بلاگ

  • معنی کلمه Hall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hall به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hall به فارسی با مثالهای کاربردی

    سالن به فضای داخلی یک ساختمان یا خانه گفته می‌شود. این فضا معمولاً برای ارتباط دادن اتاق‌ها به هم و رفت‌وآمد استفاده می‌شود و گاهی نیز محل برگزاری دورهمی‌ها و فعالیت‌های گروهی است.

    یک سالن غذاخوری، جایی است که افراد در آن غذا می‌خورند.
    یک سالن غذاخوری نظامی، مخصوص پرسنل ارتش است که در پایگاه‌های نظامی از آن استفاده می‌کنند.
    سالن‌های کنگره، محل تشکیل جلسات نمایندگان مجلس و سنای ایالات متحده هستند.
    در خانه یا آپارتمان نیز معمولاً سالن وجود دارد. ساکنان از طریق سالن به اتاق‌های مختلف وارد یا از آن‌ها خارج می‌شوند.
    در دانشگاه‌ها، کلمه «هال» یا «تالار» معمولاً بخشی از نام خوابگاه‌های دانشجویی است.
    پیتر در اشنایدر هال زندگی می‌کند.
    ملیسا نیز در تالار فَروِل با یک هم‌اتاقی، اتاقش را به اشتراک گذاشته است.

     
    راهرو معمولاً فضایی کشیده و باریک است که برای دسترسی به اتاق‌های مختلف، باید از آن عبور کرد:

    در مدارس آمریکا، راهروها در ساعات مدرسه بسیار شلوغ هستند، چون دانش‌آموزان بین کلاس‌هایشان در آن‌ها تردد می‌کنند.
    راهروها همچنین محل قرارگیری کمدهای شخصی دانش‌آموزان هستند. علاوه بر این، دانش‌آموزان در طول روز در راهروها یکدیگر را ملاقات کرده و احوالپرسی می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hallow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hallow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hallow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «هالو» به معنای مقدس یا محترم است. این واژه‌ای قدیمی است که معمولاً در موقعیت‌های رسمی و جدی، هنگام اشاره به مکان‌ها یا اشیای مقدس به کار می‌رود. رایج‌ترین شکل این کلمه، صفت «هالود» (hallowed) است که به معنای «مقدس‌شده» یا «محترم» است.

    مثلاً:
    – محل دفن سرخ‌پوستان آمریکا، زمینی مقدس محسوب می‌شود.
    – واژه هالووین در واقع شکل کوتاه‌شده عبارت «آل هالوز ایو» (All Hallows Eve) است.
    – دعای ربانی که از دعاهای مسیحیان است، با این جمله آغاز می‌شود: «پدر ما که در بهشتی، نام تو مقدس باد».
    – محلی که برج‌های دوقلو در یازدهم سپتامبر در نیویورک فرو ریختند، امروزه زمینی مقدس به شمار می‌آید و بناهای یادبودی در آن ساخته شده است.
    – کلیسا، مسجد یا معبد، همگی مکان‌های مقدسی هستند که مردم در آن‌ها احساس آرامش و امنیت می‌کنند.
    – قبرستان نیز یک زمین مقدس است.

    توجه: کلمه «تی» (thy) در انگلیسی قدیم، به معنای «مال تو» یا «تو» است. همچنین «آرت» (art) شکل کهنه‌ای از فعل «بودن» (be) می‌باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای بروید که کلمات رایج انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا در آن قرار دارد.

  • معنی کلمه Halt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Halt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Halt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “halt” معنایی بسیار نزدیک به “توقف” دارد، اما معمولاً در موقعیت‌های رسمی‌تر مانند محیط‌های کاری یا دولتی به کار می‌رود. وقتی فعالیتی “halt” می‌شود، یعنی کاملاً از حرکت ایستاده است.

    تولید محصول جدید شرکت، وقتی که پولشان تمام شد، کاملاً متوقف شد.
    اعلام ممنوعیت سفر، باعث توقف کامل سفر از برخی کشورها به آمریکا شد.
    سفر از کشورهایی مثل ایران و سومالی کاملاً قطع شد.
    همه چیز از کار افتاد.
    معاملات در بورس نیویورک به خاطر یک مشکل کامپیوتری، کاملاً متوقف شد.
    پزشکان تلاش می‌کنند تا از پخش شدن یک ویروس جدید و به شدت واگیردار جلوگیری کنند.
    مامور پلیس به فرد فراری مشکوک گفت که فوری بایستد، وگرنه مجبور است از اسلحه استفاده کند.
    مسئولان شهر به یک کارخانه اعلام کردند که به شکل غیرقانونی کار می‌کند و باید همه کارهای تولیدی خود را متوقف کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hand به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hand به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hand به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دست” معمولاً به بخشی از بدن گفته می‌شود که در انتهای بازو قرار دارد و برای لمس کردن، حس کردن و کار با چیزهای مختلف به کار می‌رود.

    شما یک دست چپ و یک دست راست دارید.
    در یک روز معمولی، دست‌های شما کارهای زیادی انجام می‌دهند.
    من تقریباً برای همه کارهایی که می‌کنم از دست‌هایم استفاده می‌کنم.

     
    وقتی “دست” به عنوان اسم به کار می‌رود، گاهی به معنای کمک کردن است.

    چرا در حمل آن جعبه‌های سنگین به او کمک نمی‌کنی؟
    برای جابه‌جایی این میز کمکم کن.
    اجازه بده در این کار کمکتان کنم؟

     
    همچنین وقتی می‌خواهیم چیزی را به کسی بدهیم، از “دست” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم:

    لطفاً آن پیچ‌گوشتی را به من می‌دهی؟
    پستچی یک پاکت به من داد.
    تکالیفتان را تحویل دهید.

     
    گاهی این کلمه در قالب اصطلاحاتی مانند “دست‌بر” یا “بی‌دست” نیز شنیده می‌شود.

    او در مدیریت کسب‌وکارش روش عملی و مستقیم دارد. (یعنی خودش شخصاً نظارت می‌کند و در کارها شرکت دارد.)
    او در تربیت فرزندانش روش غیرمستقیم و آزادانه دارد. (یعنی به بچه‌ها اجازه می‌دهد کار دلخواهشان را انجام دهند یا خودش خیلی وارد جزئیات نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Handle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Handle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Handle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “handle” (دسته) هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود.

    وقتی این کلمه به عنوان اسم استفاده می‌شود، به قسمتی از یک وسیله، ابزار یا دستگاه اشاره دارد که آن را با دست می‌گیریم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم:

    * هنگام کار با چکش، مطمئن شوید که دسته آن را محکم گرفته‌اید.
    * دسته کیف چرم من شکست و مجبور شدم یک کیف جدید بخرم.
    * ونسا دسته راکت تنیس خود را شکست.

    اما وقتی “handle” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن مدیریت کردن یا رسیدگی به یک وضعیت است:

    * آیا او از عهده مسئولیت‌های شغل جدیدش برمی‌آید؟
    * سرپرست ما در برخورد با مشتریان سخت‌گیر، عملکرد خوبی دارد.
    * آیا بلدی چطور یک اسنوموبیل را هدایت و کنترل کنی؟
    * ماشین جدید شیلا در بزرگراه، فرمان‌پذیری و کنترل خوبی دارد.
    * کوین دیگر نمی‌تواند فشار کاری را تحمل کند.
    * آیا می‌توانی در شرایط پراسترس کار کنی؟
    * من دیگر از پس این وضعیت برنمی‌آیم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Handy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Handy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Handy به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه «خوش‌دست» برای توصیف کسی که در تعمیر وسایل مهارت دارد استفاده کنید. همچنین این کلمه برای توصیف اشیای مفید مانند ابزار یا وسایل آشپزخانه هم به کار می‌رود.

    تد آدم بسیار خوش‌دستی است. تقریباً هر چیزی را بلد است درست کند.
    چاقوی جیبی می‌تواند خیلی به‌کاربیاید. تیغه و ابزارهایی دارد که همیشه می‌توانید همراه خود داشته باشید.

    تلفن همراه یک وسیله کاربردی است. علاوه بر برقراری تماس، می‌توانید با آن پیام بفرستید، در اینترنت جست‌وجو کنید، نقشه ببینید، عکس بگیرید، از آن به عنوان قطب‌نما استفاده کنید یا حتی زنگ ساعت بگذارید.

    گلوریا در محیط کار، فرد خوش‌دست و مفیدی است. او با تمام جزئیات کارهای دفتر آشناست.

    در آشپزخانه‌مان همیشه یک دربازکن کنار دستمان است، چون مدام مشغول باز کردن قوطی‌ها هستیم. (اگر چیزی «دست‌رس» باشد، یعنی به راحتی و سریع در دسترس است.)

    ما یک «مرد همه‌کاره» استخدام کردیم تا چند مشکل خانه را برطرف کند. («مرد همه‌کاره» یک اسم مرکب است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hang به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hang به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hang به فارسی با مثالهای کاربردی

    آویزان کردن یعنی چیزی را از جایی آویزان کنیم؛ مثلاً از یک میخ روی دیوار، یا از قلاب، یا دور یک شیء دیگر.
    این فعل، یک فعل بی‌قاعده است و برای زمان گذشته و شکل ماضی آن، دو حالت مختلف وجود دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hang

    آویزان کردن

    hung/hangged

    آویزان کرد / به دار آویخته شد

    hung/hannged

    آویزان کرده / به دار آویخته شده

    کت خود را در کمد آویختم.
    تو لباس‌هایت را کجا آویزان می‌کنی؟
    در گالری‌های هنری، تابلوها به دیوار آویزانند.
    گاهی برای تبلیغ کالاها، تابلوهایی از پنجره‌ها آویزان می‌شود.
    بسیاری از آمریکایی‌ها در روزهای مهم ملی، پرچم کشورشان را بیرون از خانه نصب می‌کنند.
    در زمستان، قندیل‌های یخ از لبه‌ی سقف خانه‌ها آویزان می‌شوند.
    مردان کسب‌وکار، وقتی کت و شلوار می‌پوشند، کراوات به گردن می‌آویزند.

    کلمهٔ “hang” گاهی برای زمانی به کار می‌رود که فردی وقتش را با دیگران – معمولاً دوستان – می‌گذراند.
    روجلیو دوست دارد آخر هفته‌ها با دوستانش باشد.
    ونسا اخیراً با آدم‌های نابابی وقت می‌گذراند.
    تو بیشتر با چه کسانی معاشرت می‌کنی؟
    بیا این آخر هفته با هم باشیم.
    یک آدم عجیب و غریب، اطراف مغازه پرسه می‌زند و تنهاست.
    پلیس آمد تا با کسی که ساعتی بود کنار بانک پرسه می‌زد صحبت کند.

    عبارت‌های رایجی هم هستند که از “hang” استفاده می‌کنند:
    “Don’t leave me hanging.” (یعنی: من را تنها نگذار، کمکم کن.)
    “I have another call. Can you hang on?” (یعنی: می‌شود صبر کنی؟)
    “Hang on. I’ll be right back.” (یعنی: صبر کن، زود برمی‌گردم.)
    “How’s it hanging?” (یعنی: حالت چطوره؟ چطور می‌گذره؟)
    “The patient is still hanging on.” (یعنی: بیمار هنوز زنده است و جان به در برده.)

    یک نوع مجازات مرگ وجود دارد که در آن طنابی به گردن فرد می‌اندازند. در این مورد نیز از “hang” استفاده می‌شود.
    در غرب قدیم، به عنوان یک نوع مجازات فوری، کسانی که دزدی یا قتل می‌کردند، دار زده می‌شدند.
    جان ویلکس بوث به خاطر نقشش در ترور آبراهام لینکلن، اعدام با دار شد.
    مردم شهرها گاهی جمع می‌شدند تا اعدام یک مجرم را تماشا کنند.
    هرچند امروزه در آمریکا دیگر مجازات دار زدن انجام نمی‌شود، اما در برخی کشورهای جهان همچنان این مجازات وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Happen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Happen به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Happen به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “happens” (به معنای “اتفاق می‌افتد”) برای صحبت درباره کارها، رویدادها، پیشامدهای ناگهانی و شگفتی‌ها به کار می‌رود. یادگیری نحوه استفاده از این فعل ممکن است کمی چالش‌برانگیز باشد، بنابراین بهتر است با دقت آن را تمرین کنید. ابتدا بیایید ببینیم چطور می‌توان “happen” را با کلمه “what” (چه) به کار برد. نکته مهم: وقتی کلمه پرسشی نقش “فاعل” جمله را دارد، از فعل کمکی استفاده نمی‌کنیم.

    What happened?
    (چه اتفاقی افتاد؟ – وقتی برای اولین بار متوجه یک مشکل می‌شوید، این سوال را بپرسید.)

    What happens here every day?
    (هر روز اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟ – از این نوع سوال برای پرسش درباره فعالیت‌های معمول استفاده کنید.)

    What happens if I put these two things together?
    (اگر این دو چیز را کنار هم بگذارم چه اتفاقی می‌افتد؟ – وقتی درباره یک امکان فکر می‌کنید، این سوال را بپرسید.)

    در مجموعه سوالات زیر، از فعل کمکی استفاده می‌شود، زیرا کلمه پرسشی نقش فاعل را ندارد:

    When did that happen?
    (چه زمانی آن اتفاق افتاد؟ – کلمه “that” فاعل جمله است.)

    Where does this usually happen?
    (معمولاً این اتفاق کجا می‌افتد؟)

    How can this happen?
    (چطور ممکن است این اتفاق بیفتد؟)

    Why hasn’t that happened yet?
    (چرا هنوز آن اتفاق نیفتاده است؟)

    کلمه “happen” معمولاً در زمان‌های مختلفی مانند گذشته، حال و آینده به کار می‌رود:

    That happened yesterday.
    (دیروز آن اتفاق افتاد. – زمان گذشته)

    This happens every day.
    (این اتفاق هر روز می‌افتد. – زمان حال)

    It won’t happen until tomorrow.
    (این اتفاق تا فردا نخواهد افتاد. – زمان آینده، منفی)

    همچنین، شکل “happening” در بسیاری از عبارت‌های روزمره دیده می‌شود:

    Hey, what’s happening?
    (هی، چه خبر؟ – حالت غیررسمی سلام کردن و احوالپرسی)

    This can’t be happening.
    (نمی‌تواند باور کنم این دارد اتفاق می‌افتد. – وقتی وضعیت بسیار بد است)

    We have to make this happen.
    (ما باید کاری کنیم این اتفاق بیفتد. – یعنی برای موفقیت باید تلاش کنیم)

    This party is not happening. Let’s go.
    (این مهمانی به جایی نمی‌رسد. بیا برویم. – یعنی مهمانی خسته‌کننده یا بی‌حال است)

    That is not going to happen.
    (این اتفاق نخواهد افتاد. – یعنی من از وقوع آن جلوگیری خواهم کرد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Happy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Happy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Happy به فارسی با مثالهای کاربردی

    خوشحال بودن یعنی یک حس خوب و یک تجربه مثبت. کلمه “Happy” یک کلمه ساده و پایه در انگلیسی است، اما باید بدانید چطور از آن استفاده کنید:

    معمولاً کلمه “happy” همراه با افعالی مانند be (هست، هستید و …)، feel (احساس کردن) و seem (به نظر رسیدن) به کار می‌رود.

    مثلاً:
    ماریا خوشحال است.
    جو احساس خوشحالی می‌کند.
    ماریا و جو با هم خوشحال هستند.
    آنها با هم خوشحال به نظر می‌رسند. (در اینجا چون از کلمه “به نظر” استفاده شده، یعنی ما از خوشحال بودن آنها کاملاً مطمئن نیستیم.)

    وقتی می‌خواهید از فعل “make” (ساختن/کردن) با “happy” استفاده کنید، باید بعد از آن یک مفعول بیاورید.

    مثلاً:
    بچه‌هایش او را خوشحال می‌کنند.
    کارش به او احساس خوشحالی می‌دهد.
    یک برد، تیم را خوشحال خواهد کرد.
    یک روز آفتابی همه را شادتر می‌کند.
    مشکلات سر کار مرا ناراحت می‌کنند. (کلمه مقابل “happy”، “unhappy” به معنی ناراحت است.)

    گاهی اوقات بعد از “happy” یک مصدر (to + فعل) می‌آید.

    مثلاً:
    خوشحالم که اینجا هستم.
    خوشحالم که می‌توانم به شما کمک کنم.
    از شنیدن خبرهای خوب خوشحالیم.
    خوشحالیم که می‌بینیم همه حالشان خوب است.
    معلم از دیدار شما خوشحال است.
    دانش‌آموزان از یادگیری چیزهای تازه خوشحال هستند.

    شما می‌توانید برای فرد دیگری هم خوشحال باشید. در این حالت، شما از موفقیت یا خوش‌شانسی او خوشحال می‌شوید.

    مثلاً:
    من به خاطر تو خوشحالم.
    ما به خاطر تو بسیار خوشحالیم.
    همه به خاطر آن زوج تازه‌ازدواج‌کرده خوشحال هستند.
    وقتی شارلین گفت که باردار است، همه همکارانش گفتند که به خاطر او خوشحالند.

    حروف اضافه “about” و “with” هم معمولاً با “happy” استفاده می‌شوند.

    مثلاً:
    تام از قایق جدیدش خوشحال است.
    او از قایق جدیدش راضی است.
    ماریا از همسرش راضی است.
    او از زندگی در نبراسکا خوشحال است.
    رانندگان از آزادراه جدید خوشحال هستند.
    آنها از وقتی که با آزادراه جدید ذخیره می‌کنند، خوشحال هستند.
    ما از مبلمان جدیدمان راضی هستیم.
    ما از اینکه مبلمان را حراج خریدیم، خوشحالیم.

    در تبریک‌های مربوط به جشن‌ها و مناسبت‌ها هم از “happy” استفاده می‌کنیم.

    مثلاً:
    سال نو مبارک!
    عید پاک مبارک!
    چهارم جولای مبارک!
    شکرگزاری مبارک!

    گاهی “happy” به صورت طعنه‌آمیز و برای بیان ناراحتی استفاده می‌شود و معنای عکس می‌دهد.

    مثلاً:
    تقصیر همه این اتفاقات با توست. حالا راضی شدی؟
    امیدوارم راضی شده باشی.
    امیدوارم از خودت راضی باشی!

    کلمه “happily” یک قید است و یعنی “با خوشحالی” یا “خوشبختانه”.

    مثلاً:
    دانش‌آموزان بعد از تعطیلات با خوشحالی به مدرسه برگشتند.
    داوطلبان با خوشحالی برای کمک به تعمیر خانه همسایه پیرمردشان پیشقدم شدند.
    ما با خوشحالی یک کمک مالی به مدرسه کردیم.

    کلمه “happiness” یک اسم است و به معنی “شادی” یا “خوشبختی” است.

    مثلاً:
    شادی پسر دیگر درونش نمی‌گنجید. (یعنی آنقدر خوشحال بود که نمی‌توانست خودش را کنترل کند.)
    لاتویا می‌خواهد شادی‌اش را با دیگران قسمت کند.
    خوشبختی یعنی بتوانی در یک دنیای صلح‌آمیز زندگی کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Harness به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Harness به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Harness به فارسی با مثالهای کاربردی

    آزار دادن به این معنی است که یک نفر به طور مکرر و عمدی برای دیگری مشکل و ناراحتی ایجاد کند. این کار ممکن است بارها تکرار شود و در بسیاری از موارد، انجام آن غیرقانونی است.

    تعدادی از دانش‌آموزان مدرسه، خوزه را به خاطر طرز صحبت کردن و محل زادگاهش آزار می‌دهند.
    بیل می‌گوید که پلیس به خاطر ظاهرش، او را مورد آزار قرار می‌دهد.
    شهردار شهر، برخی از اعضای کارمندانش را مورد آزار جنسی قرار داد. در پایان، او شغلش را از دست داد.
    وقتی جیل فهمید چه کسی او را آزار می‌دهد، فردی را استخدام کرد تا این مشکل را برطرف کند.

     
    اسم این کلمه، «آزار» یا «ایذا» است:

    سرپرست ما به خاطر یک رویداد آزار جنسی، کارش را از دست داد.
    آزار دادن دانش‌آموزان در مدرسه ما پذیرفته نیست.
    بیشتر مدرسه‌ها در ایالات متحده، یک قانون بسیار سخت به نام «سیاست عدم تحمل» دارند که بر اساس آن، هیچ نوع آزار و اذیتی را اجازه نمی‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.