بلاگ

  • معنی کلمه Boy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Boy به فارسی با مثالهای کاربردی

    به پسر، «boy» می‌گویند.

    یک پسر در زمین بازی مشغول بازی است.
    آن پسرها در حال فوتبال بازی کردن هستند.
    سارا و همسرش آرزو دارند صاحب یک پسر شوند. آن‌ها الان سه دختر دارند.
    احمد و همسرش سه پسر کوچک دارند که همه زیر پنج سال سن دارند.
    هکتور دوست دارد به ارتش بپیوندد، اما هنوز یک پسر است. او باید تا ۱۸ سالگی صبر کند.
    دو پسر نوجوان در جنگل گم شدند؛ آن‌ها پیدا شدند و به خانواده‌هایشان برگردانده شدند.
    وقتی من پسر بودم، تقریباً هر روز تابستان با دوستانم بیسبال بازی می‌کردم.

     
    گاهی اوقات، کلمه «boy» برای اشاره به یک مرد بزرگ‌سال هم به کار می‌رود:

    پسرها در دفتر دارند شب‌کاری می‌کنند.
    خیله خوب پسرها، بیایید بریم یک چیزی بخوریم.
    بابی یه پسرخوب و بااصاله. (good old boy اصطلاحی است برای توصیف مردی که معمولاً در جنوب یا یک منطقه روستایی زندگی می‌کند.)
    می‌شود فهمید که کارل عضو شبکه قدیمی‌هاست. (The old boys network به گروهی از مردان گفته می‌شود که کنترل یک موقعیت، سازمان، کسب‌وکار و چیزهای مشابه را در دست دارند. این یک شبکه واقعی و فیزیکی نیست.)

     
    کلمه «boyfriend» به معنی «دوست‌پسر» برای یک رابطه عاشقانه استفاده می‌شود. این کلمه را می‌توان برای پسر یا مردی در هر سنی به کار برد.

    تریسی دوست‌پسر دارد.
    اولیویا دو سال پیش از همسرش طلاق گرفت، اما الان یک دوست‌پسر جدید دارد که ممکن است با او ازدواج کند.
    تا حالا چند تا دوست‌پسر داشته‌ای؟

     
    از کلمه «Boy» می‌توان به عنوان یک حرف ندا هم استفاده کرد.

    وای چه خبر! داریم یک توله سگ می‌گیریم.
    وای! یه چیزی بد بو می‌ده!
    وای وای! تو واقعاً به دردسر افتادی.

     
    این روزها استفاده از «bad boy» وقتی در مورد یک وسیله حرف می‌زنند، رایج شده. این یک جور اصطلاح عامیانه است، اما استفاده از آن ساده نیست.

    خیله خوب، بیایید روشنش کنیم و راه بیفتیم. (منظور از bad boy یک ماشین یا وسیله جالب است)
    کامپیوتر جدید خریدی. بذار یه نگاهی به این جنس باحال بندازیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brace به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Brace به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بریس” معمولاً به عنوان یک فعل به کار می‌رود. معنای آن این است که خود را آماده یا محکم کنیم. وقتی افراد برای رویارویی با یک موقعیت سخت یا خطرناک آماده می‌شوند، می‌گوییم خودشان را “بریس” می‌کنند.

    لئونارد قبل از تزریق آمپول توسط پرستار، خودش را محکم نگه داشت.
    ساکنان مناطق نزدیک به اقیانوس خود را برای رسیدن یک طوفان بزرگ آماده می‌کنند.
    کریستین سعی کرد در لحظه‌ای که ماشینش در حال برخورد با درخت بود، خود را稳住 کند.
    خودتان را برای هوای گرم امروز آماده کنید؛ امروز هوا بسیار گرم خواهد بود.
    بستگان مسافران هواپیمای سقوط‌کرده، خود را برای شنیدن اخبار ناگوار آماده کرده‌اند.

     

    کلمه “بریس” به عنوان اسم نیز کاربرد دارد. در این حالت، بریس به معنای یک وسیله یا قطعه‌ای است که برای استحکام و نگهداری چیزی به کار می‌رود.

    یک بریس در زیر ساختمان قدیمی نصب شد تا حمایت بیشتری برای پایه‌های آن ایجاد کند.
    بریس‌های روی پاهایش به راه رفتن او کمک می‌کنند.
    شیلا قرار است امروز بریس دندانش را بیرون بیاورد. او بسیار هیجان‌زده است.

     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brag به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Brag به فارسی با مثالهای کاربردی

    لاف زدن یعنی تعریف کردن از خودت، کارهایی که انجام داده‌ای یا حتی افرادی که با آن‌ها رابطه نزدیک داری، مثل اعضای خانواده. معمولاً این کار را بی‌سلیقه و ناپسند می‌دانند، اما خیلی‌ها به طور طبیعی این کار را می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    brag

    لاف زدن

    bragged

    لاف زد

    bragged

    لاف زد

    جنیفر همیشه تعریف می‌کرد که چقدر آشپزی‌اش فوق‌العاده است.
    استیون مدام از درآمد بالایش صحبت می‌کند و به آن می‌نازد.
    دونالد ترامپ علاقه دارد از موفقیت‌هایش تعریف کند.
    تاریک همیشه می‌گوید که چقدر در فوتبال استعداد دارد.
    دونا هر فرصتی که پیدا کند، از پسرش که دکتر است تعریف و لاف می‌زند.
    همسایه‌های ما عاشق تعریف کردن از سگشان و هوش بالای او هستند. ما هم از سگ خودمان تعریف می‌کنیم.
    گاهی من هم از بچه‌هایم تعریف می‌کنم. بیشتر پدرها این کار را می‌کنند.
    دیگر لاف نزن! همیشه تعریف کردن از خودت، کار پسندیده‌ای نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brave به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Brave به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد شجاع در موقعیت‌های خطرناک دست به عمل می‌زند. راه‌های زیادی برای نشان دادن شجاعت وجود دارد.

    یک آتش‌نشان، مردم را از داخل ساختمان‌های آتش‌گرفته نجات می‌دهد. این کار بسیار شجاعانه است.
    یک مأمور پلیس، وقتی برای رسیدگی به یک جرم فراخوانده می‌شود، به موقعیت‌های پرخطر وارد می‌شود. این هم نوعی شجاعت است.
    سربازان زن و مرد ارتش ایالات متحده، هر روز در کشورهای مختلف جهان جان خود را به خطر می‌اندازند.
    کسانی که در کشورهای دارای حکومت‌های تمام‌خواه زندگی می‌کنند و علیه آن اعتراض می‌کنند، شجاع هستند.
    افرادی که در برابر فساد اداری و حکومتی می‌ایستند، شجاع محسوب می‌شوند.
    این نیز شجاعت است که فردی برخلاف عقیده عموم مردم، نظرات واقعی خود را بیان کند.
    یک کودک وقتی برای واکسن زدن به مطب دکتر می‌رود، شجاع است.
    یک زن جوان که وارد یک حوزه شغلی می‌شود که معمولاً در اختیار مردان است، شجاعت به خرج می‌دهد.
    شجاع باشید و نگذارید کسی شما را مورد آزار و زورگویی قرار دهد.

     
    کلمه «شجاعانه» یک قید است:

    چهار نفر از رهگذران، با شجاعت یک مرد را از خودروی آتش‌گرفته نجات دادند.
    پس از حمله یک مرد با جثه‌ای دو برابر خود، آن زن شجاعانه اسلحه‌ای از کیفش بیرون کشید و به شکم او شلیک کرد.
    مرد با شجاعت به داخل رودخانه رفت تا دخترش را نجات دهد، اما در جریان آب گرفتار شد و غرق گردید.

     
    کلمه «شجاعت» یک اسم است:

    به آن سرباز به پاس شجاعت‌اش مدال دادند.
    او در مواجهه با خطر، شجاعت نشان داد.
    معلمانی که در مدارس سخت مشغول به کار می‌شوند، نیاز به شجاعت دارند.
    نشان دادن شجاعت در برابر یک حریف قدرتمند، کار دشواری است.
    برای انجام کاری که از نظر جسمی دردناک است، شجاعت لازم است.

    یادداشت فرهنگ آمریکایی: کلمه «brave» همچنین به یک جنگجوی بومی آمریکایی اشاره دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Break به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Break به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Break به فارسی با مثالهای کاربردی

    شکستن یعنی چیزی را خرد کردن یا از هم جدا کردن، به شکلی که دیگر سالم نباشد. این کار معمولاً باعث خرابی یا آسیب می‌شود و نتیجه‌ای ناخوشایند دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    break

    شکستن

    broke

    شکست

    broken

    شکسته

    پیشخدمت یک بطری شراب را انداخت و شکست.
    آن بطری الآن شکسته است. (در این جمله، کلمهٔ «شکسته» نقش صفت دارد.)
    یک توپ از پنجره رد شد و آن را شکست.
    تکه‌های شیشهٔ شکسته همه جا پخش شده بود.
    او دارد گیتارش را می‌شکند. (گاهی شکستن یک چیز، کار عمدی است.)
    دوست‌دختر ادوارد با او رابطه‌اش را قطع کرد. (یعنی رابطه را تمام کرد.)
    او یک قلب شکسته دارد. (در این جمله هم «شکسته» صفت است.)
    برناردو نزدیک است از پا دربیاید. او دیگر نمی‌تواند فشار شغلی‌اش را تحمل کند.

    برای درست کردن املت، باید چند تا تخم‌مرغ را بشکنی.
    وقتی یک اسکناس بزرگ مثلاً ۱۰۰ دلاری می‌دهی، ممکن است بعضی مغازه‌ها پول خرد کافی برای تعویض آن نداشته باشند. (یعنی اسکناس را خرد کنند.)
    در شروع بازی بیلیارد، بازیکن با زدن ضربه به توپ‌های چیده‌شده، بازی را آغاز می‌کند.

    اگر کسی بدون اجازه به خانهٔ شما وارد شود، می‌گویند break in کرده.
    تاد هنگام ورود غیرقانونی به خانهٔ یک نفر دستگیر شد.
    ورود غیرقانونی به محل، جرمی جدی است.
    بعد از دستگیری، محاکمه، محکومیت و حکم ده‌سال زندان، او از زندان فرار کرد.

    در این جمله‌ها «breaking» به صورت صفت به کار رفته است.
    در تازه‌ترین خبرها، دو طرف آتش‌بس اعلام کردند.
    لئونارد ورشکسته است. (یعنی پول ندارد.)
    رقص بریک نوعی رقص است که در مناطق شهری آمریکا به وجود آمد.
    سینتیا دستش شکسته. (یعنی استخوان دستش شکسته است.)
    کارمندان شرکت می‌توانند در اتاق استراحت غذا بخورند. (اتاق استراحت جایی برای استراحت کردن است.)

    کلمهٔ «break» به عنوان اسم هم معانی مختلفی دارد:
    من باید یک استراحت بکنم. (یعنی نیاز به وقفه دارم.)
    کلاس ما یک استراحت ده‌دقیقه‌ای داشت.
    خیلی از دانشجوها تعطیلات بهاری را در فلوریدا می‌گذرانند. (تعطیلات بهاری، یک هفته تعطیلی از دانشگاه است که بین دانشجوهای پولدار طرفدار دارد.)
    بالاخره بیل فرصت بزرگش را در بازیگری به دست می‌آورد. (break یعنی فرصت مهم.)
    هفتهٔ آینده تغییر محسوسی در هوا رخ خواهد داد. (break یعنی تغییر.)
    شیوع ناگهانی بیماری سرخک باعث شد کلاس‌ها لغو شوند. (break out یعنی شروع ناگهانی یک بیماری.)
    در جریان فرار از زندان، سه زندانی گریختند.

    عبارت‌های زیادی هستند که از کلمهٔ break استفاده می‌کنند:
    متأسفم، ولی باید یک خبر ناگوار به تو بدهم.
    این کشف، راه تازه‌ای در پژوهش‌های سرطان باز می‌کند.
    صدای تلفن همراهت قطع و وصل می‌شود. (یعنی ارتباط بی‌سیم ضعیف است.)
    بس کنید! (یعنی دعوا را تمام کنید.)
    خورشید کمکم از لابه‌لای ابرها در حال نمایان شدن است.
    پلیس مجبور شد یک درگیری را متفرق کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Breath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breath به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Breath به فارسی با مثالهای کاربردی

    نفس، همان هوایی است که از دهان وارد و خارج می‌شود. این کلمه یک اسم است و معمولاً در ترکیب با کلمات دیگر به کار می‌رود.

    **نفس بکش.** (یعنی آرام باش.)
    **باید یک نفس تازه کنم.** (یعنی خسته‌ام و به استراحت نیاز دارم.)
    **نفسم دارد بند می‌آید.** (یعنی باید از ورزش کردن یا تحرک دست بکشم.)
    **آن اجرا نفسم را بُرد.** (یعنی چیزی فوق‌العاده و شگفت‌انگیز دیدم.)
    **همه می‌گویند او مانند یک هوای تازه است.** (یعنی در مقایسه با چیزهای معمولی، جذاب و دلنشین است.)
    **آن مرد دهانش بوی بد می‌دهد.** (یعنی هوایی که از دهانش خارج می‌شود، بو دارد.)
    **می‌توانم نفس خودم را ببینم.**

     

    اگر پسوند «کم‌تر» یا «بی» را به کلمه «نفس» اضافه کنیم، صفت «بی‌نفس» ساخته می‌شود.

    **پدربزرگم بعد از بالا رفتن از پله‌ها بی‌نفس شده بود.** (یعنی نفسش بند آمده بود.)
    **آن نمایش ما را بی‌نفس کرد.** (یعنی بسیار عالی و گیرا بود.)
    **حالم از تعجب بی‌نفس شد.** (یعنی بسیار شگفت‌زده شدم.)

    به تفاوت تلفظ بین کلمات «نفس» و «نفس کشیدن» دقت کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Breathe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breathe به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Breathe به فارسی با مثالهای کاربردی

    تنفس، یعنی عمل دم و بازدم. هوایی که تنفس می‌کنیم حاوی اکسیژن است و این اکسیژن برای زنده ماندن ما کاملاً ضروری است. اگر نفس نکشیم، زندگی ممکن نخواهد بود.

    هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده. هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده…
    او در حال نفس کشیدن است.
    او نفس نمی‌کشد. کسی باید یک پزشک خبر کند.
    همه افراد دوست دارند در هوای پاک و تازه نفس بکشند.
    با استفاده از تجهیزات غواصی (اسکوبا) می‌توان زیر آب نفس کشید.

     
    شکل اسمی این کلمه، “breathing” به معنای «تنفس» است.

    نفس کشیدنش برایش سخت و دشوار شده بود، به همین خاطر پیش دکتر رفت. (labored = سخت و دشوار)
    تنفس کردن در یک اتاق پر از دود، بسیار ناخوشایند و آزاردهنده است.
    عمل تنفس او تحت تأثیر دود قرار گرفت.

     
    شکل صفت این کلمه، “breathing” است.

    وقتی در بیمارستان بستری بود، به یک لوله تنفسی نیاز پیدا کرد.
    یک اژدهای آتش‌نفس، همه مردم شهر را به ترس انداخت.

     
    به تفاوت تلفظ بین کلمات “breathe” و “breath” دقت کنید.
    breathe / breath
    کلمه “breathe” دارای صدای “th” آوادار است.
    کلمه “breath” دارای صدای “th” بی‌آوا است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Breed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breed به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Breed به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نژاد” به گروه خاصی از حیوانات اشاره دارد. همچنین به معنای جفت‌گیری حیوانات نر و ماده برای به دنیا آوردن فرزند است. انسان‌ها گیاهان و حیوانات را برای دستیابی به ویژگی‌های بهتر پرورش می‌دهند. برای نمونه، بعضی گاوها برای تولید شیر بیشتر، انتخاب و تکثیر می‌شوند. وقتی “breed” به عنوان یک فعل به کار می‌رود، باید به یاد داشته باشید که شکل گذشته آن قاعده معمول را دنبال نمی‌کند و نامنظم است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    breed

    پرورش دادن

    bred

    پرورش داده شده است

    bred

    پرورش داده شده است

    این گاو را به خاطر شیردهی خوبش پرورش داده‌اند.
    این نوع خاص از گاو، شیر باکیفیتی تولید می‌کند. (کلمه «نژاد» یک اسم است.)
    دانش پرورش و اصلاح گیاهان، باعث به وجود آمدن انواع مقاوم‌تر و محصولات پربارتر می‌شود.
    کشاورزان با استفاده از روش‌های انتخاب اصولی، سعی در افزایش میزان برداشت محصول دارند.

    سگ‌ها در طی قرن‌ها به گونه‌ای پرورش یافته‌اند که ویژگی‌های خاصی پیدا کنند:
    سگ‌های ژرمن شپرد را برای محافظت و نگهبانی تربیت می‌کنند. آن‌ها در مراقبت از افراد و اموال بسیار مهارت دارند.
    بعضی از نژادهای سگ، موهای بلندی دارند و برخی دیگر موهای کوتاه. طول مو یکی از مشخصه‌های هر نژاد به شمار می‌رود.
    بسیاری از نژادها برای انجام کارهای مشخصی نزد صاحبانشان به کار گرفته می‌شوند. این نژاد خاص از سگ در شکار عالی عمل می‌کند و در واقع برای همین هدف پرورش داده شده است.

    اگرچه ممکن است از واژه «نژاد» برای توصیف انسان‌ها هم استفاده شود، اما بسیاری از مردم این کار را نادرست و نامناسب می‌دانند. گفتن اینکه انسان‌ها در حال «تولید مثل» هستند، تا حدی آن‌ها را با حیوانات یکسان می‌کند. با این حال، در بعضی شرایط به کار بردن این کلمه برای توصیف افراد پذیرفته شده است:
    او بسیار شجاع بود. فقط افراد با خصوصیات استثنایی می‌توانند کاری را که او انجام داد انجام دهند.
    انسان‌های امروزی، از نظر ویژگی‌ها و شرایط، بسیار با نیاکان و اجداد خود متفاوت هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bribe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bribe به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Bribe به فارسی با مثالهای کاربردی

    رشوه دادن یعنی پیشنهاد پول یا چیزی باارزش به کسی، در عوض اینکه کار خاصی برایتان انجام دهد یا لطفی در حق شما بکند. این عمل، بسته به شرایط و موقعیت، ممکن است غیرقانونی باشد. در بیشتر مواقع، رشوه دادن کار درستی نیست، چون باعث می‌شود فردی که رشوه می‌دهد، به شکلی ناعادلانه برتری پیدا کند و این یک نوع فساد محسوب می‌شود.

    تاد به یک پلیس پیشنهاد رشوه داد و بلافاصله دستگیر شد. (در این جمله «رشوه» یک اسم است.)
    او فهمید که رشوه دادن به یک پلیس، برخلاف قانون است. (در این جمله «رشوه دادن» یک مصدر است.)
    مری آن با یک کارت هدیه به معلمش رشوه داد و این رشوه مؤثر واقع شد. او در کلاس انگلیسی نمره بهتری گرفت. (در این جمله کلمه «رشوه» هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار رفته است.)
    آن فروشگاه با گذاشتن قیمت‌های پایین روی کالاهای پرطرفدار، به مشتریانش به نوعی رشوه می‌دهد!
    گاهی من مجبورم با یک خوراکی، به سگم رشوه بدهم تا از دنبال کردن خرگوش‌ها دست بردارد.
    آیا تا به حال کسی سعی کرده به شما رشوه بدهد؟

     
    کلمه «ارتشا» یا «رشوه‌خواری» یک اسم است و معمولاً وقتی استفاده می‌شود که پای جرم و قانون در میان باشد.

    آن وکیل به جرم ارتشا متهم شد.
    او احتمالاً باید به زندان برود، چون مبلغ رشوه در اتهامش بیش از یک میلیون دلار بوده است.
    رشوه و فساد در خیلی از نقاط دنیا نسبتاً رایج است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brief به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brief به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Brief به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «brief» باشد، یعنی کوتاه یا خلاصه است. این کلمه یک صفت است:

    پس از تأخیر کوتاهی، هواپیمای ما از فرودگاه پرواز کرد.
    معلم از ما خواست تا خلاصه‌ی کوتاهی از متن درس ارائه دهیم.
    جلسه کوتاه بود و فقط پانزده دقیقه طول کشید.
    می‌شود یک دقیقه صحبت کنیم؟ من مختصر صحبت می‌کنم.
    در میان برنامه، یک وقفه‌ی کوتاه وجود داشت. (وقفه: استراحت کوتاهی برای تماشاگران و اجراکنندگان)

     
    برای استفاده از این کلمه به صورت قید، «ly» به انتهای آن اضافه می‌شود:

    کامپیوتر من برای مدتی کوتاه از کار افتاد.
    رئیس ما به طور خلاصه دربارهٔ اتفاقات هفتهٔ گذشته در دفتر صحبت کرد.
    پخش فیلم برای مدت کوتاهی به دلیل مشکل پروژکتور قطع شد.

     
    علاوه بر این، از «brief» می‌توان به عنوان فعل نیز استفاده کرد. در این حالت، «brief» به معنای ارائهٔ اطلاعات مهم به صورت فشرده و خلاصه است:

    ژنرال‌ها قبل از برنامه‌ریزی برای اعزام نیروهای بیشتر، دربارهٔ وضعیت عراق توجیه شدند.
    سخنگوی شرکت، مطبوعات را در مورد ادغام آیندهٔ شرکت آگاه خواهد کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.