دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Belt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Belt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Belt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کمربند یک وسیله است که دور کمر بسته می‌شود.

    یک مرد کمربند می‌بندد تا شلوارش از پایین نیفتد.
    هم مردان و هم زنان از کمربندهای شیک و جدید استفاده می‌کنند.
    کمربند از داخل حلقه‌های مخصوصی که روی شلوار دوخته شده عبور می‌کند و با یک سگک بسته می‌شود.

     
    انواع دیگری از کمربند هم وجود دارد:

    **کمربند ایمنی** را راننده و مسافران در ماشین می‌بندند. (بستن کمربند ایمنی یک عمل مهم برای ایمنی است.)
    **کمربند ابزار** را کسی می‌بندد که کارهای ساختمانی یا تعمیراتی انجام می‌دهد.
    کسی که در ورزش کاراته بسیار ماهر شود، **کمربند مشکی** دریافت می‌کند.
    **نوار نقاله** وسیله‌ای است که چیزها را از جایی به جای دیگر جابه‌جا می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Bend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bend به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bend به فارسی با مثالهای کاربردی

    به جسمی که قبلاً صاف بوده و حالا شکلی زاویه‌دار پیدا کرده است، «خم‌شده» می‌گویند. همچنین، واژه «خم کردن» به عنوان یک فعل به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bend

    خم شدن

    bent

    خم شده

    bent

    خم شده

    او در حال خم کردن دست‌ها و پاهایش است.
    دست‌ها و پاهایش خم شده‌اند. (کلمه “خم” در اینجا به صورت صفت به کار رفته است.)
    آیا می‌توانی از کمر خم شوی و نوک پاهایت را لمس کنی؟
    اگر انگشتت بیش از حد به عقب خم شود، ممکن است بشکند.
    من موقع کوبیدن چند میخ به یک تکه چوب، آن‌ها را خم کردم.

    وقتی از صفت “خمیده” استفاده می‌شود، معمولاً منظور این است که چیزی تغییر شکل داده یا شکسته است:
    دو سر یک آچار، خمیده است.
    گمان می‌رود سپر ماشین شیلا کمی کج و خمیده شده باشد.
    تد نیاز به عینک تازه دارد، چون فریم عینک فعلی‌اش خم شده است.

    یک اصطلاح رایج در آمریکا این است: “از فرم افتادن” (bent out of shape). این اصطلاح یعنی فردی از چیزی ناراحت یا عصبانی شده است:
    چرا او اینقدر ناراحت و عصبانی است؟
    اینقدر ناراحت و برآشفته نشو.
    احمد وقتی کسی آینه بغل سمت راننده ماشینش را شکست، خیلی عصبانی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Benefit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Benefit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Benefit به فارسی با مثالهای کاربردی

    خیلی از کارمندان علاوه بر حقوقی که از شرکت می‌گیرند، مزایای دیگری هم دریافت می‌کنند. این مزایا می‌توانند شامل پاداش، مرخصی استحقاقی، حقوق ایام بیماری، حقوق بازنشستگی و پس‌انداز باشد. این چیزها دقیقاً مثل پول نقد نیستند، اما ارزش مالی دارند و در واقع نوعی پاداش غیرنقدی به حساب می‌آیند.

    ویکتوریا شغلی داشت که مزایای خوبی داشت.
    هنگامی که او شغل خود را از دست داد، مزایای خود از جمله بیمه درمانی را از دست داد.
    بیمه درمانی یک مزیت مهم است که اکثر مردم در ایالات متحده از طریق کارفرمای خود دریافت می کنند.
    چه نوع مزایایی در محل کار به دست می آورید؟

     
    علاوه بر این، می‌توانید از کلمه «سود بردن» هم استفاده کنید تا اتفاق‌های خوبی را که می‌افتد توصیف کنید.

    حمزه از داشتن خانواده بزرگ و حامی سود می برد.
    دانش آموزان از دسترسی به فناوری های جدید سود می برند.
    این کمک یک میلیون دلاری قرار است به نفع افراد زیادی باشد که به کمک نیاز دارند.
    کار او برای شرکتی که در آن کار می کند بسیار سودمند است.
    سالمندان از جمله میلیون‌ها آمریکایی هستند که از سیستم تامین اجتماعی بهره می‌برند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bet به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bet به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “bet” یا “شرط” برای گفتن پیش‌بینی‌هایی درباره آینده استفاده می‌شود. معمولاً این کلمه با قمار یا به خطر انداختن چیزی باارزش همراه است. در این مثال‌ها، “bet” نقش یک فعل را دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bet

    شرط بندی کردن

    bet

    شرط بندی کرد

    bet

    شرط بندی کرد

    تونی در مسابقه اسب‌دوانی ۲۰ دلار روی یک اسب شرط بست.
    ساندرا علاقه دارد روی نتیجه مسابقات فوتبال شرط بندی کند.
    چه مقدار می‌خواهید شرط ببندید؟
    با شما شرط می‌بندم که تیم شما برنده نمی‌شود، شرطم ده دلار است.
    وینس همه پولش را در یک بازی پوکر به شرط گذاشت و تمام آن را باخت.

    وقتی “bet” به عنوان فعل به کار می‌رود، می‌تواند نشان دهد که فردی با اطمینان باوری دارد.
    من مطمئنم که قیمت بنزین در این تابستان افزایش خواهد یافت.
    آیا فکر می‌کنی فردا در طول بازی باران خواهد آمد؟
    آنها روی ساختن آینده‌ای بهتر در کالیفرنیای آفتابی حساب باز کرده‌اند.

    در جمله‌های زیر، کلمه “bet” در نقش اسم به کار رفته است:
    تونی یک شرط ۲۰ دلاری روی یک اسب گذاشت.
    آنها با خرید آن خانه، سرمایه‌گذاری خوبی انجام دادند.
    چه نوع شرطی می‌خواهی ببندی؟
    شرط‌بندی در اینجا مجاز نیست. (کلمه “شرط‌بندی” در این جمله مصدر است.)
    این شرط بدی بود.

    توجه: گاهی از کلمه “bet” در پاسخ به تشکر استفاده می‌شود. وقتی کسی می‌گوید “متشکرم”، برخی آمریکایی‌ها پاسخ می‌دهند: “You bet”. شکل غیررسمی‌تر آن “You betcha” است.

    الف: ممنون برای کمک‌ات.
    ب: خواهش می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Beverage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Beverage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Beverage به فارسی با مثالهای کاربردی

    «نوشیدنی» معنی کلمه beverage است. این کلمه معمولاً در هتل‌ها، رستوران‌ها و کافه‌ها برای اشاره به انواع نوشیدنی‌ها به کار می‌رود. اما در گفتگوهای روزمره، بیشتر آمریکایی‌ها فقط از کلمه drink به معنای نوشیدنی استفاده می‌کنند.

    مثال‌ها:

    Would you like a beverage?
    آیا نوشیدنی میل دارید؟

    What kind of a beverage would you like to order?
    چه نوع نوشیدنی می‌خواهید سفارش دهید؟

    Beverages are listed towards the back of the menu.
    لیست نوشیدنی‌ها در انتهای منو قرار دارد.

    There are ice cold beverages in the cooler.
    داخل یخچال نوشیدنی‌های خنک وجود دارد.

    A hot beverage is the thing to have on a cold night.
    نوشیدنی گرم، بهترین انتخاب برای یک شب سرد است.

    A cold beverage tastes great on a hot summer day.
    نوشیدنی خنک در یک روز گرم تابستان، طعم فوق‌العاده‌ای دارد.

    The flight attendant pushed a beverage cart through the aisle of the plane and served the passengers.
    مهماندار هواپیما، چرخ دستی نوشیدنی‌ها را沿着 راهرو حرکت داد و به مسافران سرو کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bid به فارسی با مثالهای کاربردی

    پیشنهاد قیمت، مبلغی است که شما برای خرید یک چیز پیشنهاد می‌دهید. اگر این پیشنهاد خیلی پایین باشد، فروشنده ممکن است آن را نپذیرد. اگر پیشنهاد خیلی بالا باشد، احتمال دارد خریدار در محاسبه قیمت دچار اشتباه شده باشد. پیشنهاد دادن برای هر چیزی، معمولاً نیازمند آگاهی و کمی تجربه است.

    یک فرد برای خرید خانه، قیمت پیشنهادی خود را اعلام می‌کند.
    من برای یک خانه پیشنهاد خرید دادم و مالک آن را پذیرفت.
    شرکت ما برای خرید یک ساختمان و یک قطعه زمین، در حال ارائه پیشنهاد است تا بتواند کسب‌وکار خود را گسترش دهد.
    شرکت‌کنندگان در حراج، روی کالاهایی که برای فروش عرضه شده‌اند، قیمت می‌گذارند.
    مسئول حراج از حضار درخواست می‌کد که قیمت‌های خود را اعلام کنند.

    توجه: وقتی “bid” به عنوان فعل به کار می‌رود، شکل گذشته و گذشته کامل آن نامنظم است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bid

    مناقصه کردن

    bid

    مناقصه کرد

    bid

    مناقصه کرد

    1. Tony bids on stocks that he believes are a good value. (present tense)
    2. He bid on a stock priced at $45 a share. He sold it the next week when it hit $50 a share. (past tense)
    3. Over the years, Tony has bid on stocks that have made money and lost money for him. (present perfect tense)
    4. A lot of money was bid on a horse that lost its race. (This sentence is in the past tense, passive voice.)
    5. How much money would you be willing to bid on a house that you wanted to buy?
    1. تونی برای سهامی پیشنهاد می دهد که به اعتقاد او ارزش خوبی دارند. (زمان حال)
    2. او برای سهامی به قیمت هر سهم 45 دلار پیشنهاد داد. او آن را هفته بعد فروخت که به 50 دلار در هر سهم رسید. (زمان گذشته)
    3. در طول سال‌ها، تونی برای سهامی که برای او پول درآورده و ضرر کرده، پیشنهاد داده است. (زمان حال کامل)
    4. برای اسبی که مسابقه اش را از دست داد، پول زیادی پیشنهاد شد. (این جمله در زمان گذشته و صدای مفعول است.)
    5. چقدر حاضرید برای خانه ای که می خواهید بخرید پیشنهاد بدهید؟

     

    کلمه “bid” نیز در شرایطی استفاده می شود که شخصی در تلاش است تا یک مقام سیاسی را به دست آورد:

    1. Hillary Clinton is making her second bid for the presidency of the United States.
    2. Right-wing political parties in Europe are making successful bids for elected positions in government.
    1. هیلاری کلینتون دومین نامزدی خود را برای ریاست جمهوری ایالات متحده مطرح می کند.
    2. احزاب سیاسی جناح راست در اروپا در حال ارائه مناقصه موفقیت آمیز برای پست های منتخب در دولت هستند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Big به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Big به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Big به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بزرگ” با وجود کوتاه بودن، برای توصیف چیزهای بسیار وسیع و مهم به کار می‌رود. این کلمه در زبان روزمره، در ترکیب‌های مختلفی استفاده می‌شود که هر کدام معنای خاصی دارند.

    **در اینجا چند مثال از کاربردهای این کلمه را می‌بینیم:**

    * **This is going to be big.** (یعنی قرار است اتفاق هیجان‌انگیزی بیفتد.)
    * **I’ve got big news.** (یعنی خبر مهمی دارم.)
    * **She has big ideas.** (یعنی او رویاها و افکار جالبی در سر دارد.)
    * **That company is getting big.** (یعنی آن شرکت در حال رشد و پیشرفت است.)
    * **Think big.** (یعنی به خودت اجازه بده رویاپردازی کنی و به چیزهای بزرگ فکر کنی.)
    * **You’ve got big problems.** (یعنی تو در موقعیت سختی قرار داری.)
    * **Don’t make a big deal about this.** (یعنی لازم نیست در مورد این موضوع را زیاد جدی بگیری یا نگران باشی.)
    * **This fashion is big in Europe right now.** (یعنی این مد در اروپا خیلی محبوب است.)
    * **They’ve got one of the biggest names in the business.** (یعنی آنها در صنعت خودشان بسیار معروف و شناخته‌شده هستند.)
    * **Big business is ruining small town America.** (در اینجا “کسب‌وکار بزرگ” به معنای شرکت‌های غول‌آسا است.)
    * **That bank is too big to fail.** (یعنی این بانک آنقدر بزرگ و تأثیرگذار است که نمی‌تواند ورشکسته شود و باید از آن حمایت کرد.)
    * **My neighbor has a big heart.** (یعنی همسایه‌ام آدم بسیار مهربانی است.)
    * **Hey, what’s the big idea?** (این یک عبارت اعتراضی است و یعنی “من از کار یا حرف تو خوشم نمی‌آید.”)
    * **That’s very big of you.** (یعنی تو کار بسیار شرافتمندانه یا بخشش بزرگی انجام دادی.)
    * **The kids’ eyes got big as the chocolate cake was being cut.** (یعنی چیزی توجه بچه‌ها را به شدت جلب کرد.)
    * **I have a big headache.** (یعنی سردردم خیلی شدید است.)
    * **Look at how big they are!** (این جمله معمولاً در مورد بچه‌ها که در حال بزرگ شدن هستند، گفته می‌شود.)
    * **He’s a big boy. / She’s a big girl.** (این معمولاً خطاب به کودکان کوچکی گفته می‌شود که در حال رشد هستند و از نوزادی به کودکی تبدیل می‌شوند.)
    * **No big deal.** (یعنی مسئله مهمی نیست.)
    * **No biggie.** (این عبارت هم تقریباً همان معنی “مسئله مهمی نیست” را می‌دهد.)

    برای توصیف چیزی که بسیار بزرگ است، می‌توان از کلمات دیگری مانند **enormous** (عظیم)، **giant** (غول‌آسا)، **gigantic** (بسیار بزرگ)، **large** (وسیع) و **huge** (عظیم) نیز استفاده کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bill به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بیل” معمولاً به پول مربوط می‌شود. هم وقتی می‌خواهید پول چیزی را بپردازید و هم وقتی می‌خواهید از کسی پول دریافت کنید، می‌توانید از این کلمه استفاده کنید.

    **بیل به عنوان یک فعل:**

    * شهرداری برای تعمیر خیابان، ۱۰۰۰۰ دلار از ما طلب کرد.
    * برای تعمیرات خیابان که شهرداری انجام داده بود، از ما ۱۰۰۰۰ دلار درخواست کردند. (اغلب می‌بینیم که “بیل” به شکل مجهول به کار می‌رود.)
    * دندانپزشک از جان برای چند مورد پرکردن دندان، پول گرفت.
    * از جان برای کارهای دندانپزشکی‌اش، صورتحساب صادر شد.
    * لوله‌کش برای تعمیر توالت ۲۰۰ دلار از من دریافت کرد.
    * من برای کار لوله‌کشی، ۲۰۰ دلار پرداختم.

    **بیل به عنوان یک اسم:**

    * جان از مطب دندانپزشک یک قبض دریافت کرد.
    * مطب دندانپزشک برای او یک صورتحساب فرستاد.
    * شرکت‌های خدمات عمومی، هر ماه قبض‌ها را برای مشتریان می‌فرستند.
    * آیا همه مواردی که در قبض شما نوشته شده را متوجه می‌شوید؟
    * قبض برق ماه گذشته کمی زیاد بود.
    * فاطمه قبل از ترک رستوران، صورتحسابش را پرداخت کرد. (در رستوران می‌توانید به جای “بیل” از کلمه “چک” نیز استفاده کنید. فاطمه قبل از ترک رستوران، چک خود را پرداخت کرد.)
    * مکانیک در ازای کارهایی که روی ماشینم انجام داد، یک فاکتور به من داد.

    **بیل به معنای اسکناس:**

    * این یک اسکناس ده دلاری است.
    * یک اسکناس پنج دلاری در کیف پولم دارم.
    * صندوقدار چند تا اسکناس یک دلاری به من داد.
    * تصویر چه کسی روی اسکناس صد دلاری چاپ شده است؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bind به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “bind” به این معنی است که چیزهایی را با هم ترکیب کنیم، کنار هم نگه داریم یا به هم متصل کنیم. گاهی هم از این کلمه برای اشاره به محدود کردن رشد چیزی یا جلوگیری از گسترش آن استفاده می‌شود.

    می‌توانید چندین برگ کاغذ را با نخ به هم متصل کنید.
    برای درست کردن کتاب، می‌توانید صفحات کاغذ را با چسب به هم بچسبانید.
    استادکاران فلز از لحیم برای وصل کردن تکه‌های فلز به یکدیگر استفاده می‌کنند.
    در گذشته در چین، پاهای زنان را می‌بستند تا کوچک و ظریف بماند.
    من باید یک جفت کفش جدید بخرم چون کفش‌های فعلی‌ام به انگشتان پاهم فشار می‌آورند و آنها را تحت فشار قرار می‌دهند.

    کلمه “bind” معمولاً به شکل مجهول (یعنی وقتی فاعل مشخص نیست) به کار می‌رود. شکل گذشته این فعل “bound” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bind

    مقید کردن

    bound

    مقید شده است

    bound

    مقید شده است

    کتاب‌ها را با چسب و نخ مخصوصی به هم متصل می‌کنند تا صفحاتشان از هم جدا نشود.
    پزشکان بر اساس تعهد اخلاقی، موظف هستند به بیمارانشان کمک کنند و درد و رنج آنان را کمتر کنند.
    وقتی مأموران پلیس او را پیدا کردند، دست و پایش بسته بود و دهانش بسته شده بود.

    برای ساختن صفت از این کلمه، به آخر آن “ing” اضافه می‌کنیم.
    This contract is legally binding.
    این قرارداد از نظر قانونی لازم الاجرا است.

    کلمه “bind” معمولاً در این عبارت‌های روزمره به کار می‌رود:
    I’m in a bind.
    من در تنگنا هستم.
    She was in a bind, but her father helped her.
    او در موقعیت سختی گیر کرده بود، اما پدرش به او کمک کرد.
    Tony got his friend out of a bind.
    تونی دوستش را از یک مشکل نجات داد.

    وقتی شما در یک “موقعیت بند” (bind) هستید، یعنی با مشکل روبرو شده‌اید و به کمک نیاز دارید. این مشکل می‌تواند از هر نوعی باشد، اما معمولاً مشکل مالی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ کلمات رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Binder به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Binder به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Binder به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلاسور یک وسیله کاربردی برای نگهداری و مرتب کردن کاغذها، تکالیف، عکس‌ها، گزارش‌ها و سایر مدارک است که به شما امکان دسترسی راحت به آن‌ها را می‌دهد. کلاسور از نظر ظاهری کمی شبیه به کتاب است.

    روی میز چندین کلاسور قرار دارد.
    من از کلاسورها برای منظم کردن منابع و برگه‌های آموزشی در کلاس‌هایم استفاده می‌کنم. این یک نوع کلاسور سه‌حلقه است.
    با باز کردن حلقه‌های آن می‌توانید برگه‌ها را به آن اضافه یا از آن جدا کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.