بلاگ

  • معنی کلمه Glimpse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glimpse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Glimpse به فارسی با مثالهای کاربردی

    **glimpse** به معنی یک نگاه کوتاه و سریع به چیزی است. این کلمه معمولاً به شکل اسم به کار می‌رود:

    – وقتی از کنار ساختمان رد می‌شدم، یک نگاه سریع به آن انداختم.
    – لطفاً به این نگاه کن و نظرت را به من بگو.
    – دانشجویان وقتی از دانشگاه بازدید کردند، نگاه کوتاهی به زندگی دانشجویی انداختند.
    – حتی یک نگاه گذرا به خورشید هم برای چشمانتان آزاردهنده است.

     

    علاوه بر این، می‌توان از **glimpse** به عنوان فعل نیز استفاده کرد:

    – مری وقتی در مطب دکتر نشسته بود، سریع نگاهی به مجله انداخت.
    – دن تند نگاهی به تلفنش کرد تا ساعت را ببیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، می‌توانید به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glitch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glitch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Glitch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک مشکل فنی کوچک ممکن است به دردسرهای بزرگتری منجر شود. این مشکلات در سامانه‌های رایانه‌ای، وبسایت‌ها، دستگاه‌های الکترونیکی و مکانیکی، برنامه‌ها و حتی گفتگوها پیش می‌آید.

    یک مشکل رایانه‌ای باعث شد سفارش اینترنتی او به مشکل بخورد.
    یک اشکال موقت در برنامه‌هایشان کار را به تأخیر انداخت.
    به خاطر چند مشکل در وبسایت، برخی نتوانستند برای بیمه درمانی ثبت نام کنند.
    یک مشکل ناگهانی در گفتگوهای دو کشور، بحث‌های آن‌ها را متوقف کرد.
    یک ایراد در برنامه پروازها، باعث شد سفرهای هوایی برای چند ساعت قطع شود.
    سیستم یک مشکلی دارد.
    این فقط یک مشکل کوچک است. به زودی رفع می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gloomy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gloomy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Gloomy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gloomy” به معنای “تاریک” یا “غمگین” است. از این کلمه می‌توان برای توصیف چیزهای مختلفی استفاده کرد؛ مثلاً برای آب‌وهوا، حال‌وهوای افراد، آثار هنری یا حتی شرایط اقتصادی.

    امروز هوا بسیار گرفته و تاریک است. باران می‌بارد و آسمان خاکستری است.
    نوامبر ماهی است که تا حدی غم‌انگیز به نظر می‌رسد. آسمان معمولاً ابری است و روزها مرتب کوتاه‌تر می‌شوند.
    چرا آندریا اینقدر افسرده به نظر می‌رسد؟ مگر خبر ناخوشایندی شنیده است؟
    آثار ادوارد مونک حال‌وهوای غمگینی دارند. تابلوی معروف او به نام “جیغ” نمونه خوبی از این حالت است.
    فیلمی که دیشب دیدیم، داستان جالبی داشت ولی فضای کلی آن غم‌انگیز بود. در پایان فیلم، بسیاری از شخصیت‌ها از بین رفتند.
    اگرچه وضعیت اقتصادی کم‌کم رو به بهتر شدن است، اما هنوز خیلی از مردم در آمریکا نسبت به آن نگران و ناامید هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glue به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Glue به فارسی با مثالهای کاربردی

    چسب یک ماده چسبنده است که برای به هم پیوستن چیزها، درست کردن وسایل شکسته و ساختن چیزهای جدید به کار می‌رود. کار اصلی چسب این است که سطوح مختلف را به خوبی به هم بچسباند.

    بچه‌ها در کاردستی و فعالیت‌های هنری از چسب استفاده می‌کنند.
    درودگران برای وصل کردن قطعات چوب به یکدیگر از چسب کمک می‌گیرند.
    چسب مایع (که گاهی به آن چسب کائوچویی هم می‌گویند) یک نوع چسب است.
    چسب قوی (سوپرگلو) برای تعمیر وسایل شیشه‌ای و سرامیکی بسیار مناسب است.
    چسب بعد از اینکه استفاده شد، نیاز دارد تا خشک شود.
    واژه «چسب» می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    glue

    چسباندن

    glued

    چسباند

    glued

    چسبانده

    سیندی دو برگ کاغذ را با چسب به هم متصل کرد.
    وقتی آباژور شکست، پیتر تکه‌های آن را با چسب به هم وصل کرد.
    پس از چسباندن قطعات، باید صبر کنید تا چسب کاملاً خشک شود.
    به نظر شما برای اتصال این تکه‌های چوب از چسب استفاده کنم یا پیچ انتخاب بهتری است؟

    ما در گفتگوهای روزمره اغلب از کلمه “چسب” به شکل مفهومی و غیرواقعی استفاده می‌کنیم:
    آن دو مانند چسب به هم چسبیده‌اند. (یعنی رابطه بسیار صمیمی و نزدیکی دارند.)
    بچه‌ها به صفحه تلویزیون چسبیده‌اند. (تمام توجهشان به برنامه‌ای است که تماشا می‌کنند.)
    ساندرا به میز کارش چسبیده. (به دلیل حجم زیاد کار، نمی‌تواند از میزش دور شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Goal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Goal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Goal به فارسی با مثالهای کاربردی

    هدف، چیزی است که به دنبالش هستید. این هدف می‌تواند پول، قدرت، موفقیت، دانایی، علم، خانواده، آرامش درونی یا آسایش باشد. هر کسی هدف‌های خاص خودش را دارد. اگر هر روز به این سایت سر می‌زنید، هدف شما یادگیری زبان انگلیسی است.

    هدف او این است که چند ماهی بگیرد.
    او می‌خواهد گل بزند. (در فوتبال و هاکی، بازیکنان سعی می‌کنند گل بزنند. این هدف آن‌هاست.)
    هدفش این است که روزی یک هنرمند شود.
    او می‌خواهد در کسب‌وکار موفق شود. این مهم‌ترین هدف اوست.
    او به هدفش که تبدیل شدن به یک متخصص در هنرهای رزمی بود، رسید. حالا آن را به دیگران یاد می‌دهد.

    واژه دیگری که می‌توان برای هدف به کار برد، “مقصد” است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه God به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه God به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه God به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خدا” (God) وقتی به آن وجود دانا، بینا و توانایی اشاره دارد که در سراسر جهان پرستش می‌شود، همیشه با حرف بزرگ نوشته می‌شود. نام‌های گوناگونی برای خدا وجود دارد که هر کدام به دین خاصی وابسته هستند، اما بیشتر این نام‌ها به یک خدا یا یک مفهوم واحد اشاره می‌کنند.

    یک کشیش، مرد خداست.
    کلیساها برای پرستش خدا ساخته می‌شوند.
    در ابتدا، خداوند آسمان‌ها و زمین را آفرید. (از سفر پیدایش، اولین آیه کتاب مقدس)
    مسلمانان خدا را «الله» می‌نامند.
    یهودیان خدا را «یهوه» صدا می‌زنند.
    یک آتئیست کسی است که به خدا اعتقاد ندارد.
    آیا شما به خدا ایمان دارید؟
    زائران در اوایل قرن هفدهم به آمریکای شمالی سفر کردند تا بتوانند مطابق با اعتقادات خود خدا را پرستش کنند.

     
    در گفتگوهای روزمره، به روش‌های مختلفی می‌شنویم که نام خدا به کار برده می‌شود، چه گوینده واقعاً به خدا فکر کند یا نه:

    به خدا قسم، دارم حقیقت را می‌گویم.
    واقعاً به خدا، آیا لازم است این کار را بکنی؟
    به نام خدا، لطفاً دست از کاری که داری می‌کنی بردار!
    خدای من، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
    امروز را با موفقیت پشت سر می‌گذارم، انشاالله خدا کمکم کند.
    او آدم خوبی بود. خداوند به روحش آرامش بده. (این جمله وقتی گفته می‌شود که کسی فوت کرده است.)
    او الآن در دستان خداست. (یعنی فوت کرده است.)
    همه چیز در دست خداست. (یعنی ما کاری از دستمان برنمی‌آید.)
    پاسخ این سؤال را فقط خدا می‌داند.
    طوفان، یک اتفاق طبیعی و غیرقابل پیش‌بینی بود. (حادثه‌ای که خارج از کنترل انسان است)
    اگر لطف خدا نبود، ممکن بود آن سرنوشت بد برای من پیش بیاید. (یعنی آن فرد بی‌چاره می‌توانست من باشم.)
    چادر زدن در هوای آزاد هنگام طوفان شدید و رعد و برق، ترس از خدا را در دل شما می‌اندازد.
    انشاالله، ماریو و لیزا می‌خواهند فرزندان زیادی داشته باشند. (یعنی اگر خدا بخواهد و اجازه دهد.)

     
    وقتی کلمه “god” با حرف کوچک نوشته می‌شود، معمولاً به باورهای چندخدایی (پرستش چندین خدا) مانند آنچه در میان یونانیان و رومیان رایج بود اشاره دارد، یا برای صحبت درباره هر “خدایی” به صورت کلی به کار می‌رود.

    نپتون، خدای دریاها است.
    آفرودیت، الهه عشق است. (الهه = خدای زن)
    ما نمی‌خواهیم خدایان را خشمگین کنیم.
    کوین می‌گوید ونسا یک الهه است. (یعنی فکر می‌کند او بسیار زیباست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gold به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gold به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Gold به فارسی با مثالهای کاربردی

    طلا یک فلز بسیار ارزشمند و کمیاب در سراسر دنیا محسوب می‌شود.

    طلا فلزی گرانبهاست.
    خیلی از افراد طلا را به صورت زیورآلات در اختیار دارند.
    حلقه‌های ازدواج معمولاً از طلا ساخته می‌شوند، اما اغلب خالص نیستند.
    مدال‌های المپیک نیز حاوی مقداری طلا هستند.
    قیمت هر اونس طلا در زمان حاضر ۱۳۰۰ دلار است.
    در گذشته از طلا به عنوان پول رایج استفاده می‌شد.
    امروزه اما محبوبیت طلا کمتر شده، چون مردم بیشتر از پول کاغذی یا دیجیتال استفاده می‌کنند.
    ساعت جیبی طلا در گذشته از وسایل باارزش مردان بود.
    هنوز هم در بعضی فرهنگ‌ها، به افراد بازنشسته، ساعت طلا هدیه داده می‌شود.
    سگ نژاد گلدن رتریور یکی از محبوب‌ترین نژادهاست.
    پوشش بدن این سگ، رنگ طلایی دارد.
    ماهی قرمز نیز از حیوانات خانگی پرطرفدار بین کودکان است.
    نگهداری از ماهی قرمز کار سختی نیست.
    معمولاً ماهی قرمز را در یک تنگ مخصوص نگه می‌دارند.

     
    واژه‌های gold و golden در بعضی عبارت‌ها و اسم‌های ترکیبی به کار می‌روند.

    تب طلا به معنی فرصت ناگهانی برای ثروتمند شدن است.
    جوینده طلا به کسی گفته می‌شود که فقط برای پول با فردی ازدواج می‌کند.
    سال‌های طلایی، به دوران بازنشستگی یا سالمندی فرد اشاره دارد.
    اگر چیزی به خوبی طلا باشد، یعنی بسیار باارزش است.
    من یک ایده دارم که به خوبی طلا باارزش است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Good به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Good به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Good به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خوب” در مقابل “بد” معنی روشنی دارد، اما کاربردهای روزمره و پرکاربرد دیگری هم دارد. خیلی از افراد از این کلمه استفاده می‌کنند تا بگویند به مقدار کافی از چیزی استفاده کرده‌اند:

    الف: باز هم قهوه می‌خواهی؟
    ب: نه، من خوبم.

    این پاسخ یعنی “به اندازه کافی خورده‌ام” یا “نیازی ندارم”، اما معمولاً وقتی استفاده می‌شود که کسی اول از شما سوالی بپرسد:

    الف: کمک دیگری لازم داری؟
    ب: نه، من خوبم.
    الف: قایق خوب بسته شده؟
    ب: آره، خوبه.

    گاهی اوقات “good” شبیه “ok” است و یعنی یک وضعیت یا پیشنهاد قابل قبول است:

    ما داریم یک سری کتاب جدید برای کلاس سفارش می‌دهیم. شما با این قضیه موافقی؟

    همچنین استفاده از “good” وقتی رایج است که کسی در مورد حال و احوالتان می‌پرسد، مثلاً در یک احوالپرسی ساده:

    الف: امروز چطوری؟
    ب: خوبم. تو چطوری؟
    الف: خوبم.

    وقتی کسی درباره کیفیت یک چیز یا دلیل مفید بودن آن سوال می‌پرسد، کلمه “good” معمولاً در سوال به کار می‌رود:

    – چه فایده‌ای دارد؟ (یعنی چرا اصلاً باید تلاش کنم؟)
    – این چه سودی دارد؟ (ارزش این کار چیست؟)
    – چقدر خوب است؟ (یعنی کیفیت آن چطور است؟)
    – این به چه دردی می‌خورد؟ (هدف از این چیست؟)

    کلمه “good” به عنوان اسم هم به کار می‌رود و معمولاً به چیزهایی اشاره دارد که مردم می‌خرند:

    می‌توانید کالاهای کنسروی را از یک فروشگاه مواد غذایی بخرید.
    وزارت بازرگانی آمریکا هر سال کالاها و خدماتی که در این کشور فروخته می‌شوند را ثبت و پیگیری می‌کند.

    این کلمه در بعضی عبارت‌های خاص هم دیده می‌شود:

    – کار جدیدش مثل طلا ارزشمند است. (یعنی خیلی خوب است.)
    – اگر به آن محله برود، انگار مرده است. (یعنی واقعاً ممکن است جانش را از دست بدهد؛ آنجا بسیار خطرناک است.)
    – این کار تقریباً تمام شده است. (یعنی کار تقریباً تمام است و در ذهن من تمام محسوب می‌شود.)
    – او زیادی “خودشیفته اخلاقی” است. (یعنی بیش از حد سعی می‌کند خوب به نظر برسد و دیگران را راضی نگه دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Goof به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Goof به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Goof به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “goof” به معنای “احمق” معمولاً زمانی استفاده می‌شود که کسی کار اشتباه یا بی‌دقتانه‌ای انجام داده باشد. همچنین در موقعیت‌های شوخی و بازیگوشی بین دوستان نیز به کار می‌رود.

    وقتی “goof” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً همراه با یک حرف اضافه می‌آید. مثال‌ها:

    – او در امتحانش اشتباه کرد.
    – او در لحظه پایانی بازی خطا کرد.
    – دست از شوخی بردار! (در این جمله “goofing” شکل مصدری فعل است.)
    – من امروز هنوز اشتباهی نکرده‌ام.
    – او فقط با تو شوخی می‌کند.
    – آن‌ها به دلیل بی‌کاری و شوخی در محل کار، اخراج شدند.
    – آن بچه‌ها مشغول بازی با کامپیوتر هستند.

    در نمونه‌های زیر “goof” به عنوان اسم به کار رفته است:

    – او در امتحانش یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.
    – چرا او این قدر شوخ و بازیگوش است؟
    – دیگر شوخی کردن را تمام کن.
    – آن‌ها توانستند اشتباه موجود در فرم‌های مالیاتی را قبل از ارسال به اداره مالیات پیدا کنند.

    برای ساختن صفت از این کلمه، به انتهای آن حرف “y” اضافه می‌کنیم تا کلمه “goofy” ساخته شود:

    – این یک آهنگ خنده‌دار و کودکانه است.
    – آن فیلم، فیلم مسخره‌ای بود.
    – تو امروز خیلی شوخ و بازیگوشی.
    – انجام این کار، کار بیهوده و احمقانه‌ای بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Gossip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gossip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Gossip به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی پشت سر فرد دیگری حرف می‌زند، ممکن است این حرف‌ها تبدیل به “شایعه” شود. شایعات گاهی ترکیبی از اطلاعات درست و نادرست هستند، اما چه واقعی باشند و چه نباشد، می‌توانند به آبرو و شخصیت کسی که درباره‌اش صحبت می‌شود، آسیب بزنند.

    همسایه‌ام از تمام شایعات تازه‌ای که در محلّه می‌گذرد باخبر است.
    آیا از تازه‌ترین شایعات درباره جنیفر لوپز چیزی شنیده‌ای؟
    سارا دوست دارد از همه شایعات محل کارش باخبر باشد.
    یک کتاب تازه درباره دونالد ترامپ، شایعات جالب زیادی درباره او و خانواده‌اش دارد.
    پخش کردن شایعه درباره دیگران کار خوبی نیست.
    شایعه‌پراکنی می‌تواند اعتبار یک نفر را خراب کند. (کلمه “gossiping” در این جمله به شکل مصدر با ing به کار رفته است.)

     

    کلمه “gossip” به عنوان فعل هم استفاده می‌شود:

    دانش‌آموزان درباره معلمشان شایعه می‌سازند.
    همسایه‌ها درباره خانواده جدیدی که به محلّه آمده بود، حرف و حدیث راه انداختند. حرف‌هایشان بی‌احترامی بود.
    شایعه ساختن درباره دیگران کار درستی نیست. (“To gossip” در اینجا مصدر است.)

     

    واژه “gossipy” صفتی است برای کسی که علاقه زیادی به شایعه‌پراکنی دارد.

    کلارا آدم بسیار فضولی است و مدام شایعه پخش می‌کند.
    دفتر کار پر از آدم‌های شایعه‌ساز است.
    از وقتی تاد به عنوان آدمی شایعه‌پرداز شناخته شد، همکارانش دیگر اطلاعات شخصی خود را با او در میان نمی‌گذارند.

     

    عبارت‌های دیگری هم برای اشاره به کسی که شایعه می‌پراکند وجود دارد. مثلاً می‌گویند: “gossip monger” یا فقط “gossip”.

    تاد آدم پرمزّه‌ای است و مدام شایعه پخش می‌کند.
    تاد به آدم شایعه‌پرداز معروف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.