بلاگ

  • معنی کلمه Phone به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Phone به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Phone به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “phone” در واقع شکل کوتاه‌شده “telephone” است. تلفن‌ها از ابتدای دهه ۱۹۰۰ در آمریکا رواج پیدا کردند، اما از آن زمان تاکنون شکل و کاربردشان بسیار تغییر کرده است. به طور کلی، دو نوع اصلی تلفن وجود دارد: تلفن ثابت که با سیم به پریز داخل خانه یا محل کار وصل می‌شود، و تلفن همراه که برای برقراری تماس صوتی، ارسال تصویر و ویدئو از فناوری ماهواره‌ای استفاده می‌کند.

    در موقعیت‌های مختلف، ممکن است این جمله‌ها را درباره تلفن ثابت بشنوید:

    The phone is ringing.
    Can someone get the phone?
    Don’t answer the phone. Let the answering machine take a message.
    The phone has been ringing all day.
    The phone has been ringing off the hook. (There have been a lot of calls.)

    تلفن زنگ می‌زند.
    کسی می‌تواند گوشی را بردارد؟
    تلفن را جواب نده. بگذار منشی تلفنی پیام را ثبت کند.
    تمام روز تلفن در حال زنگ خوردن بوده.
    تلفن بی‌وقفه زنگ می‌خورد. (یعنی تماس‌های زیادی دریافت شده.)

    در مورد تلفن همراه نیز معمولاً چنین جملاتی به کار می‌رود:

    Someone’s phone is ringing. Is that me or you?
    Whose phone is that?
    I’m not answering my phone. I’ll listen to it later on voicemail.
    Do you have your phone on you?
    My phone is vibrating. I might have to take this call.
    Excuse me. I need to take this call.
    Please turn off your cell phone.

    تلفن کسی زنگ می‌خورد. مال منه یا تو؟
    این گوشی مال کیه؟
    من تماسم را جواب نمی‌دهم. بعداً از طریق پست صوتی گوش می‌دهم.
    گوشیت همراهته؟
    گوشی‌ام روی ویبره است. شاید مجبور باشم این تماس را بگیرم.
    ببخشید، باید این تماس را پاسخ بدهم.
    لطفاً تلفن همراه خود را خاموش کنید.

    نکته جالب این است که امروزه دیگر لازم نیست حتماً از کلمه “cell” برای اشاره به تلفن همراه استفاده کنیم. چون بیشتر افراد از گوشی‌های هوشمند برای تماس، استفاده از اینترنت یا اپلیکیشن‌ها استفاده می‌کنند، معمولاً فقط از کلمه “phone” استفاده می‌شود. مثلاً:

    I checked the weather on my phone. It’s going to rain.
    Do you have a flashlight on your phone?
    I set my phone to go off at 6 a.m. because I need to wake up early.
    She’s watching a movie on her phone.
    They’re playing games on their phones.
    I’ll get the directions to that address on my phone.
    My phone just vibrated. I think I got a text.
    Sandra paid for her groceries by using her phone.

    هوا را روی گوشیم چک کردم. قرار است باران ببارد.
    آیا گوشیت چراغ قوه دارد؟
    گوشی‌ام را روی ساعت ۶ صبح تنظیم کردم چون باید زود بیدار شوم.
    او دارد با گوشیش فیلم تماشا می‌کند.
    آنها با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند.
    مسیرها را با گوشی‌ام پیدا می‌کنم.
    گوشی‌ام همین حالا ویبره خورد. فکر کنم پیامکی دریافت کردم.
    ساندرا با گوشی‌اش پول خریدهایش را پرداخت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Phony به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Phony به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Phony به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “phony” به معنای چیزی تقلبی و ساختگی است که واقعی نیست و فقط یک کپی بیکیفیت از نسخه اصلی محسوب میشود. همچنین به شخصی که خود را صادق نشان میدهد، اما در باطن اینگونه نیست، نیز “phony” گفته میشود. این کلمه میتواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار رود.

    اون پسر خیلی دروغگوست (صفت)
    او یک قلاب بزرگ است. (اسم)
    تانیا در واقع شوهرش را دوست ندارد. زندگی مشترک آنها واقعی و از روی искренی نیست.
    ریچارد سال گذشته واقعاً بیش از یک میلیون دلار درآمد نداشته است. حرف‌های او درباره موفقیت‌هایش، همگی ساختگی بودند.
    ملیسا یک مدرک دانشگاهی جعلی برای خودش درست کرد تا بقیه را فریب دهد و فکر کنند که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده است.
    آدم‌هایی که فقط به ظاهر و مادیات اهمیت می‌دهند، معمولاً صادق نیستند.
    پیشنهادی که برای ما پست شده بود، قول سود زیاد از یک سرمایه‌گذاری را می‌داد. اما معلوم شد که آن پیشنهاد، فریبنده و غیرواقعی است.
    آن یک پیشنهاد دروغین بود.
    کسی که قول‌های دروغ می‌دهد، در واقع یک دروغگوست.
    فردی که کالاهای تقلبی می‌فروشد، کلاهبردار و متقلب است.
    به کسی که پول جعلی تولید می‌کند، جاعل می‌گویند.
    اگر اطلاعات خصوصی خود را در یک وب‌سایت تقلبی وارد کنید، ممکن است هویت شما دزدیده شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” از دماغ فیل افتادن ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” از دماغ فیل افتادن ” + داستان

    این مثل برای توصیف کسانی به کار می‌رود که بسیار مغرور و خودپسند هستند و در مورد خودشان تصور بزرگی و مهم‌بودن دارند. این افراد معمولاً به دلیل داشتن ثروت، مقام یا ویژگی خاصی، دچار غرور کاذب شده و رفتار متکبرانه‌ای با دیگران دارند.

    ریشه این ضرب‌المثل به داستانی درباره یک فیل بازمی‌گردد. در این داستان، فیل که حیوان بسیار بزرگی است، در جنگلی زندگی می‌کند. یک روز، مورچه‌ای کوچک از بالای سر فیل رد می‌شود. فیل با غرور خاصی از مورچه می‌پرسد: “امروز حالت چطور است؟” و مورچه در جواب می‌گوید: “از دماغ تو افتادم!”

    این داستان به ما نشان می‌دهد که فیل، به دلیل جثه بزرگش، حتی متوجه وجود مورچه کوچک روی بینی خود نیست و این موضوع نشان‌دهنده غرور و خودبینی بیش از حد اوست. به همین دلیل، وقتی کسی دچار غرور و تکبر باشد، می‌گویند “از دماغ فیل افتاده”؛ یعنی آنقدر مغرور است که مانند آن فیل، حتی وجود اطرافیان خود را هم حس نمی‌کند.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌کس به دلیل ثروت، مقام یا ویژگی‌هایش برتر از دیگران نیست و غرور، ویژگی ناپسندی است که باعث می‌شود انسان، فروتنی و ادب را فراموش کند.

    ضرب المثل از دماغ فیل افتادن

    در این نوشته، می‌خواهیم مفهوم و داستان پشت ضرب‌المثل معروف «از دماغ فیل افتادن» را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل از دماغ فیل افتادن یعنی چه؟

    این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که بیش از حد به خودشان می‌بالند و دائم در حال فخر فروشی به دیگران هستند.
    یعنی شخص خود را بالاتر از آنچه هست نشان می‌دهد.
    منظور این است که فرد چیز ویژه‌ای در خود ندارد، ولی همیشه خود را بهتر و برتر از دیگران می‌داند.
    به کسی که فقط به خودش فکر می‌کند و تکبر دارد نیز گفته می‌شود.
    این گونه افراد معمولاً رفتار متکبرانه و خودبینی زیادی از خود نشان می‌دهند.

    داستان ضرب المثل از دماغ فیل افتادن

    حضرت نوح (علیه السلام) یکی از پیامبران بزرگ خدا بود. او در طول زندگی بسیار طولانی خود، تمام تلاشش را کرد تا مردم قومش را به پرستش خدا، نیکی و دوستی دعوت کند. اما هر چه بیشتر تلاش می‌کرد، نتیجه کمتری می‌گرفت. سرانجام، ایشان خسته شد و از رفتار و کردار قومش نزد خداوند شکایت برد.

    خداوند به او دستور داد تا کشتی بزرگی بسازد؛ کشتی‌ای که جای کافی برای یک نر و ماده از همه‌ی حیوانات زمین داشته باشد. حضرت نوح به همراه عده کمی از پیروانش، کشتی را ساختند و از هر حیوان، یک جفت در آن جای دادند. سپس طوفان الهی آغاز شد و همه کسانی که دشمن خدا بودند و در کشتی جای نداشتند، نابود شدند و تنها سرنشینان کشتی نجات یافتند.

    در مورد حیوانات و ماجراهای داخل کشتی، داستان‌هایی نقل شده است؛ از جمله داستانی درباره خوک:

    حضرت نوح و همراهانش، شش ماه در کشتی زندگی کردند. پس از مدتی، فضولات حیوانات آنقدر زیاد شد که بوی بد آن، همه را آزار می‌داد. یاران نزد حضرت نوح (ع) رفتند و مشکل را بیان کردند. ایشان از خداوند طلب کمک کردند. از سوی خداوند فرمان رسید: دستت را روی خرطوم فیل بکش. وقتی حضرت نوح این کار را کرد، فیل عطسه‌ای کرد و از خرطومش خوکی بیرون پرید. خوک شروع به خوردن همه فضولات و کثافات داخل کشتی کرد و در نتیجه، همه‌جا تمیز شد.

    خوک با اینکه خودش حیوان کثیفی بود و همه فضولات کشتی را خورده بود، اما به بقیه حیوانات فخر می‌فروخت و خود را برتر نشان می‌داد. به همین دلیل است که در مورد آدم مغرور می‌گویند: “از دماغ فیل افتاده است!”

    [منبع داستان: مجموعه هزار سال داستان]
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Physical به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Physical به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Physical به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فیزیکال” یا “فیزیکی” در دو حالت کلی به کار می‌رود:

    **۱. مربوط به بدن و سلامتی:**
    این کلمه گاهی به معاینه پزشکی بدن اشاره دارد و گاهی به وضعیت بدنی و سلامت مربوط می‌شود.

    – والتر برای انجام یک معاینه کامل بدنی نزد دکتر رفت.
    – تانیا کسی است که سخت به اهمیت آمادگی و سلامت بدن معتقد است.
    – پس از سانحه، خوان برای قوی کردن دوباره پاهایش به تمرین‌های درمانی (فیزیوتراپی) نیاز پیدا کرد.
    – کسی که محدودیت جسمی دارد، شاید برای حرکت کردن به صندلی چرخدار نیازمند باشد.

    **۲. مربوط به چیزهای ملموس و واقعی:**
    این کلمه همچنین برای چیزهایی به کار می‌رود که وجود عینی و قابل لمس دارند.

    – زنگ زدن آهن، یک دگرگونی فیزیکی در فلز است.
    – اسکلت و بنیان ساختمان بر اثر زمین‌لرزه آسیب دید.
    – شناخت ما از دنیای مادی و قوانین طبیعت، در چند قرن اخیر تاثیر بزرگی بر بهبود زندگی ما گذاشته است.
    – کسی که به دانش فیزیک علاقه‌مند است، معمولاً ریاضی و فیزیک را به خوبی می‌داند.
    – ما به جای نقشه موبایل، از یک نقشه کاغذی و واقعی استفاده کردیم.

    **کلمه “فیزیکالی” (قید):**
    این شکل از کلمه، حالت و چگونگی یک عمل را توصیف می‌کند.

    – تانیا از لحاظ بدنی در شرایط بسیار مطلوبی است.
    – فردی که ناتوانی جسمی دارد ممکن است از جای پارک مخصوص استفاده کند.
    – کودکی که از سوی پدر یا مادرش مورد بدرفتاری جسمی قرار می‌گیرد، احتمالاً از نظر روانی هم آسیب می‌بیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” در دروازه رو می شه بست، اما دهان مردم را نه “

    معنی ضرب المثل ” در دروازه رو می شه بست، اما دهان مردم را نه “

    گاهی می‌توان درِ یک مکان را بست، اما نمی‌توان جلوی حرف زدن مردم را گرفت.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” وسط دعوا نرخ تعیین می کند ” با توضیح.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چشم هایش چهار تا شدن “.

    در دروازه رو می شه بست

    در این نوشته، با مفهوم و داستان پشت ضرب‌المثل ایرانی **”در دروازه را می‌شود بست، اما دهان مردم را نه”** آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” سلام گرگ بی طمع نیست “ را مطالعه کنید.

    معنی ضرب المثل در دروازه رو می شه بست، اما دهان مردم را نه

    وقتی کاری انجام می‌دهی، مردم حرف‌های مختلف می‌زنند و نظر می‌دهند.
    دروازه‌ی بزرگ را می‌توان بست، اما دهان مردم را نمی‌توان بست!
    یعنی اگر کاری را درست انجام دادی، به صحبت دیگران توجه نکن، چون آن‌ها در هر صورت حرفی برای گفتن دارند.
    موفقیت یعنی به حرف و نیشخند مردم اهمیت ندهی.
    این حرف‌ها تأکید می‌کند که کار درستت را انجام بدهی و تحت تأثیر اطرافیان قرار نگیری.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی “ مراجعه کنید.

    داستان ضرب المثل در دروازه رو می شه بست، اما دهان مردم را نه

    یکی از پندهای حکیمانه لقمان به پسرش این بود که در کارهایش فقط رضایت خدا و وجدان خود را در نظر بگیرد. از تعریف و تمجید مردم مغرور نشود و حرفهای عیبجویان و منتقدان را با آرامش و بی‌اعتنایی بشنود. پسر لقمان که مانند پدرش اهل پرسش و جستجو بود، برای اطمینان خواست تا با چشمان خود حقیقت این سخن را ببیند و حکمت پدر در دلش جای گیرد.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” تعارف شاه عبدالعظیمی “ پیدا کنید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” ادب از که آموختی؟ از بی ادبان “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    لقمان حکیم گفت: همین حالا وسایل سفر را آماده کن و چهارپا را زین کن تا در طول راه پرده از این راز برداریم. پسرش دستور پدر را اجرا کرد و وقتی حیوان را آماده کرد، لقمان سوار شد و به پسرش گفت که پیاده دنبال او راه بیفتد. در راه به گروهی از کشاورزان برخوردند که در مزرعه مشغول کار بودند. مردم وقتی آن دو را دیدند، زبان به اعتراض گشودند و گفتند: “چه مرد بی‌احساس و سنگدلی! خودش از سواری لذت می‌برد و آن پسر کوچک و ناتوان را پیاده دنبال خود می‌کشد.”

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” آفتابه دزد “ را مطالعه کنید.

    در این موقع لقمان پسرش را سوار کرد و خودش پیاده پشت سر او راه افتاد. کمی که رفتند، به گروه دیگری رسیدند. این بار هم وقتی مردم این صحنه را دیدند، زبان به اعتراض گشودند و گفتند: “به این پدر ساده‌لوح نگاه کنید! در تربیت فرزندش آنقدر کوتاهی کرده که پسرش احترام پدر را نگه نمی‌دارد. خودش که جوان و قوی است سوار شده و پدر پیر و محترمش را پیاده دنبال خود می‌کشد.”

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن ” با توضیح سری سر بزنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” از بی کفنی زنده ایم “ را بخوانید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی “ به شما کمک خواهد کرد.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” از این ستون به آن ستون فرج است ” + داستان اطلاعات مفیدی آمده است.

    این بار لقمان کنار پسرش سوار شد و با هم راه افتادند تا به گروه سومی رسیدند. مردم با دیدن آن دو، از روی عیبجویی گفتند: “چه آدم‌های بی‌رحمی! هر دو روی یک حیوان ضعیف سوار شده‌اند و چنین بار سنگینی بر آن گذاشته‌اند. در حالی که اگر نوبتی سوار می‌شدند، هم خودشان از خستگی راه نجات می‌یافتند و هم حیوانشان از بار سنگین خسته نمی‌شد.”

    این بار لقمان و پسرش هر دو از مرکب پیاده شدند و قدم‌زنان راه افتادند تا به یک روستا رسیدند. مردم روستا وقتی آن دو را در این حالت دیدند، شروع به سرزنش کردند و با تعجب گفتند: “به این پیرمرد سالخورده و جوان کم‌سال نگاه کنید! هر دو پیاده راه می‌روند و سختی راه را به جان می‌خرند، در حالی که حیوان آماده پیش رویشان حرکت می‌کند. انگار این چهارپا را از خودشان بیشتر دوست دارند.”

    مقاله معنی ضرب المثل ” به خون کسی تشنه بودن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    وقتی سفر پدر و پسر به این مرحله رسید، لقمان با لبخندی آمیخته به تاسف به پسرش گفت: این تصویری از حقیقتی بود که با تو در میان گذاشتم. حالا خودت در عمل فهمیدی که راضی کردن مردم و بستن زبان عیبجویان و سخن‌چینان ممکن نیست. پس انسان خردمند به جای اینکه کارهایش را برای جلب رضایت و ستایش مردم انجام دهد، باید رضایت وجدان و خشنودی آفریدگار را هدف خود قرار دهد و در مسیری که درست می‌داند، به تمجید یا سرزنش دیگران توجهی نکند.

    بیشتر بخوانید: ضرب المثل‌های شیرین فارسی

  • معنی کلمه Pick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pick به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را انتخاب کنید یا از بین چند گزینه، یکی را بردارید، می‌توانید از کلمه “pick” استفاده کنید:

    – تری چند تا پیراهن انتخاب کرد تا با خودش به مسافرت ببرد.
    – مایا رفت به نمایشگاه ماشین تا یک ماشین جدید انتخاب کند.
    – سارا باید به فروشگاه برود تا شیر بخرد.
    – رنگی که برای اتاق نشیمنشان انتخاب کردند، با مبلمانشان خیلی جور درمی‌آید.
    – جو باید برادرش را از فرودگاه بیاورد.
    – کدام کلمه را به عنوان «کلمهٔ روز» انتخاب کردم؟

     

    اگر بخواهید چیزی را از روی زمین یا یک سطح صاف بلند کنید، از “pick up” استفاده می‌کنید:

    – کفش‌هات را از زمین بردار.
    – لطفاً پالتویت را از روی زمین بلند کن.
    – وقتی یک ساختمان بزرگ ساخته می‌شود، از جرثقیل برای بلند کردن مصالح سنگین استفاده می‌کنند.
    – او به او کمک می‌کند کاغذهایی که روی زمین ریخته را جمع کند.

     

    کلمه “pick” به معنای «چیدن» هم برای برداشتن محصولات کشاورزی از باغ یا مزرعه به کار می‌رود:

    – کارگرها امروز صبح دارند توت‌فرنگی می‌چینند.
    – بهتر است برویم از باغ گوجه‌فرنگی بچینیم. کاملاً رسیده‌اند.
    – اگر تمام روز مشغول چیدن میوه باشید، ممکن است خیلی خسته‌کننده و سخت باشد.

     

    وقتی “pick” به صورت اسم به کار می‌رود، معنای آن «انتخاب» یا «گزینهٔ برگزیده» است:

    – انتخاب او برای دانشگاه، انتخاب خیلی خوبی بود.
    – تام یک گزینهٔ بد انتخاب کرد.
    – اینجا انتخاب جالبی برای غذا خوردن است.
    – وقتی سگمان را خریدیم، بهترین توله را برداشتیم.
    (منظور از “pick of the litter” این است که اولین و بهترین انتخاب را داشته باشی. این عبارت معمولاً برای توله‌سگ‌ها استفاده می‌شود، اما می‌توان برای چیزهای دیگر هم به کار برد.)

     

    در ادامه چند کاربرد جالب دیگر از کلمه “pick” را می‌بینید:

    – این ماشین تند شتاب می‌گیرد. (pick up = سرعت و شتاب)
    – باب یک وانت خرید. (pick up = وانت)
    – معلم، انشای سَلی را موشکافی کرد، اما او از این نقدها استقبال کرد.
    (pick apart = موشکافی کردن یا نقد دقیق)
    – جنیفر حس می‌کند رئیسش مدام سراغش می‌آید و اذیتش می‌کند.
    (pick on = دست انداختن یا ایجاد مشکل برای کسی)
    – چرا به جای او، با کسی هم‌قد و قوارهٔ خودت درگیر نمی‌شوی؟
    (این یک اصطلاح است و وقتی به کار می‌رود که کسی، فرد کوچک‌تر یا ضعیف‌تری را اذیت می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Picture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Picture به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Picture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پیکچر» (picture) به انواع تصاویر مثل نقاشی، عکس، فیلم یا ویدیو اشاره دارد.

    بچه‌ها امروز در کلاس نقاشی، شکل حیوانات مورد علاقه‌شان را کشیدند.
    عکس مردی که اف‌بی‌آی به دنبالش بود، توی روزنامه چاپ شد.
    میشه لطفاً از ما یک عکس بگیرید؟
    چه عکس قشنگی!
    عکس خودت را برایم به صورت فایل پیوست بفرست.
    برد پیت در فیلم جدیدی به نام «خشم» بازی می‌کند.
    عکس‌های گربه‌ها در اینترنت طرفداران زیادی دارد.

     
    وقتی «پیکچر» به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به این معناست که کسی چیزی را در ذهنش مجسم می‌کند.

    می‌توانی خودت را در کنار یک ساحل در کارائیب تصور کنی؟
    این صحنه را در ذهن بیاور: ده سال بعد، ممکن است ازدواج کرده باشی، صاحب فرزند باشی و در یک خانه در حومه شهر زندگی کنی.
    سخت است که دیوید را به عنوان یک دکتر تصور کرد.
    تصور این دو نفر در کنار هم، به عنوان یک زوج، دشوار است.

    توجه: آمریکایی‌ها معمولاً به فیلم‌ها «مووی» (movies) می‌گویند. این کلمه در واقع کوتاه‌شدهٔ عبارت «تصاویر متحرک» است. به مرور زمان، مردم به جای گفتن «برویم یک نمایش تصاویر متحرک ببینیم»، گفتند: «برویم یک فیلم ببینیم.» با این حال، کلمه «پیکچر» هنوز هم در صنعت سینما و در مورد فیلم‌ها به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pie به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pie به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Pie به فارسی با مثالهای کاربردی

    پای یک نوع شیرینی است که در بیشتر مواقع با میوه‌ها درست می‌شود، اما گاهی هم درون آن گوشت قرار می‌گیرد.

    پای گیلاس با گیلاس پر می‌شود.
    پای سیب با سیب پر می‌شود.
    پای قابلمه‌ای معمولاً با گوشت مرغ پر می‌شود.
    گاهی به پیتزا، «پای پیتزا» هم گفته می‌شود.

     

    وقتی یک پای را می‌بریم، هر قسمت از آن را یک «قاچ» یا «تکه» می‌نامند.

    مایلید یک قاچ پای میل کنید؟
    دوست دارید یک تکه پای بخورید؟
    پای‌های کوچک را معمولاً به هشت قسمت تقسیم می‌کنند، بنابراین هشت تکه پای به دست می‌آید.

     

    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه «پای» استفاده می‌کنند.

    اگر چیزی «به آمریکایی بودنِ پای سیب» باشد، یعنی بسیار آمریکایی است.
    اگر کاری «آسان مثل پای» باشد، یعنی انجام آن بسیار راحت است.
    اگر چیزی «پای در آسمان» باشد، یعنی یک آرزو یا خیال است، نه یک چیز واقعی.

     

    «نمودار دایره‌ای» برای نمایش اطلاعات به شکل بصری کاربرد دارد. همه بخش‌های یک نمودار دایره‌ای روی هم، ۱۰۰ درصد می‌شوند.

    او با استفاده از یک نمودار دایره‌ای، عملکرد اخیر شرکت را توضیح می‌دهد.
    نمودار دایره‌ای اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” قوز بالا قوز ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” قوز بالا قوز ” + داستان

    این ضرب‌المثل برای توصیف شرایطی به کار می‌رود که یک مشکل به مشکلات قبلی اضافه شود و وضعیت را بدتر و پیچیده‌تر کند. وقتی می‌گوییم “قوز بالا قوز شده”، یعنی یک دردسر تازه روی تمام مشکلات گذشته سوار شده و کار را خرابتر از قبل کرده است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” با لباس سفید می‌آید با کفن سفید می‌رود “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” پشت گوش انداختن “ را حتماً بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خواستن، توانستن است “ مراجعه کنید.

    داستان این ضرب‌المثل از یک افسانه قدیمی می‌آید. مردی که از قبل قوزی روی پشتش داشت، برای شبی در خانه پیرزنی مهمان شد. صبح که بیدار شد، دید قوز دیگری به قوز اولیه‌اش اضافه شده است! این اتفاق نشان می‌دهد که چگونه یک مشکل جدید می‌تواند بر مشکلات قبلی بیفزاید و شرایط را دشوارتر کند.

    امروزه از این ضرب‌المثل در موقعیت‌های مختلف زندگی استفاده می‌شود. مثلاً وقتی کسی قبلاً بدهی داشته و دوباره قرض جدیدی بگیرد، یا وقتی در یک پروژه کاری، اشتباه تازه‌ای روی اشتباهات قبلی اضافه شود، می‌گوییم “قوز بالا قوز شده است”.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” حرف حرف میاره “.

    این عبارت به ما یادآوری می‌کند که مراقب باشیم تا با اضافه کردن اشتباهات جدید، مشکلاتمان را بیشتر نکنیم.

    قوز بالا قوز

    در این نوشته به مفهوم و داستان پشت ضرب‌المثل معروف ایرانی «قوز بالا قوز» می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    معنی ضرب المثل قوز بالا قوز

    این ضرب‌المثل برای موقعیتی به کار می‌رود که فردی یک مشکل دارد، اما نه تنها مشکلش حل نمی‌شود، بلکه یک دردسر تازه هم به آن اضافه می‌شود.

    معنای آن نشان‌دهنده بدشانسی و گرفتاری شدید است.

    گاهی وقتی کسی می‌خواهد اشتباه خود را جبران کند، اما به شیوه‌ی نادرستی این کار را انجام می‌دهد، وضع را از قبل هم بدتر می‌کند.

    شبیه این ضرب‌المثل است که می‌گویند: می‌خواست ابرویش را درست کند، چشمش را کور کرد!

    همچنین وقتی کارها و مشکلات پشت سر هم پیش می‌آیند و درهم پیچیده می‌شوند، این ضرب‌المثل مصداق پیدا می‌کند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خواب دیدی خیر باشه “.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آدم گدا اینهمه ادا “ را از دست ندهید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” همین بخشیدن‌ ها مرا به این روز انداخته “ بیابید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” سواره، خبر از حال پیاده ندارد “ را حتماً بخوانید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” سرکیسه را شل کردن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    داستان ضرب المثل قوز بالا قوز

    در یک روستای کوچک که در میان جنگلی بزرگ قرار داشت، مردم ساده‌دلی زندگی می‌کردند. در میان آنان دو مرد زندگی می‌کردند که هر دو بر پشتشان برآمدگی‌ای داشت که به آن قوز می‌گفتند. این دو نفر از این موضوع بسیار ناراحت بودند و هر راهی را برای از بین بردن آن امتحان کرده بودند، اما هیچ‌کدام نتیجه‌ای نداده بود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار “ بیابید.

    شبی، یکی از آن دو مرد از خواب بیدار شد. هوا آنقدر روشن بود که فکر کرد صبح شده است. پس بسته‌اش را برداشت و به سمت حمام راه افتاد. او همیشه سعی می‌کرد پیش از دیگران به حمام برود و برگردد تا کمتر کسی قوزش را ببیند و مسخره‌اش کند.

    هنگامی که به درون حمام رسید، از بخش گرم‌خانه صداهایی شنید، اما زیاد به آن توجه نکرد. لباس‌هایش را درآورد و تنها وارد خزینه شد. اما در کمال تعریف دید گروهی در آنجا هستند و با شادی در حال رقص و پایکوبی هستند. این صحنه باعث شد او هم خوشحال شود و به جمع آنان بپیوندد.

    کمی بعد، متوجه شد که این افراد، انسانهای عادی نیستند و در واقع جنیان هستند که برای مراسم عروسی داماد به حمام آمده‌اند. مرد قوزپشت که سال‌ها بود به خاطر نگاه دیگران در هیچ جشنی شرکت نکرده بود، از اینکه جنیان او را با آغوش باز پذیرفته بودند، بسیار خوشحال شد و با آنان هم‌پا شد.

    جن‌ها از این رفتار او خوششان آمد. وقتی می‌خواستند حمام را ترک کنند، یکی از آنان به او گفت: “از رفتار خوب تو خوشحال شدیم. اگر آرزویی داری بگو تا برآورده کنیم.” مرد که بزرگترین آرزویش از بین رفتن قوزش بود، گفت: “اگر می‌توانید، این قوز را از پشتم بردارید.”

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” گشتم نبود نگرد نیست “ سری سر بزنید.

    در همان لحظه، یکی از جنیان دستی به پشت او کشید و قوز ناپدید شد. وقتی مرد به خانه برگشت، مادرش با تعجب پرسید: “چه اتفاقی افتاده؟ قوزت کجا رفته؟” مرد ماجرا را تعریف کرد و از مادرش خواست لباس نو برایش بیاورد تا پس از مدت‌ها در روستا بگردد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” باباش چی بود که بچه‌اش باشه “.

    وقتی از خانه بیرون آمد، هر کس او را می‌دید با تعجب می‌پرسید: “چه شده؟ قوزت کجاست؟” و او با شادی داستان را بازگو می‌کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل “خورد گاو نادان ز پهلوی خویش “.

    این خبر به گوش مرد دوم که قوز داشت هم رسید. او هم تصمیم گرفت صبح زود به حمام برود و پس از رقص و شادی، از جنیان بخواهد قوزش را بردارند.

    چند روز بعد، او نیز صبح خیلی زود به حمام رفت و بی‌مقدمه شروع به رقص و شادی کرد. اما آن روز، جنیان در حمام جمع شده بودند تا برای یکی از بزرگانشان که از دنیا رفته بود، عزاداری کنند. در آن فضای غمگین، مرد دوم بی‌خبر از همه جا، به رقص ادامه داد. این کار باعث خشم یکی از جنیان شد که یک قوز دیگر برداشت و روی قوز قبلی او گذاشت و با عصبانیت گفت: “برو از اینجا، تا زنده‌ای در مراسم عزاداری ما شادی نکنی.”

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” خیاط هم در کوزه افتاد ” + داستان را مطالعه کنید.

    شعر گوژپشت

    شبی، یک مرد کوهان‌دار به حمام رفت. در آنجا، گروهی از پری‌زادگان را دید که در حال جشن و شادی بودند. آن‌ها چنان زیبا و خوش‌سیما بودند که دلش شاد شد. از روی خوشحالی، نام خدا را بر زبان آورد و شروع به خواندن و رقصیدن کرد. پری‌زادگان از دیدنش خوشحال شدند و با او همراهی کردند. در میان آن شادی، کوهان پشتش به شکل معجزه‌آسایی ناپدید شد و پشتش صاف شد. پری‌زادگان او را دوست داشتند و این لطف را در حقش انجام دادند.

    شبی دیگر، پری‌زاده‌ای به سرعت به سمت حمام می‌رفت. مرد کوهان‌دار دیگری که این داستان را شنیده بود، تصمیم گرفت او نیز به حمام برود. اما او نمی‌دانست که آن شب، غم و اندوه بر آن جمع از پری‌زادگان حاکم است؛ چون یکی از عزیزانشان را از دست داده و در عزاداری به سر می‌بردند. آن مرد بی‌خبر، با قدم‌های شاد و خندان وارد آن مجلس سوگوار شد و شروع به رقصیدن کرد. پری‌زادگان از این رفتار ناشایست خشمگین شدند و به جای اینکه کوهانش را بردارند، کوهان دیگری بر پشتش گذاشتند! او بدون اینکه بداند چه می‌کند، در جای نامناسبی شادی کرد و نتیجه‌ی نامناسبی گرفت.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” با دوستان مرّوت، با دشمنان مدارا “ را حتماً بخوانید.

    انسان نادان کاری را بدون توجه به زمان و مکان انجام می‌دهد، اما انسان خردمند هر کاری را به موقع و در جای خود انجام می‌دهد.

     
    بیشتر بخوانید: ضرب المثل‌های شیرین فارسی

  • معنی کلمه Piece به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Piece به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Piece به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “قطعه” معمولاً به یک چیز یا بخشی از یک چیز اشاره دارد.

    هارولد یک تکه پای خورد.
    آیا مایلید یک تکه کیک میل کنید؟
    برای ناهار یک تکه پیتزا خوردم.
    این پازل از ۵۰۰ قطعه تشکیل شده است.
    مینه یک قطعه زمین بزرگ در ویسکانسین برای ساخت مزرعه خرید. (منظور از “قطعه زمین” معمولاً یک محدوده وسیع بدون ساختمان است)
    این یک قطعه زمین بسیار زیبایی است.
    سونات مهتاب یک قطعه موسیقی زیبا است.
    بسیاری از آثار هنری مشهور در مؤسسه هنری شیکاگو نگهداری می‌شوند.
    بعد از یک تصادف، معمولاً تکه‌هایی از خودروها در خیابان دیده می‌شود.
    یک چراغ از روی میز افتاد و به هزاران تکه خرد شد.
    در بازی شطرنج، مهره ملکه از همه قدرتمندتر است.
    در بازی مونوپولی، بازیکنان با تاس‌انداختن، مهره‌های خود را روی صفحه حرکت می‌دهند.

     
    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد.

    ما امیدواریم سهمی از این فعالیت داشته باشیم. (یعنی در سود آن شریک شویم)
    زلدا بدون تعارف نظر تند خود را به همکارش گفت. (یعنی صراحتاً مخالفت خود را بیان کرد)
    پتی وقتی فهمید همسرش به او خیانت کرده، از هم پاشید. (یعنی بسیار ناراحت شد)
    پلیس با کنار هم گذاشتن شواهد، اتفاقات شب ناپدید شدن آن مرد جوان را فهمید. (در این جمله “قطعه” به صورت فعل به کار رفته است)
    چند روز پیش یک مطلب جالب در روزنامه خواندم. (منظور مقاله یا یادداشت است)
    جان گفت که امتحان بسیار راحت بود. (یعنی مثل آب خوردن بود)

    توجه: کلمه “piece” را با کلمه “peace” به معنای “صلح” اشتباه نگیرید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.