نر دهشاخ را شکار کرد.
    چند ساعت پیش، یک گوزن نر بزرگ در حال حرکت در جنگل دیده شد.

    buck = گوزن نر
    doe = گوزن ماده

    نکته پایانی: یک جمله معروف در آمریکا وجود دارد که می‌گوید: «The buck stops here».
    معنای این جمله این است که مسئولیت نهایی یک تصمیم، برعهده شخص تصمیم‌گیرنده است. روسای جمهور آمریکا معمولاً این عبارت را در مورد خود به کار می‌برند. این جمله برای اولین بار توسط هری ترومن، رئیس جمهور پیشین آمریکا گفته شد، اما امروزه هر فردی که در موقعیت مسئولیت و تصمیم‌گیری باشد — به ویژه در تصمیم‌های بسیار مهم — می‌تواند از آن استفاده کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bud به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bud به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Budبه فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “جوانه” بر روی گیاهان، درختچه‌ها و درختان، به شکل گل یا برگ ظاهر می‌شود. این واژه یک اسم است.

    جوانه‌های برگ در آغاز بهار، به برگ تبدیل می‌شوند.
    جوانه‌های گل، بعداً به گل تبدیل می‌گردند.
    درخت یاس بنفش معمولاً در ماه آوریل جوانه می‌زند.
    یکی از روش‌های مدیریت رشد یک گیاه، حذف کردن جوانه‌های آن است.

     
    بعضی از دوستان، یکدیگر را “بَد” (Bud) صدا می‌زنند. این واژه، شکل کوتاه‌شدهٔ کلمهٔ “بادی” (Buddy) به معنای “رفیق” است.

    من این آخر هفته با رفقایم بیرون می‌روم.
    خاویر و تونی، بهترین رفیق‌ها هستند.
    هی، رفیق. حالت چطوره؟

     
    وقتی از “بَد” (Bud) به عنوان یک فعل یا صفت استفاده می‌شود، معنایش این است که چیزی به آرامی در حال پدیدار شدن یا شروع کردن است.

    درختان سیب در حال جوانه زدن هستند.
    گیاهان گوجه‌فرنگی در طول تابستان جوانه می‌زنند.
    او یک گیتاریست تازه‌کار است. (این جمله از “جوانه زدن” به صورت صفت استفاده می‌کند. معنایش این است که او تازه کارش را شروع کرده، اما استعداد زیادی از خود نشان می‌دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.