بلاگ

  • معنی کلمه Boat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boat به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Boat به فارسی با مثالهای کاربردی

    قایق وسیله‌ای است که برای حرکت روی آب از آن استفاده می‌شود. این وسیله در فعالیت‌های گوناگون، هم برای کار و هم برای تفریح، کاربرد دارد.

    یک قایق روی آب شناور می‌ماند.
    اگر قایق نتواند روی آب بماند، به زیر آب فرو می‌رود (غرق می‌شود).
    قایق‌سواری تجربه‌ای لذت‌بخش است.
    خیلی از افراد برای ماهیگیری به دریا یا رودخانه می‌روند و از قایق استفاده می‌کنند.
    برای حرکت دادن قایق با دست، از پارو کمک گرفته می‌شود.
    قایق‌های بادبانی با استفاده از نیروی باد به حرکت درمی‌آیند.
    قایق موتوری یا تندرو، دارای موتور است.
    رافت نوعی قایق کوچک است که معمولاً برای گردش یا در شرایط اضطراری به کار می‌رود.
    کشتی یا یخت، یک قایق بسیار بزرگ محسوب می‌شود.
    قایق یدک‌کش، دیگر قایق‌ها را —چه بزرگ و چه کوچک— به دنبال خود می‌کشد.
    به کسی که روی قایق کار می‌کند، ملوان گفته می‌شود.

     
    بسیاری از افراد به قایقسواری علاقه دارند. کلمهٔ “boating” یا “قایقسواری” در مثال‌های زیر به کار رفته است:

    قایقسواری در تابستان بسیار لذت‌بخش است.
    این فعالیت، یکی از سرگرمی‌های پرطرفدار در دریاچه‌های بزرگ ایالت‌هایی مانند ویسکانسین و مینه‌سوتا است.
    قایقسواری با بادبان نیاز به کمی تمرین دارد، اما وقتی یاد بگیرید بسیار سرگرم‌کننده است.
    اگر می‌خواهید قایقسواری کنید، می‌توانید یک قایق اجاره کنید یا آن را بخرید.

     
    عبارات و اصطلاحات زیادی در زبان وجود دارد که از دنیای قایق‌ها و دریا آمده‌اند:

    قایق را تکان نده. (یعنی وضعیت موجود را به هم نریز و مشکل ایجاد نکن.)
    او تازه از قایق پیاده شده. (یعنی تازه از یک کشور دیگر آمده است.)
    همه ما در یک قایق نشسته‌ایم. (یعنی همه در یک شرایط مشابه هستیم.)
    قایق را از دست نده. (یعنی این فرصت را از دست نده.)
    هر چیزی که قایق تو را شناور نگه می‌دارد. (یعنی هر چیزی که تو را خوشحال می‌کند، قابل قبول است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bob به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bob به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bob به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی روی آب «تکان می‌خورد»، یعنی شناور است و بالا و پایین می‌رود.

    این یک شناور است. وقتی ماهیگیری می‌کنید، از این وسیله استفاده می‌کنید. شناور روی آب حرکت می‌کند و وقتی ماهی طعمه را می‌گیرد، به شما خبر می‌دهد.
    اگر چیزی روی آب تکان بخورد، یعنی با حرکت موج‌ها بالا و پایین می‌شود.
    پرندگان روی آب تکان می‌خوردند.

     
    همچنین، از کلمه «bob» برای اشاره به یک بازی سنتی استفاده می‌شود که معمولاً در مهمانی‌های پاییزی یا نزدیک به هالووین انجام می‌شود.

    آن‌ها مشغول بازی گرفتن سیب با دهان هستند.
    این بازی سرگرم‌کننده است، اما کار سختی است.
    در این بازی، فقط باید با دهان سیب‌ها را از آب بیرون بکشید و اجازه ندارید از دست‌هایتان کمک بگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bobble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bobble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bobble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “bobble” به عنوان یک فعل، زمانی به کار می‌رود که کسی در نگهداری یا کنترل چیزی دچار اشتباه شود و آن را رها کند یا از دست بدهد.

    بازیکن تلاش کرد توپ را بگیرد، اما نتوانست آن را به خوبی کنترل کند و توپ روی زمین افتاد.
    در لحظه پایانی یک مسابقه مهم فوتبال، کوارتربک وقتی توپ به سمتش پرتاب شد، نتوانست آن را مهار کند و این باعث شد توپ از دستش رها شود.
    توپ از کنترل خارج شد و تیم بازی را باخت.
    پیشخدمتی که چندین بشقاب را از روی میز جمع کرده بود، نتوانست تعادلش را حفظ کند. با این که سعی کرد از افتادن بشقاب‌ها جلوگیری کند، آن‌ها روی زمین خوردند و شکستند.
    وقتی یکی از شرکت‌کنندگان در یک مسابقه تلویزیونی، در پاسخ به یک سوال ساده دچار اشتباه شد، همه فهمیدند که بازنده خواهد شد.

     
    bobblehead نوعی اسباب‌بازی یا شیء تزئینی است که معمولاً توسط کودکان و بزرگسالان جمع‌آوری می‌شود.

    وقتی وارد ورزشگاه بیسبال شدیم، به ما کله‌گردهای یادگاری دادند که شبیه بعضی از بازیکنان بود.
    حاضران در جلسه طوری رفتار می‌کردند که انگار سرهای تکان‌خورنده هستند، چون بدون هیچ چون و چرایی با هر حرف رئیسشان موافق بودند.
    مجموعه bobbleheadهای جری شامل مدل‌های اوباما و کلینتون است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Bonus به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bonus به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bonus به فارسی با مثالهای کاربردی

    پاداش یا جایزه، مزیت اضافه‌ای است که یک فرد از محل کار یا یک کسب‌وکار دریافت می‌کند. این پاداش معمولاً به شکل پول است، اما می‌تواند هر نوع هدیه یا جایزه دیگری هم باشد.

    جولیو در پایان سال ۵۰۰ دلار پاداش گرفت.
    برتا به خاطر اینکه به هدف فروش سه‌ماهه خود رسید، یک چک پاداش دریافت کرد.
    امسال همهٔ کارکنان شرکت پاداش خواهند گرفت.
    چارلز برای برنامه‌هایش به پاداشش امید بسته است.
    پیتزای رایگان شب جمعه، یک امتیاز اضافی برای کارمندانی است که دیرتر در محل کار می‌مانند.
    معلم همیشه در امتحان، سوالات اضافه می‌گذارد. اگر به آن سوالات درست جواب بدهیم، نمرهٔ بیشتری می‌گیریم.
    مرخصی استعلاجی برای جورج یک مزیت غیرمنتظره بود، چون در حال بهبودی پس از یک حادثه به سر می‌برد.
    مشتریان تازهٔ بانک با باز کردن یک حساب پس‌انداز، نوعی هدیه یا جایزه دریافت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Book به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Book به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Book به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کتاب” اسمی است که به مجموعه‌ای از نوشته‌ها اشاره دارد. هر کتاب معمولاً یک جلد دارد و درون آن صفحات کاغذی قرار گرفته است. انتشار کتاب‌ها اغلب بر عهده شرکت‌های انتشاراتی است و به فردی که محتوای کتاب را می‌نویسد، نویسنده گفته می‌شود.
    I read a great book last week. (past tense)
    How many books do you read every year? (present tense)
    This book is now available at the bookstore.

    هفته گذشته یک کتاب عالی خواندم. (زمان گذشته)
    سالانه چند کتاب می‌خوانید؟ (زمان حال)
    این کتاب هم‌اکنون در کتابفروشی موجود است.

    علاوه بر این، کلمه “book” می‌تواند به عنوان فعل نیز به کار رود و در این حالت معنای “رزرو کردن” می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    book

    رزرو کردن

    booked

    رزرو شده است

    booked

    رزرو شده است

    امی بلیط پرواز از میامی به شیکاگو را رزرو کرد. او و خانواده‌اش هفتهٔ آینده راه می‌افتند.

    همچنین ایمی به صورت اینترنتی برای خانواده‌ چهارنفره‌شان در هتل پالمر هاوس جا رزرو کرد.

    آیا شما تا به حال رزرو اینترنتی انجام داده‌اید؟ این کار خیلی ساده است.

    من باید برای یک جمع بیست‌نفره در یک رستوران رزرو کنم.

    به عنوان یک فعل، کلمهٔ “book” در حسابداری شرکت‌ها هم کاربرد دارد:

    شرکت آن‌ها برای اولین بار سال گذشته سود خود را ثبت کرد.
    فروش تعدادی از سهام با زیان ۱۰٬۰۰۰ دلاری ثبت خواهد شد.

    کاربردهای دیگری هم برای کلمهٔ “book” وجود دارد:

    اگر اطلاعاتی روی کتاب‌ها باشد، یعنی چاپ شده و قابل خواندن است.
    اگر بگویید کسی “booking” است، یعنی با سرعت حرکت می‌کند یا کاری را خیلی تند انجام می‌دهد. (ببین چطور داره می‌ره! واقعاً داره تند می‌ره!)
    یک “bookie” کسی است که شرط‌های قمار را مدیریت می‌کند، معمولاً به شکل غیرقانونی.
    یک “bookworm” به کسی گفته می‌شود که زیاد کتاب می‌خواند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Boom به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boom به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Boom به فارسی با مثالهای کاربردی

    صدای «بوم» یک صدای بلند و قوی است. مواد منفجره معمولاً چنین صدایی ایجاد می‌کنند.

    وقتی آتش‌بازی روشن می‌شود، صدای «بوم» می‌دهد.
    یک صدای بلند «بوم» از خانه‌ای در انتهای خیابان به گوش رسید. آن خانه نشتی گاز داشت و منفجر شد.
    صدای انفجار یک بمب بزرگ را می‌توان از فاصله‌ای بسیار دور هم شنید و حتی لرزش آن را احساس کرد.

     
    از کلمه «بوم» برای وسایل دیگری که صدا تولید می‌کنند یا صدا را ضبط می‌کنند نیز استفاده می‌شود:

    یک «بوم‌باکس» یک دستگاه استریوی قابل حمل و بزرگ است.
    بوم‌باکس‌ها در دهه ۱۹۸۰ محبوب شدند، اما هنوز هم از آن‌ها استفاده می‌شود.
    از میکروفون بوم برای ضبط صدا در فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌کنند.
    او یک میکروفون بوم در دستش گرفته است.

     
    کاربردهای دیگری هم برای کلمه «بوم» وجود دارد که ربطی به صدا ندارد. گاهی اوقات از «بوم» برای توصیف یک رشد و گسترش ناگهانی استفاده می‌کنیم.

    بسیاری از شهرهای ایالات متحده شاهد یک رونق اقتصادی هستند. پیدایش ناگهانی کسب‌وکارهای تازه، خانه‌های جدید و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، همگی نشانه‌های یک رونق هستند.
    رونق بازار مسکن معمولاً در دوران اقتصادی خوب پیش می‌آید. در این دوره‌ها مردم توانایی مالی برای خرید خانه‌های موجود یا ساختن خانه‌ی جدید را پیدا می‌کنند.
    رونق جمعیت در کشورهای فقیر می‌تواند باعث کمبود مسکن و فشار آمدن به منابع غذایی شود.
    رونق زاد و ولد در ایالات متحده، کمی پس از پایان جنگ جهانی دوم شروع شد و تا اوایل دهه ۶۰ میلادی ادامه داشت. به کسانی که در آن سال‌ها به دنیا آمده‌اند، «بیبی بومر» می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Boost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boost به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Boost به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “boost” به معنای تقویت کردن یا افزایش دادن است. معمولاً وقتی از چیزی استفاده می‌کنیم که باعث بالا رفتن سطح انرژی یا بهبود وضعیت می‌شود، این کلمه را به کار می‌بریم.

    یک فنجان قهوه غلیظ می‌تواند در شروع روز، انرژی لازم را به شما بدهد.
    هزینه کردن برای خرید هدیه در ایام تعطیلات، به رونق اقتصاد کمک می‌کند.
    در آخرین نیم مایل مسابقه ماراتن، دونده یک افزایش ناگهانی انرژی احساس کرد.
    جرمی پسر چهارساله‌اش را بلند کرد تا بتواند بهتر رژه را تماشا کند.
    مصرف میوه و سبزیجات باعث تقویت سلامت کلی بدن شما می‌شود.
    یک اسنیکرز در حین رانندگی به من انرژی داد و برای مدتی خستگیم را کم کرد.

     
    کلمه “boost” به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    جورج از فروشگاه بست بای وسیله‌ای خرید تا سیگنال وای‌فای خود را قوی‌تر کند.
    نمرات عالی در مدرسه، اعتمادبه‌نفس آن پسر جوان را بیشتر کرد.
    تسلط بر زبان انگلیسی، امکان کسب درآمد بهتر را برای کارگران در بیشتر کشورها بالا می‌برد.

     
    واژه “booster” به معنای “تقویت‌کننده” است و می‌تواند به عنوان اسم یا صفت استفاده شود. booster چیزی است که به یک شخص یا وسیله کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشد یا بالاتر برود.

    یک موشک تقویت‌کننده، در پرتاب شاتل فضایی به مدار زمین نقش دارد.
    صندلی تقویت‌کننده در خودروها برای کودکانی به کار می‌رود که برای دیدن جلوی خود، قدشان کوتاه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Borrow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Borrow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Borrow به فارسی با مثالهای کاربردی

    قرض گرفتن یعنی اینکه شما پول یا یک وسیله را برای مدت معینی از کسی بگیرید و بعداً آن را پس بدهید. فعل “borrow” معنایی نزدیک به “گرفتن” دارد. شما می‌توانید پول را از بانک یا از یک دوست قرض کنید. خیلی‌ها این کلمه را با “قرض دادن” اشتباه می‌گیرند.

    تری ۲۰ دلار از دوستش قرض گرفت.
    علی می‌خواهد برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک، مقداری پول قرض کند.
    اگر از بانک پول قرض بگیرید، باید علاوه بر اصل پول، سود آن را هم برگردانید.
    چه مقدار پول می‌خواهید قرض کنید؟
    دیدر نمی‌خواهد پول قرض کند چون از داشتن بدهی می‌ترسد.
    ممکن است یک دقیقه خودکارتان را قرض بگیرم؟
    همسایه‌مان به ما اجازه داد ماشین چمن‌زنی‌اش را قرض بگیریم چون مال خودمان خراب شده بود.
    او لازم داشت یک دوچرخه قرض کند تا امروز صبح به محل کار برسد.

     
    گاهی اوقات این کلمه به صورت صفت نیز به کار می‌رود (با اضافه کردن “ed” به انتهای آن به صورت borrowed به معنای “قرض گرفته‌شده”).

    پس از نجات از یک حمله قلبی، دنیس احساس می‌کند که به صورت قرضی و اضافی زندگی می‌کند.
    پول قرض‌گرفته‌شده باید به موقع بازگردانده شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه نمایید.

  • معنی کلمه Bother به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bother به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bother به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **bother** به معنی ایجاد ناراحتی یا مزاحمت است. این کلمه معمولاً به عنوان یک فعل به کار می‌رود و برای موقعیت‌هایی مناسب است که مشکل یا آزاری کوچک مطرح باشد:

    – ببخشید، آیا مزاحم شما می‌شوم؟
    – اجازه بدهید فقط این یک سوال را بپروم، بعد دیگر مزاحمتان نمی‌شوم.
    – یه مگس اینجاست و داره اذیتمون می‌کنه.
    – عطر و ادکلن بعضی از افراد مبتلا به آلرژی را اذیت می‌کند.
    – تام می‌گه معده‌اش ناراحتش می‌کنه. (یعنی در معده‌اش درد یا مشکل فیزیکی دارد.)
    – به دکتر گفتم که اخیراً کمرم اذیتم می‌کند.
    – نور آفتاب شدید ریتا را اذیت می‌کرد، برای همین یک عینک آفتابی زد.
    – سروصدای کلاس کناری، موقع امتحان دادن بچه‌ها را آزار می‌داد.
    – شرلی از کسانی که دور و برش سیگار می‌کشند ناراحت می‌شود.
    – مزاحمم نشوید، دارم سعی می‌کنم چرتی بزنم.
    – بعضی بوها من را اذیت می‌کنند.
    – صدای بلند موسیقی که از انتهای خیابان می‌آید داره آزارم می‌ده.

     

    گاهی اوقات **bother** به عنوان اسم هم استفاده می‌شود:

    – اگر می‌خواهید اینجا بنشینید و با لپ‌تاپ کار کنید، مشکلی نیست.
    – جان یک منشی استخدام کرد تا از زحمت جواب دادن به تلفن‌ها راحت شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bounce به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bounce به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bounce به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “bounce” برای توپ‌ها و چیزهایی که پس از برخورد با یک سطح به بالا برمی‌گردند، استفاده می‌شود.

    وقتی توپ گلف به چمن زمین خورد، بالا پرید.
    برایان توپ بسکتبال را در طول زمین به زمین می‌زد و می‌پراند.
    لطفاً دیگر آن توپ را نپران. این کار آزاردهنده است!
    بچه‌ها روی مبل و صندلی در حال بالا و پایین پریدن هستند. (آنها روی مبلمان می‌پرند. حرکتشان بالا و پایین است.)

    این کلمه همچنین برای صحبت درباره مسائل مالی، سفر، بهبود یافتن پس از یک مشکل و موقعیت‌هایی که فردی از جایی اخراج می‌شود، به کار می‌رود.

    ادوارد مدام شغلش را عوض می‌کرد و از یک کار به کار دیگر می‌رفت.
    دنیس و برایان قبل از اینکه در نیویورک ساکن شوند، چند سالی را به سفر به شهرهای مختلف کشور گذراندند. (آنها به مکان‌های زیادی رفتند.)
    هی، می‌خواهم چند تا از نظراتم را با تو در میان بگذارم. (منظورم این است که به ایده‌هایم گوش بدهی و نظرت را به من بگویی.)
    ونسا بعد از جدایی از همسرش احساس افسردگی می‌کرد، اما حالا کم‌کم دارد حالش بهتر می‌شود.
    بازار سهام پس از افت شدید در سال ۲۰۰۹، دوباره رشد کرد و بهبود یافت.
    اگر پول بیشتری به حساب بانکی‌ام واریز نکنم، چک‌هایم برگشت می‌خورند. (یعنی پول کافی برای پرداخت در حسابم وجود ندارد.)
    جان به خاطر حرف‌های بی‌ادبانه‌ای که به مهماندار هواپیما زد، از پرواز اخراج شد.
    چند اوباش از بار اخراج شدند. (آنها را به زور از بار بیرون انداختند.)

    “bouncer” (که معمولاً یک مرد قوی‌هیکل است) کسی است که بیرون کلوب‌های شبانه می‌ایستد و اجازه ورود به افراد را می‌دهد. او همچنین مسئول برقراری امنیت است.

    مامور ورودی، قبل از اجازه ورود به مشتریان، کارت شناسایی آن‌ها را بررسی می‌کرد.
    جو به خاطر هیکل درشت و ترسناکی که داشت، به راحتی توانست شغل محافظ کلوب (bouncer) را پیدا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.