بلاگ

  • معنی کلمه Starve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Starve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Starve به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک انسان یا حیوان به خاطر نخوردن غذا جان خود را از دست می‌دهد، می‌گوییم بر اثر گرسنگی مرده است. گرسنگی مشکلی جدی در بسیاری از نقاط جهان است، به ویژه برای کودکان:

    یک پسر کوچک به دلیل قحطی گسترده از گرسنگی مرد. (در این جمله از «گرسنگی» به عنوان فعل استفاده شده.)
    مردم در منطقه شاخ آفریقا از گرسنگی رنج می‌برند. (در این جمله «گرسنه» به صورت صفت به کار رفته.)
    گاوها به دلیل گرسنگی تلف شدند، چون علوفه کافی برای خوردن پیدا نکردند. (واژه «گرسنگی» در اینجا نقش اسم دارد.)

    گاهی اوقات از کلمه گرسنگی در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که فرد واقعاً گرسنه است، اما در خطر مرگ قرار ندارد:

    بچه‌ها می‌گویند دارند از گرسنگی می‌میرند.
    بیا چیزی بخوریم. من خیلی گرسنه‌ام.
    باب می‌گوید اگر زودتر چیزی نخورد، از گرسنگی خواهد مرد.

    این کلمه در شرایط دیگری هم به کار می‌رود:

    گربه شدیداً محتاج توجه است. (یعنی دوست دارد کسی به او محبت کند.)
    چارلز رژیم سخت‌گیرانه‌ای دارد. (یعنی برای لاغر شدن، خیلی کم غذا می‌خورد.)
    راشل پس از سال‌ها فعالیت به عنوان یک هنرمند کم‌درآمد، حالا در فروش نقاشی‌هایش بسیار موفق شده است. (منظور از هنرمند کم‌درآمد کسی است که در این حرفه درآمد کمی دارد.)

    فقط بخش‌های غیرمقدس بازنویسی شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” بدتر از کوری بی‌شعوری “

    معنی ضرب المثل ” بدتر از کوری بی‌شعوری “

    در اینجا به بررسی مفهوم ضرب‌المثل “بدتر از کوری، بی‌شعوری” می‌پردازیم.

    این ضرب‌المثل به ما می‌گوید که نداشتن عقل و درک از محیط اطراف، بسیار سخت‌تر و خطرناک‌تر از نابینایی است. یک فرد نابینا ممکن است چشمانش نبیند، اما اگر عقل و خرد داشته باشد، می‌تواند با دقت و تفکر راه خود را پیدا کند و از خطرات دوری کند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه “ بیابید.

    اما فردی که “بی‌عقل” است، حتی اگر چشمانش سالم باشند، چون قدرت تشخیص درست از غلط را ندارد، مرتباً در زندگی دچار مشکل می‌شود و ممکن است خود را در موقعیت‌های خطرناک و ناخوشایندی بیندازد که عواقب بدی داشته باشد.

    پس این جمله به ما یادآوری می‌کند که خرد و آگاهی، ارزشمندترین دارایی انسان است و نبود آن می‌تواند باعث زیان‌های بزرگی شود که حتی از نابینایی هم سخت‌تر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” کرم از خود درخته “ را از دست ندهید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” گربه را باید دم حجله کشت “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” طبل تو خالی “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    بدتر از کوری بی‌شعوری

    در این نوشته، با معنا و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن و ایرانی آشنا خواهید شد. لطفاً تا پایان با ما همراه باشید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” حیف از طلا که خرج مطلا کنند “ بیابید.

    معنی بدتر از کوری بی‌شعوری چیست؟

    ۱- اگر کسی بینایی خود را از دست بدهد، باز هم بهتر از کسی است که خِرَد و فهمش را از دست داده باشد. چرا که مردم به راحتی با فرد نابینا ارتباط برقرار می‌کنند، اما تحمل فرد بی‌عقل و بی‌شعور بسیار دشوار است.

    ۲- فرد نابینا نعمتی را از دست داده که تنها خودش از نبود آن رنج می‌برد؛ زیرا اوست که نمی‌تواند دنیای اطرافش را ببیند. اما کسی که از عقلش استفاده نمی‌کند و رفتاری نابخردانه دارد، علاوه بر این که به خودش آسیب می‌زند، باعث آزار دیگران نیز می‌شود.
    پس:
    فرد نابینا خود در رنج است،
    اما
    فرد بی‌شعور دیگران را به رنج می‌اندازد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده “ را بخوانید.

    ۳- از بین رفتن حس بینایی در مقایسه با دیگر حس‌ها مانند بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه، دشوارتر است. این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که اگرچه نابینایی رنج بزرگی است، اما از دست دادن خرد و درک، حتی از آن هم سخت‌تر و تلخ‌تر است.

    پیشنهادی: بیشتر ضرب‌المثل بخوانید.
    اختصاصی–آنبین

  • معنی کلمه State به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه State به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه State به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی مطلبی مهم و با ارزش را بیان می‌کند، یا زمانی که گفته‌های او هدف و پایه‌ی قانونی دارد، بهتر است از واژهٔ «state» استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    state

    اظهار کردن

    stated

    بیان کرد

    stated

    بیان کرده

    قاضی از خوانده خواست تا نامش را بگوید.
    او نامش را به وضوح برای همه حاضرین بیان کرد.
    معلم از دانش‌آموزان خواست تا اول نام خانوادگی و بعد نام کوچک خود را اعلام کنند.
    در این سند به روشنی نوشته شده که مالک قانونی این ملک چه کسی است.
    او سخنی گفت که اثبات آن دشوار بود. (کلمه “بیانیه” یک اسم است.)
    از سیاستمداران انتظار می‌رود که نظر خود را درباره موضوعات مهم روز به روشنی بیان کنند.

    این زن پس از حادثه، در حالت شوک به سر می‌برد.
    وضعیت روانی او در یک سال گذشته بهبود یافته است.
    وقتی شغلشان را از دست دادند، خود را در شرایطی ناامیدکننده یافتند.
    وضعیت زندگی آن‌ها در حال حاضر کمی پیچیده است.

    در کدام ایالت زندگی می‌کنید؟
    او در ایالت ایلینوی ساکن است.
    وینس برای دولت ایالتی کار می‌کند.
    ایالات متحده آمریکا از ۵۰ ایالت تشکیل شده است.
    جان کری وزیر امور خارجه آمریکاست. (گاهی کلمه “state” معادل “کشور” به کار می‌رود.)
    فرانسه یک کشور مستقل است. (یعنی خود را اداره می‌کند و تصمیماتش را خودش می‌گیرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Stay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Stay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Stay به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «stay» به معنای ماندن در یک مکان، معمولاً برای مدتی کوتاه است. این کلمه بیشتر برای مسافران به کار می‌رود:

    هارولد در سفر تفریحی با خانواده‌اش، در یک هتل بسیار خوب ماند.
    اگر به نیویورک بروید، کجا می‌مانید؟
    هتل پالمر هاوس در شیکاگو، جای خوبی برای ماندن است.
    وقتی باراک اوباما به شهر ما آمد، همه می‌خواستند بدانند کجا اقامت دارد.

     
    «stay» به عنوان فعل، معنی‌ای نزدیک به «باقی ماندن» دارد:

    موهای ونسا مرتب نمی‌ماند، مگر اینکه از چیزی برای ثابت نگه داشتن آن استفاده کند.
    یک بچه دو ساله به سختی می‌تواند برای مدت طولانی در یک جا بماند.
    این کالاهای حراجی، چون خیلی ارزان هستند، زیاد در انبار نمی‌مانند.
    گوشتی که در فریزر می‌گذاریم، تا چند هفته سالم می‌ماند.
    همان جا که هستی بمان، من می‌آیم و تو را سوار می‌کنم.
    ما نتوانستیم بیشتر از یک ساعت در مهمانی بمانیم.
    متأسفم، نمی‌توانم بمانم. (این جمله وقتی گفته می‌شود که کسی به جایی می‌رود، اما بلافاصله باید آنجا را ترک کند.)

     
    «stay» به عنوان اسم نیز به کار می‌رود و به معنای اقامت کوتاه است:

    یولاندا یک شب در ممفیس ماند.
    بیل و جنیفر یک اقامت دو هفته‌ای در بارسلونا داشتند.
    مدیر هتل به مهمانان گفت: امیدوارم از اقامتتان راضی بوده باشید.
    امیدوارم از مدت زمان ماندنتان لذت برده باشید.

     
    «overstay» یعنی بیشتر از حد لازم یا مجاز در جایی ماندن:

    لی بیشتر از مدت ویزایش ماند.
    یک گروه از دانشجوهای شلوغ کار، بیش از حد مجاز مهمان بودند و باعث اذیت شدند. (یعنی هم طولانی ماندند و هم رفتار خوبی نداشتند. اصطلاح «overstay one’s welcome» به این معناست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” برو کشکت را بساب “

    معنی ضرب المثل ” برو کشکت را بساب “

    این ضرب‌المثل در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی در کاری دخالت می‌کند که هیچ تخصص، صلاحیت یا مرتبه‌ای در آن زمینه ندارد. در واقع، این مثل به افرادی خطاب می‌شود که بی‌جهت خود را در کار دیگران می‌اندازند و به آنان توصیه می‌شود به سراغ کار خودشان بروند.

    ریشه این اصطلاح به پیشه آسیابانی برمی‌گردد. در گذشته هر کس گندم داشت برای آرد کردن به آسیاب می‌برد. آسیابان هم حق داشت تنها دانه‌هایی را که متعلق به خودش بود یا برای آسیاب کردن به او داده شده بود، آسیاب کند. اگر کسی می‌خواست غله دیگران را بدون اجازه بردارد و آسیاب کند، به او می‌گفتند: “برو کشکت را بساب”. یعنی به سراغ کار و دانه خودت برو و در کار دیگران دخالت نکن.

    امروزه هم این ضرب‌المثل مفهوم خود را حفظ کرده و برای محترمانه و در عین حال قاطعانه رد کردن دخالت بی‌جای دیگران استفاده می‌شود.

    معنی برو کشکت را بساب

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما باشید.

    معنی برو کشکت را بساب چیست؟

    ۱. عبارت “کشک سابیدن” به معنای انجام کار بیهوده و هدر دادن عمر است.

    ۲. وقتی این ضرب‌المثل را در مورد کسی به کار می‌برند، یعنی او را شایسته انجام کارهای مهم یا حتی مشورت دادن نمی‌دانند. به این معنا که اگر او به کارهای پیش پاافتاده‌ای مثل کشک سابیدن مشغول باشد، بهتر از این است که در امور مهم دخالت کند.

    ۳. گاهی نیز این ضرب‌المثل خطاب به کسی گفته می‌شود که در کار دیگران دخالت می‌کند و در هر موضوعی خود را صاحب نظر می‌داند. در چنین مواقعی این جمله به او گفته می‌شود: این کارها به تو مربوط نیست، برو و به کار خودت برس.

    داستان کشک سابیدن

    روایت شده که مردی کشک‌فروش بود که آرزوهای بزرگی در سر داشت و دوست داشت به تمام خواسته‌هایش برسد. برای همین، پیش عارفی بزرگ رفت و از او درخواست کرد که نام ویژه خداوند را به او بیاموزد؛ زیرا کسی که آن نام را بداند، می‌تواند به هرچه بخواهد دست پیدا کند.

    عارف که آن مرد را می‌شناخت و می‌دانست به چیزهای مادی علاقه دارد، برای آزمایش او، ابتدا روش پختن نوعی فرنی مخصوص را به او یاد داد و گفت: «این فرنی را بپز و بفروش، اما شاگردی استخدام نکن و روش پخت آن را هم به کسی نگو.» مرد قبول کرد و رفت.

    پس از مدتی که فرنی‌هایش را می‌پخت و می‌فروخت، کم‌کم کسب‌وکارش رونق گرفت و مشتریانش زیاد شدند. سپس برای مغازه‌اش شاگردی گرفت و روش پخت فرنی را هم به او یاد داد.

    زمانی گذشت و شاگردش در پخت فرنی مهارت پیدا کرد و در جای دیگری مشغول کار شد. چون او بین مردم شناخته‌تر از استادش شده بود، کارش پررونق شد تا جایی که کسب‌وکار مرد کشک‌فروش، که استاد او بود، از رونق افتاد.

    مرد درمانده نزد عارف بازگشت و از ورشکستگی خود شکایت کرد و دوباره برای بهتر شدن وضعیتش، درخواست آموختن نام ویژه خداوند را کرد. عارف که از ماجرا باخبر بود، به او گفت: «تو نتوانستی راز یک فرنی را پیش خودت نگه داری و آن را فاش کردی، حالا می‌خواهی نام ویژه خدا را به تو یاد بدهم؟ برو و همان کشک خودت را آماده کن و خدا را شکرگو باش!»

  • معنی کلمه Steal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Steal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Steal به فارسی با مثالهای کاربردی

    دزدی یعنی برداشتن چیزی که مال شما نیست، با این قصد که آن را برای خودتان نگه دارید یا بفروشید. این کار نادرست است، اما متأسفانه از دیرباز در جوامع انسانی وجود داشته است. به کسی که این کار را می‌کند “دزد” می‌گویند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    steal

    دزدیدن

    stole

    دزدید

    stolen

    دزدیده شده

    دزد یک کیسه برنج از فروشگاه دزدید. (گذشته)
    تاد هر وقت فرصت پیدا کند، از مردم چیزهایی می‌دزدد. (حال)
    کسی ماشین من را دزدیده است! (حال کامل)

    این فعل معمولاً به صورت مجهول به کار می‌رود، چون عمل دزدی اغلب پنهانی انجام می‌شود و پیدا کردن عامل آن سخت است:

    یک کیف بزرگ پول از بانک دزدیده شد.
    ماشین همسایه‌هایمان از جلوی خانه‌شان دزدیده شد.
    کتاب‌ها از انبار مدرسه دزدیده شده بودند.
    دوچرخه تو دزدیده خواهد شد اگر آن را قفل نکنی.

    کلمه “stealing” یک اسم مصدر است:

    آن زن در حین دزدیدن چند لباس دستگیر شد.
    دزدی وقتی مقدار اموال دزدیده شده زیاد باشد، جرم جدی‌ای محسوب می‌شود.
    پسر به خاطر دزدیدن پول از مادرش، احساس گناه می‌کرد.

    انواع مختلفی از دزدی وجود دارد:

    یک دزد مغازه، از داخل فروشگاه اجناس را می‌دزدد.
    یک خائن مالی، از شرکتی که در آن کار می‌کند پول برداشت می‌کند.
    یک جیب‌بر، بدون این که کسی متوجه شود، کیف پول مردم را می‌دزدد.
    یک سارق، معمولاً شب‌ها یا وقتی کسی در خانه نیست، از خانه‌ها دزدی می‌کند.
    یک غارتگر، وقتی نظم جامعه از بین برود، دست به دزدی می‌زند.
    یک جاعل، با فروش چیزهای تقلبی به مردم کلاهبرداری می‌کند.
    یک حقه‌باز، از طریق فریب دادن دیگران، از آن‌ها دزدی می‌کند.

    کلمه “steal” در عبارت‌های مختلفی هم به کار می‌رود:

    پالتویی که حراج خریدم، واقعاً ارزان تمام شد. (قیمت خیلی کمی داشت)
    آن دختر دل آن پسر جوان را برد. (او را عاشق خودش کرد)
    آن بازیگر، همه توجه‌ها را روی خودش جمع کرد. (از بقیه بازیگران بهتر بود)
    دونده‌ای که روی پایه اول بود، تصمیم گرفت به پایه دوم بدود. (این یک حرکت تهاجمی در بازی بیسبال است)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” با یک غوره سردیش می‌کنه با یک مویز گرمیش “

    معنی ضرب المثل ” با یک غوره سردیش می‌کنه با یک مویز گرمیش “

    این ضرب‌المثل زیبا در مورد افرادی صحبت می‌کند که به سادگی و با کوچکترین اتفاق، حال و هوایشان عوض می‌شود. این مثل شخصیتی را توصیف می‌کند که بسیار حساس و زودرنج است.

    معنی آن این است که بعضی افراد آنقدر روحیه‌ی ناپایداری دارند که گاهی با یک حرف یا برخورد کوچک و ناخوشایند (مثل یک دانه غوره‌ی ترش) ناراحت و دلسرد می‌شوند. در مقابل، گاهی هم با یک محرک کوچک و دلپذیر (مثل یک دانه مویز شیرین) دوباره شاد و سرحال می‌گردند.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که این افراد ذاتاً بد نیستند، فقط بسیار تأثیرپذیر و حساس هستند و روحیه‌شان مانند ترازویی است که به آسانی به نوسان درمی‌آید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ را بخوانید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” گاوش زاییده “ بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دنیا دار مکافات است “ را بخوانید.

    با یک غوره سردیش می‌کنه

    در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “.

    (بیشتر…)

  • معنی کلمه Steep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Steep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Steep به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزهایی که شیب تند دارند، بالا رفتن یا پایین آمدن از آنها سخت است. جاده‌های پرپیچ و خم، کوه‌ها و تپه‌ها نمونه‌هایی از چیزهای شیبدار هستند.

    بزها استاد بالا و پایین رفتن از سطوح شیبدار هستند. این بز در حال پایین آمدن از یک صخرهٔ پرشیب است.
    آیا ماشین شما می‌تواند از تپه‌های شیبدار بالا برود؟
    ماشین من اگر در دندهٔ سنگین باشد، می‌تواند از تپه‌های بسیار شیبدار بالا برود.
    بالا رفتن از نردبان می‌تواند خطرناک باشد، چون شیب زیادی دارد.
    کوه‌نوردی کار دشواری است، چون کوه‌ها شیب‌های تندی دارند.
    او در حال بالا رفتن از یک کوه پرشیب است.

     
    واژهٔ “steep” گاهی برای توصیف موقعیت‌های سخت و چالش‌برانگیز هم به کار می‌رود:

    یادگیری این برنامهٔ کامپیوتری سخت است. (یادگیری نحوهٔ استفاده از آن دشوار است.)
    باب پس از آنکه در یک سانحهٔ رانندگی فلج شد، با مشکلات بزرگی روبرو شد.

     
    کاربرد دیگر این کلمه وقتی است که چای در آب داغ قرار می‌گیرد و طعم آن خارج می‌شود. در این حالت از کلماتی مثل “نشستن” یا “خیساندن” هم استفاده می‌شود.

    چای را با گذاشتن برگ‌های آن در آب داغ درست می‌کنیم و وقتی آمادهٔ نوشیدن شد، آن‌ها را خارج می‌کنیم.
    هرچه مدت بیشتری چای را در آب بگذارید، غلیظ‌تر و پررنگ‌تر می‌شود.
    چقدر باید بگذارم این چای دم بکشد؟ (برگ‌های چای چه مدت در آب بمانند؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” پوست انداختن “

    معنی ضرب المثل ” پوست انداختن “

    حتماً تا به حال شنیده‌اید که در مورد یک شخص می‌گویند: “او پوست انداخته!” این ضرب‌المثل زیبا از رفتار مار الهام گرفته شده است. همان‌طور که می‌دانید، مارها برای رشد و بزرگ‌تر شدن، پوست قدیمی خود را می‌اندازند و پوستی جدید و تازه پیدا می‌کنند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” از دماغ فیل افتادن ” + داستان را مطالعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد “ بیابید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” دنیا محل گذر است “ بیابید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ” + داستان به شما کمک خواهد کرد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” قاطی مرغا شدن “ را مطالعه کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” بار کج به منزل نمی رسد ” + انشا و داستان را از دست ندهید.

    در زندگی انسان‌ها نیز این ضرب‌المثل کاربرد دارد. وقتی می‌گوییم کسی “پوست انداخته” یعنی او تغییرات بزرگی در خود ایجاد کرده، معمولاً به سمت بهتر شدن. این تغییر می‌تواند در رفتار، شخصیت، شرایط زندگی یا حتی وضعیت مالی باشد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” شیطان با مخلصان بر نمی آید و سلطان با مفلسان “ مراجعه کنید.

    برای مثال، ممکن است فردی را ببینید که قبلاً خجالتی بوده، اما اکنون بسیار بااعتمادبه‌نفس و اجتماعی شده است. یا کسی که در گذشته مشکلات زیادی داشته، اما حالا زندگی‌اش کاملاً بهبود یافته است. در چنین مواقعی است که از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم.

    به بیان دیگر، “پوست انداختن” نماد رها کردن حالت قدیمی و رسیدن به مرحله‌ای جدید و بهتر در زندگی است.

    مقاله معنی ضرب المثل “هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد” منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” نوکر بابات غلام سیاه “ را بخوانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” کاشکی را کاشتند سبز نشد “ سر بزنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” علف باید به دهن بزی شیرین باشه “ سری سر بزنید.

    معنی پوست انداختن

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید تا راز این سخن حکیمانه را باهم کشف کنیم.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” راستی، راه نجات است “ مراجعه کنید.

    معنی ضرب المثل پوست انداختن چیست؟

    جانورانی مانند مار، مارمولک و جیرجیرک معمولاً پوست‌اندازی می‌کنند. در این حالت، پوست تازه‌ای در بدن آن‌ها رشد می‌کند و مجبور می‌شوند لایه بیرونی پوست خود را دور بریزند. این فرایند ممکن است با دشواری و رنج همراه باشد.

    ۱- ضرب‌المثل “پوست انداختن” به شرایط انسان پس از پشت سر گذاشتن مشکلات و سختی‌های زندگی اشاره دارد. یعنی فرد رنج و مشقت زیادی را تحمل کرده است.

    ۲- از این ضرب‌المثل وقتی استفاده می‌شود که بخواهند میزان دشواری یک کار را نشان دهند و بگویند چقدر برای موفقیت در آن زمان، تلخ‌کامی یا پیروزی را تجربه کرده‌اند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز + داستان پیدا کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” افاده ها طبق طبق سگ ها به دورش وق و وق “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    ۳- نمونه‌ها:
    ◊ امتحان دیروز آن قدر سخت بود که از اول مطالعه تا پایان امتحان، کلی پوست انداختم.
    ◊ هوا آن قدر گرم است که آدم احساس می‌کند در حال پوست انداختن است.
    ◊ کلی رنج کشیدیم و سختی دیدیم تا توانستیم خانه جدیدی بخریم.
    ◊ من دیگر آن آدم شاد و بی‌غم گذشته نیستم! در زندگی آن قدر سختی کشیده‌ام تا بتوانم روی پای خودم بایستم.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری “ پیدا کنید.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل درباره تحمل سختی‌ها

  • معنی کلمه Step به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Step به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Step به فارسی با مثالهای کاربردی

    پله‌ها چیزهایی هستند که برای بالا یا پایین رفتن از آن‌ها استفاده می‌کنیم:

    این پله‌ها به یک در می‌رسند.
    آن‌ها روی پله‌ها نشسته‌اند.
    از پله‌ها بالا برو تا به در ورودی برسی.

     
    همچنین، “قدم” نوعی حرکت به جلو یا عقب است.

    برای راه رفتن، یک نفر پی در پی قدم برمی‌دارد.
    آن‌ها در حال رقصیدن هستند. چند حرکت رقص خوب بلدند.
    آن‌ها هماهنگ با موسیقی حرکت می‌کنند.
    او تصادفاً روی پای کسی پا گذاشت.

     
    کاربردهای مختلف کلمه “قدم”

    یک نفر باید پیشقدم شود و در حل مشکل کمک کند. (پیشقدم شدن = داوطلب شدن)
    او باید عملکردش را بهتر کند. (یعنی باید تلاشش را بیشتر کند)
    من باید برای یک لحظه برای هواخوری بیرون بروم. (بیرون رفتن = ترک کردن محل برای مدت کوتاه)
    آن‌ها اقدامات لازم برای بهبود سابقه اعتباریشان را انجام می‌دهند. (اقدامات = مجموعه کارهایی برای رسیدن به هدف)
    قدم بعدی تو چیست؟ (بعد از این چه کاری می‌خواهی انجام دهی؟)
    کنار برو! (از جلوی من دور شو!)
    نلسون یک برادر ناتنی دارد که در کالیفرنیا زندگی می‌کند. (نسبت ناتنی یعنی رابطه خونی وجود ندارد و این رابطه از طریق ازدواج به وجود آمده است.)

    فرق بین “steps” و “stairs” در چیست؟
    معمولاً steps تعداد کمتری دارند، اغلب در فضای بیرونی هستند و روی آن‌ها فرش نیست.
    اما stairs معمولاً برای جابه‌جایی بین طبقات استفاده می‌شوند، داخل ساختمان قرار دارند و ممکن است فرش شده باشند.
    با این حال، گاهی این دو کلمه به جای هم به کار می‌روند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.