دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه وفا + مترادف و معنی کلمه وفا

    هم خانواده کلمه وفا + مترادف و معنی کلمه وفا

    هم خانواده کلمه وفا

    کلمه‌های هم‌خانواده «وفا» شامل وفادار، باوفا و وفاداری می‌شوند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند و سه حرف اصلی در همه آنها تکرار می‌شود. از نظر معنایی نیز این کلمات به هم پیوند خورده‌اند و مفهوم مشترکی را بیان می‌کنند.

    واژه وفا در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و حتی به عنوان نام دختر نیز استفاده می‌شود. در ادامه با آوردن معادل‌ها و واژه‌های مخالف، به شما کمک می‌کنیم تا مفهوم این کلمه را به خوبی فرا بگیرید.

    واژه‌های هم‌معنی وفا عبارت‌اند از: دوستی، صمیمیت، عمل به پیمان و پایبندی به عهد. یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری هم‌معنی‌ها، مخالف‌ها و کلمات هم‌خانواده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن بیابید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه سر بزنید.

    یادگیری این موارد به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند و باعث می‌شود معنی کلمه برای همیشه در ذهن شما باقی بماند. مخالف کلمه وفا، «جفا» است و معادل فارسی آن نیز «پیمان‌داری» و «مهرورزی» می‌باشد.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند سری سر بزنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت ادامه دهید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا را از دست ندهید.

    در پایان برای آشنایی کامل با معنای وفا، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های مشهور، وفا این‌گونه معنی شده است: به جای آوردن وعده، حفظ دوستی و پایبندی به عهد و پیمان، ثبات در قول و قرارها، حفظ پیمان و دوستی، استواری در رفتار و کردار، پیمان، صمیمیت، عهد و دوستی.

  • هم خانواده کلمه جذب + مترادف و متضاد کلمه جذب

    هم خانواده کلمه جذب + مترادف و متضاد کلمه جذب

    هم خانواده کلمه جذب

    واژه‌های هم‌خانواده «جذب» عبارت‌اند از: مجذوب، جذاب، جذبه و جاذبه. کلمات هم‌خانواده معمولاً حروف اصلی مشترکی دارند. اگر این حروف اصلی را پیدا کنید، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده را تشخیص دهید و بنویسید.

    علاوه بر این، این کلمات از نظر معنا و ساختار با واژه اصلی شباهت دارند. در ادامه، با آوردن کلمات هم‌معنی و متضاد «جذب»، به شما کمک می‌کنیم معنای آن را به خوبی بفهمید. با ما همراه باشید.

    کلمات مترادف «جذب» شامل این موارد می‌شود: کشش، جاذبه، ربایش، گیرش، جلب، درک، مکیدن، تحلیل، فروبری و قابلیت جذب.
    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و در دوران تحصیل با آن‌ها سر و کار خواهید داشت.
    یادگیری این کلمات، دایره واژگان شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند بهتر صحبت کنید و بنویسید.
    همان‌طور که ممکن است بدانید، متضاد کلمه «جذب»، «دفع» و «راندن» است.

    در پایان، معنی واژه «جذب» را در فرهنگ‌های لغت فارسی مرور می‌کنیم. در این کتاب‌های معتبر، «جذب» به معنای کشیدن، کشش، مقابل دفع، به سوی خود کشاندن، ربایش، ربودن و جاذبه آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تجارت

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    4.1/5 – (8 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه فرد + مترادف و معانی کلمه فرد

    هم خانواده کلمه فرد + مترادف و معانی کلمه فرد

    هم خانواده کلمه فرد

    واژه‌های هم‌خانواده «فرد» شامل فردیت، مفرد و منفرد می‌شوند. کلمات هم‌خانواده معمولاً ریشه یکسانی دارند و سه حرف مشترک در آن‌ها تکرار می‌شود. از نظر معنایی نیز این کلمات به هم نزدیک هستند و مفهوم مشترکی را بیان می‌کنند.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده در زبان فارسی اهمیت زیادی دارد و به گسترده‌تر شدن دایره واژگان شما کمک می‌کند. در ادامه با آوردن مترادف‌ها و متضادهای این کلمه، سعی می‌کنیم درک بهتری از معنای آن ارائه دهیم.

    مترادف‌های کلمه «فرد» عبارت‌اند از: تک، تنها، طاق، عزب، مجرد، منفرد، مفرد، واحد، جدا، دیار، شخص، وحید، یکتا، یگانه، کس، نفر، بی‌مانند و بی‌نظیر.
    شما بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و می‌توانید از آن‌ها به‌جای هم در جمله‌ها استفاده کنید، زیرا کلمات مترادف تقریباً یک معنی دارند. همچنین متضاد کلمه «فرد»، «جفت» است. معادل‌های فارسی این واژه نیز شامل یگانه، بی‌همتا، تن، تک، بی‌مانند و تنها می‌شود.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    در پایان، معانی مختلف واژه «فرد» را با کمک لغتنامه‌های معتبر فارسی بررسی می‌کنیم. در لغتنامه دهخدا، معنی «فرد» به صورت تنها، متفرد، منفرد و مجرد آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معناهایی مانند تنها، یگانه، بی‌مانند، یک بیت شعر، خالی، بی‌همتا، بی‌نظیر، انسان و شخص برای این واژه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه بازرگان

  • هم خانواده کلمه دانا + مترادف و معنی کلمه دانا

    هم خانواده کلمه دانا + مترادف و معنی کلمه دانا

    هم خانواده کلمه دانا

    کلماتی که با واژهٔ دانا هم‌خانواده هستند، عبارت‌اند از: دانش و داننده. به طور کلی، به واژه‌هایی که معنای نزدیک به هم دارند و دست‌کم سه حرف مشترک در ریشهٔ خود دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، کافی است بخش اصلی و ریشهٔ کلمه را — که همان سه حرف مشترک است — تشخیص دهید. همچنین این واژه‌ها از نظر معنایی نیز به یکدیگر نزدیک هستند. در ادامه، برای روشن‌تر شدن معنای واژهٔ دانا، مترادف‌ها و متضادهای آن را بررسی می‌کنیم.

    مترادف‌های کلمهٔ دانا شامل این موارد است: عالم، فاضل، فرهیخته، خردمند، دانشمند، محقق و ملا. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و از آنجا که مترادف‌ها معنای یکسانی دارند، می‌توانید در نوشته‌ها و انشاهای خود از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های واژهٔ دانا آشنا شدید، خوب است بدانید متضاد این کلمه، نادان و جاهل است.

    در ادامه، آشنایی با معنای واژهٔ دانا در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند لغتنامهٔ دهخدا نیز خالی از فایده نیست. در لغتنامهٔ دهخدا برای دانا این معانی آمده است: داننده، عالم، علیم، مقابل نادان، مقابل کانا، مقابل جاهل و عارف. همچنین در فرهنگ‌های معین و عمید، واژه‌هایی مانند آگاه، دانایان، عالم و دانشمند به عنوان معادلِ دانا ذکر شده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه وزن

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه اضافه + مترادف و معنی کلمه مترادف

    هم خانواده کلمه اضافه + مترادف و معنی کلمه مترادف

    هم خانواده کلمه اضافه

    هم‌خانواده‌های کلمهٔ «اضافه» شامل «اضافی» و «اضافات» می‌شود. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، اول باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در مورد کلمات عربی، این ریشه معمولاً سه حرف دارد که در تمام کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی حکایت عمر گران مایه ششم فارسی صفحه ۹۲ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید حاوی اطلاعات جامعی است.

    در زبان فارسی، وقتی بن ماضی و بن مضارع یک فعل یکسان باشد، آن کلمات را هم‌خانواده در نظر می‌گیریم. علاوه بر این، کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنی نیز به هم مرتبط هستند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی کلمهٔ «اضافه» آشنا شوید، به مترادف‌ها و معانی آن در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر شیر خدا فارسی ششم صفحه ۸۸ ✅ هم خانواده متضاد خلاصه و پیام درس را از دست ندهید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و در طول سال‌های تحصیل با آن سر و کار دارید. یادگیری این کلمات، دایرهٔ واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا بهتر و روان‌تر صحبت کنید و بنویسید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث ادامه دهید.

    در پایان، برای آشنایی کامل با واژهٔ «اضافه»، به معانی آن در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی اشاره می‌کنیم. در این منابع، کلمهٔ «اضافه» به معانی زیر آمده است: باقی‌مانده، بیش‌ازحد نیاز، بیشتر از مقدار معین، چیزى را به چیز دیگر پیوند زدن یا نسبت دادن چیزی به کسی یا چیزی.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی) ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر.

  • هم خانواده کلمه صحنه + مترادف و معنی کلمه صحنه

    هم خانواده کلمه صحنه + مترادف و معنی کلمه صحنه

    هم خانواده کلمه صحنه

    کلمه‌های هم‌خانواده «صحنه»، مانند «صحن» هستند. برای پیدا کردن کلمه‌های هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشهٔ کلمه را پیدا کنید. این کلمه‌ها معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند و از نظر معنی نیز به هم مربوط می‌شوند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس محله ما سوم ابتدایی + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    در ادامه، مترادف‌ها و همهٔ معنی‌های واژهٔ «صحنه» را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ صحنه عبارت‌اند از: پهنه، میدان، پرده، سن و عرصه. این کلمه‌ها هم‌معنیِ صحنه هستند و می‌توانید بدون اینکه مفهوم جمله عوض شود، از آن‌ها استفاده کنید.

    حالا که با مترادف و هم‌خانوادهٔ صحنه آشنا شدید، خوب است معادل فارسی آن را هم یاد بگیرید. این کار به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند و باعث می‌شود راحت‌تر و سریع‌تر جمله بسازید. معادل فارسی این واژه، «پهنه» و «پیشگاه» است که مطمئناً تا به حال آن‌ها را شنیده‌اید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم معنی کلمات زنگ ورزش کلاس سوم + هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    در پایان این بخش، به سراغ فرهنگ‌های معروف فارسی می‌رویم و معنی‌های ذکرشده برای «صحنه» را با هم مقایسه می‌کنیم. در فرهنگ‌های دهخدا، عمید و معین، برای این واژه معنی‌هایی مانند: زمین هموار، محل نمایش، پهنه، گود، میدان مسابقه، عرصه، چشم‌انداز، جای نمایش، تماشاخانه و «سن» آورده شده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ تجارت

    1.9/5 – (7 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه واژه + مترادف و معنی کلمه واژه

    هم خانواده کلمه واژه + مترادف و معنی کلمه واژه

    هم خانواده کلمه واژه

    واژگان، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «واژه» است. کلماتی که هم‌خانواده هستند، ریشهٔ یکسانی دارند و معمولاً سه حرف مشترک در آن‌ها دیده می‌شود.

    از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده، مفهوم نزدیک به هم دارند. خود کلمهٔ «واژه» به عنوان کلمهٔ اصلی در نظر گرفته می‌شود و بر اساس آن می‌توان کلمات هم‌خانواده را پیدا کرد. در ادامه با آوردن معانی و کلمات مترادفِ واژه، سعی می‌کنیم درک بهتری از آن ارائه دهیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ «واژه» عبارت‌اند از: خبر، لفظ، حرف، گفتار، قول، خطابت، عهد، فرمان، کلمه، لغت، فرمایش، سخن و پیغام. احتمالاً بسیاری از این کلمات را می‌شناسید. یادگیری این مترادف‌ها دایرهٔ لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند جمله‌های متنوع‌تر و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس را مطالعه کنید.

    همچنین می‌توانید از این کلمات به جای یکدیگر استفاده کنید، زیرا کلمات مترادف تقریباً یک معنی را می‌رسانند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس سری سر بزنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف حاوی اطلاعات جامعی است.

    حالا که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های «واژه» آشنا شدید، خوب است با معنای این کلمه در فرهنگ‌های معروف فارسی نیز آشنا شوید. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد و همه می‌دانیم، در لغتنامه‌های دهخدا، عمید و معین نیز «واژه» به معنای کلمه و لغت آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ صاف

  • هم خانواده کلمه دبیر + مترادف و معنی کلمه دبیر

    هم خانواده کلمه دبیر + مترادف و معنی کلمه دبیر

    هم خانواده کلمه دبیر

    کلماتی مانند دبیری، دبیران، دبیرستان و دبیرخانه، هم‌خانوادهٔ واژهٔ دبیر به شمار می‌روند. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و دست‌کم سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف، بخش مهمی از درس فارسی است و در تقویت مهارت‌های زبانی نقش زیادی دارد. در ادامه، معانی گوناگون واژهٔ دبیر را با هم مرور می‌کنیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را بخوانید.

    مترادف‌های کلمهٔ دبیر عبارت‌اند از: مدرس، معلم، کاتب، مترسل، محرر، منشی، راقم، باسواد، تحصیل‌کرده و نویسنده. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. اگر آن‌ها را به خاطر بسپارید، می‌توانید جمله‌های بهتر و متنوع‌تری بنویسید و در نوشته‌های خود از واژه‌های گوناگون استفاده کنید.

    همچنین می‌توانید از این کلمات به‌جای یکدیگر استفاده کنید، بدون اینکه معنای جمله تغییر کند.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های دبیر آشنا شدید، خوب است نگاهی هم به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم. لغت‌نامه‌هایی مانند دهخدا، معین و عمید، معنی دقیق‌تر و کامل‌تری از کلمات ارائه می‌دهند. در لغت‌نامهٔ دهخدا برای دبیر معانی زیر آمده است: نویسنده، منشی، کاتب، ادیب، باسواد و کسی که خواندن و نوشتن می‌داند و هنر نویسندگی دارد. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز دبیر به معنای نویسنده، کاتب و کسی که در دبیرستان درس می‌دهد، معرفی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه طبیعی

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

  • هم خانواده کلمه مقاوم + مترادف و متضاد کلمه مقاوم

    هم خانواده کلمه مقاوم + مترادف و متضاد کلمه مقاوم

    هم خانواده کلمه مقاوم

    کلمات مقاوم، مقاومت، استقامت و قامت همه از یک خانواده هستند. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، توجه به ریشه کلمات است. ریشه اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در همه واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف کلمه “مقاوم” عبارت‌اند از: استوار، پایدار، ثابت، پايدار، با دوام، سخت و سرسخت. شما می‌توانید از این کلمات به جای یکدیگر در جملات استفاده کنید بدون آنکه مفهوم جمله تغییر کند.

    همان‌طور که می‌دانید، واژه‌های مخالف و متضاد “مقاوم” شامل سست و ناپایدار می‌شود. برابرهای فارسی این کلمه نیز استوار، پابرجا، ایستا و پایدار است.

    اکنون که با واژه‌های هم‌معنی و هم‌خانواده “مقاوم” آشنا شدید، خوب است معنای آن را در فرهنگ‌های معروف فارسی نیز بدانید. در لغتنامه دهخدا، “مقاوم” به معنای مقاومت‌کننده و ایستادگی‌کننده آمده است. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز این واژه به معنی پابرجا، کسی که در برابر دیگری می‌ایستد و مقاومت می‌کند، تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه گشوده + مترادف و معنی کلمه گشوده

    هم خانواده کلمه گشوده + مترادف و معنی کلمه گشوده

    هم خانواده کلمه گشوده

    کلمه‌های هم‌خانواده «گشوده» شامل گشودن، گشاد و گشایش می‌شوند. این کلمات معمولاً حروف اصلی مشترکی دارند؛ پس اگر این حروف اصلی را پیدا کنید، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده را تشخیص دهید.

    همچنین این کلمات از نظر معنا و ساختار با واژه اصلی هماهنگی دارند. در ادامه، بیشتر با معنی و کاربرد واژه «گشوده» آشنا خواهیم شد. پس با ما همراه باشید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    مترادف‌های کلمه «گشوده» عبارت‌اند از: باز، گشاده، وا، منبسط، مفتوح، شاد کرده، در معرض، رک‌گو، بی‌آلایش، فاش، علنی، سرگشاده، رها شده و آشکار کرده. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و می‌توانید از آن‌ها به‌جای «گشوده» در جمله‌های خود استفاده کنید.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های «گشوده» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این لغتنامه‌ها ارائه می‌شود، به شما کمک می‌کند تا معنی واژه را به طور کامل بفهمید. در این منابع، معنی «گشوده» به صورت «باز شده»، «وا شده» و «رها شده» بیان شده است که با برخی از مترادف‌های قبلی هم‌خوانی دارد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تعمیر

    4/5 – (2 امتیاز)