بلاگ

  • معنی کلمه Begin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Begin به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Begin به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیز جدیدی که شروع می‌شود، با فعل «شروع شدن» بیان می‌شود. این کلمه را می‌توان برای افراد، اشیا یا رویدادها به کار برد.

    روز با طلوع آفتاب شروع می‌شود.
    یک کتاب داستان از صفحه اول آغاز می‌گردد.
    حروف الفبا با حرف «الف» شروع می‌شود.
    نام مریم با حرف «م» آغاز می‌شود.
    یک کودک از چه سنی راه رفتن را شروع می‌کند؟
    اغلب کودکان، مهدکودک را در پنج یا شش سالگی شروع می‌کنند.
    تو از چه زمانی یادگیری زبان انگلیسی را شروع کردی؟

    “begin” یک فعل بی‌قاعده است و شکل آن در زمان‌های گوناگون تغییر می‌کند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    begin

    شروع کردن

    began

    آغاز شد

    begun

    آغاز شد

    کلاس دقیقاً ده دقیقه پیش شروع شد. (زمان گذشته)
    فیلم هنوز آغاز نشده است. (زمان حال کامل)
    یولاندا در فصل پاییز تحصیل در کالج را شروع خواهد کرد. (زمان آینده)
    پیتر در حال شروع یادگیری زبان اسپانیایی است.
    مشکلات آن‌ها از چه زمانی آغاز شد؟

    کلمه “شروع” می‌تواند به عنوان اسم به کار رود:
    ابتدای رمان بسیار جالب بود.
    شروع یک زندگی تازه در کشوری دیگر سخت است.
    دانشمندان معتقدند که “مهبانگ” آغاز جهان بوده است.
    بیایید از اول شروع کنیم. (تعریف کن از ابتدا چه گذشت.)

    فرد مبتدی کسی است که تازه کاری را آغاز کرده:
    او در حال یادگیری رانندگی است و یک تازه‌کار محسوب می‌شود.
    در مورد مهارت‌هایش سختگیری نکنید؛ او هنوز در آغاز راه است.
    معذرت می‌خواهم که نواختن پیانوم ضعیف است، هنوز در مرحله یادگیری هستم.
    افراد کمی حاضرند تحت عمل جراحی توسط یک جراح تازه‌کار قرار بگیرند. بهتر است چنین کارهایی را به جای یک مبتدی، به دست متخصصان با تجربه بسپاریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Behave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Behave به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Behave به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “behave” در زبان انگلیسی به عنوان یک فعل به کار می‌رود و منظور از آن، توصیف نحوه عملکرد و برخورد یک فرد در موقعیت‌های مختلف است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    behave

    رفتار کن

    behaved

    رفتار کرد

    behaved

    رفتار کرد

    دانش‌آموزان امروز در کلاس بسیار خوب و مودب بودند.
    پیش‌بینی می‌کنیم همه در مهمانی رفتار شایسته‌ای داشته باشند.
    نیازی نیست نگران بی‌ادبی کسی باشید. (در این جمله، کلمه «رفتار» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    همه وقتی رئیس در اداره است، رفتاری درست و مناسب دارند.
    مادر دیوید به او گفت اگر رفتار خوبی نداشته باشد، او را به پارک نمی‌برد.
    فادوما هنگام صرف شام، رفتار شایسته‌ای از خود نشان نمی‌داد.
    لطفاً مؤدب باش. (این یک درخواست یا دستور است.)
    لطفاً خودت را کنترل کن و مؤدب باش. (این خطاب به یک نفر است.)
    لطفاً مؤدب باشید و رفتار خوبی داشته باشید. (این خطاب به چند نفر است. دقت کنید که در اینجا از ضمایر انعکاسی همراه با کلمه «رفتار» استفاده شده است.)
    به نظر می‌رسد این افراد اصلاً نمی‌دانند چطور باید رفتار کنند.

    علاوه بر این، می‌توانید از کلمه «رفتار» برای حیوانات یا حتی اشیاء نیز استفاده کنید:
    ماشین من این روزها رفتار عجیبی از خودش نشان می‌دهد.
    توله‌سگ ریک وقتی داخل خانه است، نمی‌داند چطور باید رفتار کند.
    گیاهان و درختان بسته به محیطی که در آن رشد می‌کنند، رفتار و واکنش متفاوتی دارند.

    کلمه «behavior» در انگلیسی به معنای «رفتار» است و یک اسم محسوب می‌شود:
    رفتار آن پسر آنقدر نامناسب است که امکان ادامه تحصیل برایش در مدرسه وجود ندارد.
    رفتار او به تدریج به یک مشکل تبدیل شده است.
    رفتار آن مرد واقعاً شرم‌آور است.
    او با رفتار ناشایستش باعث شرمندگی خود شد.
    همه ما از رفتار یک زوج بی‌ادب در هواپیما ناراحت و دلخور شدیم.

    عبارت «on one’s best behavior» یک اصطلاح است به معنای «بهترین رفتار را داشتن»:
    کودکان در حال نشان دادن بهترین رفتار خود هستند.
    او دارد بهترین رفتارش را نشان می‌دهد.
    او هم اکنون بسیار مؤدب و خوش‌رفتار است.
    بهتر است امروز بهترین و مودبانه‌ترین رفتارت را داشته باشی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beige به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beige به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Beige به فارسی با مثالهای کاربردی

    رنگ بژ شبیه به رنگ پوست برنزه است. این رنگ در طیف‌های گوناگونی دیده می‌شود؛ گاهی نزدیک به سفید، گاهی متمایل به زرد و گاهی هم شبیه قهوه‌ای روشن. بژ یک رنگ خنثی محسوب می‌شود و به همین دلیل با تقریباً هر رنگ دیگری هماهنگ می‌شود. این ویژگی باعث شده که در بسیاری از خانه‌های آمریکایی، بژ انتخابی محبوب باشد.

    در اتاق نشیمن دایان، تقریباً همه چیز به رنگ بژ است:
    مبلمان‌ها بژ هستند،
    روی آن‌ها بالش‌های بژ قرار دارد،
    دیوارها بژ هستند،
    فرش نیز بژ است،
    حتی در تمام تصاویری که روی دیوارها نصب شده‌اند، ردپایی از رنگ بژ دیده می‌شود.

     
    علاوه بر این، مردم از پوشیدن لباس‌های بژ نیز استقبال می‌کنند:

    این شلوار به رنگ بژ است.
    می‌توانید بژ را با تقریباً هر رنگ دیگری ترکیب کنید.
    بژ در کنار سفید، مشکی، قهوه‌ای یا آبی بسیار زیبا به نظر می‌رسد.
    بژ، رنگی است که استفاده از آن بسیار ساده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Believe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Believe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Believe به فارسی با مثالهای کاربردی

    باور کردن یعنی داشتن یک ایده، فکر یا این تصور که چیزی ممکن است درست باشد.

    پلیس باور دارد مردی را که مغازه را سرقت کرده، دستگیر کرده است.
    تانیا حرف پسرش را وقتی می‌گوید دروغ نمی‌گوید، باور می‌کند.
    آیا تو به خدا ایمان داری؟
    شما به چه چیزی اعتقاد دارید؟
    من باور دارم که اگر واقعاً سخت‌کوشی کنی، می‌توانی انگلیسی یاد بگیری.
    هارونا در بچگی به روح و شبح اعتقاد داشت، اما الان دیگر باور ندارد.
    در ابتدا، مردم شهر حرف پسرکی که می‌گفت گرگ آمده را باور می‌کردند، اما بعد از چند بار دروغ گفتن، دیگر حرفش را باور نکردند.

    گاهی اوقات، کلمه «باور کردن» معنایی شبیه به «فکر کردن» دارد.

    فکر می‌کنم این گوشی شماست. روی میزی بود که شما نشسته بودید.
    آنها فکر می‌کنند راه‌حلی برای مشکل پیدا کرده‌اند.
    فکر نمی‌کنم قبلاً همدیگر را دیده باشیم. اسم من پل است.

    اسم این کلمه «باور» یا «اعتقاد» است.

    آن افراد باورها و عقاید بسیار محکمی دارند.
    عقایدشان مانع از انجام بعضی کارها توسط آن‌ها می‌شود.
    باورهای شما چیست؟

    نکته: بخش اول کلمه «belief» در انگلیسی، تکیه و تأکید ندارد. صدای حرف اول آن یک صدای «شِوا» است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Belong به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Belong به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Belong به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه belong فعلي است كه هنگام توصيف مالكيت چيزي به كار مي رود. همچنین برای توصیف روابط استفاده می شود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    belong

    متعلق به

    belonged

    متعلق بود

    belonged

    متعلق بود

    آیا این وسایل مال شما هستند؟ آیا به شما تعلق دارند؟

    خانه‌ای که در گوشه خیابان است، قبلاً متعلق به یک زن و شوهر بود که چهار فرزند داشتند.
    این کتاب مال من نیست و برای مدرسه است.
    اگر آن وسیله متعلق به او نیست، نمی‌تواند آن را به خانه ببرد.
    ورود خودروها به این قسمت مجاز نیست. باید ماشینت را جای دیگری پارک کنی.
    آن پسر بچه پسر کیه؟
    او فرزند آن خانم جوان با دامن قرمز است.
    آن دو برای هم ساخته شده‌اند. (عاشق هم هستند و قصد ازدواج دارند.)

    برای ساختن شکل اسمی “belong”، در پایان آن “ing” اضافه کنید:
    این وسایل متعلق به چه کسی است؟
    آیا این وسایل مال شما هستند؟
    یک مرد بی‌خانمان با تمام وسایلش در خیابان نشسته است.

    توجه: فعل “belong” را نمی‌توان به صورت مجهول به کار برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Belt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Belt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Belt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کمربند یک وسیله است که دور کمر بسته می‌شود.

    یک مرد کمربند می‌بندد تا شلوارش از پایین نیفتد.
    هم مردان و هم زنان از کمربندهای شیک و جدید استفاده می‌کنند.
    کمربند از داخل حلقه‌های مخصوصی که روی شلوار دوخته شده عبور می‌کند و با یک سگک بسته می‌شود.

     
    انواع دیگری از کمربند هم وجود دارد:

    **کمربند ایمنی** را راننده و مسافران در ماشین می‌بندند. (بستن کمربند ایمنی یک عمل مهم برای ایمنی است.)
    **کمربند ابزار** را کسی می‌بندد که کارهای ساختمانی یا تعمیراتی انجام می‌دهد.
    کسی که در ورزش کاراته بسیار ماهر شود، **کمربند مشکی** دریافت می‌کند.
    **نوار نقاله** وسیله‌ای است که چیزها را از جایی به جای دیگر جابه‌جا می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Bend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bend به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bend به فارسی با مثالهای کاربردی

    به جسمی که قبلاً صاف بوده و حالا شکلی زاویه‌دار پیدا کرده است، «خم‌شده» می‌گویند. همچنین، واژه «خم کردن» به عنوان یک فعل به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bend

    خم شدن

    bent

    خم شده

    bent

    خم شده

    او در حال خم کردن دست‌ها و پاهایش است.
    دست‌ها و پاهایش خم شده‌اند. (کلمه “خم” در اینجا به صورت صفت به کار رفته است.)
    آیا می‌توانی از کمر خم شوی و نوک پاهایت را لمس کنی؟
    اگر انگشتت بیش از حد به عقب خم شود، ممکن است بشکند.
    من موقع کوبیدن چند میخ به یک تکه چوب، آن‌ها را خم کردم.

    وقتی از صفت “خمیده” استفاده می‌شود، معمولاً منظور این است که چیزی تغییر شکل داده یا شکسته است:
    دو سر یک آچار، خمیده است.
    گمان می‌رود سپر ماشین شیلا کمی کج و خمیده شده باشد.
    تد نیاز به عینک تازه دارد، چون فریم عینک فعلی‌اش خم شده است.

    یک اصطلاح رایج در آمریکا این است: “از فرم افتادن” (bent out of shape). این اصطلاح یعنی فردی از چیزی ناراحت یا عصبانی شده است:
    چرا او اینقدر ناراحت و عصبانی است؟
    اینقدر ناراحت و برآشفته نشو.
    احمد وقتی کسی آینه بغل سمت راننده ماشینش را شکست، خیلی عصبانی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Benefit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Benefit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Benefit به فارسی با مثالهای کاربردی

    خیلی از کارمندان علاوه بر حقوقی که از شرکت می‌گیرند، مزایای دیگری هم دریافت می‌کنند. این مزایا می‌توانند شامل پاداش، مرخصی استحقاقی، حقوق ایام بیماری، حقوق بازنشستگی و پس‌انداز باشد. این چیزها دقیقاً مثل پول نقد نیستند، اما ارزش مالی دارند و در واقع نوعی پاداش غیرنقدی به حساب می‌آیند.

    ویکتوریا شغلی داشت که مزایای خوبی داشت.
    هنگامی که او شغل خود را از دست داد، مزایای خود از جمله بیمه درمانی را از دست داد.
    بیمه درمانی یک مزیت مهم است که اکثر مردم در ایالات متحده از طریق کارفرمای خود دریافت می کنند.
    چه نوع مزایایی در محل کار به دست می آورید؟

     
    علاوه بر این، می‌توانید از کلمه «سود بردن» هم استفاده کنید تا اتفاق‌های خوبی را که می‌افتد توصیف کنید.

    حمزه از داشتن خانواده بزرگ و حامی سود می برد.
    دانش آموزان از دسترسی به فناوری های جدید سود می برند.
    این کمک یک میلیون دلاری قرار است به نفع افراد زیادی باشد که به کمک نیاز دارند.
    کار او برای شرکتی که در آن کار می کند بسیار سودمند است.
    سالمندان از جمله میلیون‌ها آمریکایی هستند که از سیستم تامین اجتماعی بهره می‌برند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bet به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bet به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “bet” یا “شرط” برای گفتن پیش‌بینی‌هایی درباره آینده استفاده می‌شود. معمولاً این کلمه با قمار یا به خطر انداختن چیزی باارزش همراه است. در این مثال‌ها، “bet” نقش یک فعل را دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bet

    شرط بندی کردن

    bet

    شرط بندی کرد

    bet

    شرط بندی کرد

    تونی در مسابقه اسب‌دوانی ۲۰ دلار روی یک اسب شرط بست.
    ساندرا علاقه دارد روی نتیجه مسابقات فوتبال شرط بندی کند.
    چه مقدار می‌خواهید شرط ببندید؟
    با شما شرط می‌بندم که تیم شما برنده نمی‌شود، شرطم ده دلار است.
    وینس همه پولش را در یک بازی پوکر به شرط گذاشت و تمام آن را باخت.

    وقتی “bet” به عنوان فعل به کار می‌رود، می‌تواند نشان دهد که فردی با اطمینان باوری دارد.
    من مطمئنم که قیمت بنزین در این تابستان افزایش خواهد یافت.
    آیا فکر می‌کنی فردا در طول بازی باران خواهد آمد؟
    آنها روی ساختن آینده‌ای بهتر در کالیفرنیای آفتابی حساب باز کرده‌اند.

    در جمله‌های زیر، کلمه “bet” در نقش اسم به کار رفته است:
    تونی یک شرط ۲۰ دلاری روی یک اسب گذاشت.
    آنها با خرید آن خانه، سرمایه‌گذاری خوبی انجام دادند.
    چه نوع شرطی می‌خواهی ببندی؟
    شرط‌بندی در اینجا مجاز نیست. (کلمه “شرط‌بندی” در این جمله مصدر است.)
    این شرط بدی بود.

    توجه: گاهی از کلمه “bet” در پاسخ به تشکر استفاده می‌شود. وقتی کسی می‌گوید “متشکرم”، برخی آمریکایی‌ها پاسخ می‌دهند: “You bet”. شکل غیررسمی‌تر آن “You betcha” است.

    الف: ممنون برای کمک‌ات.
    ب: خواهش می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beverage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beverage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Beverage به فارسی با مثالهای کاربردی

    «نوشیدنی» معنی کلمه beverage است. این کلمه معمولاً در هتل‌ها، رستوران‌ها و کافه‌ها برای اشاره به انواع نوشیدنی‌ها به کار می‌رود. اما در گفتگوهای روزمره، بیشتر آمریکایی‌ها فقط از کلمه drink به معنای نوشیدنی استفاده می‌کنند.

    مثال‌ها:

    Would you like a beverage?
    آیا نوشیدنی میل دارید؟

    What kind of a beverage would you like to order?
    چه نوع نوشیدنی می‌خواهید سفارش دهید؟

    Beverages are listed towards the back of the menu.
    لیست نوشیدنی‌ها در انتهای منو قرار دارد.

    There are ice cold beverages in the cooler.
    داخل یخچال نوشیدنی‌های خنک وجود دارد.

    A hot beverage is the thing to have on a cold night.
    نوشیدنی گرم، بهترین انتخاب برای یک شب سرد است.

    A cold beverage tastes great on a hot summer day.
    نوشیدنی خنک در یک روز گرم تابستان، طعم فوق‌العاده‌ای دارد.

    The flight attendant pushed a beverage cart through the aisle of the plane and served the passengers.
    مهماندار هواپیما، چرخ دستی نوشیدنی‌ها را沿着 راهرو حرکت داد و به مسافران سرو کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.