بلاگ

  • معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pride به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی نسبت به خودش یا دیگران احساس غرور می‌کند، این حس معمولاً خوشایند و مثبت است. همچنین ممکن است فرد به خاطر کاری که انجام داده یا چیزی که ساخته است، احساس غرور کند.

    جان به مبلمانی که می‌سازد بسیار افتخار می‌کند.
    ماریا پس از بردن مسابقه، غرور زیادی احساس کرد.
    پدر و مادر بیل وقتی از موفقیت‌های او حرف می‌زنند، بسیار به او می‌بالند.
    برندهٔ مسابقه پس از دریافت مدال طلا، سرشار از غرور شد.
    این غرور در لبخندهای روی صورتشان کاملاً پیداست.

     
    واژهٔ “pride” را می‌توان به صورت فعل هم به کار برد، اما در این حالت معمولاً با یک ضمیر بازتابی همراه است:

    او به توانایی‌اش در نواختن گیتار افتخار می‌کند.
    او به مهارتش در آشپزی می‌بالد.
    آنها به توانایی‌های ورزشی خود افتخار می‌کنند.

     
    کلمهٔ “proud” در واقع شکل صفتیِ “pride” است.

    او از خودش احساس غرور می‌کند.
    خانوادهٔ هلن به موفقیت‌های او در مدرسه افتخار می‌کنند.
    ریچارد به آمریکایی بودن خود می‌بالد.
    من به فرزندانم افتخار می‌کنم.
    من خیلی به تو افتخار می‌کنم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Prime به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای صحبت در مورد چیزهایی که بهترین کیفیت را دارند یا زمانی که یک فرد در بهترین شرایط خود قرار دارد، می‌توانید از کلمه «اوج» یا «برتر» استفاده کنید.

    باب در چهل و هفت سالگی احساس می‌کند در بهترین دوره زندگی خود به سر می‌برد. (این زمانی است که یک فرد از نظر ذهنی، جسمی، اجتماعی، مالی و سایر جنبه‌ها در قوی‌ترین حالت خود قرار دارد.)
    وقتی جو در دوران اوج خود بود، می‌توانست ساعت‌ها تنیس بازی کند. اما اکنون دیگر توانایی انجام آن را ندارد.
    جولیا زمانی که در کنار دوستان و حامیانش است، در اوج توانایی و شادابی خود قرار دارد.
    طرفداران استیک، برش دنده گوساله را بسیار دوست دارند چون هم آبدار است و هم نرم. (prime rib = یک قطعه گوشت باکیفیت از گاو)
    فروشگاه‌ها به دنبال مکان‌های عالی و پررفتوآمد برای فروش کالاهای خود هستند.
    سگ نژاد لابرادور، یک نژاد عالی برای شکار یا همراهی انسان‌ها محسوب می‌شود.

     
    وقتی این کلمه به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای آماده کردن یک شخص یا چیز برای یک فعالیت یا هدف خاص است:

    قبل از رنگ‌کاری، بهتر است چوب خام را با یک لایه آستری بپوشانید.
    جری قبل از زدن رنگ نهایی، بدنه ماشینش را آماده کرد.
    ورق گچی باید قبل از رنگ‌خوردن، آستر شود.
    مت در حال آماده‌سازی است تا به سمت معاونت در شرکتی که کار می‌کند، منصوب شود. (V.P. = معاون)
    رئیس سوفیا دارد او را آماده می‌کند تا مدیریت بخش حسابداری را بر عهده بگیرد.
    سگ ما توسط یک مربی حرفه‌ای برای شکار آموزش می‌بیند.

     
    همچنین این کلمه قبل از عنوان «وزیر» در اشاره به رهبران سیاسی کشورهایی با سیستم حکومتی پارلمانی استفاده می‌شود.

    نخست‌وزیر فعلی بریتانیا بوریس جانسون است.
    نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ به عنوان نخست‌وزیر هند انتخاب شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Prior به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “prior” به معنی “قبلی” یا “پیش از” است. یادگیری این کلمه مفید است چون معمولاً در صحبت‌های روزمره درباره برنامه‌ها، کارها و رویدادهای مهم به کار می‌رود:

    شغل قبلی تونی در بخش مونتاژ بود.
    متأسفم نمی‌توانم در جلسه حاضر شوم، یک تعهد قبلی دارم.
    قبل از آمدن به آمریکا، آن‌ها در کنیا زندگی می‌کردند.
    قبل از شرکت در این کلاس، باید مجوز بگیرید. (کلمه “prior to” معمولاً با فعل ingدار به کار می‌رود.)
    برای گذراندن این کلاس، نیاز به تأیید قبلی دارید.

     
    اگر به “prior” پایانۀ “ity-” را اضافه کنید، کلمۀ “priority” به معنی “اولویت” ساخته می‌شود. اولویت به چیزی گفته می‌شود که اهمیت زیادی دارد و باید قبل از بقیه کارها انجام شود:

    تمام کردن دانشگاه برای او یک اولویت است. او بعد از گرفتن مدرک ازدواج خواهد کرد.
    باید اولویت‌هایت را مرتب کنی. (این یک اصطلاح است و معمولاً به کسی گفته می‌شود که درست تصمیم نمی‌گیرد و کارهای مهم را اولویت‌بندی نمی‌کند.)
    اولویت‌های شما چیست؟ (چه چیزهایی برایتان اهمیت دارد؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان

    **آشنایی با معنا، مفهوم و داستان ضرب‌المثل “خروس بی‌محل”**

    حتماً تا به حال شنیده‌اید که به کسی می‌گویند: “تو چقدر خروس بی‌محلی!” این حرف معمولاً در مورد کسی به کار می‌رود که در جایی حاضر می‌شود که به او مربوط نیست، یا در کاری دخالت می‌کند که هیچ تخصص و صلاحیتی در آن ندارد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد ظاهر و باطن + ضرب المثل.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” کارو دست میکنه اما چشم میترسه “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” زبانم مو در آورد “.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” دشمن دانا بلندت میکند برزمینت میزند نادان دوست “ را حتماً بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “.

    اما داستان پشت این ضرب‌المثل چیست؟

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” چشم بازار را درآوردن “ سر بزنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خر بی صاحب رو همه سوار میشن “ مراجعه کنید.

    در گذشته، در بسیاری از خانه‌های روستایی، یک خانه بزرگ وجود داشت که چندین خانواده به طور مشترک در آن زندگی می‌کردند. در این خانه‌های بزرگ، برای هر خانواده یک اتاق جداگانه در نظر گرفته می‌شد. هر خانواده برای خودش یک خروس داشت که صبح‌ها در حریم همان اتاق، بانگ اذان سر می‌داد و بیدارباش اعلام می‌کرد.

    حالا اگر خروس یک خانواده، به جای اینکه در محدوده خودش و کنار اتاق صاحبش crow بکشد، می‌رفت در کنار اتاق خانواده دیگر و آنجا شروع به خواندن می‌کرد، به او می‌گفتند “خروس بی‌محل”. یعنی کسی که در جایی که نباید باشد، حاضر شده و نقشی را ایفا می‌کند که مربوط به او نیست.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” از اونجا مونده، از اینجا رونده “ سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه “ را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آدم شاخ در می آورد “ به شما کمک خواهد کرد.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” انگشت به دهان ماندن “ سری سر بزنید.

    **مفهوم اصلی ضرب‌المثل:**

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که هر کسی باید در جایگاه و محدوده خودش عمل کند. دخالت در کار دیگران، اظهارنظر در زمینه‌هایی که تخصصی در آن نداریم، یا حضور در مکان‌ها و موقعیت‌هایی که به ما مربوط نمی‌شود، می‌تواند باعث ایجاد مشکل شود و دیگران را ناراحت کند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” اسب را گم کردن و پی نعلش گشتن “ را حتماً بخوانید.

    پس دفعه بعد که خواستید در کاری که به شما مربوط نیست دخالت کنید، یاد این ضرب‌المثل بیفتید و مراقب باشید که یک “خروس بی‌محل” نباشید!

    مقاله معنی ضرب المثل ” روز از نو روزی از نو ” چیست منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ پیدا کنید.

    ضرب المثل خروس بی محل

    در این نوشته، با مفهوم و داستان پشت ضرب‌المثل کهن ایرانی «خروس بی‌محل» آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل خروس بی محل

    ۱- یعنی انجام دادن کاری در زمانی که مناسب آن نیست.
    ۲- معمولاً وقتی این عبارت را به کار می‌برند که کسی بی‌جا وسط حرف یا کار دیگری بپرد.
    ۳- به کسی گفته می‌شود که زمان‌شناسی نمی‌کند و در وقت نامناسب کاری انجام می‌دهد.
    ۴- یعنی کسی که بدون توجه به موقعیت، در کار دیگران دخالت می‌کند.

    داستان ضرب المثل خروس بی محل

    در روزگار باستان، پادشاهی بزرگ به نام کیومرث حکومت می‌کرد. او پسر عزیزی داشت به نام پشنگ که همیشه به کوهستان می‌رفت و در آنجا با خدای خود راز و نیاز می‌کرد. پشنگ نزد پدرش بسیار عزیز بود و کیومرث دلش به وجود او روشن بود.

    کیومرث لشکری بزرگ و نیرومند داشت و به سرزمین‌های زیادی لشکرکشی می‌کرد. به همین دلیل، دشمنان زیادی داشت. یکی از این دشمنان، فردی به نام دیوان بود که در یک جنگ از کیومرث شکست سختی خورده بود. از آن پس، آتش انتقام در دلش روشن شد و در فکر بود تا در فرصتی مناسب، از کیومرث انتقام بگیرد.

    دیوان می‌دانست پسر پادشاه برای عبادت به کوه می‌رود. پس در راه او کمین کرد تا در موقعیت مناسب، او را از بین ببرد. روزی که پشنگ به کوه رفت، دیوان و همراهانش به دنبال او حرکت کردند. وقتی پشنگ مشغول نیایش شد، دیوان از پشت، سنگی بزرگ به سر او زد و او را کشت و سپس فرار کرد.

    روز بعد، کیومرث به کوه رفت تا پسرش را ببیند. در راه، جغدی در برابر او نشست و آوازی خواند و پس از چند لحظه پرواز کرد و رفت. کیومرث به راهش ادامه داد و وقتی به کوه رسید، پیکر بی‌جان پسرش را دید. از غم از دست دادن پسرش، بسیار گریست و جغد را نفرین کرد و آن را پرنده‌ای بدیمن نامید. می‌گویند از آن زمان، جغد به عنوان پرنده‌ای شوم شناخته می‌شود.

    کیومرث فهمید که دیوان پسرش را کشته است. پس با سپاهش به سوی او حرکت کرد. در راه، خروسی سفید را دید که با مرغ و جوجه‌هایش در حال چریدن بود. ناگهان ماری به آن‌ها حمله کرد. خروس برای دفاع از خانواده‌اش با مار جنگید و در نهایت، مار را کشت. کیومرث از شجاعت خروس خوشش آمد و به سربازانش گفت: مانند این خروس باشید و از خانواده و میهن خود تا آخرین نفس دفاع کنید. سپس دستور داد خروس و خانواده‌اش را در قفسی نگهداری کنند و وقتی به ایران بازگشتند، از آن‌ها مراقبت کنند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    سپس سپاهش را به مقر دیوان برد و در حمله‌ای همهٔ افراد دیوان را نابود کرد و خود او را نیز کشت و سپس به ایران بازگشت.

    سال‌ها گذشت و کیومرث همواره به آن خروس رسیدگی می‌کرد و به او محبت می‌کرد. یک شب، خروس ناگهان شروع به خواندن کرد و همه از این رفتارش شگفت‌زده شدند. ناگهان خدمتکاران قصر خبر دادند که کیومرث از دنیا رفته است. در همان لحظه، همه فهمیدند که اگر خروس بی‌موقع بخواند، به آن می‌گویند: خروس بی‌محل.

    بیشتر بخوانید: ضرب المثل‌های شیرین فارسی

  • معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Probably به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “probably” که در فارسی به “احتمالاً” ترجمه می‌شود، یک کلمه پرکاربرد است. ما از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که فکر می‌کنیم چیزی به احتمال خیلی زیاد رخ خواهد داد. یک نکته مهم این است که “probably” معمولاً در جمله، نزدیک به فعل اصلی می‌آید.

    * من احتمالاً امروز برای خرید می‌روم.
    * احتمالاً امروز بعدازظهر باران می‌آید.
    * تو احتمالاً برای انجام این تکلیف سخت کمک می‌خواهی.
    * بچه‌ها احتمالاً بعداً دلشان می‌خواهد به پارک بروند.

    وقتی حدس می‌زنید که اتفاقی به احتمال زیاد **نخواهد افتاد**، از “probably not” یا “probably” همراه با یک فعل منفی استفاده می‌کنید:

    * احتمالاً امروز باران نمی‌آید.
    * آن‌ها احتمالاً تا ساعت‌های بعد به اینجا نمی‌رسند.
    * او احتمالاً آن شغلی که مصاحبه کرده بود را به دست نمی‌آورد.
    * او از چیزی ناراحت است. احتمالاً الان وقت خوبی برای صحبت کردن با او نیست. بهتر است بعداً این کار را بکنی.

    شما همچنین می‌توانید از “probably” برای حدس زدن در مورد اتفاقاتی که ممکن است در **گذشته** افتاده باشند استفاده کنید:

    * دیو هنوز نیامده است. احتمالاً در ترافیک مانده.
    * نادین ناراحت به نظر می‌رسد. احتمالاً در امتحانش قبول نشده است.
    * موهای معلم‌مان کاملاً خیس است. احتمالاً امروز بدون چتر به مدرسه آمده.
    * ایزابل به کلاس دیر رسید. احتمالاً زنگ هشدارش را نشنیده و خواب مانده.

    به خاطر داشته باشید که “probably” معمولاً به عنوان یک پاسخ کوتاه و تک‌کلمه‌ای به سوالات یا جمله‌های دیگر نیز به کار می‌رود:

    * **آ:** فکر می‌کنی امتحان سخت باشد؟
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** تعمیر این ماشین هزینه‌ی زیادی خواهد داشت.
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** آن‌ها بیش از چهار سال است که با هم هستند. فکر می‌کنی هیچ‌وقت ازدواج کنند؟
    * **ب:** آره، احتمالاً.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” خودم کردم که لعنت بر خودم باد “

    معنی ضرب المثل ” خودم کردم که لعنت بر خودم باد “

    گاهی پیش می‌آید که آدم به خاطر یک تصمیم نادرست یا یک کار اشتباه، بعداً خیلی پشیمان می‌شود و تنها می‌گوید: “خودم کردم که لعنت بر خودم باد!”

    مقاله معنی ضرب المثل ” زیره به کرمان بردن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که فرد به دلیل عمل نادرست خودش، دچار دردسر و ناراحتی شده و فقط می‌تواند خود را سرزنش کند. مثل کسی که با حرف نسنجیده‌ای رابطه‌اش را با عزیزی خراب می‌کند، یا کسی که فرصت خوبی را از دست می‌دهد و بعد حسرت می‌خورد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” از دماغ فیل افتادن ” + داستان را از دست ندهید.

    در واقع این جمله نشان‌دهندهٔ پذیرش کامل مسئولیت یک عمل اشتباه و عواقب تلخ آن است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” سر و ته یه کرباس “ بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دست به سیاه و سفید نزدن “ را بخوانید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” جای پای خود را محکم کردن “ به شما کمک خواهد کرد.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” از این دم بریده هر چی بگی بر میاد “ سری سر بزنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به گردن گرفتن “.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد “ را از دست ندهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طایی شدن آسان بود “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    خودم کردم که لعنت بر خودم باد

    در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل ایرانی آشنا خواهید شد. لطفاً تا پایان با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل خودم کردم که لعنت بر خودم باد 

    وقتی کسی با تصمیمات نادرست یا بی‌احتیاطی‌هایش، باعث بروز مشکل برای خودش شود، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کند.
    یعنی همهٔ دردسرها و گرفتاری‌هایی که به سراغم آمد، فقط و فقط به خاطر بی‌فکری و سهل‌انگاری خودم بوده است.
    مفهوم اصلی این است که آدم خودش را به خاطر کاری که اشتباه انجام داده، سرزنش می‌کند.
    این ضرب‌المثل ارتباط نزدیکی با جملهٔ “از ماست که بر ماست” دارد.
    همچنین شبیه به این ضرب‌المثل قدیمی است که می‌گوید: “خود کرده را تدبیر نیست”.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” دوری و دوستی ” و توضیح آن مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” راستی، راه نجات است “ ادامه دهید.

    یک مثال از کاربرد این ضرب‌المثل:
    گاهی افراد پس از انجام کاری اشتباه که به ضرر خودشان یا نزدیکانشان تمام می‌شود، پشیمان می‌شوند. بعضی‌ها در چنین شرایطی دنبال مقصر می‌گردند تا تقصیرها را به گردن دیگران بیندازند. اما برخی دیگر، خودشان را مسئول می‌دانند و از خودشان گله می‌کنند؛ حتی گاهی خود را نفرین هم می‌کنند. مثلاً می‌گویند: “ای کاش آن کار را نمی‌کردم!” یا “این که شد دستاورد خودم، لعنت به خودم!”

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” یک شبه ره صد ساله رفتن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” دلی از عزا درآوردن “ را از دست ندهید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد “ پیدا کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” نه سیخ بسوزه نه کباب “ را مطالعه کنید.

    اگر توضیح یا برداشت تازه‌ای دربارهٔ این ضرب‌المثل دارید، می‌توانید از بخش نظرات برای ما بنویسید.

  • معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Profit به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی از یک سرمایه‌گذاری تجاری، پول بیشتری به دست آورد نسبت به آنچه خرج کرده است، این مقدار اضافی، «سود» نام دارد. واژه «سود» شبیه به مفهوم «نفع» است.

    جف از تجربه‌اش به عنوان آشپز سود برد. (این تجربه برایش مفید بود.)
    ساندرا از رابطه خوب با پدر و مادرش سود می‌برد. (این جمله در زمان حال ساده است.)
    از تقلب کردن سودی نخواهی برد.
    پیتزافروشی به خاطر موقعیت عالی‌اش در حال سود بردن است. (این جمله در زمان حال استمراری است.)
    «کسی که دنیا را به دست آورد و روح خود را از دست بدهد، چه سودی دارد؟» (نقل از کتاب مقدس، مرقس ۸:۳۶)

    این واژه معمولاً به صورت اسم نیز به کار می‌رود:

    ماریا از فروش گل در روز ولنتاین سود زیادی کسب کرد.
    آنها امسال سودی به دست نمی‌آورند، چون کسب‌وکارشان تازه شروع به کار کرده است.
    چند سال طول می‌کشد تا به سوددهی برسند.
    سود خالص جری در سال گذشته ۴۵٬۰۰۰ دلار بود. (سود خالص یعنی پولی که پس از کسر هزینه‌ها و مالیات باقی می‌ماند.)
    سود ناخالص ترزا ۲۰٬۰۰۰ دلار بود، اما پس از کسر هزینه‌ها مشخص شد که در واقع درآمد خالص چندانی نداشته است.

    برای ساختن صفت از این کلمه، می‌توان پسوند «able» را به انتهای آن اضافه کرد.

    سال ۲۰۱۵ برای کسب‌وکار آنها سال پرسودی بود.
    صنعت تلفن همراه در سال‌های اخیر بسیار سودآور بوده است.
    صنعت نفت امروز به اندازه پنج سال پیش سودآور نیست.
    ما فروش آن محصول را قطع کردیم چون سودآور نبود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” چوب لای چرخ کسی گذاشتن “

    معنی ضرب المثل ” چوب لای چرخ کسی گذاشتن “

    **آشنایی با ضرب‌المثل «چوب لای چرخ کسی گذاشتن» و مفهوم آن**

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” از اسب افتاده از نسل که نیفتاده “ ادامه دهید.

    حتماً تا به حال شنیده‌اید که می‌گویند: «فلانی چوب لای چرخ من گذاشت». این یک ضرب‌المثل رایج در زبان فارسی است و معنای بسیار روشنی دارد.

    در گذشته‌های دور، وسیله‌های نقلیه مانند درشکه و گاری چرخ‌های چوبی داشتند. imagine کنید راننده‌ای در حال حرکت است و ناگهان فردی به قصد آسیب یا ایجاد مشکل، چوبی را لای چرخ‌های وسیله او می‌گذارد. نتیجه چه می‌شود؟ چرخ قفل می‌کند، وسیله از حرکت می‌ایستد و ممکن است حتی واژگون شود و خسارت یا آسیب جدی به بار آورد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” لی لی به لالا گذاشتن “ را از دست ندهید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” خر از پل گذشتن “ ادامه دهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر “.

    این ضرب‌المثل دقیقاً از همین اتفاق قدیمی گرفته شده است. امروزه وقتی می‌گوییم کسی برای دیگری «چوب لای چرخ می‌گذارد»، منظور این است که **عمداً مانع پیشرفت او می‌شود، کارش را خراب می‌کند یا به طور پنهانی برایش مشکل ایجاد می‌نماید.**

    به بیان ساده‌تر:
    * وقتی شما قصد دارید کاری را انجام دهید یا به هدفی برسید.
    * و شخصی با رفتار، حرف یا اقدامش به طور عمدی مانع شما می‌شود.
    * در این شرایط می‌گویند آن شخص برای شما «چوب لای چرخ گذاشته» است.

    این کارکردن می‌تواند آشکار باشد یا پنهان، اما نتیجه آن یکی است: **ایستایی، شکست و نرسیدن به مقصود.**

    این ضرب‌المثل به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه یک عمل مخرب و کوچک می‌تواند باعث توقف کامل یک حرکت بزرگ شود.

    چوب لای چرخ کسی گذاشتن

    در این نوشته، شما با معنا، مفهوم و پیام‌های پنهان این ضرب‌المثل رایج و محبوب ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    ضرب المثل چوب لای چرخ گذاشتن کنایه از چیست؟

    چوب لای چرخ گذاشتن به این معنی است که کسی عمداً مانع پیشرفت دیگران شود یا برای کارشان مشکل ایجاد کند. این کار معمولاً از روی حسادت یا دشمنی انجام می‌شود. در واقع وقتی فردی می‌بیند زندگی یا کار دیگری به خوبی پیش می‌رود، به جای خوشحالی، سعی می‌کند با ایجاد مانع، جلوی موفقیت او را بگیرد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” حرمت امامزاده با متولی است “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” شمشیر از رو بستن “.

    شاید این تک بیتی برای چنین افرادی مناسب باشد:
    خودمانیم، اگر جرأت پرواز نداریم
    پر پرواز کسی را به حسادت نشکانیم

    پیشنهادی: ضرب المثل نان کسی را آجر کردن

    کاربران محترم در صورتی که مطلب جدیدی در رابطه با این مَثَل دارید از طریق قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را “ به شما کمک خواهد کرد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم صاحب است “ مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان “ را از دست ندهید.

  • معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Promise به فارسی با مثالهای کاربردی

    قول دادن یعنی یک تعهد شخصی برای انجام کاری. کلمات دیگری مثل عهد، سوگند و پیمان هم معنایی نزدیک دارند.
    همه باید قول خود را خیلی جدی بگیرند.

    الیور به برادرش قول داد این آخر هفته در اسباب‌کشی به آپارتمان جدید کمک کند.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول داده بود که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته با کامیونش آنجا باشد.
    سارا به رئیسش قول داد که شنبه صبح زود سر کار حاضر شود.
    او قول داد که زود آنجا خواهد بود.
    قصد دارد به قولش عمل کند.
    نمی‌خواهد قولش را بشکند.

     
    افعال “عمل کردن” و “شکستن” معمولاً با کلمه “قول” به کار می‌روند. “عمل کردن به قول” یعنی به آن احترام بگذاری. “شکستن قول” یعنی تصمیم بگیری که آن قول را نادیده بگیری. دقت کنید که در هر یک از این مثال‌ها قبل از کلمه “قول” یک صفت ملکی به کار رفته است:

    قسم می‌خورم که به قولم عمل کنم.
    تیم همیشه به قولش عمل می‌کند.
    آیا به قولت عمل می‌کنی؟
    جینا قولش را شکست.
    اعتماد کردن به تاد سخت است چون همیشه قولش را می‌شکند.
    چرا قولت را شکستی؟
    قولت را نشکن!

     
    وقتی به کسی قول می‌دهی، روش‌های خاصی برای بیان آن وجود دارد:

    به همسرم قول دادم که سینک آشپزخانه را درست کنم.
    به او قول دادم که این کار را انجام دهم.
    او حتماً مرا وادار می‌کند به قولم عمل کنم.
    قول دادم که ناامیدش نکنم.
    قول من را دارد.

     
    روش‌های دیگری هم هستند که در انگلیسی روزمره کلمه “قول” را می‌شنوید:

    او پر از قول‌های پوچ است. (به قولش عمل نمی‌کند.)
    از قولش برگشت. (قولش را شکست.)
    در مراسم عروسی، زوج به هم قول دادند که یکدیگر را دوست بدارند، احترام بگذارند و فرمان ببرند. (سعی می‌کنند به عهدی که به هم بسته‌اند وفادار بمانند.)
    او قول روی قول می‌دهد. (قول می‌دهد، اما همیشه عمل نمی‌کند.)
    او نتوانست به قولش عمل کند. (قولش را شکست.)
    قول، قول است. (حتماً باید به قولت عمل کنی.)
    همه‌اش قول! (این عبارت یعنی قول ارزش چندانی ندارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” به مرگ گرفته به تب راضی بشه “

    معنی ضرب المثل ” به مرگ گرفته به تب راضی بشه “

    گاهی وقتی شرایط واقعاً سخت می‌شه، آدم به چیزهای کوچیک و کم‌اهمیت راضی می‌شه، فقط به خاطر اینکه از یک وضعیت بدتر نجات پیدا کنه. این دقیقاً همون مثلی است که می‌گه: «به مرگ گرفته به تب راضی بشه»!

    مقاله معنی ضرب المثل ” شریک دزد و رفیق قافله “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” جای شکرش باقی بودن “ ادامه دهید.

    **مثال ساده:**

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” وقت نداره سرشو بخارونه “ سری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” آب با غربال پیمودن “ را مطالعه کنید.

    فرض کنید یک نفر در یک روز بسیار سرد و برفی، فقط یک ژاکت نازک پوشیده. اگر به او پیشنهاد بشه که یک پالتوی گرم‌تر بگیره، حتی اگر آن پالتو کاملاً هم مناسب نباشه، احتمالاً قبول می‌کند. چون در مقایسه با سرمای شدید و خطرناک، داشتن همان پالتوی ناقص هم یک نعمت بزرگ است. اینجا آن فرد «به مرگ گرفته» (یعنی در خطر یخ زدن) است و «به تب راضی شده» (یعنی همان پالتوی معمولی را می‌پذیرد).

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آدم به امید زنده است “ را بخوانید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” کم بخور، همیشه بخور “ را بخوانید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” صبر ایوب داشتن “ بیابید.

    این مثل در زندگی روزمره هم زیاد دیده می‌شود. مثلاً:
    – کسی که شغل بسیار بدی دارد و حقوق کمی می‌گیرد، اگر یک پیشنهاد شغلی کمی بهتر به او برسد، فوراً آن را می‌پذیرد.
    – یا کسی که در یک خانهی بسیار کوچک و نامناسب زندگی می‌کند، اگر یک خانهی کمی بهتر پیدا کند، حتی اگر آن خانه ایدهآلش نباشد، باز هم خوشحال می‌شود و آن را انتخاب می‌کند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آسوده خودم که خر ندارم “.

    پس این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که وقتی انسان در شرایط بحرانی و سخت قرار می‌گیرد، ممکن است به راه‌حل‌ها و گزینه‌های متوسط و کم‌کیفیت هم رضایت دهد، فقط به این امید که از آن وضعیت وحشتناک نجات پیدا کند.

    به مرگ گرفته به تب راضی بشه

    در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دبه کردن “ را مطالعه کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” گل پشت و رو ندارد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” آدم هزار پیشه کم مایه است “ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” از دنده چپ بلند شدن “ را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” زمین گرده “.

    معنی به مرگ گرفته به تب راضی بشه

    گاهی برای اینکه طرف مقابل، شرایط اصلی ما را بپذیرد، اول شرایط سخت‌تر و دشوارتری را به او پیشنهاد می‌کنیم. وقتی او از این شرایط سخت می‌ترسد، در نهایت حاضر می‌شود همان خواسته‌ی اولیه‌ی ما را قبول کند.

    این روش مثل این است که اول یک درخواست بزرگ و غیرمنطقی مطرح کنیم، بعد که طرف مقابل ناراحت شد، پیشنهاد اصلی و معقول خود را مطرح کنیم تا راحت‌تر پذیرفته شود.

    مثلاً فرض کنید یک زن و شوهر برای خرید یخچال به فروشگاه می‌روند. مرد معمولاً علاقه‌ای به خرج کردن پول زیاد ندارد. زن اول او را به قسمت یخچال‌های خیلی گران و لوکس می‌برد. وقتی مرد قیمت‌ها را می‌بیند، ناراحت می‌شود و می‌گوید: “این که خیلی گران است!” بعد از این بحث، زن او را به سراغ یخچال معمولی و نسبتاً ارزان‌تری می‌برد که از اول هم قصد خریدش را داشت. حالا مرد با خیال راحت آن را می‌خرد، چون در مقایسه با مدل‌های گران، قیمت آن مناسب به نظر می‌رسد. در چنین موقعیتی می‌گوییم: “به مرگ گرفتم تا لااقل همسرم به تب راضی شود!”

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خرج اتینا “ مراجعه کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” حرف مرد یکی است “ پیدا کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” کم گوی و گزیده گوی چون در” را حتماً بخوانید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” وعده سر خرمن دادن “ را از دست ندهید.

    اگر نظر یا پیشنهادی درباره‌ی این ضرب‌المثل دارید، خوشحال می‌شویم در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست.