بلاگ

  • معنی کلمه Bankrupt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bankrupt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bankrupt به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک نفر نمی‌تواند بدهی‌هایش را پرداخت کند، یک راه معمول برای حل این مشکل، ورشکست شدن یا اعلام ورشکستگی است. شرکت‌ها هم ممکن است ورشکست شوند. این یک فرآیند قانونی است که در آن وکلا، یک قاضی و طلبکاران (یعنی کسانی که باید پولشان پرداخت شود) نقش دارند. ورشکستگی اتفاق خوبی نیست و برای کسانی که در آینده بخواهند وام بگیرند یا اعتبار دریافت کنند، مشکل‌ساز خواهد شد.

     
    نمونه‌هایی از کاربرد کلمه «ورشکسته» به صورت صفت:

    بیل و جان بعد از شکست خوردن کسب‌وکارشان ورشکست شدند. (دقت کنید که معمولاً از فعل «رفتن» همراه با «ورشکسته» استفاده می‌شود.)
    آن فروشگاه تعطیل است چون شرکتی که صاحب آن است، ورشکسته شده.
    اگر ورشکست شوند، احتمالاً مجبورند ماشینشان را بفروشند.

     
    نمونه‌هایی از کاربرد کلمه «ورشکستگی» به صورت اسم:

    جان به دلیل اینکه نمی‌توانست قبض‌هایش را پرداخت کند، ورشکستگی اعلام کرد.
    تقریباً هفت سال زمان لازم است تا سابقه اعتباری شما بعد از یک ورشکستگی، دوباره بهبود یابد.
    سو و آل تصمیم گرفتند که ورشکستگی تنها راه حل مشکلاتشان است.
    ورشکستگی چیزی است که باید به هر قیمتی از آن دوری کنید.*

    (*به هر قیمتی اجتناب کنید: یعنی تا جایی که ممکن است سعی کنید این وضعیت پیش نیاید چون می‌تواند بسیار بد باشد.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Baptize به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Baptize به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Baptize به فارسی با مثالهای کاربردی

    غسل تعمید به معنای پذیرفتن یا وارد کردن کسی به یک جمع است. این واژه معمولاً با آیین مذهبی تعمید یک نوزاد یا تعمید فردی که به یک دین جدید می‌گرود، همراه است. مراسم تعمید تقریباً همیشه با استفاده از آب بر روی پیشانی یا فروبردن کامل فرد در آب انجام می‌شود.

    یک کشیش، نوزاد را تعمید می‌دهد.
    نوزادان توسط کشیشان تعمید داده می‌شوند.
    بزرگسالان نیز هنگام گرویدن به دین جدید، تعمید می‌گیرند.
    بیشتر شاخه‌های دین مسیحیت، کودکان و بزرگسالان را تعمید می‌دهند.

     
    واژهٔ «تعمید» یک اسم است.

    مراسم تعمید توسط کشیش انجام می‌شود.
    ما باید در مراسم تعمید برادرزاده‌مان شرکت کنیم.
    برخی از متخصصان دینی معتقدند یحیی تعمیددهنده، عیسی را تعمید داد.

     
    گاهی از کلمهٔ «تعمید» به‌صورت غیرواقعی و نمادین استفاده می‌شود؛ یعنی وقتی کسی یک تجربهٔ سخت یا زندگی‌تغییر‌دهنده را پشت سر می‌گذارد.

    سربازان در میدان نبرد، مهارت‌های واقعی نظامی را یاد می‌گیرند. این یک «تعمید با آتش» است.
    پنج ماه کارآموزی دان در آن شرکت، مانند یک تعمید سخت و چالش‌برانگیز بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bare به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bare به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bare به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “bare” به معنای خالی یا بدون پوشش است.

    با سر بدون کلاه در هوای سرد بیرون نرو. مطمئن شو که کلاهی می‌پوشی که گوش‌هایت را بپوشاند.
    ویکتوریا دوست دارد با پاهای لخت در خانه راه برود. (یعنی بدون کفش و جوراب)
    کابینت‌ها خالی هستند. باید برای خرید خوراکی برویم. (کابینت‌ها همان کمدهایی هستند که مواد غذایی در آن نگهداری می‌شود.)
    آیا تا به حال در فضای باز و روی زمین لخت خوابیده‌ای؟
    عکس‌های زنان لخت و برهنه، باعث شدند آن مرد جوان خجالت‌زده شود.
    شکارچی دلیر، ببر را با دستان خالی خودش کشت. (او از هیچ سلاحی استفاده نکرد.)

    شکل قیدی “bare”، کلمه “barely” است که معنای “به سختی” یا “خیلی کم” می‌دهد:

    من به زودی صدای تو را می‌شنوم.
    روی زمین به ندرت برف وجود دارد.
    ما خیلی کم گوشت قرمز می‌خوریم. معمولاً ماهی می‌خوریم. (بهتر است در این جمله به جای “به ندرت” از “خیلی کم” استفاده کنی.)
    آن زن وقتی که امدادگران به او رسیدند، به سختی نفس می‌کشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Barely به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Barely به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Barely به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “barely” به معنای “به سختی” است و کاربرد آن شبیه به “نه خیلی” می‌باشد. این کلمه یکی از قیدهای پرکاربرد در زبان انگلیسی است.

    مثال:
    She can barely speak English.
    یعنی: او به سختی می‌تواند انگلیسی صحبت کند.
    (در واقع منظور این است که او نمی‌تواند خیلی خوب انگلیسی صحبت کند.)

    در این جمله، “barely” روی فعل‌های “can” و “speak” اثر می‌گذارد. اگر بخواهیم عکس این جمله را بگوییم، می‌گوییم:
    “She can speak English well.”

    در ادامه چند مثال دیگر با این قید آورده شده است:

    – He barely comes to class.
    (یعنی او زیاد به کلاس نمی‌آید. قید “barely” روی “comes” اثر گذاشته.)

    – I can barely hear you.
    (یعنی من صدایت را خیلی خوب نمی‌شنوم.)

    – They’re barely able to pay their rent.
    (یعنی آن‌ها در پرداخت اجاره مشکل دارند.)

    – Jimmy barely eats anything.
    (یعنی او زیاد غذا نمی‌خورد. بهتر است والدینش او را نزد دکتر ببرند!)

    – This computer barely works.
    (یعنی این کامپیوتر خیلی خوب کار نمی‌کند. وقت آن است که یک کامپیوتر جدید بخریم.)

    گاهی اوقات “barely” در انتهای جمله می‌آید. این حالت معمولاً برای تأکید یا ایجاد حس طنز به کار می‌رود:

    – She can speak English–barely.
    – We made it to class on time, barely.
    – My car still works–barely.

    ترجمه:
    او می‌تواند انگلیسی صحبت کند — به سختی.
    ما به موقع به کلاس رسیدیم — به سختی.
    ماشین من هنوز کار می‌کند — به سختی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Barf به فارسی با مثالهای کاربردی

    استفراغ به حالتی می‌گویند که محتویات معده از طریق مری بالا می‌آید و از دهان خارج می‌شود. این اتفاق برای تقریباً همه افراد می‌افتد، اما معمولاً صحبت کردن درباره‌ی آن خوشایند نیست. کلمه «barf» معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد واقعاً بیمار باشد:

    یک دانش‌آموز سر کلاس استفراغ کرد و به دلیل بیماری به خانه فرستاده شد.
    حتماً مریض است، چون استفراغ کرده.
    تاد بعد از اینکه تمام شب مشروب خورده بود، وقتی به خانه رسید استفراغ کرد.
    به نظر می‌رسد بوی استفراغ می‌آید.
    روی زمین پر از استفراغ است. (در این جمله کلمه «barf» به عنوان اسم به کار رفته است.)

     

    کلمه «barf» گاهی به صورت غیرواقعی و برای اغراق نیز استفاده می‌شود:

    با دیدن این حالم به هم خورد و دلم می‌خواست استفراغ کنم.
    طعم این غذا مثل استفراغ است.
    اه، چه حال به هم خوری!

     

    واژه‌های دیگری هم هستند که معنی مشابهی دارند، مثل puke، upchuck و spew. اما این کلمات نیز مودبانه محسوب نمی‌شوند. اگر بخواهیم مودبانه صحبت کنیم، بهتر است بگوییم آن شخص «حالش بد شد» یا «مریض شد».

    او توی کلاس استفراغ کرد. (بی‌ادبانه)
    حالش در کلاس بد شد. (مودبانه)
    گفت که نزدیک است استفراغ کند. (بی‌ادبانه)
    گفت که حس می‌کند حالش بد می‌شود. (مودبانه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bargain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bargain به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bargain به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «بَرقِین» یا معامله خوب، خریدی است که قیمت مناسبی دارد. اما این با کالای «ارزان» فرق دارد. اگر چیزی یک معامله خوب محسوب شود، یعنی علاوه بر قیمت مناسب، کیفیت آن هم قابل قبول است. پس خرید یک وسیله شکسته یا بی‌استفاده، یک معامله خوب نیست.

    مثلاً:
    – فروشندگان خودرو معمولاً در پایان سال، معاملات خوبی روی ماشین‌ها ارائه می‌دهند.
    – لنی یک پیشنهاد عالی برای خرید یک تویوتا هایلندر ۲۰۰۸ به صورت آنلاین پیدا کرد.
    – تبلیغات فروش بزرگ بلک فرایدی در روزنامه‌های دیروز چاپ شده بود.
    – سو همیشه برای پیدا کردن کالاهای با قیمت مناسب، به فروشگاه‌های تخفیف‌دار سر می‌زند.
    – پرداخت ۹۹ سنت برای یک پوند موز، اصلاً خرید به‌صرفه‌ای نیست.
    – در روزنامه امروز چه پیشنهادهای ویژه‌ای وجود دارد؟

    علاوه بر این، می‌توان از کلمه «bargain» به صورت صفت هم استفاده کرد:

    – بیشتر مغازه‌های لباس‌فروشی، یک بخش ویژه دارند که در آن لباس‌ها با تخفیف به فروش می‌رسند.
    – کلارا عاشق خرید از بخش‌های تخفیف‌دار در مرکز خرید محل خود است.
    – پایین‌ترین قیمت‌ها برای کالاهای کریسمس، معمولاً بعد از خودِ کریسمس شروع می‌شود.

    وقتی «bargain» به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای چانه زدن و توافق بر سر قیمت است:

    – تایلر اصلاً چانه نمی‌زند و علاقه‌ای به بحث روی قیمت ندارد.
    – اگر قیمت معقولی پیشنهاد دهید، صاحب آن فروشگاه عتیقه‌فروشی حتماً با شما چانه می‌زند.

    **نکته:** چانه زدن برای قیمت در خیلی از کشورهای دنیا معمول است، اما در ایالات متحده چندان مرسوم نیست. با این حال، روی کالاهای خیلی گران مثل خانه یا ماشین، یا اجناسی که افراد به صورت شخصی می‌فروشند، معمولاً می‌توان چانه زد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Base به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Base به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Base به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “base” معانی گوناگونی دارد، اما در اصل به معنای چیزی است که بقیه چیزها روی آن بنا می‌شوند:

    شما نظراتتان را روی چه چیزی استوار کرده‌اید؟
    او نظر خود را بر مبنای مطلبی که در روزنامه خوانده، شکل داده است.
    روش‌های من برای تدریس زبان انگلیسی، حاصل بیست و پنج سال تجربه عملی در کلاس‌های درس است.
    آب‌پز مرغ و سبزیجات، یک ماده اولیه عالی برای درست کردن سوپ مرغ به شمار می‌رود.
    هرم، یک طرح معماری مناسب است چون بنیان و پایه بسیار مستحکمی دارد.

     

    علاوه بر این، کلمه “base” می‌تواند به یک مکان یا دفتر اصلی اشاره کند:

    ستاد اصلی شرکتشان در کجا قرار دارد؟ (آنها در کدام منطقه مستقر هستند؟)
    تعداد زیادی پایگاه نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان وجود دارد.
    پایتخت کشور ایالات متحده، در شهر واشنگتن دی‌سی قرار گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Basic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Basic به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Basic به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه «basic» به معنای «پایه‌ای» یا «اساسی» است و نشان می‌دهد چیزی برای اتفاق افتادن چیز دیگری ضروری است. این کلمه به معنی «آسان» نیست.

    ما از «basic» به عنوان یک صفت استفاده می‌کنیم:

    * او یک دوره ریاضیات پایه می‌گذراند.
    * آگاهی از تقسیم سلولی برای درک بدن انسان ضروری است.
    * عبدو یک درک پایه‌ای از نحوه کار موتور دارد.
    * آیا مفهوم اصلی را متوجه می‌شوی؟
    * روش اساسی برای حل این مشکل، جواب نمی‌دهد.

     
    همچنین اغلب در مکالمات، کلمه «basically» به معنی «در اصل» را می‌شنوید. در این حالت، کاربرد آن شبیه به «فقط» یا «در واقع» است.

    * این بزرگراه در اصل توسط مسافران روزانه استفاده می‌شود.
    * آنها در عمل با هم ازدواج کرده‌اند، اما هنوز مراسم عروسی برگزار نکرده‌اند.
    * با نوع لباس پوشیدن تو، در واقع به همه می‌گویی که به موفقیت علاقه‌ای نداری.
    * در اصل، من فقط می‌خواهم یک وب‌سایت ایجاد کنم که آموزش زبان انگلیسی را به صورت رایگان به مردم سراسر جهان ارائه دهد.

     
    کلمه «basis» نیز یک اسم است.

    * این درس‌ها، پایه و اساس درک شما از نحوه کارکرد ضمیرها در جمله را تشکیل می‌دهند.
    * هیچ پایه و اساس منطقی برای باور کردن این اطلاعات وجود ندارد.
    * آب، اساس و ماده اصلی مایعات درون بدن شماست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bask به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bask به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bask به فارسی با مثالهای کاربردی

    غرق شدن در گرمای خورشید یا یک منبع گرمایی دیگر را bask می‌گویند.

    کسانی که در تابستان روی ساحل دراز می‌کشند، در آفتاب غرق می‌شوند.
    اگر کسی برای مدت طولانی زیر آفتاب بماند، ممکن است پوستش بسوزد.
    گربه‌های من وقتی هوا آفتابی است، زیر نور خورشید استراحت می‌کنند.
    نشستن کنار آتش در یک روز سرد، به انسان احساس آرامش و راحتی می‌دهد.

     
    bask همچنین به معنای لذت بردن از توجه، محبت یا تحسین دیگران است.

    مرد جوانی که جایزه اول مسابقه را برد، از تشویق تماشاگران در مراسم اهدای جوایز لذت می‌برد.
    سیاستمداران اگر در کار خود موفق باشند، از محبوبیت بالایی در میان مردم برخوردار می‌شوند.
    ورزشکاران المپیکی در اوج لحظات پیروزی، اغلب پرچم کشورشان را بر دوش می‌گیرند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Basket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Basket به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Basket به فارسی با مثالهای کاربردی

    سبد یک وسیله است که برای جابه‌جایی یا نگهداری چیزهای مختلف به کار می‌رود. برخی از سبدها بیشتر جنبه تزئینی دارند و برخی دیگر برای کارهای روزمره استفاده می‌شوند. خیلی از سبدها از چیزهای طبیعی ساخته می‌شوند، اما جنس بعضی از سبدها هم از مواد مصنوعی مثل پلاستیک یا فلز است.

    There are several baguettes in this basket.
    This basket is full of apples.
    This is an empty basket.
    A wastepaper basket is used for paper.
    This is a basketball. The sport of basketball is very popular in the United States.

    در این سبد چند باگت وجود دارد.
    این سبد پر از سیب است.
    این یک سبد خالی است.
    یک سبد کاغذ باطله برای کاغذ استفاده می شود.
    این یک بسکتبال است. ورزش بسکتبال در ایالات متحده بسیار محبوب است.

     
    ساخت سبد یک مهارت بسیار قدیمی است که انسان‌ها از هزاران سال پیش آن را می‌شناختند.

    A person who makes baskets is called a basket maker.
    The work of a basket maker is basket making.
    Basketry is the art of making baskets.
    Do you know how to make a basket?

    به شخصی که سبد درست می کند سبد ساز می گویند.
    کار سبد ساز سبد سازی است.
    سبد فروشی هنر سبد سازی است.
    آیا می دانید چگونه یک سبد درست کنید؟

     
    نکته: بازیکن بسکتبالیست که توپ را از حلقه شوت می کند سبد درست می کند. برای ایجاد یک سبد، امتیازات کسب شده برای تیم بازیکن حاصل می شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.