دسته: آموزش های هنری

  • طناز اسداللهی مدرس ویولن و ویولا

    طناز اسداللهی مدرس ویولن و ویولا

    ویولن و ویولا هر دو سازهایی شبیه به هم هستند. البته علاوه بر تفاوت در اندازه، ویژگی‌های دیگری هم دارند که آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. شناخت این تفاوت‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا انتخاب مناسب‌تری داشته باشید. در نوشته‌های قبلی، به طور کامل درباره‌ی تفاوت این دو ساز توضیح دادیم. اکنون در این مطلب، قصد داریم شما را با طناز اسداللهی، مدرس ویولن و ویولا در آنبین، آشنا کنیم.

    طناز اسداللهی مدرس ویولن و ویولا

    اسدالهی از هنرستان عالی موسیقی در رشته نوازندگی ویولن فارغ‌التحصیل شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به رازهایی از زندگی شخصی بتهوون ، نابغه ناشنوا سری سر بزنید.

    طناز اسداللهی تحصیلات کارشناسی خود را در رشته موسیقی با گرایش نوازندگی ساز جهانی (ویولا) در دانشگاه عالی موسیقی تهران به پایان رساند. او همچنین موفق شد مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نوازندگی ساز جهانی (ویولا) از دانشگاه تهران دریافت کند.

    برای یادگیری پیشرفته، به ساز سرخپوستی یا ساز پن فلوت با نوایی حزین و رویایی مراجعه کنید.

    وی آموزش موسیقی را از ۹ سالگی و با ساز ویولن شروع کرد و از محضر استادان بزرگی بهره برد. از جمله این اساتید می‌توان به دکتر ستاره بهشتی، دکتر آذین موحد، مهربانو توفیق، سروش دهبستی، تقی ضرابی، مازیار ظهیرالدینی، دکتر امین هنرمند، محمدرضا تفضلی، دکتر هومان اسعدی، پیام گرایلی، ایمان فخر، پانیذ فریوسفی، Isabel Villanueva و Christian Heinecke اشاره کرد.

    طناز اسد اللهی مدرس ویولن و ویولا

    فعالیت هنری طناز اسد اللهی

    طناز اسداللهی فعالیت‌های هنری متنوعی داشته است که برخی از آن‌ها عبارتند از:
    نوازندگی ویولا در ارکستر سمفونیک تهران
    نوازندگی ویولا در ارکستر فیلارمونیک تهران زیر نظر آرش گوران
    همکاری با ارکستر فیلارمونیک به سرپرستی نادر مشایخی
    نوازندگی در ارکستر رودکی با رهبری آرش امینی و نادر عباسی
    همکاری با ارکستر کامراتا به رهبری کیوان میرهادی
    حضور در اجراهای هنری (Performance Art) به سرپرستی امیر کنجانی
    نوازندگی در ارکستر نیلپر زیر نظر نوید گوهری
    همکاری با ارکستر دانشگاه تهران به رهبری سهراب کاشف و …

    علاوه بر این، اسداللهی در دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد ۴۶ تهران به تدریس ویولن و ویولا مشغول بوده است. همچنین وی در آبان‌ماه سال ۱۳۹۱ موفق به کسب رتبه اول در بخش موسیقی اولین جشنواره آثار و تولیدات مراکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر شده است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله آیا آموزش ویولنسل یا چلو سخت است؟ مراجعه کنید.

  • آشنایی با سبک امبینت

    آشنایی با سبک امبینت

    سبک امبینت از انواع موسیقی است که ممکن است بسیاری از مردم آن را به خوبی نشناسند. در این سبک، تمرکز اصلی روی خود ملودی یا ریتم نیست، بلکه بیشتر به ساختار قطعه و کیفیت و بافت صداها توجه می‌شود. در ادامه این نوشته در وبلاگ آنبین، بیشتر با این سبک آشنا خواهید شد.

    سبک امبینت

    موسیقی اَمبینت، نوعی از موسیقی است که ریشه در کارهای هنرمندان سبک سینث پاپ تجربی در دهه ۱۹۷۰ میلادی دارد. گروه‌هایی مثل کرافت ورک و هنرمندی مانند برایان اینو از پیشگامان این سبک به شمار می‌روند. آن‌ها از سینث‌سایزر به عنوان پایه اصلی ساخت موسیقی خود استفاده می‌کردند.

    در این سبک، به جای تمرکز روی ملودی یا ریتم، بیشتر به ترکیب‌بندی، کیفیت و بافت صداها توجه می‌شود. علاوه بر این، موسیقی کلاسیک و آوانگارد نیز در شکل‌گیری و گسترش سبک اَمبینت نقش داشته‌اند. آهنگسازانی مانند اریک ساتی و کلود دبوسی با ایده ساخت قطعه‌های ساده و مینیمال، تأثیر زیادی بر این سبک گذاشتند.

    اریک ساتی قطعه‌هایی می‌ساخت که برای تکنوازی پیانو یا گروه‌های کوچک نوازنده طراحی شده بودند. این نگاه، شباهت زیادی به تعریف برایان اینو از موسیقی اَمبینت دارد که می‌گوید:
    «ایجاد فضای خوشایند موسیقایی که صداها به‌جای این‌که به زور محیط را احاطه کنند، به شیوه‌ای دلپذیر در آن پراکنده شده‌اند.»

    متفاوت و غیر مشابه

    سبع امبینت را می‌توان سبکی بسیار خاص و منحصربه‌فرد دانست که شباهت چندانی به سایر سبک‌های موسیقی ندارد. برای ساختن موسیقی در این سبک، لازم است مهارت زیادی در خلق صدا داشته باشید.

    گاهی در این سبک، با استفاده از صدای سازها و نمونه‌های صوتی آماده می‌توان به نتیجه دلخواه رسید. گاهی هم از صداهای غیرمعمول مانند نویز یا حتی کلماتی که با افکت‌های ریورب و دیلی پوشش داده شده‌اند، برای تولید صداهای ویژه استفاده می‌شود.

    ویژگی اصلی این سبک، فضاسازی‌های ترسناک و وهم‌آور و همچنین صداها و افکت‌های عجیب و تکرارشونده است. به همین دلیل است که از این موسیقی در فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری ترسناک نیز استفاده می‌شود. با این حال، موسیقی امبینت فقط به این ژانر محدود نمی‌شود و قابلیت‌های بسیار بیشتری برای ارائه دارد.

    موسیقی اَمبینت در سال‌های اولیه دهه ۱۹۹۰ میلادی و به لطف آثاری از گروه‌هایی مانند The Orb و هنرمندانی مثل افکس توئین، معروف شد.

    در موسیقی سبک امبینت، جنبه انتزاعی و هنری موسیقی بیش از هر سبک دیگری خود را نشان می‌دهد. هدف نوازنده در این سبک، ایجاد نوعی تمرکز درونی و حالت مراقبه در شنونده و افزایش میزان تمرکز اوست.

    در واقع، سبک Ambient تمرکز خود را بر روی حالت و فضای کلی موسیقی می‌گذارد و به ساختارهای سنتی موسیقی یا ریتم پایبند نیست. موسیقی امبینت می‌تواند بسیار ساده و تصویری باشد.

    آشنایی با سبک امبینت

    استفاده از وسایل مکانیکال

    یک روش خلاقانه و جذاب در این سبک موسیقی، استفاده از صداهای محیطی و مکانیکی برای ساختن ریتم‌ها و افکت‌های خاص است. مثلاً می‌توانید از صدای برخورد سکه، بسته شدن در، ضربه زدن به قوطی یا هر صدای روزمره دیگری استفاده کنید تا قطعه‌ای خلق کنید که شنونده را به فکر وادارد.

    نکته مهم دیگر این است که در این سبک، اغلب نیازی به نوازندگی پیچیده نیست. با نوشتن ملودی‌های ساده و استفاده از ابزارهای نرم‌افزاری (VST) می‌توان به صدایی غنی و گیرا دست یافت.

    ویژگی بارز این سبک موسیقی، نامشخص بودن نقطه شروع و پایان آن است. قطعه ممکن است در هر لحظه از یک چرخه شروع شود یا تمام شود، انگار که هیچ آغاز و پایانی ندارد.

    موسیقی آمبیانت معمولاً از عناصر سبک‌هایی مثل عصر جدید (New Age) یا موسیقی بدون اجرای زنده بهره می‌برد و در بعضی آثار، نت‌هایی تکرارشونده و پایدار به گوش می‌رسد.

    اگرچه این موسیقی در ابتدا موفقیت تجاری چشمگیری نداشت و بسیاری آن را کسل‌کننده یا بی‌ربط می‌دانستند، اما به مرور زمان و خصوصاً در عصر اینترنت، مورد تحسین و توجه قرار گرفت.

    به دلیل انعطاف و آزادی که در این سبک وجود دارد، موسیقی آمبیانت از ژانرهای مختلفی مانند کلاسیک، آوانگارد، فولک، جاز و موسیقی ملل تأثیر می‌گیرد.

    زیر شاخه‌های سبک امبینت:

    موسیقی امبینت داب (Ambient Dub)
    موسیقی امبینت گوا (Ambient Goa)
    موسیقی امبینت هاوس (Ambient House)
    سبک برلین (Berlin School) از موسیقی الکترونیک
    موسیقی چیل اوت (Chillout) برای آرامش
    موسیقی دارک امبینت (Dark Ambient) با حال و هوای تاریک
    سبک ایلبینت (Illbient)
    سبک لاورکیس (Lowercase) و فرآیند میکس و مسترینگ
    موسیقی نیو ایج (New Age)

  • مرتضی نی‌داوود، نوازنده تار و ردیف دان یرانی

    مرتضی نی‌داوود، نوازنده تار و ردیف دان یرانی

    مرتضی نی‌داوود، یک نوازنده چیره‌دست تار و آشنای با ردیف‌های موسیقی ایرانی بود که آهنگ‌های معروف بسیاری از خود به یادگار گذاشته است. شناخته‌شده‌ترین اثر او، تصنیف زیبا و فراموش‌نشدنی «مرغ سحر» است که تا به امروز، بارها توسط خوانندگان مختلف اجرا و بازخوانی شده است. در ادامه این نوشته، با زندگی و آثار این هنرمند بزرگ ایرانی بیشتر آشنا می‌شویم.

    برای مطالعه بیشتر، به تحریر در موسیقی به چه معناست؟ سری سر بزنید.

    مرتضی نی‌داوود، نوازنده تار و ردیف دان یرانی

    مرتضی نی‌داوود در سال ۱۲۷۹ در تهران متولد شد. او استعداد خارق‌العاده‌ای در ساختن آهنگ داشت. توانایی او در موسیقی از همان سنین کم مشخص بود. پدرش، «بالا خان»، که خودش اهل موسیقی بود و با نواختن تار و تنبک آشنا داشت، او را نزد آقا حسینقلی، استاد بزرگ تار، فرستاد تا آموزش ببیند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً سبک اکاپلا ، صدا سازی با دهان را بخوانید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب آشنایی با ساز داربوکا، تنبک خارجی را بخوانید.

    مرتضی خان به مدت دو سال شاگرد آقا حسینقلی و سه سال شاگرد درویش خان، که از بهترین شاگردان او بود، شد. او ردیف‌های موسیقی و نوازندگی تار را نزد آنها فراگرفت و توانست از دست درویش خان نشان «تبرزین طلایی» را بگیرد. این نشان فقط به شاگردان بسیار talented داده می‌شد.

    نی‌داوود در سن بیست سالگی یک کلاس آموزشی برای تدریس تار و ردیف موسیقی ایرانی راه‌اندازی کرد. پس از مرگ ناگهانی استادش، درویش خان، او مسئولیت آموزش شاگردانی که نزد استادش درس می‌خواندند را نیز بر عهده گرفت.

    همکاری با قمرالملوک وزیری

    آشنایی او با قمرالملوک وزیری باعث شد یکی از بزرگترین استعدادهای موسیقی آوازی ایران شناخته شود. پس از این آشنایی، این دو با هم همکاری کردند و قمر با آموزش‌هایی که از او گرفت، توانست بسیاری از ترانه‌های معروفش را بخواند. بیشتر آوازها و تصنیف‌های قمر از سال ۱۳۰۳ به بعد، با نوازندگی تار مرتضی‌خان نی‌داوود همراه بود.

    یکی از مشهورترین تصنیف‌هایی که ساخته شد، تصنیف «مرغ سحر» بود که روی شعری از مرحوم بهار ساخته شد. این تصنیف را اولین بار قمرالملوک وزیری خواند و پس از او، خوانندگان زیادی مانند ملوک ضرابی، نادر گلچین، فرهاد و محمدرضا شجریان نیز آن را دوباره اجرا کردند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله ساز پن فلوت ،سازدهنی سرخ‌پوستان را مطالعه کنید.

    مرتضی نی‌داوود، نوازنده تار و ردیف دان یرانی

    همکاری با رادیو

    نی داوود پس از راه‌اندازی رادیو، به همراه هنرمندانی مانند رضا محجوبی، علی‌اکبر شهنازی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی، همکاری خود را با این سازمان آغاز کرد. او برای خوانندگان سرشناسی چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، روح‌انگیز، ادیب خوانساری، جواد بدیع‌زاده و غلامحسین بنان، قطعاتی ساخته یا با صدای آنان تار نواخته است.

    فعالیت های هنری

    این هنرمند در سال ۱۳۴۸ حدود ۳۰۰ گوشه از ردیف‌های موسیقی ایرانی را اجرا و ضبط کرد که به دلایلی نامشخص، این آثار تا به امروز منتشر نشده‌اند. او پس از انقلاب هم به کار موسیقی خود ادامه داد، هرچند که محدودتر بود. در همین دوره، قطعه‌ی “پیش‌درآمد اصفهان” را به روشی تازه برای ارکستر بزرگ بازنویسی کرد که بعدها به عنوان موسیقی اصلی سریال هزار دستان شناخته شد.

    از کارهای برجسته‌ی نی‌داود می‌توان به آهنگ‌های “شاه من، ماه من”، “مرغ حق” و “آتش دل” اشاره کرد. تصنیف “آتش دل” را استاد جلال تاج اصفهانی خواند و سال‌ها بعد نیز علیرضا افتخاری دوباره آن را اجرا کرد.
    تازه‌ترین خبر این که برخی از کارهای ردیف‌نوازی نی‌داود، به تازگی توسط مؤسسهٔ ماهور منتشر شده است.

    مهاجرت

    مرتضی نی داوود، برای مدت طولانی یک فروشگاه لوازم برق در خیابان فردوسی تهران داشت. اما بعداً تصمیم گرفت که به کشور دیگری برود. او در سال ۱۳۵۹ ایران را ترک کرد و به آمریکا نقل مکان کرد.

    وفات

    داود نوری در دومین روز از مردادماه سال ۱۳۶۹، در سن نود سالگی دار فانی را وداع گفت.
    روحش شاد و یادش گرامی باد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله دوتار ،سازی با فقط دو تار را مطالعه کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله شمشال مادر سازهای بادی مراجعه کنید.

  • آشنایی با سازی به نام ابوا

    آشنایی با سازی به نام ابوا

    سازهای بادی گروهی از سازهای موسیقی هستند که با دمیدن هوا در آنها به صدا درمی‌آیند. این سازها تنوع زیادی دارند و هر کدام به دلیل شکل و ساختار خاص خود، صدای منحصربه‌فردی ایجاد می‌کنند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، قصد داریم ساز ابوا را به شما معرفی کنیم. اگر تا به حال چیزی درباره این ساز نشنیده‌اید یا به سازهای بادی علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این مطلب با ما بمانید.

    ساز ابوا

    اُبوا به معنای چوب بلند یا مرغوب است. این ساز از دسته سازهای بادی چوبی به شمار می‌رود که دو قمیش (نی کوچک) دارد و ممکن است از چوب یا مواد صنعتی ساخته شود. اُبوا معمولاً در قطعات موسیقی کلاسیک غربی استفاده می‌شود. طول آن حدود ۶۵ سانتی‌متر است و دارای کلیدهای فلزی و سوراخ‌های مخروطی شکل می‌باشد. نوازنده با دمیدن در آن صدا تولید می‌کند. نت‌نویسی این ساز با «کلید سل» انجام می‌شود.

    مقاله چه سازهایی در موسیقی جاز نواخته می‌شوند؟ حاوی اطلاعات جامعی است.

    کوک ارکستر

    یکی از ویژگی‌های جالب ابوا این است که معمولاً قبل از شروع کنسرت، بقیه سازهای ارکستر کوک خود را با این ساز تنظیم می‌کنند. این کار به دلیل دقت و صدای پایدار ابوا انجام می‌شود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله زندگی کوتاه جرج گرشوین ،پیانیست مشهور آمریکایی ادامه دهید.

    همان‌طور که برای ما ایرانی‌ها نی، صدایی غمگین و یادآور فضای دشت و طبیعت است، ابوا هم برای مردم غرب چنین احساسی را زنده می‌کند. ابوا را معمولاً به رنگ سبز تشبیه می‌کنند و آن را سازی روستایی و طبیعی می‌دانند. صدای آن، خاطره‌ی دشت‌های سرسبز و چمنزارها را در ذهن زنده می‌کند و طراوت و تازگی خاصی دارد.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره تاثیرات درمانی موسیقی بر بدن بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً خط اتصال در موسیقی چیست؟ را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله روش های بهبود صدای تو دماغی را مطالعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره تاریخچه گرامافون بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، موسیقی فیوژن چیست؟ را از دست ندهید.

    ساز ابوا

    تاریخچه

    ابوا برای اولین بار در پایان قرن هفدهم در فرانسه پدیدار شد. سازهای اولیه‌ای شبیه به ابوا در واقع از سازی قدیمی به نام شاوْم الهام گرفته شده بودند. شاوْم در دوران قرون وسطی و رنسانس ساز بسیار پرکاربردی بود.
    برخی نیز معتقدند که ریشه ابوا به سرنای ایرانی می‌رسد.
    نواختن ابوا در مقایسه با سایر سازهای بادی مانند فلوت و کلارینت دشوارتر است و به تمرین و تبحر زیادی نیاز دارد.
    آهنگسازان بزرگی مانند یوهان سباستیان باخ، ولفگانگ آمادئوس موتسارت و ریچارد اشتراوس قطعات کنسرتو برای ابوا خلق کرده‌اند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله بیوگرافی محسن چاووشی به شما کمک خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بیوگرافی مرتضی حنانه ، موسیقی دان به نام ایرانی.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آواز یا آهنگ دشتی چیست؟.

    اولین نوانده تک نواز ابوا

    یوسف لطیف نوازنده‌ی پیشگامی بود که در سال ۱۹۶۳ برای نخستین بار در موسیقی جاز، قطعه‌ای تکنواز با ابوا اجرا کرد. پس از او، این ساز به تدریج جای خود را در برخی از گروه‌های جاز باز کرد و هر از گاهی در این سبک موسیقی شنیده می‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به آشنایی با اصطلاحات موسیقی در ارکستر مراجعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب اُرف چیست؟ را حتماً بخوانید.

  • پنج ترانه عالی برای تمرین خوانندگی

    پنج ترانه عالی برای تمرین خوانندگی

    اگر به هنر خوانندگی علاقه دارید، باید علاوه بر یادگیری اصول موسیقی، مداوم تمرین کنید و پشتکار داشته باشید. انتخاب ترانه‌های مناسب برای تمرین بسیار مهم است، چون هر آهنگ و شعری نمی‌تواند شما را در مسیر درست پیشرفت قرار دهد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، پنج آهنگ فوق‌العاده برای تمرین خوانندگی به شما معرفی می‌کنیم. بنابراین اگر عاشق آواز و خواندن هستید، می‌توانید با کمک این ترانه‌های انتخابی، مهارت خود را تقویت کنید.

    مهارت ها و روش هایی برای تمرین خوانندگی و آواز

    تمرین زیاد، پشتکار و روش درست
    مهارت خوب شنیدن
    آماده کردن و نرم کردن صدا
    سعی کن با صدای طبیعی خودت بخوانی
    صبور بودن هنگام تمرین
    گوش دادن به آوازهای قدیمی و کلاسیک
    اعتماد به نفس داشتن در خواندن

    ترانه هایی که برای تمرین خوانندگی مناسب هستند

    شعر اول

    صدایم کن ای میهن، با همه توان؛ انگار که دلتنگ شده‌ای
    از این همه سختی و بیدادی که بر رودهایت روا داشته‌اند، سخت در عذابی

    صدایم کن، مثل دلتنگی که از دوری بی‌تاب شده
    صدایم کن که از عشقت، آرام آرام فرسوده می‌شوم

    ماه و خاک و آسمان، در غربت چون زندانم کرده‌اند
    مردن تدریجی و نابودی، عادت روزانۀ من شده

    حرفی بزن که گرمای صدایت، در رگ‌هایم جریان یابد
    صدایم کن، صدایم کن، که در این تاریکی بی‌امان، خشکیده‌ام

    خدایا کاش امشب در میهن خود جان دهم
    خدایا کاش شبی کنار مردم خود باشم

    اما گویا دعایم پیش از آن که به تو برسد، می‌میرد
    در این دوری، رنگین‌کمان آسمانم نیز، چون دیوار شده

    خوشا به حال مردمی که سال‌ها در دل می‌مانند
    خوشا به حال میهمانانی که هر شب در میهن خویش می‌خوابند

    خوشا به حال خاک هر خانه که بوی خوش تو را دارد
    خوشا به حال آسمانی که آوای آزادی در آن طنین‌انداز است

    صدایم کن، صدایم کن
    صدایم کن

    ترانه عالی برای تمرین خوانندگی

    شعر دوم

    از ذهن و دلم بیرون نمی‌روی، آنقدر زود… تو آن فرشته پاکی نیستی که من تصور می‌کردم
    می‌دانم هرکجا که هستی و با هرکس که نشسته‌ای، به سادگی مرا فراموش خواهی کرد
    این‌همه عاشق بودم، تو نفهمیدی… با تو راستگو بودم، تو نفهمیدی
    من که عاشق بودم، تو نفهمیدی… با تو صادق بودم، تو نفهمیدی
    ای کاش از ابتدا می‌فهمیدم که تو آدم مغروری هستی… ای کاش می‌دانستم که از دنیای من فاصله داری
    ای کاش آرام آرام از قلبم می‌رفتی… درحالی که آن همه دروغ شیرین به من می‌گفتی
    این‌همه عاشق بودم…

     شعر سوم

    تب عشق تو را از لحظه‌هایم نگیر
    این همان حرارتی است که تو را می‌پرستم
    وقتی دستان تو را در دست می‌گیرم، می‌بینم که گویی تمام جهان در کف دستان من است
    من که سال‌هاست پر از اندوهم، ببین برای لبخند تو چه‌ها که نمی‌کنم
    زندگی دلیل اشک‌هایم نبود، این تو هستی که نمی‌خندی و من از این بابت گریه می‌کنم

    دیگر از این پس به سمت من بیا
    هر چه بگویی، هر چه بخواهی
    دیگر از این پس به سمت من بیا
    هر چه بگویی، هر چه بخواهی

    خودت را به پایین می‌کشی، به پای من
    تا تو را پیدا کنم، فقط همین
    هیچ چیز جز نگاهت مرا از اوج به زمین نمی‌زند

    از خودم بسیار شرمسارم
    وقتی می‌بینم حتی از من هم دل‌ات پر است
    وقتی حال تو را تغییر نمی‌دهم، بودنم چه فایده‌ای دارد؟

    تب عشق تو را از لحظه‌هایم نگیر
    دیگر از این پس به سمت من بیا
    هر چه بگویی، هر چه بخواهی
    دیگر از این پس به سمت من بیا
    هر چه بگویی، هر چه بخواهی

     شعر چهارم

    رفتی و مرا در نیمه‌ی تاریک این دنیا تنها گذاشتی
    رفتی و مانند سایه‌ای سرگردان بر زمین رهایم کردی
    رفتی و جای خالی‌ات را نزدیک خود احساس نکردی
    رفتی و هیچ دردی از انتظار کشیدن‌هایم نفهمیدی

    می‌سوزم از عشق تو، و این آتش خاموشی ندارد
    می‌میرم، ولی یاد نگاهت هرگز از خاطرم نمی‌رود
    باید باور کنی که تنهاترین آدم روی زمینم
    تو در سپیده‌دم تازه‌ای، و من در غروب همیشگی‌ام

    مرا باور کن، که بی‌تو در شب‌های تنهایی گرفتارم
    مرا باور کن، که بی‌تو درخت تنها و خشکی در بیابانم
    ای زیبای من، در جشن تولد تو و زیبایی‌ات
    من آخرین شمعم که می‌خواهم در راه باور تو بسوزم

    باورم کن، باورم کن
    باید باور کنی که هرکجا باشی، من با توام
    شاید وقتی تنها باشی، اندوه مرا نیز احساس کنی
    پیشم بمان، و قصه‌ی تنهایی‌ات را با من بازگو
    پیشم بمان، و در چشمانم زیبایی‌ات را ببین

    مرا باور کن، که بی‌تو در شب‌های تنهایی اسیرم
    مرا باور کن، که بی‌تو درخت تنها و خشکی در بیابانم
    ای زیبای من، در جشن تولد تو و زیبایی‌ات
    من آخرین شمعم که می‌خواهم در راه باور تو بسوزم

    باورم کن، باورم کن

    شعر پنجم

    تب عشق تو را از لحظه‌هایم نگیر
    این همان حرارتی است که تو را می‌پرستم
    وقتی دستان تو را در دست می‌گیرم، احساس می‌کنم تمام جهان در کف دستان من است
    من که سال‌هاست پر از غصه‌ام، ببین برای لبخند تو چه کارها که نمی‌کنم
    زندگی دلیل ناراحتی‌هایم نبود، این تو هستی که نمی‌خندی و من به خاطر آن گریه می‌کنم
    دیگر از این پس به سمت من بیا، هر چه بگویی، هر چه بخواهی
    دیگر از این پس به سمت من بیا، هر چه بگویی، هر چه بخواهی
    خودت را به پایین می‌کشی، به پای من
    تا تو را پیدا کنم، فقط همین
    هیچ چیز جز نگاهت مرا از اوج به زمین نمی‌زند
    از خودم بسیار شرمسارم وقتی می‌بینم حتی از خود من هم دل‌ات پر است
    وقتی حال تو را تغییر نمی‌دهم، بودنم چه فایده‌ای دارد
    تب عشق تو را از لحظه‌هایم نگیر
    دیگر از این پس به سمت من بیا، هر چه بگویی، هر چه بخواهی
    دیگر از این پس به سمت من بیا، هر چه بگویی، هر چه بخواهی

  • موسیقی تلفیقی چیست ؟

    موسیقی تلفیقی چیست ؟

    موسیقی تلفیقی، همانطور که از اسمش پیداست، از ترکیب دو یا چند سبک موسیقی به وجود می‌آید. در حقیقت، به این سبک از موسیقی که حاصل آمیختن فرهنگ‌های مختلف موسیقایی است، فیوژن هم می‌گویند. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این نوع موسیقی آشنا خواهید شد.

    مقاله انواع چوب های مناسب برای ساز گیتار حاوی اطلاعات جامعی است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب آشنایی با سازدهنی ترمولو را از دست ندهید.

    موسیقی تلفیقی چیست؟

    موسیقی تلفیقی در واقع همان معنای عبارت «موسیقی فیوژن» است. در ابتدا این سبک به ترکیب موسیقی جز با فانک و راک گفته می‌شد.
    در این نوع موسیقی، هدف اصلی پیوند دادن سبک‌های مختلف و نزدیک کردن فرهنگ‌های موسیقایی در جهان است. موسیقی تلفیقی، هنری است که در آن عناصر دو یا چند سبک موسیقی متفاوت با خلاقیت در هم می‌آمیزند تا سبکی تازه و نو پدید آید.
    برای نمونه، وقتی یک ساز غربی در کنار یک ساز ایرانی در یک قطعه نواخته شود، یا موسیقی کلاسیک غربی با موسیقی دستگاهی ایران ترکیب گردد، اثر خلق‌شده در دسته موسیقی تلفیقی قرار می‌گیرد. این سبک در سال‌های اخیر در ایران با استقبال بیشتری روبرو شده است.
    به عنوان نمونه می‌توان به آلبوم «مولانا و باخ» اثر داوود آزاد اشاره کرد که در آن موسیقی ایرانی و کلاسیک غربی در هم آمیخته‌اند، یا کارهای عزیز مصطفی‌زاده که در آن‌ها موسیقی اصیل آذربایجانی با جز ترکیب شده است.

    تاریخچه موسیقی تلفیقی

    موسیقی تلفیقی که به آن فیوژن هم می‌گویند، در دهه ۱۹۶۰ با درآمیختن دو سبک راک و جاز به وجود آمد. به این شکل جدید، جاز فیوژن گفته می‌شد. سبک دیگری به نام آفروبیت نیز که از ترکیب موسیقی غرب آفریقا و جاز آمریکایی پدید آمده، از نخستین نمونه‌های موسیقی تلفیقی به شمار می‌رود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله ریدیس فینگربورد یا شعاع صفحه انگشت‌گذاری چیست؟ ادامه دهید.

    در موسیقی تلفیقی، بخش‌های مختلف از سبک‌های گوناگون آن‌چنان با هم ترکیب می‌شوند که تشخیص و جدا کردن آن‌ها نیاز به گوش موسیقایی قوی و آموزش‌دیده دارد. هیچ محدودیتی برای ترکیب کردن عناصر موسیقی‌های مختلف وجود ندارد. می‌توان سبک‌های موسیقی غرب و شرق یا موسیقی امروزی و سنتی را در یک اثر واحد جای داد.

    قطعه «با من صنما» از آلبوم «آرایش غلیظ» با صدای همایون شجریان، یکی دیگر از آثار برجسته موسیقی تلفیقی ایرانی است. همچنین آلبوم «بزم بی‌جانان» ساخته پدرام درخشانی، موسیقی الکترونیک را با موسیقی ایرانی می‌آمیزد و ساز سنتور نقش محوری در قطعه‌های این آلبوم دارد.

    موسیقی تلفیقی در ایران

    موسیقی تلفیقی چیست ؟

    موسیقی تلفیقی ایرانی، ویژگی‌های خاص و بی‌همتایی دارد. برای درآمیختن ساختار منحصربه‌فرد موسیقی سنتی ایران با سبک‌های دیگر موسیقی، باید با دقت و ظرافت عمل کرد و تسلط کامل بر موسیقی ایرانی و سبکی که قرار است با آن ترکیب شود، داشت.

    اگر نگاهی به پیشینه موسیقی تلفیقی در ایران بیندازیم، عباس مهرپویا را از نخستین کسانی می‌دانیم که این راه را آغاز کرد. او نواختن عود را نزد یک نوازنده عرب آموخت و سپس با راهنمایی استادانی از ایتالیا و آلمان، گیتار نوازی را فرا گرفت. اما نقطه اوج فعالیت‌های هنری او، سفر به هند و یادگیری ساز سیتار بود.

    مهرپویا در آن دوران تنها نوازنده چیره‌دست سیتار در ایران به شمار می‌رفت و با تسلطی که روی این ساز داشت، تلاش کرد تا صدای آن را با سازهای دیگر بیامیزد و آهنگ‌های جدیدی خلق کند. او با ترکیب سیتار و موسیقی پاپ ایرانی، ملودی‌های تلفیقی زیبا و ماندگاری پدید آورد. از جمله آثار او می‌توان به «ساز غمگین» اشاره کرد که در آن، سیتار نقش اصلی را دارد و فرهنگ و موسیقی ایران و هند در آن به خوبی درهم آمیخته‌اند.

  • موتیف در موسیقی به چه معناست ؟

    موتیف در موسیقی به چه معناست ؟

    در این نوشته از وبلاگ آنبین، قصد داریم مفهومی دیگر از دنیای موسیقی به نام «موتیف» را به شما معرفی کنیم.
    موتیف در واقع کوچک‌ترین بخش معنادار در یک قطعه موسیقی است که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.
    پیشنهاد می‌کنیم برای درک کامل این موضوع، تا پایان این مطلب با ما همراه بمانید.

    موتیف در موسیقی

    همانطور که پیش از این اشاره شد، موتیف کوچک‌ترین بخش با معنا در موسیقی به شمار می‌رود. حتی برای ساختن نغمه‌های ساده هم باید از موتیف استفاده کرد، هرچند گاهی این کار به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود.

    وقتی موتیف به شکل ناخودآگاه پدید می‌آید، باید بتواند حس یکپارچگی، پیوند، نظم، قابل درک بودن و روانی را ایجاد کند. درست شبیه به زبان‌شناسی که هر جمله از چندین واژه تشکیل می‌شود، در موسیقی نیز هر جمله شامل چند موتیف است. با این حال، تفاوت‌هایی نیز میان آن‌ها وجود دارد؛ برای مثال، همیشه به راحتی نمی‌توان تشخیص داد که یک موتیف دقیقاً در کجای قطعهٔ موسیقی قرار گرفته است.

    تفاوت موتیف و تِم

    تفاوت بین موتیف و تِم (یا زمینهٔ اصلی موسیقی) در یک قطعه این است که موتیف بخشی کوتاه‌تر از تم است و در واقع قسمتی از آن به شمار می‌رود. معمولاً موتیف را کوچکترین بخش یک تم یا عبارت می‌دانند که همچنان هویت خود را به عنوان یک ایدهٔ موسیقایی حفظ می‌کند.

    در اغلب موارد، موتیف در ابتدای قطعه با ترکیبی از فواصل و ریتم‌های تأثیرگذار و به یاد ماندنی پدیدار می‌شود و معمولاً به یک هارمونی پایدار نیز اشاره دارد. از آنجایی که تقریباً همهٔ الگوهای موجود در قطعه به نوعی به موتیف وابسته هستند، این بخش به عنوان منبع اصلی ایده‌های موسیقایی در نظر گرفته می‌شود.

    اگر موتیف شامل بخش‌هایی از الگوهای بعدی قطعه باشد، می‌توان آن را کوچکترین عامل مشترک دانست؛ و اگر در الگوهای بعدی گنجانده شود، به عنوان بزرگترین عامل مشترک شناخته خواهد شد.

    در سمفونی پنجم بتهوون، یک الگوی چهارنتی نقش مهم‌ترین موتیف اثر را ایفا می‌کند و از نظر هارمونی و ملودی گسترش پیدا می‌کند تا زمینهٔ اصلی موومان اول شکل بگیرد.

    در آهنگسازی، برای ادامه دادن قطعه معمولاً لازم است موتیف چندین بار تکرار شود یا موتیف‌های دیگری به آن متصل شوند. اگرچه تکرار بخش‌های به هم پیوسته ضروری است، اما تکرار بیش از حد باعث یکنواختی می‌شود. به همین دلیل آهنگسازان با خلاقیت و ایجاد تغییرات گوناگون سعی می‌کنند در عین حفظ وحدت musical، تنوع لازم را نیز حفظ کنند.

    تناوب موتیف در قطعه ها

    به طور کلی، نقش‌های موسیقی (موتیف‌ها) در طول قطعه تغییر چندانی نمی‌کنند و گسترش پیدا نمی‌کنند، بلکه معمولاً به صورت پشت سر هم یا نوبتی در بخش‌های مختلف قطعه ظاهر می‌شوند و نقش مهمی در ایجاد حس یکپارچگی و وحدت دارند.
    اما در نهایت، همه چیز به نحوه استفاده از این نقش‌ها بستگی دارد. چه یک نقش ساده باشد و چه پیچیده، و چه ویژگی‌های کمی داشته باشد یا زیاد، معنای نهایی یک قطعه فقط با شکل اولیه آن مشخص نمی‌شود، بلکه به کارکرد و چگونگی گسترش آن نقش بستگی دارد.
    به طور خلاصه، نقش اصلی معمولاً در طول قطعه تکرار می‌شود، اما تکرار بی‌وقفه آن ممکن است باعث یکنواختی شود و تنها با ایجاد تغییرهای کوچک و متنوع (واریاسیون) می‌توان از این یکنواختی جلوگیری کرد.

    استفاده از موتیف نیاز به واریاسیون دارد

    واریاسیون به معنای ایجاد تغییر است. اما اگر همه‌ی ویژگی‌های یک موتیف عوض شود، باعث می‌شود پیوند بین بخش‌های اثر از بین برود و حس بی‌معنایی و ناهماهنگی به وجود آید. همچنین شکل اولیه‌ی موتیف ناپدید می‌شود. به همین دلیل، هنگام واریاسیون لازم است برخی از بخش‌های کم‌اهمیت تغییر کنند و برخی از بخش‌های مهم و کلیدی دست‌نخورده باقی بمانند.

    نگه‌داشتن الگوهای ریتمیک، به طور مؤثری ارتباط بین قسمت‌های مختلف قطعه را حفظ می‌کند (البته بدون ایجاد تغییرات کوچک، نمی‌توان از یکنواخت شدن قطعه جلوگیری کرد).

    علاوه بر این، برای تشخیص این که کدام بخش‌ها مهم‌تر هستند، نظر و هدف آهنگساز نقش اصلی را ایفا می‌کند. در طول این تغییرات و جابه‌جایی‌ها، شکل‌های گوناگونی از موتیف پدید می‌آید که با یکی از الگوهای شناخته‌شده همخوانی دارد.

    بسط و گسترش واریاسیون

    موسیقی چندصدایی را می‌توان به روشی تشبیه کرد که در آن یک ایده اصلی، گسترش و تنوع پیدا می‌کند. در این روش، با تغییر دادن یک نغمهٔ اصلی، شکل‌های گوناگونی از آن پدید می‌آید. این فرآیند شبیه به رشد و گسترش یک طرح اولیه است، با این تفاوت که تغییرات کوچک و جزئی —مثل نت‌های تزئینی— تنها تأثیرهایی موقتی دارند و نتیجهٔ چشمگیری ایجاد نمی‌کنند. به این نوع تغییرات کوچک، معمولاً «واریانت» گفته می‌شود.

  • کالیمبا شیشه ای یا چوبی ، کدام بهتر است؟

    کالیمبا شیشه ای یا چوبی ، کدام بهتر است؟

    یکی از سازهای کوچک و دوست‌داشتنی که این روزها طرفداران زیادی پیدا کرده، کالیمبا نام دارد. کالیمبا در اصل یک ساز سنتی و قدیمی از آفریقاست. این ساز در انواع مختلفی ساخته می‌شود و تفاوت آن معمولاً به تعداد تیغه‌ها یا جنسی که از آن ساخته شده بستگی دارد. در این نوشته از وبلاگ آنبین می‌خواهیم به این پرسش رایج پاسخ دهیم که: کالیمبای چوبی بهتر است یا شیشه‌ای؟ اگر شما هم به این ساز زیبا علاقه‌مند هستید، خواندن این مطلب را تا پایان از دست ندهید.

    تاریخچه ساز کالیمبا (تاریخچه کالیمبا)

    داستان شناخته شدن ساز کالیمبا توسط مردم خارج از آفریقا، به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد. در آن زمان، یک پژوهشگر موسیقی که درباره فرهنگ‌های مختلف مطالعه می‌کرد، به یک روستا در آفریقا سفر کرد و با این ساز آشنا شد. بعد از این اتفاق، در سال ۱۹۶۰ یک شرکت اسباب‌بازی در شهر پرینستون، واقع در ایالت نیوجرسی آمریکا، برای اولین بار این ساز را تولید و به فروش رساند. از آن به بعد، کالیمبا به تدریج در سراسر جهان معروف شد.

    کالیمبا در شکل‌ها و مدل‌های گوناگونی ساخته می‌شود. دلیل این تنوع آن است که این ساز در مناطق مختلف آفریقا، با توجه به فرهنگ، روش ساخت و حتی نام‌های متفاوتی که مردم هر ناحیه برای آن انتخاب کرده‌اند، تکامل یافته است. برای نمونه، نوعی از این ساز که بومی کشور زیمبابوه است، معمولاً بین ۷ تا ۱۲ کلید دارد که با نمونه‌های دیگر آن در نقاط مختلف آفریقا تفاوت دارد.

    نام های دیگر کالیمبا

    کالیمبا اسم‌های بسیار زیادی دارد و بیش از صد نام مختلف برای آن وجود دارد. معروف‌ترین این نام‌ها عبارت‌اند از: کالیمبا، پیانوی شستی‌ای آفریقایی، امبیرا، سانسا و کاریمبا.
    در سال ۱۹۵۴، فردی به نام هیو تریسی، نام «کالیمبا» را به طور رسمی برای این ساز انتخاب کرد. سپس در سال ۱۹۶۱، در یک مقاله پیشنهاد داد که از واژه «اِمبیرا» به عنوان نامی کلی برای تمام انواع پیانوهای سنتی آفریقایی استفاده شود.
    امروزه اما در سراسر دنیا، به همه سازهای غیرسنتی و شستی‌دار آفریقایی، کالیمبا گفته می‌شود.

    جنس و تعداد تیغه های کالیمبا

    بدنه اصلی ساز کالیمبا معمولاً از چوب‌هایی مانند بامبو، افرا یا گردو ساخته می‌شود. با این حال، برخی شرکت‌ها نمونه‌هایی از جنس شیشه نیز تولید کرده‌اند که در بازار موجود است. تیغه‌های این ساز هم معمولاً فلزی هستند.

    تعداد تیغه‌های کالیمبا ثابت نیست و معمولاً بین ۶ تا ۱۹ عدد روی ساز نصب می‌شود. انتخاب تعداد تیغه‌ها اغلب به سطح مهارت و تجربه فرد در نواختن کالیمبا بستگی دارد.

    سایز کالیمبا

    کالیمبا معمولاً در ابعاد تقریباً ۱۸ سانتی‌متر طول، ۱۳ سانتی‌متر عرض و ۳ سانتی‌متر ارتفاع ساخته می‌شود و وزن آن بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم است. با این حال، امروزه انواع مختلفی از کالیمبا با شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون در دسترس است. برخی از این مدل‌ها وزن کمتر و ابعاد متفاوتی دارند. همچنین با افزایش محبوبیت این ساز در جهان، نمونه‌هایی از جنس‌های مختلف و با وزن بسیار سبک‌تر نیز تولید شده‌اند.

    کالیمبا شیشه ای بهتر است یا چوبی ؟

    کالیمبا شیشه ای بهتر است یا چوبی ؟

    این پرسش، یکی از رایج‌ترین سوال‌هایی است که معمولاً هنرجویان تازه‌کار، وقتی می‌خواهند نواختن کالیمبا را شروع کنند، در ذهن دارند. اگر شما هم قصد دارید یادگیری این ساز را آغاز کنید، بهتر است به نکات زیر دقت کنید.

    تفاوت های کالیمبا شیشه ای و چوبی

    حجم صدای ساز

    یک تفاوت مهم بین کالیمبای چوبی و کالیمبای شیشه‌ای، میزان صدای آن‌هاست. کالیمبای شیشه‌ای به بلندی کالیمبای چوبی صدا ندارد. دلیل این موضوع به ساختار این دو ساز برمی‌گردد. کالیمبای چوبی بدنه‌ای توخالی دارد و روی آن سوراخ‌هایی برای خروج صدا تعبیه شده است. همچنین چوب فضای بهتری برای طنین انداختن صدا ایجاد می‌کند.

    اما کالیمبای شیشه‌ای برخلاف نوع چوبی، بدنه‌ای توپر دارد و به همین دلیل صدای آن آرام‌تر است. البته اگر با نیروی بیشتری آن را بنوازید، می‌توانید به صدایی بلند، مشابه کالیمبای چوبی برسید، اما این کار ممکن است به انگشتان شما فشار بیاورد.

    به طور کلی، کالیمباهای چوبی صدای بلندتر و بم‌تری دارند. اگر صدای گرم و عمیق را دوست دارید، کالیمبای چوبی گزینه بهتری برای شماست. در مقابل، کالیمباهای شیشه‌ای به خاطر نداشتن حفره، صدای کم‌حجم‌تری تولید می‌کنند، اما بسیار نرم، لطیف و آرامش‌بخش هستند. اگر به دنبال صدایی ظریف و دلنشین هستید، کالیمبای شیشه‌ای پیشنهاد خوبی برای شماست.

    رنگ صدا

    وقتی می‌خواهید یک کالیمبا بخرید، یکی از نکات مهمی که باید به آن توجه کنید، رنگ صوتی ساز است. بهتر است قبل از خرید، به صداهای مختلف کالیمبا گوش دهید و مدلی را انتخاب کنید که صدایش بیشتر می‌پسندید.

    به طور معمول، کالیمباهای شیشهای صدایی نرم و گرم دارند و برای نواختن ملودی‌های آرام و لالایی‌ها ایده‌آل هستند. در مقابل، کالیمباهای چوبی صدایی شفافتر و قوی‌تر تولید می‌کنند. هر دو نوع زیبایی خاص خود را دارند و انتخاب نهایی کاملاً به سلیقه شخصی شما بستگی دارد.

    آیا کالیمباهای کریستالی و شیشهای می‌شکنند؟

    پاسخ به این پرسش که آیا کالیمباهای شیشهای شکستنی هستند، منفی است. زیرا این سازها از جنس اکریلیک ساخته شده‌اند و ضخامت خوبی دارند. افتادن اتفاقی آن‌ها معمولاً باعث شکستگی نمی‌شود، اما این به معنای بی‌توجهی به مراقبت از ساز نیست. اگر اصول نگهداری از کالیمبای شیشهای را رعایت کنید، هیچ مشکلی برای آن پیش نمی‌آید.

  • معرفی گروه های ایرانی با سبک موسیقی فیوژن

    معرفی گروه های ایرانی با سبک موسیقی فیوژن

    در نوشته‌های قبلی، به طور کامل به معرفی سبک موسیقی فیوژن یا تلفیقی پرداختیم. اکنون در این بخش از وبلاگ آنبین، قصد داریم گروه‌های ایرانی‌ای را به شما معرفی کنیم که در زمینه موسیقی تلفیقی فعالیت می‌کنند.

    معرفی گروه های ایرانی با سبک موسیقی فیوژن

    گروه آویژه

    رامین بهنا از نخستین کسانی است که موسیقی تلفیقی را در ایران پایه‌گذاری کرد. او در سال ۱۳۷۵ به همراه پدرام درخشانی، بابک ریاحی‌پور و رضا آبایی، گروه موسیقی آویژه را بنیان نهاد. اجراهای زنده این گروه، به عنوان اولین نمونه‌های موسیقی تلفیقی در ایران شناخته می‌شوند.

    گروه اوهام

    گروه موسیقی اوهام در سال ۱۳۷۸ در تهران به وجود آمد. پایه‌گذار این گروه شهرام شعرباف، خواننده و آهنگساز، بود که همراه با شاهرخ ایزدخواه (نوازنده گیتار الکتریک) و بابک ریاحی‌پور (نوازنده گیتار بیس) فعالیت خود را شروع کرد. این گروه اولین آلبوم خود به نام «نهال حیرت» را در تابستان همان سال ضبط کرد، اما موفق به دریافت مجوز رسمی برای انتشار آن نشد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب مخترع گیتار کیست؟ را حتماً بخوانید.

    گروه رومی

    بعد از متوقف شدن فعالیت گروه آویژه، پدرام درخشانی بیش از هر کس دیگری به ادامه دادن مسیر موسیقی تلفیقی پرداخت.
    او به همراه رضا آبایی و چند نوازنده دیگر، گروه جدیدی به نام رومی را تشکیل داد. درخشانی در این گروه جدید، نکاتی که از گروه قبلی چندان خوشش نمی‌آمد را تغییر داد و ایده‌های مورد علاقه‌اش را به شکلی که می‌پسندید، به مخاطبانش ارائه کرد. این رویکرد باعث شد گروه رومی خیلی زود مورد استقبال و محبوبیت قرار بگیرد.

    گروه باراد

    گروه “باراد” یک گروه راک ایرانی بود که در سال ۱۳۸۲ یک آلبوم با نام خودشان منتشر کردند. موسیقی این آلبوم، ترکیبی از راک و ملودی‌های محلی مناطق مختلف ایران بود.
    این گروه را پویا محمودی بنیان گذاشت و کارهایش از ترانه‌های بومی جنوب ایران الهام گرفته بود. گروه باراد تنها دو سال بعد از انتشار آلبومشان در سال ۱۳۸۲ از هم پاشید و دلیل این جدایی هرگز به طور عمومی اعلام نشد.

    گروه دارکوب

    گروه دارکوب در سال ۱۳۸۶ با هدف تمرکز بر موسیقی با محوریت سازهای کوبه‌ای شکل گرفت. در ابتدا، هسته اصلی این گروه را همایون نصیری، حبیب مفتاح بوشهری و رضا گلزار تشکیل می‌دادند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه تاریخچه سرود ملی ایران.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب بیو گرافی امین بانی را از دست ندهید.

    گروه دارکوب

    گروه کامنت

    گروه کامنت یا کامنت بند، یک گروه موسیقی ایرانی در سبک آلترناتیو راک است. این گروه در سال ۱۳۸۶ به وسیله کیان پورتراب و نیما رمضان در تهران پایه‌گذاری شد. پس از آن، با پیوستن دیگر اعضا به گروه، چندین قطعه از ساخته‌های کیان پورتراب ضبط شد و در نهایت نخستین آلبوم گروه با نام «میرم بالاتر» در سال ۱۳۸۸ منتشر گردید.

    گروه بهنا

    گروه بهنا در فصل پاییز سال ۱۳۸۵ به سرپرستی رامین بهنا شکل گرفت. هدف اصلی این گروه، ارائه موسیقی‌ای بود که در عین تلفیقی بودن، هویت و رنگ‌و‌بوی ایرانی خود را حفظ کند. کار این جمع صمیمی و کوچک، با تمرین آهنگ‌های قدیمی‌تر ساخته رامین بهنا آغاز شد؛ آهنگ‌هایی که پیش از این برای گروه آویژه خلق شده بودند.

    گروه دنگ‌شو

    اولین بار در سال ۱۳۸۳ ایده تشکیل گروهی به نام “دنگ شو” به ذهن طاها پارسا و رضا شایا رسید. این دو، پسران علیرضا شجاع‌نوری (بازیگر معروف سینما، تئاتر و تلویزیون) هستند. با این حال، آن‌ها مسیر و علاقه‌ی شخصی خود را دنبال کردند و در نهایت به موسیقی رسیدند، جایی که گروه دنگ‌شو متولد شد.

    معرفی گروه های ایرانی با سبک موسیقی فیوژن

    در دنیای موسیقی ایران، گروه‌های جالبی هستند که سبکی به نام «فیوژن» را دنبال می‌کنند. فیوژن به معنای تلفیق و ترکیب است. این گروه‌ها موسیقی سنتی ایرانی را با سبک‌های دیگر مانند جاز، راک، بلوز یا حتی موسیقی مناطق مختلف جهان درهم می‌آمیزند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله آشنایی با اصطلاح مایه در موسیقی را مطالعه کنید.

    هدف آن‌ها خلق یک صدای تازه و امروزی است، در حالی که ریشه‌های موسیقی اصیل ایرانی در کارشان حفظ می‌شود. با این کار، هم مخاطبان داخلی بیشتری جذب می‌شوند و هم امکان معرفی موسیقی ایرانی به گوش جهانیان فراهم می‌گردد.

    این گروه‌ها معمولاً از سازهای سنتی مانند تار، سنتور و نی استفاده می‌کنند و آن‌ها را در کنار سازهای مدرنی مانند گیتار بیس، درامز و سینتی‌سایزر می‌نوازند. حاصل این ترکیب، موسیقی پویا و شنیدنی است که هم برای نسل جوان جذاب است و هم برای دوستداران موسیقی کلاسیک ایرانی.

    گروه بمرانی

    گروه بمرانی کار خود را از سال ۸۷ با ضقط آلبومی به نام «آسمان زرد خورشید آبی» شروع کرد. بهزاد عمرانی این آلبوم را با همراهی حمیدرضا بهزادیان تهیه کرد و پس از آن، یک اجرای زنده در مجتمع فنی تهران داشتند. این گروه از جمله گروه‌های نادری است که در این سال‌ها توانسته به آرامی و بدون وقفه، راه خود را در موسیقی بیابد و همچنین اعضای اصلی خود را از ابتدا تا به امروز حفظ کند.

    گروه پالت

    گروه موسیقی پالت در سال ۱۳۸۸ به شکل کاملاً تصادفی تشکیل شد. اعضای گروه برای یک اجرا در مؤسسه خیریه محک کنار هم قرار گرفتند. این تجربه برایشان آنقدر لذت‌بخش و دلچسب بود که از همان زمان، آغاز رسمی فعالیت پالت کلید خورد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله تعریف ارکستراسیون یا سازآرایی به شما کمک خواهد کرد.

    گروه دیوار

    گروه “دیوار” در سال ۱۳۹۰ توسط مسعود همایونی، که گیتار الکتریک می‌نوازد، و یاشار خسروی، نوازنده ساکسوفون، بنیان‌گذاری شد. پس از آن، پویا نیک‌پور به عنوان نوازنده کیبورد و پیانو، بابک ریاحی‌پور که نوازنده گیتار باس است و ایلیار خسروی در نقش درامر به گروه اضافه شدند تا در نهایت گروه “دیوار” به طور کامل شکل بگیرد.

    گروه چارتار

    گروه چارتار یک مجموعه موسیقی ایرانی است که در سال ۱۳۹۰ پایه‌گذاری شد. این گروه را آئین احمدی فر، آرش فتحی، آرمان گرشاسبی و احسان حائری تشکیل دادند. نتیجه‌ی نگاه خلاقانه و ایده‌محور این اعضا، آلبومی با نام «باران تویی» بود که در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۰ روانه بازار موسیقی شد.

    گروه پیتر سلیمانی‌پور

    گروه پیتر سلیمانی‌پور در زمستان سال ۱۳۹۱ با هدف حضور در اولین «هفته‌ی موسیقی تلفیقی» تشکیل شد. اساس کار این گروه، تعدادی از قطعات قدیمی سلیمانی‌پور و نگرش هنری او در آن دوره بود؛ آثاری که به دلایلی هرگز فرصت اجرا روی صحنه را پیدا نکرده بودند.

    مقاله آشنایی با تاریخچه موسیقی هرمزگان منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله پوئم سمفونی «تختی» بیانگر زندگی جهان پهلوان تختی را مطالعه کنید.

    گروه کاسته

    شاید یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که گروه موسیقی “کاسته” در این سال‌ها تجربه کرد، خروج پیتر سلیمانی‌پور از گروه بود. به دلایلی خاص، او از تابستان سال ۱۳۹۵ دیگر نتوانست با آن‌ها همکاری کند. در نهایت، با پیشنهاد خود پیتر، سهیل پیغمبری به جای او به گروه پیوست. گروه “کاسته” کار خود را از سال ۱۳۹۱ با نام “تریو احسان صدیق” شروع کرد.

    گروه دال

    گروه دال که نامش از نخستین حرف کلمه دوستی برگرفته شده، در اسفندماه سال ۱۳۹۲ با پخش ترانه “آوازم را می‌رقصیدی” کار خود را آغاز کرد. این گروه در سال بعد چند ترانه دیگر را در فضای اینترنت منتشر کرد و از این طریق توانست توجه علاقه‌مندان به موسیقی تلفیقی را به خود جلب کند. همچنین در همان سال، این گروه قطعه “طعم شیرین خیال” را برای تیتراژ فیلمی با همین نام ساخت.

    معرفی گروه های ایرانی با سبک موسیقی فیوژن

    گروه‌های موسیقی زیادی در ایران هستند که سبک خاصی به نام «فیوژن» را اجرا می‌کنند. فیوژن به معنای تلفیق و ترکیب است. در این سبک، موسیقی سنتی و اصیل ایرانی با سازهای کلاسیک غربی و گاهی حتی با سازهای مناطق مختلف دنیا درهم می‌آمیزد و یک صدای جدید و امروزی به وجود می‌آورد.

    این گروه‌ها با خلاقیت خود، ملودی‌های کهن ایرانی را در قالبی تازه ارائه می‌دهند تا برای نسل جوان جذاب‌تر باشد. در کارهای آن‌ها می‌توانید همزمان صدای سازهای ایرانی مانند تار و سنتور را در کنار گیتار، پیانو یا درامز بشنوید.

    هدف از این نوع موسیقی، احترام به roots و ریشه‌های موسیقی ایران و در عین حال، ایجاد یک تجربه شنیداری نو و جهانی است. این گروه‌ها نشان می‌دهند که موسیقی ایرانی بسیار غنی و انعطاف‌پذیر است و می‌تواند با فرهنگ‌های دیگر گفت‌وگو کند.

    گروه داماهی

    گروه موسیقی ایرانی «داماهی» در سال ۱۳۹۳ شکل گرفت. هدف اصلی این گروه، ساختن موسیقی‌ای بود که با بیانی رها و آزاد، عناصر گوناگونی از موسیقی‌های مختلف را در هم بیامیزد. آن‌ها در اولین آلبوم خود، رنگ‌وبوهایی از موسیقی محلی ایران (به ویژه نواهای مناطق جنوب کشور) را با سبک‌های جهانی مانند جاز، رگه، فلامنکو، موسیقی آفریقایی، لاتین، فانک و حتی نغمه‌های هندی ترکیب کردند.

    برای مطالعه بیشتر، به آشنایی با طریقه کوک کردن سیم های تار سری سر بزنید.

    گروه کماکان

    در سال ۱۳۹۴، مهدی ساکی اولین آلبوم رسمی خود به نام «کماکان» را منتشر کرد که ماکان اشگواری راهنمایی هنری آن را بر عهده داشت. او پیش از این، با اجراهای زنده مختلفی شناخته شده بود. این آلبوم توانست به یکی از پرفروش‌ترین آثار در سبک تلفیقی تبدیل شود و موفقیت چشمگیری در این ژانر موسیقی به دست آورد.

    گروه نیوش

    این گروه موسیقی از سه نفر اصلی تشکیل شده است: سروش قهرمان‌لو که هم آواز می‌خواند و هم سه‌تار الکتریک می‌نوازد، آرش قهرمانلو که از بنیان‌گذاران گروه و مسئول برنامه‌ریزی‌هاست، و کیکاووس مختاری که وظیفهٔ تنظیم قطعات را بر عهده دارد. سبک موسیقی آن‌ها ترکیبی از راک، موسیقی سنتی و فولکلور است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله متن آهنگ ” آخ تو شب یلدای منی” را مطالعه کنید.

  • مرتضی قائمی مدرس ویولنسل

    مرتضی قائمی مدرس ویولنسل

    همانطور که می‌دانید، ویولنسل سازی است که از نظر ظاهری شبیه به ویولن است، اما هم اندازه‌ی بزرگ‌تری دارد و هم روش نواختن آن کاملاً فرق می‌کند.
    این ساز هم مثل ویولن در گروه سازهای زهی و آرشه‌ای جای می‌گیرد و صدایی رسا و پُرقدرت تولید می‌کند.
    در ادامه، در وبلاگ آنبین، شما را با مرتضی قائمی، مدرس ویولنسل در آنبین، آشنا می‌کنیم.
    پس اگر علاقه‌مندید این ساز زیبا را یاد بگیرید، خواندن این مطلب را از دست ندهید.

    ویولنسل

    ویلن‌سل که به آن چلو هم می‌گویند، یکی از سازهای زهی است که با آرشه نواخته می‌شود. این ساز را هم به صورت تکنوازی، هم در گروه‌های کوچک موسیقی و هم در ارکسترهای بزرگ به کار می‌برند.
    ویلن‌سل از ویولن و ویولا بزرگ‌تر است. وقتی نوازنده می‌خواهد آن را بنوازد، ساز را بین دو پایش قرار می‌دهد و با کمک یک میله فلزی که در انتهای آن وجود دارد، روی زمین ثابت می‌کند.

    آموزش ویولنسل

    مرتضی قائمی مدرس ویولنسل

    مرتضی قائمی در سال ۱۳۶۷ به دنیا آمده است. او یادگیری موسیقی را با آموختن ساز تار نزد استاد کیوان ساکت شروع کرد.

    بعد از یادگیری تار، ویولنسل را به عنوان ساز اصلی خود برگزید و از سال ۱۳۸۹ تاکنون به صورت پیوسته در حال آموختن و نواختن این ساز است.

    در این مقاله بیوگرافی لئونارد کوهن اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب روحوضی یا سیاه بازی ،ترکیبی از نمایش و موسیقی را بخوانید.

    او ویولنسل را نزد استادانی مانند مجید اسماعیلی، آیدین احمدی‌نژاد و ژابیز زربخش فرا گرفته است. همچنین در طول این سال‌ها، چندین مستر کلاس در کشور ارمنستان زیر نظر استاد آرام تالالیان گذرانده است.

    علاوه بر این، مرتضی قائمی چند دوره آموزشی در کشور ایتالیا داشته و دروس هارمونی، فرم و تئوری موسیقی را نزد مهران روحانی آموخته است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران را حتماً بخوانید.

    تدریس

    قائمی در حال حاضر به عنوان مدرس ویولنسل با آنبین همکاری می‌کند.