دسته: موسیقی

  • مفهوم آنسامبل در موسیقی

    مفهوم آنسامبل در موسیقی

    گروه‌نوازی یا آنسامبل به گروهی از نوازندگان گفته می‌شود که با هم و بر اساس قواعد مشخصی به اجرای موسیقی می‌پردازند. در این نوشته از وبلاگ آنبین می‌خواهیم معنای آنسامبل در موسیقی را برای شما روشن کنیم. تا پایان این مطلب با ما همراه بمانید.

    مفهوم آنسامبل در موسیقی چیست؟

    گروه‌نوازی یا اجرای دسته‌جمعی، به هماهنگی و نواختن موسیقی به صورت گروهی گفته می‌شود که در زبان موسیقی به آن آنسامبل می‌گویند. به بیان دیگر، آنسامبل — که با نام گروه موسیقی هم شناخته می‌شود — مجموعه‌ای از افراد است که به صورت ساز یا آواز به اجرای قطعات موسیقی می‌پردازند و معمولاً همه اعضا زیر یک نام مشترک فعالیت می‌کنند.

    در موسیقی کلاسیک، گروه‌ها ممکن است سه‌نفره یا چهارنفره باشند، یا سازهایی از خانواده‌های مختلف را با هم ترکیب کنند. گاهی نیز فقط سازهای یک خانواده، مانند سازهای زهی یا سازهای بادی، در کنار هم قرار می‌گیرند.

    در گروه‌های موسیقی جاز، معمولاً سازهای بادی، یک یا دو ساز همراهی‌کننده (مثل پیانو یا گیتار)، یک ساز بیس و همچنین درامز یا سازهای کوبه‌ای حضور دارند.

    در گروه‌های راک — که اغلب به آن‌ها “گروه راک” گفته می‌شود — معمولاً گیتارها، کیبوردها و یک بخش ریتم شامل گیتار باس و درام کیت به کار گرفته می‌شوند.

    Musical ensemble‎

    گروه موسیقی که گاهی به آن گروه موزیکال هم می‌گویند، در واقع مجموعه‌ای از افراد است که با همکاری یکدیگر ساز می‌نوازند یا آواز می‌خوانند. هر گروه معمولاً نام مخصوص به خود را دارد. شکل و سبک یک گروه موسیقی به سه چیز بستگی دارد: تعداد اعضای گروه، نوع سازهایی که می‌نوازند و سبک موسیقی که اجرا می‌کنند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب مجید انتظامی آهنگساز فیلم های به یاد ماندنی را از دست ندهید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در گام فا مینور چیست؟ پیدا کنید.

    بعضی از گروه‌ها فقط از نوازندگان تشکیل شده‌اند؛ مثل گروه‌های جاز چهارنفره یا ارکسترهای بزرگ. در مقابل، گروه‌هایی هم هستند که تنها از خوانندگان تشکیل می‌شوند، مانند گروه‌های کر.

    برای مطالعه بیشتر، به با گام دیاتونیک آشنا شوید سری سر بزنید.

    در سبک‌هایی مثل موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک، معمولاً ترکیبی از خواننده و نوازنده با هم همکاری می‌کنند. در موسیقی کلاسیک، در گروه‌هایی مثل سه‌نوازی یا چهارنوازی، صداهای سازهایی از خانواده‌های مختلف با هم ترکیب می‌شوند؛ مثلاً پیانو، سازهای زهی و سازهای بادی.

    گاهی هم تمام اعضای گروه از یک خانواده ساز استفاده می‌کنند، مثل گروه چهارنوازی زهی یا پنج‌نوازی بادی. برخی گروه‌ها مانند ارکستر سمفونیک بسیار بزرگ و متنوع هستند و از طیف وسیعی از سازها مانند سازهای زهی، بادی برنجی، بادی چوبی و سازهای کوبه‌ای بهره می‌برند.

  • آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت

    آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت

    کلارینت یکی از سازهایی است که گستره صدایی بسیار بزرگی دارد. این ساز نخستین بار حدود سال ۱۶۹۴ توسط یک سازنده آلمانی به نام کریستف دنر با الهام از ساز سورنا ساخته شد و در طول دو دهه، شکل و شمایل مخصوص خود را پیدا کرد. در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، بیشتر با ساز کلارینت آشنا می‌شویم؛ سازی که آخرین سازی بود که به مجموعه سازهای ارکستر سمفونیک اضافه شد.

    برای مطالعه بیشتر، به فوگ فرمی مهم و بنیادی در موسیقی باروک سری سر بزنید.

    کلاریت؛ آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت

    کلارینت که با نام قره‌نی نیز شناخته می‌شود، یکی از سازهای بادی چوبی است. این ساز در کنار دیگر اعضای این خانواده مانند فلوت، ابوا و باسون قرار می‌گیرد. کلارینت در مقایسه با دیگر سازهای ارکستر سمفونیک، دیرتر و در بخش پایانی قرن هجدهم به جمع آن‌ها پیوست.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بیوگرافی محمد اصفهانی.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب با اصطلاح فرم سونات آشنا شوید را از دست ندهید.

    این ساز معمولاً از چوبی مانند آبنوس ساخته می‌شود، اما امروزه نمونه‌های فلزی آن نیز دیده می‌شود. کلارینت یک زبانه یا قمیش تک دارد، بدنه‌اش به شکل لوله‌ای استوانه‌ای است و انتهای آن کمی گشاد و شیپوری شکل می‌باشد. در طول بدنه ساز، تعداد زیادی کلید و سوراخ تعبیه شده است که نوازنده با کمک آن‌ها نت‌های مختلف را می‌نوازد.

    در این مقاله آواز خواندن از چه سنی مناسب است؟ اطلاعات مفیدی آمده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله کنترپوآن به مثابه روشنگری کلاسیک را مطالعه کنید.

    آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت

    خانواده کلارینت

    کلارینت یک ساز بادی است که با یک تیغه نازک چوبی به نام قمیش به صدا درمی‌آید. مدل‌های حرفه‌ای آن اغلب از چوب سیاه آفریقایی ساخته می‌شوند. این ساز در اندازه‌های مختلفی وجود دارد که همه آن‌ها با هم خانواده کلارینت نامیده می‌شوند.
    وقتی مردم از کلارینت صحبت می‌کنند، معمولاً منظورشان نوع سوپرانو یا همان رایج‌ترین مدل آن است. نوعی از کلارینت هم هست که می‌تواند فواصل موسیقی شرقی را بنوازد و به آن قره‌نی می‌گویند.

    کلارینت یک ساز تک‌زبانه است و بدنه اصلی آن یک لوله استوانه‌ای شکل است که انتهای آن کمی گشاد می‌شود. در قسمت بالایی ساز، یک قطعه دهانی شبیه به منقار از جنس چوب، پلاستیک یا کائوچو قرار دارد. یک طرف این قطعه صاف است و روی آن یک تیغه نئی (قمیش) ثابت می‌شود. به این مجموعه کامل، دهانی می‌گویند که هنگام نواختن در دهان نوازنده قرار می‌گیرد. به غیر از دهانی، بخش‌های دیگر ساز نیز از هم جدا می‌شوند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب آشنایی با سبک موسیقی هیپ هاپ را حتماً بخوانید.

    تعداد سوراخ‌ها و کلیدهای روی کلارینت خیلی بیشتر از سازی مثل فلوت است و به همین دلیل، یادگیری انگشت‌گذاری روی آن پیچیده‌تر است. روی بدنه لوله، کلیدهای زیادی نصب شده‌اند. سیستم کلیدهای کلارینت به دو دلیل کامل‌تر و پیچیده‌تر از سازی مانند ابوا است:
    ۱ – به دلیل ویژگی‌های صوتی و آکوستیکی خاص خودش.
    ۲ – چون نسبت به ابوا ساز جدیدتری محسوب می‌شود.
    به همین خاطر، رنگ و طنین صدای کلارینت با صدای ابوا متفاوت است. محدوده صدایی کلارینت بیش از سه اکتاو است.

    برخی از ویژگی‌های کلارینت :  

    این ساز در دسته سازهای انتقالی قرار می‌گیرد و نت‌های آن با کلید سل نوشته می‌شود.
    انواع معمول کلارینت عبارتند از:
    کلارینت دو: جزو سازهای انتقالی نیست.
    کلارینت سی بمل (پرکاربردترین نوع): صدایی که می‌دهد یک فاصله دوم بزرگ بم‌تر از نت نوشته شده است.
    کلارینت لا: صدایش یک فاصله سوم کوچک بم‌تر از نت ثبت شده است.
    کلارینت می بمل (کلارینت کوچک): یک فاصله سوم کوچک زیرتر از نت نوشته شده صدا دارد.
    دامنه صوتی کلارینت در مقایسه با سایر سازهای بادی، نسبتاً گسترده‌تر است.

  • آشنایی با دیوان،ساز کردی

    آشنایی با دیوان،ساز کردی

    دیوان یک ساز زهی است که با مضراب نواخته می‌شود و اصالتاً متعلق به موسیقی کردی است. این ساز در دسته‌ی سازهای تنبور قرار می‌گیرد، با این تفاوت که اندازه‌ی آن از تنبور معمولی بزرگ‌تر است. برای آشنایی بیشتر با این ساز کردی، می‌توانید مطلب وبلاگ آنبین درباره‌ی دیوان را مطالعه کنید.

    دیوان،ساز کردی

    دیوان بیشتر میان مردمان کرد ایران، کردهای ترکیه (مناطق کرمانج) و کردهای عراق (شمال عراق) رواج دارد که زبان، فرهنگ و آداب و رسوم مشترک و همانندی دارند. امروزه دیوان در شهرهایی مانند بوکان، مهاباد، سنندج و کرمانشاه کاربرد دارد و با وجود اینکه پیشینه طولانی در این مناطق ندارد، علاقه‌مندان بسیاری به خود جذب کرده است.

     تاریخچه دیوان

    پیشینه ساخت ساز دیوان به حدود چهارصد سال پیش برمی‌گردد و زادگاه آن شهر فیرورق (پره) در نزدیکی شهر خوی است.

    به نظر می‌رسد ساز دیوان و سازهای مشابه آن، در نتیجه دگرگونی‌ها و تغییراتی که روی ساز ترکی قوپوز ایجاد شده، پدید آمده‌اند.

    به دلیل بزرگی بیش از حد کاسه دیوان، ساختن آن از یک قطعه چوب واحد بسیار دشوار است. به همین دلیل، آن را به روش «پروانه‌ای» می‌سازند؛ بدین صورت که قطعات هلالی شکل چوب خم‌شده را به هم می‌چسبانند. چوب مورد استفاده برای این ساز معمولاً از درختان توت سیاه، گردو، سرخ‌دار یا گلابی انتخاب می‌شود.

    ساختار ساز دیوان :

    ساز دیوان در ابعاد گوناگونی تولید می‌شود. اندازه کوچک آن را «جُرا» می‌گویند، اندازه متوسط آن «دسته کوتاه» نام دارد و اندازه بزرگ آن که به نام اصلی «دیوان» شناخته می‌شود، «دسته بلند» خوانده می‌شود. (در ایران معمولاً بین دسته کوتاه و دیوان تمایز زیادی قائل نمی‌شوند، با این حال دیوان پرده‌هایی کمی بلندتر و کاسه‌ای بزرگ‌تر دارد.) کاسه دیوان در مقایسه با ساز سه‌تار بسیار بزرگ‌تر است.

    دسته این ساز ۲۴ پرده متحرک دارد که قابلیت جابه‌جایی دارند. دیوان هفت سیم دارد که دو عدد از آن‌ها به عنوان سیم‌های واخوان به کار می‌روند. سه سیم اصلی آن نیز معمولاً با یکدیگر هم‌صدا کوک می‌شوند.

    این ساز در مجموع هفت گوشی دارد: چهار گوشی روی صفحه اصلی قرار گرفته‌اند و سه گوشی دیگر در کنار آن‌ها نصب شده‌اند. سیم‌بست نیز در انتهای بخش صاف کاسه طنینی ساز تعبیه شده است.

    در بخش پایینی کاسه، یک سوراخ صوتی به قطر حدود ۳۵ میلی‌متر وجود دارد. دیوان با مضراب پلاستیکی نواخته می‌شود و نوازنده در هنگام اجرا، معمولاً با انگشت میانی خود بر بدنه کاسه ضربه‌های ریتمیک می‌زند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله علت نامگذاری اسامی گوشه های ردیف موسیقی سنتی ایران به شما کمک خواهد کرد.

    اجزای تشکیل دهنده ی ساز دیوان:

    ساز دیوان هفت رشته سیم و بیست و سه پرده دارد. سیم‌های آن به سه گروه تقسیم می‌شوند:

    ۱. سه سیم پایینی که همزمان نواخته می‌شوند. یکی از این سیم‌ها از جنس فنر است.

    ۲. دو سیم میانی که آنها نیز با هم به صدا درمی‌آیند.

    ۳. دو سیم بالایی که یکی فنری و دیگری سیم معمولی است.

    سیم‌هایی که در هر ردیف قرار دارند، دقیقاً با یک نت و به یک صوت کوک می‌شوند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله موسیقی کرال ایرانی چیست ؟ را مطالعه کنید.

    کوک های دیوان :

    **کوک‌های ساز باغلاما**

    ساز باغلاما را می‌توان به روش‌های مختلفی کوک کرد. هر کدام از این کوک‌ها صدای ویژه‌ای به ساز می‌دهند و برای اجرای آهنگ‌های خاصی مناسب هستند. در اینجا چند کوک رایج را با ساده‌ترین بیان می‌خوانید:

    * **کوک بوزوک یا کارا:** سیم‌های ساز به نت‌های **سل، ر، لا** کوک می‌شوند.
    * **کوک باغلاما:** سیم‌های ساز به نت‌های **لا، سل، ر** کوک می‌شوند.
    * **کوک مستزاد:** سیم‌های ساز به نت‌های **فا، ر، لا** کوک می‌شوند.
    * **کوک میسکت:** سیم‌های ساز به نت‌های **فا دیز، ر، لا** کوک می‌شوند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب مفهوم گوشه در موسیقی را از دست ندهید.

  • سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی

    سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی

    سی‌تار یکی از سازهای سنتی هند است که با زخمه زدن به سیم‌هایش نواخته می‌شود. این ساز در دسته سازهایی مانند لوت قرار می‌گیرد. سی‌تار دسته‌ای دراز و باریک و کاسه‌ای شبیه به گلابی دارد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این ساز شنیدنی آشنا خواهیم شد. با ما همراه بمانید تا پایان این مطلب.

    برای گسترش دانش خود، مقاله ترانه مادر من در فیلم خواهران غریب از که بود؟ را مطالعه کنید.

    سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی

    یکی از کهن‌ترین فرهنگ‌های جهان، فرهنگ هند است که از میراث موسیقایی پرباری برخوردار است. تاریخ موسیقی در این سرزمین به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد بازمی‌گردد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، قمرالملوک وزیری، ام کلثوم ایران را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً فرم پرلود در موسیقی به چه فرمی گفته می شود؟ را بخوانید.

    سبک موسیقی هند و به طور کلی منطقه شبه‌قاره، در مقایسه با کشورهای غربی که با سرعت زیاد تغییر می‌کنند، کمتر دگرگون شده است. موسیقی‌دانان هندی به ندرت بدون توجه به بنیان‌های اصلی موسیقی سرزمین خود، دست به آفرینش اثر می‌زنند.

    آنان موسیقی را یک نوآوری همیشگی و جاری در فرهنگ خود می‌دانند که پیوسته روی آن کار شده و آفرینش دوباره نغمه‌ها و وزن‌ها از هزاران سال گذشته تاکنون بی‌وقفه ادامه دارد.

    سازی از خانواده لوت

    سی‌تار یک ساز زهی و از دسته سازهای زخمه‌ای در موسیقی هند است که به خانواده لوت‌ها تعلق دارد. این ساز دسته‌ای دراز و باریک و کاسه‌ای گلابی‌شکل دارد. سی‌تار هفت سیم اصلی و بین ۱۱ تا ۱۳ سیم تشدیدکننده دارد که زیر سیم‌های اصلی قرار می‌گیرند. این ساز با یک مضراب فلزی نواخته می‌شود و در مناطق شمال هند، پاکستان و بنگلادش رواج دارد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در مفهوم آواز ابوعطا در موسیقی پیدا کنید.

    سیم‌های اصلی سی‌تار که مسئول ایجاد نت‌های موسیقی هستند، پس از زخمه خوردن، سیم‌های تشدیدکننده را نیز به لرزش درمی‌آورند. پرده‌های روی دسته این ساز از جنس فلز و به شکل کمان هستند.

    طول معمول سی‌تار حدود ۱.۲ متر است و بدنه‌ای کدو‌مانند دارد. دسته آن چوبی، توخالی، پهن و کشیده است و دارای گوشی‌هایی در جلو و کنار و حدود ۲۰ پرده متحرک خمیده می‌باشد.

    سیم‌های ساز از جنس فلزند. معمولاً پنج سیم برای اجرای ملودی، یک یا دو سیم برای تأکید روی ضرب‌آهنگ و سیزده سیم کمکی در زیر پرده‌ها وجود دارد که روی نت‌های خاصی از راگا (چارچوب ملودیک موسیقی هند) کوک می‌شوند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آشنایی با علامت دیز، هشتگ نت ها بیابید.

    پرده‌های برجسته فلزی در طول دسته ثابت شده‌اند و امکان جابه‌جایی محدود را فراهم می‌کنند. اغلب یک کدوی تشدیدکننده دیگر نیز در انتهای بالایی دسته و نزدیک گوشی‌ها وجود دارد. این بخش نه‌تنها به تعادل وزن ساز کمک می‌کند، بلکه در زمان استراحت نوازنده، تکیه‌گاهی برای نگهداری ساز به شمار می‌رود.

    مقاله چگونه از تکرار آهنگ در ذهنمان جلوگیری کنیم؟ حاوی اطلاعات جامعی است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در ویژگی های پیش درآمد در موسیقی سنتی چیست؟ پیدا کنید.

    نحوه نواختن سی‌تار

    نوازندگان سیتار معمولاً در حالت نشسته ساز را با زاویه‌ای نزدیک به ۴۵ درجه روی پاهای خود قرار می‌دهند. آن‌ها با استفاده از یک مضراب سیمی که بر انگشت راست می‌کنند، سیم‌ها را به صدا درمی‌آورند. همزمان، دست چپ روی سیم‌ها حرکت می‌کند و با فشار آرام یا کشیدن سیم‌ها به طرفین، نت‌های مختلف را ایجاد می‌کند.

    سیتارهای امروزی معمولاً شش یا هفت سیم اصلی برای نواختن ملودی دارند که بعضی از این سیم‌ها بیشتر برای همراهی و تأکیدهای ریتمیک استفاده می‌شوند. علاوه بر این، دوازده سیم تشدیدکننده یا بیشتر در زیر سیم‌های اصلی قرار دارد. برخی سیتارها همچنین یک کدوی کوچک تشدیدکننده دارند که به قسمت بالایی دسته ساز متصل است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب آشنایی کامل با فرم واریاسیون را از دست ندهید.

    سیتار مشهورترین ساز تکنواز در اجراهای سنتی موسیقی هند است و در این اجراها اغلب با یک جفت طبلا همراهی می‌شود. این ساز امروزه در بسیاری از کشورهای خارج از هند نیز شناخته شده است.

    نوع دیگری از سیتار وجود دارد که در هند به آن Mind گفته می‌شود. این ساز قابلیت نواختن گام مینور را دارد که برای بسیاری از گیتاریست‌های راک یک امکان ایده‌آل به شمار می‌رود. نواختن با این گام به نوازنده اجازه می‌دهد تا ملودی‌ها را به طور کامل اجرا کند و صدایی شبیه به ناله یا گریه انسان ایجاد نماید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره کاپو یا باره بند گیتار چیست؟ بیابید.

  • فرم در موسیقی به چه معناست؟

    فرم در موسیقی به چه معناست؟

    موسیقی را می‌توان از جنبه‌های گوناگونی تحلیل و درک کرد. یکی از این جنبه‌ها، به ساختار و ویژگی‌های یک قطعه موسیقی توجه دارد که به آن فرم موسیقی می‌گویند. اما فرم در موسیقی دقیقاً چه مفهومی دارد؟ در ادامه می‌توانید پاسخ این پرسش را در وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله قمرالملوک وزیری، ام کلثوم ایران را مطالعه کنید.

    فرم در موسیقی به چه معناست؟

    در دانش موسیقی، اصطلاح «فرم» به چارچوب و ساختار یک آهنگ اشاره می‌کند. معنای واژهٔ فرم، همان قالب یا شکل است. وقتی از فرم یک قطعه موسیقی صحبت می‌کنیم، در واقع می‌خواهیم با تقسیم آن به بخش‌های کوچکتر، ساختمان آن را شرح دهیم.

    فرم در موسیقی در مقابل محتوا قرار دارد. هر آهنگ از یک الگوی مشخص پیروی می‌کند که ایده‌ها و احساسات موسیقی درون آن ریخته می‌شود. هر نوع فرم، از بخش‌هایی تشکیل شده که در ارتباط با کل اثر معنا پیدا می‌کنند. در سیر تاریخ موسیقی کلاسیک غربی، قالب‌های گوناگونی پدید آمده و رواج یافته است.

    مفهوم شکل و هیئت ظاهری یک کار

    هر اثر هنری دارای یک چهارچوب، ساختار یا قالبی است که هنرمند محتوای کارش را در آن می‌ریزد. به بیان ساده، فرم (که به شکل و ظاهر یک اثر اشاره دارد) در مقابل محتوا (یعنی مواد و مفاهیمی که با نظم خاصی درون آن شکل چیده شده‌اند) قرار می‌گیرد.

    هر اثر هنری از بخش‌های کوچکی تشکیل شده که هر کدام با بخش دیگر و همچنین با کل اثر، ارتباطی ویژه و منحصر به فرد دارند.

    وقتی از فرم در موسیقی صحبت می‌کنیم، بسته به زمینه بحث، معانی کمی متفاوتی از آن برداشت می‌شود. در بررسی این موضوع باید گفت که موسیقی فقط انبوهی از صداهای روی هم انباشته شده نیست، بلکه از اجزای منظم و هدفمندی تشکیل شده که در کنار هم، روابطی دقیق، ظریف و گاه پنهان دارند و با کمک یکدیگر هدف مشخصی را دنبال می‌کنند. به این معنا که هر بخش، سهمی در نزدیک کردن موسیقی به هدف آهنگساز بر عهده دارد.

    در این نگاه، فرم چنان با خود موسیقی درآمیخته و از آن جدا نشدنی است که واقعاً نمی‌توان یکی را بدون حضور دیگری تشخیص داد. حتی در یک جمله ساده موسیقی نیز عواملی مانند ریتم، الگوی ریتم، فاصله‌های صوتی، روابط زیر و بمی صداها، بافت و در یک کلام، فرم، همگی با هم احساس می‌شوند.

    فرم به طور عام در هنرها با دو معنای متفاوت کاربرد دارد:

    ۱ – شکل یا قالبی که برای بیان یک اثر پذیرفته شده است. مانند قالب غزل در شعر فارسی یا قالب سونات در موسیقی اروپایی.

    ۲ – ویژگی‌های ساختاری یک اثر هنری، مانند هماهنگی و تناسب بین بخش‌های مختلف و چینش درست اجزا برای ایجاد فراز و فرود و رسیدن به نقطه اوج.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب ویژگی های پیش درآمد در موسیقی سنتی چیست؟ را از دست ندهید.

    فرم – که می‌توان آن را همان قالب نامید – در همه رشته‌های هنری تقریباً معنایی یکسان دارد. به چهارچوبی که هنرمند اثر خود را درون آن خلق می‌کند، فرم آن اثر گفته می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً آشنایی با علامت دیز، هشتگ نت ها را بخوانید.

    همان‌طور که پیش از این اشاره شد، فرم در موسیقی به دو معنی کلی شناخته می‌شود و گاهی به معنای عام به کار می‌رود. اما فرم در نگاه تخصصی‌تر به موسیقی، سه موضوع اصلی را در برمی‌گیرد. این سه عنصر را می‌توان در دیگر هنرها نیز گسترش داد.

    آن سه عنصر به قرار ذیل هستند:

    ۱- تکرار
    ۲- گوناگونی
    ۳- یکپارچگی

    این سه بخش مهم، مکمل یکدیگرند و هر یک جایگاه خاص خود را در یک قطعه موسیقی دارند.

  • ساز کوزه،ساز ساده اما توانمند

    ساز کوزه،ساز ساده اما توانمند

    یکی از سازهای ساده و در عین حال جذاب، ساز کوزه است. این ساز با وجود ساختار ساده و قطعات محدود، ممکن است در نگاه اول معمولی به نظر برسد، اما قابلیت‌های منحصر به فردی دارد که آن را به سازی پرقدرت تبدیل کرده است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، با ساز کوزه، سازی ساده اما توانمند، بیشتر آشنا خواهید شد.

    ساز کوزه چیست؟

    کوزه یا اودو یک ساز ضربی است که معمولاً از جنس سفال یا سرامیک درست می‌شود. این ساز از ساز سنتی آفریقایی به نام اودو الهام گرفته که ریشه در کشور نیجریه دارد.

    کوزه یک ساز خودصدا است و بیشتر با ضربه‌های مستقیم انگشتان دست به صدا درمی‌آید. این ساز را با شکل‌های مختلف و روش‌های نواختن متفاوت، می‌توان در مناطق جنوب و جنوب شرق ایران مشاهده کرد.

    ساز کوزه، سازی ساده اما پرظرفیت و تاثیرگذار است.

    در این مقاله چگونه از تکرار آهنگ در ذهنمان جلوگیری کنیم؟ اطلاعات مفیدی آمده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره مفهوم آواز ابوعطا در موسیقی بیابید.

    صدادهی و توانایی‌های بسیار بالا

    برخلاف آنچه ممکن است به نظر برسد، کوزه با وجود ساختار ساده‌اش، قابلیت‌های صوتی بسیار گسترده‌ای دارد و می‌تواند قطعات و ریتم‌های گوناگونی را اجرا کند. نمونه‌های دیگری از این ساز در فرهنگ آفریقا، به ویژه در کشور نیجریه، وجود دارد که با نام اودو شناخته می‌شود.
    اودو در زبان محلی به معنای ظرف سفالی است و مانند کوزه ایرانی در گذشته، بیشتر کاربرد غیرموسیقایی داشته و به تدریج در مراسم و آیین‌های موسیقایی جای گرفته است.
    این ساز که در فرهنگ آفریقایی از اهمیت معنوی و آیینی نیز برخوردار است، شکل ظاهری آن کمی با نمونه ایرانی تفاوت دارد و معمولاً یک سوراخ در کناره بدنه آن دیده می‌شود.
    امروزه اودوهایی که روی آنها پوست کشیده شده نیز ساخته می‌شوند و استفاده از آنها در موسیقی بسیار رواج دارد. نوع دیگری از کوزه با نام گاتام در جنوب هند وجود دارد.
    گاتام که سازی قدیمی در هند محسوب می‌شود، از اودو بزرگ‌تر است و معمولاً بدون پوست یا سوراخ در بدنه می‌باشد. این ساز تکنیک‌های اجرایی ظریف و زیبایی دارد که رنگ صوتی آن را متمایز می‌کند. سازهای دیگری نیز از این خانواده با نام‌های مختلف وجود دارند، اما به طور کلی این سه نوع کوزه بیشتر شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته‌اند.
    از نوازندگان سرشناس این ساز می‌توان به استاد فربد یدالهی و استاد بهنام سامانی اشاره کرد.

    تاریخچه ساز کوبه ای کوزه

    سابقه ساز کوبه‌ای کوزه نشان می‌دهد که این ساز با ضربه زدن مستقیم نواخته می‌شود، اما روش نواختن آن در مناطق مختلف ایران فرق دارد. مثلاً در استان‌هایی مثل کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان، هر کدام شیوه مخصوص به خود را دارند. در هرمزگان به این ساز «جله» می‌گویند.

    برای مطالعه بیشتر، به ترانه مادر من در فیلم خواهران غریب از که بود؟ سری سر بزنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در جایگاه مهم موسیقی در دوران هخامنشیان پیدا کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟ را بخوانید.

    علاوه بر این، کوزه‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان محبوبیت بیشتری پیدا کردند و نحوه نواختن آن‌ها نیز با هم تفاوت دارد. جنس خاک، روش ساخت و پخت کوزه در سیستان متفاوت است و هنگام نواختن، معمولاً آن را کنار یک سینی قرار می‌دهند و می‌نوازند.

    با وجود توانایی ساز کوزه در تولید صداهای گوناگون و قابلیت استفاده در قطعات و ریتم‌های مختلف، این ساز چندان میان مردم شناخته شده نیست. آهنگسازان بیشتر از آن به عنوان یک ساز تأثیرگذار و کمکی استفاده می‌کنند و معمولاً به عنوان یک ساز مستقل به حساب نمی‌آید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه پدر پیانوی ایران کیست ؟.

  • تفاوت موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی

    تفاوت موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی

    عرفان و تفکر عمیق همواره جایگاه ویژه‌ای در هنر ایران داشته است. این ویژگی در موسیقی ایرانی نیز به وضوح دیده می‌شود. با این حال، گاهی تشخیص خط بین موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی کار آسانی نیست. در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام، می‌خواهیم فرق بین موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی را با هم مرور کنیم. تا پایان این مطلب همراه ما بمانید.

    موسیقی عرفانی

    در طول تاریخ، اندیشه‌ها، فلسفه‌ها و پرسش‌های بی‌شماری، ذهن انسان را دگرگون کرده‌اند. این پرسش‌ها گاه درباره شناخت خدا، شناخت جهان، خواستِ صلح، اهمیت علم، مبارزه با برده‌داری و تبعیض نژادی یا موضوعات دیگر بوده است.

    کسانی که در هر یک از این جریان‌های فکری جای می‌گرفتند، برای گسترش باورهای خود از روش‌های گوناگون تبلیغی بهره می‌بردند. این روش‌ها نیز در گذر زمان دگرگون یا کامل شده‌اند؛ از نوشتن روی سنگ و حکاکی و کتابت گرفته تا موسیقی، سینما، تئاتر و تلویزیون و… . در هر حال، هر هنری که ویژگی‌های یک اندیشه ویژه را داشته باشد یا آن اندیشه را به یاد آورد، با نام همان اندیشه شناخته می‌شود.

    بر این پایه، نخستین و مهم‌ترین ویژگی «موسیقی عرفانی»، نوعی «اندیشه» است که در آن نهفته است. در پدید آمدن این موسیقی، یک اندیشه یا فلسفه خاص نقش دارد که ما آن را «عرفان» می‌نامیم. وجود این اندیشه با ویژگی‌های منحصربه‌فردش در هر هنری، سبب می‌شود که صفت «عرفانی» به آن هنر نسبت داده شود. از میان این هنرها می‌توان به موسیقی و ادبیات اشاره کرد که حضور اندیشه عرفانی در آن‌ها پررنگ‌تر از دیگر هنرها بوده است.

    تفاوت موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی

    تفکر عرفانی در موسیقی عرفانی

    از آنجا که موسیقی عرفانی، بازتاب احساسات و اندیشه‌های ژرف معنوی است، می‌تواند حس و حالی روحانی و الهام‌بخش را حتی برای کسانی که با راه و رسم عرفان آشنا نیستند نیز زنده کند و برایشان جذاب باشد.

    به همین دلیل، موسیقی عرفانی گونه‌ای از تجربه معنوی را پدید آورده که می‌توان آن را «عرفانِ همراه با موسیقی» نامید. همه هنرها به گونه‌ای با هم پیوند دارند، چرا که سرچشمه همه آن‌ها جلوه‌های زیبایی است و فقط شکل بیان آن‌ها متفاوت است.

    اندیشه عرفانی در سرزمین‌های شرق، به ویژه در ایران، به دلیل حضور گسترده عارفان، سالکان و درویشان در طول تاریخ، به خوبی شناخته شده است. پایه فکری این عارفان همواره بر شناخت آفریدگار، شناخت خدا، معرفت نفس، درک وجود و یگانگی هستی و موضوعاتی از این دست استوار بوده و هست.

    تفاوت موسیقی عرفانی و موسیقی سنتی

    موسیقی عرفانی در گذشته بیشتر در خانقاه‌های ایران و برای اهداف معنوی به کار می‌رفت. این تأثیر آنقدر عمیق بوده که حتی برخی عناصر موسیقی خانقاهی به موسیقی کلاسیک ایران نیز راه یافته‌اند. به عنوان نمونه، ورود ساز دف به موسیقی کلاسیک ایرانی توسط استاد محمدرضا لطفی در دهه پنجاه و همچنین استفاده از نغمه‌های خانقاهی در موسیقی دستگاهی، نمونه‌هایی از این تأثیرگذاری هستند.

    موسیقی عرفانی در واقع بخشی جدا از موسیقی سنتی ایران نیست. این موسیقی از همان قواعد و اصول موسیقی سنتی (که شامل دستگاه‌ها و گوشه‌های ردیف است) پیروی می‌کند و در همان چهارچوب قرار می‌گیرد. با این حال، ویژگی‌های خاصی دارد که آن را از دیگر گونه‌های موسیقی سنتی متمایز می‌سازد. با توجه به این ویژگی‌های منحصر به فرد، می‌توان موسیقی عرفانی را یکی از شاخه‌های مهم موسیقی ایرانی دانست.

    از پیشگامان و استادان برجسته موسیقی عرفانی در ایران می‌توان به استاد محمدرضا لطفی (به ویژه در آثار و اجراهای متأخرش)، استاد داوود آزاد و استاد سید خلیل عالی‌نژاد اشاره کرد. ویژگی‌های یادشده به روشنی در آثار این هنرمندان قابل شنیدن و درک است.

  • کنترپوآن به مثابه روشنگری کلاسیک

    کنترپوآن به مثابه روشنگری کلاسیک

    کنترپوآن یکی از واژه‌هایی است که در دنیای موسیقی کلاسیک زیاد شنیده می‌شود. اما معنای دقیق آن چیست و در موسیقی چگونه به کار می‌رود؟ در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با کنترپوآن آشنا خواهید شد که مانند چراغی روشن‌گر در موسیقی کلاسیک عمل می‌کند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره انواع پیکاپ های اکتیو و پسیو بیابید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله پیکاپ مگنتیک چیست ؟ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب اولین برنده نشانه طلایی موسیقی ایران کیست؟ را حتماً بخوانید.

    مقاله ساز کولک تلفیقی از تنبک و کاخون حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً ریدیس فینگربورد یا شعاع صفحه انگشت‌گذاری چیست؟ را بخوانید.

     موسیقی کلاسیک

    در دوره‌ای درخشان از تاریخ موسیقی کلاسیک، که از حدود پایان دهه ۱۷۰۰ تا میانه‌های دهه ۱۸۰۰ ادامه داشت، آهنگسازان رقابت شدیدی با هم داشتند تا گونه‌های تازه و جذابی از موسیقی را خلق کنند. با رواج یافتن ساز پیانو میان موسیقیدانان کلاسیک، راه برای گسترش و پیشرفت بیش‌ازپیش شیوه‌های اجرای موسیقی هموار شد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله ساز ترومپت ،ساز سپاهیان روم سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، بهترین آموزشگاه سنتور در شرق تهران را از دست ندهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله تاریخچه نسل های موسیقی کانتری را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله با کاسه تبتی یا مرتعش آشنا شوید را مطالعه کنید.

    یکی از پایه‌ای‌ترین و اساسی‌ترین مفاهیمی که در موسیقی کلاسیک باید درک شود، مفهوم «فرم» است. فرم، همان ساختار و چارچوب خالی یک قطعه موسیقی است. به این معنا که محتوای داستانی یا احساسی یک اثر هنری در اینجا مورد نظر نیست، بلکه تنها چگونگی نوشته شدن یا ساخته شدن آن اثر بررسی می‌شود. به عبارت دیگر، فرم نشان می‌دهد که معنا در چه قالبی ریخته شده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، آشنایی با سازدهنی ترمولو را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه زندگی شخصی استاد محمدرضا شجریان.

    کنترپوآن به مثابه روشنگری کلاسیک

    در دوران اوج موسیقی کلاسیک، یکی از برجسته‌ترین تحولات، رواج گسترده‌ی تکنیکی به نام کنترپوآن بود. آهنگسازان این عصر شروع به خلق قطعاتی برای دست چپ کردند که از نظر ظرافت و پیچیدگی، هیچ کم از بخش‌های نوشته‌شده برای دست راست نداشتند. اغلب، موسیقی‌ای که برای دست چپ تصنیف می‌شد، بازتابی دقیق و هم‌پایه از همان نغمه‌هایی بود که دست راست اجرا می‌کرد.

    پیش از آغاز دوره‌ی کلاسیک، خط باس در اکثر آثار موسیقی، نقش ساده‌ای به عنوان همراهی‌کننده‌ی ملودی اصلی داشت. این نگرش محدود به خط باس، ریشه در سنت‌های موسیقی کلیسای کاتولیک داشت؛ جایی که ارگ‌نواز تنها یک خط باس ساده را برای همنوازی با آواز خوانندگان اجرا می‌کرد.

    اختراع و گسترش کنترپوآن، نه‌تنها کیفیت ملودی در آثار موسیقی را غنا بخشید، بلکه مرز روشن بین پایان یک ملودی و آغاز هارمونی را نیز کمرنگ کرد. تقریباً تمام آهنگسازان بزرگ دوره‌ی کلاسیک که از فرم‌های موسیقایی مورد بحث در این درس‌ها بهره برده‌اند، در آثار خود از تکنیک کنترپوآن استفاده کرده‌اند.

    برای مطالعه بیشتر، به انواع چوب های مناسب برای ساز گیتار سری سر بزنید.

  • با اصطلاح فرم سونات آشنا شوید

    با اصطلاح فرم سونات آشنا شوید

    اصطلاح فرم سونات، در واقع به ساختار و قالب یکی از بخش‌های یک قطعه موسیقی اشاره دارد. برای بسیاری از علاقه‌مندان به موسیقی، آشنایی با این گونه اصطلاحات، هم مفید است و هم ضروری. در این قسمت از وبلاگ آنبین، فرم سونات به طور جامع و دقیق شرح داده شده است. همراهی شما تا پایان این توضیح، باعث خوشحالی ماست.

    فرم سونات چیست؟

    قوانین ساختاری سونات مانند قوانین فیزیک، سفت و سخت و تغییرناپذیر نیستند. با این حال، نخستین بخش هر قطعه سونات، معمولاً از نظم و چارچوب مشخصی پیروی می‌کند (این چارچوب در سمفونی‌ها نیز دیده می‌شود، زیرا در اصل سمفونی یک سونات بزرگ برای اجرای ارکستر است).

    به زبان ساده، بخش اول یک سونات سه قسمت اصلی دارد: قسمت معرفی و نمایش موضوع‌های موسیقایی، قسمت گسترش و پرداخت به آن موضوع‌ها، و در نهایت قسمت بازگشت و تکرار دوبارهٔ ایده‌های اصلی.

    در دوران موسیقی باروک، واژهٔ سونات معانی و کاربردهای گوناگونی در سبک، فرم موسیقی و نوع سازبندی به ذهن می‌آورد. از دورهٔ کلاسیک تا قرن بیستم، تعداد بسیار زیادی از آثار مهم موسیقی در قالب فرم سونات (که گاهی به آن فرم سونات – آلگرو هم می‌گویند) خلق شده‌اند.

    برای مطالعه بیشتر، به کدام انیمیشن ها بهترین موسیقی متن را داشته اند؟ سری سر بزنید.

    اصطلاح “فرم سونات” به ساختار درونی یک بخش از قطعه اشاره دارد و نباید آن را با خودِ “سونات” اشتباه گرفت که برای نامیدن کل یک قطعهٔ چندبخشی به کار می‌رود. بخش سریع و آغازین سمفونی‌ها، سونات‌ها و کوارتت‌های زهی دورهٔ کلاسیک، اغلب از فرم سونات استفاده می‌کنند. این فرم در بخش‌های آرام و نیز در بخش‌های سریع و پایانی قطعات نیز دیده می‌شود.

    از لحاظ تاریخی سونات از کجا و چگونه شکل گرفته است؟

    واژه سونات یا «سوناتا» در پایان سده شانزدهم رواج یافت تا موسیقی‌ای که با ساز اجرا می‌شد را از موسیقی آوازی جدا کند. اگر قطعه‌ای با ساز نواخته می‌شد، به آن سونات می‌گفتند و اگر با آواز خوانده می‌شد، کانتات یا «کانتاتا» نام داشت.
    در آن دوران، وقتی چند ساز با هم ترکیب می‌شدند و گروه کوچکی را تشکیل می‌دادند، همین واژه ساده برای بیان مقصود کافی بود. اما وقتی این گروه‌ها بزرگ‌تر شدند و به ارکستر و سپس ارکستر سمفونیک تبدیل شدند، شرایط کمی پیچیده‌تر گردید.
    امروزه سونات به قطعه‌ای سازی گفته می‌شود که از چند بخش (موومان) تشکیل شده و توسط یک یا دو (و گاهی سه) نوازنده اجرا می‌گردد. در برخی موارد به گروه‌های بزرگ‌تر نیز سونات گفته می‌شود، مانند سونات زهی روسینی و مندلسون. در دوره باروک، گونه‌ای از سونات رایج بود که در آن یک ساز زهی یا بادی نقش اصلی را می‌نواخت و یک ساز کلیدی (مانند هارپسیکورد) آن را همراهی می‌کرد.
    در فاصله سال‌های ۱۶۰۰ تا ۱۶۵۰، قطعات سازی به نام کانتسونا در چند بخش ساخته می‌شدند که از نظر سرعت و ریتم با یکدیگر تفاوت داشتند. این بخش‌ها به تدریج طولانی‌تر و تعدادشان کمتر شد و در نهایت به صورت موومان‌های جداگانه درآمدند. تا حدود سال ۱۶۵۰، کانتسونا و سونات در هم آمیختند و واژه سونات جایگزین کانتسونا گردید.
    در موسیقی دوره باروک، گونه‌های مختلفی از سونات مانند سونات کلیسایی، سونات مجلسی، سونات برج و سونات کلاویه‌ای وجود داشت که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را داشتند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه جایگاه مهم موسیقی در دوران هخامنشیان.

    از لحاظ ساختاری چه ویژگی هایی دارد؟

    سونات بر اساس یک قالب سه‌بخشی شکل می‌گیرد. به زبان ساده در موسیقی به آن فرم ABA می‌گویند. یعنی در ابتدا یک موضوع اصلی معرفی می‌شود، سپس آن موضوع گسترش و بسط پیدا می‌کند و در پایان، دوباره همان موضوع اولیه تکرار می‌شود. نکته جالب درباره فرم سونات این است که ساختار آن نه تنها شکستن بسیاری از قواعد اولیه تئوری موسیقی را ممکن می‌سازد، بلکه حتی به آن تشویق هم می‌کند. برای مثال، در یک قطعه سونات می‌توان در میان قطعه، گام یا میزان‌سنج قطعه را تغییر داد.

    برای مطالعه بیشتر، به پدر پیانوی ایران کیست ؟ سری سر بزنید.

    یک موومان دارای فرم سونات از سه بخش اصلی تشکیل می‌یابد:

    یک سونات معمولاً از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود:

    ۱- بخش معرفی نُتها (exposition)، که در آن نُت‌های اصلی اثر برای نخستین بار معرفی می‌شوند؛
    ۲ – بخش گسترش و تغییر (development)، که در آن نُت‌های اصلی با حالت‌ها و پرداخت‌های تازه‌ای ارائه می‌گردند؛
    ۳ – بخش بازگشت و تکرار (recapitulation)، که در آن نُت‌های اصلی دوباره و با تأکید بیشتر شنیده می‌شوند.

    «مهتاب» و «آپاسیوناتا»، نام دو سونات از بتهوون هستند (البته این نام‌ها را خود بتهوون انتخاب نکرده، بلکه ناشران آثار او بعداً این عنوان‌ها را بر آن‌ها گذاشته‌اند). سونات‌های بتهوون، مانند سونات‌های دیگر آهنگسازان، ویژگی‌های مشترکی دارند و به دلیل داشتن همین ویژگی‌هاست که همه آن‌ها را در گروه «سونات» قرار می‌دهیم.

  • فوگ فرمی مهم و بنیادی در موسیقی باروک

    فوگ فرمی مهم و بنیادی در موسیقی باروک

    فوگ یکی از قالب‌های اصلی و اساسی در موسیقی دوره باروک به شمار می‌رود. این کلمه در لاتین به معنی «گریز» یا «تعقیب» است و در موسیقی، یکی از پیچیده‌ترین و دقیق‌ترین فرم‌ها محسوب می‌شود. ساختار فوگ بر پایه چندصدایی است و برای هدایت و هماهنگی چند خط ملودیک مختلف، نیازمند تسلط عمیق بر دانش کنترپوان می‌باشد. فوگ را می‌توان برای دسته‌ای از سازها، گروه‌های خوانندگان یا حتی یک ساز تکی مانند ارگ یا هارپسیکورد نوشت. در ادامه این نوشته در وبلاگ آنبین، بیشتر با ویژگی‌های فوگ آشنا خواهید شد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله بهترین کلاس تار در تهران مراجعه کنید.

    فوگ فرمی مهم و بنیادی در موسیقی باروک

    فوگ یک قطعه موسیقی چندصدایی است که حول یک ملودی اصلی به نام «سوژه» شکل می‌گیرد. در این فرم موسیقایی، خط‌های ملودیک مختلف یا بخش‌های آوازی، سوژه اصلی را به صورت تقلیدی دنبال می‌کنند.

    پایین‌ترین خط ملودیک —چه آوازی باشد و چه سازی— سوپرانو نام دارد و بم‌ترین خط، باس خوانده می‌شود. معمولاً بافت فوگ از سه، چهار یا پنج خط صوتی (مانند سوپرانو، آلتو، …) تشکیل شده است.

    اگرچه سوژهٔ فوگ ثابت باقی می‌ماند، اما با حرکت به تنالیته‌های مختلف و ترکیب شدن با ایده‌های ریتمیک و ملودیک گوناگون، معانی و حال‌وهوای تازه‌ای پیدا می‌کند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب نکات مهم موسیقی که باید برای شروع به آن دقت نمایید را از دست ندهید.

    تاریخچه

    فوگ برای نخستین بار به عنوان یک واژه موسیقایی در سال ۱۳۳۰ میلادی پدید آمد. در آن زمان، یک نظریه‌پرداز موسیقی به نام «ژاکوب لیژ» قطعه‌ای با عنوان «موسیقی آینه‌ای» خلق کرد. فوگ در واقع از شیوه تقلید در موسیقی شکل گرفت؛ یعنی وقتی یک خط ملودیک از نت دیگری دوباره تکرار می‌شود.
    جوزفو زارلینو که در دوره رنسانس به عنوان آهنگساز، نویسنده و نظریه‌پرداز فعالیت می‌کرد، از نخستین افرادی بود که فرق بین دو شیوه کنترپوان‌نویسی در فوگ و کانن (که به آن تقلید می‌گفتند) را شناسایی کرد.
    در آغاز، این روش برای کمک به بداهه‌نوازی به کار می‌رفت، اما در دهه ۱۵۵۰ میلادی، به صورت یک قالب ترکیبی درآمد. پس از آن، روش پالسترینا – آهنگساز ایتالیایی – مطرح شد. آثار او بر پایه کنترپوان مدال و موسیقی تقلیدی بود و نوشته‌های «شبه‌فوگ» او اساس ساخت «موتِت»ها قرار گرفت. سبک پالسترینا در تکنیک‌های تقلیدی و «موتِت»هایش با فوگ امروزی تفاوت داشت؛ در سبک او هر بخش متن و موضوع به صورت جداگانه ارائه می‌شد، در حالی که در فرم جدید فوگ، یک موضوع اصلی در سراسر قطعه گسترده می‌شود.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب تار بهتر است یا سه تار؟ را بخوانید.