دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه عصبانی + مترادف و متضاد کلمه عصبانی

    هم خانواده کلمه عصبانی + مترادف و متضاد کلمه عصبانی

    هم خانواده کلمه عصبانی

    کلمات هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «عصبانی» شامل «عصبی» و «عصبانیت» می‌شوند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، اول باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، این ریشه معمولاً سه حرفی است و در همهٔ کلمات هم‌خانواده به یک شکل تکرار می‌شود.

    در فارسی، اگر بن ماضی و مضارع یک فعل یکسان باشند، آن کلمات با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند. این کلمات علاوه بر ساختار مشابه، از نظر معنایی نیز به هم مرتبط هستند. برای درک بهتر معنی «عصبانی»، ادامهٔ متن را دنبال کنید.

    واژه‌های مترادف «عصبانی» عبارت‌اند از: تندخو، خشمناک، عصبی، خشمگین، عصبی‌مزاج و غضبناک.

    یادگیری واژه‌های مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و در طول دوران تحصیل با آن سر و کار دارید. این کار دایرهٔ لغات شما را گسترش می‌دهد و به بهتر نوشتن و بهتر صحبت کردنتان کمک می‌کند.

    همان‌طور که می‌دانید، متضاد کلمهٔ «عصبانی»، «آرام» و «سلیم» است. معادل‌های فارسی آن نیز تندخو، جوشی، خشمگین و برآشفته است که مطمئناً با آن‌ها آشنا هستید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    در انتها، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید می‌پردازیم. در این کتاب‌ها، «عصبانی» به معنی خشمگین شدن و عصبی بودن آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ محلی

  • هم خانواده کلمه مهم + مترادف و متضاد واژه مهم

    هم خانواده کلمه مهم + مترادف و متضاد واژه مهم

    هم خانواده کلمه مهم

    کلمه‌های «اهمیت»، «مهم» و «اهم» از یک خانواده هستند. این سه کلمه ریشه یکسانی دارند و سه حرف مشترک در همه آنها دیده می‌شود.

    همچنین، کلمه‌های هم‌خانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند. در اینجا با آوردن کلمه‌های هم‌معنی، متضاد و معادل‌های فارسی واژه «مهم» به شما کمک می‌کنیم تا بهتر با این کلمه آشنا شوید.

    کلمه‌های هم‌معنی و مترادف «مهم» عبارت‌اند از: بااهمیت، اصلی، حیاتی، اساسی، جدی، خطیر، پراهمیت، بزرگ، گرانمایه، معتبر، ممتاز، عمده، گرانبها و برجسته.

    شما می‌توانید از این کلمات به جای یکدیگر استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها نه تنها به درک بهتر معنای یک کلمه کمک می‌کند، بلکه دایره لغات شما را گسترده‌تر کرده و مهارت نوشتاری شما را تقویت می‌کند. همچنین خوب است بدانید که متضاد کلمه «مهم»، «کم‌اهمیت» و «غیر مهم» است. معادل‌های فارسی این واژه نیز عبارت‌اند از: شایان، کرامند، گرانمایه، مهند، مهین، باارزش، برجسته و پرارج.

    در ادامه، برای اینکه دقیق‌تر با معنی این واژه آشنا شوید، به بررسی تعریف‌های آن در فرهنگ‌های معروف فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا برای کلمه «مهم» معناهایی مانند: غمانگیز، نگران‌کننده، محزون‌کننده، درگیرکننده، کار سخت، کار بزرگ و قابل توجه آورده شده است. در لغتنامه‌های معین و عمید نیز این کلمه به معنای کار بزرگ و خطیر، امور بااهمیت و کار قابل توجه آمده است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حکایت

  • هم خانواده کلمه وسعت + مترادف و معنی کلمه وسعت

    هم خانواده کلمه وسعت + مترادف و معنی کلمه وسعت

    هم خانواده کلمه وسعت

    کلمه “وسعت” دارای خانواده‌ای از واژه‌هاست که شامل “وسیع”، “واسع”، “توسعه” و “اتساع” می‌شود. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً حروف اصلی مشترکی دارند. در مورد “وسعت”، این حروف مشترک “و”، “س” و “ع” هستند.

    پس اگر این حروف اصلی را پیدا کنید، به راحتی می‌توانید واژه‌های هم‌خانواده را تشخیص دهید. در ادامه، با آوردن کلمات هم‌معنی و مخالف، به شما کمک می‌کنیم تا مفهوم این واژه را به طور کامل بفهمید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش را حتماً بخوانید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار سری سر بزنید.

    کلمات هم‌معنی “وسعت” عبارتند از: فراخی، گسترش، گشادگی، سعه، ظرفیت، بسط، توسعه، فراخنا، گشادی و گنجایش. این کلمات تقریباً یک معنی دارند و می‌توانید از آن‌ها به جای هم استفاده کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش ادامه دهید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای قوی‌تر کردن زبان فارسی در دوران دبستان، یادگیری کلمات هم‌معنی، مخالف و هم‌خانواده است. یادگیری این موارد باعث می‌شود معنای یک کلمه را بهتر بفهمید و آن را برای مدت طولانی‌تری به خاطر بسپارید.

    بد نیست بدانید که کلمات مخالف “وسعت”، “تنگی” و “ضیق” هستند. همچنین، معادل‌های فارسی این کلمه شامل گستردگی، گسترش، گستره، پهنه، پهنا و فراخی می‌شود.

    حالا که با کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده “وسعت” آشنا شدید، خوب است معنای آن را در کتاب‌های واژه‌شناسی نیز ببینید. در لغتنامه دهخدا، “وسعت” به معنای گنجایش پیدا کردن، توانگری و جای فراخ و وسیع آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنی‌هایی مانند گشادگی، فراخی، گشادی و پهنه برای آن نوشته شده است.

  • هم خانواده کلمه واضح + مترادف و متضاد کلمه واضح

    هم خانواده کلمه واضح + مترادف و متضاد کلمه واضح

    هم خانواده کلمه واضح

    کلمه‌های هم‌خانواده، کلمه‌هایی هستند که از یک ریشه ساخته شده‌اند و حداقل سه حرف مشترک دارند. برای مثال، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «واضح»، کلمهٔ «وضوح» است.

    یادگیری کلمه‌های هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس فارسی را تشکیل می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغات خود را گسترش دهید. در ادامه، برای اینکه بیشتر با واژهٔ «واضح» آشنا شوید، معنی‌ها و کلمات هم‌معنی آن را که در فرهنگ‌های لغت فارسی آمده است، مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    کلمه‌های مترادف و هم‌معنی «واضح» عبارت‌اند از: آشکار، روشن، پیدا، مشخص، معلوم، هویدا، نمایان، عیان، بدیهی، مسلّم، مبرهن، ظاهر و علنی.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    شما می‌توانید این کلمات را به جای «واضح» در جمله‌های خود به کار ببرید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند. همچنین خوب است بدانید که متضادهای کلمهٔ واضح عبارت‌اند از: گنگ، نامشخص و ناگویا.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های این کلمه آشنا شدید، بهتر است نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم. توضیحاتی که این فرهنگ‌ها ارائه می‌دهند، به شما کمک می‌کند تا معنای یک واژه را به طور کامل و دقیق یاد بگیرید. در فرهنگ دهخدا برای کلمهٔ «واضح» معناهایی مانند آشکار، هویدا، روشن، عیان، بارز، فاش و گشاده ذکر شده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این کلمه به صورت پیدا، نمایان، پدیدار و آشکار معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تمام

  • هم خانواده کلمه تلاش + مترادف و متضاد کلمه تلاش

    هم خانواده کلمه تلاش + مترادف و متضاد کلمه تلاش

    هم خانواده کلمه تلاش

    واژه‌های هم‌خانواده «تلاش» شامل «متلاشی» و «تلاشگر» می‌شوند. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده یک کلمه، ابتدا باید ریشه آن را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشه کلمه معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شوند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر شیر خدا فارسی ششم صفحه ۸۸ ✅ هم خانواده متضاد خلاصه و پیام درس.

    در زبان فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. در ادامه، معنی، مترادف‌ها و متضادهای این واژه در فرهنگ‌های فارسی آورده شده است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی) ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    مترادف‌های کلمه «تلاش» عبارت‌اند از: اهتمام، جهد، مجاهدت، مساعی، سعی، فعالیت، کوشش، تقلا، تکاپو و جدیت. این کلمات معنایی مشابه «تلاش» دارند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    مقاله معنی حکایت عمر گران مایه ششم فارسی صفحه ۹۲ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه به شما کمک می‌کند دایره لغات خود را گسترش دهید. این کار، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. همچنین متضادهای «تلاش» شامل «تن‌آسانی» و «تنبلی» است و معادل فارسی آن «کوشش» می‌باشد.

    در پایان، برای آشنایی بیشتر با معنای دقیق «تلاش»، به تعریف آن در چند فرهنگ لغت معتبر فارسی اشاره می‌کنیم. در لغتنامه دهخدا، این واژه به معنای «سعی و جستجو» آمده است. در لغتنامه‌های معین و عمید نیز «تلاش» به معنای «جد و جهد برای به‌دست آوردن چیزی» و «کوشش و سعی» تعریف شده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تصمیم

  • هم خانواده کلمه درنگ + مترادف و معانی کلمه درنگ

    هم خانواده کلمه درنگ + مترادف و معانی کلمه درنگ

    هم خانواده کلمه درنگ

    کلمه‌های «بی‌درنگ» و «درنگ کردن» هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «درنگ» هستند. این کلمه‌ها ریشهٔ یکسانی دارند و در نتیجه از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن کلمه‌های هم‌خانواده، توجه به ریشهٔ کلمه‌هاست. ریشهٔ یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در کلمه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شود. در ادامه، معنی و کلمات هم‌معنی «درنگ» را بررسی می‌کنیم.

    کلمه‌های هم‌معنی و مترادف «درنگ» عبارت‌اند از: مکث، وقفه، فرصت، مهلت، ایست، توقف، سکون، دیرکرد، معطل، تأمل، تأنی و تأخیر.
    شما با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و یادگیری آن‌ها به شما کمک می‌کند تا دایرهٔ لغاتتان گسترده‌تر شود، سریع‌تر جمله بسازید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید. به یاد داشته باشید که کلمات مترادف، معنای یکسان یا بسیار نزدیک به هم دارند. همچنین، متضاد کلمهٔ «درنگ»، «سریع» و «بدون معطلی» است.

    در پایان، برای اینکه بیشتر با معنی «درنگ» آشنا شوید، تعریف این کلمه را در فرهنگ‌های مختلف فارسی مرور می‌کنیم:
    – در لغتنامهٔ دهخدا: تأخیر، دیرکرد، کندی، آهستگی، فرصت، آرامی و مکث.
    – در فرهنگ معین: آهستگی، کندی، وقف، سکون، آسایش و راحتی.
    – در فرهنگ عمید: توقف، سستی، آهستگی، ثبات، آرام و دیرکردن.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه سقوط

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه یقین + مترادف و متضاد کلمه یقین

    هم خانواده کلمه یقین + مترادف و متضاد کلمه یقین

    هم خانواده کلمه یقین

    کلمه‌های هم‌خانواده برای «یقین»، «یقیناً» و «ایقان» هستند. به آن دسته از واژه‌هایی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن را مطالعه کنید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس فارسی را تشکیل می‌دهد. این کلمات به شما کمک می‌کنند تا معنی واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید. در ادامه، با آوردن معنی‌های نزدیک و مقابل، سعی می‌کنیم تا معنای کلمه «یقین» را به طور کامل روشن کنیم.

    مقاله هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه حاوی اطلاعات جامعی است.

    واژه‌های مترادف «یقین» عبارت‌اند از:
    اطمینان، باور، اعتقاد، قطعی، مسلم، حتمی، بی‌گمان، بی‌شبهه، ایقان، بصیرت و اطلاع.

    شما با بسیاری از این کلمات آشنا هستید و می‌توانید از آن‌ها به جای هم در جمله‌های خود استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند؛ زیرا کلمات هم‌خانواده معنای یکسانی دارند. همچنین خوب است بدانید که معادل‌های فارسی «یقین» عبارت‌اند از: بی‌شک، باور و بی‌گمان.
    همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد «یقین» نیز «شک» است.

    در پایان، برای درک بهتر معنای «یقین»، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند عمید، معین و دهخدا اشاره می‌کنیم. در این کتاب‌ها، «یقین» به معنای هر چیز ثابت و روشن، بی‌گمان، بصیرت، اطلاع و بی‌شبهه آورده شده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه حکایت

  • هم خانواده کلمه معطل + مترادف و معنی کلمه معطل

    هم خانواده کلمه معطل + مترادف و معنی کلمه معطل

    هم خانواده کلمه معطل

    کلمه‌های هم‌خانواده «معطل» شامل تعطیل، عاطل، تعطّل و عطاله می‌شوند. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از یک ریشه مشتق می‌شوند و حروف اصلی آن‌ها نیز در همهٔ آن‌ها یکسان و پشت‌سر‌هم دیده می‌شود.
    این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و… ساخته می‌شوند. همچنین از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه برای روشن‌تر شدن معنای «معطل»، مترادف‌ها و متضادهای آن را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمه «معطل» عبارت‌اند از: بی‌حاصل، بی‌کار، عاطل، بلاتکلیف، منتظر، بی‌مصرف، فروهشته، معلق و بی‌استفاده. این واژه‌ها هم‌معنی با «معطل» هستند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید.
    یادگیری مترادف‌ها علاوه بر این که به درک بهتر معنای واژه کمک می‌کند، باعث افزایش دایرهٔ لغات و تقویت مهارت نوشتاری شما نیز می‌شود. معادل‌های فارسی این کلمه نیز شامل این موارد است: مانده، درنگ، چشم‌به‌راه، سرگردان و بیکاره.

    در پایان، معنای واژه «معطل» را در فرهنگ‌های معتبر فارسی بررسی می‌کنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، «معطل» به معنای متروک‌شده، مهمل‌گذاشته‌شده، اهمال‌شده، رهاکرده‌شده و کنارگذاشته‌شده آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این واژه به معنی بی‌کار، مانده و بی‌فایده ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه طلیعه

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه آفریننده + مترادف و معانی کلمه آفریننده

    هم خانواده کلمه آفریننده + مترادف و معانی کلمه آفریننده

    هم خانواده کلمه آفریننده

    کلمه‌های هم‌خانواده «آفریننده» شامل «آفریده» و «آفرینش» می‌شوند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. همچنین در نوشتار، سه حرف اصلی در همهٔ آنها تکرار می‌شود.

    اگر دوست دارید بیشتر با معنی «آفریننده» آشنا شوید، ادامهٔ مطلب را در تاپ ناپ دنبال کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    واژه‌های مترادف آفریننده عبارت‌اند از: خالق، بادی، آفرینش‌گر، جان‌آفرین، صانع، مبدع و سازنده. همان‌طور که می‌دانید، واژه‌های مترادف به کلمه‌هایی گفته می‌شود که معنای یکسانی دارند. شما می‌توانید برای زیباتر کردن انشاهای خود از این کلمات به‌جای هم استفاده کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دورهٔ ابتدایی، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. این کار به شما کمک می‌کند تا بهتر و روان‌تر بنویسید و صحبت کنید.

    در پایان، برای آشنایی کامل با معنای واژهٔ «آفریننده» به سراغ تعریف آن در لغت‌نامه‌های معروف فارسی می‌رویم. در لغت‌نامهٔ دهخدا، آفریننده به معنی «آنکه می‌آفریند»، «آنکه خلق می‌کند»، خالق، وجودبخش، خلاق، ذاری، آفریدگار، فاطر، جهان‌آفرین، مبدع، موجد و مکوّن آمده است. در لغت‌نامه‌های عمید و معین نیز این واژه به معنای خالق، آفریدگار و خلق‌کننده تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه سال

  • هم خانواده کلمه نان + مترادف و معنی کلمه نان

    هم خانواده کلمه نان + مترادف و معنی کلمه نان

    هم خانواده کلمه نان

    واژه‌های هم‌خانواده «نان» شامل «نانوا» و «نانوایی» می‌شوند. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند و معمولاً معانی نزدیک به هم دارند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است. ریشه بسیاری از کلمات فارسی معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. در اینجا، خود کلمه «نان» به عنوان ریشه در نظر گرفته می‌شود و بر همین اساس می‌توانید کلمات هم‌خانواده آن را تشخیص دهید.

    مترادف‌های نان نیز عبارت‌اند از: غذا، رزق، روزی، خبز، نغن، خوراک، طعام و معیشت. شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌نویسی به جای نان استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و این کار، یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه تمام + معنی و مترادف کلمه تمام را از دست ندهید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه عرب + معنی و مترادف کلمه عرب را حتماً بخوانید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    در پایان، خوب است که معانی کلمه «نان» را در لغتنامه‌های معتبر فارسی نیز بدانید. در این لغتنامه‌ها، نان به این صورت تعریف شده است: قطعه‌ای از آرد که خمیر کرده و بر آتش پخته می‌شود و به عنوان غذا خورده می‌شود؛ همچنین به معنای روزی، رزق، فرصت‌طلبی و بی‌مسلکی نیز به کار رفته است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه عقب + معنی و مترادف کلمه عقب پیدا کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه کار