بلاگ

  • معنی کلمه Bag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bag به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر وسیلهٔ انعطاف‌پذیری که بتوان از آن به عنوان ظرف استفاده کرد، می‌تواند یک “کیف” نامیده شود. کیف‌ها شکل‌ها و کاربردهای گوناگونی دارند:

    وقتی برای خرید مواد غذایی یا لباس به فروشگاه می‌روید، خریدهایتان را درون “کیف خرید” یا “کیف فروشگاهی” می‌گذارید.
    نان معمولاً درون یک بسته یا کیف فروخته می‌شود.
    آبنبات هم درون کیف یا بسته‌بندی مخصوص خود عرضه می‌شود.
    کسانی که به سینما می‌روند، معمولاً یک بسته پاپ‌کورن می‌خرند.
    این یک بسته چیپس سیب‌زمینی است.
    کیف ناهار، غذای شما را تا زمان خوردن نگه‌می‌دارد.
    برای درست کردن چای از “تی‌بگ” یا کیسه چای استفاده می‌کنیم.
    در سفرها، بیشتر مسافران وسایلشان را درون یک چمدان یا کیف بزرگ می‌گذارند.
    او یک کیف دستی با خود حمل می‌کند.
    کیف‌های ورزشی (دافل) برای مسافرت یا باشگاه رفتن مناسب هستند.
    هر بار که برای بازی گلف می‌روم، چوب‌هایم را درون کیف گلف می‌گذارم.
    کیف رخت‌چرک برای جمع‌آوری لباس‌های کثیف به کار می‌رود.
    بوکسورها با زدن به “کیف بوکس” تمرین می‌کنند.
    حتی می‌شود خودتان را هم داخل یک کیف قرار دهید! در طبیعت‌گردی از “کیف خواب” استفاده می‌شود.

     
    وقتی “bag” به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنی گذاشتن چیزی در کیف است:

    در فروشگاه، یک نفر خریدهایم را برایم در کیف گذاشت.
    او سیب‌زمینی‌ها را درون کیسه ریخت.
    آیا شما هم هنگام خرید، اجناس را خودتان داخل کیسه می‌گذارید؟

     
    عبارت رایج “in the bag” در انگلیسی به این معنی است که کاری قطعی است و به راحتی انجام می‌شود.

    این معامله دیگر قطعی است.
    سود سال مطمئن و تضمین‌شده است.
    با نتیجه ۴۵ به ۷، برد این بازی دیگر قطعی است. (تیمی که جلو است، به سختی ممکن است ببازد.)
    جوزف نگران این نیست که شغلی که برایش مصاحبه کرده به او برسد یا نه؛ می‌گوید همه چیز قطعی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bake به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bake به فارسی با مثالهای کاربردی

    ونسا عاشق آشپزی و پختن شیرینی‌هاست.
    او با علاقه کیک، مافین و کلوچه درست می‌کند.
    همین حالا هم یک خوراکی در فر در حال پخت است. بوی خوشایندی در فضا پیچیده، انگار یک چیز خوشمزه درست می‌شود.
    برای پخت یک بوقلمون ۲۰ پوندی در فر، باید حدود چهار تا پنج ساعت زمان بگذارید. (پخت = بریان کردن)

    توجه کنید وقتی حرف “k” با “ed” همراه می‌شود، صدای “t” تولید می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bake

    پختن

    baked

    پخته شده

    baked

    پخته شده

    مرغ در فر پخته شد.
    ونسا یک کیک درست کرد.

    کلمه “baked” می‌تواند به عنوان یک صفت هم استفاده شود:

    هیچ چیزی بوی خوش نان تازه را ندارد.
    آیا سیب زمینی پخته شده را دوست دارید؟
    باب و دوستانش زیاد زیر آفتاب ماندند و کاملاً آفتاب‌سوخته شدند.

    چند کلمه مرتبط با “bake” وجود دارد:

    یک نانوا کسی است که به عنوان شغلش، خوراکی‌ها را در فر می‌پزد.
    نانوایی جایی است که می‌توانید خوراکی‌های پخته‌شده مانند نان، کیک، دونات و کلوچه بخرید.

    این کلمه به روش‌های دیگر هم به کار می‌رود:

    ایده او به نظر نیمه‌کاره می‌رسد. (یعنی ایده‌اش به طور کامل آماده نیست.)
    مری دو نان در فر دارد! (یعنی او دوقلو باردار است.)
    بیایید قبل از اینکه دوباره به سراغش برویم، چند روز به آن فرصت بدهیم. (یعنی بگذاریم موقعیت یا ایده برای مدتی بماند و ما صبر کنیم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Balance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Balance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Balance به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی دو چیز مخالف با هم برابر باشند، یعنی در حالت تعادل قرار دارند. وزنشان یکسان است، قدرتشان برابر است و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. این کلمه معمولاً برای تقسیم مساوی وزن به کار می‌رود:

    اگر تعادلش را از دست بدهد، از روی تخته موج‌سواری می‌افتد.
    آیا تا به حال سعی کرده‌اید چیزی را روی دستتان نگه دارید و آن را متعادل کنید؟
    برای رقصنده بودن باید حس تعادل قوی داشته باشید.
    خوزه تعادلش را از دست داد و از دوچرخه به زمین افتاد.

     
    این واژه معمولاً برای توصیف زندگی پرمشغله و تقسیم زمان بین کارهای مختلف نیز استفاده می‌شود:

    جنیفر می‌کوشد بین شغل تمام‌وقت‌اش و مسئولیت‌هایش به عنوان مادر سه بچه تعادل ایجاد کند.
    باب همزمان سه کار پاره‌وقت را با هم پیش می‌برد.
    اگر یاد بگیرید چطور زمانتان را مدیریت کنید، می‌توانید بین کار و زندگی شخصی‌تان تعادل برقرار کنید.

     
    همچنین کلمهٔ balance به معنای «موجودی» برای حساب بانکی یا حساب قرض هم به کار می‌رود:

    موجودی حسابم چقدر است؟ (چقدر پول در حساب موجود است؟)
    لازم است موجودی‌ام را چک کنم. لطفاً می‌توانید بگویید چقدر است؟
    مهم است که هر ماه حساب و کتاب دخل و خرجتان را بررسی کنید تا بدانید دقیقاً چقدر پول دارید.
    اگر موجودی حساب شما منفی شود، ممکن است بانک از شما کارمزد بگیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bald به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bald به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bald به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کچل” برای توصیف کسی به کار می‌رود که موهای کمی روی سرش دارد و معمولاً این واژه برای مردان استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    او کچل است.
    از اواخر دهه بیست سالگی، موهایش شروع به ریختن کرد.
    او آرزو می‌کند که کچل نبود.
    او به دنبال محصولی می‌گردد که میزان طاسی او را کم کند. (کلمه “طاسی” یک اسم است.)
    ممکن است مردی که در حال کچل شدن است، تصمیم بگیرد تمام موهای سرش را بتراشد.

    گاهی این کلمه برای چیزهایی هم به کار می‌رود که سطح معمول یا پوشش خود را از دست داده‌اند.

    مثلاً:
    لاستیک‌های ماشین من تقریباً صاف شده‌اند. (یعنی تقریباً تمام آج خود را از دست داده‌اند.)
    رانندگی با لاستیک‌های صاف شده، به‌ویژه در زمستان، خطرناک است.
    در نزدیکی قله کوه، چندین قسمت بدون درخت وجود دارد.
    برای اینکه قسمت‌های خالی از چمن حیاطم را اصلاح کنم، بذر چمن پاشیدم.
    عقاب سرسفید، نماد کشور ایالات متحده آمریکا است. (این پرنده در ظاهر کچل به نظر می‌رسد، اما در واقع اینطور نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Ball به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ball به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Ball به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “توپ” در زبان انگلیسی یک واژه ساده و پرکاربرد است. در موقعیت‌های مختلفی از این کلمه استفاده می‌شود.

    یک توپ معمولاً این ویژگی‌ها را دارد:

    – شکل توپ گرد است.
    – توپ می‌پرد.
    – توپ می‌غلتد.
    – می‌توان توپ را پرتاب کرد یا با پا به آن ضربه زد.
    – خیلی از توپ‌ها از جنس لاستیک ساخته می‌شوند.
    – ورزش‌های زیادی هستند که در آن‌ها از توپ استفاده می‌شود.
    – در بازی بیسبال از توپ بیسبال استفاده می‌کنند.
    – بازیکنان بسکتبال با توپ بسکتبال بازی می‌کنند.
    – بازیکنان فوتبال آمریکایی برای گرفتن توپ با هم رقابت می‌کنند.
    – بازیکنان فوتبال (ساکر) به توپ فوتبال ضربه می‌زنند.

    (بله، در بسیاری از کشورهای جهان به این ورزش فوتبال گفته می‌شود، اما در آمریکا به آن ساکر می‌گویند.)

     

    – تنیس‌بازها به توپ تنیس ضربه می‌زنند.
    – گلف‌بازان به توپ گلف ضربه می‌زنند.
    – در بازی بیلیارد، بازیکنان با توپ‌های بیلیارد بازی می‌کنند.
    – کسی که می‌خواهد بدن سالمی داشته باشد، ممکن است از توپ پزشکی استفاده کند.

     

    گاهی برای توصیف چیزهای گرد هم از کلمه “توپ” استفاده می‌شود:

    – بادکنک شبیه یک توپ است.
    – پرتقال هم شکل توپ است.
    – بعضی از طالبی‌ها شبیه توپ‌های بزرگ هستند.
    – اگر از فضا به زمین نگاه کنیم، شبیه یک توپ به نظر می‌رسد.
    – سیاره‌ها هم کروی شکل هستند و ظاهری شبیه توپ دارند.

     

    عبارت‌های مختلفی هم هستند که در آن‌ها از کلمه “توپ” استفاده شده:

    – ما در مهمانی “توپ داشتیم”. (یعنی زمان خوبی را سپری کردیم)
    – “توپ در زمین شماست”. (یعنی نوبت شماست که کاری انجام دهید یا پاسخی بدهید)
    – “چشمت را به توپ نگه دار”. (یعنی حواس‌ت را جمع کن)
    – “باید توپ را غلتاند”. (یعنی باید کار را شروع کنیم)
    – “او نمی‌خواهد توپ بازی کند”. (یعنی حاضر به همکاری نیست)
    – “بیا توپ بازی کنیم”. (یعنی بیا بازی کنیم یا با هم همکاری کنیم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ban به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ban به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Ban به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **ban** به معنی این است که از کسی یا چیزی جلوگیری کنیم تا کاری را انجام ندهد. این واژه معمولاً به صورت یک فعل به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    ban

    ممنوع کردن

    banned

    ممنوع شد

    banned

    ممنوع شد

    امروزه در خیلی از رستوران‌ها و هتل‌ها، کشیدن سیگار ممنوع است. (یعنی شما اجازه ندارید در این مکان‌ها سیگار بکشید.)
    دولت استفاده از بعضی مواد شیمیایی را قدغن می‌کند چون این مواد بسیار پرخطر هستند.
    بیل به خاطر درگیری و دعواهای متعدد، از ورود به آن بار (کافه) محروم شد.
    بیشتر آمریکایی‌ها باور دارند که سلاح‌های جنگی باید ممنوع شوند.
    اگر در این چت‌روم بی‌ادبی کنی یا از کلمات زشت استفاده کنی، اخراج خواهی شد.

    این کلمه به صورت اسم هم خیلی کاربرد دارد:
    در تقریباً همه ساختمان‌های عمومی ایالات متحده، قانونی برای منع سیگار کشیدن وجود دارد.
    در زمان خشکسالی، آبیاری چمن‌ها ممنوع اعلام شد. (خشکسالی یعنی زمانی که باران نمی‌بارد.)
    در فاصله سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳، مصرف نوشیدنی‌های الکلی در آمریکا ممنوع بود. بیشتر آمریکایی‌ها به این دوره «دوره ممنوعیت» می‌گویند. در آن سال‌ها نوشیدن الکل غیرقانونی بود، ولی بسیاری از مردم این قانون را نادیده می‌گرفتند. به همین خاطر، جرم و جنایت سازمان‌یافته در آن دوره افزایش پیدا کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Banana به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Banana به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Banana به فارسی با مثالهای کاربردی

    موز یک میوه پرطرفدار مناطق گرمسیری است که مزه شیرین و خوشمزه‌ای دارد. این میوه در پخت انواع خوراکی‌ها کاربرد دارد:

    بعضی افراد تکه‌های موز را روی cereal صبحانه خود می‌ریزند.
    دسر banana split از بستنی وانیلی، سس شکلاتی، موز و میوه‌هایی مثل توت‌فرنگی و آناناس درست می‌شود.
    در دستور پخت نان موز از خود این میوه استفاده می‌شود.
    خیلی از مردم هم موز را به سادگی پوست می‌کنند و می‌خورند.

    عبارت “banana” یا “bananas” گاهی برای توصیف حالت ذهنی افراد هم به کار می‌رود:

    مردم از آیفون جدید خیلی هیجان‌زده شده‌اند. (going bananas)
    آن زن رفتار عجیب و غیرعادی دارد. (is bananas)
    این موضوع واقعاً اعصاب من را خرد می‌کند. (making me bananas)

    در گذشته اصطلاح “banana republic” برای اشاره به کشورهایی در آمریکای مرکزی و جنوبی به کار می‌رفت که اقتصادشان وابسته به صادرات یک یا دو محصول (مانند موز یا نفت) بود و ثبات سیاسی نداشتند:

    ونزوئلا را اغلب یک جمهوری موز می‌نامند.
    گواتمالا هم قبلاً با این عنوان شناخته می‌شد، اما شرایط سیاسی و اقتصادی آن بهتر شده است.
    بسیاری از این کشورها دوره‌هایی از کمونیسم یا نظامی‌گری را تجربه کرده‌اند.

    * توجه: اصطلاح “جمهوری موز” ممکن است توهین‌آمیز تلقی شود، اما هنوز در گفتگوهای روزمره برخی مردم — مثلاً در ایالات متحده — استفاده می‌شود. گاهی حتی به شوکی از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به آمریکا نیز جمهوری موز گفته می‌شود، هرچند این توصیف ممکن است دقیق نباشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Band به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Band به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Band به فارسی با مثالهای کاربردی

    band (باند) گروهی از مردم است که برای یک هدف مشترک، معمولاً به منظور پخش موسیقی دور هم جمع می شوند. مردم در ایالات متحده می توانند به گروه های مختلفی تعلق داشته باشند.

    1. Musicians who like jazz can join a jazz band.
    2. High school students can choose to participate in a variety of brass bands that include trumpets, trombones, and saxophones.
    3. Marching bands play at football games and other events.
    4. An orchestra is a type of band composed of stringed instruments like violins, violas, and cellos.
    5. When I was in high school, I played bass in a rock band.
    6. Military parades feature military bands that play patriotic music.
    7. People in the 1940s and 1950s danced to popular big band music.
    1. نوازندگانی که جاز را دوست دارند می توانند به یک گروه جاز بپیوندند.
    2. دانش‌آموزان دبیرستانی می‌توانند در انواع گروه‌های برنجی که شامل ترومپت، ترومبون و ساکسیفون هستند، شرکت کنند.
    3. گروه های راهپیمایی در بازی های فوتبال و رویدادهای دیگر بازی می کنند.
    4. ارکستر نوعی گروه موسیقی است که از سازهای زهی مانند ویولن، ویولا و ویولن سل تشکیل شده است.
    5. وقتی دبیرستان بودم، در یک گروه راک بیس می زدم.
    6. در رژه‌های نظامی گروه‌های موسیقی میهن‌پرستانه پخش می‌شوند.
    7. مردم در دهه های 1940 و 1950 با موسیقی محبوب گروه بزرگ می رقصیدند.

     

    band همچنین وسیله ای است که اشیا را کنار هم نگه می دارد.

    1. A rubber band can be wrapped around a newspaper to keep all of the sections together.
    2. Plastic bands wrapped around caps on bottles snap when the cap is removed to indicate someone has opened the bottle.
    3. Arm bands and wrist bands are worn to show support for a particular cause.
    4. A wedding band is worn on the finger to indicate that a person is married.
    5. If you cut your finger, you can wrap a band aid around the cut to stop the bleeding.
    1. یک نوار لاستیکی را می توان دور یک روزنامه پیچید تا همه بخش ها را کنار هم نگه دارد.
    2. نوارهای پلاستیکی که دور درب بطری‌ها پیچیده شده‌اند، وقتی درب بطری‌ها برداشته می‌شود، می‌شکنند و نشان می‌دهند که کسی بطری را باز کرده است.
    3. نوارهای بازو و مچ بند برای نشان دادن حمایت از یک علت خاص پوشیده می شوند.
    4. نوار عروسی بر روی انگشت بسته می شود تا نشان دهد که فرد متاهل است.
    5. اگر انگشت خود را بریدید، می توانید یک نوار کمکی را دور بریدگی بپیچید تا خونریزی را متوقف کنید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bang به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bang به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bang به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک صدای بلند و ناگهانی می‌شنوید، می‌توانید از کلمه “bang” برای توصیف آن استفاده کنید.

    ترقه با یک صدای بلند منفجر شد.
    ده ثانیه بعد از آتش زدن فتیله، یک صدای انفجار بلند شنیده شد.
    آن صدای بلند را شنیدی؟
    آن صدا از کجا آمد؟
    صدای بلند شلیک یک اسلحه به گوش رسید.
    یک اسلحه صدای “بنگ بنگ” می‌دهد.
    دست از آن کوبیدن بردار!
    مراسم با یک شروع پرهیاهو و جذاب آغاز شد.

    وقتی این کلمه به عنوان یک فعل به کار می‌رود، معنای آن ضربه زدن یا برخورد کردن با چیزی است. این کار معمولاً باعث ایجاد صدا یا آسیب می‌شود.

    ماریا در پارکینگ به ماشین دیگری برخورد کرد.
    یک نفر دارد در را می‌کوبد.
    پلیس محکم به در کوبید و به افراد داخل دستور داد در را باز کنند.
    اگر خیلی محکم به شیشه پنجره بکوبی، ممکن است آن را بشکنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bank به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bank به فارسی با مثالهای کاربردی

    معمولاً وقتی کلمه «بانک» را می‌شنویم، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد جایی است که پول در آن نگهداری یا مبادله می‌شود، یا از آن وام می‌گیریم:

    باب باید به بانک برود و پولش را واریز کند.
    اگر برای شروع یک کسب‌وکار به پول نیاز دارید، شاید بتوانید از بانک وام بگیرید.
    یک بانک ممکن است به شما پول قرض بدهد.
    خیلی از بچه‌ها پول‌هایشان را در قلک می‌گذارند.
    برادرزاده‌ام پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، به شغل بانکداری فکر می‌کند.

     
    اما این کلمه معناهای دیگری هم دارد.

    کنارۀ رودخانه را «کرانه» می‌نامند. در این عکس می‌توانید سنگ‌های بزرگی را در کنار رودخانه ببینید.
    بازیکنان بسکتبال معمولاً توپ را به تخته می‌زنند تا وارد حلقه شود.
    آن‌ها که بیلیارد بازی می‌کنند، معمولاً بلدند چطور توپ را به دیوارۀ میز یا توپ‌های دیگر بزنند تا وارد یکی از حفره‌ها شود.

     
    در آخر، یک اصطلاح هم با این کلمه داریم که وقتی چیزی یا کسی قابل اطمینان است و می‌توان روی آن حساب کرد، به کار می‌رود:
    می‌توانی روی آن حساب کنی.

    تحصیل خوب در دانشگاه می‌تواند باعث شود در یک شرکت، شغل پردرآمدی پیدا کنید. می‌توانید روی این موضوع حساب کنید.
    امشب برای پیدا کردن جای پارک در مرکز شهر حساب نکنید. به احتمال زیاد همۀ پارکینگ‌ها پر هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.