بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Bind به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “bind” به این معنی است که چیزهایی را با هم ترکیب کنیم، کنار هم نگه داریم یا به هم متصل کنیم. گاهی هم از این کلمه برای اشاره به محدود کردن رشد چیزی یا جلوگیری از گسترش آن استفاده میشود.
میتوانید چندین برگ کاغذ را با نخ به هم متصل کنید.
برای درست کردن کتاب، میتوانید صفحات کاغذ را با چسب به هم بچسبانید.
استادکاران فلز از لحیم برای وصل کردن تکههای فلز به یکدیگر استفاده میکنند.
در گذشته در چین، پاهای زنان را میبستند تا کوچک و ظریف بماند.
من باید یک جفت کفش جدید بخرم چون کفشهای فعلیام به انگشتان پاهم فشار میآورند و آنها را تحت فشار قرار میدهند.
کلمه “bind” معمولاً به شکل مجهول (یعنی وقتی فاعل مشخص نیست) به کار میرود. شکل گذشته این فعل “bound” است.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| bind
مقید کردن |
bound
مقید شده است |
bound
مقید شده است |
کتابها را با چسب و نخ مخصوصی به هم متصل میکنند تا صفحاتشان از هم جدا نشود.
پزشکان بر اساس تعهد اخلاقی، موظف هستند به بیمارانشان کمک کنند و درد و رنج آنان را کمتر کنند.
وقتی مأموران پلیس او را پیدا کردند، دست و پایش بسته بود و دهانش بسته شده بود.
برای ساختن صفت از این کلمه، به آخر آن “ing” اضافه میکنیم.
This contract is legally binding.
این قرارداد از نظر قانونی لازم الاجرا است.
کلمه “bind” معمولاً در این عبارتهای روزمره به کار میرود:
I’m in a bind.
من در تنگنا هستم.
She was in a bind, but her father helped her.
او در موقعیت سختی گیر کرده بود، اما پدرش به او کمک کرد.
Tony got his friend out of a bind.
تونی دوستش را از یک مشکل نجات داد.
وقتی شما در یک “موقعیت بند” (bind) هستید، یعنی با مشکل روبرو شدهاید و به کمک نیاز دارید. این مشکل میتواند از هر نوعی باشد، اما معمولاً مشکل مالی است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر میخواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ کلمات رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید