دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Bit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بیت” یک اسم است که برای نشان دادن مقدار استفاده می‌شود.
    – “quite a bit” یعنی مقدار زیاد.
    – “a little bit” یعنی مقدار کم.
    – “a tiny bit” یعنی یک ذره خیلی کوچک.
    خود کلمه “a bit” می‌تواند هم مقدار زیاد و هم کم را نشان دهد.

    مثال‌ها:
    – “I’ll see you in a little bit.” (یعنی به زودی می‌بینمت)
    – “Their company made quite a bit of money last year.” (یعنی شرکتشان سال گذشته درآمد زیادی داشت)
    – “She needs a bit of time to consider her decision.” (یعنی او به مقداری زمان برای فکر کردن نیاز دارد)
    – پرستار موقع واکسن زدن گفت: «این یکم درد داره.»
    – “He knows quite a bit about computers.” (یعنی اطلاعات زیادی درباره کامپیوترها دارد)
    – “They’ll need a bit of time to find new jobs.” (یعنی برای پیدا کردن شغل جدید به کمی زمان نیاز دارند)
    – “She’s a bit angry at her boss.” (یعنی از رئیسش کمی ناراحت است)
    – “I’ll have just a tiny bit of that cake–not too much.” (یعنی فقط یک تکه کوچک از آن کیک می‌خواهم)

    توجه: معمولاً “bit” با حرف تعریف “a” به کار می‌رود.

    کاربردهای دیگر کلمه “bit”:
    – مته‌ها (drill bits) برای سوراخ کردن چوب، فلز یا بتن به دستگاه دریل وصل می‌شوند.
    – در اسب‌سواری، “بیت” قطعه‌ای است که داخل دهان اسب گذاشته می‌شود و به افسار وصل است تا اسب را بتوان هدایت کرد.
    – “بیت” می‌تواند به یک اجرای کوتاه هم اشاره کند؛ مثلاً: او یک اجرای کمدی ده دقیقه‌ای دارد.

    نکته پایانی: “bit” شکل گذشته فعل “bite” (گاز گرفتن) نیز هست.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bite

    گاز گرفتن

    bit

    گاز گرفت

    bitten

    گاز گرفته شده

    سارا یک تکه از ساندویچش را گاز زد.
    جیمی دست برادر کوچکترش را گاز گرفت.
    من تصادفاً زبان خودم را گاز گرفتم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bitter به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bitter به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bitter به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “تلخ” یک صفت است که برای بیان مزه، سرمای شدید و احساسات ناخوشایند به کار میرود.

    وقتی چیزی طعم تلخ دارد، یک حس قوی و متمایز روی زبان ایجاد میکند که برای بعضیها کاملاً ناخوشایند نیست. برخی افراد واقعاً غذاها و نوشیدنیهای تلخ را دوست دارند، در حالی که دیگران از این طعم خوششان نمیآید.

    آبجو ممکن است طعم تلخی داشته باشد.
    دوست من، ارمیا، به آبجوی جو علاقه زیادی دارد چون طعم تلخش را میپسندد.
    اگر قهوه خیلی غلیظ باشد، ممکن است مزه تلخی بدهد.
    سارا به خاطر طعم تلخ قهوه، آن را مینوشد.
    شکلات تلخ هم میتواند طعم تلخی داشته باشد. به همین دلیل بعضیها آن را دوست ندارند. این شکلات، مانند شکلات شیری شیرین نیست.
    شکلات تلخ به خاطر تلخیاش مورد تحسین قرار میگیرد. (کلمه «تلخی» یک اسم است.)

     
    وقتی از کلمه “تلخ” برای توصیف هوا استفاده میشود، منظور سرمای بسیار شدید است.

    مردم ایالت مینهسوتا به تواناییشان در تحمل سرمای سخت و زنده ماندن در آن افتخار میکنند.
    یک توده هوای به شدت سرد از منطقه قطب شمال به این ناحیه وارد شده است.
    یکی از آشنایان من، چند تا از انگشتان پایش را به دلیل سرمازدگی در هوای به شدت سرد از دست داد.

     
    اگر کسی احساس “تلخی” کند، یعنی از یک موقعیت بسیار ناراضی و دلخور است.

    تاد و همسرش به دلیل خیانت او، طلاق تلخی را تجربه کردند.
    پس از توافق طلاق، تاد نسبت به سیستم قضایی احساس تلخی کرد.
    کلارا از شرکتی که ۳۰ سال برایش کار کرده بود، به دلیل رفتاری که در آستانه بازنشستگی با او داشتند، کاملاً دلخور است.
    این احساس تلخ او با درد کمر و پاهایش که حاصل سالها کار برای آن شرکت است، شدیدتر شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blackout به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blackout به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Blackout به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی برق به طور ناگهانی و به دلایلی مثل مشکلات آب و هوایی قطع می‌شود، به این حالت “خاموشی” می‌گوییم.

    یک طوفان یخ سخت، باعث قطعی برق در بخش‌های زیادی از شهر شد.
    در یکی از مسابقات سوپربول، خاموشی باعث شد بازی به مدت ۳۴ دقیقه به تأخیر بیفتد.
    همیشه خوب است که چند شمع در خانه داشته باشید، برای وقتی که خاموشی پیش می‌آید.
    در زمان خاموشی، کم‌کم برق مناطق مختلف دوباره وصل شد.
    اگر خاموشی مدت‌زیادی طول بکشد، باید به فکر مواد غذایی داخل یخچال باشید. (مثلاً در زمستان می‌توانید آن‌ها را بیرون بگذارید، اما در تابستان این کار ممکن نیست.)
    در بعضی کشورها که دولت می‌خواهد در مصرف برق صرفه‌جویی کند، خاموشی‌های نوبتی اتفاق می‌افتد.
    در زمان جنگ، خاموشی‌های مکرر در شهر بغداد معمول بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blame به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blame به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blame به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم یک فرد یا یک چیز باعث یک موقعیت ناخوشایند شده است، در واقع داریم او را «سرزنش» می‌کنیم. این کار، تلاشی برای پیدا کردن ریشه و دلیل یک اتفاق ناگوار است. شما می‌توانید از این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده کنید:

    تام، رانندهٔ خودروی دیگر را مقصر تصادفی که برایش پیش آمده بود، معرفی کرد.
    مقصر اصلی این حادثه چه کسی بود؟
    تام گفت که رانندهٔ دیگر مقصر است.
    ترزا، مشکل مالی کنونی خود و همسرش را به عادت قماربازی او نسبت می‌دهد.
    اگرچه بچه‌ها به خاطر شروع کردن آتش سرزنش شدند، اما تنها افراد مسئول نبودند.
    معلم گفت: «تقصیر نتیجهٔ امتحان را به گردن من نیندازید؛ شما خودتان درس نخوانده بودید.»
    چه کسی باید بابت گذاشتن بستنی روی کامپیوتر سرزنش شود؟

    همچنین می‌توانید از کلمهٔ «سرزنش» به عنوان اسم نیز استفاده کنید:

    سرزنش این اتفاق به عهدهٔ چه کسی است؟
    مقصر اصلی کسی است که حق تقدم را رعایت نکرده.
    در این شرایط، همه به اندازهٔ کافی سهمی در این اشتباه دارند.*
    معلم به خاطر نمرات پایین دانش‌آموزانش مورد سرزنش قرار گرفت.

    * «همه به اندازهٔ کافی سهمی در این اشتباه دارند» یعنی افراد زیادی در ایجاد آن مشکل یا خطا نقش داشته‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blank به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Blank به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “blank” معنایی نزدیک به “خالی” و “هیچ چیز” دارد. وقتی چیزی blank باشد، یعنی چیزی درون آن نیست. این کلمه را می‌توان به سه شکل اسم، فعل و صفت به کار برد:

    ذهنش خالی است. (صفت)
    او در پاسخ به سؤال، ذهنش خالی شد. (فعل)
    او فقط جای خالی پیدا می‌کند. (اسم)

     
    در این مثال‌ها، “blank” به عنوان صفت استفاده شده:

    نگوین برای تکلیفش به یک کاغذ سفید (بدون نوشته) نیاز دارد.
    کامپیوتر من مشکل دارد. صفحه‌اش کاملاً سفید و خالی است.
    صفحات روزنامه‌ها معمولاً جای خالی زیادی ندارند.

     
    این جمله‌ها “blank” را به شکل فعل نشان می‌دهند:

    معلم وقتی نامش را فراموش کرد، کمی خجالت‌زده شد.
    تینا در جلسه آزمون، چیزی به خاطر نمی‌آورد.
    متأسفم، یادم نیست (ذهنم خالی شده).

     
    در این نمونه‌ها نیز “blank” نقش اسم دارد:

    لطفاً جاهای خالی این فرم را پر کنید.
    ذهنم کاملاً تهی است.
    وقتی از آن مرد روی صحنه سؤال ساده‌ای پرسیدند، چیزی به ذهنش نرسید. (اوه!)

     
    نکته: کلمه “blank” از واژه اسپانیایی “blanco” گرفته شده که به معنای “سفید” است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Blast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «بلاست» می‌تواند به یک انفجار یا یک نیروی شدید مثل وزش باد، جریان هوا یا صدای بلند اشاره داشته باشد.

    صدای شلیک یک تفنگ از فاصله‌های دور هم شنیده می‌شد.
    یک صدای انفجار ناگهانی همه را نیمه‌شب از خواب بیدار کرد. این صدا در اثر انفجار در یک کارخانه ایجاد شده بود.
    صدای بوق هوایی نشان داد که بازی تمام شده است.
    به محض اینکه از فروشگاه بیرون آمدیم و قدم به خیابان پربرف گذاشتیم، با یک هوای بسیار سرد روبرو شدیم.
    کاندیدای شهرداری به خاطر شرکت در آن رسوایی، از طرف اعضای حزب خودش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
    بلندگوها آنقدر بلند موسیقی پخش می‌کردند که هیچ کس نمی‌توانست با دیگری صحبت کند. (در دو جمله آخر، «بلاست» به صورت فعل به کار رفته است.)

     
    علاوه بر این، از کلمه «بلاست» برای توصیف مواقعی که افراد حسابی خوش می‌گذرانند نیز استفاده می‌شود.

    ما در آن مهمانی کلی خوش گذراندیم.
    مراسم عروسی بسیار شاد و مهیج بود.
    چه اوقات خوشی بود!
    مسافرتی که رفتیم فوق‌العاده بود.
    این ترن هوایی واقعا هیجان‌انگیز است!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bleed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bleed به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bleed به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک بریدگی یا سوراخ عمیق در پوست ایجاد شود، خون از آن خارج می‌شود. به این جریان خروج خون، خونریزی گفته می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bleed

    خونریزی کردن

    bled

    خونریزی کرد

    bled

    خونریزی کرد

    وندی دستش را برید و خون آمد.
    اگر جای بریدگی‌تان خون می‌آید، بهتر است روی آن چسب زخم بگذارید.
    دارم خون می‌آیم. به چسب زخم نیاز دارم.
    مردی در یک سانحه جدی مجروح شد و قبل از رسیدن امدادگران، به دلیل از دست دادن خون جان باخت.
    می‌توانید روی یک بریدگی عمیق فشار وارد کنید تا خونریزی بند بیاید. (در این جمله، «خونریزی» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    بینی اسکار خیلی راحت خون می‌آید.

    کلمه “bleed” زمانی اسمی است که با کلمه nose “بینی” استفاده می شود. (این یک اسم مرکب را تشکیل می دهد.)
    بعضی از افراد در فصل زمستان، به خاطر خشکی هوا، دچار خوندماغ می‌شوند.
    جولیان خوندماغ دارد، اما می‌تواند با گرفتن بینی خود، خونریزی را متوقف کند.
    معمولاً خوندماغ درد ندارد.

    کلمه blood “خون” اسم است.
    وقتی ونسا دستش را برید، خون روی زمین چکید.
    از زانوی رون خون می‌آید چون زمین خورد و زانویش روی آسفالت خراش برداشت.
    زانویش خونآلود است. (کلمه «خونآلود» یک صفت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blend به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blend به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «blend» را می‌توان هم به عنوان یک فعل و هم به عنوان یک اسم به کار برد. وقتی از آن به عنوان فعل استفاده می‌کنیم، یعنی دو یا چند چیز را با هم مخلوط و یکی می‌کنیم. وقتی هم به عنوان اسم استفاده می‌شود، به نتیجه این مخلوط شدن اشاره دارد؛ یعنی ترکیبی که به وجود آمده است.

    مثال‌هایی از کاربرد فعل «blend»:
    شما می‌توانید مواد غذایی را در دستگاه مخلوط‌کن یا غذاساز با هم ترکیب کنید.
    خواننده‌ای به نام کری آندروود، مشهور است که موسیقی کانتری را با سبک‌های راک و پاپ درمی‌آمیزد.
    غذای تایلندی، طعم‌های تند و شیرین را به خوبی با هم می‌سازد.

    مثال‌هایی از کاربرد اسم «blend»:
    مخلوط بذری که آن‌ها استفاده می‌کنند، ترکیبی از علف فسکیو، چاودار و علف کنتاکی بلوگرس است.
    این هنرمند برای خلق آثارش، از ترکیب جالبی از رنگ‌ها و شکل‌ها استفاده می‌کند.
    خیابان دوون در شهر شیکاگو، ترکیبی از رستوران‌ها و مغازه‌های هندی و پاکستانی است.

     
    عبارت «blend in» نیز معنای خاص خود را دارد. وقتی می‌گوییم کسی یا چیزی «blend in» می‌کند، یعنی آنقدر با محیط یا افراد اطرافش هماهنگ و مشابه می‌شود که به راحتی قابل تشخیص نیست و در جمع ناپدید می‌شود.

    مثال‌ها:
    برخی از حیوانات سعی می‌کنند با محیط اطرافشان یکی شوند تا شکارچیان نتوانند آن‌ها را ببینند.
    وقتی خانواده راجیش از سریلانکا به آمریکا نقل مکان کردند، او تمام تلاشش را کرد تا خودش را با بقیه دانش‌آموزان دبیرستان وفق دهد و در جمع آن‌ها دیده نشود.
    یک ماشین زرد پررنگ در میان انبوه ماشین‌های خاکستری، نقره‌ای و قهوه‌ای روشن یک پارکینگ، کاملاً مشخص و قابل تشخیص است و پیدا کردن آن بسیار آسان‌تر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Blind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blind به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نابینا” به فردی گفته می‌شود که قدرت بینایی خود را از دست داده است. وقتی این کلمه به معنای واقعی آن به کار می‌رود، یعنی فرد واقعاً نمی‌تواند ببیند:

    تونی از زمان بچگی نابینا است.
    او در یک حادثه ناگوار بینایی خود را از دست داد. (در این جمله “نابینا” به صورت فعل به کار رفته است.)
    افراد نابینا می‌توانند با استفاده از خط بریل مطالعه کنند.
    کسانى كه نابينا هستند اغلب از سگ راهنما كمك می‌گيرند.

    اما کلمه “کور” یا “نابینا” می‌تواند به شکل مجازی هم استفاده شود. در این حالت، فرد از نظر جسمی می‌بیند، اما درک درستی از یک موقعیت ندارد یا متوجه حقیقت چیزی نیست:

    او که بلندپروازی چشمانش را بسته بود، مسئولیت بزرگ کردن دو فرزندش را فراموش کرد.
    زیبایی گریزلدا، باب را چنان مسحور کرده بود که نمی‌توانست جنبه‌های منفی شخصیت او را ببیند.
    ماریا مزایای یک تحصیلات دانشگاهی خوب را درک نمی‌کند و آن را نمی‌بیند.

    گاهی اوقات از کلمه “کور” استفاده می‌کنیم چون شرایطی پیش می‌آید که دیدن را سخت یا غیرممکن می‌کند:

    برف و نور خورشید به طور موقت چشم‌هایش را ناتوان کرد.
    این ماشین یک نقطه کور دارد و دیدن وسایل سمت چپ آن سخت است.
    نور بالاى چراغ هاى خودروى مقابل، باعث شد راننده نتواند چیزی ببیند.

    کلمه “نابینایی” یک اسم است:

    بسیاری از افراد پس از ۸۰ سالگی به نوعی دچار نابینایی می‌شوند.
    درمان نابینایی کار بسیار دشواری است.
    ری چارلز هیچ وقت نگذاشت نابینایی مانع علاقه‌اش به موسیقی شود.

    وقتی این کلمه به صورت جمع به کار می‌رود، معمولاً به پوشش پنجره اشاره دارد:

    پرده‌های پنجره هم حریم خصوصی ایجاد می‌کنند و هم مقدار نور اتاق را کنترل می‌کنند.
    میشه لطفاً پرده رو ببندید؟ نور خورشید خیلی وارد اتاق شده.
    آنها شب‌ها پرده‌ها را می‌بندند و صبح‌ها باز می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Blister به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blister به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Blister به فارسی با مثالهای کاربردی

    تاول‌ها معمولاً روی قسمت‌هایی از پوست ایجاد می‌شوند که مدام در حال ساییده شدن یا حرکت هستند. برای مثال، بعد از کارهای تکراری با دست‌ها یا راه رفتن زیاد، ممکن است روی دست یا پا تاول ببینیم.

    جو به خاطر پیاده‌روی پنج مایلی امروز، روی پاشنه‌اش تاول زده است.
    پوشیدن جوراب یکی از راه‌های جلوگیری از ایجاد تاول روی پا است.
    ریچل به دلیل چند ساعت گیتار زدن در شب گذشته، روی انگشتانش تاول دارد.
    بهتر است هنگام جمع‌آوری برگ‌ها دستکش بپوشید، وگرنه ممکن است دست‌تان تاول بزند.
    انگشتان من تاول زده‌اند!

     
    کلمه “blistering” گاهی اوقات به عنوان یک قید یا صفت به جای very “خیلی” استفاده می‌شود.

    امروز بیرون هوا گرم است. (خیلی گرمه.)
    چند نفر در گرمای شدید بیهوش شدند.
    این دونده با سرعت تاول زده خود در پیست، یک رکورد جهانی دیگر را شکست.
    پروژه ساخت و ساز با سرعت تاول زده به پایان رسید.
    پوست پشت او در اثر آفتاب سوختگی تاول می‌زند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.