دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Eat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eat به فارسی با چند مثال

    امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Eat به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “eat” که به معنای “خوردن” است، یکی از پرکاربردترین واژه‌ها برای بیان عمل مصرف غذا محسوب می‌شود. اما این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌رود و به همین دلیل، برخی از زبان‌آموزان در استفاده صحیح از آن دچار اشتباه می‌شوند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    eat

    خوردن

    ate

    خورد

    eaten

    خورده شده

    چه چیزهایی برای صبحانه دوست داری بخوری؟ (مصدر)
    او ناهارش را ظهر می‌خورد. (زمان حال)
    من معمولاً ناهارم را ساعت یک می‌خورم. (زمان حال)
    جان پیتزای زیادی خورد. (زمان گذشته)
    گربه‌ها تا دو روز چیزی نخورده‌اند. (زمان حال کامل)
    زیاد خوردن غذاهای بی‌ارزش، سالم نیست. (اسم مصدر)

    علاوه بر این، فعل “خوردن” کاربردهای دیگری هم دارد.

    جلسه، زمان زیادی را بلعید. (یعنی زمان زیادی گرفت.)
    اتفاق ناخوشایندی هفته پیش در محل کارم افتاد و آن تجربه واقعاً ذهنم را می‌خورد. (یعنی باعث نگرانی و اضطرابم شده است.)
    امشب می‌خواهی در خانه غذا بخوریم یا برویم رستوران؟ (بیرون غذا خوردن = رفتن به رستوران؛ در خانه غذا خوردن = غذا خوردن در خانه)
    تد نمی‌خواهد تمام پس‌اندازش را خرج کند، برای همین یک شغل دیگر پیدا کرده است. (خوردن از چیزی = استفاده کردن از آن)
    اگر زیاد بیرون بمانی، حشرات تو را خواهند خورد. (یعنی پشه‌ها نیشت خواهند زد.)

    گاهی اوقات (البته نه همیشه) می‌توان به جای “خوردن” از فعل “داشتن” استفاده کرد.

    شام چی می‌خوری؟
    ناهار معمولاً چی دوست داری بخوری؟
    ما دوست نداریم صبحانه را خیلی دیر بخوریم.
    او ماکارونی و پنیر می‌خورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Echo به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Echo به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Echo به فارسی با مثالهای کاربردی

    “پژواک” وقتی ایجاد می‌شود که صدای شما از یک سطح بازتاب پیدا کند و دوباره به گوشتان برگردد.

    یک اتاق بزرگ و تقریباً خالی، جای مناسبی برای تجربهٔ پژواک است.
    این پدیده همچنین در استادیوم‌های بزرگ که از سامانهٔ صوتی (میکروفون و بلندگو) استفاده می‌کنند، به خوبی شنیده می‌شود.
    پژواک!
    آیا شما هم این بازتاب صدا را می‌شنوید؟
    اینجا پژواک داریم؟

    دره‌ها هم مکان مناسبی برای شنیدن پژواک هستند.
    غارها نیز یکی دیگر از جاهای خوب برای تجربهٔ این پدیدهٔ صوتی به شمار می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Economy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Economy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Economy به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه «اقتصاد» برای توصیف مدیریت پول به کار میرود.

    قیمت بالای یا پایین بنزین، بر اقتصاد اثر میگذارد.
    اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۸ به خاطر بحران مسکن، آسیب جدی دید.
    وضعیت اقتصادی کشور شما چطور است؟
    بیکاری به اقتصاد لطمه میزند و باعث کندی رشد میشود.

    واژه «اقتصادی» یک صفت است و به مسائل مربوط به اقتصاد اشاره دارد.

    رهبران جهان در یک گردهمایی اقتصادی شرکت کردند.
    تصمیم‌های اقتصادی را معمولاً رهبران تجاری و دولتی می‌گیرند.
    ساخت یک سیستم حمل‌ونقل عمومی جدید، باعث رشد اقتصادی چشمگیر در آن منطقه شد.

    واژه «مقرون‌به‌صرفه» نیز یک صفت است و برای کارهایی به کار میرود که در آن پول صرفه‌جویی میشود. هر کسی میتواند کاری کند که مقرون‌به‌صرفه باشد.

    دوست من ونسا، یک ماشین مقرون‌به‌صرفه دارد. هم قیمتش مناسب است و هم بنزین کمی مصرف میکند.
    کنار گذاشتن ماشین و استفاده از دوچرخه، یک تصمیم مقرون‌به‌صرفه بود.
    خرید جنس به صورت عمده میتواند بسیار مقرون‌به‌صرفه باشد، به شرطی که همه آن را مصرف کنید.
    استفاده از انرژی خورشیدی برای صاحب‌خانه‌ها، هم هوشمندانه و هم مقرون‌به‌صرفه است.

    واژه «صرفه‌جویی کردن» یک فعل است.

    جان و هلن با خرید اجناس به صورت عمده، صرفه‌جویی میکنند.
    همسایه‌ من با کاشت و ذخیره سبزیجات از باغش، در خوراک صرفه‌جویی میکند.
    شهرداری ما باید صرفه‌جویی کند و مالیات‌ها را کاهش دهد.

    در ادامه چند نمونه دیگر از کاربرد این واژه‌ها را می‌بینید:

    «اقتصاددان» کسی است که درباره اقتصاد مطالعه میکند و پیشنهادهایی ارائه میدهد.
    برایان در دانشگاه، رشته اقتصاد میخواند.
    این بخش از پارکینگ، مخصوص ماشین‌های کوچک و کم‌مصرف است.
    آنها با کلاس اقتصادی پرواز میکنند. (یعنی صندلی‌های ارزان‌تر)
    این منطقه از نظر اقتصادی وضعیت بسیار خوبی دارد. (کلمه «اقتصاداً» یک قید است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Edge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edge به فارسی با مثالهای کاربردی

    «لبه» به انتهای یک سطح صاف گفته می‌شود. معمولاً در این قسمت یک زاویهٔ ۹۰ درجه به سمت پایین ایجاد می‌شود، اما این حالت همیشه صادق نیست.

    واژهٔ «لبه» بیشتر به عنوان اسم به کار می‌رود:

    – پسر بچه از کنار تختش افتاد.
    – گربهٔ ما دوست دارد روی لبهٔ میز بنشیند.
    – تیغ ریش‌تراشی لبهٔ بسیار تیزی دارد.
    – لبهٔ چاقو هم تیز است.
    – در گذشته مردم فکر می‌کردند زمین صاف است و اگر خیلی جلو بروند، از لبهٔ آن خواهند افتاد.
    – ایستگاه قطار در حاشیهٔ شهر قرار دارد. («لبهٔ شهر» یعنی نزدیک به مرز یا محدودهٔ شهر.)
    – تلسکوپ‌های قوی به ستاره‌شناسان امکان می‌دهند تا لبهٔ جهان را ببینند.
    – آلیس نسبت به دیگر متقاضیان آن موقعیت شغلی برتری دارد، چون به سه زبان مسلط است. («برتری داشتن» یعنی نسبت به دیگران مزیت داشتن.)
    – نیت دوست دارد زندگی پرچالشی داشته باشد و همیشه در مرز خطر قدم بزند. («زندگی در لبه» یعنی انجام کارهای خطرناک، جدید، آزمایشی یا چالش‌برانگیز.)

    همچنین می‌توانید از «لبه» به عنوان فعل در برخی عبارت‌ها استفاده کنید:

    – بیل رقبا را پشت سر گذاشت و جایزهٔ اول را برد. (پشت سر گذاشتن = برنده شدن؛ با اختلاف کم پیروز شدن)
    – همهٔ ما با بی‌قراری منتظر خبر هستیم. (با بی‌قراری منتظر بودن = منتظر نتیجهٔ چیزی بودن با اضطراب و اشتیاق)
    – شرکت به آرامی در حال پیشبرد برنامه‌هایش برای ساخت ساختمان مرکزی جدید است. (به آرامی پیش رفتن = حرکت به سمت جلو، ادامه دادن اما با سرعت کم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Edible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edible به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه «خوراکی» برای توصیف هر چیزی که احتمالاً قابلیت خوردن دارد استفاده کنید، چه مزه‌اش خوب باشد چه بد:

    توت‌های آن بوته خوراکی هستند.
    سیب‌های جنگلی کوچک آن درخت خوراکی نیستند. در واقع، آن‌ها باعث می‌شوند حالتان بد شود.
    جری فکر کرد تزیینات روی کیک خوراکی است، اما متوجه شد که از پلاستیک ساخته شده‌اند.
    آمنه برای همه اعضای خانواده شام پخت، اما غذا به دلیل پخت زیاد، تقریباً غیرقابل خوردن بود.
    به نظر من بعضی از فلفل‌ها آنقدر تند هستند که خوردنی نیستند. (با اضافه کردن «غیر» قبل از «خوراکی» می‌گوییم چیزی قابل خوردن نیست.)
    خوراکی بودن بعضی سبزیجات به این بستگی دارد که پخته شده باشند یا خیر. (کلمه «خوراکی» در اینجا به صورت اسم به کار رفته است.)
    ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک‌تر را کاملاً خوراکی می‌دانند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Edit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Edit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Edit به فارسی با مثالهای کاربردی

    ویرایش کردن یعنی تغییر دادن چیزی تا آن را بهتر کنیم یا اطلاعات تازه‌ای به آن اضافه کنیم. این کلمه را خیلی اوقات می‌شنویم، مثلاً وقتی در فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، نوشته‌های روزنامه‌ها یا تقریباً هر چیزی که با کامپیوتر درست می‌شود، تغییراتی ایجاد می‌کنند.

    معلم به «زویی» کمک کرد تا نوشته‌اش برای روزنامه مدرسه را ویرایش کند.
    نزدیک به نصف صحنه‌های «سوفیا» از فیلم نهایی حذف شد.
    «دن» لازم بود سخنرانی خود را کوتاه کند و به ده دقیقه برساند. در حالی که در ابتدا خیلی طولانی‌تر بود.
    برای کپی کردن و گذاشتن چیزی در کامپیوترتان، باید به منوی «ویرایش» بروید.
    «لویی» بلد نیست حرف‌هایی که می‌زند را قبل از گفتن ویرایش کند. او هرچه به ذهنش می‌رسد را می‌گوید و همین معمولاً باعث دردسرش می‌شود.
    ما توانستیم نسخه اولیه دست‌نوشته را ببینیم که هنوز هیچ تغییری روی آن انجام نشده بود. (ویرایش‌نشده = بدون تغییر)

    به کسی که کار ویرایش را انجام می‌دهد editor «ویرایشگر» می‌گویند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Educate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Educate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Educate به فارسی با مثالهای کاربردی

    آموزش دادن یعنی دادن دانش، مهارت یا هدف به یک فرد.

    یکی از وظایف اصلی پدر و مادر، آموزش فرزندانشان است.
    مدارس دولتی و غیردولتی به بچه‌ها آموزش می‌دهند.
    اگر بخواهیم یک کشور یا منطقه را از فقر نجات دهیم، یکی از مؤثرترین راه‌ها، آموزش دختران و زنان است.
    لویی باید درباره خطرات نوشتن پیامک در حین رانندگی آگاه شود.
    هربرت در حال یادگیری و مطالعه در حوزه‌های دین و فلسفه است.

     
    واژهٔ education به معنای «آموزش» یک اسم است:

    تحصیلات خوب برای موفقیت هر فردی ضروری است.
    آموزش، کلید موفقیت است.
    هیچ چیز باارزش‌تر از یک آموزش مناسب نیست.
    آیا تو هم به کسب تحصیلات خوب علاقه‌مند هستی؟
    آموزش بهترین سلاح برای مقابله با نادانی است.
    سارا پس از پایان دوره لیسانس، به دانشگاه برگشت تا رشتهٔ آموزش را بخواند و معلم شود.
    معلم شما در طول ۳۰ سال گذشته، مشغول آموزش به جوانان و بزرگسالان بوده است. (واژهٔ educating)

     
    واژه‌های educational (آموزشی) و educated (تحصیل‌کرده) به صورت صفت به کار می‌روند:

    از رایانه می‌توان برای کارهای آموزشی استفاده کرد.
    بازدیدی که کلاس ما از مرکز طبیعت داشت، بسیار آموزنده بود.
    من با استفاده از دانش محدودم دربارهٔ آیرودینامیک یک حدس زدم و پاسخم تقریباً درست بود. (حدس تحصیل‌کرده = پاسخی که بر پایهٔ اطلاعات کم داده می‌شود)
    فرد تحصیل‌کرده کسی است که زمانی طولانی را به بررسی گذشته، اندیشیدن به اکنون و در نظر گرفتن فرصت‌های آینده اختصاص داده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Effect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Effect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Effect به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “effect” به معنای تأثیر یا نتیجه یک چیز است.

    این تصمیم چه نتیجه‌ای داشت؟
    نتایج انتخابات چه خواهد بود؟
    تأثیرات رکود اقتصادی تقریباً در همه جا حس می‌شد.
    این دارو هیچ تأثیری روی وضعیت او ندارد.
    عوارض جانبی این دارو چیست؟
    طوفان تأثیری طولانی‌مدت بر سواحل شرقی خواهد گذاشت.
    تا زمانی که آرامش به شهر بازگردد، مقررات منع رفت‌وآمد پابرجاست. (یعنی قانوناً فعال و اجرایی است)

    کلمه “effective” یک صفت است و به معنای چیزی است که خوب عمل می‌کند، نتیجه‌بخش است یا به طور رسمی اجرا شده است.

    او رهبری کارآمد بود و همه برایش احترام قائل بودند.
    این یک برنامه بسیار موفق بود که به تمام اهداف ما دست یافت.
    راه‌حل ارائه‌شده برای مشکل، از دید بسیاری کارآمد نیست و باید فکر دیگری کرد. (یعنی نتیجه‌بخش نبوده و تأثیر لازم را نداشته است)

    توجه: دو کلمه “effect” و “affect” معمولاً با هم اشتباه گرفته می‌شوند. به خاطر داشته باشید که “effect” یک اسم است و “affect” یک فعل.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Effort به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Effort به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Effort به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که با پشتکار کار می‌کند، در واقع در حال «تلاش» است. کلمه «تلاش» یک اسم است و معمولاً وقتی به کار می‌رود که فردی می‌کوشد تا در کاری به موفقیت برسد.

    تامی تلاش کرد تا تکلیفش را به بهترین شکل انجام دهد.
    برای نجات ساختمان از خرابکاری، کوشش بزرگی انجام شد.
    برای بهتر کردن کیفیت هوای شهرمان، اقداماتی صورت گرفته است. (این جمله به شکل مجهول نوشته شده است.)
    تلاش‌های شاگردانم برای پیشرفت در زبان انگلیسی، در پایان به نتیجه می‌رسد.

     

    برای ساختن صفت effortless «بی‌زحمت»، کافی است پسوند less را به effort اضافه کنید. از این کلمه برای توصیف کاری استفاده می‌شود که آسان است یا آسان به نظر می‌رسد. همچنین وقتی به کار می‌رود که کسی برای انجام کاری، زحمت چندانی نمی‌کشد.

    تماشاگران از اجرای بی‌زحمتِ گروه خوششان نیامد. حتی یکی از بازیگران بخشی از دیالوگ‌هایش را فراموش کرد.
    نوازندگی پیانوی او بسیار راحت و روان به نظر می‌رسد، اما در واقع او ساعت‌های زیادی را به تمرین اختصاص می‌دهد.
    یادگیری زبان جدید، یک کار کاملاً بی‌زحمت نیست و نیازمند تلاش و پشتکار است.

    جان همهٔ کارهایش را به شکلی آسان و بدون هیچ زحمتی به پایان رساند. (در این جمله، «effortlessly» به عنوان قید به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Either به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Either به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Either به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “either” (یا) برای نشان دادن یک انتخاب بین دو گزینه به کار می‌رود. وقتی از این کلمه استفاده می‌کنیم، یعنی می‌توان یکی از دو چیز یا دو حالت را انتخاب کرد:

    – در امتحان می‌توانی از خودکار آبی یا خودکار سیاه استفاده کنی.
    – هر کدام از این دو قابل استفاده است.
    – دانش‌آموزان بسته به کلاسی که در آن حاضر می‌شوند، یا مشتاق و علاقه‌مند هستند یا در طول روز حوصله‌شان سر می‌رود.
    – پرواز تام یا ساعت ۱:۰۰ حرکت می‌کند یا ۱:۳۰. دقیقاً مطمئن نیستم کدام.
    – سیندی یا عاشق شغلش است یا از آن بیزار است. بعضی روزها خوب است و بعضی روزها اصلاً خوب پیش نمی‌رود.
    – ما می‌توانیم غذای چینی سفارش دهیم یا پیتزا.
    – هر کدام از این دو اشکالی ندارد.
    – به بچه‌ها همراه غذا اسفناج یا کلم بروکلی پیشنهاد شد.
    – هر دو انتخاب به نظر چندان جالب نبود.
    – هیچ‌کدام از این دو گزینه خوب نبود. (شکل منفی “either” کلمه “neither” است.)

     

    وقتی در جمله از افعال منفی استفاده می‌شود و می‌خواهیم بگوییم دو نفر یا دو چیز شبیه هم هستند، معمولاً کلمه “either” در پایان جمله می‌آید:

    – او فیلم را دوست نداشت و او هم دوست نداشت.
    – من وقت زیادی ندارم و آنها هم وقت ندارند.
    – امروز لازم نیست تو کار کنی، و من هم لازم نیست.
    – امروز تو مجبور نیستی کار کنی و من هم همینطور. (شکل منفی “either” کلمه “neither” است.)

    توجه: این کلمه را می‌توان به دو شکل مختلف تلفظ کرد. هر دو تلفظ قابل قبول است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.