بلاگ

  • معنی کلمه Oath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Oath به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Oath به فارسی با مثالهای کاربردی

    سوگند یک قول و پیمان جدی است. این پیمان می‌تواند در یک مراسم رسمی انجام شود یا به شکلی ساده‌تر بیان گردد.

    در مراسم عروسی، یک زن و مرد به یکدیگر سوگند یاد می‌کنند. آن‌ها قول می‌دهند که همیشه وفادار بوده و از هم پشتیبانی کنند.
    در دادگاه، افراد سوگند می‌خورند که فقط حقیقت را بگویند.
    اگر کسی در دادگاه حقیقت را نگوید، قاضی به او یادآوری می‌کند که «تحت سوگند» است. اگر دروغ بگوید، ممکن است به زندان بیفتد.
    رئیس‌جمهور ایالات متحده در مراسم تحلیف، سوگند می‌خورد که از قانون اساسی کشورش پشتیبانی و دفاع کند.
    ماموران پلیس سوگند می‌خورند که از قانون پیروی کنند.
    پزشکان نیز سوگند بقراط یاد می‌کنند و قول می‌دهند نهایت تلاش خود را برای بهبود بیمارانشان انجام دهند.

    کلمه “سوگند” از نظر معنی شبیه به “عهد” و “پیمان” است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” مرغ همسایه غاز است “

    معنی ضرب المثل ” مرغ همسایه غاز است “

    مفهوم و معنی ضرب‌المثل “مرغ همسایه غاز است” به این اشاره دارد که گاهی انسان چیزهایی را که در اختیار دیگران می‌بیند، بهتر و باارزش‌تر از آنچه خود دارد تصور می‌کند. در واقع، این مثل نشان می‌دهد که گاه آدمی به داشته‌های خود بی‌توجه است و فکر می‌کند زندگی یا اموال دیگران برتر و جذاب‌تر است. این نگاه، اغلب ناشی از دل‌زدگی از وضع موجود یا ندیدن ارزش واقعی نعمت‌های خودمان است.

    ضرب المثل مرغ همسایه غاز است

    در این نوشته می‌خواهیم مفهوم ضرب‌المثل ایرانی «مرغ همسایه غاز است» را توضیح دهیم تا با ریشه و کاربرد این عبارت آشنا شوید. امیدواریم این مطلب برایتان مفید باشد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” تب تند زود عرق می کنه “ را بخوانید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” از کله سحر تا بوق سگ “.

    ضرب المثل مرغ همسایه غاز است یعنی چه؟

    گاهی اوقات احساس می‌کنیم چیزهایی که دیگران در اختیار دارند، از آنچه خودمان داریم بهتر و باارزش‌تر است.
    بعضی افراد از داشته‌های خود راضی نیستند و گمان می‌کنند اموال و موقعیت دیگران برتر از مال خودشان است.
    کسانی که همیشه طمعکار و ناراضی‌اند، حتی چیزهای کوچک دیگران را هم بزرگ و جذاب می‌بینند، گویی مرغ سادهٔ همسایه را به شکل یک غاز زیبا و باشکوه می‌بینند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” با یک گل بهار نمی شود ” + داستان را بخوانید.

    مرغ همسایه غاز است

    ۴. وقتی کسی حرف بی‌اساس می‌زند و از روی упряمی بی‌دلیل روی حرف خود می‌ایستد، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند.

    ۵. اگر کسی داشته‌های دیگران را خیلی بهتر و بالاتر از چیزهایی که خودش دارد ببیند.

    ۶. بعضی افراد موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خود در زندگی را کوچک و بی‌ارزش می‌دانند، اما کوچک‌ترین دستاورد دیگران را خیلی بزرگ و مهم جلوه می‌دهند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب چند ضرب المثل عربی با معنی فارسی و مفهوم را بخوانید.

    ۷. یکی دیگر از معنی‌های این ضرب‌المثل، اعتماد کردن به دیگران و باور نداشتن خود و توانایی‌های خود است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل “عروس نمی توانست برقصد، می گفت زمین کج است” سری سر بزنید.

    ۸. وقتی کسی به آنچه دارد راضی نیست و چشمش به مال، دارایی، خانه، لباس و چیزهای دیگران است و اموال دیگران را بهتر، زیباتر و کامل‌تر از خودش می‌بیند، این مثل را می‌گویند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” یه روده راست تو شکمش نیست “ به شما کمک خواهد کرد.

    ۹. وقتی کسی درون زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می‌کند، چیزهایی که دیگران دارند را باارزش‌تر و خاص‌تر می‌پندارد و به همین دلیل احساس ناراحتی و افسردگی می‌کند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    ایموجی این ضرب المثل 🐔 🏘 🦢

    همه ما گاهی اوقات فکر می‌کنیم که زندگی دیگران بهتر و جذاب‌تر از زندگی خودمان است. به این حالت می‌گویند “مرغ همسایه غاز است”. این حس زمانی به وجود می‌آید که ما فقط جنبه‌های خوب زندگی دیگران را می‌بینیم و مشکلات و سختی‌های آن را نمی‌بینیم. در واقع، ما داریم زندگی خودمان را با بهترین قسمت‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم که این مقایسه اصلاً منصفانه نیست.

    در زبان انگلیسی هم یک ضرب‌المثل معادل برای این موضوع وجود دارد که می‌گوید:
    **The grass is always greener on the other side**
    این جمله به ما یادآوری می‌کند که همیشه چمن‌های آن طرف حصار سبزتر به نظر می‌رسند. اما حقیقت این است که اگر به زندگی دیگران نزدیک شویم، متوجه می‌شویم که آن‌ها هم مشکلات خودشان را دارند و زندگی ما هم می‌تواند به همان اندازه خوب و ارزشمند باشد.

    نقاشی ضرب المثل مرغ همسایه غازه

    نقاشی ضرب المثل مرغ همسایه غاز است

    مرغ همسایه همیشه غاز به نظر می‌رسد!

    این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که ما داشته‌های خودمان را دست کم می‌گیریم و فکر می‌کنیم زندگی، شغل، وسایل یا حتی خانواده دیگران از ما بهتر است. در واقع، ما از دور و بدون اینکه واقعاً شرایط آن شخص را بدانیم، همه چیز او را زیبا و ایده‌آل می‌بینیم.

    این مثل به ما یادآوری می‌کند که معمولاً چمن‌های طرف دیگر سبزتر به نظر می‌رسند، در حالی که شاید اینطور نباشد. بهتر است به جای حسرت خوردن برای داشته‌های دیگران، قدر نعمت‌های خودمان را بدانیم.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی‌ گیرد “ را از دست ندهید.

  • معنی کلمه Obese به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obese به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obese به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چاق” (obese) شبیه به کلمه “چاق” (fat) است. اما وقتی می‌گوییم کسی چاق است، یعنی مشکل وزنی دارد که برای سلامتی مضر است. در چنین شرایطی، کم کردن چربی اضافی بدن لازم است.

    دکتر به چارلز گفت که او چاق است.
    چاقی او سلامتی‌اش را در خطر انداخته است. (کلمه “چاقی” یک اسم است.)
    بقیه اعضای خانواده او هم چاق هستند. چاقی در خانواده آنها شایع است.*
    کسانی که برای اولین بار به آمریکا سفر می‌کنند، از دیدن تعداد زیاد افراد چاق تعجب می‌کنند.
    بیماری‌های زیادی هستند که به خاطر چاقی به وجود می‌آیند. بیماری دیابت یکی از آن‌هاست.

    *در خانواده شایع است:: یعنی یک بیماری احتمالاً ارثی است. پدر یا مادر ژن‌های مربوط به یک شرایط جسمی خاص را به فرزندان خود منتقل می‌کنند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Obey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Obey به فارسی با مثالهای کاربردی

    پیروی کردن به معنای گوش دادن و عمل کردن به قوانین و مقررات است. این کلمه زمانی به کار می‌رود که دربارهٔ چگونگی رفتار و عملکرد یک شخص صحبت می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    obey

    اطاعت کردن

    obeyed

    اطاعت کرد

    obeyed

    اطاعت کرده

    استیو وقتی پشت ماشینش مینشیند، قوانین رانندگی را کاملاً رعایت میکند.
    اما هلن برعکس است؛ او به قوانین راهنمایی و رانندگی پایبند نیست و به همین دلیل، معمولاً پلیس او را متوقف میکند.
    رعایت کردن قانون کار دشواری نیست.
    شما وقتی رانندگی میکنید، آیا سرعت مجاز را رعایت میکنید؟
    اگر در این شرکت قوانین را دنبال کنید، موفق خواهید شد؛ اما اگر از قوانین سرپیچی کنید، کار خود را از دست میدهید.
    جوآن تا جایی که توانست رژیم غذاییاش را رعایت کرد، اما نتوانست ادامه دهد و در نهایت وزنش دوباره برگشت.
    تیمی به حرف مادرش گوش نداد و به همین خاطر تنبیه شد.
    بهتر است که شما از پدر و مادرتان اطاعت کنید.

    کلمهٔ obedient به معنی “مُطیع” یک صفت است:
    خوان و هیلدا بچه‌هایی خوش‌رفتار و مطیع دارند.
    مدیر شرکت از کارمندانی که دستوراتشان را اجرا می‌کنند و مطیع هستند، قدردانی میکند.
    آن پسر به دلیل نافرمانی به دفتر مدیر مدرسه فرستاده شد. (پیشوند dis معنای مخالف می‌سازد.)

    کلمهٔ obedience به معنی “اطاعت” یک اسم است:
    دختر به خاطر اطاعتش از پدر و مادرش تشویق شد.
    اطاعت یک ویژگی اخلاقی پسندیده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ” + داستان

    معنی ضرب المثل ” فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ” + داستان

    در مورد ضرب‌المثل “فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه” بیشتر بدانیم! 🌶

    این ضرب‌المثل زیبا به ما یادآوری می‌کند که نباید از روی ظاهر کوچک یا ساده چیزی یا کسی، دربارهٔ ارزش و توانایی‌هایش قضاوت کنیم. همان‌طور که یک دانه فلفل کوچک ممکن است در نگاه اول چیزی خاص به نظر نرسد، اما وقتی آن را می‌شکنیم، تندی و قدرت واقعی آن را درک می‌کنیم.

    این سخن حکیمانه در مورد انسان‌ها هم صادق است. گاهی افرادی که در نگاه اول ساده یا کم‌اهمیت به نظر می‌رسند، وقتی با شرایط دشوار روبرو می‌شوند، شجاعت، هوش و توانایی‌های فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهند.

    این مثل به ما می‌آموزد که در زندگی، برای قضاوت دربارهٔ دیگران عجله نکنیم و فرصت دهیم تا افراد، شخصیت و استعدادهای واقعی خود را نشان دهند.

    معنی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    در این نوشته، می‌خواهیم با هم نگاهی به یکی از ضرب‌المثل‌های زیبای ایرانی بیندازیم که در کتاب نگارش پایه دهم آمده است. این ضرب‌المثل‌ها گنجینه‌ای از دانش و تجربه پیشینیان ما هستند. در ادامه، معنای این مثل و داستان جالبی که پشت آن نهفته است را با هم مرور می‌کنیم.

    معنی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    ۱- هیچ وقت نباید آدم‌ها را از روی قیافه و ظاهرشان قضاوت کرد.
    ۲- شاید کسی به نظر مهربان و بی‌آزار برسد، ولی در باطن آدم حیله‌گر و بدی باشد.

    فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    از این ضرب‌المثل زمانی استفاده می‌کنیم که فردی ظاهراً کوچک‌جثه و کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در عمل بسیار باهوش، زیرک و توانمند باشد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” یک دست، صدا ندارد ” + داستان مراجعه کنید.

    معنای نزدیک آن این است: فریب اندازه کوچک فلفل را نخور! وقتی آن را مزه کنی، تندی و قدرت واقعی‌اش را درک می‌کنی.

    معنای عمیق‌تر این ضرب‌المثل نیز این است که افراد را تنها از روی ظاهرشان نمی‌توان شناخت. باید با آن‌ها ارتباط نزدیک برقرار کرد تا بتوان شخصیت، رفتار خوب یا بد و ویژگی‌های درونی‌شان را تشخیص داد.

    ایموجی این ضرب المثل 🌶 🙈 ● 😋 👀 🔥

    گسترش ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه با طرح کردن یک داستان

    روزی در یک مزرعه پر از سبزیجات، گاو خودخواهی زندگی می‌کرد. هر روز که می‌گذشت، این گاو با پا گذاشتن روی محصولات، آن‌ها را خرد و نابود می‌کرد. یک روز سبزیجات دیگر طاقتشان طاق شد و به فکر چاره افتادند تا گاو را از مزرعه فراری دهند. هندوانه، کدو تنبل، کلم، بادمجان و فلفل داوطلب شدند تا با گاو مقابله کنند. آن‌ها با هم منتظر ماندند تا گاو به مزرعه بیاید.

    وقتی گاو رسید، همه با هم به طرفش هجوم بردند. هندوانه که بزرگ و سنگین بود، اول از همه به میدان آمد. او با سرعت به سر گاو پرید تا او را بترساند، اما گاو حیله‌گر با شاخ‌هایش هندوانه را سوراخ سوراخ کرد و شروع کرد به خوردنش.
    کدو تنبل از این فرصت استفاده کرد و دم گاو را گرفت، اما گاو با پاهای عقبش ضربه‌ای محکم به او زد و دانه‌های کدو در همه جای مزرعه پخش شد.
    سپس کلم به سمت گاو حمله کرد، اما گاو با یک حرکت او را تکه تکه کرد.
    با دیدن این اتفاق‌ها، بادمجان که ترسیده بود، خواست فرار کند؛ اما گاو او را زیر پاهایش له کرد.
    فلفل کوچک و قرمز که تنها باقی مانده بود، رو به گاو کرد و گفت: ای گاو ترسو! بیا با هم بجنگیم.
    گاو با خنده گفت: ای فلفل ریزه، تو با این جثه کوچکت می‌خواهی با من بجنگی؟! هاهاها
    فلفل لبخندی زد و گفت: تو با این هیکل بزرگ، اصلاً توانایی نداری.
    گاو عصبانی شد و به سمت فلفل حمله کرد و مدام شاخ زد، اما چون فلفل کوچک بود، نتوانست به او آسیبی بزند. گاو آنقدر خسته شد که تصمیم گرفت فلفل را زنده ببلعد. همین کار را کرد، اما چند لحظه بعد رنگش قرمز شد و فریاد زد: “سوختم، سوختم!” و هرچه خورده بود، بالا آورد. فلفل از دهانش بیرون افتاد و گفت: فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.
    گاو که ترسیده بود، فرار کرد و دیگر هیچ وقت به آن مزرعه بازنگشت.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” شکر نعمت، نعمتت افزون کند ” + داستان مراجعه کنید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌ آورد + انشا و داستان اطلاعات مفیدی آمده است.

  • زیبا به آلمانی: آشنایی با معانی و کاربردها

    زیبا به آلمانی: آشنایی با معانی و کاربردها

    درود به همه دوستانی که مشتاق یادگیری زبان آلمانی هستید! در این مطلب، سراغ یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در هر زبانی، یعنی «زیبا» می‌رویم، اما این بار نه به فارسی، بلکه به آلمانی. اگر تازه می‌خواهید آلمانی یاد بگیرید و دوست دارید از همان ابتدا اصولی و درست پیش بروید، این نوشته کمکتان می‌کند تا با آگاهی بیشتری از واژه‌های مختلفی که معنای زیبا در آلمانی می‌دهند، استفاده کنید. در ادامه، همه نکات مربوط به این موضوع را با هم مرور می‌کنیم. اگر به دنبال یک مرکز تخصصی برای یادگیری زبان آلمانی هستید، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در بندرعباس سر بزنید.

    آنچه در این نوشته می‌خوانید:
    Toggle
    معنی و نحوه استفاده از واژه «زیبا» در آلمانی
    تفاوت‌های کلیدی بین schön و hübsch
    واژه‌های هم‌معنی و مرتبط با «زیبا» در آلمانی
    راهنمای استفاده سریع از واژه «زیبا» در جمله‌های آلمانی
    اصطلاحات و عبارت‌های پرکاربرد مربوط به زیبایی در آلمانی
    جمع‌بندی
    پرسش‌های متداول

    معنی و کاربردهای واژه “زیبا” در آلمانی

    زیبا به آلمانی

    در زبان آلمانی، چندین واژه برای گفتن معنی “زیبا” وجود دارد که هر کدام در جای مناسب خود به کار می‌روند. دو کلمه‌ی مهم و پرکاربرد در این زمینه، **schön** و **hübsch** هستند. در ادامه، این دو واژه و تفاوت‌هایشان را با هم بررسی می‌کنیم.

    Schön: زیبایی کلی و فراگیر

    کلمه **Schön** پرکاربردترین و عمومی‌ترین واژه برای گفتن «زیبا» در زبان آلمانی است. از این کلمه می‌توان برای توصیف هر چیز زیبا استفاده کرد؛ از یک منظره طبیعی گرفته تا یک تابلوی نقاشی، یک فرد یا حتی یک فکر. وقتی کسی از Schön استفاده می‌کند، معمولاً به یک زیبایی کامل و همه‌جانبه اشاره دارد.

    **موارد استفاده از Schön:**

    – **برای طبیعت و منظره‌ها:**
    – Die Alpen sind wunderschön. (کوه‌های آلپ بسیار زیبا هستند.)
    – Was für ein schöner Tag! (چه روز زیبایی!)

    – **برای هنر و ساختمان‌ها:**
    – Dieses Gemälde ist sehr schön. (این نقاشی خیلی زیباست.)
    – Sie hat ein schönes Haus. (او یک خانه زیبا دارد.)

    – **برای افراد:**
    – Sie ist eine schöne Frau. (او یک زن زیبا است.)
    – Er hat schöne Augen. (او چشم‌های زیبایی دارد.)

    – **برای فکرها و مفهوم‌ها:**
    – Das ist eine schöne Idee. (این یک ایده زیبا است.)
    – Schöne Feiertage! (تعطیلات خوبی داشته باشید!)

    نکته: گاهی Schön به معنای «خوب» یا «خوشایند» هم به کار می‌رود. مثلاً در جمله:
    Das ist schön, dass du da bist. (خوشحالم که اینجایی.)

    اگر نیاز به اطلاعات بیشتری دربارهٔ معنی «زیبا» دارید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت آلمانی مراجعه کنید.

    Hübsch: زیبایی دلنشین و جذاب

    کلمه **hübsch** هم به معنای “زیبا” است، اما معمولاً برای چیزهایی به کار می‌رود که زیبایی ظریف‌تر، جذاب‌تر و دلنشین‌تری دارند. این واژه بیشتر برای توصیف افراد (مخصوصاً بچه‌ها و زنان جوان)، حیوانات و چیزهای کوچک و دوست‌داشتنی استفاده می‌شود. وقتی می‌گوییم چیزی hübsch است، منظورمان زیبایی چشمگیر و دلربا است، اما ممکن است کمتر به زیبایی عمیق و باشکوه اشاره داشته باشد.

    **موارد استفاده از hübsch:**

    – **برای افراد** (به ویژه کودکان و زنان جوان):
    Das ist ein hübsches Mädchen. (این یک دختر زیبا و دوست‌داشتنی است.)
    Sie hat ein hübsches Gesicht. (او چهره‌ای دلنشین دارد.)

    – **برای حیوانات**:
    Was für ein hübsches Kätzchen! (چه بچه‌گربه زیبا و قشنگی!)

    – **برای وسایل و اشیای کوچک**:
    Sie trägt eine hübsche Kette. (او یک گردنبند زیبا به گردن دارد.)
    Das ist ein hübsches Kleid. (این یک لباس قشنگ و جذاب است.)

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب شیرین بیان به آلمانی: یاد بگیرید و به راحتی استفاده کنید را بخوانید.

    اگر به دنبال بهترین آموزشگاه‌ها برای تقویت مهارت‌های زبان آلمانی در مشهد هستید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحه **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در مشهد** ما بزنید.

    تفاوت‌های اصلی بین schön و hübsch

    حالا که معنی “زیبا” در زبان آلمانی را با دو کلمه schön و hübsch یاد گرفتیم، بیایید ببینیم این دو کلمه چه تفاوت‌هایی با هم دارند:

    **حوزه استفاده:**

    – Schön: این کلمه کاربرد گسترده‌تری دارد و برای توصیف هر چیزی به کار می‌رود؛ از منظره‌های بزرگ گرفته تا آدم‌ها و حتی فکرهای زیبا.
    – Hübsch: این کلمه محدودتر است و بیشتر برای افراد (مخصوصاً خانم‌ها و بچه‌ها)، حیوانات و چیزهای کوچک و قشنگ استفاده می‌شود.

    **نوع زیبایی:**

    – Schön: به زیبایی عمیق، هماهنگ و بدون عیب اشاره دارد.
    – Hübsch: زیبایی جذاب، دلنشین و دوست‌داشتنی را توصیف می‌کند که معمولاً با تازگی و جوانی در ارتباط است.

    **سطح بیان:**

    – Schön: معمولاً قوی‌تر و رسمی‌تر است.
    – Hübsch: خودمانی‌تر و نرم‌تر است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله زن به آلمانی: کاوش معانی و اصطلاحات را مطالعه کنید.

    یک نکته مهم: گاهی می‌توان از هر دو کلمه برای یک چیز استفاده کرد، اما در گفتگوی روزمره معمولاً تفاوت‌هایی که گفتیم رعایت می‌شود. مثلاً می‌شود گفت eine schöne Frau یا eine hübsche Frau، اما “eine schöne Frau” معمولاً زنی با زیبایی کلاسیک و چشمگیر را توصیف می‌کند، در حالی که “eine hübsche Frau” بیشتر به زنی با زیبایی جذاب و دلپذیر اشاره دارد. بعید است کسی برای توصیف یک کوهستان از hübsch استفاده کند، چون زیبایی کوهستان معمولاً از نوع شکوه و عظمت است که با schön بهتر بیان می‌شود.

    مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط با “زیبا” در آلمانی

    دسته آلمانی معنی فارسی توضیح
    صفت اصلی schön زیبا رایج‌ترین واژه برای زیبا
    صفت برای فرد (زیبایی چهره) hübsch خوشگل، زیبا بیشتر برای افراد به کار می‌رود
    زیبا / جذاب (برای اشیا و افراد) attraktiv جذاب رسمی‌تر
    دلربا / جذاب reizend دلربا ادبی یا مودبانه
    فوق‌العاده زیبا wunderschön بسیار زیبا قوی‌تر از schön
    خیلی قشنگ sehr schön خیلی زیبا تقویتی
    واقعاً زیبا wirklich schön واقعاً زیبا کاربرد روزمره

    در زبان آلمانی، همانند فارسی، برای بیان مفهوم زیبایی فقط به یک یا دو واژه بسنده نمی‌شود. این زبان کلمات و عبارت‌های گوناگونی دارد که هر کدام جلوه‌ای متفاوت از زیبایی را نشان می‌دهند.

    **Wunderschön**: این واژه از ترکیب “wunder” (شگفتی) و “schön” (زیبا) به وجود آمده و به معنی «به طرز شگفت‌انگیزی زیبا» یا «بی‌نهایت زیبا» است. از آن برای توصیف زیبایی خیره‌کننده و کم‌نظیر استفاده می‌شود.
    *Der Sonnenuntergang war wunderschön.* (غروب آفتاب بی‌نهایت زیبا بود.)

    **Attraktiv**: به معنی «جذاب» یا «دلربا» است و بیشتر برای کسانی به کار می‌رود که ظاهری گیرا و دلپسند دارند.
    *Er ist ein sehr attraktiver Mann.* (او مرد بسیار جذابی است.)

    **Reizend**: یعنی «دلربا»، «دلنشین» یا «دوست‌داشتنی». این واژه معمولاً برای توصیف چیزهای کوچک و زیبا یا افرادی با رفتاری گرم و گیرا استفاده می‌شود.
    *Sie hat ein reizendes Lächeln.* (او لبخندی دلنشین دارد.)

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن را از دست ندهید.

    **Bezaubernd**: به معنای «افسون‌کننده» است و زمانی به کار می‌رود که چیزی آنقدر زیبا باشد که شما را مسحور خود کند.
    *Diese Landschaft ist bezaubernd.* (این منظره افسون‌کننده است.)

    **Ansehnlich**: یعنی از نظر ظاهری «خوش‌ایند» یا «خوش‌قیافه». این کلمه از نظر تأکید از «schön» یا «hübsch» ملایم‌تر است و بیشتر به معنای «قابل قبول» یا «خوش‌منظره» به کار می‌رود.
    *Er hat ein ansehnliches Vermögen.* (او دارای ثروت قابل توجهی است.) – در این جمله معنای کلمه «قابل توجه» است.
    *Sie ist eine ansehnliche junge Frau.* (او یک زن جوان خوش‌قیافه است.)

    **Lieblich**: به معنی «دوست‌داشتنی» و «لطیف» است و معمولاً برای توصیف چیزهای کوچک و ظریف، صداهای نرم یا بوهای خوش استفاده می‌شود.
    *Sie hat eine liebliche Stimme.* (او صدایی نرم و دلنشین دارد.)

    اگر سوالاتی دارید، مقاله بهار نارنج به آلمانی: Orangenblüte واژه‌ای جذاب برای زبان‌آموزان به شما کمک خواهد کرد.

    نکاتی برای استفاده بی‌درنگ از کلمه “زیبا” به آلمانی در جمله

    برای اینکه بتوانید عبارت “زیبا به آلمانی” را به طور طبیعی در گفتار خود استفاده کنید، چند نکته مهم وجود دارد که باید بدانید:

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب لیوان به آلمانی: هر آنچه که باید بدانید را از دست ندهید.

    جایگاه صفت: در زبان آلمانی، صفت معمولاً پیش از اسمی که آن را توصیف می‌کند قرار می‌گیرد. این صفت با توجه به جنسیت اسم، تعداد (مفرد یا جمع) و حالت دستوری (نومیناتیو، آکوزاتیو، داتیو، گنیتيو) تغییر شکل می‌دهد.

    Ein schönes Auto. (یک ماشین زیبا.) (نومیناتیو، خنثی)
    Ich sehe ein schönes Buch. (من یک کتاب زیبا می‌بینم.) (آکوزاتیو، خنثی)
    Mit einer schönen Frau spreche ich. (با یک زن زیبا صحبت می‌کنم.) (داتیو، مونث)

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب بیدار شدن به آلمانی: لغات و جملات ضروری را بخوانید.

    کاربرد با افعال خاص: وقتی از افعالی مانند sein (بودن) یا werden (شدن) استفاده می‌کنید، صفت بدون هیچ تغییری بعد از این افعال می‌آید:

    Das Haus ist schön. (خانه زیبا است.)
    Sie wird hübsch. (او زیبا می‌شود/قشنگ می‌شود.)

    افزودن تأکید: اگر می‌خواهید بر میزان زیبایی چیزی تأکید بیشتری بگذارید، می‌توانید از کلماتی مانند sehr (بسیار)، wirklich (واقعاً)، total (کاملاً)، unglaublich (باورنکردنی) یا wunderbar (فوق‌العاده) استفاده کنید:

    Dieses Bild ist sehr schön. (این عکس بسیار زیبا است.)
    Sie ist wirklich hübsch. (او واقعاً دلنشین است.)

    زیبا به آلمانی

    صبح بسیار خوب و دل‌انگیزی را امروز تجربه کردم.
    گربه بامزه مشغول بازی با توپ است.
    او لبخندی زیبا و جذاب دارد.
    هوای امروز بسیار مطبوع و دلپذیر است.

    اصطلاحات و عبارات رایج مرتبط با زیبایی در آلمانی

    گاهی برای گفتن «زیبا» به زبان آلمانی، می‌توانیم از عبارت‌هایی استفاده کنیم که مفهوم عمیق‌تری دارند.

    Das Auge isst mit. (چشم هم می‌خورد.)

    این جمله یعنی ظاهر چیزها، مخصوصاً غذا، در لذت بردن ما از آن تأثیر می‌گذارد. پس زیبایی ظاهری هم مهم است.

    Schönheit liegt im Auge des Betrachters. (زیبایی در چشم بیننده است.)

    این جمله دقیقاً همان مفهومی را می‌رساند که در فارسی می‌گوییم: زیبایی برای هرکس متفاوت است و به سلیقهٔ خودش بستگی دارد.

    Die innere Schönheit zählt. (زیبایی درونی مهم است.)

    این عبارت هم مانند معنی فارسی آن است و نشان می‌دهد که ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی افراد، مهم‌تر از ظاهر آن‌هاست.

    Von außen hui, von innen pfui. (از بیرون زیبا، از درون زشت/بد.)

    برای گسترش دانش خود، به مقاله فارسی به آلمانی: ابزارها و روش‌ها برای یادگیری سر بزنید.

    این اصطلاح وقتی به کار می‌رود که چیزی یا کسی از بیرون قشنگ به نظر برسد، ولی در باطن چندان خوب یا ارزشمند نباشد.

    اگر در جستجوی برترین آموزشگاه‌ها برای پیشرفت مهارت‌های زبان در مشهد هستید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحهٔ **بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در مشهد** ما بزنید.

    نتیجه‌گیری

    همانطور که گفتیم، برای گفتن “زیبا” در زبان آلمانی فقط یک واژه وجود ندارد. اگر تفاوت‌های کوچک بین کلماتی مانند schön و hübsch را بدانید و با واژه‌های هم‌معنی و عبارت‌های دیگر آشنا شوید، می‌توانید گنجینه واژگان خود را گسترش دهید و به زبان آلمانی روان‌تر و درست‌تر صحبت کنید. امیدوارم این نوشته به شما کمک کرده باشد تا با معنا و نحوه استفاده از این کلمات مهم آشنا شوید. آرزو می‌کنم ادامه راه یادگیری زبان آلمانی برای شما لذت‌بخش و شیرین باشد!

    FAQ

    ۱. معادل کلمه “زیبا” در زبان آلمانی چیست؟
    در آلمانی، دو کلمه اصلی برای بیان “زیبا” وجود دارد: schön و hübsch. Schön برای توصیف زیبایی کلی و گسترده به کار می‌رود و می‌تواند برای اشیا، مناظر، افراد یا حتی افکار استفاده شود. اما hübsch بیشتر به زیبایی ظریف، جذاب و دلنشین اشاره دارد و معمولاً برای افراد (مخصوصاً بچه‌ها و زنان جوان)، حیوانات خانگی و اشیای کوچک و قشنگ استفاده می‌شود.

    ۲. فرق بین schön و hübsch در چیست؟
    تفاوت اصلی این دو کلمه در نوع و گستردگی زیبایی است. Schön زیبایی عمیق، هماهنگ و کامل را نشان می‌دهد؛ مثل یک منظره زیبا یا یک فکر زیبا. در مقابل، hübsch زیبایی کوچک‌تر، جذاب و دوست‌داشتنی را بیان می‌کند که معمولاً با تازگی و جوانی همراه است؛ مثل یک دختر خوش‌قیافه یا یک گربه بامزه.

    ۳. چطور می‌توانیم کلمه “زیبا” را در جملات آلمانی به کار ببریم؟
    برای استفاده از این کلمات در جمله، می‌توانید آن‌ها را قبل از اسم (با رعایت قواعد دستوری) یا بعد از فعل بودن (sein) یا شدن (werden) بدون هیچ تغییری بیاورید. به عنوان مثال: Ein schönes Auto (یک ماشین زیبا) یا Das Haus ist schön (خانه زیبا است). همچنین می‌توانید از کلماتی مانند sehr (خیلی) یا wunderschön (فوق‌العاده زیبا) برای تأکید بیشتر روی زیبایی استفاده کنید.

  • معنی کلمه Object به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Object به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Object به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کلمه بسته به نحوه تلفظ آن، می‌تواند معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد.

    وقتی بخش اول کلمه را با تأکید بیشتری تلفظ می‌کنیم (OB-ject)، معنای آن به یک چیز یا یک هدف اشاره دارد.

    * این یک وسیله جالب است.
    * یک چیز غیرعادی روی آب شناور است. این چیست؟
    * یک شیء پرنده ناشناس (یو.اف.او) در آسمان صحرای کالیفرنیا دیده شد.
    * هدف اصلی بازی بسکتبال، انداختن توپ داخل حلقه است. (object = هدف)
    * آنچه که او عمیقاً می‌خواست، او را دیوانه کرده بود.

     
    علاوه بر این، «مفعول» بخش بسیار مهمی از یک جمله است. کاری که فعل انجام می‌دهد، به مفعول مربوط می‌شود:

    * دختر توپ را پرتاب کرد. در این جمله، کلمه «توپ» نقش مفعول را دارد.
    * آیا می‌توانی مفعول را در یک جمله یا پرسش پیدا کنی؟
    * کلماتی مثل «مرا» و «آن‌ها را» ضمیر مفعولی هستند. آیا می‌دانی کدام ضمایر، مفعول به حساب می‌آیند؟

     
    اما وقتی بخش دوم کلمه را با تأکید بیشتری تلفظ کنیم (ob-JECT)، معنای آن به «اعتراض کردن» یا «مخالفت کردن» تغییر پیدا می‌کند:

    * دانشجویان به نشستن در صندلی‌های از پیش تعیین شده، اعتراض کردند.
    * برندا وقتی پیشنهاد را شنید، مجبور شد مخالفت کند.
    * متأسفم، من مخالفم. این فکر واقعاً بدی است.
    * وقتی رئیس گفت برای دریافت پول بیشتر، کمی بیشتر کار کنید، هیچ‌کس مخالفتی نکرد.
    * زنان زیبا مخالف این هستند که فقط به عنوان یک شیء به آن‌ها نگاه شود.

     
    نکته: وقتی این کلمه به معنای «هدف» به کار می‌رود، می‌توانید به جای آن از کلمه «هدف» (goal) یا «مقصد» (objective) نیز استفاده کنید. گاهی این کلمات گزینه‌های بهتری هستند:

    * هدف اصلی شما چیست؟
    * ما به هدف خود رسیده‌ایم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Obligate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Obligate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Obligate به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی خود را موظف به انجام کاری می‌داند، یعنی احساس مسئولیت یا دلیلی قوی برای انجام آن کار دارد. این احساس ممکن است از وجدان شخص یا حس تعهد او ناشی شود.

    مری احساس می‌کند باید به خانواده‌اش در هندوراس کمک کند، به‌ویژه وقتی که آن‌ها به پول نیاز دارند.
    مردی که شیشه را شکسته بود، حس کرد باید هزینهٔ تعمیر آن را بپردازد.
    وجود تعداد زیادی کارگر در کارخانه، شرکت را ناگزیر می‌کند تا از ایمنی آن‌ها اطمینان حاصل کند.
    جان به عنوان معلم دانش‌آموزان دبیرستانی، وظیفه دارد الگویی از رفتار خوب باشد.
    او کار را تمام نکرد چون احساس نمی‌کرد مجبور به انجام آن است. او گفت این کار، مسئولیت فرد دیگری بوده است.
    جری می‌گوید هیچ احساس اجبار یا تعهدی برای ماندن در شرکت ندارد، بنابراین تصمیم گرفته است شغلش را ترک کند.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار رود، به‌صورت «تعهد» یا «وظیفه» معنا می‌شود.

    افسر پلیس احساس کرد وظیفه دارد به آن زنی که در مشکل بود کمک کند، حتی با این که در شیفت کاری نبود و یونیفرم هم نپوشیده بود.
    وینس پس از این که دورهٔ خدمت و تعهداتش به پایان رسید، از ارتش خارج شد.
    شرکت می‌گوید وظیفه‌ای برای کمک به اعضای نیازمند جامعه دارد.
    سارا می‌گوید هیچ تعهدی ندارد که با کسی که دوستش ندارد، زندگی مشترکش را ادامه دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” خود کرده را تدبیر نیست ” + داستان

    ماجرا و مفهوم ضرب‌المثل “خود کرده را تدبیر نیست” به یک اتفاق واقعی در تاریخ برمی‌گردد. می‌گویند روزی یک مرد ثروتمند، یک کشتی بزرگ و مجهز خریداری کرد و با خدمه‌ی بسیار عازم سفر دریایی شد. او آنقدر به کشتی و تجهیزاتش مغرور بود که حتی به توصیه‌های ناخدا و ملوانان باتجربه نیز توجهی نمی‌کرد و فکر می‌کرد از همه چیز بیشتر می‌داند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چهار دیواری اختیاری “ را بخوانید.

    در میان دریا، ناگهان هوا نامساعد شد و طوفان سخکی آغاز گردید. ناخدا که می‌دانست این طوفان بسیار خطرناک است، به آن مرد ثروتمند پیشنهاد کرد که به ساحل نزدیک شوند و در یک خلیجه کوچک و امن پناه بگیرند تا طوفان آرام شود. اما مرد مغرور که خود را از ناخدا داناتر می‌پنداشت، با گستاخی گفت: “کشتی من بسیار محکم است و من بهترین کاپیتان هستم. ما به راه خود ادامه می‌دهیم.”

    در این مقاله مفهوم ضرب المثل ” آب ها از آسیاب افتادن” اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” برای کسی بمیر که برات تب کنه “ را بخوانید.

    او حتی دستور داد بادبان‌ها را بیشتر باز کنند تا سریع‌تر حرکت کنند. این کار باعث شد کشتی در دل طوفان گرفتار شود و کنترل آن غیرممکن گردد. در نهایت، امواج خروشان کشتی را به صخره‌ها کوبید و آن را غرق کرد. آن مرد ثروتمند به خاطر غرور و اشتباه خود، همه چیز را از دست داد.

    این داستان تبدیل به ضرب‌المثلی شد که معنایش این است: وقتی کسی بر اثر تکبر و خودرأیی، خودش مرتکب اشتباه بزرگی شود، هیچ راه چاره‌ای برای نجات از نتیجه‌ی آن وجود ندارد. در واقع این مثل هشدار می‌دهد که اگر مشکل و مصیبتی از جانب خودمان و به دلیل تصمیم‌های نادرستمان باشد، نمی‌توانیم دیگران را مقصر بدانیم و باید تاوان اشتباه خود را بپردازیم.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” راه باز است و جاده دراز “ سر بزنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمی کند “ به شما کمک خواهد کرد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” دست تو پوست گردو گذاشتن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست

    در این نوشته، داستان و مفهوم ضرب‌المثل ایرانی «خود کرده را تدبیر نیست» را مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است “ را بخوانید.

    معنی ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست

    هر کس که با دست خودش برای خود مشکل و دردسر ایجاد کند، تنها خودش مسئول آن خواهد بود.

    وقتی فردی با رفتار و انتخاب‌های نادرست، زندگی را برای خود سخت و پررنج می‌کند، دیگران به او می‌گویند: «خود کرده را تدبیر نیست.» این جمله یعنی هر اتفاق ناگواری که افتاده، نتیجهٔ کارهای خودت است و نمی‌توانی دیگران را مقصر بدانی.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود “ مراجعه کنید.

    این سخن معمولاً خطاب به افرادی گفته می‌شود که به دلیل ناآگاهی یا بی‌فکری، دچار مصیبت‌های پیاپی می‌شوند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” شاه می بخشه شیخ علی خان نمی بخشه “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” کشتی هایش غرق شده “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    گسترش ضرب المثل خود کرده را تدبیر نیست با طرح یک داستان

    در یک پرواز، یکی از مسافران به همسایه کناری خود گفت: “بیا با هم یک بازی انجام دهیم.” مسافر دوم ве вежانه عذرخواهی کرد و سرش را به سمت پنجره برگرداند.

    مسافر اول دوباره گفت: “قاعده بازی اینطوریه: اول من از شما یک سوال می‌پرسم. اگر جواب را ندانستید، ۵ دلار به من می‌دهید. بعد هم شما از من می‌پرسید؛ اگر من نتوانستم جواب بدهم، ۵ دلار به شما پرداخت می‌کنم.” اما مسافر دوم باز هم معذرت خواست و پتو را روی خود کشید تا بخوابد.

    چند دقیقه بعد، مسافر اول پیشنهادش را تغییر داد و گفت: “باشه، اگر شما جواب سوال من را ندانستید، ۵ دلار به من می‌دهید؛ ولی اگر من جواب سوال شما را ندانستم، ۵۰ دلار به شما پرداخت می‌کنم.” این بار مسافر دوم قبول کرد.

    مسافر اول پرسید: “فاصله زمین تا ماه چقدر است؟” مسافر دوم بدون جواب دادن، ۵ دلار از جیبش درآورد و به او داد. بعد نوبت خودش شد و پرسید: “چه چیزی است که وقتی از تپه بالا می‌رود سه پا دارد، و وقتی پایین می‌آید چهار پا؟”

    مسافر اول مدتی فکر کرد. بعد لپ‌تاپش را روشن کرد و در اینترنت جستجو کرد، اما چیزی پیدا نکرد. سپس به منابع علمی چند دانشگاه سر زد، ولی باز هم به نتیجه نرسید. بعد برای چند نفر از دوستانش ایمیل فرستاد و با چند نفر چت کرد، اما هیچکدام نتوانستند جواب بدهند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آفتاب لب بام است “ به شما کمک خواهد کرد.

    بعد از سه ساعت، مسافر دوم را از خواب بیدار کرد و ۵۰ دلار به او پرداخت کرد. مسافر دوم پول را گرفت و تشکر کرد و دوباره خواست که بخوابد. مسافر اول پرسید: “خب، جواب سوال تو چه بود؟” مسافر دوم بدون حرف زدن، دستش را در جیبش کرد و ۵ دلار به او برگرداند و خوابید!

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد “.

    هر کس خربزه بخورد، پای لرزش می‌نشیند.

  • معنی کلمه Observe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Observe به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Observe به فارسی با مثالهای کاربردی

    تماشا کردن یا مشاهده کردن به این معنی است که چیزی را با دقت نگاه کنیم یا از قوانین و آداب خاصی پیروی کنیم.

    پلیس چند روز فرد مظنون را زیر نظر گرفت و بعد او را دستگیر کرد.
    بهتر است روش درست کردن پیتزای آن‌ها را ببینی. خیلی جالب است.
    بچه‌ها به موزه رفتند تا نمایشگاه تازه‌ای درباره دایناسورها را ببینند.
    مدیر مدرسه سر کلاس معلم حاضر شد تا روش تدریس او را بررسی کند.
    رأس ساعت ۹:۲۱ صبح، مردم کشور به احترام کسانی که در آن حادثه از دنیا رفتند، یک دقیقه سکوت خواهند کرد.
    نوح و خانواده‌اش بر اساس اعتقادات مذهبی‌شان، بیشتر جشن‌های دینی را برگزار می‌کنند.

     
    اگر بخواهید از این کلمه به صورت اسم استفاده کنید، می‌توانید به آخر آن «‑ation» اضافه کنید تا کلمه «observation» به معنای مشاهده یا نظارت ساخته شود.

    دانش‌آموزان نکات جالبی از چیزهایی که در موزه دیده بودند، بیان کردند.
    پلیس آن فرد مظنون را زیر نظر دارد.
    بررسی عملکرد معلمان برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده است.
    او به عقاید دینی‌اش سخت پایبند بود و به همین دلیل نمی‌توانست روز شنبه کار کند.
    دکتر از او خواسته که برای معاینه و تحت نظر بودن به مطب مراجعه کند.

     
    به کسی که مشاهده می‌کند «ناظر» یا «observer» می‌گویند:

    ناظران حاضر در دادگاه متوجه شدند که هیئت منصفه خیلی سریع در مورد بی‌گناهی متهم تصمیم گرفت.
    چندین شاهد به پلیس گفتند که دیده‌اند مردی مسلح به داخل یک خانه فرار کرده است.
    ناظران سازمان ملل برای بازرسی از مراکز هسته‌ای به کره شمالی فرستاده شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.