دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Bargain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bargain به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bargain به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «بَرقِین» یا معامله خوب، خریدی است که قیمت مناسبی دارد. اما این با کالای «ارزان» فرق دارد. اگر چیزی یک معامله خوب محسوب شود، یعنی علاوه بر قیمت مناسب، کیفیت آن هم قابل قبول است. پس خرید یک وسیله شکسته یا بی‌استفاده، یک معامله خوب نیست.

    مثلاً:
    – فروشندگان خودرو معمولاً در پایان سال، معاملات خوبی روی ماشین‌ها ارائه می‌دهند.
    – لنی یک پیشنهاد عالی برای خرید یک تویوتا هایلندر ۲۰۰۸ به صورت آنلاین پیدا کرد.
    – تبلیغات فروش بزرگ بلک فرایدی در روزنامه‌های دیروز چاپ شده بود.
    – سو همیشه برای پیدا کردن کالاهای با قیمت مناسب، به فروشگاه‌های تخفیف‌دار سر می‌زند.
    – پرداخت ۹۹ سنت برای یک پوند موز، اصلاً خرید به‌صرفه‌ای نیست.
    – در روزنامه امروز چه پیشنهادهای ویژه‌ای وجود دارد؟

    علاوه بر این، می‌توان از کلمه «bargain» به صورت صفت هم استفاده کرد:

    – بیشتر مغازه‌های لباس‌فروشی، یک بخش ویژه دارند که در آن لباس‌ها با تخفیف به فروش می‌رسند.
    – کلارا عاشق خرید از بخش‌های تخفیف‌دار در مرکز خرید محل خود است.
    – پایین‌ترین قیمت‌ها برای کالاهای کریسمس، معمولاً بعد از خودِ کریسمس شروع می‌شود.

    وقتی «bargain» به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای چانه زدن و توافق بر سر قیمت است:

    – تایلر اصلاً چانه نمی‌زند و علاقه‌ای به بحث روی قیمت ندارد.
    – اگر قیمت معقولی پیشنهاد دهید، صاحب آن فروشگاه عتیقه‌فروشی حتماً با شما چانه می‌زند.

    **نکته:** چانه زدن برای قیمت در خیلی از کشورهای دنیا معمول است، اما در ایالات متحده چندان مرسوم نیست. با این حال، روی کالاهای خیلی گران مثل خانه یا ماشین، یا اجناسی که افراد به صورت شخصی می‌فروشند، معمولاً می‌توان چانه زد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Base به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Base به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Base به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “base” معانی گوناگونی دارد، اما در اصل به معنای چیزی است که بقیه چیزها روی آن بنا می‌شوند:

    شما نظراتتان را روی چه چیزی استوار کرده‌اید؟
    او نظر خود را بر مبنای مطلبی که در روزنامه خوانده، شکل داده است.
    روش‌های من برای تدریس زبان انگلیسی، حاصل بیست و پنج سال تجربه عملی در کلاس‌های درس است.
    آب‌پز مرغ و سبزیجات، یک ماده اولیه عالی برای درست کردن سوپ مرغ به شمار می‌رود.
    هرم، یک طرح معماری مناسب است چون بنیان و پایه بسیار مستحکمی دارد.

     

    علاوه بر این، کلمه “base” می‌تواند به یک مکان یا دفتر اصلی اشاره کند:

    ستاد اصلی شرکتشان در کجا قرار دارد؟ (آنها در کدام منطقه مستقر هستند؟)
    تعداد زیادی پایگاه نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان وجود دارد.
    پایتخت کشور ایالات متحده، در شهر واشنگتن دی‌سی قرار گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Basic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Basic به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Basic به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه «basic» به معنای «پایه‌ای» یا «اساسی» است و نشان می‌دهد چیزی برای اتفاق افتادن چیز دیگری ضروری است. این کلمه به معنی «آسان» نیست.

    ما از «basic» به عنوان یک صفت استفاده می‌کنیم:

    * او یک دوره ریاضیات پایه می‌گذراند.
    * آگاهی از تقسیم سلولی برای درک بدن انسان ضروری است.
    * عبدو یک درک پایه‌ای از نحوه کار موتور دارد.
    * آیا مفهوم اصلی را متوجه می‌شوی؟
    * روش اساسی برای حل این مشکل، جواب نمی‌دهد.

     
    همچنین اغلب در مکالمات، کلمه «basically» به معنی «در اصل» را می‌شنوید. در این حالت، کاربرد آن شبیه به «فقط» یا «در واقع» است.

    * این بزرگراه در اصل توسط مسافران روزانه استفاده می‌شود.
    * آنها در عمل با هم ازدواج کرده‌اند، اما هنوز مراسم عروسی برگزار نکرده‌اند.
    * با نوع لباس پوشیدن تو، در واقع به همه می‌گویی که به موفقیت علاقه‌ای نداری.
    * در اصل، من فقط می‌خواهم یک وب‌سایت ایجاد کنم که آموزش زبان انگلیسی را به صورت رایگان به مردم سراسر جهان ارائه دهد.

     
    کلمه «basis» نیز یک اسم است.

    * این درس‌ها، پایه و اساس درک شما از نحوه کارکرد ضمیرها در جمله را تشکیل می‌دهند.
    * هیچ پایه و اساس منطقی برای باور کردن این اطلاعات وجود ندارد.
    * آب، اساس و ماده اصلی مایعات درون بدن شماست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bask به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bask به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bask به فارسی با مثالهای کاربردی

    غرق شدن در گرمای خورشید یا یک منبع گرمایی دیگر را bask می‌گویند.

    کسانی که در تابستان روی ساحل دراز می‌کشند، در آفتاب غرق می‌شوند.
    اگر کسی برای مدت طولانی زیر آفتاب بماند، ممکن است پوستش بسوزد.
    گربه‌های من وقتی هوا آفتابی است، زیر نور خورشید استراحت می‌کنند.
    نشستن کنار آتش در یک روز سرد، به انسان احساس آرامش و راحتی می‌دهد.

     
    bask همچنین به معنای لذت بردن از توجه، محبت یا تحسین دیگران است.

    مرد جوانی که جایزه اول مسابقه را برد، از تشویق تماشاگران در مراسم اهدای جوایز لذت می‌برد.
    سیاستمداران اگر در کار خود موفق باشند، از محبوبیت بالایی در میان مردم برخوردار می‌شوند.
    ورزشکاران المپیکی در اوج لحظات پیروزی، اغلب پرچم کشورشان را بر دوش می‌گیرند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Basket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Basket به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Basket به فارسی با مثالهای کاربردی

    سبد یک وسیله است که برای جابه‌جایی یا نگهداری چیزهای مختلف به کار می‌رود. برخی از سبدها بیشتر جنبه تزئینی دارند و برخی دیگر برای کارهای روزمره استفاده می‌شوند. خیلی از سبدها از چیزهای طبیعی ساخته می‌شوند، اما جنس بعضی از سبدها هم از مواد مصنوعی مثل پلاستیک یا فلز است.

    There are several baguettes in this basket.
    This basket is full of apples.
    This is an empty basket.
    A wastepaper basket is used for paper.
    This is a basketball. The sport of basketball is very popular in the United States.

    در این سبد چند باگت وجود دارد.
    این سبد پر از سیب است.
    این یک سبد خالی است.
    یک سبد کاغذ باطله برای کاغذ استفاده می شود.
    این یک بسکتبال است. ورزش بسکتبال در ایالات متحده بسیار محبوب است.

     
    ساخت سبد یک مهارت بسیار قدیمی است که انسان‌ها از هزاران سال پیش آن را می‌شناختند.

    A person who makes baskets is called a basket maker.
    The work of a basket maker is basket making.
    Basketry is the art of making baskets.
    Do you know how to make a basket?

    به شخصی که سبد درست می کند سبد ساز می گویند.
    کار سبد ساز سبد سازی است.
    سبد فروشی هنر سبد سازی است.
    آیا می دانید چگونه یک سبد درست کنید؟

     
    نکته: بازیکن بسکتبالیست که توپ را از حلقه شوت می کند سبد درست می کند. برای ایجاد یک سبد، امتیازات کسب شده برای تیم بازیکن حاصل می شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Bat به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو نوع وسیله یا جانور هستند که در انگلیسی هر دو «بت» نامیده می‌شوند، اما کاملاً با هم فرق دارند.

    نوع اول، چوب بیسبال است.
    این چوبی است که بازیکنان بیسبال از آن استفاده می‌کنند تا به توپ ضربه بزنند.
    این چوب‌ها می‌توانند از جنس چوب یا آلومینیوم ساخته شوند.
    به بازیکنی که مسئولیت ضربه زدن به توپ را دارد، «بتر» می‌گویند.
    بتر چوب را به سمت توپ تاب می‌دهد.
    خیلی از بچه‌ها در آمریکا حداقل یک چوب بیسبال دارند.

    نوع دوم، خفاش است.
    خفاش یک پستاندار پرنده است، نه یک جونده.
    آنها معمولاً در مکان‌های امن مانند غارها یا دره‌های نزدیک رودخانه زندگی می‌کنند.
    وجود خفاش‌ها مفید است، چون حشرات موذی مانند پشه‌ها را می‌خورند.
    با این حال، بعضی از مردم از آن‌ها می‌ترسند، چون ظاهر عجیبی دارند.
    معروف ترین خفاش در داستان‌ها، شخصیت «بتمن» است.

    علاوه بر این، اصطلاحات مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد که از کلمه «بت» استفاده می‌کنند:

    – I’ll go to bat for you. (یعنی: من از تو حمایت می‌کنم.)
    – She’s got a few bats in the belfry. (یعنی: او کمی دیوانه است.)
    – He’s as blind as a bat. (یعنی: او خیلی کم‌بین است.)
    – So far you’re batting a thousand. (یعنی: تو تا الآن عالی عمل کرده‌ای.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Batch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Batch به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Batch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دسته” به گروهی از چیزها اشاره دارد. این واژه بیشتر در آشپزی و هنگام تهیه غذا به کار می‌رود.

    ونسا یک دسته کلوچه از فر بیرون آورد.
    بعد از اینکه اولین دسته کلوچه‌ها را از فر درآورد، دسته دوم را داخل فر گذاشت.
    این دستور پخت برای هشت دسته کافی است.
    تام مشغول درست کردن یک دسته کاپ کیک است.
    کارخانه آبجوسازی به صورت دسته‌های کوچک آبجو تولید می‌کند چون می‌خواهد کیفیت محصولش را حفظ کند.
    این هوموس از یک دسته بسیار مرغوب تهیه شده است.

     
    اما کلمه “دسته” فقط برای غذا نیست و در موقعیت‌های دیگر هم استفاده می‌شود:

    دفتر ما معمولاً در زمان تعطیلات یک دسته بزرگ نامه دریافت می‌کند.
    یک دسته جدید از دانش‌آموزان در ماه ژوئن از این مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند.
    این دو رول کاغذ دیواری در نگاه اول شبیه هم به نظر می‌رسند، اما در واقع از دو دسته متفاوت هستند. (چون در زمان‌های مختلفی تولید شده‌اند، تفاوت‌های بسیار کوچک اما قابل تشخیصی بین آن‌ها وجود دارد.)
    کاشی‌های کف که کارگران نصب کرده‌اند، همه از یک دسته هستند.
    یک فایل دسته‌ای را برنامه‌نویسان کامپیوتر می‌سازند تا یک کار تکراری را به راحتی انجام دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bath به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Bath به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که بدنش را با آب و صابون می‌شوید، در حال حمام کردن است.

    او در حال حمام کردن است.
    او داخل وان حمام نشسته است.
    شما حمام می‌روید یا ترجیح می‌دهید دوش بگیرید؟
    کودکان باید به طور مرتب حمام کنند، حتی اگر گاهی مخالفت کنند.

     
    کلمه “bathe” به معنای “حمام کردن” یک فعل است. به این نکته دقت کنید که با اضافه شدن حرف “e” به انتهای “bath”، تلفظ حرف صدادار آن تغییر می‌کند. حمام کردن می‌تواند شامل دوش گرفتن هم بشود.

    او در آب داغ و کف‌الود مشغول شستشو است.
    کسانی که همیشه حمام می‌کنند، به یک منبع مطمئن آب پاکیزه نیاز دارند.
    برنامه معمول حمام کردن او این است که قبل از رفتن به سر کار، یک دوش آب گرم می‌گیرد.
    گربه‌ها لازم نیست حمام بروند. آن‌ها خودشان را تمیز می‌کنند.

    توجه: تلفظ “th” در پایان کلمه‌هایی مانند “bath” یا “bathe” ممکن است برای بعضی از زبان‌آموزان سخت باشد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Battle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Battle به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Battle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «battle» به معنای نبرد یا درگیری است. این می‌تواند بخشی از یک جنگ بزرگ باشد یا یک اختلاف کوچک بین افراد و گروه‌ها.

    نمونه‌ها:
    * درگیری بین جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در کنگره آمریکا باعث تعطیلی دولت شد.
    * نبرد بولج یک نبرد معروف در کشور بلژیک در طول جنگ جهانی دوم بود.
    * بازی فوتبالی که تماشا کردیم، یک رقابت جذاب بین دو تیم قدر بود.
    * یک اختلاف بین دو گروه، به یک درگیری خیابانی با اسلحه کشیده شد.
    * مردم مخالف ساخت یک ساختمان بلند، نبرد خود را علیه سازندگان باختند.
    * کشمکش بین خواهر و برادر به تساوی انجامید و هیچ‌کس برنده نشد.
    * پس از سال‌ها درگیری، بالاخره دو طرف به توافق رسیدند و پیمان آتش‌بس امضا کردند. (آتش‌بس: توافقی برای پایان یک درگیری نظامی.)
    * نبرد در دریا ساعتی‌ها طول کشید.

    این کلمه به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود:

    * شرکت‌کنندگان در مسابقه برای پیروزی با هم رقابت کردند.
    * شورشیان سوری به جنگیدن با دولت و با یکدیگر ادامه می‌دهند.
    * دوچرخه‌سواران برای سبقت گرفتن از هم در حال رقابت هستند.
    * این دو شرکت بیش از بیست سال است که در بازار با هم رقابت می‌کنند.

    توجه: گاهی اوقات صدای حرف «t» در وسط یک کلمه شبیه به «d» شنیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bear به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Bear به فارسی با مثالهای کاربردی

    احتمالاً رایج‌ترین کاربرد کلمه “bear” مربوط به توصیف حیوان خرس است. اما آیا می‌دانستید که این کلمه به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود؟ وقتی “bear” به صورت فعل استفاده می‌شود، معنایش تحمل کردن یا پذیرفتن شرایط سخت است. همچنین از این کلمه برای بیان میزان باری که چیزی می‌تواند نگه دارد استفاده می‌شود.

    دندونم خیلی درد میکنه، دیگه طاقت دردش رو ندارم. (یعنی نمی‌توانم درد را تحمل کنم.)
    چطور می‌توانی تمام روز با مشتریان سخت برخورد کنی و این شرایط را تاب بیاوری؟
    ریما دیگر نمی‌توانست زندگی با همسرش را تحمل کند، برای همین از او جدا شد.
    این دیوار وزن زیادی از خانه را تحمل می‌کند. (یعنی دیوار بار زیادی را نگه می‌دارد.)
    او به خوبی از عهده مسئولیت‌هایش برمی‌آید و آن‌ها را به دوش می‌کشد.

    جالب است بدانید که کلمه “خرس” برای اشاره به زایمان و به دنیا آوردن فرزند نیز استفاده می‌شود، اما معمولاً در جمله‌های مجهول به کار می‌رود:

    ساده گذشته فعل ماضی
    bear

    تحمل کردن

    bore

    تحمل کرد

    born

    متولد شد

    س: زادگاهت کجاست؟
    ب: به دنیا اومدنم در کشور فرانسه بوده.

    س: سال تولدت چنده؟
    ب: سال ۱۳۵۲ تاریخ تولد من است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.