واژههای همخانواده «عشق» شامل معشوق، عشاق و معاشقه میشوند. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شدهاند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.
یکی از آسانترین روشها برای تشخیص کلمات همخانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است. ریشه اغلب کلمات در زبان فارسی از سه حرف تشکیل شده که در واژههای همخانواده تکرار میشود.
اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا به شما کمک خواهد کرد.
مترادفهای کلمه عشق عبارتند از: محبت، شیفتگی، مودت، دوستی، وداد، تعشق، مهر، خلت و علاقه. آشنایی با این واژهها و استفاده از آنها در گفتار و نوشتار، به شما کمک میکند تا دایره لغات خود را گسترش دهید و جملات متنوعتر و خلاقانهتری بسازید.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت را از دست ندهید.
علاوه بر مترادف و همخانواده، برخی کلمات معادل فارسی نیز دارند که یادگیری آنها برای درک بهتر معنی واژه مفید است. معادلهای فارسی عشق شامل این موارد است: شیفتگی، دلبردگی، دلدادگی، دلباختگی و شیدایی. همچنین متضاد این کلمه — همانطور که میدانید — نفرت است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
پس از آشنایی با مترادفها و همخانوادههای عشق، خوب است به سراغ لغتنامههای معتبر فارسی برویم. توضیحات دقیق این کتابها به ما کمک میکند تا معنی واژهها را به طور کامل و درست یاد بگیریم.
در لغتنامهٔ دهخدا، عشق به معنای «دوستی بر کسی»، «عاشق شدن» و «نیک شگفت داشتن» آمده است.
در فرهنگ معین، معانیی مانند شیفتگی، به شدت دوست داشتن، دلدادگی، لذت و کیف برای این واژه ذکر شده است.
در فرهنگ عمید نیز عشق بهعنوان دلبستگی، عشق ورزیدن و دوستی فراوان معنی شده است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند را از دست ندهید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده عمیق
همخانواده گفتار
همخانواده گریست
همخانواده گسترده
همخانواده ظلال
همخانواده وصیت
همخانواده ولادت
همخانواده وسط

دیدگاهتان را بنویسید