بلاگ

  • معنی کلمه Surface به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surface به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Surface به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سطح” به بیرونی‌ترین لایه یا رویه یک چیز اشاره دارد.

    یک قایق روی سطح آب شناور می‌ماند.
    انسان‌ها روی سطح کره زمین زندگی می‌کنند.
    سطح کره ماه برای زندگی کردن مناسب نیست.
    دلفین‌ها و نهنگ‌ها برای نفس کشیدن به سطح آب می‌آیند.
    روی سطح میز کار می‌کنیم.
    سطح میز، محلی است که افراد دور آن غذا می‌خورند.
    سطح یک پیست یخ‌ skating، کاملاً از یخ پوشیده شده است.
    هنگام رنگ‌آمیزی، داشتن یک سطح تمیز بسیار مهم است.
    اگر سطح یک خیابان ناهموار باشد، برای رانندگی ماشین‌ها مشکل ایجاد می‌کند.
    بعضی از مردم وقتی احساسات و مشکلات درونی‌شان آشکار می‌شود، گریه می‌کنند.

     
    اغلب از عبارت “در ظاهر” (on the surface) زمانی استفاده می‌شود که وضعیتی، چیزی را در نگاه اول نشان می‌دهد، اما واقعیت پنهانی در پشت آن وجود دارد:

    در ظاهر به نظر عصبانی می‌رسد، ولی در واقعیت اینطور نیست.
    در ظاهر خوشحال است؛ اما در باطن بسیار ناراحت است.
    در نگاه اول، این موضوع ساده به نظر می‌رسد، ولی در حقیقت بسیار پیچیده است.

     
    کلمه “surface” می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود. در این حالت، به معنای آشکار شدن چیزی است که قبلاً پنهان بوده است.

    در آخر هفته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک سیاستمدار محلی به دلیل یک جنایت تحت بازجویی قرار گرفته است.
    ناگهان شواهدی پدیدار شد که نشان می‌داد عمق مشکل چقدر جدی است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” در بیابان لنگه کفش نعمت است “

    معنی ضرب المثل ” در بیابان لنگه کفش نعمت است “

    در زندگی گاهی چیزهای کوچک و پیش پا افتاده، در شرایط خاص ارزش بسیار زیادی پیدا می‌کنند. ضرب‌المثل “در بیابان لنگه کفش نعمت است” دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.

    تصور کنید در یک بیابان بزرگ و بی‌آب و علف گیر افتاده‌اید. در این شرایط سخت، حتی یک لنگه کفش کهنه و شکسته هم می‌تواند تبدیل به یک دارایی باارزش شود. شاید از آن برای حمل آب استفاده کنید، یا به عنوان یک ظرف کوچک، یا حتی برای محافظت از پایتان در برابر زمین داغ.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” هرآنکس که دندان دهد نان دهد “ مراجعه کنید.

    این حکایت به ما یادآوری می‌کند که ارزش هر چیز، وابسته به موقعیت و شرایطی است که در آن قرار داریم. چیزی که در زندگی عادی ممکن است بی‌ارزش یا کم‌اهمیت به نظر برسد، در وضعیت دشوار می‌تواند تبدیل به یک نعمت بزرگ و راهگشا شود. این مثل به ما می‌آموزد که همواره قدر داشته‌هایمان را بدانیم، حتی اگر کوچک و ناچیز به نظر برسند.

    معنی در بیابان لنگه کفش نعمت است

    با هم به بررسی معنا و مفهوم این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با آنبین همراه باشید.

    معنی در بیابان لنگه کفش نعمت است چیست؟

    وسایلی که در روزهای خوب و راحت زندگی، کوچک و بی‌ارزش به نظر می‌رسند، ممکن است در زمان مشکلات به کمک ما بیایند.
    برای مثال، یک لنگه کفش به تنهایی هیچ ارزشی ندارد؛ چون هیچ‌کس فقط با یک لنگه کفش در خیابان راه نمی‌رود. اما اگر کسی در یک بیابان پر از خار گیر بیفتد و کفشی نداشته باشد، همان لنگه کفش بی‌ارزش، برایش مانند طلا ارزشمند می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” دندان روی جگر گذاشتن “ را از دست ندهید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” فکر نان کن که خربزه آب است “ سری سر بزنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” افتادگی آموز اگر طالب فیضی “ را بخوانید.

    در اینجا، لنگه کفش نماد چیزهایی است که در شرایط عادی آن‌ها را ناچیز می‌دانیم.
    بیابان هم نشان‌دهنده شرایط دشواری است که اگر از قبل برای آن روزها آماده نباشیم، مجبور می‌شویم به چیزهایی پناه ببریم که قبلاً بی‌ارزش می‌پنداشتیم.

    این ضرب‌المثل از نظر معنایی به این ضرب‌المثل نزدیک است:
    **هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید.**

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” لگد به بخت خود زدن “ را بخوانید.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که باید قدر چیزهایی را که کوچک و کم‌اهمیت به نظر می‌رسند، بدانیم؛ زیرا از دست دادن همان چیزهای کوچک ممکن است روزی ما را در تنگنا قرار دهد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” ستاره ی سهیل شدن “ سر بزنید.

  • معنی کلمه Surge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Surge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سَرج” (Surge) به معنای افزایش ناگهانی و سریع است. از این واژه برای توصیف طوفان، مشکلات، تقاضای مردم، نوسانات برق و موارد مشابه استفاده می‌شود.

    یک نوسان شدید برق باعث خرابی چند کامپیوتر از کامپیوترهای ما شد.
    برای جلوگیری از آسیب نوسانات برق، بهتر است از یک محافظ برق مناسب استفاده کنید.
    در طول توفان‌های شدید، سطح آب دریا به طور ناگهانی بالا می‌آید که به آن “افزایش سطح آب در توفان” می‌گویند و این پدیده می‌تواند منجر به سیل شود.
    در سال‌های اخیر، توجه و علاقه مردم به ورزش یوگا به طور چشمگیری افزایش یافته است.
    معمولاً دونده‌ها احساس می‌کنند با نزدیک شدن به خط پایان مسابقه، یک انرژی ناگهانی و قوی در وجودشان جریان پیدا می‌کند.
    با گسترش نگرانی‌ها در مورد ویروس کرونا در سراسر جهان، خرید لوازم و تجهیزات پزشکی به شدت افزایش یافته است.
    در برخی کشورها، شمار افراد مبتلا به این ویروس به سرعت در حال بیشتر شدن است.
    هرگاه درگیری نظامی رخ دهد، تعداد سربازان آمریکایی که در عملیات‌های رزمی شرکت می‌کنند، به طور ناگهانی افزایش پیدا می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Surround به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Surround به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Surround به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “surround” وقتی به کار می‌رود که چیزی یا کسی به طور کامل در اطراف چیز یا شخص دیگری باشد.

    آب، جزیره‌ای که او روی آن است را در بر گرفته. او تا زمانی که کسی نجاتش دهد، همانجا خواهد ماند.
    پلیس، ماشین را به طور کامل محاصره کرد و سپس راننده را دستگیر کرد.
    برخی از شهرک‌های اطراف شیکاگو، خانه‌های بسیار گران‌قیمتی دارند.
    خانه‌های اطراف راجر و کیم، خراب شده و دوباره به صورت خانه‌های بسیار بزرگتری ساخته شده‌اند.

     
    گاهی از این کلمه برای زمانی استفاده می‌شود که افراد به طور نزدیک در کنار یکدیگر هستند:

    مدیرعامل شرکت، خودش را با باهوش‌ترین و بااستعدادترین افراد در صنعتش همراه کرده است.
    ماریا در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش، در میان دوستان و خانواده قرار داشت. (جمله‌های ناگذر اغلب با این کلمه به کار می‌روند.)
    کوین در مراسم خاکسپاری مادرش، در آغوش دوستان و خانواده بود.

     
    همچنین می‌توانید از کلمه “surrounding” به صورت یک وصف استفاده کنید:

    شهرهای دوقلو و مناطق اطراف آن، در حالت آماده‌باش برای احتمال سیل قرار دارند. (آماده‌باش سیل یعنی بعد از باران شدید، سطح آب در دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و جوی‌ها در حال بالا آمدن است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” بگذار در کوزه آبش را بخور “

    معنی ضرب المثل ” بگذار در کوزه آبش را بخور “

    این ضرب‌المثل داستان پرمعنایی پشت خود دارد. در گذشته‌های دور، مردی هر روز صبح با کوزه‌ای به کنار رودخانه می‌رفت تا برای خانواده‌اش آب بیاورد. یک روز، متوجه شد که کوزه‌اش ترک کوچکی برداشته است. در طول مسیر بازگشت، بخشی از آب به آرامی از این ترک نشت می‌کرد و وقتی به خانه می‌رسید، کوزه تنها نیمی پر بود.

    این اتفاق روزها تکرار شد. مرد از این که نمی‌توانست کوزه‌ای پر از آب به خانه ببرد، احساس ناامیدی می‌کرد. یک روز، کوزهٔ ترک‌خورده با حالتی غمگین با مرد شروع به صحبت کرد و گفت: “از این که به خاطر این عیب، تو را از داشتن یک کوزهٔ کامل محروم کرده‌ام، بسیار شرمسارم.”

    مرد با مهربانی به کوزه نگاه کرد و لبخندی زد. سپس به کوزه نشان داد که در یک سمت مسیر، به لطف آبی که هر روز از ترک او چکه می‌کرد، گلها و گیاهان زیبایی رشد کرده و منظره‌ای سرسبز و خوش‌منظره پدید آورده‌اند. او گفت: “می‌بینی؟ این همه زیبایی تنها به خاطر همان چیزی است که تو آن را عیب می‌دانی. من هر روز از دیدن این منظره لذت می‌برم.”

    از این داستان پند می‌گیریم که این ضرب‌المثل به ما می‌آموزد: **بگذار در کوزه آبش را بخور.**

    یعنی چه؟
    یعنی که باید بگذاری هر کس بر اساس توانایی‌ها و ویژگی‌های خودش عمل کند، حتی اگر در نگاه اول آن ویژگی را یک نقص یا کمبود بدانی. گاهی همین نقص‌های ظاهری، زمینه‌ساز زیبایی‌ها و فواید منحصربه‌فردی می‌شوند که از چشم پنهان است. این مثل به ما یادآوری می‌کند که دیگران را به خاطر کمبودهایشان سرزنش نکنیم و بپذیریم که هرکس به شیوه‌ی خودش می‌تواند مفید و موثر باشد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” اندازه نگهدار که اندازه نکوست “ مراجعه کنید.

    معنی بگذار در کوزه آبش را بخور

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” هیزم تر به کسی فروختن “.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” برگ سبزی است تحفه درویش “ را حتماً بخوانید.

    معنی بگذار در کوزه آبش را بخور چیست؟

    ۱- یعنی اگر برای گرفتن یک مدرک یا رسیدن به هر هدف دیگری زحمت کشیده‌ای، اما حالا به جایی رسیده‌ای که آن مدرک یا دستاورد دیگر به دردت نمی‌خورد، باید بتوانی آن را کنار بگذاری و سراغ کار جدیدی بروی.

    ۲- معمولاً از این ضرب‌المثل برای کسی استفاده می‌شود که به مدرکش مغرور شده و زیادی به آن افتخار می‌کند. با گفتن این جمله به او می‌فهمانند که مدرکش آن‌قدرها هم ارزش ندارد، حتی به اندازهٔ درِ یک کوزه.
    البته منظور این نیست که واقعاً مدرک او بی‌ارزش است، بلکه در بسیاری از مواقع، جامعه شرایطی ایجاد نکرده که او بتواند از دانش و مدرکش استفادهٔ درست کند.

    ۳- در گذشته، آب را در کوزه نگه می‌داشتند و روی آن را با یک درپوش می‌پوشاندند تا آب خنک بماند و برای کارهای روزانه از آن استفاده کنند. در این تشبیه، مدرک یا هر چیز دیگری را به درِ کوزه تشبیه می‌کنند؛ یعنی تنها فایده‌اش این است که کمی به حفظ و خنک‌ماندن آب کمک می‌کند، نه بیشتر.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.
    اختصاصی–آنبین

  • معنی کلمه Swallow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swallow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Swallow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از گلو پایین می‌رود، می‌گوییم آن را “قورت داده‌اید” یا “بلعیده‌اید”.

    مایک قهوه‌اش را با جرعه‌های بزرگ سر کشید.
    وقتی گلو درد دارید، خوردن چیزهای نرم و خنک حال‌تان را بهتر می‌کند.
    پسر بچه‌ای یک اسباب‌بازی پلاستیکی را قورت داد و مجبور شدند او را به بیمارستان ببرند.
    سارا در قورت دادن مشکل داشت، برای همین پیش پزشک رفت.
    بلعیدن قرص‌های بزرگ دارو کار سختی است.
    سگ من می‌تواند یک همبرگر را فقط در یک لقمه بخورد.
    اگر بخواهید مقدار زیادی غذا را یک‌باره قورت دهید، ممکن است باعث خفگی شود.

     
    کلمه “swallow” در بعضی از اصطلاحات هم به کار می‌رود. در این حالت، اگر چیزی را “بپذیرید” یا “باور کنید”، از این کلمه استفاده می‌شود. همچنین وقتی می‌خواهید بگویید اطلاعات زیادی دریافت کرده‌اید، باز هم از این واژه کمک می‌گیرید.

    I find that very hard to swallow. (من باور کردن این موضوع برایم خیلی سخت است.)
    This is too much information to swallow at one time. (این حجم از اطلاعات برای درک یک‌باره زیاد است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” شتر با بارش گم می شود “

    معنی ضرب المثل ” شتر با بارش گم می شود “

    این ضرب‌المثل در مورد کسانی به کار می‌رود که با وجود داشتن دانش، تجربه یا امکانات فراوان، در ساده‌ترین کارها شکست می‌خورند یا در انجام امور پیش‌پاافتاده دچار مشکل می‌شوند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز + داستان سر بزنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ” + داستان پیدا کنید.

    تصور کنید یک شتر قوی و با تجربه که بارهای سنگین بسیاری را در بیابان‌های سخت جابه‌جا کرده، ناگهان در یک راه ساده و نزدیک، هم بار و هم خودش گم شود. این دقیقاً مفهوم اصلی این مثل است.

    گاهی اوقات افراد بسیار باتجربه و ماهر در موقعیت‌های ساده و غیرمنتظره، مرتکب اشتباهی می‌شوند که هیچ‌کس از آنان انتظار ندارد. این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌کس در هر سطحی از مهارت که باشد، از خطا در امان نیست و همیشه باید متواضع و هوشیار باشیم.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” بار کج به منزل نمی رسد ” + انشا و داستان به شما کمک خواهد کرد.

    معنی شتر با بارش گم می شود

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی شتر با بارش گم می شود چیست؟

    اگر جایی آنقدر به هم ریخته و شلوغ باشد که حتی نتوان یک شتر را در آن پیدا کرد، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم.
    این عبارت نشان‌دهندهٔ بی‌نظمی و آشفتگی بسیار زیاد در یک مکان است.
    شتر حیوان بزرگی است و با کوهان بلندش از دور هم دیده می‌شود. اگر همین شتر هم بار داشته باشد، بزرگ‌تر و مشخص‌تر به نظر می‌رسد. پس وقتی می‌گوییم “شتر با بارش گم می‌شود”، یعنی آن قدر آنجا شلوغ و آشفته است که حتی چیزی به آن بزرگی هم در آن گم می‌شود.

    مثلاً اگر اتاق شما بسیار به هم ریخته باشد، کتاب‌ها روی زمین پخش شده باشند، لباس‌ها از کمد آویزان باشند و وسایل همه جا ریخته باشند، کسی که وارد شود با تعجب می‌گوید:
    “این چه اتاق به هم ریخته‌ای است؟! شتر با بارش هم اینجا گم می‌شود!”

    ما معمولاً وقتی چیزی را در میان شلوغی گم می‌کنیم و نمی‌توانیم پیدایش کنیم، این ضرب‌المثل را به کار می‌بریم.

  • معنی کلمه Swamp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swamp به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Swamp به فارسی با مثالهای کاربردی

    باتلاق جایی است که آب و زمین به هم می‌آمیزند. زمین در آن‌ها آنقدر خیس و نرم است که نمی‌توان روی آن ساختمان ساخت، اما بعضی از گیاهان، درختان و جانوران در این محیط به خوبی زندگی می‌کنند.

    واژه “مرداب” هم معمولاً برای مکان‌های پوشیده از آب به کار می‌رود، حتی اگر دقیقاً باتلاق نباشند. انواع مختلفی از این مناطق مانند “باتلاق‌ها”، “مرداب‌ها” و “تالاب‌ها” وجود دارد که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند، ولی گاهی همه آن‌ها را به سادگی مرداب می‌نامند.

    در یک باتلاق، قورباغه‌ها و پرندگان صداهای زیادی تولید می‌کنند. رفتن به قسمت‌های عمقی باتلاق می‌تواند خطرناک باشد، چون این مناطق محل زندگی تمساح‌ها و مارها هستند. حتی حیاط خانه من در فصل بهار گاهی شبیه یک باتلاق می‌شود. در ایالت‌های آمریکا مانند فلوریدا، جورجیا و می‌سی‌سیپی، زمین‌های باتلاقی زیادی به چشم می‌خورد.

    به تازگی، رئیس‌جمهور ترامپ در سخنرانی‌هایش هنگام اشاره به فرهنگ حاکم بر واشنگتن دی‌سی، از کلمه “باتلاق” استفاده کرده است. شعار او برای “خشک کردن باتلاق” معمولاً در جمع هوادارانش تکرار می‌شود. این عبارت به معنای پاک‌سازی فساد و توقف فعالیت‌های غیرقانونی در میان کارکنان دولت است. با این حال، استفاده از این شعار توسط رئیس‌جمهور وقت، کنایه‌آمیز به نظر می‌رسد؛ زیرا حدود دوازده نفر از مقامات دولت او و اعضای تیم انتخاباتی‌اش به اتهامات مختلف متهم شده‌اند یا مجرم شناخته شده‌اند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت “

    معنی ضرب المثل ” آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت “

    این ضرب‌المثل داستان تلخی را روایت می‌کند. تصور کنید یک کوزه‌ی زیبا و یک پیمانه‌ی ارزشمند داشته‌اید. حالا اگر آن کوزه بشکند و محتوای پیمانه هم بریزد، در واقع همه چیز تمام شده است. دیگر چیزی از آن ظروف زیبا و محتوایشان باقی نمانده.

    این مثل دقیقاً برای زمانی به کار می‌رود که یک رابطه‌ی دوستانه یا عاشقانه که سال‌ها با خوبی و محبت ادامه داشته، ناگهان و برای همیشه به پایان می‌رسد. این اتفاق معمولاً به دلیل یک حرف ناگهانی، یک اشتباه بزرگ یا یک راز فاش شده می‌افتد. این رخداد آنقدر جدی و دردناک است که مانند شکستن آن کوزه، همه‌چیز را نابود می‌کند و امکان بازگشت و درست کردنش وجود ندارد.

    در حقیقت، این ضرب‌المثل به ما می‌گوید که گاهی یک عمل نابخردانه می‌تواند سرمایه‌ای عاطفی را که سال‌ها برای ساختنش وقت صرف شده، در یک لحظه نابود کند.

    معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت چیست؟

    آرزوهایت به باد رفت و در عمل به هیچ‌کدام از آن‌ها نرسیدی.

    معنی سبو: یک کوزه یا ظرف بزرگ سفالی بود که در قدیم برای نگهداری مایعاتی مثل آب، روغن یا شراب از آن استفاده می‌شد.

    این ضرب‌المثل خطاب به کسانی به کار می‌رود که دائماً در رویا و خیالپردازی غرق می‌شوند، اما در دنیای واقعی هیچ قدمی برای رسیدن به اهدافشان برنمی‌دارند.

    در روزگاران قدیم، مرد فقیر و ناتوانی در یک شهر کوچک زندگی می‌کرد که همسایه یک تاجر پولدار بود. تاجر هر ماه مقداری روغن و مواد غذایی به او کمک می‌کرد. مرد نیازمند، تنها بخش کوچکی از روغن را استفاده می‌کرد و بقیه را در سبویش ذخیره می‌نمود.

    ماه‌ها گذشت تا اینکه سبو کاملاً از روغن پر شد. روزی مرد کنار سبو نشست و شروع کرد به خیال‌بافی: اگر این همه روغن را بفروشم، پول خوبی به دست می‌آورم. بعد ازدواج می‌کنم و بچه‌های زیادی دارم. همه آن‌ها را به مدرسه می‌فرستم تا درس بخوانند و هرکدام در آینده شغل خوبی برای خودشان پیدا کنند و…

    آن‌قدر در رویاهایش غرق شده بود که ناگهان عصایش به سبو برخورد کرد. سبو واژگون شد و همه روغن‌ها روی زمین ریخت. در یک لحظه، تمام آرزوهایش نابود شد.

  • معنی کلمه Swap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Swap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Swap به فارسی با مثالهای کاربردی

    مبادله کردن یعنی چیزی را با چیز دیگری عوض کنیم. وقتی دو نفر با هم مبادله می‌کنند، یعنی هر دو قبول دارند چیزهایی را که ارزش مشابهی دارند، به یکدیگر بدهند یا کاری کنند که هر دو طرف سود ببرند. گاهی ممکن است چیزهایی که عوض می‌شوند کاملاً برابر نباشند، اما چون دو طرف با این کار موافقند، یعنی هر کسی چیزی را می‌دهد تا در عوض چیز دیگری به دست بیاورد.

    تونی و لیکیشا آپارتمان‌هایشان را با هم عوض کردند. تونی از آپارتمان خودش بیرون آمد و به آپارتمان لیکیشا رفت. لیکیشا هم از آپارتمان خودش خارج شد و به آپارتمان تونی نقل مکان کرد. آن‌ها این کار را کردند چون هر دو به یک محل زندگی جدید که به محل کارشان نزدیک‌تر باشد، نیاز داشتند.

    بعضی از کسانی که در یک جلسه شرکت کرده بودند، آدرس ایمیل‌هایشان را با هم عوض کردند. آن‌ها این کار را انجام دادند چون فکر می‌کردند در آینده می‌توانند به هم کمک کنند یا با هم در تماس باشند.

    گری و سامانتا با هم ازدواج کرده‌اند. آن‌ها مرتب ماشین‌هایشان را با هم عوض می‌کنند تا در مصرف بنزین صرفه‌جویی کنند. وقتی گری مجبور است مسافت طولانی رانندگی کند، ماشین شاسی‌بلند پرمصرف خود را با ماشین کم‌مصرف هیبریدی همسرش عوض می‌کند.

    بچه‌هایی که ناهار از خانه به مدرسه می‌برند، ممکن است غذایی را که دوست ندارند با غذایی که دوست دارند عوض کنند. مثلاً جفری ساندویچ کره بادام‌زمینی و مربایش را با ساندویچ بَن‌میِ نگوین عوض می‌کند.

    مدیران شرکت‌ها هم معمولاً ایده‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند تا شرکت‌هایی که اداره می‌کنند، پیشرفت کنند.

    شما می‌توانید به یک «بازار مبادله» بروید و چیزهایی را که دیگر نیاز ندارید با چیزهایی که به آن‌ها احتیاج دارید، عوض کنید.

    صفحه‌کلید کامپیوترم از کار افتاده بود، برای همین آن را با صفحه‌کلید یک کامپیوتر دیگر که سالم بود، عوض کردم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.