دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Drill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drill به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Drill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “drill” چندین کاربرد مختلف دارد. وقتی به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، به معنای تکرار و تمرین مداوم یک کار یا اطلاعات است تا کاملاً یاد گرفته شود.

    مربی فوتبال، پاس دادن توپ را بارها و بارها با بازیکنانش تمرین می‌دهد.
    معلم، دانش‌آموزانش را در درس املا به طور مکرر تمرین می‌داد.
    آتش‌نشانان به طور منظم تمرین می‌کنند که چگونه از سی‌پی‌آر برای نجات فردی که نفس نمی‌کشد استفاده کنند.

     
    کاربرد دیگر این کلمه، به معنای سوراخ کردن چیزی است.

    شرکت‌های نفتی برای استخراج نفت، زمین را حفاری می‌کنند.
    دندانپزشک، قسمت‌های پوسیده دندان را با وسیله‌ای مخصوص می‌تراشد و خارج می‌کند.
    یک نجار وقتی روی یک پروژه ساختمانی کار می‌کند، با وسیله‌ای در چوب سوراخ ایجاد می‌کند.

     
    این کلمه به عنوان اسم نیز به کار می‌رود.

    یک دریل برقی می‌تواند در چوب و مواد سخت دیگر سوراخ ایجاد کند.
    دندانپزشک از وسیله‌ای به نام دریل دندانپزشکی برای برداشتن پوسیدگی‌های دندان استفاده می‌کند.
    شرکت‌های نفتی از دستگاه حفاری برای سوراخ کردن لایه‌های زمین استفاده می‌کنند. وقتی نفت پیدا شود، آن را با پمپ به بیرون می‌کشند.
    تمرین‌های نظامی را هم اغلب “دریل” می‌نامند. این تمرین‌ها، سربازان را برای شرایط واقعی نبرد آماده می‌کنند.
    در مدارس نیز تمرین‌هایی مانند مانور آتش‌نشانی، مانور زلزله یا سایر تمرین‌های اضطراری برگزار می‌شود تا دانش‌آموزان برای مواجهه با موقعیت‌های خطرناک آماده شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Drink به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drink به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Drink به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نوشیدن” به معنی خوردن مایعات است. این واژه از دسته فعل‌هایی است که صرف آن از قاعده معمول پیروی نمی‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    drink

    نوشیدن

    drank

    نوشید

    drunk

    نوشیده

    او برای صبحانه قهوه می‌نوشد.
    ما در مهمانی نوشابه نوشیدیم.
    چه نوشیدنی را دوست داری؟
    جان نمی‌تواند هیچ نوشیدنی که الکل دارد بنوشد.
    بچه‌ها شیرشان را نخورده‌اند.

    همچنین می‌توانید از کلمه «نوشیدنی» به عنوان اسم استفاده کنید:

    من به یک لیوان آب نیاز دارم.
    این نوشیدنی شکر زیادی دارد.
    در مهمانی نوشیدنی‌های زیادی وجود داشت.
    تام نوشیدنی‌های زیادی خورد. (معمولاً وقتی کلمه «نوشیدنی» به تنهایی به کار می‌رود، منظور نوشیدنی‌های الکلی است.)
    ما برای خوردن یک نوشیدنی در بار توقف کردیم.

    اسم مفعول این کلمه «drunk» است. اما کلمه «drunk» به معنای «مست» نیز هست؛ یعنی کسی که بیش از حد الکل مصرف کرده است. به همین خاطر، بعضی از افراد سعی می‌کنند از به کار بردن این شکل از فعل خودداری کنند و به جای آن از فعل دیگری مانند «have» (داشتن/خورده‌ام) استفاده می‌کنند.

    او همه شیرش را ننوشیده است. (زیبا نیست)
    او همه شیرش را تمام نکرده است. (بهتر است)
    من قبلاً هرگز آن را ننوشیده‌ام. (زیبا نیست)
    من قبلاً هرگز آن را نخورده‌ام. (بهتر است)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید با فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین آشنا شوید، به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Drip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drip به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Drip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مقدار خیلی کمی آب (یا هر مایع دیگری) از یک لوله، شلنگ، شیر آب، ماشین شما یا از آسمان بیرون می‌آید، از کلمه «چکه» استفاده می‌کنیم.

    مقداری روغن از زیر ماشینم چکه کرد و حالا یک لکه روغن روی پارکینگ خانه مانده.
    سر دوش حمام همیشه در حال چکه کردن است.
    اگر شیر آب پیوسته چکه می‌کند، بهتر است یک لوله‌کش خبر کنی تا آن را درست کند.
    مواظب باش! داری آب را روی زمین می‌چکانی.
    بعد از اینکه تانیا از استخر بیرون آمد، موهایش کاملاً خیس و چکه‌وار بود.
    صدای چکه می‌آید. این صدا از کجاست؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Drone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drone به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Drone به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “پهپاد” در اصل به زنبور نر در کندو گفته می‌شود. این زنبور فقط یک وظیفه دارد و آن هم نقش داشتن در تولیدمثل است. این موضوع با زنبورهای کارگر که عسل تولید می‌کنند، کاملاً فرق دارد.
    به خاطر همین ویژگی، یعنی داشتن تنها یک کار تکراری، کلمه “پهپاد” گاهی برای توصیف کارمندان اداری به کار می‌رود که کارشان یکنواخت و کسل‌کننده است.

    مثلاً فرانک کم‌کم دارد احساس می‌کند مثل یک پهپاد اداری شده است. او در شغل خودش هیچ کار باارزش و پرمعنایی انجام نمی‌دهد.
    یا مثلاً کارمندانی که در بخش خدمات به مشتریان هستند، تمام روزشان را به پاسخ دادن به تلفن و شنیدن شکایات می‌گذرانند.

     
    گاهی هم این کلمه به شیوه حرف زدنی اشاره دارد که یکنواخت و خسته‌کننده است.

    مثلاً می‌گوییم: معلم دربارۀ آن شعر، بی‌وقفه و با صدایی یکنواخت صحبت می‌کرد.
    یا: از پشت در، صدای یکنواخت تلویزیون شنیده می‌شد.
    یا: رادیو صدای یکنواختی تولید می‌کند.

     
    امروزه اما کاربرد تازه‌ای برای کلمه “پهپاد” رایج شده و آن هم اشاره به هواپیماهای بدون سرنشین است. این پهپادها توسط یک نفر از راه دور، چه از فاصله نزدیک و چه از فاصله هزاران کیلومتری، کنترل می‌شوند.
    امکان دارد در آینده از این پهپادها برای مقاصد تجاری، مثل رساندن بسته‌های کوچک یا غذا استفاده شود. البته نگرانی‌هایی هم درباره ایمنی آنها وجود دارد. حتی پلیس هم به استفاده از این پهپادها برای افزایش امنیت عمومی علاقه نشان داده، اما برخی مردم نگرانند که این نوع نظارت هوایی، باعث از بین رفتن حریم خصوصی در جامعه شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Drop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Drop به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Drop” معانی مختلفی دارد.

    وقتی به عنوان اسم به کار می‌رود، به مقدار بسیار کمی از یک مایع اشاره دارد که از جایی می‌افتد:

    * فقط یک قطره باران را روی صورتم حس کردم.
    * قطرات خون روی زمین نشان می‌دهد که کسی زخمی شده است.
    * سیندی چند قطره از قطره چشمی را در چشمانش چکاند چون چشمانش آزارش می‌داد.
    * رون چند قطره روغن در پارکینگ خانه دید، به همین خاطر ماشینش را به مکانیک برد تا از سالم بودن آن مطمئن شود.
    * پس از اینکه آن دختربچه از دوچرخه اش افتاد، قطعات بزرگ اشک روی صورتش جاری شد.

    وقتی “drop” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معنایی شبیه به “چکیدن” دارد:

    * آب از سقف در حال چکیدن است.
    * دیروز، ده اینچ برف در بخش شمال شرقی آمریکا بارید.

    همچنین، وقتی چیزی از دستتان یا از یک وسیله رها می‌شود، می‌توانید از این کلمه استفاده کنید:

    * وقتی بشقاب از دستش افتاد، شکست.
    * یک قوطی نوشابه از دستگاه فروش خودکار افتاد.
    * سعی کن آن جعبه ها را نیندازی.

    “Drop” می‌تواند به معنای کنار گذاشتن یا متوقف کردن چیزی نیز باشد:

    * او می‌خواهد کلاس زبان انگلیسی را کنار بگذارد.
    * باب به دلیل بیماری، نصف درس هایش را در ترم گذشته حذف کرد.
    * اگر از دبیرستان انصراف بدهی، پیدا کردن کار سخت می‌شود.

    علاوه بر این، برای توصیف یک دیدار کوتاه و سریع می‌توانید از “drop by” استفاده کنید:

    * چه ساعتی می‌خواهی سری بزنی؟
    * تیلور بعد از مدرسه برای صحبت درباره نمراتش، سری به اتاق معلمش زد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Drought به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drought به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Drought به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی برای مدتی طولانی باران نبارد و منابع طبیعی آب کم شود، به این وضعیت “خشکسالی” می‌گویند. کلمه خشکسالی در جمله‌های زیر به عنوان اسم به کار رفته است:

    A drought in the Horn of Africa resulted in widespread famine* in Somalia, Ethiopia, and Kenya.
    Farmers in California are having trouble growing crops because of the drought in that state.
    Droughts around the world cause people to move in search of food and water.
    After several years of drought, our area has received enough rain to officially declare that the drought is over.

    خشکسالی در شاخ آفریقا منجر به قحطی گسترده* در سومالی، اتیوپی و کنیا شد.
    کشاورزان در کالیفرنیا به دلیل خشکسالی در آن ایالت برای کشت محصولات با مشکل مواجه هستند.
    خشکسالی در سراسر جهان باعث می‌شود مردم به دنبال آب و غذا حرکت کنند.
    پس از چندین سال خشکسالی، منطقه ما آنقدر باریده است که رسماً اعلام می‌کنیم که خشکسالی تمام شده است.

    همچنین می‌توان از کلمه خشکسالی به صورت صفتی نیز استفاده کرد:

    Drought restrictions were put in place to preserve water.

    محدودیت‌های خشکسالی برای حفظ آب اعمال شد.

    * قحطی: کمبود آب و غذا. مردم اغلب در هنگام شدت گرفتن قحطی می‌میرند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dry به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dry به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی خیس نباشد، می‌توان گفت که خشک است. این کلمه را هم می‌توان به صورت صفت به کار برد و هم به صورت فعل. در جمله‌های زیر، کلمه dry به عنوان صفت استفاده شده است:

    این روزها هوا خشک شده است.
    هوای خیلی خشک ممکن است باعث خشکسالی شود. (خشکسالی یعنی باران نبارد.)
    در فصل زمستان هوا بسیار خشک می‌شود.
    هوا در ماه آگوست نسبت به ژوئن خشک‌تر است.
    اگر نان را مدت زیادی در فضای آزاد بگذارید، خشک و بیات می‌شود.
    آیا میوه خشک دوست دارید؟
    به انگور خشک، کشمش می‌گویند.
    به گوشتی که خشک و نمک‌زده شده باشد، جرکی (jerky) گفته می‌شود.
    اگر جایی زندگی می‌کنید که باران زیاد می‌بارد، خشک نگه داشتن پاهایتان اهمیت زیادی دارد.
    چوب خشک خیلی سریع می‌سوزد.
    در مراسم خاکسپاری آن زن، هیچ چشمی خشک نبود. (یعنی همه گریه می‌کردند.)

    کلمه “dry” را می‌توان به عنوان فعل هم به کار برد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dry

    خشک شدن

    dried

    خشک شد

    dried

    خشک شده

    موهای ونسا به خاطر طول زیادش، خیلی آهسته خشک می‌شود.
    در فصل تابستان، زمین بلافاصله بعد از یک باران، خشک می‌شود.
    خیلی از مردم لباس‌هایشان را با دستگاه خشک‌کن، خشک می‌کنند.
    ما ماشین لباسشویی و خشک‌کن خود را در زیرزمین خانه قرار داده‌ایم. (خشک‌کن: دستگاهی که لباس‌ها را خشک می‌کند)
    می‌توانید با آویزان کردن لباس‌های خیس روی بند رخت در فضای باز، در پول خود صرفه‌جویی کنید. (در این جمله، «خشک کردن» یک مصدر با «ing» است.)

    کاربردهای دیگری هم برای کلمه dry (خشک) وجود دارد.
    پول بودجه برنامه آموزشی، ناگهان قطع شد. (خشک شد = تمام شد و دیگر در دسترس نبود)
    جو، یک نوع طنز خاص و زیرکانه دارد. (طنز خشک = شوخی‌ای که مستقیم و آشکار نیست و بیشتر فکری است)
    ایالت تنسی یک ایالت «درای» است. (خشک = در آنجا فروش و مصرف نوشیدنی‌های الکلی با وجود چند استثنا، ممنوع است)
    برای سرد نگه داشتن چیزها می‌توانید از یخ خشک استفاده کنید. (یخ خشک = دی‌اکسید کربن منجمد شده)
    لباس‌های گران‌قیمتی که نمی‌توان با آب و صابون شست، باید به خشکشویی سپرده شوند. (خشکشویی = مغازه‌ای که با استفاده از مواد شیمیایی مخصوص و بدون آب، لباس‌ها را تمیز می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dull به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dull به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dull به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «کسل‌کننده» است، یعنی خسته‌کننده، بدون جذابیت یا تکراری است:

    فیلم آنقدر خسته‌کننده بود که به خواب رفتم.
    این کلاس، جذابیت ندارد. معلم باید کمی فضای کلاس را شاداب‌تر کند.
    ماریا شغل یکنواختی دارد. او هر روز هشت ساعت کار تکراری انجام می‌دهد.
    امروز روز نسبتاً بی‌حاصلی بود.
    رنگ‌های خاکستری و قهوه‌ای، رنگ‌های بی‌جلوه‌ای هستند.
    جیم چند ماه است که در شکمش دردی مبهم و مداوم احساس می‌کند. بهتر است به پزشک مراجعه کند. («درد مبهم» دردی خفیف و پایدار است که ممکن است گاهی بیاید و برود.)

     
    همچنین وقتی لبهٔ چاقو یا هر وسیلهٔ برنده‌ای تیزی خود را از دست داده باشد، از واژهٔ «کند» استفاده می‌کنیم:

    این چاقو کند شده و گوشت را به راحتی نمی‌بُرد.
    این قیچی به دلیل کندی، خوب کار نمی‌کند.
    اصلاح با تیغ کند، کار درستی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dumb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dumb به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Dumb به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “گنگ” خیلی شبیه به کلمه “احمق” است.

    این یک فکر احمقانه است.
    او آدم کم‌هوشی است.
    اینقدر ساده‌لوح نباش.
    چرا او اینقدر بی‌عقله؟
    او بی‌هوش‌ترین آدمی است که تا حالا دیده‌ام. (در این جمله کلمه “گنگ” به صورت عالی به کار رفته است.)
    او واقعاً آدم نفهمی است. (گاهی این کلمه برای تاکید تکرار می‌شود.)
    کسانی که این تصمیم‌ها را گرفتند، قطعاً بی‌خرد بودند.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه “dumb” در آن‌ها استفاده می‌شود.

    من از مقدار غذایی که دور ریخته شده بود، شوکه شده بودم. (dumbstruck = بسیار متعجب)
    معلم سعی کرد سوالات امتحان را ساده‌تر کند تا بیشتر دانش‌آموزان قبول شوند. (dumb down = ساده‌تر کردن)
    خوزه می‌گوید رئیسش خیلی کندذهن است. (dumb as a box of rocks = بسیار احمق)
    با من装作 بلد نیستی بازی نکن. (play dumb = تظاهر به ندانستن)

    نکته: حرف “b” در انتهای کلمه “dumb” تلفظ نمی‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dump به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dump به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dump به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک زبالهدانی جایی است که زبالهها در آن ریخته میشوند. معمولاً این مکان وضعیت منظم یا تمیزی ندارد.

    زبالههای شما به یک زبالهدانی برده میشوند.
    شهرداری یک زبالهدانی را در حاشیه شهر مدیریت میکند.
    آپارتمان باب آنقدر شلوغ و کثیف است که مثل یک زبالهدانی به نظر میرسد.
    در سفرمان به فلوریدا، در یک هتل بسیار قدیمی و بیکیفیت اقامت داشتیم. (کلمه “dumpy” به معنای “خراب و بیکیفیت” است.)
    کامیون کمپرسی برای حمل نخالههای ساختمانی یا موادی مانند خاک و سنگ به کار میرود.

    وقتی “dump” به عنوان یک فعل به کار میرود، به معنای رها کردن یا راحت شدن از یک چیز است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dump

    ریخته شدن

    dumped

    ریخته شد

    dumped

    ریخته شده است

    لطفاً همه آن وسایل را روی میزم نگذار!
    می‌توانی کت، کلاه و دستکش‌هایت را روی صندلی بگذاری.
    نباید روغن یا مایعات دیگر را از ماشینت در خیابان خالی کنی. باید آن را به یک مرکز مخصوص ببری.
    یک نفر یک کاناپه را کنار جاده رها کرده بود.
    ریختن زباله در این منطقه غیرقانونی است.

    استفاده از کلمه “dump” برای توصیف پایان یک رابطه، زمانی که یک نفر تصمیم می‌گیرد رابطه را تمام کند، بسیار رایج است:
    اریک دوست دخترش را رها کرد. (او رابطه را به پایان رساند.)
    رجینا دوست پسرش را به خاطر یک مرد دیگر ترک کرد.
    تاد توسط همسرش رها شد. (این جمله به شکل مفعولی ساخته شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.