بلاگ

  • معنی کلمه Bat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Bat به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو نوع وسیله یا جانور هستند که در انگلیسی هر دو «بت» نامیده می‌شوند، اما کاملاً با هم فرق دارند.

    نوع اول، چوب بیسبال است.
    این چوبی است که بازیکنان بیسبال از آن استفاده می‌کنند تا به توپ ضربه بزنند.
    این چوب‌ها می‌توانند از جنس چوب یا آلومینیوم ساخته شوند.
    به بازیکنی که مسئولیت ضربه زدن به توپ را دارد، «بتر» می‌گویند.
    بتر چوب را به سمت توپ تاب می‌دهد.
    خیلی از بچه‌ها در آمریکا حداقل یک چوب بیسبال دارند.

    نوع دوم، خفاش است.
    خفاش یک پستاندار پرنده است، نه یک جونده.
    آنها معمولاً در مکان‌های امن مانند غارها یا دره‌های نزدیک رودخانه زندگی می‌کنند.
    وجود خفاش‌ها مفید است، چون حشرات موذی مانند پشه‌ها را می‌خورند.
    با این حال، بعضی از مردم از آن‌ها می‌ترسند، چون ظاهر عجیبی دارند.
    معروف ترین خفاش در داستان‌ها، شخصیت «بتمن» است.

    علاوه بر این، اصطلاحات مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد که از کلمه «بت» استفاده می‌کنند:

    – I’ll go to bat for you. (یعنی: من از تو حمایت می‌کنم.)
    – She’s got a few bats in the belfry. (یعنی: او کمی دیوانه است.)
    – He’s as blind as a bat. (یعنی: او خیلی کم‌بین است.)
    – So far you’re batting a thousand. (یعنی: تو تا الآن عالی عمل کرده‌ای.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Batch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Batch به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Batch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دسته” به گروهی از چیزها اشاره دارد. این واژه بیشتر در آشپزی و هنگام تهیه غذا به کار می‌رود.

    ونسا یک دسته کلوچه از فر بیرون آورد.
    بعد از اینکه اولین دسته کلوچه‌ها را از فر درآورد، دسته دوم را داخل فر گذاشت.
    این دستور پخت برای هشت دسته کافی است.
    تام مشغول درست کردن یک دسته کاپ کیک است.
    کارخانه آبجوسازی به صورت دسته‌های کوچک آبجو تولید می‌کند چون می‌خواهد کیفیت محصولش را حفظ کند.
    این هوموس از یک دسته بسیار مرغوب تهیه شده است.

     
    اما کلمه “دسته” فقط برای غذا نیست و در موقعیت‌های دیگر هم استفاده می‌شود:

    دفتر ما معمولاً در زمان تعطیلات یک دسته بزرگ نامه دریافت می‌کند.
    یک دسته جدید از دانش‌آموزان در ماه ژوئن از این مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند.
    این دو رول کاغذ دیواری در نگاه اول شبیه هم به نظر می‌رسند، اما در واقع از دو دسته متفاوت هستند. (چون در زمان‌های مختلفی تولید شده‌اند، تفاوت‌های بسیار کوچک اما قابل تشخیصی بین آن‌ها وجود دارد.)
    کاشی‌های کف که کارگران نصب کرده‌اند، همه از یک دسته هستند.
    یک فایل دسته‌ای را برنامه‌نویسان کامپیوتر می‌سازند تا یک کار تکراری را به راحتی انجام دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bath به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Bath به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که بدنش را با آب و صابون می‌شوید، در حال حمام کردن است.

    او در حال حمام کردن است.
    او داخل وان حمام نشسته است.
    شما حمام می‌روید یا ترجیح می‌دهید دوش بگیرید؟
    کودکان باید به طور مرتب حمام کنند، حتی اگر گاهی مخالفت کنند.

     
    کلمه “bathe” به معنای “حمام کردن” یک فعل است. به این نکته دقت کنید که با اضافه شدن حرف “e” به انتهای “bath”، تلفظ حرف صدادار آن تغییر می‌کند. حمام کردن می‌تواند شامل دوش گرفتن هم بشود.

    او در آب داغ و کف‌الود مشغول شستشو است.
    کسانی که همیشه حمام می‌کنند، به یک منبع مطمئن آب پاکیزه نیاز دارند.
    برنامه معمول حمام کردن او این است که قبل از رفتن به سر کار، یک دوش آب گرم می‌گیرد.
    گربه‌ها لازم نیست حمام بروند. آن‌ها خودشان را تمیز می‌کنند.

    توجه: تلفظ “th” در پایان کلمه‌هایی مانند “bath” یا “bathe” ممکن است برای بعضی از زبان‌آموزان سخت باشد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Battle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Battle به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Battle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «battle» به معنای نبرد یا درگیری است. این می‌تواند بخشی از یک جنگ بزرگ باشد یا یک اختلاف کوچک بین افراد و گروه‌ها.

    نمونه‌ها:
    * درگیری بین جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در کنگره آمریکا باعث تعطیلی دولت شد.
    * نبرد بولج یک نبرد معروف در کشور بلژیک در طول جنگ جهانی دوم بود.
    * بازی فوتبالی که تماشا کردیم، یک رقابت جذاب بین دو تیم قدر بود.
    * یک اختلاف بین دو گروه، به یک درگیری خیابانی با اسلحه کشیده شد.
    * مردم مخالف ساخت یک ساختمان بلند، نبرد خود را علیه سازندگان باختند.
    * کشمکش بین خواهر و برادر به تساوی انجامید و هیچ‌کس برنده نشد.
    * پس از سال‌ها درگیری، بالاخره دو طرف به توافق رسیدند و پیمان آتش‌بس امضا کردند. (آتش‌بس: توافقی برای پایان یک درگیری نظامی.)
    * نبرد در دریا ساعتی‌ها طول کشید.

    این کلمه به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود:

    * شرکت‌کنندگان در مسابقه برای پیروزی با هم رقابت کردند.
    * شورشیان سوری به جنگیدن با دولت و با یکدیگر ادامه می‌دهند.
    * دوچرخه‌سواران برای سبقت گرفتن از هم در حال رقابت هستند.
    * این دو شرکت بیش از بیست سال است که در بازار با هم رقابت می‌کنند.

    توجه: گاهی اوقات صدای حرف «t» در وسط یک کلمه شبیه به «d» شنیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bear به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bear به فارسی با مثالهای کاربردی

    احتمالاً رایج‌ترین کاربرد کلمه “bear” مربوط به توصیف حیوان خرس است. اما آیا می‌دانستید که این کلمه به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود؟ وقتی “bear” به صورت فعل استفاده می‌شود، معنایش تحمل کردن یا پذیرفتن شرایط سخت است. همچنین از این کلمه برای بیان میزان باری که چیزی می‌تواند نگه دارد استفاده می‌شود.

    دندونم خیلی درد میکنه، دیگه طاقت دردش رو ندارم. (یعنی نمی‌توانم درد را تحمل کنم.)
    چطور می‌توانی تمام روز با مشتریان سخت برخورد کنی و این شرایط را تاب بیاوری؟
    ریما دیگر نمی‌توانست زندگی با همسرش را تحمل کند، برای همین از او جدا شد.
    این دیوار وزن زیادی از خانه را تحمل می‌کند. (یعنی دیوار بار زیادی را نگه می‌دارد.)
    او به خوبی از عهده مسئولیت‌هایش برمی‌آید و آن‌ها را به دوش می‌کشد.

    جالب است بدانید که کلمه “خرس” برای اشاره به زایمان و به دنیا آوردن فرزند نیز استفاده می‌شود، اما معمولاً در جمله‌های مجهول به کار می‌رود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    bear

    تحمل کردن

    bore

    تحمل کرد

    born

    متولد شد

    س: زادگاهت کجاست؟
    ب: به دنیا اومدنم در کشور فرانسه بوده.

    س: سال تولدت چنده؟
    ب: سال ۱۳۵۲ تاریخ تولد من است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Beat به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از فعل «beat» برای بیان شکست دادن رقیب در یک مسابقه استفاده کنید:

    او همه را شکست داد. (زمان گذشته)
    او هر کسی که با او بازی کند را شکست می‌دهد. (زمان حال)
    او رقیبش را شکست داده است. (زمان حال کامل)
    او بر حریفش پیروز شده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    beat

    ضرب و شتم کردن

    beat

    ضرب و شتم کرد

    beaten

    کتک خورده

    کلمه **beat** هم به معنای زدن یا کتک زدن است:

    او همه را زد. (زمان گذشته)
    او هر کسی را که با او بازی کند، می‌زند. (زمان حال)
    او حریفش را شکست داده است. (زمان حال کامل)
    او برنده شده است.

    این مرد همیشه زن و بچه‌هایش را کتک می‌زد تا اینکه پلیس به او گفت باید این کار را متوقف کند.
    کتک زدن بچه‌ها کار درستی نیست.
    مارسلینا فرش‌هایش را می‌زد تا خاک آن‌ها پاک شود.
    یک مرد در بار، مرد دیگری را کتک زد.

    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:

    برای درست کردن نیمرو، سه یا چهار تخم‌مرغ را در یک کاسه خوب هم بزن، کمی شیر به آن اضافه کن و بعد آن را در تابه بریز.
    این آهنگ ضرب‌آهنگ قوی‌ای دارد. (در این جمله، کلمه «beat» به عنوان اسم استفاده شده و معنایی نزدیک به «ریتم» دارد.)
    من خسته‌ام. (در این جمله، «beat» صفت است و به معنی خستگی است.)
    اینجا حوصله‌آور است. (یعنی جالب یا هیجان‌انگیز نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beautiful به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beautiful به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Beautiful به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “زیبا” یک واژه محبوب و پرکاربرد است که برای توصیف چیزهای جذاب مثل افراد، مکان‌ها، اشیاء، کارها و حتی هوا به کار می‌رود.

    هفته گذشته هوای بسیار خوبی داشتیم.
    شهر شیکاگو به خاطر هنر و معماری زیبایش معروف است.
    آن گل‌ها واقعاً قشنگ به نظر می‌رسند.
    نمای شهر مینیاپولیس در شب، بسیار دیدنی و زیباست.
    او یک زن زیبارو است.

     
    کلمه “به زیبایی” نقش قید را در جمله دارد:

    المر با مهارت و زیبایی پیانو می‌نوازد. (این قید، نحوه نواختن او را نشان می‌دهد.)
    اگر خانه با سلیقه و زیبایی فضاسازی شده باشد. (قید، روش محوطه‌سازی خانه را توصیف می‌کند.)
    کیک به شکل بسیار زیبایی تزیین شده بود. (قید، چگونگی تزیین کیک را بیان می‌کند.)

     
    واژه “زیبایی” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود:

    ماشین جدید ادگار را دیده‌ای؟ واقعاً قشنگ و عالی است.
    زیبایی شهر پاریس در همه جای آن آشکار است.
    زنان کلمبیا به خاطر زیبایی‌شان شناخته شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Become به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Become به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Become به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر فرد یا موقعیتی ممکن است روزی دگرگون شود. این واژه معمولاً برای توصیف وضعیت‌ها به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    become

    تبدیل شدن

    became

    تبدیل شد

    become

    تبدیل شود

    بعد از دو ساعت پیاده‌روی در جنگل، همه‌مان گرسنه شدیم.
    حالا که به ماه مارس رسیده‌ایم، هوا دارد گرم‌تر می‌شود.
    جیل می‌گوید حالش دارد بد می‌شود. همین‌اخیرها زیاد عطسه می‌کند.
    به محض این که هوا به اندازه کافی گرم شود، می‌توانیم در باغچه سیب‌زمینی بکاریم.
    ترافیک در این ناحیه دارد به یک معضل تبدیل می‌شود.
    برای همه در حال آشکار شدن است که این یک مشکل است.
    کار و کسبشان بالاخره به سوددهی رسیده است.

    کلمه “become” معمولاً برای زمانی به کار می‌رود که فردی رشد می‌کند و به فردی دیگر تبدیل می‌شود:
    شیلا آرزو دارد پزشک شود.
    پزشک شدن برای او اهمیت زیادی دارد.
    باب برای این که بازیگر شود، درس‌های بازیگری می‌گیرد.
    پدر یا مادر شدن، تغییر بزرگی در زندگی هر کسی است.
    تونی و لیندا سال گذشته صاحب فرزند شدند.
    وقتی فهمیدند که به زودی پدر و مادر می‌شوند، کمی احساس نگرانی کردند.

    کلمه “become” برای بیان مناسب بودن یا زیبا به نظر رسیدن نیز استفاده می‌شود:
    The dress becomes her. (She looks good in the dress.)
    Her smile is quite becoming. (This sentence uses “becoming” as an adjective.)
    His behavior at the party was quite unbecoming for a person in his position. (unbecoming = not becoming; not appropriate)
    It’s unbecoming for a person in a business environment to use foul language.
    His conduct was unbecoming on an officer. (This statement is commonly used when describing the behavior of high-ranking member of the military.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bed به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Bed به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک تخت خواب، یک سطح افقی و دراز است که افراد روی آن می‌خوابند. این کلمه از واژه‌های اصلی و پایه زبان انگلیسی به شمار می‌رود.

    دیگه وقت خوابه.
    من باید برم بخوابم.
    بچه‌ها تو تختخوابشون هستند.
    امروز صبح چه ساعتی از تخت بلند شدی؟
    معمولاً شب‌ها ساعت چند می‌ری بخوابی؟
    صبح‌ها تختت رو مرتب می‌کنی؟ (یک تخت مرتب شده، تختیه که ملافه‌ها، روتختی و بالش‌ها رو به خوبی رویش چیده‌اند.)
    اکثر آدم‌ها بعد از بیدار شدن، تختشون رو مرتب می‌کنند.
    تخت تکنفره مخصوص یک نفر است.
    تخت دونفره از تخت تکنفره بزرگ‌تر است.
    تخت سایز کویین برای دو نفر طراحی شده.
    تخت سایز کینگ گنجایش دو یا چند نفر رو دارد.
    تخت دوطبقه از دو تخت تکنفره تشکیل شده که یکی روی دیگری قرار گرفته.

     
    از کلمه «bed» در معناهای دیگر هم استفاده می‌شود:

    اتاق خواب، اتاقیه که افراد برای خوابیدن به آنجا می‌روند. (اتاق + خواب = اتاق خواب)
    سنگ‌بستر، لایه سنگ سفت و محکمی است که زیر خاک، ماسه و شن قرار دارد. (بستر + سنگ = سنگ‌بستر)
    برای ساختمان‌های بزرگ مهمه که پایه‌هایشان به سنگ‌بستر متصل باشد.
    باغچه گل، محلی است که در آن گل‌ها را می‌کارند.
    باغبان‌ها باغچه‌هایشان را در پاییز یا بهار برای کشت بهاره آماده می‌کنند.
    ساس حشره بسیار ریزی است که ممکن است در تخت‌خواب افراد پیدا شود.
    خوابت آروم باش. بذار ساس‌ها گازت نگیرند. (این یک بیان محاوره‌ای رایج است.)
    کسی که «موی تختخوابی» دارد، موهایش به هم ریخته است، انگار که تازه از خواب بیدار شده.
    خودت تختت رو پهن کردی، حالا باید توش دراز بکشی. (این یعنی هر کسی باید با نتیجه کارهایی که انجام داده، چه خوب و چه بد، روبرو شود و کنار بیاید.)
    زود خوابیدن و زود بیدار شدن، آدم را تندرست، دارا و دانا می‌کند. (این یک گفته معروف است.)

     
    برای بعضی از زبان‌آموزان خوب است که به کلماتی شبیه به «bed» گوش دهند و تلفظشان را تمرین کنند. به معلمت گوش بده که این کلمات را چطور می‌گوید:
    bed / bad / bath / bead
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beg به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beg به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Beg به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که با اصرار و نیاز فراوان درخواست می‌کند. این واژه معمولاً برای مواقعی به کار می‌رود که شخص به چیزی شدیداً محتاج باشد و با اشتیاق آن را طلب کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    beg

    التماس کردن

    begged

    التماس کرد

    begged

    التماس کرد

    مرد روی یک زانو خم شد و با التماس از آن زن خواست تا با او ازدواج کند. (تلفظ پایانِ «ed» کمی سخت است؛ ولی فعل اول جمله، یعنی «got»، نشان می‌دهد که فعل دوم هم باید گذشته باشد.)

    دختربچهٔ کوچولو با التماس از مادرش خواست تا برایش آب‌نبات بخرد.

    دانش‌آموزان از معلمشان درخواست کردند که زمان بیشتری برای تمام کردن تمرین‌ها به آن‌ها بدهد.

    راننده از افسر پلیس خواهش کرد که به خاطر سرعت‌غیرمجاز، جریمه‌اش نکند.

    تبلیغات تلویزیونی سعی می‌کنند توجه تو را جلب کنند.

    سگ‌ها هر موقع که بتوانند، برای گرفتن غذا التماس می‌کنند.

    اگر از هر شهر بزرگ در آمریکا دیدن کنی، افرادی را می‌بینی که برای پول گدایی می‌کنند.

    به کسی که گدایی می‌کند «گدا» (beggar) می‌گویند.
    توجه: آمریکایی‌ها به جای کلمهٔ «گدا» معمولاً از اصطلاح «بی‌خانمان» استفاده می‌کنند، چون معمولاً افرادی که بی‌خانه‌مان هستند و در خیابان زندگی می‌کنند، همان کسانی هستند که گدایی می‌کنند. بنابراین جمله‌ای مثل این را می‌شنوی:
    «ما افراد بی‌خانمان زیادی دیدیم که در خیابان زندگی می‌کردند و گدایی می‌کردند.»

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.