دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Elder به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elder به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Elder به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه elder به معنی “بزرگتر” یا “ارشد” است و معمولاً برای اشاره به افراد مسن یا کسانی که جایگاه بالاتری دارند به کار میرود. این کلمه میتواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم استفاده شود:

    به بزرگترهای خود احترام بگذارید.
    برادر بزرگ جرمی پیش او اقامت کرد. (یعنی برادر ارشدش به خانه او آمد.)
    جیمی کارتر یک سیاستمدار ارشد و رئیسجمهور پیشین آمریکا است.
    بزرگان روستا دور هم جمع شدند تا برای حل مشکلات مردم منطقه چارهای بیندیشند.

    کلمه elderly به معنی “سالمند” یا “کهنسال” است و معمولاً برای توصیف افراد مسن به کار میرود. این کلمه یک صفت محترمانه و مؤدبانه است.

    مارتا از پدر یا مادر سالخورده خود مراقبت میکند.
    ساکنان آن ساختمان را افراد سالمند تشکیل میدهند.
    بیل میگوید با اینکه بیش از ۸۰ سال دارد، خودش را سالمند احساس نمیکند.
    ما یک سگ سالخورده داریم که به توجه و مراقبت زیادی نیاز دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Elect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elect به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Elect به فارسی با مثالهای کاربردی

    انتخاب کردن یک فرد به این معنی است که او را برای یک سمت خاص در دولت یا یک سازمان دیگر برگزینیم.

    اعضای تیم، کاپیتان جدیدی را برگزیدند.
    مردم، نمایندگان خود را انتخاب می کنند.
    باراک اوباما در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.
    دوست داشتید چه کسی در سال ۲۰۱۶ به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شد؟ (حتی اگر در آمریکا زندگی نمی کنید، این روشی برای پرسیدن درباره یک نتیجه متفاوت در گذشته است.)

     
    از کلمه «elect» می‌توان برای موقعیت‌هایی استفاده کرد که الزاماً یک رای‌گیری رسمی نیستند، اما در آن‌ها یک تصمیم‌گیری و انتخاب صورت می‌گیرد. در این موارد، معمولاً بعد از فعل «elect» یک مصدر می‌آید.

    شرکت ترجیح داد که دفتر مرکزی خود را به محل جدیدی منتقل کند.
    بیمار تصمیم گرفت که عمل جراحی فقط با بی‌حسی موضعی انجام شود.

     
    کلمات «elective» و «electoral» به صورت صفت به کار می‌روند.

    بیمه درمانی، هزینه بیشتر عمل‌های پزشکی اختیاری را پرداخت نمی‌کند.
    علاوه بر دروس اجباری، دانشجویان باید حداقل سه واحد درس اختیاری هم بگذرانند. (درس اختیاری = یک درس اضافی که معمولاً بر اساس علاقه شخصی انتخاب می‌شود.)
    دونالد ترامپ در رای کالج الکترال برنده شد، اما هیلاری کلینتون با بیش از سه میلیون رای بیشتر، آرای مردمی را به دست آورد.

     
    کلمه «election» به معنای «انتخابات» یک اسم است.

    در نوامبر گذشته یک دوره انتخابات برگزار شد.
    بیشتر آمریکایی‌ها از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شوکه شدند.
    دوره بعدی انتخابات در سال ۲۰۱۸ خواهد بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Electric به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Electric به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Electric به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر وسیله‌ای با اتصال به پریز دیواری یا با استفاده از باتری کار کند، به آن «برقی» می‌گوییم.

    ما از یک فر برقی استفاده می‌کنیم.
    خیلی از لوازم کوچک خانگی، برقی هستند.
    خشک‌کن لباس‌های ما هم برقی است.
    من گیتار الکتریک می‌نوازم.
    هر ماه باید پول قبض برق را بدهیم.

     
    اسم این کلمه، «برق» است.

    فر با برق روشن می‌شود.
    اگر برق نباشد، من نمی‌توانم روی این وب‌سایت کار کنم.
    هفتهٔ پیش به خاطر کولاک برف، بسیاری از مردم در مناطق شرقی با قطعی برق روبرو شدند.
    برق یکی از نیازهای اصلی هر خانه است.

    برق
     
    گاهی از واژهٔ «الکتریکی» هم به جای صفت استفاده می‌شود:

    پسر همسایه‌مان در دانشگاه، مهندسی برق می‌خواند.
    فروشگاه لوازم ساختمانی، تجهیزات و ملزومات الکتریکی می‌فروشد.
    برای تعمیر مشکلات مربوط به برق، به ابزارهای الکتریکی ویژه نیاز است.

     
    به کسی که کارش نصب و تعمیر سیم‌کشی و سیستم برق است، «برقکار» می‌گویند:

    ما باید یک برقکار به خانه بیاوریم تا چند مشکل کوچک پنکه‌های سقفی را درست کند.
    برقکارها تقریباً در هر جایی می‌توانند کار پیدا کنند، چون همه از برق استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Elegant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elegant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Elegant به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی ظریف و زیبا، خوش‌طرح یا بسیار جذاب باشد، از کلمه “elegant” برای توصیف آن استفاده می‌کنیم. این واژه معمولاً برای چیزهای لوکس یا موقعیت‌هایی به کار می‌رود که در آن پول و وقت زیادی صرف خلق زیبایی شده است.

    سمیرا یک لباس بسیار ظریف و زیبا پوشیده است.
    وندی و دیو در یک مهمانی شام بسیار شیک و مجلل شرکت کردند.
    زلدا یک خودروی تسلا خرید چون از طراحی زیبا و مدرن آن خوشش آمد.
    داخل این هتل، دکوراسیون بسیار زیبا و چشم‌نوازی دارد.
    برنیس یک گردنبند زیبا و برازنده به گردن دارد.

     
    کلمه‌ی elegantly به معنی «به‌شکل زیبا» یک قید است:

    سمیرا بسیار زیبا و شیک لباس می‌پوشد. (توجه کنید که کلمه‌ی “dresses” یک فعل است و قید آن را توصیف می‌کند.)
    همه‌چیز روی میز به شکلی زیبا و مرتب برای مهمانان چیده شده بود.

     
    کلمه‌ی elegance به معنی «زیبایی و ظرافت» یک اسم است:

    منتقدان از رستوران جدید به خاطر غذاهای لذیذ و فضای زیبا و ظریفش تعریف کردند.
    هتل پالمر هاوس در شیکاگو به خاطر زیبایی و ظرافتش معروف است.

    توجه: کلمه‌ی “elegant” معمولاً با زنان و سلیقه‌ی زنانه در مد و فشن مرتبط دانسته می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Elephant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Elephant به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Elephant به فارسی با مثالهای کاربردی

    فیل‌ها بزرگترین جانداران خشکی‌زی در جهان هستند. آن‌ها در قاره‌های آفریقا و آسیا زندگی می‌کنند و از جاذبه‌های محبوب باغ‌وحش‌ها در سراسر جهان به شمار می‌روند. وقتی می‌خواهید بزرگی کسی یا چیزی را توصیف کنید، فیل مثال خوبی برای مقایسه است.

    او گوش‌هایی شبیه فیل دارد.
    پاهای مادربزرگ راشل به قطر خرطوم فیل است.
    دانش‌آموزان مانند گله‌ای فیل وحشی از راهرو دویدند.

    در ادامه چند مثال از کاربرد کلمه “فیل” در بیان روزمره آورده شده است:

    لورا حافظه‌ای مانند یک فیل دارد. (فیل‌ها در به خاطر سپردن چیزها خوب هستند.)
    هیچ کس در مورد فیل در اتاق صحبت نمی‌کند. (“فیل در اتاق” چیزی است که همه به آن فکر می‌کنند، اما هیچ‌کس نمی‌خواهد در مورد آن صحبت کند – به هر دلیلی.)
    کلیسای پایین خیابان فروش فیل سفید دارد. (white elephant sale = فروش اقلام مستعمل و مرغوب. الف فروش کاوش مشابه است.)

    توجه: حزب جمهوری‌خواه در ایالات متحده از فیل به عنوان نماد خود استفاده می‌کند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Eligible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eligible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Eligible به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی “واجد شرایط” باشد، یعنی در سن مناسب قرار دارد، مهارت یا آموزش لازم را دارد، ویژگی‌های خاصی را داراست، صلاحیت کافی دارد و چیزهایی از این دست. از این واژه معمولاً برای بیان این موضوع استفاده می‌شود که آیا فردی می‌تواند در یک فعالیت مشخص شرکت کند یا به یک گروه خاص بپیوندد یا خیر.

    **مثال‌ها:**

    * تینا پس از پنج سال زندگی در آمریکا، حالا می‌تواند برای شهروندی این کشور اقدام کند.
    * آن دختربچه به دلیل سن کم، نمی‌تواند به گروه “پیشاهنگان دختر” ملحق شود.
    * مارک به علت ۱۴ سال سن، مجاز به رانندگی نیست. (یعنی واجد شرایط نیست)
    * وقتی به سن ۶۲ سالگی برسید، می‌توانید مستمری بازنشستگی دریافت کنید.
    * چندین داوطلب که صلاحیت لازم را داشتند، برای مصاحبه کاری انتخاب شدند. (یعنی آموزش و تجربه کافی برای آن شغل را داشتند.)
    * پس از شش ماه کار در شرکت ما، می‌توانید درخواست افزایش حقوق دهید. (یعنی با توجه به عملکرد خوبتان، ممکن است حقوق شما بیشتر شود.)

    **واژه‌ی “صلاحیت” (شرایط) نیز به همین مفهوم اشاره دارد:**

    * صلاحیت آن دونده برای شرکت در مسابقه، به دلیل اتهام مصرف داروهای غیرمجاز، زیر سؤال رفت.
    * معیارهای دریافت کمک‌های مالی از دولت، در هر ایالت متفاوت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Eliminate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Eliminate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم فرا بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Eliminate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “eliminate” به معنای از بین بردن، متوقف کردن یا خلاص شدن از شر چیزی است.

    در یک مسابقه ورزشی، تیم‌ها یکی پس از دیگری حذف می‌شوند تا در نهایت فقط دو تیم برای قهرمانی باقی بمانند.
    وقتی دنبال علت مشکل کامپیوترمان می‌گشتیم، چندین گزینه مختلف را کنار گذاشتیم.
    ویکتوریا برای اینکه از شر بدهی‌هایش خلاص شود، یک شغل دوم پیدا کرد و تمام قسط‌های کارت اعتباریش را پرداخت کرد.
    کم کردن چربی دور شکم کار راحتی نیست.
    ای کاش می‌توانستم همه آن خرگوش‌هایی که پوست درختان و بوته‌های باغچه‌ام را می‌جوند، از بین ببرم.

     
    کلمه “elimination” که اسم است به معنای “حذف” است:

    ما با کنار گذاشتن گزینه‌های اشتباه، در نهایت توانستیم دلیل مشکل را پیدا کنیم.
    نابود کردن دشمن، یکی از اهداف اصلی در جنگ است.
    جانت گربه‌اش را نزد دامپزشک برد چون گربه در دفع ادرار و مدفوع مشکل داشت. (elimination در این جمله به معنای توانایی بدن برای تخلیه مواد زائد است).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Else به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Else به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Else به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “else” معنایی شبیه به “بیشتر” یا “متفاوت” دارد. این کلمه معمولاً همراه با ضمایر به کار میرود:

    ماریا شیر نمی‌خواهد. دوست دارد چیز دیگری بخورد.
    چیز دیگری از فروشگاه لازم داری؟
    نیاز دیگری داری؟
    کسی دیگر هست که پیتزا سفارش بدهد؟
    او حرف دیگری برای گفتن ندارد.
    از کس دیگری بخواه این کار را انجام دهد. من سرگرم کار خودم هستم.
    چه فکر دیگری درباره این کتاب داری؟
    اگر به سینما نرویم، دوست داری کجای دیگر برویم؟

     
    کلمه “else” معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ممکن است نتیجه ناخوشایندی داشته باشد:

    بهتر است سر وقت باشد، وگرنه…
    باید نمره‌هایش را بهتر کند، وگرنه مدرک نمی‌گیرد.
    صدای موسیقی را کم کن، وگرنه به پلیس خبر می‌دهم.
    امروز روز بدی بوده. چه اتفاق بد دیگری در راه است؟
    ماشینت را جابه‌جا کن، وگرنه!

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Embarrass به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Embarrass به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Embarrass به فارسی با مثالهای کاربردی

    این واژه، گزینه خوبی برای کلمه روز است، چون احساسی است که تقریباً همه ما آن را تجربه کرده‌ایم. وقتی می‌گوییم “احساس خجالت می‌کنیم”، در واقع احساس شرم، تحقیر، ناراحتی یا کمرویی به ما دست می‌دهد.

    شما می‌توانید از این کلمه به صورت فعل نیز استفاده کنید، مانند این مثال‌ها:

    – اشتباهاتی که در تکلیفش مرتکب شد، باعث شرمندگی‌اش شد.
    – هر بار که پدرش صحبت می‌کند، او خجالت می‌کشد، چون سطح تحصیلات پدرش بسیار پایین است.
    – پوشیدن این شلوار من را خجالت‌زده می‌کند، چون یک سوراخ بزرگ نزدیک جیب عقب آن وجود دارد.
    – لطفاً دیگر در مورد آن موضوع حرف نزنید. این حرف‌ها من را شرمنده می‌کند.
    – او از اشتباهش خجالت‌زده شد. (جمله مجهول)
    – آن اشتباه، او را شرمنده کرد. (جمله معلوم)

    کلمه “خجالت” معمولاً به صورت صفت نیز به کار می‌رود. در این حالت می‌توان از “خجالت‌زده” یا “شرم‌آور” استفاده کرد.

    – در مراسم عروسی، چند لحظه شرم‌آور پیش آمد.
    – همه اعضای خانواده‌اش احساس خجالت می‌کنند.
    – این واقعاً وضعیت شرم‌آوری است.
    – آن خانم جوان مرتکب یک اشتباه خجالت‌آور شد.
    – یک معلم خجالت‌زده، اشتباهاتش را در حضور دانش‌آموزانش قبول کرد.

    برای ساختن اسم این واژه، کافی است پسوند “‑ment” را به “embarrass” اضافه کنید.

    – این چه خجالت بزرگی است!
    – واقعاً که چه شرمندگی!
    – چند ماهی طول می‌کشد تا او از این شرمندگی رها شود.
    – اجرای نمایش افتضاح بود و همه بازیگران به خاطر تمرین نکردن متن‌ها به اندازه کافی، شدیداً احساس شرمندگی می‌کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Emergency به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Emergency به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Emergency به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک وضعیت اضطراری پیش می‌آید، یعنی یک مشکل جدی وجود دارد که باید فوراً به آن رسیدگی شود.

    این یک وضعیت اضطراری است.
    من یک مشکل فوری دارم.
    یک اتفاق اضطراری رخ داده.
    این وضعیت دارد بحرانی می‌شود.
    مشکل اضطراری چیست؟
    چه کسی دچار مشکل فوری شده است؟

     
    خیلی از مواقع، وقتی وضعیت اضطراری پیش می‌آید، افرادی که آموزش دیده‌اند و می‌دانند چطور در موقعیت‌های خطرناک عمل کنند، برای کمک می‌رسند:

    خودروهای امدادی به محل حادثه رسیدند.
    فردی که بر اثر شلیک گلوله زخمی شده بود، به بخش فوریت‌های پزشکی منتقل شد.
    یک حادثه اضطراری در خیابان اتفاق افتاده بود که مأموران آتشنشانی، پلیس و امدادگران در آن حاضر بودند.
    یکی از دوستانم در حال تحصیل است تا تکنسین فوریت‌های پزشکی (EMT) شود.

     
    گاهی هم از کلمه «وضعیت اضطراری» برای موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که نیاز به رسیدگی سریع دارند، اما خطر جانی در میان نیست:

    وقتی طوفان باعث قطعی برق در شهر شد، شهردار وضعیت اضطراری اعلام کرد.
    یولاندا برای مواقع ضروری، پول اضافی در خانه پنهان می‌کند.
    در یک روز، برف به ارتفاع دو فوت بارید و این باعث ایجاد وضعیت اضطراری برفی شد.
    همراه داشتن تلفن همراه برای مواقع ضروری، کار خوبی است.
    آیا شما برای شرایط غیرمنتظره آماده هستید؟ آیا ذخیره غذایی کافی برای بیش از یک ماه دارید؟
    آن خانم جوان گفت که باید فوری به دستشویی برود — این یک وضعیت فوری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.