بلاگ

  • معنی کلمه Blast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Blast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «بلاست» می‌تواند به یک انفجار یا یک نیروی شدید مثل وزش باد، جریان هوا یا صدای بلند اشاره داشته باشد.

    صدای شلیک یک تفنگ از فاصله‌های دور هم شنیده می‌شد.
    یک صدای انفجار ناگهانی همه را نیمه‌شب از خواب بیدار کرد. این صدا در اثر انفجار در یک کارخانه ایجاد شده بود.
    صدای بوق هوایی نشان داد که بازی تمام شده است.
    به محض اینکه از فروشگاه بیرون آمدیم و قدم به خیابان پربرف گذاشتیم، با یک هوای بسیار سرد روبرو شدیم.
    کاندیدای شهرداری به خاطر شرکت در آن رسوایی، از طرف اعضای حزب خودش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
    بلندگوها آنقدر بلند موسیقی پخش می‌کردند که هیچ کس نمی‌توانست با دیگری صحبت کند. (در دو جمله آخر، «بلاست» به صورت فعل به کار رفته است.)

     
    علاوه بر این، از کلمه «بلاست» برای توصیف مواقعی که افراد حسابی خوش می‌گذرانند نیز استفاده می‌شود.

    ما در آن مهمانی کلی خوش گذراندیم.
    مراسم عروسی بسیار شاد و مهیج بود.
    چه اوقات خوشی بود!
    مسافرتی که رفتیم فوق‌العاده بود.
    این ترن هوایی واقعا هیجان‌انگیز است!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bleed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bleed به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bleed به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک بریدگی یا سوراخ عمیق در پوست ایجاد شود، خون از آن خارج می‌شود. به این جریان خروج خون، خونریزی گفته می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bleed

    خونریزی کردن

    bled

    خونریزی کرد

    bled

    خونریزی کرد

    وندی دستش را برید و خون آمد.
    اگر جای بریدگی‌تان خون می‌آید، بهتر است روی آن چسب زخم بگذارید.
    دارم خون می‌آیم. به چسب زخم نیاز دارم.
    مردی در یک سانحه جدی مجروح شد و قبل از رسیدن امدادگران، به دلیل از دست دادن خون جان باخت.
    می‌توانید روی یک بریدگی عمیق فشار وارد کنید تا خونریزی بند بیاید. (در این جمله، «خونریزی» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    بینی اسکار خیلی راحت خون می‌آید.

    کلمه “bleed” زمانی اسمی است که با کلمه nose “بینی” استفاده می شود. (این یک اسم مرکب را تشکیل می دهد.)
    بعضی از افراد در فصل زمستان، به خاطر خشکی هوا، دچار خوندماغ می‌شوند.
    جولیان خوندماغ دارد، اما می‌تواند با گرفتن بینی خود، خونریزی را متوقف کند.
    معمولاً خوندماغ درد ندارد.

    کلمه blood “خون” اسم است.
    وقتی ونسا دستش را برید، خون روی زمین چکید.
    از زانوی رون خون می‌آید چون زمین خورد و زانویش روی آسفالت خراش برداشت.
    زانویش خونآلود است. (کلمه «خونآلود» یک صفت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blend به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blend به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «blend» را می‌توان هم به عنوان یک فعل و هم به عنوان یک اسم به کار برد. وقتی از آن به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، یعنی دو یا چند چیز را با هم مخلوط و یکی می‌کنیم. وقتی هم به عنوان اسم استفاده می‌شود، به نتیجه این مخلوط شدن اشاره دارد؛ یعنی ترکیبی که به وجود آمده است.

    مثال‌هایی از کاربرد فعل «blend»:
    شما می‌توانید مواد غذایی را در دستگاه مخلوط‌کن یا غذاساز با هم ترکیب کنید.
    خواننده‌ای به نام کری آندروود، مشهور است که موسیقی کانتری را با سبک‌های راک و پاپ درمی‌آمیزد.
    غذای تایلندی، طعم‌های تند و شیرین را به خوبی با هم می‌سازد.

    مثال‌هایی از کاربرد اسم «blend»:
    مخلوط بذری که آن‌ها استفاده می‌کنند، ترکیبی از علف فسکیو، چاودار و علف کنتاکی بلوگرس است.
    این هنرمند برای خلق آثارش، از ترکیب جالبی از رنگ‌ها و شکل‌ها استفاده می‌کند.
    خیابان دوون در شهر شیکاگو، ترکیبی از رستوران‌ها و مغازه‌های هندی و پاکستانی است.

     
    عبارت «blend in» نیز معنای خاص خود را دارد. وقتی می‌گوییم کسی یا چیزی «blend in» می‌کند، یعنی آنقدر با محیط یا افراد اطرافش هماهنگ و مشابه می‌شود که به راحتی قابل تشخیص نیست و در جمع ناپدید می‌شود.

    مثال‌ها:
    برخی از حیوانات سعی می‌کنند با محیط اطرافشان یکی شوند تا شکارچیان نتوانند آن‌ها را ببینند.
    وقتی خانواده راجیش از سریلانکا به آمریکا نقل مکان کردند، او تمام تلاشش را کرد تا خودش را با بقیه دانش‌آموزان دبیرستان وفق دهد و در جمع آن‌ها دیده نشود.
    یک ماشین زرد پررنگ در میان انبوه ماشین‌های خاکستری، نقره‌ای و قهوه‌ای روشن یک پارکینگ، کاملاً مشخص و قابل تشخیص است و پیدا کردن آن بسیار آسان‌تر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Blind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blind به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نابینا” به فردی گفته می‌شود که قدرت بینایی خود را از دست داده است. وقتی این کلمه به معنای واقعی آن به کار می‌رود، یعنی فرد واقعاً نمی‌تواند ببیند:

    تونی از زمان بچگی نابینا است.
    او در یک حادثه ناگوار بینایی خود را از دست داد. (در این جمله “نابینا” به صورت فعل به کار رفته است.)
    افراد نابینا می‌توانند با استفاده از خط بریل مطالعه کنند.
    کسانى كه نابينا هستند اغلب از سگ راهنما كمك می‌گيرند.

    اما کلمه “کور” یا “نابینا” می‌تواند به شکل مجازی هم استفاده شود. در این حالت، فرد از نظر جسمی می‌بیند، اما درک درستی از یک موقعیت ندارد یا متوجه حقیقت چیزی نیست:

    او که بلندپروازی چشمانش را بسته بود، مسئولیت بزرگ کردن دو فرزندش را فراموش کرد.
    زیبایی گریزلدا، باب را چنان مسحور کرده بود که نمی‌توانست جنبه‌های منفی شخصیت او را ببیند.
    ماریا مزایای یک تحصیلات دانشگاهی خوب را درک نمی‌کند و آن را نمی‌بیند.

    گاهی اوقات از کلمه “کور” استفاده می‌کنیم چون شرایطی پیش می‌آید که دیدن را سخت یا غیرممکن می‌کند:

    برف و نور خورشید به طور موقت چشم‌هایش را ناتوان کرد.
    این ماشین یک نقطه کور دارد و دیدن وسایل سمت چپ آن سخت است.
    نور بالاى چراغ هاى خودروى مقابل، باعث شد راننده نتواند چیزی ببیند.

    کلمه “نابینایی” یک اسم است:

    بسیاری از افراد پس از ۸۰ سالگی به نوعی دچار نابینایی می‌شوند.
    درمان نابینایی کار بسیار دشواری است.
    ری چارلز هیچ وقت نگذاشت نابینایی مانع علاقه‌اش به موسیقی شود.

    وقتی این کلمه به صورت جمع به کار می‌رود، معمولاً به پوشش پنجره اشاره دارد:

    پرده‌های پنجره هم حریم خصوصی ایجاد می‌کنند و هم مقدار نور اتاق را کنترل می‌کنند.
    میشه لطفاً پرده رو ببندید؟ نور خورشید خیلی وارد اتاق شده.
    آنها شب‌ها پرده‌ها را می‌بندند و صبح‌ها باز می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Blister به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blister به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blister به فارسی با مثالهای کاربردی

    تاول‌ها معمولاً روی قسمت‌هایی از پوست ایجاد می‌شوند که مدام در حال ساییده شدن یا حرکت هستند. برای مثال، بعد از کارهای تکراری با دست‌ها یا راه رفتن زیاد، ممکن است روی دست یا پا تاول ببینیم.

    جو به خاطر پیاده‌روی پنج مایلی امروز، روی پاشنه‌اش تاول زده است.
    پوشیدن جوراب یکی از راه‌های جلوگیری از ایجاد تاول روی پا است.
    ریچل به دلیل چند ساعت گیتار زدن در شب گذشته، روی انگشتانش تاول دارد.
    بهتر است هنگام جمع‌آوری برگ‌ها دستکش بپوشید، وگرنه ممکن است دست‌تان تاول بزند.
    انگشتان من تاول زده‌اند!

     
    کلمه “blistering” گاهی اوقات به عنوان یک قید یا صفت به جای very “خیلی” استفاده می‌شود.

    امروز بیرون هوا گرم است. (خیلی گرمه.)
    چند نفر در گرمای شدید بیهوش شدند.
    این دونده با سرعت تاول زده خود در پیست، یک رکورد جهانی دیگر را شکست.
    پروژه ساخت و ساز با سرعت تاول زده به پایان رسید.
    پوست پشت او در اثر آفتاب سوختگی تاول می‌زند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blizzard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blizzard به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Blizzard به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کولاک یا بوران زمانی رخ می‌دهد که باد بسیار سرد و شدید همراه با رطوبت زیاد هوا باعث بارش سنگین و مداوم برف طی یک یا چند روز شود.

    برای منطقه شمال شرقی ایالات متحده هشدار کولاک اعلام شده است.
    پیش‌بینی می‌شود این کولاک بیشتر از دو روز طول بکشد.
    بهترین کار در زمان وقوع کولاک، ماندن در خانه است.
    یک کولاک قدرتمند می‌تواند خودروها را کاملاً زیر برف دفن کند، به همین دلیل رفت‌وآمد معمولاً ممنوع می‌شود.
    پس از پایان کولاک، مردم با استفاده از بیل‌های برفی و ماشین‌های برف‌روب، راه ورودی خانه و پیاده‌روهای خود را پاک می‌کنند.
    وقتی کولاک می‌آید، مدارس تعطیل می‌شوند. بچه‌ها یک “روز برفی” دارند. (روز برفی یعنی به خاطر بارش زیاد برف، مدرسه تعطیل است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Block به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Block به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Block به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “block” معمولاً به عنوان یک فعل به کار میرود. معنی آن این است که جلوی چیزی را بگیری، آن را متوقف کنی یا مانع از انجام یک کار شوی.

    ساده گذشته فعل ماضی
    block

    مسدود کردن

    blocked

    مسدود شده است

    blocked

    مسدود شده است

    پلیس رفت و آمد خیابان را قطع کرد.
    یک جعبه بزرگ جلوی در را گرفته است.
    رئیس جیل اجازه پیشرفت شغلی به او نمی‌دهد.
    بستن راه خروج اضطراری برخلاف قانون است.
    چیزی راه آب را بند آورده و به همین خاطر آب تخلیه نمی‌شود.
    مامور امنیتی، گروهی از معترضان را که قصد ورود به ساختمان داشتند، متوقف کرد.
    دسترسی به این وب‌سایت از سوی دولت محدود شده است.

    وقتی کلمه “block” به عنوان اسم به کار می‌رود، معانی مختلفی دارد:

    در این محله، خانه‌ها و آپارتمان‌های خوبی وجود دارد. (یک بلوک می‌تواند به مجموعه‌ای از ساختمان‌ها در یک خیابان یا یک ناحیه شهری اشاره کند.)
    کودکان دوست دارند با قطعات ساختمان‌سازی بازی کنند.
    بسیاری از خانه‌ها و ساختمان‌ها با بلوک‌های سیمانی ساخته می‌شوند.
    ماشین روی بلوک‌ها قرار داده شده است.
    سیم خاردار یک مانع مؤثر در برابر ورود غیرقانونی است.
    رفتم مغازه تا یک قالب پنیر بخرم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blur به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blur به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Blur به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک عکس واضح نیست و جزئیات آن به خوبی مشخص نمی‌باشد، می‌توانید از واژه “blur” استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    blur

    محو کردن

    blurred

    محو شد

    blurred

    محو شده

    چهره کودک در عکس، برای حفظ هویت او، به صورت تار نشان داده شده بود.
    خاطرات روزهای قدیم، انگار که در ذهن با هم قاطی شده و محو می‌شوند.
    اگر موقع عکس گرفتن دستتان را تکان دهید، تصویر نهایی تار خواهد شد.

    کلمه “blur” می‌تواند یک اسم باشد.
    اتفاقات زمانی که چهارسالم بود، برایم مثل یک لکه تیره و نامشخص در حافظه است.
    وقتی همه رنگ‌ها را روی پالت با هم مخلوط کردیم، یک لکه تیره و گِلی‌رنگ درست شد.
    هارولد خاطره زیادی از شب قبل به یاد ندارد. او گفت: «همه‌چیز مثل یک مه تیره است.»

    کلمه “blurry” یک صفت است. متضاد این کلمه “sharp” است.
    بدون عینکم، همه چیز تار دیده می‌شود.
    این تصویر واضح نیست و خطوطش تار شده.
    اگر در زمان عکاسی دستتان بلرزد، عکس محو و ناواضح می‌شود.
    مجبور شدم چند تا از عکس‌ها را دور بریزم چون کیفیت خیلی پایین و تار بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Board به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Board به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Board به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “board” معناهای گوناگونی دارد. وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، به عمل سوار شدن به هواپیما یا کشتی اشاره دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    board

    سوار شدن

    boarded

    سوار شد

    boarded

    سوار شد

    بعد از اعلام شماره پروازمان، سوار هواپیما شدیم.
    برای ورود به هواپیما از داخل فرودگاه، باید از یک راهروی مسقف مخصوص که به درب هواپیما متصل می‌شود عبور کنید.
    برای سوار شدن به یک کشتی بزرگ نیز مسافران از روی یک سکو یا پل متحرک که اسکله را به کشتی وصل می‌کند، حرکت می‌کنند.
    سوار شدن به هواپیما معمولاً زمان‌بر است، چون مسافران باید جای صندلی خود را پیدا کنند و چمدان‌هایشان را در جاهای مخصوصی قرار دهند.

    علاوه بر معنای سوار شدن، کلمه «بورد» به معنای تهیه محل زندگی و غذا برای کسی نیز هست.
    به عنوان مثال، دانشجویانی که در خوابگاه زندگی می‌کنند، علاوه بر شهریه دانشگاه، باید هزینه خواب و غذا هم بپردازند.
    سامانتا مجبور است هر بار که به مسافرت می‌رود، سگ‌هایش را به یک محل مراقبت بسپارد چون کسی را ندارد که از آن‌ها نگهداری کند.
    یک خانه بسیار بزرگ در آن خیابان، به افراد اجاره اتاق همراه با غذا می‌دهد.
    جاناتان هم به طور موقت در خانه افرادی که به صورت اینترنتی شناخته، زندگی و غذا می‌خورد.

    وقتی «بورد» به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک سطح صاف و محکم اشاره دارد که برای کارهای مختلفی استفاده می‌شود.
    مثلاً سبزیجات یا گوشت را روی یک «تخته برش» خرد می‌کنید.
    لباس‌ها را روی «میز اتو» اتو می‌زنید.
    پنجره‌ها و درهای خانه‌های خالی از سکنه را اغلب با تخته می‌پوشانند.
    مردم مناطق ساحلی قبل از رسیدن توفان، پنجره‌های خانه‌های خود را با تخته می‌بندند تا از آسیب در امان بمانند.
    اسکیت‌برد یک تخته چوبی مستطیل شکل است که چهار چرخ زیرش دارد.
    تخته‌ی موج‌سواری هم یک وسیله بلند و باریک است که برای حرکت روی موج دریا از آن استفاده می‌شود.
    مقوا یک نوع کاغذ ضخیم و محکم است که برای درست کردن جعبه، بسته‌بندی و ساخت تابلوهای اعلانات به کار می‌رود.
    حتی می‌توانید با قرار دادن یک صفحه چوبی بزرگ روی دو کمد بایگانی، یک میز درست کنید.

    در نهایت، «بورد» می‌تواند به گروهی از افراد اشاره کند که مسئول راهنمایی و مدیریت یک شرکت یا سازمان بزرگ هستند.
    برای مثال، دیوید عضو «هیئت مدیره» یک شرکت بسیار معتبر و بزرگ است.
    «هیئت مدیره مدرسه» باید یک مدیر جدید برای مجموعه مدارس آن منطقه پیدا کند.
    اعضای هیئت مدیره معمولاً در یک سالن کنفرانس بزرگ و پشت یک میز طولانی جلسه می‌گذارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Boast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Boast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که به خودش می‌بالد، مدام درباره موفقیت‌ها و توانایی‌هایش حرف می‌زند. این رفتار معمولاً جنبه منفی دارد. کلمه «boast» معنایی نزدیک به «فخر فروختن» دارد.

    جیسون همیشه از خودش تعریف می‌کند.
    مدام می‌گوید چقدر در ورزش مهارت دارد.
    دوستانش از این همه تعریف و تمجید او خسته شده‌اند.
    او خیلی به موفقیت‌هایش افتخار می‌کند. (کلمه «boastful» به صورت صفت به کار می‌رود.)

    جسیکا درباره موفقیت‌های درسی‌اش صحبت می‌کند.
    همیشه در حال تعریف از دستاوردهای خود است.
    با غرور از نتیجه امتحانش حرف زد. (کلمه «boastfully» به صورت قید استفاده می‌شود.)
    دوستانش از شنیدن حرف‌های مغرورانه او خسته شده‌اند.

    ریچل و تیم همیشه از بچه‌هایشان تعریف می‌کنند.
    دوستانشان آرزو می‌کنند که آن‌ها کمتر از خودشان تعریف کنند.
    بعضی وقت‌ها وقتی شروع به تعریف از فرزندانشان می‌کنند، بقیه آنجا را ترک می‌کنند.
    صحبت‌های پدر و مادرهای مغرور، خسته‌کننده و شنیدنش سخت است.

    آیا شما هم به چیزی افتخار می‌کنید؟
    درباره چه چیزی معمولاً صحبت می‌کنید؟
    اگر کمی از خودتان بگویید، مشکلی ندارد.
    اما اگر زیاد از خودتان تعریف کنید، کسی تمایلی به شنیدن ندارد.
    لطفاً دیگر از خودتان تعریف نکنید!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.