دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه سریع + مترادف و متضاد کلمه سریع

    هم خانواده کلمه سریع + مترادف و متضاد کلمه سریع

    هم خانواده کلمه سریع

    کلماتی مانند سرعت، سریعاً و تسریع، هم‌خانوادهٔ واژهٔ سریع هستند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید.

    در زبان عربی، ریشهٔ کلمات معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند. در زبان فارسی نیز اگر بن مضارع و بن ماضی یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس دوازدهم فارسی ششم دوستی و مشاوره ✅ متضاد و هم خانواده سر بزنید.

    واژه‌های مترادف سریع عبارت‌اند از: برق‌آسا، زرنگ، فرز، به سرعت، شتابان، فوری، بادپا، تند، تندرو، تیز، چست، زود، سبک‌سیر، جلد و چالاک. شما می‌توانید از این کلمات به‌جای واژهٔ سریع استفاده کنید.

    آشنایی با مترادف‌ها نه‌تنها به درک بهتر معنای کلمات کمک می‌کند، بلکه دایرهٔ لغات شما را گسترده‌تر کرده و مهارت نوشتاری شما را تقویت می‌نماید. در مقابل، متضادهای کلمهٔ سریع — همان‌طور که احتمالاً می‌دانید — کند، بطیء و کندرو هستند. معادل‌های فارسی این واژه نیز چالاک، شتابان، شتابنده، فرز، تند، پرشتاب و چابک است.

    در پایان، بد نیست نگاهی به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی بیندازیم و معانی مختلف ذکرشده برای این واژه را با هم مقایسه کنیم. در این کتاب‌های مرجع، واژهٔ سریع به معنای شتابنده، زود، تند، چست، چالاک و تندرو آمده است که کاملاً با مفهوم اصلی آن هماهنگ است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه باغچه

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات بوعلی و بهمنیار فارسی ششم صفحه ۸۰ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

  • هم خانواده اطمینان + معنی و مترادف کلمه اطمینان

    هم خانواده اطمینان + معنی و مترادف کلمه اطمینان

    هم خانواده کلمه اطمینان

    کلمات هم‌خانواده «اطمینان» شامل «مطمئن» و «طمئنینه» می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشهٔ کلمه معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شوند.

    در زبان فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات هم‌خانواده محسوب می‌شوند. این کلمات معمولاً از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه با ما همراه باشید تا بیشتر با معنی کلمهٔ اطمینان آشنا شوید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت را از دست ندهید.

    مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    واژه‌های مترادف اطمینان عبارت‌اند از: تکیه، ثقه، وثوق، اعتماد، ایقان، خاطر جمعی، ایمان، ایمنی و یقین. احتمالاً بسیاری از این کلمات را می‌شناسید و می‌توانید از آن‌ها در جای مناسب استفاده کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ.

    یادگیری کلمات مترادف و هم‌خانواده، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دامنهٔ لغات شماست. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و خلاقانه‌تری بنویسید و در درس فارسی نمرهٔ بهتری کسب کنید. جالب است بدانید معادل‌های فارسی واژهٔ اطمینان نیز شامل این موارد است: آرامش، آرام دلی، استواری، آسودگی، بی‌گمانی و آرمیدن.

    در پایان، برای درک بهتر معنای اطمینان، به تعریف این کلمه در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید نگاهی می‌اندازیم. در این کتاب‌ها، اطمینان به معنای آرامش خاطر یافتن، به یقین رسیدن، آسوده‌خاطر شدن و تردید نداشتن دربارهٔ چیزی آمده است.

     
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عبارت

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش پیدا کنید.

    2/5 – (5 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه رهبر + مترادف و معنی کلمه رهبر

    هم خانواده کلمه رهبر + مترادف و معنی کلمه رهبر

    هم خانواده کلمه رهبر

    کلمات هم‌خانواده برای «رهبر»، شامل راهبر و رهبری می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده یک واژه، باید بخش اصلی و ریشه آن را تشخیص دهید. کلمات هم‌خانواده، ریشه یکسانی دارند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک هستند.

    شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌سازی و نوشتن انشا استفاده کنید تا نوشته‌تان زیباتر و روان‌تر شود. در ادامه، با آوردن معانی و کلمات مترادف رهبر، سعی می‌کنیم درک این واژه را برای شما آسان‌تر کنیم.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    مترادف‌های کلمه رهبر عبارت‌اند از: امام، پیشوا، مراد، مقتدا، هادی، راهبر، راهنما، زعیم، سرکرده، سلسله‌جنبان، قدوه و قیادت.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده قشنگ + دو هم خانواده برای کلمه قشنگ و مترادف و متضاد کلمه قشنگ را از دست ندهید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده قاضی + 3 هم خانواده برای کلمه قاضی و مترادف کلمه قاضی را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده عشق + معرفی 3 هم خانواده برای کلمه عشق و مترادف کلمه عشق را مطالعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را حتماً بخوانید.

    احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. این کلمات هم‌معنی رهبر هستند و شما می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها به جای رهبر استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    حالا که با مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده رهبر آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به معانی این واژه در لغت‌نامه‌های معروف فارسی بیندازیم. در لغت‌نامه دهخدا برای رهبر معانی زیر آمده است: راهبر، راهنما، رهنما، هادی، قائد، دال، مرشد، قدوه، امام، لیدر، قلاووز، قلاوز، پیشرو، پیشوا، خفر و بدرقه. همچنین در فرهنگ‌های عمید و معین، رهبر به معنی کسی که دیگری را راهنمایی می‌کند، پیشوا، راهبر و راهنما ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تجارت

  • هم خانواده کلمه تکلیف + مترادف و معنی کلمه تکلیف

    هم خانواده کلمه تکلیف + مترادف و معنی کلمه تکلیف

    هم خانواده کلمه تکلیف

    کلمات هم‌خانواده برای «تکلیف» عبارتند از: تکالیف، تکلف و مکلف. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، این ریشه معمولاً سه حرفی است و در تمام کلمات هم‌خانواده مشترک است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر را حتماً بخوانید.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    در زبان فارسی نیز اگر بن ماضی و مضارع یک کلمه یکسان باشد، آن کلمات با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند. این کلمات علاوه بر شباهت ساختاری، از نظر معنایی نیز به هم مرتبط هستند. در ادامه با معانی و مترادف‌های مختلف واژه «تکلیف» آشنا می‌شویم تا درک کاملی از آن پیدا کنید.

    مترادف‌های کلمه تکلیف عبارتند از: زحمت زیاد، اصرار، تأکید، مصادره، به زحمت انداختن، رسالت، فریضه، مسئولیت، نقش، وظیفه، مشق، بلوغ، کار سخت، کار دشوار، به عهده گرفتن و به سن بلوغ رسیدن.

    حتماً بسیاری از این کلمات را در کتاب‌های درسی خود دیده‌اید. همان‌طور که می‌دانید، مترادف‌ها کلماتی با معانی یکسان هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. جالب است بدانید معادل فارسی واژه تکلیف، «به گردن نهادن»، «کار» و «خویشتن کاری» است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه به شما کمک خواهد کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن سر بزنید.

    اکنون که با مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده «تکلیف» آشنا شدید، خوب است معنی این کلمه در فرهنگ‌های فارسی را نیز بدانید. معانی ذکر شده برای تکلیف شامل این موارد است: به رنج انداختن، بار کردن، وظیفه‌ای که باید انجام شود، محول کردن کاری سخت به کسی و دستور به انجام کاری دشوار.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه شرکت

  • هم خانواده کلمه رود + مترادف و معنی کلمه رود

    هم خانواده کلمه رود + مترادف و معنی کلمه رود

    هم خانواده کلمه رود

    کلمه‌ی رود و رودخانه با هم هم‌خانواده هستند. این دو کلمه ریشه‌ی یکسانی دارند و معنای نزدیک به هم را می‌رسانند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، کافی است ریشه‌ی اصلی کلمه را پیدا کنید تا بتوانید کلمات مرتبط با آن را به راحتی بنویسید.

    برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی معنی کلمه‌ی رود، در ادامه با ما همراه باشید.

    واژه‌های مترادف رود عبارت‌اند از: جدول، جویبار، نهر، رودخانه، فرزند، کودک و ساز. کلمات مترادف، کلماتی هستند که معنای یکسان یا بسیار نزدیک به هم دارند و می‌توانید از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و در طول دوران تحصیل با آن سر و کار خواهید داشت. یادگیری این کلمات، دایره‌ی واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا بهتر و روان‌تر صحبت کنید و بنویسید.

    حالا که با مترادف و هم‌خانواده‌های کلمه‌ی رود آشنا شدید، بد نیست معنی این کلمه را در کتاب‌های واژه‌شناسی نیز بدانید. در لغتنامه‌ی دهخدا، رود به معنای آب بزرگ و نهر جاری و عظیم یا رودخانه آمده است. این واژه در فرهنگ‌های معین و عمید به معنی ساز، ساز زهی، سرود، نهر، جوی، فرزند، پسر یا دختر نیز معنی شده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه واژه

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

  • هم خانواده کلمه تخریب + مترادف و متضاد کلمه تخریب

    هم خانواده کلمه تخریب + مترادف و متضاد کلمه تخریب

    هم خانواده کلمه تخریب

    واژه‌های هم‌خانواده «تخریب» عبارت‌اند از: مخرب، خراب، خرابکار، تخریب‌گر و خرابی. این کلمات از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و سه حرف اصلی در همه آن‌ها تکرار می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    در ادامه با آوردن مترادف‌ها و واژه‌های هم‌خانواده «تخریب» به شما کمک می‌کنیم تا معنای این کلمه را بهتر درک کنید.

    مترادف‌های واژه «تخریب» شامل این موارد است: ویران‌سازی، خرابکاری، انهدام و خرابی. کلمات مترادف، تقریباً هم‌معنی با واژه اصلی هستند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    بنابراین می‌توانید هنگام نوشتن متن یا انشا، از این کلمات به‌عنوان جایگزین استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله شما تغییر کند.

    همچنین متضاد واژه «تخریب» معمولاً آبادسازی و تعمیر است. معادل‌های فارسی این واژه نیز عبارت‌اند از: ویران کردن، درهم کوبیدن، زیر و رو کردن و نابود کردن.

    در پایان این مطلب، معنای واژه «تخریب» را به کمک لغتنامه‌های معتبر فارسی بررسی می‌کنیم. در این منابع، معانی زیر برای «تخریب» آمده است: نااباد کردن چیزی، ویران کردن، خراب کردن، ویرانی، خرابی و انهدام.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه تعمیر

    1.8/5 – (6 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه طلیعه + مترادف و معنی کلمه طلیعه

    هم خانواده کلمه طلیعه + مترادف و معنی کلمه طلیعه

    هم خانواده کلمه طلیعه

    کلمه‌های هم‌خانواده «طلیعه» شامل «طالع» و «طلایع» می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً از یک ریشه اصلی مشتق می‌شوند و حروف اصلی آن‌ها نیز مشترک است.

    این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و موارد مشابه ساخته می‌شوند. همچنین آن‌ها از نظر معنایی نیز به هم مربوط هستند. در ادامه برای درک بهتر معنی واژه «طلیعه»، مترادف‌ها و معانی مختلف آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمه طلیعه عبارت‌اند از: پدیدار شدن، سپاه، آغاز، مقدمه، سپیده‌دم، برآمدن آفتاب، ظاهر شدن، پیشرو، پیش‌قراول، طلایه و مقدمه. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای مشابهی با واژه اصلی دارند. بنابراین می‌توانید در نوشته‌های خود از این کلمات به‌عنوان جایگزین استفاده کنید تا متن شما زیباتر و روان‌تر شود.

    یکی از راه‌های ساده برای تقویت زبان فارسی در دوران دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. یادگیری این موارد به شما کمک می‌کند معنای کلمات را بهتر بفهمید و آن‌ها را برای مدت بیشتری به خاطر بسپارید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس را از دست ندهید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس را از دست ندهید.

    در پایان، معنی واژه «طلیعه» را در فرهنگ‌های معروف فارسی می‌آوریم. در لغت‌نامه دهخدا برای این کلمه معانیِ پیش‌قراول، مقدمه لشکر، پیشروی سپاه، دیدبان و طلایه ذکر شده است. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز طلیعه به‌صورت طلایه، مقدمه لشکر و جلوداران لشکر معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه دانا

  • هم خانواده کلمه گذشت + مترادف و معانی کلمه گذشت

    هم خانواده کلمه گذشت + مترادف و معانی کلمه گذشت

    هم خانواده کلمه گذشت

    واژه‌های “گذشته” و “گذشتن” با کلمه “گذشت” هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و سه حرف اصلی در همه آن‌ها یکسان است. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی کلمات درس نهم فارسی ششم + هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام درس را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    برای درک بهتر معنای “گذشت”، در ادامه معادل‌ها و تعریف‌های مختلف آن را بررسی می‌کنیم.

    مقاله هم خانواده کلمه خوراکی + مترادف و معانی کلمه خوراکی حاوی اطلاعات جامعی است.

    مقاله هم خانواده کلمه خوار + مترادف ، متضاد و معنی کلمه خوار منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    معادل‌های واژه “گذشت” عبارت‌اند از:
    اغماض، چشم‌پوشی، درگذشتن، بخشایش، بخشودن، سماحت، عفو، لوطی‌گری، سپری و گذر.
    شما می‌توانید از این کلمات به‌جای “گذشت” در جمله‌های خود استفاده کنید.

    مقاله معنی شعر باران فارسی کلاس ششم صفحه ۷۲ ✅ هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام شعر حاوی اطلاعات جامعی است.

    مقاله هم خانواده کلمه ذهن + مترادف و معانی کلمه ذهن حاوی اطلاعات جامعی است.

    یادگیری واژه‌های هم‌معنی و هم‌خانواده، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره لغات است. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و پربارتری بنویسید و در نگارش پیشرفت کنید.

    در ادامه، معانی مختلف “گذشت” را با کمک فرهنگ‌های معتبر فارسی بیان می‌کنیم:
    در لغتنامه دهخدا، “گذشت” به معنای بخشش، صرف‌نظر کردن از چیزی و راه گذرگاه آمده است.
    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این واژه به مفاهیمی مانند بخشش، چشم‌پوشی، عفو کردن و بخشودن تعبیر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه سال

  • هم خانواده کلمه رقم + مترادف و معانی کلمه رقم

    هم خانواده کلمه رقم + مترادف و معانی کلمه رقم

    هم خانواده کلمه رقم

    کلماتی که با «رقم» هم‌خانواده هستند، «ارقام» است. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده در زبان عربی، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را تشخیص دهید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترکند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را از دست ندهید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    در مورد واژه‌های فارسی، باید بن ماضی یا بن مضارع آن‌ها یکسان باشد تا بتوان گفت هم‌خانواده هستند. در ادامه، بیشتر با معنی کلمه «رقم» آشنا می‌شویم. پس با ما همراه باشید.

    واژه‌های مترادف «رقم» شامل این موارد است: شمار، عده، قلم، نمره، قسم، نوع، خط، عدد، شماره، دستخط، فرمان، علامت و نشان. شما می‌توانید از این کلمات به‌جای هم استفاده کنید.

    یادگیری مترادف‌ها نه‌تنها به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند، بلکه دایره لغات شما را گسترده‌تر کرده و مهارت نوشتاریتان را تقویت می‌کند. جالب است بدانید معادل فارسی کلمه «رقم»، «شمار» و «شماره» است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر پیدا کنید.

    در پایان، برای آشنایی بیشتر با معنی «رقم»، به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف فارسی می‌پردازیم:

    – در لغتنامه دهخدا: نوشتن، کتابت کردن، تحریر، سختی و بلا، نشان، نقش و علامت.
    – در فرهنگ معین: علامت، خط، نوشته و عدد.
    – در فرهنگ عمید: اعداد، نشان، پیکره، خط و نوشته، نقاشی کشیدن و مقدر کردن.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه عاشورا

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید.

  • هم خانواده کلمه خنده + مترادف و متضاد کلمه خنده

    هم خانواده کلمه خنده + مترادف و متضاد کلمه خنده

    هم خانواده کلمه خنده

    کلماتی مانند خندیدن و خندان، هم‌خانوادهٔ واژهٔ خنده هستند. این واژه‌ها ریشهٔ یکسانی دارند و سه حرف مشترک در آن‌ها دیده می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    واژهٔ خنده برای همهٔ ما آشناست و نشان‌دهندهٔ شادی و نشاط است. در ادامه برای درک بهتر این کلمه، مترادف و متضاد آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    مترادف خنده، لبخند و تبسم است و متضاد آن گریه می‌باشد. یادگیری مترادف، متضاد و کلمات هم‌خانواده، یکی از راه‌های ساده و مؤثر برای تقویت زبان فارسی در دورهٔ ابتدایی است. با یادگیری این موارد، معنای واژه‌ها را بهتر درک می‌کنید و آن‌ها برای همیشه در ذهنتان می‌ماند.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده و مترادف خنده، خوب است به سراغ لغتنامه‌های معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتاب‌ها آمده به ما کمک می‌کند تا معنای کامل یک واژه را یاد بگیریم. در لغتنامهٔ دهخدا برای خنده، ضحک و خندیدن نوشته شده است. در لغتنامهٔ عمید، خنده حالتی در چهرهٔ انسان به دلیل شادی، خوشحالی یا تمسخر تعریف شده است. در فرهنگ معین نیز آمده که خنده حالتی است در انسان که در اثر شادی و نشاط، باعث باز شدن لب‌ها می‌شود.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حمید

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.