دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Dunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dunk به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دانک” معمولاً در دو موقعیت به کار میرود: وقتی غذایی را برای خوشمزه‌تر شدن داخل مایعی فرو می‌بریم، یا وقتی چیزی یا کسی به داخل آب فرورفته و غوطه‌ور می‌شود.

    بعضی‌ها دوست دارند دوناتشان را در قهوه فرو ببرند.
    بعضی دیگر نان تستشان را داخل زردهٔ تخم‌مرغ نیم‌رو می‌زنند.
    در جشنواره‌ها و کارناوال‌ها از “تانک دانک” برای جمع‌آوری پول استفاده می‌شود. اگر با یک توپ به هدف بزنید، فرد ناگهان داخل آب پرتاب می‌شود.
    بازیکنان بسکتبال هم اغلب سعی می‌کنند توپ را با فشار از بالا داخل تور بیندازند. اگر به اندازهٔ کافی بالا بپرند، می‌توانند توپ را به سمت پایین هل دهند تا دو امتیاز بگیرند.
    او دارد توپ را “دانک” می‌کند.
    او یک حرکت “دانک” انجام می‌دهد.

    علاوه بر این، در آمریکا ممکن است عبارت “اسلم دانک” را بشنوید. اگر کاری را یک “اسلم دانک” بنامند، یعنی انجام آن بسیار آسان و قطعی است و فرد بدون شک به خواسته‌اش می‌رسد:

    فروش خانه به محض عرضه در بازار، یک اسلم دانک بود.
    دن گفت مصاحبه‌اش یک اسلم دانک بود. او مطمئن است که آن شغل را به دست می‌آورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dust به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dust به فارسی با مثالهای کاربردی

    “گرد و غبار” از ذرات ریز خاک، دوده، شوره، گرده* و مواد مشابه تشکیل شده که در هوا شناور می‌شوند و در نهایت به داخل خانه راه پیدا می‌کنند.

    گرد و غبار با جریان هوا جابجا می‌شود.
    کارخانه‌ها با انتشار آلاینده‌ها در فضا، گرد و غبار تولید می‌کنند.
    تقریباً همه فعالیت‌ها می‌توانند گرد و غبار ایجاد کنند. حتی اسب‌سواری در مسیرهای خشک، مقدار زیادی گرد و غبار به هوا بلند می‌کند.

     
    برای پاکسازی گرد و غبار می‌توانید از این ابزار استفاده کنید:
    – جارو
    – جاروبرقی
    – گردگیر
    – جاروبرقی دستی

    این مرد در حال گردگیری است و از یک گردگیر پرّی استفاده می‌کند.
    این زن روی میز را تمیز می‌کند.
    آنها در حال تکان دادن تشک برای خارج کردن گرد و غبار هستند.
    جاروبرقی دستی هم گزینه مناسبی برای جمع‌آوری گرد و غبار است.
    معمولاً هنگام نظافت خانه از خاک‌انداز برای جمع‌آوری آشغال‌ها استفاده می‌شود.

     
    واژه “غبارآلود” برای توصیف اشیاء و مکان‌های پر از گرد و غبار به کار می‌رود:

    این میز غبارآلود است.
    این خانه پر از گرد و غبار است؛ یعنی خانه‌ای غبارآلود محسوب می‌شود.
    خودروی من پس از رانندگی در جاده خاکی، کاملاً غبارآلود شد.

    * واژگان:
    دوده: ذرات ناشی از سوختن مواد فسیلی
    شوره: پوسته‌های ریزی که از پوست و موی حیوانات مانند گربه و سگ جدا می‌شود
    گرده: ذرات میکروسکوپی که از گلها و درختان در طبیعت پراکنده می‌شوند
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Each به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Each به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Each به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “هر” به تک‌تک افراد در یک گروه اشاره می‌کند. این کلمه از نظر معنی شبیه به “هر” است، اما تفاوت کوچکی دارد: “هر” بیشتر بر روی یک فرد یا چیز مشخص در گروه تمرکز دارد.

    در مثال‌های زیر، کلمه “هر” به عنوان صفت به کار رفته است:

    – معلم به تک‌تک دانش‌آموزان یک کتاب داد.
    – آن شرکت هر کدام از محصولاتش را با دست می‌سازد.
    – من هر سیب را با دقت زیاد چیدم.
    – ملیندا هر روز سعی می‌کند کمی بیشتر از روز قبل بدود.
    – ما روی تقویم، هر روز را تا پایان سال تحصیلی علامت می‌زنیم.

    در جمله‌های زیر، “هر” نقش ضمیر دارد:

    – او همهٔ دانش‌آموزانش را با اسم کوچکشان می‌شناسد.
    – گراسیلا مطمئن نبود کدام سبزیجات تازه‌تر هستند، برای همین از هر نوع یکی خرید. (یعنی از هر گروه، یکی انتخاب کرد.)
    – هر کدام از دوندگان دوست دارند برندهٔ مسابقه شوند. (در این جمله “هر” نقش فاعل دارد و به همین خاطر فعل به صورت مفرد آمده است.)
    – به دانش‌آموزان گفته شد که باید امضای هر یک از پدر و مادرشان را داشته باشند.

    نکته: گاهی ممکن است عبارت “each other” را بشنوید که کمی با “each” فرق دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Eager به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eager به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Eager به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که واقعاً دوست دارد کاری را انجام دهد را “مشتاق” می‌گوییم. این واژه برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از کاری که در حال انجام آن هستند یا در آینده قصد انجامش را دارند، هیجان‌زده و خوشحالند:

    مینا برای شروع شغل جدیدش بسیار مشتاق است.
    فروشنده تمایل زیادی داشت تا به مشتریان در پیدا کردن و خرید یک خودروی جدید کمک کند.
    داریل علاقه‌ی چندانی برای پیوستن به ارتش ندارد.
    ما هیجان‌زده هستیم تا ببینیم برای تمام گوجه‌فرنگی‌هایی که این بهار کاشتیم چه پیش می‌آید.
    شاگردانم علاقه‌ی فراوانی برای بهتر کردن سطح زبان انگلیسی خود دارند.

     
    وقتی بخواهیم از این معنی به صورت قید استفاده کنیم، “مشتاق” به “مشتاقانه” تغییر می‌کند.

    همه با اشتیاق فراوان در انتظار شروع فیلم هستند.
    دانش‌آموزان با علاقه‌ی زیاد روی پروژه‌ی خود کار می‌کنند.
    بینتی با بی‌صبری در انتظار تماس تلفنی از سوی شرکتی است که قصد دارد او را استخدام کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ear به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ear به فارسی با مثالهای کاربردی

    گوش عضوی از بدن است که برای شنیدن صداها به کار می‌رود. هم انسان‌ها و هم حیوانات گوش دارند.

    ما همیشه صداهای اطراف خود را می‌شنویم، چه بخواهیم و چه نخواهیم.
    وقتی به صدا توجه می‌کنیم و درباره‌ی آن فکر می‌کنیم، در واقع به آن «گوش می‌دهیم».
    وقتی برای معاینهٔ پزشکی می‌روید، دکتر داخل گوش‌تان را نگاه می‌کند.
    گاهی افراد از گوش به عنوان جای مداد استفاده می‌کنند. مثلاً ممکن است کسی مداد را پشت گوشش بگذارد.
    اگر کسی کار اشتباهی انجام دهد، ممکن است دیگری گوشش را بکشد و او را دعوا کند.
    وقتی کسی بسیار عصبانی است، می‌گوییم «دود از گوشش بلند شده».
    بعضی افراد در هوای سرد از «گوش‌بند» استفاده می‌کنند تا گوش‌هایشان گرم بماند.
    هدفون را روی گوش می‌گذاریم تا موسیقی را به صورت خصوصی بشنویم یا اینکه از ورود صداهای بیرون جلوگیری کند.
    قسمتی از گوش که صدا را دریافت کرده و به مغز می‌فرستد، «پردهٔ گوش» نام دارد.
    در زبان انگلیسی، به خوشهٔ ذرت نیز «ear» می‌گویند.

    عبارت‌های رایج زیادی با کلمهٔ «گوش» وجود دارد:

    – **این موسیقی به گوش من خوش می‌آید**: یعنی این خبر مرا خوشحال می‌کند.
    – **از گوش تا گوش لبخند می‌زند**: یعنی بسیار خوشحال است.
    – **سخن معلم به گوش‌های ناشنوا خورد**: یعنی دانش‌آموزان به حرف معلم توجه نکردند.
    – **نظر تو چیست؟ همهٔ گوشم**: یعنی با دقت به حرف‌هایت گوش می‌دهم.
    – **باور نمی‌کنم چیزی که شنیدم**: یعنی شنیده‌ام برایم غیرمنتظره بود.
    – **او هنوز پشت گوشش خیس است**: یعنی کم‌تجربه است.
    – **دوست دارم موسیقی را با گوش یاد بگیرم**: یعنی بدون نگاه کردن به نت موسیقی، بتوانم آن را بنوازم.
    – **آیا می‌توانی گیتار را با گوش بنوازی؟**
    – **باید بر اساس شرایط پیش برویم**: یعنی برنامهٔ مشخصی نداریم و بر اساس اوضاع تصمیم می‌گیریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Earn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Earn به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Earn به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی شما کار می‌کنید یا هر فعالیتی انجام می‌دهید و در ازای آن پول دریافت می‌کنید، می‌گویند که شما درآمد کسب کرده‌اید.
    کلمه earn به همین معنی، یعنی “کسب درآمد” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    earn

    پول درآوردن

    earned

    پول درآورد

    earned

    پول درآورده

    شیلا تقریباً هر دو هفته یکبار، حدود ۱۰۰۰ دلار به دست می‌آورد.
    نگوین سال گذشته در مجموع ۴۵۰۰۰ دلار درآمد داشت.
    شغل باب درآمد چندانی برایش ندارد.
    چقدر از فروش وسایل در گاراژت به دست آوردی؟
    برای به دست آوردن پول بیشتر چه راه‌هایی به ذهنت می‌رسد؟
    کسانی که پزشک می‌شوند، معمولاً درآمد خوبی دارند.
    قمار کردن روش مناسبی برای تأمین زندگی نیست.
    اگر به اندازه کافی پول جمع کنی، می‌توانی زودتر بازنشسته شوی.

    شکل اسمی این کلمه “earnings” است.
    درآمد سال گذشته‌ات چقدر بود؟
    درآمد کلی خانواده آن‌ها برای پرداخت وام خانه و همه هزینه‌هایشان کافی نیست.
    درآمد دان در سال آینده، از امسال بیشتر خواهد شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Earth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Earth به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Earth به فارسی با مثالهای کاربردی

    سیاره ما “زمین” نام دارد. این سیاره بین مریخ و زهره قرار گرفته و سومین سیاره نزدیک به خورشید محسوب می‌شود.

    هم‌اکنون بیش از هفت میلیارد نفر روی زمین زندگی می‌کنند.
    به افرادی که روی این سیاره زندگی می‌کنند، زمینی یا انسان گفته می‌شود.
    شما می‌توانید با استفاده از برنامه گوگل ارث، تقریباً هر نقطه‌ای از جهان را ببینید و کشف کنید.
    سیاره زمین حدود چهار و نیم میلیارد سال قدمت دارد.
    امروز، روز زمین است! (توجه کنید که وقتی “Earth” نام یک سیاره است، با حرف بزرگ نوشته می‌شود. همین قاعده برای نام دیگر سیارات مانند عطارد، زهره، مریخ و مشتری نیز صدق می‌کند.)

     
    کلمه “earth” همچنین برای اشاره به خاک، خشکی و سرزمین‌های وسیع شامل جزایر و قاره‌ها به کار می‌رود. (در این حالت، هنگام نوشتن، حرف اول آن را بزرگ نمی‌نویسیم.)

    وقتی زمین می‌لرزد، به آن زمین‌لرزه می‌گویند.
    با گرم‌تر شدن هوا در فصل بهار، گیاهان از دل خاک سر برمی‌آورند.
    کاشتن باغ و کار کردن با خاک، حس بسیار خوبی به انسان می‌دهد.
    لایه‌های خاک در زیر سطح زمین نشان می‌دهند که یک منطقه چگونه تحت تأثیر رویدادهای آب و هوایی قرار گرفته است.
    بیل مجبور است مقداری از خاک اطراف خانه‌اش را جابه‌جا کند چون می‌خواهد یک بخش جدید به خانه اضافه کند.

     
    کلمه “earth” به ندرت به عنوان فعل استفاده می‌شود. اما کلمه “unearth” که به معنای “کشف کردن” است، نسبتاً رایج می‌باشد. “To unearth something” یعنی چیزی را از زمین بیرون آوردن یا چیزی را پیدا کردن که قبلاً پنهان بوده است.

    باستان‌شناسان بقایای یک تمدن قدیمی را از زیر خاک بیرون آوردند.
    اطلاعاتی که درباره آن سیاستمدار کشف شد، به شهرت او آسیب زد.
    شهرداری یک کپسول زمان را پیدا کرد که بیش از صد سال پیش دفن شده بود. (کپسول زمان یک جعبه یا استوانه کوچک است که در آن اشیایی از زمان حال قرار داده می‌شود و عمداً برای این دفن می‌شود که نسل‌های آینده آن را پیدا کنند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ease به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **ease** به معنای “آسانی” است و با صفت **easy** که آن هم به معنای “آسان” است، ارتباط دارد.
    وقتی کاری سخت و دشوار نباشد، می‌توانید از ease به عنوان یک اسم استفاده کنید:

    – او همه کارها را با آسانی و راحتی انجام می‌دهد. (یعنی در کارش مهارت دارد.)
    – آنها بدون هیچ مشکلی به پروازشان رسیدند. (یعنی وقت کافی برای رسیدن به فرودگاه داشتند.)
    – هری به راحتی وامش را پس داد. (یعنی پرداخت این پول برایش سخت نبود.)
    – راحتی و مهارتی که در بازی تنیس دارد، برای یک فرد ۸۰ ساله واقعاً قابل تحسین است.
    – آیا درباره تصمیمی که گرفته‌اید، احساس آرامش می‌کنید یا هنوز نگران هستید؟
    – پزشک با توضیح دادن مراحل درمان، باعث شد بیمار احساس آرامش کند.

     

    علاوه بر این، می‌توان از **ease** به عنوان فعل نیز استفاده کرد. در این حالت، به معنی قرار دادن یا جابه‌جا کردن چیزی به نرمی و با احتیاط است:

    – کارگران ساختمانی، تیرها را به آرامی در جای خود قرار دادند.
    – از فشار پدال گاز کم کن. (یعنی پایت را به نرمی از روی پدال گاز بردار.)
    – ماهواره به آرامی در مداری پایین‌تر قرار گرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه East به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه East به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه East به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «شرق» به سمتی گفته می‌شود که خورشید از آن طلوع می‌کند و در مقابل غرب قرار دارد.

    طوفان در حال حرکت به سوی شرق است.
    این طوفان به سمت شرق پیش می‌رود. (کلمه «شرقی» می‌تواند هم به صورت صفت و هم به صورت قید به کار رود.)
    خودروی ما به طرف شرق حرکت می‌کند.
    دسته‌ای از پرندگان به سمت شرق پرواز می‌کنند. (دسته یعنی گروه)
    ما در بخش شرقی شهر زندگی می‌کنیم. (توجه کنید که معمولاً به جای واژه‌هایی مانند «قسمت» یا «ناحیه»، از کلمه «سمت» استفاده می‌شود.)
    نواحی شرقی ایالت ما جمعیت کمتری نسبت به مناطق غربی آن دارد.
    کشور سومالی در شرق قاره آفریقا قرار گرفته است.

     
    از واژه «شرق» معمولاً برای اشاره به موقعیت‌های جغرافیایی استفاده می‌شود. در کشور آمریکا، «شرق» معمولاً به بخش‌های کنار اقیانوس اطلس گفته می‌شود. به طور کلی، این بخش‌ها را باثبات‌تر، دارای فرهنگی غنی و گوناگون، و تاریخی کهن‌تر از دیگر مناطق آمریکا می‌دانند.

    پیتر به ناحیه‌ای در نزدیکی بوستون، در شرق کشور، نقل مکان کرده است.
    مسافرت در امتداد نواحی ساحلی شرق در فصل تابستان بسیار پرطرفدار است. (منظور از «ساحل شرقی»، شهرهای بزرگ و کوچکی است که در کنار اقیانوس اطلس قرار دارند.)
    سالی برای تحصیل به یکی از کالج‌های معتبر «لیگ آیوی» در شرق کشور رفته است. (کالج‌های لیگ آیوی به دانشگاه‌هایی گفته می‌شوند که از نظر علمی بسیار معتبر و دارای سنت‌های دیرینه هستند. دانشگاه‌هایی مانند هاروارد، دارتموث، پرینستون و ییل از این دسته‌اند.)

     
    هنگامی که جهت‌های مختلف را با هم ترکیب می‌کنیم، کلمه «شرق» پس از «شمال» یا «جنوب» می‌آید:

    ایالت فلوریدا در بخش جنوب شرقی آمریکا واقع شده است.
    خودرو در بزرگراه در جهت شمال شرق در حال حرکت است.
    ایالت مین در ناحیه شمال شرق کشور قرار دارد.

     
    وقتی صحبت از مناطق خارج از آمریکا باشد، کلمه «شرق» معمولاً به کشورهایی مانند چین، هند، مغولستان، ویتنام و بخش‌هایی از روسیه اشاره دارد. همچنین «خاورمیانه» شامل کشورهایی مثل عراق، سوریه، لبنان، مصر، اسرائیل و اردن می‌شود.

    آداب و رسوم شرقی، قدمتی بسیار بیشتر از سنت‌های غربی دارند.
    دوست من، وسلی، چندین سال در کشورهای شرقی زندگی کرد.
    خاورمیانه منطقه‌ای از جهان است که به مهمان‌نوازی مردمش شهرت دارد، اما متأسفانه در چند دهه گذشته شاهد درگیری‌های بسیاری نیز بوده است.
    غذاهای خاورمیانه از طعم و مزه بسیار خوبی برخوردارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Easy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Easy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Easy به فارسی با مثالهای کاربردی

    برعکس کلمه “سخت”، کلمه “آسان” است. اگر چیزی آسان باشد، یعنی سخت نیست.

    امتحانی که دیروز دادیم، آسان بود. همه در آن نتیجه خوبی گرفتند.
    آیا راه ساده‌ای برای رسیدن به فرودگاه می‌دانی؟
    برای این مشکل، هیچ جواب ساده‌ای وجود ندارد.
    یادگیری زبان انگلیسی، آسان نیست.
    بعضی از کسانی که به آمریکا مهاجرت می‌کنند، فکر می‌کنند زندگی راحتی در انتظارشان است، اما برعکس است. زندگی می‌تواند بسیار سخت باشد.

     
    کلمه “آسان” در عبارت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    Take it easy. (خداحافظی)
    بعد از حمله قلبی جورج، دکتر به او گفت که باید کمی آرام‌تر زندگی کند. (یعنی استراحت بیشتر)
    با آرامش و آسانی برخورد کن. (یعنی عجله نکن)
    این ماشین مصرف بنزین کمی دارد. (یعنی به صرفه است)
    او چهره زیبایی دارد. (یعنی خوش‌قیافه است)
    قاضی با مردی که به دزدی محکوم شده بود، با ملایمت برخورد کرد و فقط چند ماه به زندان محکومش کرد. (یعنی مجازات سبکی برایش در نظر گرفت)
    در مصرف نمک زیاده‌روی نکن. (یعنی کم نمک بریز)
    آنها زندگی مرفهی دارند. (یعنی ثروتمند هستند)
    بد نیست این کار را شروع کنی. درآمدش سریع و راحت است. (یعنی پول درآوردن از این راه ساده است)

     
    قید این کلمه “به راحتی” است.

    آنها کارشان را در دو ساعت به راحتی تمام کردند.
    تیم ما در مسابقه فوتبال، به آسانی تیم حریف را شکست داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.